بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :

آمریکا قادر به مدیریت صحنه افغانستان نیست

 

اشاره :

« سید رسول موسوی » مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه کشورمان در گفتگویی مفصل با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس به تشریح اوضاع کنونی افغانستان پرداخت .

سفیر اسبق ایران در تاجیکستان در بخشی از این گفتگو عنوان کرد که آمریکا قادر به مدیریت صحنه افغانستان نیست .

این کارشناس مسائل افغانستان همچنین تاکید کرد که جهان اسلام باید بحران افغانستان را در دستور کار خود قرار دهد.


مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید.

آمریکایی ها دیگر از پیروزی در افغانستان سخن نمی گویند

ارزیابی شما از اوضاع کنونی افغانستان چیست به نظر می رسد آمریکایی ها در حال مدیریت صحنه افغانستان هستند تا فضای عمومی این کشور را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری برای مطرح کردن و در نهایت روی کار آمدن فردی از طالبان یا از سمپات های طالبان فراهم کنند تا بر عکس حامد کرزای که ذاتا با ایران دشمنی ندارد بتوانند غیر مستقیم از دشمنی چنان فردی علیه ایران استفاده ببرند

ـ فکر نمی کنم آمریکا در حال حاضر آنقدر توانمندی مدیریت صحنه افغانستان را داشته باشد.

چندین گزارش خبری و تحلیلی توسط چند مرکز اساسی و بنیادی در خصوص افغانستان تهیه شده که از آن جمله گزارش مفصل 80 صفحه ای است که کانادایی ها توسط یک گروه زبده تحلیلگر برای نخست وزیر کانادا تهیه کردند.

از وضعیت افغانستان تهیه شده و گزارشی هم به سفارش سنای آمریکا توسط مرکزی که ICG گزارشی نیز توسط گروه بین المللی بحران به ریاست جمهوری آمریکا مشورت می دهد تهیه شده است .

گزارشی نیز توسط « جیمز جونز » و « توماس پیکرینگ » (شبیه گزارش بیکرـ همیلتون در مورد عراق ) در مورد افغانستان تهیه و گزارشی هم توسط شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا تهیه شده که این گزارش ها در رسانه های ما مطرح نشد.

زمانی که این چند گزارش را در کنار هم می گذاریم همه آنها یک مطلب اساسی را مطرح می کنند و آن اینکه اوضاع افغانستان بسیار خراب است و طالبان تجدید سازمان یافته و اگر غرب استراتژی جدیدی اتخاذ نکند افغانستان از دست خواهد رفت . تحلیل می کنند که اگر غرب و ناتو در افغانستان شکست بخورند چه اتفاقی خواهد افتاد.

این گزارش ها عنوان می کند که اگر ناتو در افغانستان شکست بخورد چه اتفاقی در کل منطقه خواهد افتاد و غرب به چه وضعیتی دچار خواهد شد.

مهم ترین نکته ای که عنوان می کنند این است که اگر این بار طالبان و یا نیروهای بنیادگرا در افغانستان به قدرت برسند مردم افغانستان را علیه غرب بسیج خواهند کرد چرا که این بار خواهند گفت تخریب افغانستان به خاطر حضور آمریکا و ناتو خواهد بود و این بار غربی ها باید در خیابان های اروپا با بنیادگراهای افغان جنگ کنند نه در بیابان های افغانستان .

آنها در این گزارش ها با صراحت و روشن عنوان می کنند که در وضعیت بسیار نامطلوبی هستند و به هر طریقی شده نباید در افغانستان شکست بخورند.

نکته بسیار ظریفی وجود دارد و آن اینکه اینها حرف از پیروزی نمی زنند بلکه می گویند نباید شکست بخوریم . این به چه معناست یعنی اینکه وضع موجود ادامه یابد.

تمامی توصیه هایی که در این گزارش ها مطرح شده این است که فعلا نباید شکست بخورند و وضع موجود ادامه یابد.

جمع بندی ها این است که پیروزی نظامی بر طالبان میسر نیست .

آمریکایی ها در خط مقدم طرح جنگ با ترور هستند و پیروزی نظامی را مطرح می کردند ولی الان گزارش هایی که از درون آمریکا بیرون می آید نسبت به پیروزی نظامی شک دارند. اینجا چند سناریو مطرح است .

