رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

مقدمه

از زمانی که جنگ داخلی در افغانستان در دهه 1980 آغاز شد و چریک‌های افغان با حمایت کامل امریکا وارد میدان نبرد علیه نیروهای روسی شدند، حرکت‌های رادیکال مسلحانه در جنوب شرقی آسیا به تدریج گسترش یافت. در این زمینه چندین عامل تأثیرگذار بودند:

در منطقه جنوب شرق آسیا 230 میلیون مسلمان که حدود 20 درصد کل جمعیت جهان اسلام را تشکیل می‌دهند، زندگی می‌کنند. بیشتر مسلمانان این منطقه دیدگاه‌های نوگرایانه و همکاری‌جویانه‌ دارند و مایل‌اند با سایر گروه‌های مذهبی و نهادهای غیردینی همزیستی و همکاری داشته باشند. با این حال، رگه‌های ضدتکثرگرا و تندرو اسلامی نیز در جنوب شرق آسیا وجود دارند که از کشورهایی چون عربستان، پاکستان و افغانستان الهام گرفته‌اند.1

گرایش‌های تندروانه در آسیای جنوب شرقی با ظهور حرکت مقاومت مجاهدین افغان علیه نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و حمایت ائتلاف بین‌المللی از آنها، تقویت شد. بسیاری از رهبران گروه‌های تندرو در جنوب شرق آسیا یا در جنگ‌های افغان‌ها شرکت داشتند یا بعدها در این مناطق آموزش دیدند. علاوه بر این، بیشتر آنها در مدارس علوم دینی تحصیل کرده‌اند. برای نمونه، پاکستان به علت داشتن موقعیتی خاص برای تفسیر تندروانه‌تر از اندیشه‌های اسلامی، محلی برای تحصیل نیروهای افراطی از کشورهای مختلف اسلامی از جمله جنوب شرق آسیا بوده است.

علاوه بر این، گروه‌های محلی مستقر در منطقه با توسعه ارتباطات خود زمینه‌های لازم را برای الهام گرفتن، کمک گرفتن و هم‌چنین تغذیه مالی گروه‌های رادیکال بین‌المللی پیدا کردند. تا سال 1980، در جنوب شرق آسیا چندین گروه جدایی‌طلب و تندرو اسلامی وجود داشت. برای مثال، حرکت‌های تجزیه‌طلبانه مسلمانان جنوب تایلند، مقاومت طولانی مردم آچه اندونزی برای استقلال و جریان‌های تجزیه‌طلبی مثل «شورشیان مورو» در فیلیپین تا پیش از آغاز جنگ افغانستان تأثیرات مهمی در منطقه بر جای گذاشتند.

عوامل دیگری نیز مزید بر علت شد تا کشورهای حوزه جنوب شرق آسیا به کشورهایی مناسب برای فعالیت‌های شبه‌نظامی و تشکیل گروه‌های جهادی تبدیل شوند. مرزهای این منطقه بسیار آسیب‌پذیر، غیرقابل کنترل و نفوذپذیر است و نظام کنترل مهاجرت و حفاظت دولتی نیز بسیار ضعیف عمل می‌کند. برای نمونه، تا این اواخر برای ورود به مالزی نیاز به گرفتن روادید نبود و مسلمانان از هر کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی می‌توانستند بدون ممنوعیت وارد این کشور شوند. در فیلیپین نیز نظام کنترل مهاجرت بسیار ضعیف است به گونه‌ای که به راحتی یک خارجی می‌تواند با شهروند فیلیپینی ازدواج کند و هویت خود را تغییر دهد. حتی مقررات کشوری را می‌توان با رشوه در این کشور به راحتی زیر پا گذاشت.2

از ســـوی دیگر، روابط اقتصادی گسترده، مستمر و طولانی و نیز پیوستگی‌ها و وابستگی‌های کشورهای جنوب شرق آسیا به کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا موجب روابط نزدیک میان این کشورها شده است. در عین حال، خارج از کانال‌های مالی دولتی و درهای کنترل دولتی می‌توان از حسن روابط سوءاستفاده کرد. این عوامل همگی امکان انتقال منابع مالی را از بانک‌های کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا به منطقه جنوب شرق آسیا تسهیل می‌کند.

