بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٧

شصت سال جنایت ، شصت سال مقاومت(31)

جنگ سایه ها

 خبرگزاری فارس: رژیم صهیونیستی، پس از پایان عملیات فداییان فلسطینی در المپیک مونیخ ، وعده داد که "جنگ انتقام‏جویانه‏ای در همة جبهه‏ها آغاز خواهد شد". متعاقب این وعده ، میان اعضای «ساف» و واحد های تروریستی رژیم صهیونیستی در کشور های اروپایی ، جنگی خونین آغاز شد که مطبوعات به آن لقب«جنگ سایه ها» را دادند.این جنگ سرانجام در خاک لبنان به پایان خود رسید.


چهل و هشت ساعت پس از پایان "عملیات مونیخ"، رژیم صهیونیستی اولین واکنش خود را به این حادثه نشان داد و 75 بمب‌افکن را برای انهدام آنچه که پایگاه‌های فدائیان در سوریه و لبنان توصیف می‌کرد به آسمان فرستاد. این تهاجم که سنگین‌ترین حملة هوایی ارتش صهیونیستی از "جنگ شش روزه" به این سو محسوب می‌شد بیش از 200 غیرنظامی را در اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی کشته و زخمی کرد.اکثریت شهدای این حمله هوایی زنان و کودکانی بودند که فرصتی برای گریز نداشتند.

در مرحلة بعد خانم "گلدامایر" نخست‏وزیر 70 سالة رژیم صهیونیستی، در مجلس سوگواری صهیونیست‏های کشته شده در مونیخ، قول داد که "جنگ انتقام‏جویانه‏ای در همة جبهه‏ها آغاز خواهد شد" ، اما مبارزه با "سازمان سپتامبر سیاه" حتی برای سرویس‏های امنیتی مغرور صهیونیستی هم کار آسانی نبود. این گروه، از سرّی‏ترین سازمان‏های فلسطینی بود که اسراییل از وابستگی آن به "سازمان فتح" اطمینان داشت، اما "عرفات" مصرانه چنین ارتباطی را تکذیب می‏کرد. با این حال نخست‏وزیر رژیم صهیونیستی، فرمان قتل 35 تن از رهبران شناخته شدة "ساف" و "الفتح" را صادر کرد.

 

*رویارویی در اروپا

 

عوامل "موساد" (سازمان اطلاعاتی و امنیتی "رژیم صهیونیستی") در 16 اکتبر سال 1972، "عبدالوائل عادل زعیتر" کارمند سفارت لیبی و نمایندة "ساف" در شهر "رم" را در منزل مسکونی‏اش ترور کردند. هدف بعدی، "محمود همشهری" نمایندة "ساف" در شهر "پاریس" بود که در روز 8 دسامبر بر اثر انفجار بمبی در تلفن منزل مسکونی‏اش، زخمی عمیق برداشت و یک ماه بعد جان سپرد.

روز 24 ژانویه سال 1973، "حسین البشیر ابوالخیر" نمایندة "ساف" در "قبرس" نیز، زمانی که چراغ اتاقش را در طبقة دوم هتلی در شهر "نیکوزیا" خاموش می‏کرد، با انفجاری مهیب قطعه قطعه شد.

در 6 آوریل پرفسور "باسل الکبیسی" از اعضای عراقی "ساف" و استاد دانشگاه آمریکایی بیروت ، در پاریس به ضرب گلوله از پا درآمد و شش روز بعد "موسی ابوزیاد"، یکی دیگر از نمایندگان مؤثر "ساف" در قبرس، توسط بمبی که در شهر آتن منفجر شد کشته شد. همچنین، "محمد بعودیا" که از فعالین سیاسی "ساف" در اروپا بود بر اثر انفجار اتومبیلش در پاریس جان سپرد.نمایندة "ساف" در الجزایر طی سوءقصدی به شدت مجروح شد، نمایندة "ساف" در لیبی براثر انفجار بسته‏ای انفجاری فلج و نابینا شد. همچنین "فاروق قدومی" و "هایل عبدالحمید"، که از اعضای شورای رهبری "فتح" بودند، از یک عملیات تروریستی "موساد" جان سالم به در بردند. علاوه بر این، رژیم صهیونیستی موفق شد با ارسال بسته‏های حامل بمب به دفاتر و مراکز متعلق به فلسطینیان در اروپا تعداد دیگری از فعالان فلسطینی را که برخی از آنان هیچ وابستگی تشکیلاتی به "ساف" یا "فتح" نداشتند، بر لیست قربانیان عملیات انتقام‏جویانه خود بیفزاید.

