رویاهای امروز واقعیات فردا هستند (اخوان المسلمین از دیروز تا امروز)

 

پس از پیروزی انقلاب مصر و سقوط حسنی مبارک و خصوصا پس از برنده شدن مرسی
نماینده اخوان المسلمین در انتخابات که باعث به قدرت رسیدن اولین رئیس جمهور
غیرنظامی مصر پس از شصت سال حکومت نظامیان شد، صحبت درباره جماعت اخوان المسلمین
مصر بیش از پیش به محافل سیاسی و مردمی کشیده شده است.در این نوشتار برآنیم به
صورتی گذرا و اجمالی به سوالات زیر پاسخ دهیم :

1-بستر تاریخی شکل گیری اخوان المسلمین چه بوده است؟

2-آیا اخوان المسلمین درصدد ایجاد یک حکومت اسلامی هستند؟

(منظور از حکومت اسلامی ، حکومتی است که مبنای قانون گذاری را اسلام دانسته و
اهتمام به اجرای شریعت اسلامی داشته باشد)

3-حسن البنا بنیان گذار اخوان المسلمین که بود و چه اهدافی داشت؟

4-آیا برنامه های سیاسی امروز اخوان المسلمین منطبق بر آراء و دیدگاه های حسن
البناست؟

5-سید قطب که بود و چه اتفاقاتی در دهه 1960 میلادی افتاد؟(دهه ای که مرسی در
التحریر به سختی ها و ظلم در آن دهه اشاره کرد)

6-ارتباط اخوان المسلمین و ترور انور سادات چه بود؟

7-شعار انتخاباتی اخوان چیست؟

8-ساختار تشکیلات اخوان المسلمین چگونه است؟

9-چه ارتباطی میان اخوان المسلمین مصر ، اردن ، سوریه ، کشورهای اروپایی و ...
وجود دارد؟

10-مفهوم دقیق سلفیه چیست و رابطه اخوان با آن چگونه است؟

11-آیا شورای نظامی اجازه قدرتیابی حقیقی اخوان را خواهد داد و شرائط مصر با
قدرتیابی اخوان چگونه خواهد شد؟

12-روابط ما با اخوان چگونه خواهد بود؟


چکیده

اخوان المسلمین  یکی از گسترده ترین و فراگیرترین گروه های سیاسی اسلامی در جهان
و یکی از بازیگران اصلی تحولات جهان اسلام میباشد.دیدگاه های جماعت اخوان المسلمین
که اینک در هشتاد و چهار سالگی به سر میبرد ، در طول زمان دچار تغییرات و تحولات
زیادی شده.برای فهم بهتر خواسته ها و سیاستهای امروزین جماعت اخوان المسلمین که در
مصر به پیروزی در عرصه انتخابات نیز رسیده اند ، نیاز به تامل در کارنامه  این
جماعت در طول هشتاد و چهار سال حیات سیاسی آن و همچنین بررسی اندیشه ها و آرمان های
بنیانگزار آن شهید حسن البنا میباشد.

در این نوشتار بر آنیم که با نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر مصر ،
اندیشه های سیاسی حسن البنا ، تشکیلات و ساختار اخوان المسلمین در مصر و
سایر کشورها و مناطق
و وضعیت سیاسی امروز مصر قدمی در راه شناخت بیشتر
این تشکیلات برداریم.

 


واژگان کلیدی 

مصر ، جماعت اخوان المسلمین ، کانال سوئز ، حسن البنا ، الاسلام هو الحل ، محمد
مرسی

 

 

 

رویاهای امروز واقعیات فردا هستند

جمله ای از حسن البنا بنیان گذار جماعت اخوان المسلمین
مصر

 

مقدمه

شهید حسن البنا ، جماعت اخوان امسلمین را در سال 1928
پایه گذاری کرد.او اعتقاد راسخ داشت که روزی این نهضت به پیروزی خواهد رسید.نهضتی
که شعارش این بود:

رضاى خداوند هدف ما

پیامـبر صلی الله علیه وسلم پیـشواى ما

قرآن کریم قانون ما

جهاد در راه خدا ، راه ما

و شهادت در راه خدا آرزوى ماست

 

رویاهای دیروز او اندک اندک در حال محقق شدن و تبدیل
به واقعیات امروز مصر هستند.