انگلیسی ها به دنبال روی کار آوردن طالبان میانه رو در افغانستان هستند

و اما سناریوی اول ; یک عده ای که به دولت کرزی نزدیک هستند می گویند پیروزی نظامی متصور نیست و وضع موجود را ادامه می دهیم تا اینکه یک نوع گفتگوهایی بین افغانی ها انجام شود. اما لازمه آن این است که نیروهای ائتلاف از دولت موجود کاملا حمایت کنند و نشان دهند که طرف دیگر باید با این دولت مذاکره کند.

یک کمیسیون مصالحه ملی دارند و عنوان می کنند که طالبان میانه رو از طریق این کمیسیون بیاید با این دولت مذاکره کند.

سناریوی دوم برمی گردد به اپوزیسیون قانونی داخل افغانستان و جالب این است که در راس آن یونس قانونی قرار دارد که جبهه ملی هستند و می گویند ظرفیت این دولت نمی تواند اوضاع را جمع کند و باید یک دولت فراگیرتری با حضور تعدادی از افراد جدید و خروج تعدادی دیگر به وجود آید و اگر می خواهد مذاکره ای انجام شود این دولت فراگیر قدرت مذاکره دارد نه دولت کرزی .

سناریوی دوم هم سناریوی مذاکره است ولی سناریوی اول می گوید همین دولت مذاکره کند اما سناریوی دوم عنوان می کند که یک دولت فراگیرتر به وجود آید و مذاکره کند.

سناریوی سوم افراد بیرون از حاکمیت هستند. عده ای از بیرون هستند که می گویند اگر اوضاع افغانستان بخواهد شکل بگیرد باید شکل جدیدی از گفتگوهایی به وجود آید که بتوانیم شرایط را مجددا مطرح بکنیم و طیف جدیدی از طالبان میانه رو بتوانند به قدرت برسند.

یکی از سوال های اساسی این است که منظور از طالبان میانه رو کیست

در سناریوهای اول و دوم دولت یا دولت فراگیر از موضع حاکمیت با آنها مذاکره می کنند ولی براساس سناریوی سوم در موضع مساوی بیایند صحبت کنند.

زمانی طرح های سیاسی مطرح می شود بدین معناست که بن بست نظامی در حال شکل گیری است . یک فرمانده نظامی تا زمانی در حال پیشروی است اجازه نمی دهد طرح های سیاسی مطرح شود.

به نظرم انگلیسی ها دنبال این سناریو هستند تحت عنوان طالبان میانه رو ولی واقعیت قضیه این است که چیزی به نام طالب میانه رو وجود ندارد. اینها در حقیقت می گویند طالبانی که دست برتر غرب یا مثلا انگلیس را بپذیرند طالب میانه رو هستند. از نظر آنها این نیست که طالب میانه رو فرد معتدلی باشد بلکه طالبی است که به انگلیس دست بدهد حالا هر کاری می خواهد در داخل انجام بدهد مهم نیست مثل اتفاقی که در موسی قلعه افتاد.

موسی قلعه نمونه ای است از طالب میانه رو یعنی غرب می گوید شما را می پذیریم و ما برمی گردیم به همان سناریوی قبل از 2001 (11 سپتامبر) .

یک شرط اساسی دارند و می گویند طالبی که خودش را از شبکه القاعده جدا کند قابل قبول است یعنی طالبی که پاکستانی ها از آن تعریف می کنند.

تفاوت اساسی طالب میانه رو با طالب تندرو فقط در نوع وابستگی آن به شبکه القاعده است نه در رفتار سیاسی نه اجتماعی نه در نوع حکومتداری و نه در نگاهش به اقلیت ها.

روی کار آوردن طالبان میانه رو سناریوی خطرناکی است

به نظر می آید یکی از خطرناک ترین سناریوها روی کار آوردن طالبان میانه رو است منتها طالبان میانه رو با تعریفی که انگلیسی ها و غربی ها از آن ارائه می دهند یعنی بازگشت به دوران گذشته .

منتها این وسط در درون طالبان هم اتفاقاتی رخ داده است . خود طالبان نسبت به اینکه چه هستند بحث دارند.

