بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

خبرگزاری فارس                        25/03/87                 صفحه بین‌الملل

شصت سال جنایت ؛ شصت سال مقاومت(25)

چریک های هواپیما ربا

 *اعلام پایان کار فلسطین

پس از "جنگ شش روزه"، اسرائیل به قدری از لحاظ روانی احساس قدرت می‏کرد که دیگر هیچ ملاحظة سیاسی را در برابر اعراب برنمی‏تافت؛ تا جایی که وزیر جنگ این رژیم، ژنرال "موشه دایان" در سخنان خود، آشکارا اعلام کرد:

"فلسطین کارش تمام است".


صدور "قطعنامة 242 شورای امنیت سازمان ملل متحد" تأثیری در سرکشی‏های پیروزمندانة اسرائیل نداشت. این قطعنامه از اسرائیل می‏خواست "در برابر شناسایی متقابل حاکمیت و تمامیت ارضی اسرائیل و همسایگان عرب، سرزمین‏های اشغالی سال1967 را تخلیه کند."

"دولت یهودی" سرمست از یکه‏تازی‏های خود، کوچک‏ترین وقعی به این قطعنامه ننهاد .البته چنین قطعنامه‏هایی بیش از آن که برای کنترل "رژیم صهیونیستی" صادر شوند، با هدف تسکین و تخفیف تحقیرهای تحمیل شده بر اعراب، به تصویب می‏رسید تا توده‏های عرب، "پیکان خشم خود را متوجه سران کشورهایشان نکنند" و "منطقة نفت ‏خیز خاورمیانه، دچار آشوب و انقلاب نشود". از سوی دیگر، پذیرش این قطعنامه از سوی اعراب، به اشغال "مناطق‌48" به صورت تلویحی رسمیت می‌بخشید. فلسطینیان معتقد بودند هدف اصلی این قطعنامه، ایجاد مرزهایی امن برای رژیم صهیونیستی است که البته همین‌طور هم بود.

 

*موج شهرک نشینی

 

عملیات شهرک‌سازی در "مناطق67" از سال 1968 سرعت پیدا کرد. تنها در همین سال 16 شهرک صهیونیست‌نشین در این اراضی ساخته شد. این تعداد تا سال 1973 (پیش از آغاز "جنگ رمضان") به 55 شهرک ارتقا پیدا کرد. از این تعداد، 34 شهرک تنها در "کرانة باختری رود اردن" ساخته شد و 17 شهرک نیز در "بلندی‌های جولان" ایجاد شد. "رژیم صهیونیستی" به قدری برای عملیات شهرک‌سازی در "جولان" اهمیت قائل بود که تنها در اولین سال اشغال این منطقه، 9 شهرک در آن ایجاد کرد.البته طی سال‌های 1967 تا 1973 در "نوار غزه" تنها 6 شهرک صهیونیست‌نشین تأسیس شد.( "نوار غزه" همواره یکی از دشوار‌ترین اراضی اشغالی سال 1967 محسوب می‌شد و حفظ و کنترل آن هزینة مالی سنگینی برای "دولت یهودی" دربر داشت).

 

*اوج گیری فاتحان "کرامه"

 

وقتی اعلام شد که چریک‏های مستقر در "کرامه"، اعضای یک گروه مسلّح فلسطینی با نام "فتح" هستند افکار عمومی جهان عرب، اطلاعات دقیق و قابل توجهی از این سازمان نداشتند. زمانی که سازمان "فتح" اولین بیانیة نظامی خود را صادر کرد، از سوی هیچ‏کس جدی تلقی نشد اما حالا با جنگ کوچک "کرامه"، این سازمان شهرتی فراوان به‌دست آورد و مورد حمایت سران عرب، خصوصاً "عبدالناصر" قرار گرفته بود و در حال جذب هزاران عضو جدید بود.