"موساد" برای افزایش رعب و وحشت در میان فعالان سیاسی فلسطینی، حکم اعدام برخی از آنان را آشکارا به صورت آگهی در روزنامه‏های محلی عرب زبان چاپ می‏کرد. مطبوعات و رسانه‏های غربی نیز با افسانه‏پردازی و گزارش‏های اغراق‏آمیز خود، تهاجم "رژیم صهیونیستی" را علیه فلسطینیان پوشش می‏دادند و از تیم‏های تروریستی این رژیم با عناوین مرموز و ترس‏آوری چون "ژوئن سیاه"، "خشم خدا"، "واحد انتقام" و "گروهان 101" یاد می‏کردند. علی‏رغم تمامی این بزرگنمایی تبلیغاتی، تمامی کسانی که توسط تروریست‏های "موساد" به قتل رسیدند، از رهبران معروف فلسطینی بودند که زندگی و فعالیت سیاسی علنی داشتند و به همین دلیل از هیچ‏گونه محافظت یا پوشش امنیتی برخوردار نبودند، مضاف بر این‌که تاکنون هیچ مدرک و دلیل قابل اعتنایی مبنی بر ارتباط آنان با "سازمان سپتامبر سیاه" از سوی "دولت یهودی" ارائه نشده است. در حقیقت، رژیم صهیونیستی به هیچ عنوان نمی‏توانست ثابت کند که توانسته است ضربات سختی بر مجریان "عملیات مونیخ" وارد کند، اما به کمک رسانه‏های گروهی، با نسبت دادن عناوینی چون "مسؤول ایستگاه سپتامبر سیاه در فلان منطقه" یا "از طراحان حمله به مونیخ" به قربانیان عملیات تروریستی خود، سعی کرد که اقدام به ترور آنان را در افکار عمومی جهان موجه کند.

در جریان این کشاکش مرگبار، طرف فلسطینی هم بیکار ننشست. روز 10 سپتامبر سال 1972، تلاش برای کشتن یک دیپلمات سفارت رژیم صهیونیستی در "بروکسل" که عضو "موساد" و نیز مأمور نفوذ به درون "سازمان سپتامبر سیاه" بود ناکام ماند.

در 19 سپتامبر عضو سفارت "رژیم صهیونیستی" در لندن "آرمی شاشوری" بر اثر انفجار بمبی به هلاکت رسید. اما موفق‏ترین پاسخ فلسطینیان به ترورهای رژیم صهیونیستی در "اسپانیا" عملی شد.

تنها سه روز پس از قتل "محمود همشهری" نمایندة "ساف" در فرانسه، شخصی به نام "باروخ کوهن" در رستورانی واقع در مرکز شهر "مادرید" هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. بعدها منابع امنیتی "رژیم صهیونیستی" افشا کردند که وی با نام اصلی "موشه‏حنان ایشای" رئیس ایستگاه موساد در اسپانیا بوده است. او که مأموریت داشت در میان فعالان فلسطینی در اسپانیا نفوذ نماید ، در حین عملیات جاسوسی خود، توسط اعضای "سپتامبر سیاه" شناسایی شد و در حالی که فکر می‏کرد موفق به نفوذ در این سازمان شده است به قتل رسید. طرح کشتن "کوهن" با چنان دقت و پیچیدگی طراحی شده بود که "موساد" مجبور شد تمامی شبکة خود را در اسپانیا منحل کند.

یک ماه و نیم بعد، صهیونیست دیگری به نام "سیمیاگلازر" در قبرس به ضرب گلوله از پا درآمد. هویت او نیز توسط خود صهیونیست‏ها مشخص شد: افسر ارشد موساد در قبرس و از اعضای قدیمی سازمان تروریستی "ایرگون".

 

*انتقام بلند پروازانه

 

عملیات بعدی "سپتامبر سیاه" حمله به سفارت "رژیم صهیونیستی" در "بانکوک"(پایتخت تایلند) به تاریخ 28 دسامبر سال 1972 بود. به هنگام این تهاجم، سفیر در سفارت حاضر نبود اما شش صهیونیست عضو سفارت به دست مهاجمان فلسطینی افتادند.