شعار طالبان در شرایط فعلی یک شعار آزادی بخشی یعنی آزادی افغانستان است و اولویت یک آنها اجرای شریعت نیست اولویت اول آزادسازی افغانستان است منتها آزادی افغانستان نه از طریق آزادی سرزمین بلکه از طریق بیرون راندن نیروهای نظامی . بنابراین شاهد نیستید که طالبان حرکت کند منطقه ای را آزاد کند و در آنجا بایستد.

البته در یک ماه گذشته اتفاقات جدیدی در تاکتیک های نظامی شاهدیم و فکر می کنم هر چه به دوران انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک می شویم عملیات نظامی و تاکتیک های نظامی در افغانستان از سوی طالبان جدی تر خواهد شد.

حمله طالبان به زندان قندهار می تواند نقطه عطفی در تحولات این کشور باشد

در یک ماه گذشته اتفاق بسیار بزرگی رخ داد که حمله به زندان قندهار بود . این زندان را یک مسئله ساده نبینید . در زندان قندهار بین 300 تا 400 نفر از فرماندهان طالبان بودند که آزاد شدند و در درون کارهایشان قرار گرفتند . این موضوع را دست کم نگیرید .

« ولسوالی ها » و روستاهای اطراف قندهار در اختیار طالبان است .

طالبان به صورت خاصی در این روستاها حضور دارند و زمانی می خواهد عملیات نظامی انجام شود به نوعی مردم مجبور می شوند بروند داخل خانه هایشان .

از یک طرف نیروهای نظامی ائتلاف قادر به عملیات نظامی نیستند اگر عملیات هوایی انجام بدهند که می دهند غیرنظامیان کشته می شوند. دولت افغانستان سر این قضیه مانده چه کار کند. الان قندهار به وسیله روستاهایی در اختیار طالبان محاصره شده و در حال حاضر به هیچ عنوان از طریق زمینی امکان رفتن به قندهار وجود ندارد.

زمانی قندهار به عنوان دومین شهر افغانستان ارتباط زمینی اش را با پایتخت از دست بدهد ببینید چه اتفاقی می افتد.

چند روز پیش خبری منتشر شد که طالبان در مناطق در اختیار خودشان دادگاه های شریعت را مجددا راه اندازی کردند که نشان می دهد قدرت جدی تری گرفتند.

حامد کرزای چند بار از ملاعمر درخواست دیدار و مذاکره کرده است

اخیرا با مساعدت آلمان ها کنفرانسی در مورد افغانستان و شرایط حاکم بر این کشور در بیشکک برگزار شد که من نیز در آن جا شرکت داشتم . در این کنفرانس طیف های مختلفی حضور داشتند.

یکی از مقامات افغانستان که در کنفرانس بیشکک حضور داشت عنوان کرد : طالب مذاکره نمی کند اگر مذاکره کند طالب نیست . یعنی یا ما باید با ملاعمر مذاکره کنیم یا غیر از آن کسی نیست . کس دیگری وجود ندارد که بخواهند با آن مذاکره کنند.

آقای کرزی چند نوبت برای ملاعمر پیام فرستاد که مذاکره کنیم ولی ملاعمر نپذیرفت . آنچه که غربی ها می گویند مبنی بر اینکه می خواهیم یک طالب میانه رو پیدا کنیم مثال شین فین را مطرح می کنند. فعلا غرب می گوید وضع موجود را ادامه دهید شکست نخورید به امید اینکه طالب میانه رو پیدا شود. اینکه آیا پیدا خواهد شد یا نشد بحثی علیحده است .

به نظر می آید اگر اینها را کنار هم قرار دهیم غربی ها استراتژی ادامه وضع موجود را دنبال می کنند. چه نفعی برای آنها دارد

غرب در افغانستان به دنبال مهار انرژی نیروهای رادیکال اسلامی است

می گویند اگر جنگ افغانستان پایان پذیرد ما مجددا به دوران شبیه پایان جنگ افغانستان با شوروی خواهیم رسید که نیروهای جهادی یا بنیادگرا که با شوروی می جنگیدند آزاد و در اروپا و سایر مناطق اسلامی متفرق شدند و منطقه و اروپا را متزلزل کردند.

عنوان می کنند در حال حاضر جنگ ما در افغانستان تمام انرژی نیروهای رادیکال را به افغانستان کشانده و اگر ما این جنگ را فعلا در یک حالتی تمام کنیم این انرژی مجددا به درون اروپا و دیگر کشورها سرازیر خواهد شد.

