بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٧

خبرگزاری فارس                        18/04/87                 صفحه بین‌الملل

شصت سا جنایت ؛ شصت سال مقاومت(43)

ورود فلسطینی ها و سوری ها به جنگ داخلی لبنان

 خبرگزاری فارس: حدود 4 ماه پس از فاجعه "عین الرمانه" و آغاز جنگ داخلی لبنان "نهضت مقاومت فلسطین" در اولین فرصت برای آن که نشان دهد این جنگ در جبهه ضد صهیونیستی خللی ایجاد نکرده است ، عملیات انفجاری بزرگی را در قلب شهر قدس به انجام رساند.


به گزارش خبرگزاری فارس حدود 4 ماه پس از فاجعه "عین الرمانه" و آغاز جنگ داخلی لبنان ، "نهضت مقاومت فلسطین" برای آن که نشان دهد این جنگ در جبهه ضد صهیونیستی خللی ایجاد نکرده است ، عملیات انفجاری بزرگی را در قلب شهر قدس به انجام رساند.

روز 5 جولای 1975 (یعنی همان روزی که «انفجار «بعلبک» به وقوع پیوست)، بمبی قوی در "میدان صهیون" واقع در بیت المقدس اشغالی منفجر شد که با عث قتل 13 صهیونیست و مجروح شدن 78 تا از آنان گردید.از سال 1968 عملیات ضدصهیونیستی با چنین ابعادی در "بیت المقدس" به اجرا درنیامده بود.تحرکات انفجاری از این دست در ماه های با قی مانده از سال 1975 ادامه پیدا کرد که انفجار بمبی دیگر در "بیت المقدس" و مرگ 6 صهیونیست در 13 نوامبر از جمله آن ها به شمار می رود اما تا پیش از پایان این سال، جدی‌ترین عملیات فدایی ضدصهیونیستی که انجام شد متعلق به اعضای "جبهة آزادی‌بخش عربی" (وابسته به حزب بعث عراق) بود.

روز 15 ژوئن چهار چریک این سازمان با نفوذ به "فلسطین اشغالی" ، وارد آبادی یهودی‌نشین "کفر یووال" شدند و تعدادی صهیونیست را به گروگان گرفتند. تقاضای آنان، آزادی 12 زندانی عرب بود. ارتش رژیم صهیونیستی مطابق عادت خود، بدون مذاکره با مهاجمان، به ساختمان محل استقرار آنان حمله برد، در نتیجه 4 گروگان‌گیر و یک صهیونیست کشته شدند.همچنین در 20 نوامبر گروهی فدایی فلسطینی از خاک سوریه وارد روستای صهیونیست نشین "رامات ماگشیمیم" در "بلندی های جولان" شدند و اقدام به گروگان گرفتن چند صهیونیست نمودند. در نهایت این عملیات فدایی نیز کشته شدن 4 صهیونیست و گروگان گیران پایان پذیرفت.

 

*تنگنای "دولت یهود" در مجامع جهانی

 

در روز دهم نوامبر سال 1975 "مجمع عمومی سازمان ملل" با تصویب "قطعنامة شمارة 3379" در خصوص از میان برداشتن کلیة انواع تبعیض نژادی، از پیدایش آن در چند منطقه از جهان ابراز نگرانی کرد. در این قطعنامه نظام حاکم بر "آفریقای جنوبی" و "فلسطین اشغالی" به عنوان رژیم‌‌هایی نژادپرست مورد اشاره قرار گرفته و با صراحت ذکر شده بود: "صهیونیزم یکی از اشکال نژادپرستی و تبعیض نژادی است."

"قطعنامة 3379 " مورد تأیید 72 کشور و مخالف 35 کشور از جمله آمریکا، بریتانیا، رژیم صهیونیستی، فرانسه، آلمان غربی و ایتالیا قرار گرفت. همچنین در همین سال "یونسکو" رژیم صهیونیستی را از این سازمان فرهنگی اخراج کرد (به دلیل تغییر دادن نشانه‌های عربی و اسلامی "بیت‌المقدس"). به این ترتیب سال 1975 برای "رژیم صهیونیستی" در عرصة بین‌المللی، سال بسیار بدی بود و دستاوردهای مطلوبی برای دشمنان این رژیم به همراه داشت.

پاسخ "رژیم صهیونیستی" به این فشار های جهانی و تحرکات انفجاری و فدایی فلسطینی از پیش مشخص بود؛ اسکادران های هوایی "ارتش صهیونیستی" در دوم دسامبر بر فراز اردوگاه های آوارگان فلسطینی در لبنان ظاهر شدند و طی بمبارانی سنگین 111 فلسطینی را کشته و 140 تن دیگر را مجروح نمودند.