فعالیت گروه‌های تبهکاری و مافیایی شامل قاچاق مواد مخدر نیز در سطح منطقه بسیار گسترده است و می‌تواند به تحرک مالی گروه‌های رادیکال کمک کند. افزون بر این، جنوب شرق آسیا تأمین‌کننده انواع سلاح‌های نظامی هم در سطح تولید و هم در سطح واردات محسوب می‌شود.

امروزه یکی از مظاهر رادیکالیسم اسلامی در آسیای جنوب شرقی حزب جماعت اسلامی اندونزی است که ارتباط نزدیکی نیز با القاعده دارد. سؤال اصلی این مقاله آن است که چه ویژگی‌هایی باعث شده تا جماعت اسلامی اندونزی به عنوان یک گروه اسلامی تندرو مطرح شود؟

 

1. تأسیس

ریشه‌های جماعت اسلامی به دو روحانی تندرو مسلمان اندونزی در منطقه زولو به نام‌های «عبدالله سونگ‌کار» و «ابوبکر بشیر» باز می‌گردد. این دو رهبر روحانی که در سال 1973 فعالیت‌های خود را گسترش دادند به شدت تحت تأثیر جنبش دارالاسلام قرار داشتند.3

آنها از همان ابتدا تلاش کردند با الهام از دارالاسلام این تعالیم را وارد منطقه خود کنند. هر دو رهبر روحانی در اندونزی متولد شدند، اما اصل و نسب آنها به خانواده‌های یمنی بازمی‌گردد. سونگ‌کار در سال 1937 در زولو، منطقه مرکزی جاوه، متولد شد و بشیر نیز در سال 1938 در گامبانگ (شرق جاوه) به دنیا آمد.4 طی سال‌های دهه 1960 این دو فعالیت‌هایی را برای تشکیل کلوپ اسلامی آغاز کردند. آنها در سال 1963، یعنی درست زمانی که بشیر دورة آموزشی دوساله‌ای را در منطقه «پسانترن» در پوندوک گونتور تمام کرد، با یکدیگر آشنا شدند.5 در سال 1971 آنها حرکتی را به نام «المکمین» بنیان نهادند که در سال 1973 فعالیت‌های خود را به خارج از منطقه زولو یعنی روستای «نگراتی» گسترش داد.6

بشیر و سونگ‌کار با تشکیل حرکت پوندوک نگراتی، زمینه‌های همکاری را برای ایجاد دارالاسلامفراهم کردند و هم‌زمان به تبلیغ در خصوص ضرورت ایجاد سازمانی برای تشکیل حکومت اسلامی در منطقه پرداختند. سونگ‌کار سازمان مورد نظر را در قالب جماعت اسلامی یا جامعه اسلامی معرفی کرد. با وجود این، چنین سازمانی تا سال‌ها بعد ایجاد نشد. دولت سوهارتو، سونگ‌کار و بشیر را در سال 1978 دستگیر و آنها را به اتهام فعالیت‌های خرابکارانه به 9 سال زندان محکوم کرد.7 اما محکومیت آنها تخفیف یافت و در سال 1982 از زندان آزاد شدند.8 آنها پس از آزادی، به مالزی فرار کردند و توانستند جامعه تبعیدی اندونزی را در مالزی سازماندهی کنند. مرکز فعالیت آنها جوهور بود.