اینکه در خبرها می خوانید فلان کشور عربی میلیاردها دلار به جنگ افغانستان کمک می کند و نیروهایی به افغانستان اعزام می شوند تعجب نکنید که چرا جلوی این کارها گرفته نمی شود.

پشت این قضیه یک تحلیل وجود دارد و آن اینکه جنگ در افغانستان تحت لوای پرچم جنگ با ترور یعنی جنگ با انرژی نیروهای رادیکال جهان اسلام . بنابراین شهرها و بیابان های افغانستان یعنی صحنه جنگ با نیروهای رادیکال . استراتژی ادامه وضع موجود و هدف از بین بردن نیروهای رادیکال جهان اسلام در درون افغانستان است .

گزارش های اروپا و آمریکا همه حاکی از این است که طالبان در کمپ های آموزشی پاکستان آموزش دیده تربیت و تجهیز و سپس وارد افغانستان می شوند; مگر نمی توانند جلویش را بگیرند چرا نمی گیرند

جهان اسلام باید بحران افغانستان را در دستور کار خود قرار دهد

اعتقاد من این است که متاسفانه غرب یک جنگ بزرگی را تحت پرچم مبارزه با تروریسم به جهان اسلام تحمیل کرده و جهان اسلام منفعلانه با آن برخورد می کند.

جنگ افغانستان جنگ طالب و دولت آقای کرزی نیست . جنگ افغانستان به نوعی جنگ غرب با جهان اسلام است .

آنها دارند پتانسیل جهان اسلام را در افغانستان و یا عراق از بین می برند این جاست که فکر می کنم جهان اسلام باید یک بار دیگر بحران افغانستان را از طریق سازمان کنفرانس اسلامی یا ... در دستور کار خود قرار دهد.

آنچه در افغانستان می گذرد جنگ با تروریسم نیست . الان خود غربی ها می گویند جنگ با شورشیان است . اصطلاح تروریسم را برداشتند. تروریسم دیگر وجود ندارد بحث شورشیان است . القاعده تمام شد.

اوضاع افغانستان بسیار بحرانی است و همه به راه حل های سیاسی فکر می کنند و معتقدند راه حل نظامی پایان یافته منتها در این مرحله غربی ها و ناتو با تمام نیروهایشان تلاش می کنند وضع موجود را فعلا نگهدارند تا شرایط مذاکره فراهم شود.

شرایط مذاکره با یک هویت خیالی است به نام طالبان میانه رو. ولی پشت صحنه حفظ وضع موجود یک استراتژی خاصی است که می گوید به جای اینکه پتانسیل انقلابی جهان اسلام در جاهای دیگر متمرکز شود آن را در افغانستان محاصره کنید.

به اعتقاد من باید یک بازنگری اساسی در جهان اسلام نسبت به موضوع جنگ افغانستان اتفاق بیفتد. حتی اگر طالبان و شبکه القاعده به لحاظ نظامی باز قدرتمندتر شوند به زیان منطقه است .

به نظر می آید پشت صحنه القاعده ادامه وضع موجود استراتژی خوبشان است . چرا چون القاعده ملیت ندارد. طالبان شعار آزادی افغانستان را مطرح می کند ولی برای القاعده افغانستان عراق سومالی سودان و هیچ جا مهم نیست آنها به دنبال یک کشور خاص نیستند بلکه القاعده یک مجموعه ای است که می گوید من در هرجایی از دنیا از یک قلعه گرفته تا یک کشور بتوانم مستقر شوم مستقر می شوم و مبارزه من با غرب یک مبارزه بدون مرز است .

این هم یکی از مسائل خطرناک جهان اسلام است یعنی بر هم زدن هر آنچه که هست .

تحرکات غرب و القاعده هر دو به زیان جهان اسلام است

چه استراتژی غرب و چه استراتژی القاعده هر دوی آنها برای جهان اسلام و از جمله امنیت ملی ما خطرناک است . باید به طور جدی برای بحران افغانستان فکری کرد.

مردم مسلمان افغانستان هستند که در حال از بین رفتن هستند. چه القاعده ای ها بیایند مردم را در خانه هایشان نگهدارند که غربی ها بمباران نکنند چه بمباران نکنند و چه بکنند خطرناک است .