 

 

*مسلخ و کرنتینا

 

در اواخر سال1975، یکی از فجایع بزرگ جنگ داخلی لبنان توسط "جبهة راست" خلق شد. روز6دسامبر،درست در زمانی که "پیر جمیل" رهبر "حزب کتائب" برای مذاکره با مقامات سوری به دمشق رفته بود ، شبهه نظامیان فالانژیست(شاخه نظامی حزب "کتائب") به انتقام قتل 4 عضو این حزب در منطقه "تل زعتر" ، به مناطق مسلمان نشین "مسلخ" و"کرنتینا" در بیروت شرقی واردشدند و "کشتار از روی شناسنامه" جدیدی به راه انداختند. در این روز که در تاریخ لبنان به نام "شنبه سیاه" ثبت شد بین 150 تا 200 مسلمان(عمدتا شیعه) توسط فالانژ ها سربریده شدند.به این ترتیب لهیب جنگ بیشتر زبانه کشید و تا مناطق توریستی بیروت در محلات مسیحی نشین که مملو از هتل ها و کازینوها کشیده شد. این مرحله از جنگ داخلی لبنان به "جنگ هتل های بزرگ" شهرت پیدا کرد.

 

* محاصره "تل زعتر"

 

از پنجم ماه ژانویه ، شبهه نظامیان مسیحی، شهر "تل زعتر" را به محاصره درآوردند. "تل زعتر" مهم‌ترین پایگاه "نهضت مقاومت فلسطین" در لبنان بود و حدود نیمی از جمعیت سی‌هزار نفری آن را آوارگان فلسطینی تشکیل می‌دادند. با محاصرة "تل زعتر"، گرسنگی و تشنگی بر ساکنان آن غلبه کرد و همزمان آتشباران شدید این شهر نیز به طور مستمر ادامه داشت.

در این مرحله بود که "نهضت مقاومت فلسطین" برای نجات جان فلسطینیان، رسماً وارد جنگ شد و برای شکستن محاصرة "تل‌زعتر" دست به عملیات زد. به این ترتیب جنگ از صورت "لبنانی - لبنانی" به صورت "لبنانی - فلسطینی" متحول شد.

برخلاف آنچه انتظار می‌رفت "فدائیان فلسطینی" موفق به شکستن محاصرة "تل زعتر" نشدند و تلاش 4 روزة آنان نتیجه‌ای جز بر باد رفتن افسانة توانمندی‌های مقاومت فلسطین در بر نداشت. در نتیجه "جبهة راست" روحیه و جسارتی مضاعف پیدا کرد و مناطق فلسطین‌نشین دیگری را مورد هجوم قرار داد.

در 14 ژانویه، اردوگاه فلسطینی "ضبیه" که ساکنان آن را فلسطینیان مسیحی تشکیل می‌دادند به اشغال شبهه نظامیان مسیحی درآمد و علی‌رغم مسیحی بودن اهالی، اردوگاه ویران شد و ده‌ها تن کشته شدند. یک هفته بعد هم اردوگاه "قرنطینه" در بیروت شرقی به دنبال هجوم "راست‌گرایان" با خاک یکسان شد.

روز 18 ژانویه مسلمان‌نشین موسوم به "مسلخ" و "کرنتینا" در بیروت شرقی در برابر تهاجم شبهه نظامیان مسیحی سقوط کرد و قتل عامی فجیع در آن به راه افتاد. مهاجمان بر تلّی از اجساد سوختة قربانیان رقصیدند، "شامپاین" خوردند و موسیقی نواختند و از خبرنگاران خواستند که تصاویر جشن آنان را ثبت و در جهان منتشر کنند. انتشار این صحنه‌های مشمئزکننده تأثیر روانی نامطلوبی بر "جبهة چپ" و خصوصاً مسلمانان گذاشت . روز بعد "رشید کرامی" در اعتراض به این جنایت هولناک استعفا داد و یک بار دیگر رییس‌جمهور مسیحی اختیارات کامل لبنان را به دست گرفت. "جبهه چپ" نیز در انتقام کشتار مذکور به مناطق مسیحی نشین "الجیه" و "دامور حمله برده و تعدا زیادی از ساکنین آن را اخراج نمودند.

 

*تجزیه ارتش و محاصره بیروت

 

در ماه ژانویة سال 1976ارتش لبنان سرانجام تجزیه شد و از هم پاشید.در 21 ژانویه بخشی از ارتش که از "جبهة چپ" حمایت می‌کرد تحت فرماندهی افسری به نام "احمد الخطیب" اعلام خودمختاری کرده و نام "ارتش لبنان عربی " را بر خود گذاشت و بخش دیگر که اتفاقاً قسمت عمدة ارتش را شامل می‌شد، به فرماندهی افسری مسیحی به نام "آنتوان برکات" به "جبهة راست" پیوست.