کشور باستانی مصر که اعراب آن را ام الدنیا نیز
میخوانند از دوره فراعنه تا به امروز مسیر طولانی و پرپیچ و خم تاریخ را سپری کرده
و ملت صاحب تمدن مصر ، امروز پس از طی چنین راه درازی درصدد تغییرات اساسی در
مقدرات کشورشان هستند و هر تغییری در این حاشیه حاصلخیز نیل اثرات جدی و بلافصلی بر
جهان خصوصا جهان اسلام میگذارد.

حکومت مصریان از ممفیس و تبس شروع شد تا در  1043 سال
پیش به قاهره رسید و قاهره پایتخت کشور مصر شد.شهر قاهره مدت مدیدی است که شاهد
دردها و خوشیها ، اشک ها و لبخندها و جنگها و انقلابها و خونهای ملت مصر است.

با سر برآوردن قدرت عثمانی در چند قرن پیش اندک اندک
تمام شمال افریقا هم تحت سیطره این حکومت بزرگ آن روزگار درآمد و حکام مصر نیز از
سوی دربار عثمانی در باب عالی اسلامبول (واژه استانبول از زمان آتاترک مطرح شد)
تعیین میشدند که والیان مصر در برخی زمانها از استقلال نسبی هم برخوردار بودند.

این روند ادامه داشت تا سال 1798 . در آن سال قشون
فرانسه به زعامت ناپلئون بناپارت که سودای جهان گشایی داشت به مصر حمله کرد و این
رویارویی باعث شروع تحولاتی عمیق در تاریخ مصر شد چرا که کم کم مردم مصر داشتند
پنجه های قوی استعمار را بر گردن خود حس میکردند.ناپلئون برای جذب و تحبیب مردم مصر
خود را "علی پاشا" نامید.البته با حملات نیروی دریایی انگلیس ناوگان فرانسه منهدم
شد و ناپلئون با دادن امتیازات و عقد معاهده با انگلیسی ها مجبور به ترک مصر و
بازگشت به فرانسه شد.

در همین ایام صنعت چاپ به مصر پا گذاشت و قاهره به
مرکز انتشارات در جهان اسلام تبدیل شد و لازم به توضیح نیست که این مساله چقدر حائز
اهمیت بوده و در جذب نخبگان از سرتاسر جهان اسلام به مصر چقدر موثر بوده است. از
سال 1805 مصر به استقلال نسبی دست یافت و محمد علی پاشا سرسلسله دودمان جدید حاکمان
مصر شد که به خود لقب خدیو مصر میدادند و به ترتیب زیر بر مصر حکومت کردند :

محمدعلی پاشا-ابراهیم پاشا-عباس حلمی
اول-محمدسعیدپاشا که کار حفر کانال سوئز توسط شرکتهای امپریالیستی فرانسوی در زمان
او آغاز شد-اسماعیل پاشا-توفیق پاشا-عباس حلمی ثانی-حسین کامل-ملک فواداول-ملک
فاروق(برادر فوزیه همسر محمدرضاشاه که انقلاب مصر در زمان وی رخ داد و به واقع
آخرین پادشاه مصر بود)-ملک فواد ثانی(موقت و صوری)

ممکن است برای خوانندگان عزیز این سوال پیش بیاید که
چرا شرکتهای امپریالیست فرانسوی ؟

مگر حفر کانال چه ایرادی داشت؟

شرکت فرانسوی اونیورسال و مهندس فردیناندو دولسپس که
در پی کسب منافع هنگفت مالی به مصر آمده بودند شروع به تلاش برای کسب امتیاز حفر
کانال سوئز کردند.( فکر حفر کانال اولین بار در زمان فراعنه و بعدها توسط پادشاهان
هخامنشی ایران مطرح شده بود) و بالاخره موفق شدند با استفاده از رفاقت دولسپس با
سعیدپاشا و همینطور قدرت فائقه دولت فرانسه در مصر آن دوره امتیاز حفر و بهره
برداری 99 ساله! از کانال سوئز را کسب کنند.