مردم بیگناه افغانستان کشته می شوند و بار دیگر شرایط افغانستان رو به تخریب است . وضع بسیار خطرناکی است .

هم ادامه وضع موجود و هم پیروزی القاعده و طالبان به زیان امنیت ملی ایران است .

توافقی که تحت عنوان طالبان میان رو و ائتلاف غرب صورت بگیرد شبیه سناریوی موسی قلعه به زیان امنیت ملی ماست .

تنها راه حلی که به نظر می آید نوعی بازنگری و تلاش برای باثبات سازی افغانستان از طریق نوعی همکاری منطقه ای و کمک به مذاکرات واقعی بین افغان هاست .

احمدشاه مسعود : جنگ افغانستان برای کنترل مواد مخدر و سنگ های قیمتی است

تولید و قاچاق مواد مخدر یکی از منابع اصلی درآمد طالبان است . حال این سوال مطرح می شود که چرا آمریکا با این همه تجهیزات اقدام به سمپاشی مزارع کشت این مواد نمی کند به نظر شما این موضوع در قالب کدام یک از سناریوها می گنجد .

بحث جالبی است من چند مطلب در این زمینه عرض می کنم .

یکی از مقامات افغانستان در گفتگویی به من گفت : اگر آمریکایی ها به عراق رفتند با پول نفت این کشور می جنگند ولی افغانستان که نفت ندارد و آمریکایی ها هم پولشان را نمی آورند که با آن در افغانستان بجنگند پس باید با پول مواد مخدر افغانستان بجنگند. در سال 1380 و قبل از حمله ائتلاف در زمانی که ملاعمر بر سر کار بود تولید مواد مخدر افغانستان به 200 تن رسیده بود ولی الان در سال 1387 و بعد از 7 سال این رقم به 9 هزار تن رسیده است .

آمریکایی ها مسیر ترانزیت مواد مخدر را تغییر داده اند

یکی دیگر از مقامات افغانستان می گفت که در سال های قبل زمانی که محصول کشت شده می خواست حمل شود درگیری های متعددی در همسایگان اتفاق می افتاد و ... ولی در حال حاضر اوضاع آرام است . در واقع چه اتفاقی رخ داده و خودش نیز پاسخ می داد در حال حاضر مسیر کاروان از طریق همسایگان نیست بلکه از طریق هوایی این مواد حمل و قاچاق می شود. مسیر مواد مخدر به سمت کابل است .

در کابل 2 فرودگاه وجود دارد . یکی فرودگاه بگرام که کاملا در اختیار آمریکایی هاست و دیگری فرودگاه بین المللی کابل .

این مقام افغان ادامه داد : چه خبر است به نظر می آید این مواد از طریق هوایی خارج می شود.

از گردش مالی مواد مخدر هم به صورت قانونی و هم غیرقانونی همه در افغانستان منتفع می شوند. می پرسید به صورت قانونی چگونه

عنوان می کنند مواد مخدری که از افغانستان خارج می شود در قبالش یکسری اقلام از جمله ارز اتومبیل مواد غذایی و .... به افغانستان وارد می شود.

به طور رسمی در وزارت اقتصاد افغانستان 30 تا 40 درصد درآمد مواد مخدر جز تولید ناخالص ملی تلقی و روی آن بودجه بندی صورت می گیرد که این بخش قانونی قضیه است .

در خصوص سمپاشی نیز عملا هم دولت افغانستان و هم نیروهای خارجی مخالفند و عنوان می کنند با سمپاشی این مزارع افغانستان 40 درصد درآمد ملی خود را از دست خواهد داد .

کمک های خارجی و تولید و قاچاق مواد مخدر 2 منبع درآمد افغانستان است .

« بارنت روبین » متخصص ویژه افغانستان صراحتا زمانی که بحث سمپاشی مزارع مطرح شد به دولت بوش اعلام کرد که چنین نکنید چون اقتصاد افغانستان می خوابد.

منافع غیرقانونی که همه از آن بهره برداری می کنند در جای خودش .

فعالیت ها در افغانستان بین کشورهای مختلف تقسیم شده انگلیسی ها مسئول مبارزه با مواد مخدرند. ایتالیایی ها قوه قضاییه آلمان پلیس و آمریکایی ها هم ارتش را سازماندهی می کنند.