شاخة تندرو تازه ‌تأسیس در مالزی، از طـــریق یک مــــدرسه مــــذهبی به نام Pondok Pesontrom Lugmonul Hokicm که به وسیله سونگ‌کار اداره می‌شد، به تبلیغ ایــدئولوژی سلفی و نیز ایدئولوژی تندرو و افراطی «سید قطب» و «حسن البنا» پرداخت.9

بشیر و سونگ‌کار از طریق همین مدرسه به بیان دیدگاه‌های خود درباره دارالاسلام تفسیر کردند. گفتنی است تفسیر جدید با برداشت‌های قبلی اندکی متفاوت‌تر و در عین حال، تندروانه‌تر بود. برای مثال، آنها که در ابتدا بر ضرورت ایجاد حکومتی اسلامی در اندونزی تأکید می‌کردند، پس از تجدید سازمان در مالزی، تغییر عقیده دادند و کوشش خود را برای ایجاد یک حکومت اسلامی در میان جوامع مسلمان در جنوب شرق آسیا متمرکز کردند. در این راستا، حدوداً در سال 1993 سونگ‌کار و بشیر اولین سازمان بین‌المللی جماعت اسلامی را تشکیل دادند.

جماعت اسلامی در ابتدا یک سازمان زیر‌زمینی بود که از اعمال خشونت برای رسیدن به هدف استفاده می‌کرد. بحران اقتصادی آسیا در سال 1997، آشفتگی‌های فراوانی در اندونزی برجا گذاشــت و همین آشفتگی‌ها فرصت لازم را برای تشدید فعالیت‌های جماعت اسلامی فراهم کرد. اما وقوع یک اتفاق باعث دگرگونی‌هایی در روند تکامل جماعت اسلامی شد و آن مرگ عبدالله سونگ‌کار در نـوامبر 1999 بود. وی در زمان مـرگ در مـــالزی زنـــدگی می‌کرد. در غیاب او، بشیر نقش رهبری جماعت اسلامی را برعهده گرفت و پس از اندک زمــانی به اندونزی نقل مکان کرد. در این هنگام انشعاباتی در سازمان به وجود آمد، زیرا بسیاری از جوان‌تــرها و اعضای تندرو از رهبری بشیر ناخرسند بودند. از جمله این افراد می‌توان به «رودیوان عصام‌الدین الیاس» معروف به «حمبلی» اشاره کرد که در 11 آگوست 2003 به اتهام شرکت در عملیات تروریستی در منطقه دستگیر شد. فرد دیگر «عبدالعزیز الیاس سامودرا» بود که وی نیز به علت شرکت در عملیات بمب‌گذاری بالی به مرگ محکوم گردید. نفر سوم «علی غفران الیاس مخلص» بود که او نیز به اتهام شرکت و همراهی در این عملیات به سرنوشت مشابهی گرفتار شد. بعدها اعضای جوان، بشیر را کنار گذاشتند، زیرا وی ضعیف بود و به راحتی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گرفت.10

انشعاب در داخل سازمان زمانی گسترده شد که بشیر اعلام کرد شورای مجاهدین اندونزی (مجلس مجاهدین اندونزی) را در آگوست 2000 تشکیل خواهد داد. دوره بعد از سوهارتو در اندونزی،دوره‌ای جدید برای ظهور سازمان‌های اسلامی بود و بشیر احساس کرد زمان فعالیت سیاسی و حرکت به سوی تشکیل احزاب سیاسی فرارسیده است و می‌توان از این توان و فضا استفاده کرد. در حقیقت، تمایل بشیر به پیشبرد اهداف از طریق سیاسی و تمایل سونگ‌کار به پیشبرد اهداف از طریق نظامی مهم‌ترین عامل جدایی و انشعاب جماعت اسلامی پس از مرگ سونگ‌کار بود. تشکیلات سیاسی جدید (شورای مجاهدین اندونزی) با این هدف به وجود آمد که بتواند گروه‌های اسلامی ـ سیاسی را در اندونزی گرد یک تشکل آشکار جمع کند. گفتنی اعضای این ائتلاف به پنجاه هزار‌نفر رسید.11

 