"عبدالناصر" که از دو قطبی شدن "هویت فلسطینی" (قطب رسمی در "ساف" و قطب مردمی در "فتح") بیم داشت، "فتح" را ترغیب کرد که به "ساف" بپیوندند. رهبران "فتح" برای اجابت این خواسته شرایطی را تعیین کردند که مهم‌ترین آنها تعلق اکثریت کرسی‌های "کنگرة ملی فلسطین" (شورای ملی "ساف") به اعضای "فتح" بود.

پس از مذاکراتی طولانی، در نیمة ماه ژوئن سال 1968، از یکصد کرسی "کنگرة ملی فلسطین"، 47 کرسی به "فتح" تعلق گرفت. کمی بعد، در ماه جولای، "چهارمین کنگرة ملی فلسطین" در قاهره تشکیل شد و در 17 جولای، اصلاحاتی را در "منشور ملی فلسطین" به تصویب رساند. مهم‌ترین اصلاح انجام شده در مادة نهم صورت گرفت و این جمله به مادة مذکور اضافه شد: "نبرد مسلّحانه تنها راهی است که به آزادی فلسطین می‌انجامد. بنابراین نبرد مسلّحانه یک رویة استراتژیک است و نه تاکتیکی. ملت عرب فلسطین با تصمیم قاطع و عزم راسخ، این نبرد را ادامه خواهد داد تا یک انقلاب مردمی مسلّحانه را برای رهایی کشورش و بازگشت به این سرزمین برپا کند".

در مادة دهم "منشور ملی فلسطین" هم این تصریح گنجانده شد:

"عملیات کماندویی در کانون جنگ ملت فلسطین برای آزادی قرار دارد."

در همین ماه بود که با وساطت "محمد حسنین هیکل" سردبیر روزنامه "الاهرام" (بزرگ‌ترین روزنامه مصر) تعدادی از رهبران "فتح" به ملاقات "جمال عبدالناصر" رفتند.

رئیس‌جمهور مصر برای جلب اعتماد اعضای "فتح"، اجازه نداد که آنان تفتیش بدنی شوند و در حالی با این هیئت مصافحه کرد که "سلاح کمری" همه‌شان به راحتی قابل تشخیص بود. "عبدالناصر" در این دیدار به رهبران "فتح" گفت که آرزو دارد این سازمان، مانند تشکیلات کوچکی چون "ایرگون" و "اشترن" که زمینه‌ساز پیروزی‌های بزرگ صهیونیست‌ها بودند بتواند راه پیروزی‌های بزرگ اعراب را باز کند.

به دنبال این توفیقات "فتح"، اصلی‌ترین رقیب این سازمان یعنی "جبهة خلق" در پی فرصتی بود تا ضمن اثبات توانمندی‌های خود و ارتقاء جایگاه مردمی و تشکیلاتی‌اش، قصور خود را در "نبرد کرامه" جبران کند.

گفته می‌شد که کمتر از 50 چریک از اعضای "جبهه خلق" در روز "نبرد کرامه"، در این منطقه حاضر بوده‌اند، اما با اطلاع از تهاجم ارتش "رژیم صهیونیستی"، از "کرامه" خارج شده و در ارتفاعات اطراف موضع گرفته‌اند. این ماجرا ضربه‌ای جبران ناشدنی به اعتبار "جبهة خلق" وارد کرده بود و از همه مهم‌تر این که تکرار حادثه‌ای چون "نبرد کرامه" نیز محتمل به نظر نمی‌رسید تا این سازمان زمینه‌ای برای جبران مافات پیدا کند و اساساً در صورت تکرار چنین نبردی، "جبهه خلق" فاقد توانمند چریکی "فتح" (به لحاظ تعداد نیرو و تسلیحات) بود. به این ترتیب "جرج حبش" و "ودیع حداد" (مغز متفکر عملیاتی "جبهه خلق")باید شیوة جنگی متفاوتی از "فتح" را در پیش می‌گرفتند که تأثیرات و نتایج آن کم و بیش به پای رقیب می‌رسید.