یک نقاشی قدیمی از کانال سوئز

برای حفر این کانال یا به قول مصریها ترعه (و بعدها
قناة السویس) ، دهقانان پنبه کار مصری به دستور حکومت وابسته ، مجبور بودند که با
حداقل مواجب(تقریبا بدون حقوق) برای شرکت کار کنند.روزانه چهل هزار کارگر در این
پروژه مشغول بودند و در آخر پس از ده سال1859-1869 به قیمت تلف شدن یکصد و بیست
هزار نفر از همین دهقانان مستضعف کانال به بهره برداری رسید.کانالی که حداقل برای
99سال مصریها  کنترلی بر آن نداشتند و فقط سهام کمی از کانال به دولت مصر تعلق
گرفته بود.

اسماعیل پاشا-کار حفر کانال در دوره او به پایان رسید

با این وجود شرکت فرانسوی درصدد برگزاری جشنی شکوهمند
در مصر برای افتتاح کانال بود لذا اقدام به دعوت از سران دول اروپایی برای شرکت در
جشن کرد.

جشن در واقع بر روی بدنهای یکصد وبیست هزار مصری کشته
شده برای این پروژه برگزار شد.

مراسم افتتاح کانال سوئز به پول آن روز(صد و چهل و دو
سال پیش) نزدیک به یک میلیون پوند انگلیسی خرج برداشت و فرمانروایان بزرگ
اروپامانند «فرانسوا ژوزف» امپراتور اتریش و ولیعهد «پروس» در این مراسم حضور
یافتند.هزینه این مراسم کلا به حساب دولت مصر گذاشته شد.مصر که با ضربه به کشت پنبه
درآمد اصلی خود را از دست داده بود ضربه آخر را با هزینه چنین جشن بی موردی خورد و
کشور رسما ورشکسته شد و برای همین مجبور شد پای انگلستان را نیز برای دریافت کمکهای
مالی به کشورش بازکند.

اندکی پس از افتتاح کانال سوئز، در زمان نخست‌ وزیری
لرد دیزرائیلی دولت بریتانیا ۴۴ درصد سهام شرکت کانال سوئز را از خدیو مصر خریداری
نمود و بقیه سهام در دست سرمایه‌داران فرانسوی بود. لذا خود مصر عملاً هیچگونه بهره
مالی از کانال سوئز نداشت.(قصد ورود بیشتر به مساله کانال را ندارم فقط لازم بود
اشاره ای به تاریخچه آن بشود چرا که در مصر داستان کانال سوئز و ملی کردن آن
داستانی شبیه به نفت در کشور ما دارد و نقش اساسی در تاریخ مصر ایفا میکند)

در همین سالها بود که مردی از سلاله پاکان و از قبیله
نور در آن سامان طلوع کرد.

مصلح شرق سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی
این بیدارگر اقالیم قبله ، پای به مصر گذاشت و آغازگر فصل نوینی در تاریخ مصر و
جهان اسلام شد.او بود که با پرورش شاگردانی مستقیم و مع الواسطه نظیر محمد عبده ،
عبدالرحمن کواکبی ، رشید رضا ، عزالدین قسام و .... جانی تازه در رگهای تن نیمه جان
مصر و شامات دمید.

مصر که عملا به ملعبه دست فرانسه و انگلیس تبدیل شده
بود ناگهان در سال 1882 شاهد قیام مردمی یکی از افسران مصری به نام اعرابی پاشا
شد.محمد عبده نیز از جنبش حمایت کرد.گفته میشود خود اعرابی پاشا نیز تحت تاثیر
اندیشه های نویی بود که سید به ارمغان آورده بود.علی ای حال نیروهای نظامی
بریتانیای کبیر با  گرفتن بنادر مصر به زیر آتش توپخانه نیروی دریایی خود و علی رغم
مقاومت جانانه مصری ها بر نهضت غلبه کردند و رسما کشور را تحت اشغال و مستعمره خویش
ساختند.استعمار آشکاری که با قیام 1919 معروف به الثوره 1919 به رهبری سعد زغلول
یکی دیگر از شاگردان مکتب سید جمال به پایان رسید و مصر استقلال از دست رفته را در
سال 1922بازیافت.