در ادامه جنگ "شبهه نظامیان مسیحی" موفق شدند ضربات سختی بر "جبهه ملی لبنان" وارد و مناطق مسلمان‌نشین مهمی را تسخیر و ساکنان آن را اخراج و خانه‌ها را کاملاً ویران کنند.

مناطق مسلمان‌نشین "برج حموده" و "جسر پاشا" که هر دو در مجاورت "تل زعتر" قرار داشتند، اهداف بعدی "مسیحیان راست‌گرا" بودند. محاصرة این مناطق، موقعیت "تل زعتر" را بسیار آسیب‌پذیر کرد. مهم‌تر از همه این که مسیحیان آخرین راه‌های مواصلاتی منتهی به بیروت را هم بستند و به این ترتیب، پایتخت لبنان در محاصرة کامل "شبهه نظامیان مسیحی" قرار گرفت.

اگر مهاجمان مسیحی موفق می‌شدند وارد بیروت شوند، کشتاری تاریخی در این شهر انجام می‌گرفت و قطعاً سرنوشت جنگ داخلی به نفع "جبهة راست" مشخص می‌شد. در چنین زمانی، رهبران "جبهة چپ" (شامل مسلمانان، فلسطینی‌ها و مارکسیست‌ها) در منزل رهبر مذهبی اهل سنت در لبنان با نام "حسن خالد" جمع شدند و برای خروج از بحران به مذاکره پرداختند. چون خانة "حسن خالد" در منطقه‌ای به نام "عرمون" (در نزدیکی بیروت) قرار داشت، این گردهمایی را "کنگرة عرمون" نامیدند. در نهایت شرکت‌کنندگان در این کنگره به اتفاق نظر رسیدند که از سوریه برای مداخله در بحران دعوت شود.

 

*ورود سوریه به بحران

 

سوریه در ابتدا از اجابت درخواست دخالت در معرکه لبنان خودداری کرد. "حافظ اسد" معتقد بود که این ماجرا توطئه‌ای از جانب رقبای این کشور برای به مخمصه انداختن کشور اوست. رئیس جمهور سوریه بیم داشت با ورود نظامیان سوری به لبنان، رژیم صهیونیستی برای موازنة قوا وارد لبنان شود و یا کشورهای غربی به نفع مسیحیان در لبنان نیرو پیاده کنند. با این حال "امام موسی صدر" به اصرار "کنگرة عرمون" در زیر باران گلوله‌های "شبهه نظامیان مسیحی" و "نهضت مقاومت فلسطین"، از جادة کوهستانی خود را به سوریه رسانده و با "حافظ اسد" دیدار کرد و به او اطمینان داد که اگر سوریه در لبنان دخالت نکند؛ "همة مسلمانان قتل عام خواهند شد." باور کردن چنین احتمالی، با توجه به عملکرد یک سالة "شبهه نظامیان مسیحی" برای هیچ‌کس دشوار نبود. در بهترین حالت، سقوط بیروت باعث تجزیة لبنان می‌شد و یک "رژیم مسیحی" در جوار سوریه به وجود می‌آمد که می‌توانست از "رژیم صهیونیستی" خطرناک‌تر هم باشد. این‌گونه بود که سوریه حاضر شد در پوشش خاموش کردن آتش جنگ داخلی و در قالب "ارتش آزادی‌بخش فلسطین" وارد لبنان شود.

چهار روز از محاصرة "بیروت" می‌گذشت که "لشگر حطین" (یگان سوری "ارتش آزادی‌بخش فلسطین") وارد خاک لبنان شد و "مسیحیان راست‌گرا" که تاب مقاومت در برابر ارتش سوریه را در خود نمی‌دیدند، میدان جنگ را رها کردند.

رهبران مسیحی زمانی که مطمئن شدند غرب و "رژیم صهیونیستی" برای حمایت از آنان یا مقابله با نظامیان سوریه اقدامی نخواهند کرد، همگی به دیدار "حافظ اسد" رفتند و مراتب همکاری و حسن نیت خود را به او اعلام کردند.

به این ترتیب امید می رفت که مداخله سوریه در «جنگ داخلی لبنان» به این خونریزی هولناک و برادر کشی بی رحمانه پایان دهد.




واژه کلیدی :اسرائیل-1 و واژه کلیدی :فلسطین و واژه کلیدی :لبنان و واژه کلیدی :سوریه