 

*اولین هواپیما ربایی

 

در 23 جولای سال 1968 "جبهة خلق" ثابت کردکه در انتخاب شیوه‌های غیرمتعارف تبحری خاص دارد و می‌تواند همه چشم‌ها را خیره کند. در این روز سه فدایی از اعضای "جبهة خلق" یک هواپیمای بوئینگ مسافربری متعلق به شرکت "ال عال" (شرکت مسافرت هوایی رژیم صهیونیستی) را که از "رم" به سوی "تل‌آویو" پرواز می‌کرد، در حریم هوایی ایتالیا ربودند و در "الجزایر" وادار به فرود کردند.

ماشین جنگی و امنیتی رژیم صهیونیستی که برای اولین بار با چنین پدیده‌ای مواجه می‌شد حقیقتاً دچار مشکل گردید. هواپیما ربایان خواستار آزادی همه فلسطینی‌هایی شدند که در زندان‌های "رژیم تل‌آویو" بودند. در آن زمان حدود 1200 فلسطینی پشت میله‌های زندان اشغالگران به سر می‌بردند. مذاکرات آغاز شد. مقامات اسراییلی که هنوز از شوک این هواپیما‌یی‌ربایی رها نشده بودند، علی‌رغم این‌که سرسختی نشان می‌دادند، ناچار شدند برای اولین و آخرین بار از خود انعطاف نشان دهند.

مقرر شد به جز 21 نفر مسافر مرد هواپیما که از اتباع "رژیم صهیونیستی" بودند سایر مسافران شامل همة زنان و کودکان، آزاد شده و به فرانسه اعزام شوند. از میان مردان هم در مرحلة اول 9 نفر آزاد و 12 نفر باقی مانده نیز تحویل دولت "الجزایر" شدند و این دولت هم پنج هفته بعد آنان را آزاد کرد. "دولت یهودی" نیز تعهد کرد که به صورت انسان‌دوستانه، 16 نفر از فلسطینی‌های در بند خود را آزاد کند، اما مقامات این رژیم تأکید کردند که این اقدام را برای معاوضه با اتباع خود انجام نمی‌دهند!

به این ترتیب پروندة اولین هواپیماربایی بدون خونریزی و تلفات بسته شد اما "جبهة خلق" که نسبتاً نتیجة درخشانی از این شیوة نوین (اما کم زحمت نسبت به عملیات‌های کماندویی در سرزمین‌های اشغالی) به دست آورده بود با جدیت این راه را دنبال کرد و دکتر "ودیع حداد" به عنوان "فرماندة عملیات جبهه خلق"، طی چند سال آینده، موجی از ناامنی و حملات خونین را علیه صهیونیست‌ها و کشورهای غربی به راه انداخت.

شش ماه پس از اولین عملیات، در 26 دسامبر سال 1968، دو فدایی "جبهة خلق" یک بوئینگ مسافربری "ال عال" را که در فرودگاه "آتن" فرود آمده بود به گلوله بستند. در این حمله، یکی از مهندسین پرواز به قتل رسید. این بار "رژیم صهیونیستی" تصمیم به تلافی گرفت. مطابق تحقیقات، یکی از مهاجمین در لبنان اقامت داشت (مانند 300 تا 400 هزار فلسطینی دیگر). به همین بهانه، دو شب بعد، کماندوهای صهیونیست با یک هلی‌کوپتر در فرودگاه بیروت پیاده شدند و با خونسردی تمام و آگاهی از این که لبنانی‌ها مقاومتی نشان نخواهند داد (زیرا اصولاً انتظار چنین عملی را ندارند) سیزده جت مسافربری این کشور را منفجر کردند.

 

*انشعاب خلقی!!

 

سال 1969، یکی از اعضای بلندپایة "جبهة خلق" به نام "نایف حواتمه" با "جرج حبش" اختلاف پیدا کرد. "فتح" برای حل و فصل این اختلاف پادرمیانی کرد و سرانجام "نایف حواتمه" و همفکرانش از "جبهه خلق" جدا شدند و سازمانی جدید با نام "جبهة دموکراتیک خلق برای آزادی فلسطین" را تشکیل دادند که به اختصار "جبهه دموکراتیک خلق" نامیده می‌شود. این سازمان هم دارای ایدئولوژی "مارکسیزم" و از وفاداران متعصب "اتحاد جماهیر شوروی" بود.