مبارزان فلسطینی پس از به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطین بر فراز ساختمان سفارت، اعلام کردند که این شش نفر را در برابر آزادی 36 زندانی فلسطینی از بند "رژیم صهیونیستی"، رها خواهند کرد. پس از یک ساعت مذاکره، گروگان گیران، با آزادی گروگان‏ها در برابر خروج خود از تایلند موافقت کردند. معامله انجام شد و فلسطینیان، صبح روز بعد با هواپیمایی به مصر پرواز کردند. چنین پایان خوشی برای یک عملیات "سازمان سپتامبر سیاه" واقعاً حیرت‏انگیز بود. بعدها "ویکتور استروفسکی" یکی از چهره‏های امنیتی "رژیم صهیونیستی" مدعی شد که حمله به سفارت این رژیم در "بانکوک"، در حقیقت یک عملیات انحرافی بوده که برای پنهان ماندن تحرکات وسیع "سپتامبر سیاه" از چشم جاسوسان و نفوذیان اسراییلی طراحی شده است. طبق این ادعا، "سپتامبر سیاه" قصد داشت "گلدامایر" را در جریان سفرش به "واتیکان" با شلیک یک موشک دوشپرتاب "استرلا" به هواپیمای حامل او در فرودگاه "رم"، از بین ببرد. حمله به سفارت رژیم صهیونیستی در بانکوک تنها سه هفته قبل از سفر "گلدامایر" انجام شد.

مبارزان فلسطینی با زحمت و پیچیدگی فراوان موفق شد 12 قبضه موشک‏انداز "استرلا" تهیه کرده و به ایتالیا قاچاق کنند. روز 15 ژانویة سال 1973، پنج فدایی فلسطینی به همراه یازده قبضه موشک‏انداز در محوطه فرودگاه "رم" توسط پلیس ایتالیا دستگیر و سه فدایی نیز طی درگیری با پلیس و نیروهای "موساد" کشته شدند و به این ترتیب بلندپروازانه‌ترین عملیات ضدصهیونیستی گروه "سپتامبر سیاه" ناکام ماند.

در بیست و یکم فوریه (36 روز بعد از شکست عملیات ترور "گلدامایر")؛ جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش صهیونیستی، یک هواپیمای مسافربری خطوط هوایی لیبی را در آسمان صحرای سینا، با شلیک چندین راکت منهدم کردند. بیش از یکصد مسافر و خدمه هواپیما کشته شدند. "صالح مسعود بوبصیر"، یکی از وزرای دولت لیبی نیز در میان کشته شدگان بود. "رژیم صهیونیستی" در توجیه این جنایت هولناک، مدعی شد که هواپیمای لیبیایی وارد حریم هوایی این رژیم در مناطق اشغالی سینا شده بود و به هشدارهای ما نیز پاسخی نداد و ارتش از بیم این‌که این هواپیما مملو از مواد منفجره باشد و بخواهد به شهرهای صهیونیست‌نشین حمله کند مجبور به انهدام آن شده‌است.

کم‌تر شنوندة عرب و مسلمانی این توضیحات عجیب را باور کرد. بسیاری متوجه شده بودند که این جنایت جنگی با هدف تحریک کشورهای عربی برای "مقابله به مثل" انجام شده است، اما این بار هیچ پاسخی به "رژیم صهیونیستی" داده نشد. ارتش‌های عربی در سکوتی معنادار، انتظار می‌کشیدند. علی‌رغم فضای تبلیغاتی منفی در جهان علیه "تل‌آویو" به خاطر ارتکاب چنین عملی، "رژیم صهیونیستی" از پیگیری برنامه‌های تلافی‌جویانة خود منصرف نشد.

"واحد اطلاعات نظامی ارتش صهیونیستی" این بار تصمیم گرفت ضربة مرگباری بر "ساف" وارد کند. در اواخر بهار سال 1973، دو اردوگاه آوارگان فلسطینی در شمال لبنان با نام‌های " نهر البارد" و "البدوی" مورد حمله کماندوهای رژیم صهیونیستی قرار گرفت و طی نبردی کوچه به کوچه حدود 70 فلسطینی کشته و زخمی شدند. تعداد زیادی زن و کودک نیز در میان مقتولین دیده می‌شد.