2. ایدئولوژی و هدف

هدف اصلی جماعت اسلامی ایجاد دولت اسلامی در آسیای جنوب شرقی شامل جنوب تایلند، مالزی، برونئی، اندونزی، کامبوج و جنوب فیلیپین است.12 افکار سونگ‌کار نیرو محرکه ایدئولوژی جماعت اسلامی تا زمان مرگش بود. سونگ‌کار در موعظه‌هایش به مقایسه مبارزه مردم اندونزی و اصحاب پیامبر در مکه می‌پرداخت و مسحیت و یهودیت را همان دشمنان پیامبر در 14 قرن پیش می‌پنداشت که اکنون مبارزه مسلمانان با آنها واجب است.13 سونگ‌کار هم‌چنین معتقد بود که نباید با نظام‌های سیاسی غیراسلامی سازش کرد، زیرا آنها مانعی در راه تشکیل امت اسلامی هستند و فرایند شکل‌گیری دولت اسلامی را با مشکل مواجه می‌سازند.14 از دید سونگ‌کار، مبارزه جماعت اسلامی در جنوب شرق آسیا در فضای کنونی باید سرّی باقی بماند؛ زیرا در غیر این صورت ممکن است دوام نیابد. او هم‌چنین بر ایجاد سازمانی برای ساخت سه بازوی قدرت، یعنی بازوی نظامی، بـــازوی روانی و بازوی برادری و همبستگی تأکید داشت.15 مؤلفه‌های کلیدی در افزایش این توان نیز استخدام نیرو، آموزش، اطاعت و جهاد بود.16مسأله مهم دیگر از دید سونگ‌کار، حمایت جامعه جهانی اسلامی است.17همان‌گونه که گفته شد، پس از مرگ سونگ‌کار، بشیر به عنوان رهبر معنوی جماعت اسلامی انتخاب شد. تلاش بشیر برای تغییر مسیر جنبش به سوی تحرکات سیاسی باعث انتقاداتی در دورن جماعت اسلامی شد. امروزه به درستی معلوم نیست که بشیر تا چه اندازه در عمل بر جماعت اسلامی کنترل دارد.

 

3. ساختار فرماندهی

یک شورای مشورتی منطقه‌ای متشکل از پنج عضو کنترل عملیات جماعت اسلامی را برعهده دارد. حمبلی، یکی از مجاهدین سابق افغان، به عنوان رهبر گروه، نقش کلیدی در عملیات تروریستی در درون منطقه پس از دهه 1990 ایفا کرد. او در سال 1966 در منطقه «ساکاماناح» در جاوه غربی متولد شد. در سال 1985 برای تأمین مالی خانواده‌اش، که سیزده عضو داشت، روانه مالزی شد. در سال 1988 به افغانستان رفت تا در جنگ مجاهدین افغانستان علیه ارتش سرخ شوروی شرکت کند. در دهه 1990 مجدداً به مالزی برگشت و در مکتب سونگ‌کار و بشیر به فراگیری تعالیم دینی پرداخت. در سال 1993، او به بشیر در تشکیل سازمان جماعت اسلامی کمک کرد و پس از آن در اغلب عملیات‌های تروریستی در جنوب شرق آسیا شرکت داشت.18در یازدهم آگوست 2003 توسط مقامات تایلند دستگیر و تحویل امریکا شد. او اکنون در امریکا زندانی است.

از دیگر اعضای شورای جماعت اسلامی می‌توان از محمد اقبال رحمان معروف به «ابوجبرئیل»، «ابوحنیفه» و «فائض بن ابوبکر بافانا» نام برد. دبیر شورا فردی به نام «فکری ساگوندو» است که رابطه نزدیکی با ابوبکر بشیر دارد و رئیس مکتب بشیر نیز می‌باشد.19ابوجبرئیل نیز یک مجاهد سابق افغان است که مدت زیادی با حمبلی همکاری داشت. او در ژوئن 2001 در مالزی دستگیر شد.20فائض بافانا نیز به عنوان یکی از فعالان اصلی عملیات جبرئیل در ژانویه 2002 در سنگاپور دستگیر شد.21به درستی معلوم نیست که اکنون چه کسی جایگزین این دو در شورا شده است.