انگلیسی ها موسی قلعه را در اختیار نیروهای محلی قرار داده بودند که البته عنوان می کردند نیروهای محلی ولی در واقع در اختیار طالبان بود و بنا به دلایلی موضوع به بن بست رسید و حمله کردند.

براساس اخبار منتشر شده بعد از اینکه طالبان این شهر را ترک کردند حدود هزار تن تریاک در این شهر بود و انگلیسی ها اعلام کردند می خواهیم این مواد را از بین ببریم که مردم شهر گفتند اگر چنین کنید ما نیز اسلحه می گیریم و به طالبان می پیوندیم که انگلیسی ها نیز این موضوع را رها کردند.

در واقع موسی قلعه به منبع و انبار تمام تریاک منطقه تبدیل شده بود.

طالبان در قبال دریافت باج کشت خشخاش افغان ها را بیمه می کند.

طالبان از مزارع کشت خشخاش عشریه می گیرد و عنوان می کند 10 درصد را به من بدهید من در قبال آن امنیت فرآوری شما را تامین می کنم و تامین هم می کند.

زمانی فرد 10 درصد را به طالبان می دهد مطمئن است که مزرعه اش را به کشت خواهد رساند و برداشت خواهد کرد . فقط مزارعی سوزانده می شدند که عشریه شان پرداخت نشده بود. اگر عشریه پرداخت شود حتی دولت قدرت از بین بردن آن مزرعه را ندارد.

این پدیده عجیبی و غریبی در داخل افغانستان است نه دولت می تواند آن را از بین ببرد نه کس دیگری .

یکی از دلایلی که الان نمی توان از کابل به قندهار زمینی رفت به این دلیل است که در کنار جاده خشخاش کاشته اند و کسی جرات رفتن ندارد.

در حال حاضر آمریکایی ها طرح قانونی خشخاش را مطرح کردند که براساس آن شرکت های آمریکایی به طور قانونی محصول تمامی خشخاش دنیا را به دست بیاورند.

حالا شما تعجب می کنید که چرا خشخاش از بین نرفته است !

مافیای تولید و ترانزیت مواد مخدر وابسته به چند کشور غربی است .

زمانی تریاک به هرویین تبدیل می شود نیازمند مواد اولیه ای است که فقط در انحصار چند کشور پیشرفته از جمله ایتالیا فرانسه و آمریکاست و محافظت از این ماده همانند مواد رادیواکتیو است .

این ماده به راحتی وارد افغانستان می شود. از کجا وارد می شود

گفته می شود از هر 100 کیلوگرم تریاک یک کیلوگرم هرویین به دست می آید و اگر بخواهند این میزان تریاک را صادر کنند حجم زیادی می شود به همین دلیل تریاک در داخل افغانستان در وزن های کمتر به هرویین تبدیل می شود.

احمدشاه مسعود در گفتگویی که با من داشت بحث خیلی زیبایی را مطرح کرد گفت : آقای موسوی جنگ افغانستان نه جنگ قومیت ها و نه جنگ مذهبی است جنگ افغانستان برای کنترل مواد مخدر و سنگ های قیمتی افغانستان است . شما ببینید چه کسی می خواهد مواد مخدر افغانستان را کنترل کند بدانید آن است که جنگ را ادامه می دهد.

ارتباط با طالبان جزو منافع ایران نیست

اخیرا ادعاهایی مبنی بر رابطه و همکاری ایران با طالبان مطرح شد شما طرح این ادعاها را در چه راستایی ارزیابی می کنید .

طالبان یعنی چه اگر منظور از طالبان نیروهای میلیشایی است که مستقیما از طریق سلسله مراتب فرماندهی با ملاعمر و شبکه القاعده در ارتباطند به هیچ عنوان ایران با این مجموعه ارتباطی ندارد جزو منافعش هم نیست . اصلا آنها ما را کافر می دانند.

آمریکایی ها خیلی از مناطق را در اختیار یک سلسله از فرماندهان نظامی منطقه سپردند و هر کدام از این فرماندهان پول بیشتری به آنها بدهد آمریکایی ها با آن کار می کنند.

