سایه القاعده در ترکیه

مقدمه

ریشه تفکر القاعده بر بستر اندیشة سلفی استوار است که نخستین جلوه‌های ظهور آن به قرن دوم هجری باز می‌گردد که جمعی خواستار بازگشت به اصالت اولیه اسلام بودند. با این حال، ظهور سیاسی ـ نظامی آن در خاورمیانه بعد از اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی بروز کرد. کشورهای عربی با «مقدس خواندن» این جنگ، تبلیغات وسیعی علیه دولت شوروی و حکومت وقت افغانستان به راه انداختند و به حمایت مادی و نظامی چریک‌های نظامی درگیر پرداختند.

علاوه بر این، نیروهای متعصب و مذهبی زیادی از کشورهای مختلف عربی در این دفاع که از نظر آنها مقدس بود، شرکت کردند. این نیروهای چریکی 42 هزار نفری، بنیادگرایان تندرو از کشورهای مصر، الجزایر، تونس، عربستان، فلسطین، یمن و افغانستان بودند که بعد از پایان جنگ افغانستان، شبکه‌ای را با عنوان «القاعده» تأسیس و با هدف گسترش فعالیت خود شعبه‌هایی در سراسر جهان ایجاد کردند.[1] اعضای القاعده، با توجه به اعلام جهاد رهبر این شبکه در 23 آگوست 1996 علیه منافع ایالات متحده امریکا، به منزله بزرگ‌ترین تروریست‌های بین‌المللی شهرت جهانی یافتند و به ترورهای بی‌شماری در جهان متهم شدند.* القاعده نیز با افتخار مسئولیت بسیاری از عملیات را برعهده گرفته و آن را در راستای مبارزه با امریکا و اسرائیل توجیه کرده است. در همین زمینه، سازمان القاعده در کشور مسلمان ترکیه، با چند اقدام تروریستی جدی و برخی حرکت‌های نمادین، نشان داد که در این کشور نیز فعال است و می‌تواند در زمان مقتضی اقداماتی علیه امنیت حکومت سکولار ترکیه انجام دهد. برای نمونه، سازمان القاعده در 15 نوامبر 2003، در منطقه شیشلی (از مراکز مهم تجاری استانبول) در کنار دو کنیسه یهودی «بنی شالوم» و «بیت اسرائیل» دست به انفجارهای پی در پی زد که در نتیجة آن 23 نفر کشته و حدود 100 نفر زخمی شدند. (این کنیسه در سال 1986 نیز هدف حملات مهاجمین مسلح قرار گرفت که طی آن 22 تن کشته شدند. در سال 1992 نیز به این کنیسه حمله شد.) القاعده هم‌چنین پنج روز پس از حملات انتحاری به دو کنیسه یهودیان در استانبول و هم‌زمان با سفر جنجالی جورج بوش به انگلیس (20 نوامبر 2003) یک شبعه بانک HSBC و کنسولگری انگلیس در استانبول را منفجر کرد که در این حملات 27 نفر کشته و 470 نفر به شدت مجروح شدند و صدها نفر جراحت سطحی برداشتند.

مسئولیت این حملات را سازمان القاعده و جبهه اسلامی «مبارزان شرق بزرگ» برعهده گرفتند.[2] البته ده‌ها تحرک دیگر در سطوح مختلف در ترکیه صورت گرفته که سازمان القاعده یا سازمان‌های همسو و همفکر القاعده در ترکیه مسئولیت آنها را برعهده گرفته‌اند.* به همین علت، وجود سازمان القاعده در ترکیه را نمی‌توان انکار کرد. ولی سؤال این است که دلایل و انگیزه‌های سازمان القاعده در ترکیه چیست؟ نگرش مردم ترکیه به سازمان القاعده چیست؟ پایگاه توده‌ای، اجتماعی و رسانه‌ای القاعده در ترکیه کدام است؟ ساختار سازمانی و روابط بین‌المللی القاعده به چه صورت است؟ منابع مالی آن از کجا تأمین می‌شود؟ در نهایت، پیامدها و چشم‌انداز فعالیت القاعده در ترکیه چگونه ارزیابی می‌شود؟

در این مقاله به این سؤال‌ها پاسخ داده خواهد شد.