 

4. ساختار عملیات

از نظر عملیاتی، جماعت اسلامی چند منطقه عملیاتی برای خود تعریف کرده است که هر یک از آنها از شورای فرماندهی پنج عضوی جماعت اسلامی دستور می‌گیرند. این مناطق عبارت‌اند از:

ـ منطقه 1: مالزی (به جز ساراواک و صباح)، سنگاپور، جنوب تایلند و کامبوج؛

ـ منطقه 2: اندونزی (به جز سولاوسی و کالیمانتان)؛

ـ منطقه 3: برونئی، ساراواک، صباح،کالیمانتان، سولاوسی و جنوب فیلیپین؛

ـ منطقه 4: استرالیا و ایریان جایا (پاپوا غربی).22

بدین ترتیب از نظر عملیاتی، جماعت اسلامی قلمرو فعالیت خود را به چهار منطقه تقسیم کرده که هر منطقه دارای چند شاخه است. هریک از این شاخه‌ها نیز توسط عناصر عملیاتی هدایت و کنترل می‌شوند که در اصطلاح «واکاله» نامیده می‌شوند. به عبارت دیگر، منطقه دارای عناصر عملیاتی به نام «واکاله» است که تحت کنترل «کولون» منطقه قرار دارند. کولون سطح میانی اقتداری است که فرماندهی و کنترل را برای فعالیت‌های عملیاتی جماعت اسلامی در یک محدوده یا منطقه خاص فراهم می‌کند.

ظاهراً ساختار سازمانی استانداردی برای وکولون‌ها وجود ندارد و هر یک از آنها براساس منطقه یا حمایت منطقه‌ای (افکار عمومی) که از آنها می‌شود، از یکدیگر متمایز می‌شوند. با وجود اینکه اطلاعات دقیقی درباره شیوه سازمان کولون‌ها وجود ندارد، سرویس امنیتی سنگاپور پـــس از کشف و انهدام کولون سنگاپور به اطلاعاتی دست یافت که تا حدی ساختار کولون را مشخص می‌کند. این کولون حدود 80 عضو داشـــت که 25 عضو آن عملیاتی بودند. این کولون‌ها به پنج بخش کارکردی تقسیم می‌شدند که عبارت بودند از:23 بخش عملیات، امنیت، تبلیغات، مالی و ارتـباطات.24 در بخش عملیات، چهار زیرمجموعه وجود داشت که «فیاح» خوانده می‌شدند و هر یک 3 تا 4 عضو داشتند که وظیفه‌شان جمع‌آوری اطلاعات اولیه از موضع دشمن بود. این اطلاعات در اختیار کولون منطقه قرار می‌گرفت و در آنجا راجع به حمله به مواضع دشمن تصمیم‌گیری می‌شد. این شیوه وظایف سازمانی به کولون اجازه می‌داد عملیات خود را با اطمینان بیشتری از نظر امنیت عملیاتی انجام دهد و افراد لازم را برای انجام آن وظایف آموزش دهد. تحت این شرایط، حتی بخش‌های تبلیغاتی و مالی کولون از ماهیت عملیات بی‌اطلاع بودند.

یکی دیگر از نمونه‌های وظایف سازمانی جماعت اسلامی، عملیات بالی است. در این عملیات، «مخلص» به عنوان رئیس منطقه، کنترل عملیات را در دست داشت. برای این منظور او افرادی را از منابع چندگانه در تیمی که خود سازمان داده بود جمع‌آوری کرد. این افراد طرح‌ریزی، شناسایی، حمایت لجستیکی و عملیات را خود برعهده داشتند. امنیت عملیات از طریق روابط نزدیک اعضای تیم تضمین می‌شد. بنابراین، مورد بالی نشان‌دهنده یک وضعیت خاص از انجام یک عملیات توسط جماعت اسلامی بود.