مصر در سالهای 1948 ، 1956 ، 1967 (جنگ شش روزه) ،
1973 (جنگ رمضان یا یوم کیپور) نیز به جنگ با اسرائیل پرداخت.جنگ 1956 به خاطر حفظ
کانال سوئز و رو در رو شدن با سه کشور انگلستان،فرانسه و اسرائیل بود که مصریها
موفق شدند سوئز را به صورت ملی نگه دارند.ولی در سایر جنگها عمدتا توفیق شایانی
نیافتند و این اسرائیل بود که پیروزمندانه از میدان خارج میشد.

مصر در سال 1952 هم شاهد کودتای سرهنگ عبدالناصر و
ژنرال نجیب بر علیه ملک فاروق بود که این کودتا با حمایت گسترده مردم همراه بود و
بسیار شبیه به انقلاب بود.پس از یک سال ریاست جمهوری محمد نجیب ، عبدالناصر رییس
جمهور مصر و رهبر بی بدیل جهان عرب شد.ناصر با تکیه بر پان عربیسم بنیانگذار نحله
ای شد که امروزه از آن به عنوان ناصریسم یاد میشود. البته ناصر آهسته آهسته مشکلاتی
جدی با اسلامگرایان مصری به رهبری اخوان المسلمین پیدا کرد.

 

 

1.تاسیس جماعت اخوان المسلمین و بیانیه تشکیل
آن به قلم حسن البنا

این تاریخچه مجمل مصر تا سال 1952 لازم بود تا اینک
با عقبگردی بیست و چهار ساله به سال 1928 و به شهر اسماعیلیه در ساحل غربی کانال
سوئز برویم.

جایی که حسن البنای بیست و دو ساله به اتفاق شش نفر
از یارانش یکی از بزرگترین تشکلها در جهان امروز را بنیان گذاشتند.تشکلی که به
تصریح همه دائره المعارف ها ریشه های فکری تاسیس آن منبعث از اندیشه های سید جمال
الدین اسدآبادی بود.حسن البنا در بیانیه اولیه جماعت چنین گفت(ترجمه از دکتر فضل
هادی وزین ، استاد دانشگاه بین المللی اسلام آباد به نقل از سایت اصلاح
آنلاین)1:

"ما ایمان راسخ و خلل نا پذیر و اعتقاد جازم و مستحکم داریم که فقط یـــــــک
مفکوره و اندیشه وجـــــــــود دارد که میتواند جهان پر تکلف و بشریت سر گشته و
مردمان را بسوى راه راستین ،هدایت و رهبرى نماید و بایست بخاطر پخش و نشر اندیشه
مذکور همه چیز را قربان و فدا کرد.

این مفکوره و اندیشه نجات بخش همانا اسلام حنیف است، اسلامى که هیچگونه کجى در
آن وجود ندارد و پیروان آن هیچگاهى گمراه نمیشوند.

شهدالله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوالعلم قائما بالقسط لا اله الا هو
العزیز الحکیم* ان الدین عند الله الا سلام… (آل عمران17 . 18)

...

بنا براین فکر و اندیشه ما اسلامى خالص بوده و بر اسلام تمرکز دارد،از اسلام
استمداد مى جوید و در راه آن به جهاد مى پردازد.

اندیشه و مفکوره ما در جهت برترى کلمه اسلام عمل کرده و هیچ نظام و قانون را با
اسلام برابر نمى کند و به رهبرى و پیشوایى غیر از ان راضى نگردیده و جز  احکام آن
از احکام و دساتیر دیگرى اطاعت و فرمانبردارى نمى نماید.