در دوران طالبان زمانی که طالبان در عرض مدت کوتاهی از قندهار به کابل رسید جنگی اتفاق نیفتاد بلکه این فرماندهان و والی های شهرها و ولسوالی های مختلف بودند که پول بیشتری دریافت کردند و پرچم طالبان را برافراشتند. امروز نیز به این فرماندهان پول داده می شود و در عوض آنها نیز پرچم نیروهای ائتلاف را برافراشته اند.

آمریکایی ها به روح توافقات بن خیانت کردند

آیا آمریکایی ها درصدد هستند فرد دیگری را جایگزین حامد کرزی کنند

آمریکایی ها به روح توافقات بن خیانت کردند. توافقات بن توافقی متوازن و متعادل و در راستای خلق هویت ملی افغان بود.

قرار کدخدامنشی توافقات بن این بود که رئیس دولت به نوعی برآمده از اراده ملی مردم افغانستان باشد.

براساس این توافقات رئیس جمهور باید براساس توافق و اجماع ملی افغانستان انتخاب شود.

در حال حاضر بنا به دلایل مختلفی تفسیر غیر کدخدامنشی از توافقات بن صورت می گیرد که گویا توافق بن باید به برتری یک قومیت ختم شود و این تمام توافقات بن را متزلزل می کند و بحث خطرناکی است .

آمریکایی ها هم در خصوص مسائل افغانستان به روح توافقات بن خیانت کردند و هم آقای بوش با طرح مسئله محور شرارت علیرغم روحیه بسیار سازنده ای که ایران در افغانستان داشت اولین خیانت را در قبال افغانستان مرتکب شد که این موضوع تمام منطقه را بر هم زد و در حال حاضر همه اثر آن را ملاحظه می کنند.

الان هم آمریکایی ها به هیچ عنوان صادقانه به صحنه افغانستان نگاه نمی کنند. بازی مخصوص خودشان را دارند. برای آنها نه توافقات بن مهم است نه مسئله افغانستان .

مهم این است که آمریکایی ها در چارچوب استراتژی بلندمدتشان چگونه عمل می کنند و فعلا اروپا بازنده اصلی صحنه افغانستان است .

اگر گزارشات اروپایی ها را مطالعه کنید اعتراف می کنند که ما بدون اینکه بدانیم وارد جنگ افغانستان شدیم و بدون اینکه بدانیم چرا درگیر این جنگ شدیم و بدون اینکه بدانیم الان داریم پول می دهیم و سرباز می فرستیم و نمی دانیم آینده آن چیست .

گزارش شورای روابط خارجی اروپا را بخوانید ماحصل این گزارش این است که ما اصلا نمی دانیم در افغانستان چه کار می کنیم .

من با یکسری صاحبنظران آلمانی صحبت می کردم گفتند ما نمی دانیم آنجا چه کار می کنیم و نمی دانیم فردای ما چیست .

آنها می گویند باید راه حلی برای این قضیه پیدا کنیم . ما دنبال آمریکا پا شدیم و رفتیم افغانستان اصلا ناتو آنجا چه کار می کند ما نمی دانیم .

معتقدم بازنده فعلی اروپاست . اروپا فکر می کند که چه کار می کند و شاید یکی از راه حل های بحران افغانستان دیالوگ بین جهان اسلام و اروپا باشد.

بن لادن تربیت یافته سازمان سیا است

منابع مالی القاعده از کجا تامین می شود

این یک بازی بسیار پیچیده ای است می توان تحلیل های زیادی را مطرح کرد. ولی تا زمانی اطلاعات نباشد نمی توان حکم قطعی صادر کرد.

اما یک موضوع مشخص است و آن اینکه بن لادن توسط سازمان سیا تربیت شده و هیچ شکی در آن نیست . بن لادن در دوران شوروی توسط سیا و برای مقابله با شوروی آموزش داده شد و آمریکا تمام تجهیزاتش را تامین کرد . همه می دانند بعد از قضیه 11 سپتامبر که حتی رئیس جمهور آمریکا نمی توانست سوار هواپیما شود و آسمان آمریکا بسته شد تنها یک هواپیما اجازه پرواز پیدا کرد و آن هواپیمای حامل خانواده و ایل و تبار بن لادن بود تا بتوانند از آمریکا خارج شوند.