 

1. دلایل و انگیزه‌های القاعده در ترکیه

از بیانیه‌ها و اعتراف‌های اعضای مرتبط با القاعده در ترکیه چنین برمی‌آید که این سازمان به دلایل و انگیزه‌های مختلف از جمله موارد زیر به فعالیت در کشور ترکیه می‌پردازد:

1. ترکیه کشوری است که 1/98 درصد مردم آن مسلمان هستند، ولی حکومت این کشور لائیک و مخالف مظاهر دین اسلام است. القاعده معتقد است الگوی نظام سیاسی ترکیه مبانی اسلام اصیل و حتی اسلام سیاسی را در منطقه با چالش مواجه کرده و راه مقابله با آن، ایجاد ناامنی در جامعه‌ای است که زیر نظر لائیک‌ها اداره می‌شود.[3]

2. القاعده معتقد است ترکیه تنها کشور مسلمانی است که به صورت رسمی با رژیم صهیونیستی روابط استراتژیک برقرار کرده و به نوعی به این رژیم مشروعیت بخشیده است. به نظر سازمان القاعده اگر الگوی روابط ترکیه با اسرائیل موفق و بدون چالش باشد، این احتمال وجود دارد که سایر کشورهای اسلامی نیز به چنین روابطی تشویق شوند.[4] الظواهری، از رهبران مشهور القاعده، در یکی از نوارهای ویدئویی که شبکه تلویزیونی الجزیره آن را پخش کرد، به اهداف و انگیزه‌ القاعده در ترکیه اشاره کرده و گفته است: «رابطه ترکیه با کافران، شناسایی اسرائیل و رابطه گرم با امریکا، مواردی است که باعث شده ترکیه در تیررس حملات سازمان القاعده قرار گیرد».[5]

جریان القاعده درترکیه بر این اعتقاد است که با اعمال فشار و ناامن کردن جامعه ترکیه، دولت لائیک مجبور به عقب‌نشینی در مورد روابط با اسرائیل خواهد شد.

3. رابطه استراتژیک ترکیه با امریکا علیه سازمان القاعده؛ این سازمان معتقد است که ترکیه برخلاف مصالح و منافع دنیای اسلام، با امریکا علیه مسلمین، به خصوص علیه سازمان پیشرو و متقدم مسلمین، یعنی سازمان القاعده متحده شده است و برای ناکارامد کردن آن تلاش می‌کند. همکاری ترکیه با امریکا در حمله به افغانستان و در اختیار گذاشتن پایگاه اینجرلیک به نیروهای مهاجم و مهم‌تر از آن به عهده گرفتن فرماندهی نیروهای ناتو (ایساف) در افغانستان نشان از همدستی دولت لائیک ترکیه در جنگ صلیبی علیه دنیای اسلام دارد.[6] به همین علت، القاعده برای پاسخ دادن به اقدامات ترکیه، هم‌زمان با اقدام پارلمان ترکیه برای تصویب اعزام نیروهای حافظ صلح به عراق دست به انفجارهای پیاپی در آنکارا، استانبول و ازمیر زد.[7]

4. جلوگیری از ورود ترکیه به اتحادیه اروپا؛ القاعده بر این باور است که الحاق کشور مهم و استراتژیک مسلمان به اروپا، از یک سو، موجب الینه شدن مسلمانان در فرهنگ و تمدن غربی خواهد شد و از سوی دیگر، زمینه‌های مناسبی برای فعالیت مسیونرها و یهودیان در این کشور به وجود خواهد آمد. با این پیش‌فرض، القاعده معتقد است با رادیکال شدن فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه، الحاق این کشور به اتحادیه اروپا سخت خواهد شد.

5. مبارزه با استیلای غرب بر کشورهای اسلامی؛ سازمان القاعده معتقد است که حاکمان غیراسلامی ترکیه زمینه‌های استیلای غرب بر مملکت مسلمان ترکیه را فراهم کرده‌اند و اهداف و منافع غرب را بر منافع و اهداف اسلامی ترجیح می‌دهند. در چنین شرایطی مبارزه علیه استیلای غرب در یک کشور اسلامی از اهداف القاعده محسوب می‌شود.[8]

 

2. نگرش مردم ترکیه به سازمان القاعده

در ترکیه سه نوع نگرش نسبت به سازمان القاعده وجود دارد:

1. طیف اول بر این اعتقاد است که القاعده از مسلمانان سوءاستفاده می‌کند و هیچ نفعی برای ملل مسلمان ندارد. طبق نظرسنجی که سازمان تحقیقات استراتژیک بین‌المللی ترکیه از 2500 نفر از مردم این کشور در شهرهای آنکارا، ازمیر، آدانا و بورسا در مورد القاعده انجام داد، 91 درصد مردم ترکیه القاعده را سازمانی تروریستی می‌دانند.[9]