و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه…  (آل عمران:80)

” هر که طلب کند غیر از اسلام دینى دیگر  پس هر گز قبول کرده نمى شود ازوى…”

بدون تردید روزگارى بر اسلام و مسلمین آمد که در اثر حوادث مسلسل و نـــاگوار و
فاجعه هاى پی هم ،دشمنان اسلام به منظور خاموش ساختن انوار و پنــــــهان کردن
ارزشها و گمراه کردن فرزندان این آئین نجات بخش دست بکار شده و تلاش ورزیدند تا
احکام آن را معطل، لشکرش را ضعیف و تعالیم آن را گاهى با کاستن از آنها و زمانى با
زیادت در آنها و وقتى هم با تاویل و توجیه نادرست و غلط تحریف نماید.

عواملی که دشمنان اسلام را در بر آورده شدن این هدف شوم و نامقدس کمک کرد عبارت
بود از:

از دست رفتن سلطه سیاسى اسلام ، و پاره  پاره شدن حکومت جــهانى آن،تضعیف لشکر
محمد صلى الله علیه و آله وسلم و بالاخره افتادن ملتهاى مــسلمان در قبضه کفار
ستمگر و مستعمرین جهانخوار.

بناء فریضه ما برادران اسلامی (اخوان المسلمین) این است تا احکام اسلام را بصورت
واضح و کـامل بدون نقصان و زیادت و بدور از  مغالطه به مردم بیان نمائیم و این
نـــــظر و اندیشه ما را تشکیل مى دهد.

همچنان وجیبه اساسى ماست تا مردم را به عملى نـــمودن و تحقق این اندیشه و فکر
فراخوانده و ایشان را وادار سازیم تا آنرا تطبیق و عــملى نماید البته این بخش عملى
فکر و اندیشه ماست.

....

برنامه و هدف اخوان المسلمین داراى مراحل معین و محدود و قدم هاى واضح و روشن
بوده و ما بخوبى میدانیم که چه میخواهیم و از وسیله اى که ما را به تحقق هدف و
برنامه مان کمک میکند شناخت کامل و درست داریم.

1.    ما در قدم اول خواهان افرادی هستیم که در عقیده و تفکر، اخلاق و عاطفه، در
عمل و تصرف خویش عملا مسلمان باشند، این تکوین و ساختمان فردى مارا تشکیل
میدهد.

2.    در قدم دوم خواها ن خانواده هستیم که در همه ابعاد ذکر شده حقیقتا مسلمان
باشد، ازین سبب اهتمام و توجهى را که در مورد مردان بخرج میدهیم عین آنرا در مورد
زنان مبذول داشته در مورد اطفال نیز رعایت مى کنیم ،این تشکیل خانوادگى مان
است.

 

3.    در قدم سوم خواهان ملتى هستیم که در تمام ابعاد ذکر شــده حقیقتا مسلمان
باشد ، ازین سبب میکوشیم تا دعوت ما خانه به خانه رسیده و آوازمــان در هر جا شنیده
شود.

ما تلاش میورزیم تا افکار و اندیشه هایمان در همه قریه ها،شهرها، و مراکـــــز
پخش و نشر گردیده و همگان از آن مطلع شوند ،ما درین راه همه تلاش هاى خویش را به
خرج داده و هر وسیله ممکن و مشروع را بکار خواهیم برد.

4.     در قدم چهارم خواهان برقرارى و اقامه حکومت اسلامى هستیم تا ملت را بسوى
مسجد رهبرى و از آنجا مردم را بطرف راه هدایت رهنمایى کند

...

5.    پس از بر قرارى حکومت اسلامى وظیفه خود میدانیم تا همه اجزاى وطن
اسلامى را که در نتیجه سیاست غربى از هم جدا ساخته شده و وحدت آنرا استعمار اروپایى
از هم گسیسته دوباره یکجا و متحد نمائیم، بناءً تقسیمات سیاسى موجود و معاهــدات
بین المـــــــللى که وطن اسلا مى  را به کشور هاى کوچک، ضعیف، متفرق و پاره پاره
تقسیم نموده و بلعیدن آنرا براى غاصبین سهل و آسان ساخته اسـت از نظر ما مــردود
بوده و داراى حیثیت رسمى و قانونى نیست، ما در مقابل سـلب آزادى و هـضم حقوق ملتهاى
مسلمان و ظلم ستمگران مستبد بر آنها هرگز سـکوت نخواهیم  کرد.