 

5. مناطق و شاخه‌های جماعت اسلامی در جنوب شرق آسیا

شبکه‌های اسلامی رادیکال در جنوب شرق آسیا به نوعی با برخی سیاست‌های شورای مجــاهدین اندونزی مرتبط بوده‌اند. تحت این شرایط، القاعده هم علاقه‌مند به نفوذ در این حزب بود و هم زمینه‌های مناسبی در میان این حزب پیدا کرده بود. در نتیجة این تعامل، بسیاری از رهبران کلیدی حزب از جمله بشیر، با سازمان القاعده ارتباط برقرار کردند و متعاقب آن شورای مجاهدین اندونزی بسیاری از عناصر افراطی را در جنوب شرق آسیا با شبکه القاعده آشنا کرد. پس از 12 اکتبر 2002 و بمب‌گذاری‌های بالی که موجب دستگیری ابوبکر بشیر شد، شورای مجاهدین اندونزی سعی کرد از القاعده و عناصر تندرو فاصله بگیرد. از آن پس شورای مجاهدین اندونزی که جماعت اسلامی اندونزی نیز خوانده می‌شود شاخه‌هایـــی را در اغلب کشورهای آسیای جنوب شرقی به وجود آورد. این شاخه‌ها در ذیل چهار منطقه اصلی که جماعت اسلامی در آنها فعال است، قرار می‌گیرند. در زیر به شرح این مناطق و شاخه‌های آنها می‌پردازیم.

 

الف) منطقه یک: شاخه مالزی (به جز ساراواک و صباح)، سنگاپور، تایلند و کامبوج

این منطقه قدیمی‌ترین سازمان در درون جماعت اسلامی است که مالزی، سنگاپور، کامبوج و جنوب تایلند را تحت پوشش دارد.25 منطقه یک تا سال 2002 توسط حمبلی اداره می‌شد و پس از آن علی غفران اداره آن را برعهده گرفت. الیاس مخلص، رهبر دیگر گروه جماعت اسلامی در این منطقه، پس از حمبلی مجبور شد خود را مخفی کند. این سازمان با تلاش بخش امنیت داخلی سنگاپور شناسایی و عناصر اصلی آن مشخص شد.

 

ـ شاخه مالزی

شاخه مالزی قدیمی‌ترین تشکیلات جماعت اسلامی در منطقه است که حدود دویست عضو دارد. «فائض بافانا» تا زمان دستگیری در سال 2002 این شاخه را اداره می‌کرد. از آن پس، دومین فرد شناخته‌شده شاخه یعنی فرمانده ابوحنیفه اداره شاخه را برعهده گرفت. شاخه مالزی به شش بخش به نام کولون تقسیم شده است که در سطح کشور فعالیت دارند.26

پنج وظیفه اولیه برای شاخه مالزی مشخص شده است:

1. تلقین و آموزش اعضای جدید؛

2. همکاری با فعالان جهادی در منطقه «مالوکو»؛

3. تأسیس و اداره شرکت‌های وابسته به سازمان؛

4. تهیه اسلحه و بمب و مواد ساخت بمب؛

5. ایجاد ارتباط با رابط‌های سازمان.27

آموزش و هدایت فکری تشکیلات جماعت اسلامی (منطقه یک، شاخه مالزی) در منطقۀ «نگری سمبیلان» در جنوب مالزی انجام می‌گیرد. در این مرکز افراد به استخدام‌درآمده پیش از ورود به شبکه‌های تروریستی، آموزش‌های ایدئولوژیک می‌دیدند و سپس به اردوگاه‌های آموزش نظامی القاعده در افغانستان فرستاده می‌شدند.28 آنها سپس نامه‌هایی از برخی مدارس علوم دینی پاکستان دریافت می‌کردند که در واقع به معنی پذیرش تحصیل علوم دینی در پاکستان بود.