 

*ساف در خون

 

روز 9 آوریل سال 1973 (57 روز پس از سوءقصد به "گلدامایر") واحدهایی از یگان ویژه‏ اطلاعات و عملیات ارتش صهیونیستی موسوم به «سایرت ماتکال» به فرماندهی افسری به نام "ایهود باراک"، با قایق در سواحل بیروت پیاده شدند. شب بعد، این افراد محل اقامت رهبران "ساف" در بیروت را که قبلاً شناسایی کرده بودند مورد هجوم قرار دادند و سه تن از رهبران ارشد "ساف" را در خانه‏هایشان با صدها گلوله، سوراخ سوراخ کردند. این سه تن عبارت بودند از "یوسف نجار" (معروف به "ابویوسف") از بنیانگذاران و فرماندهان عملیاتی "فتح" (در جریان این عملیات تروریستی، همسر "یوسف نجار" هم به ضرب گلولة صهیونیست‏ها به شهادت رسید)، "کمال عدوان" مسوول تبلیغات "ساف"(صهیونیست ها مدعی شدند که او فرماندة عملیاتی "فتح" در نوار غزه و کرانة باختری بوده است) و "کمال ناصر" شاعر فلسطینی و سخنگوی رسمی "ساف"."کمال ناصر" یک مسیحی بود و مهاجمان صهیونیست در حرکتی نمادین و سفاکانه، ابتدا وی را به صورت یک مصلوب روی زمین خواباندند و سپس بدنش را تیرباران باران نمودند و در نهایت نیز دهان سخنگوی رسمی "ساف" را پر از سرب گلوله کردند. تصاویری که از پیکر"کمال ناصر" منتشر شد برای فلسطینیان وخصوصا اعراب مسیحی بسیار درد ناک بود

در این تهاجم، مقر "جبهه دموکراتیک خلق" نیز توسط صهیونیست‌ها منهدم شد. در تمام مدت سه ساعتی که کماندوهای اسراییلی مشغول اجرای عملیات خود بودند، دوایر امنیتی و انتظامی لبنان هیچ تحرکی از خود نشان ندادند. این مسأله حاکی از همکاری این مراکز یا حداقل هماهنگی آنان با مهاجمان صهیونیست بود.(این حقیقت که آن روزها در حد ظن و گمان بود، بعدها در جریان جنگ‏های داخلی لبنان به خوبی آشکار شد.)

اسراییلی‏ها که عملیات خود را در بیروت "بهار جوانان" (با تلفظ عبری«آویو نعاریم») نام گذاشته بودند، پیروزی جدید خود را با تفاخر فراوان جشن گرفتند و بعدها مدعی شدند که کم شدن عملیات‏های "سپتامبر سیاه" در ماه‏های بعد، دلیلی برای هدف‏گیری صحیح آنان در ترورهای بیروت بوده است. اما هم صهیونیست‏ها و هم فلسطینی‏ها به خوبی می‏دانستند که عمده‏ترین رهبران "سپتامبر سیاه" در اروپا و خاورمیانه هنوز در قید حیاتند و نقشه‏های فراوانی در سر دارند. با این حال شواهد و قرائن نشان می‏دهد که پس از ترورهای بیروت، تمامی سازمان‏های فدایی فلسطینی گرفتار شوک سختی شده و کندی و انفعال محسوسی از خود نشان دادند. حمله کماندوهای صهیونیست به بیروت نمایش خیره‌کننده‌ای بود از توانمندی‌های "رژیم صهیونیستی" در ضربه زدن به دشمنان خود.

کمتر از یک ماه پس از این حمله، "دولت یهود" بیست و پنجمین سالگرد پدید آمدن خود را جشن گرفت. در این جشن که توسط رسانه‌های گروهی جهان پوشش وسیعی داده شد، ارتش رژیم صهیونیستی رژة بزرگی را با حضور نخست وزیر و سایر مقامات این رژیم و درست در کنار دیوار قدیمی شهر "بیت‌المقدس" به انجام رساند. ربع قرن از تأسیس این دولت در اراضی فلسطین می‌گذشت و هنوز هیچ عاملی نتوانسته بود ضربه‌ای خردکننده به آن وارد کند. تنها پنج ماه پس از برگزاری این جشن که دهن‌کجی آشکاری بود به جهان عرب و اسلام، آتش چهارمین جنگ میان کشورهای اسلامی و رژیم صهیونیستی زبانه کشید.

 

*محمدعلی صمدی




واژه کلیدی :اسرائیل-1 و واژه کلیدی :فلسطین