6.    آزادی سرزمین های از دست رفته هر وجب از سر زمین که در آن مسلمانى
زیست داشته و کلمه مقدس”لااله الاالله محــــــــمد رسول الله”را به زبان مى آورد
وطــن بزرگ ما بوده و در راه نجات و آزادى آن پیوند اجزایش به یکدیگر مجاهدانه تلاش
میکنیم .

اگر”رایش”آلمانى خود را حامى همه آنانى میـــشمارد که خون نژاد آلمانى در عروق
شان جریان دارد ،عقیده اسلامى بر هر مؤمن قوى واجب ساخته تا خود را حـــامى
وپشتیبان هر کسى بداند که قلبش از شریعت حیات بخش قرآن سیراب شده است.

در عرف اسلام ابدا جایز نیست تا عامل نژادى در روابط بیــــــن مردم قوى تر از
عامل ایمانى باشد.

عقیده در اسلام اساس و مبناى همه چیز بوده و ایمان غیر از حب و بغض بخاطر خدا
چیزى دیگرى نیست.

ما با تمام توان خواهیم کوشید تا درفش شکوهمند دین خدابار دیگر بر فراز همه آن
گوشه هاى جهان که بارى سعادت اسلام نصیبش گردیده و صداهاى دل انگیز اذان در فضاى آن
پیچیده بود به اهتزاز در آید.

...“و قاتلواهم حتى لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله…”(انفال:39)”

...توشه ما درین راه پر پیچ و خم ، ایمان است که ابدا خلل و تردد را نمى پذیرد و
عملى است که توقف را نمى شناسد ما آنچنان توکل و اعتمادى به ذات یکتاى احدى داریم
که هیچگاه ضــعیف نمى گردد بهترین سعادت و پر بار ترین لحظات حیات مان لحظه یى
خواهد بود که در راه جهاد و مبارزه بخـــــــاطر اهداف مقدس مان بــمرتبهء عالى
شهادت فى سبیل الله نایل گردیده و ارواح ما بحیث شــــــــــهید پیش خدا حاضر
شود.

این مو ضوع از اصول و اعماق سیاست داخلى و خارجى ماست و ما آنرا هم از فکر خود
نگفته بلکه از تعالیم اسلامى استنباط نموده ایم و جدایى و انفصال بین دین و سیاست
از اصول اسلام نیست و مسلمانان صادق مخلص که روح و تعالیم و جوهر اسلام را مى
فهمیدند ابدا به جدائى بین سیاست و دین قایل نبودند.

این است راه ما و هدف ما، کسى که میخواهد تا ما را از این منهج و هدف منحرف
ساخته از راه باز دارد باید از ما جدا گردیده و دورى بجوید ،زیرا او یا دشمن اسلام
است و یا از اسلام چیزى را نمى فهمد و راه دیگرى بجز یکى ازین دو در پیش ندارد.

این خواب و خیال
نیست

ممکن است عده کوتاه فکر و جبون بگویند  که تحقق این آمال و آرمانهـا خواب و خیال
بیش نبوده و وهمى اســـت که بر نفس هاى ما رخنه کرده است ولى باید دانست که این قول
ناشى از ضعف و سستى است. ضعف و ســــستى ای که نه ما و نه اسلام آنرا مى شـناسد
،

این همان ضعف و سستى است که در قلبهاى افراد این ملت جا گرفته و سبب گردیده است
تا دشمنان بر مقدرات و سر نوشت امت حاکم شوند این ضعف وسـستى و بزدلى ناشى از خرابى
قلب و ایمان بوده و علت اصلى سقوط مسلمانان است .

...

اخوان المسلمین میدانند که بهترین وصف براى بهترین گروه و جمـــــــــاعت همان

/ 0 نظر / 74 بازدید