در این که بعد از 8 سال تمام انرژی آمریکا به کار رفته باشد و هنوز بن لادن باشد خودش جای تامل دارد . متاسفانه در اینکه جنگ آمریکا با بن لادن و شبکه القاعده دارد به زیان منافع واقعی جهان اسلام تمام می شود شکی نیست .

من آثار را می گویم . ادعا نمی کنم بن لادن از سیا دستور می گیرد نمی دانم نه رد می کنم و نه تایید می کنم . ولی یک چیزی را می دانم جنگ آمریکا و القاعده به زیان منافع واقعی جهان اسلام و امنیت ملی ما دارد تمام می شود. شکی در آن ندارم .

بنابراین آن قسمت از سوال شما در خصوص منابع مالی القاعده این منابع در ارقام کلان توسط کشورهای عربی تامین می شود. می پرسید چگونه هم از دولت ها و هم از بخش خصوصی . بخشی به عنوان زکات داده می شود.

بخش عمده ای از بودجه و درآمدهای القاعده توسط کشورهای عربی پولدار منطقه تامین می شود برای اینکه القاعده دست به عملیات نظامی در این کشورها نزند.

به نوعی باج سبیل .

البته قضیه باز پیچیده تر از این حرفهاست صرفا باج سبیل نبینید.

طرح های خیلی تو در تویی وجود دارد. به نظرم باید این مسائل را گاهی اوقات در چارچوب های دیگری نگریست .

در جهان اسلام جاهایی هستند که به دنبال احیای خلیفه گری می باشند و در این زمینه سرمایه گذاری می کنند. اخوانی ها سلفی ها و ... اینها را دست کم نگیرید.

در درون تشکیلات طالبان به لحاظ دیسیپلینی که داشتند بحثی را تحت عنوان بیعت مطرح و تمامی فرماندهان نظامی و رهبران مذهبی طالبان با ملاعمر بیعت کردند. در اعتقادات فقه حنفی که افغان ها از آن تبعیت می کنند شکستن بیعت ارتداد است . این است که ملاعمر را نگهداشته است .

ریشه جریان طالبان به هنری کسینجر برمی گردد

آیا ملاعمر یک شخصیت مستقل است یا از جانب دستگاه های امنیتی اطلاعاتی و مذهبی کشورها حمایت می شود

شما یک موقع راجع به شخص صحبت می کنید یا راجع به جریان .

زمانی از بوتو سوال کردند که چرا طالبان را به وجود آوردید گفت : طالبان یک پروژه انگلیسی با پول عربستان کمک های آمریکا و پاکستان بود . ISI مدیریت در صحنه

حال اینکه طالبان در کجا به چه شکلی و در کجا تربیت یافت جای بحث و تامل دارد.

واقعیت قضیه این است که جریان طالبان هیچ وقت یک جریان مستقل نبود یک جریان وابسته بود.

اگر بخواهیم عقب تر برگردیم ریشه جریان طالبان به هنری کیسینجر برمی گردد. شاید تعجب کنید! بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کیسینجر عنوان کرد که راه حل متوقف کردن انقلاب شیعی به وجود آوردن یک جریان رادیکال سنی در مقابل انقلاب ایران است .

از دو سو با انقلاب ایران مقابله شد یکی بعث عراق و دیگری طالبان افغانستان و اگر به ریشه قضایا بنگرید متاسفانه ریشه های غربی و آمریکایی در این قضیه وجود دارد.

آیا توافقنامه امنیتی مشابه توافقنامه امنیتی آمریکا با عراق در مورد افغانستان نیز مطرح است

این توافقنامه امضا شده و به مراتب سخت تر از آن است . هم یک موافقتنامه استراتژیک بین افغانستان و ناتو امضا شده و هم بین آمریکا و افغانستان .

علیرغم اینکه عراق کشوری اشغال شده است ولی نیروهای ملی عراق در مواجهه با این موافقتنامه مقاومت می کنند که در نتیجه این طرح مشخص می شود ولی در افغانستان در حد صحبت های یونس قانونی فعلا متوقف شده و اعلام کرده که هیچ توافقنامه ای تا زمانی که طبق قانون اساسی به تصویب پارلمان افغانستان نرسد مورد قبول نیست .

بنابراین فعلا طرح ها در داخل پارلمان نیامده که یک مقدار باز شود ولی این طرح توافقات وجود دارد.




واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :امریکا و واژه کلیدی :مصاحبه