دو چهره سرشناس شاخه‌های مالزی عبارت‌اند از: «ابوجبرئیل» از فعالان جهاد و هماهنگ‌کننده آن معروف به «سخنران آتشین». وی یک هوادار احساساتی بود که از جهاد در «مالوکو» و «آمبون» حمایت می‌کرد. شخص دوم «حاجی ابراهیم‌بن‌حاجی مائدین» نام داشت که در سنگاپور در کنار جذب نیروهای جدید، سلاح‌هایی از تایلند به منطقه می‌آورد و در مناطق بحرانی به مجاهدین می‌داد. وی در جنگ در منــطقه آمبون در کنار «لشکر مجاهدین» شرکت کرد و از همان جا برای جماعت اسلامی به عنوان فردی مطرح، شناخته شد.

شاخه مالزی برای تقویت بعد عملیاتی، دست‌کم چهار شرکت پیشرو در کشور مالزی به وجـود آورد؛ از جمـله شرکت «کانسوجوگا» که یک شرکت صادرکننده خرماست و مؤسس آن نیز حمبلی بود. این شـرکت در عین حال به افغانستان نفت صادر می‌کرد.29 حمبلی در سال 1993 از طریق این شرکـت کانالی مالی برای رمزی یوسف و «والی خان» در فیلیپین پس از بمب‌گذاری مرکز تجارت جهانـی باز کرد. در سال 1994 وی از صندوق مالی شرکت برای شروع عملیات «بوجینکا» استفاده کرد. حمبلی در همین حال که مشغول ساماندهی مالی این عملیات بود، از یک شرکت تجاری دیگر برای انجـام عـملیاتی دیـگر بهره‌برداری کرد.

«یزید صفعات» یــک بیوشیمسیت و افسر سابق مــالزی نیز مسئول ایجاد و اداره شرکت‌های تجاری دیگری متعلق به جماعت اسلامی در مالزی بود. بین سال‌های 1993 تــا 1996 صفعات شرکت «گرین والی مدیسین» را با تمرکز بر تجارت تکنولوژی تأسیس کرد.30

این شرکت یک شرکت پیشگـام برای خرید و انبار کردن نیترات آمونیوم بـود که برای ساخت بمب در عملیات «جبرئیل» از آن اسـتفاده شــد.31 وی هم‌چـنین از طـریق این شرکت مقدماتحملات 11 سپتامبر 2001 32 را در ایـالات متحده فراهم کرد. از میـان اسنادی که پـس از دستگیری «ذکریا موسوی» از وی به دست آمـد، یک نامه با امضای صفعات وجود داشت که نشان می‌داد موسوی یک نماینده تجاری شرکت تکنولوژی در امــریکا بوده است.

صفعات هم‌چنین برای موسوی مبلغ 35 هزار دلار پول تهیه کــرد و ماهانه 2500 دلار نیز به وی در امریکا می‌داد.33 فعالیت‌های صفعات در حمایت از جماعت اسلامی در دسـامبر 2001 پایان یافت، زیرا در راه بازگشت از افغانستان دستگیر شد. مأموران امنیتی، صفعات را از طریق نقشی که در عملیات جبرئیل داشت، شناسایی کردند.

 

ـ شاخه سنگاپور

شاخه سنگاپور تا قبل از دستگیری صفعات در دسامب

/ 2 نظر / 187 بازدید
محمد

سلام دوست عزیز کد بسیار زیبای تصویر تصادفی که میتواند زینت بخش وبلاگها باشد. كد عكس به صورت تصادفی نياز به بروز رسانی ندارد و به طور اتوماتيك تصاوير به كد شما اضافه ميشود واحتياج نيست هر بار كد خود را برای نمايش تصاوير جديد تغيير دهيد. موفق باشید

رضا

کارت عالیه.................دیدن وبلاگ بنده،خالی از لطف نیست..........با تشکر