2. نگرش دوم معتقد است که در دنیا سازمانی به نام القاعده با این شکل و ماهیتی که رسانه‌ها و محافل غربی به تصویر می‌کشند وجود ندارد، بلکه القاعده کد همکاری بین سرویس‌های اطلاعاتی امریکا و روسیه است که برای سرکوب جنبش‌های اصیل اسلامی به وجود آمده‌اند.[10] این نوع تفکر در بین برخی نخبگان و حتی طیفی از مردم عادی مشاهده می‌شود. برای مثال، آقای نیشه دوزیل، از اعضای برجسته سازمان اطلاعات ترکیه (میت) و استاد دانشگاه آنکارا، از طرفداران این نظریه است. وی در مصاحبه‌ای با روزنامه رادیکال گفته است: «بعد از فروپاشی شوروی و شکست الگوی سیاسی ـ اجتماعی کمونیسم در افکار عمومی جهان، گفتمان اسلامی که جوهره آن «رهایی» بود، به صورت جدی تقویت شد. این گفتمان مستبدان جهان، به خصوص دنیای غرب و روسیه را با چالش مواجه کرد. هانتینگتون، متفکر سیاسی امریکا، زودتر از همه به خطر برخورد تمدن و فرهنگ اسلامی با تمدن و فرهنگ غرب پی برد و آن را در قالب نظریه «برخورد تمدن‌ها» ارائه کرد. غرب و روسیه برخورد مستقیم با گفتمان اسلام را خطرناک‌ پنداشتند. به همین علت، سعی کردند با بزرگ‌نمایی سازمان القاعده، گفتمان اسلام سیاسی را از درون به چالش بکشانند».[11]

نیشه دوزیل در بخشی دیگر از مصاحبه‌اش می‌گوید: «اعضای عادی القاعده که بیشتر از افراد فقیر افغانستانی و پاکستانی هستند، از پشت پرده رهبرانشان بی‌خبرند. آنها فقط با چند اسم آشنا هستند و از قیافه، نیت، هدف و استراتژی رده‌های بالا اطلاعی ندارند. سرمایه‌های مورد استفاده القاعده به صورت رسمی یا غیررسمی توسط سرویس‌های اطلاعاتی امریکا و روسیه تأمین می‌شود و هیولای القاعده تا زمانی که این دو کشور به اهداف ضداسلامی خود نرسیده‌اند، سایه شومش را بر دنیای اسلام نگه خواهد داشت».

مروجین این نگرش در ترکیه بر این باورند که هر زمان ترکیه برخلاف منافع و مصالح غرب، به خصوص امریکا در منطقه خاورمیانه جهت‌گیری کند، سازمان القاعده در ترکیه فعال خواهد شد تا هم‌چنان ترکیه را در کنار امریکا نگه دارد.[12]

3. نگرش سوم، برخلاف دو نگرش اول، متعلق به اسلام‌گرایان رادیکال، سلفی‌ها، وهابیون حاشیه‌نشین فراموش‌شده، بیست‌هزار عضو حزب منحل‌شده «حزب‌الله»، و تعدادی از آموزش‌دیده‌های سازمان القاعده (گروه‌های جهادی) در چچن و افغانستان است که معتقدند القاعده یک اندیشه و جنبش مترقی در جهان اسلام است که برای نجات دنیای اسلام تلاش می‌کند. این طیف، اقدامات القاعده را در تئوری «جهاد» تعریف می‌کنند و نجات کشورهای اسلامی را از دست حاکمان لائیک و اشغالگران یهودی و مسیحی از واجبات می‌دانند.[13]

نگرش سوم مبنای تئوریک و عنصر تشکیل‌دهنده سازمان القاعده در ترکیه است. درک تفکر القاعده و نفوذ و قدرت یافتن آن در جامعه ترکیه حاصل این نگرش است. هرچند نگرش سوم در جامعه ترکیه مهجور است و گفتمانی ضعیف و حاشیه‌ای محسوب می‌شود، بخشی از ساختارها و بافت‌های جامعه ترکیه استعداد رشد این نگرش را دارد یا در آینده می‌تواند داشته باشد.

 

3. پایگاه توده‌ای و اجتماعی القاعده در ترکیه

بررسی مشخصه‌های اجتماعی اعضای القاعده که توسط پلیس ترکیه شناسایی یا دستگیر شده‌اند، نشان می‌دهد لایه‌های اجتماعی مختلفی از مردم ترکیه با سازمان القاعده همکاری می‌کنند، ولی در کل وجه مشترک این افراد آن است که در جامعه ترکیه احساس محرومیت می‌کنند. در ادامه به مهم‌ترین پایگاه توده‌ای و اجتماعی القاعده اشاره می‌شود:

/ 0 نظر / 151 بازدید