 

 

*مادریزرگ صهیونیستی

 

با گذشت دو سال از پایان "جنگ شش روزه"، یک زن صهیونیست تندرو و متعصب به نام "گلدا مایر"(که در بخش های آغازین این مجموعه به او اشاره شد) به نخست‏وزیری "رژیم صهیونیستی" رسید.خانم "مایر" که از بنیانگذاران اولیه "دولت یهود" به شمار می رفت و نامش همواره در کنار "بی گوریون" برده می شد، در طول زمامداری خود توانست به نحوی بقاء و موجودیت "رژیم صهیونیستی" را با منافع آمریکا در منطقه گره بزند که وجود یکی، بدون وجود دیگری ناممکن جلوه کند. به قدرت رسیدن این مادر بزرگ صهیونیست نشانه کاملی بود از گارد تهاجمی صهیونیست ها و نتایج آن هم بسیار سریع خود را نمایان ساخت.

 

*آتش گرفتن مسجد الاقصی

 

همزمان با قدرت گرفتن "گلدا مایر"، یک یهودی مهاجر استرالیایی به نام "مایکل دنیس روهان" در 21 آگوست با هماهنگی کامل پلیس رژیم صهیونیستی،مهمترین مرکز مذهبی مسلمانان در فلسطین یعنی "مسجدالاقصی" واقع در بیت‌المقدس را به آتش کشید. این عمل دیوانه‏وار نشان‏گر این بود که نتایج جنگ شش روزه، ابعاد مذهبی نهفته‏ای نیز دارد و یهودیان احساس کرده‏اند پیروزی نهایی‏شان بر مسلمانان حادث شده است و باید به فکر تجدید بنای "معبد سلیمان" به جای "مسجدالاقصی" باشند.

 

*انتقام به سبک «جبهه خلق»

 

هشت روز بعد ،در 29 آگوست سال 1969 یک هواپیمای بوئینگ آمریکایی متعلق به شرکت T.W.A در مسیر آتن به تل‌آویو توسط گروهی از فدائیان "جبهه خلق" ربوده شد و در فرودگاه دمشق به زمین نشست. وقتی معلوم شد که دو تن از مسافران این هواپیما از اتباع "رژیم صهیونیستی" هستند فرمانده هواپیما ربایان که دختری جوان به نام "لیلا خالد" بود، با صراحت اعلام کرد که قصد اعدام آنان را دارد. اما در نهایت فشار شدید دولت‌های فرانسه، انگلستان و آمریکا به سوریه، جان این دو تن را نجات داد و همة مسافران این پرواز به جز شش نفر آزاد شدند و آنان هم مدتی بعد با وساطت دولت سوریه به کشورهای خود بازگشتند.

گرچه "جبهة خلق" به دلیل مسلک مارکسیستی خود،اصراری به ارتباط دادن این هواپیماربایی با ماجرا آتش‌سوزی در "مسجدالاقصی" نداشت، اما افکار عمومی اعراب و مردم فلسطین این ارتباط را خود به خود برقرار کردند.

در این عملیات، فدائیان "جبهة خلق" برای اولین بار یک سوژة غیراسراییلی را هدف قرار می‌ دادند. پیش از این مورد استدلال سران "جبهة خلق" برای حمله به هواپیماهای "ال عال" این بود که "شرکت ال‌ عال" یکی از چرخ‌های ماشین جنگی "رژیم صهیونیستی" به شمار می رود. همچنین رهبران "جبهة خلق" درجواب پرسش‌هایی مبنی بر "تضاد هواپیماربایی با اصول اخلاقی" این گونه توضیح دادند که "اگر اعضای گروه پرواز صهیونیستی شرارت به خرج ندهند، اتفاقی برای مسافران نخواهد افتاد" اما با این وجود در مورد اخیر ،فدائیان بدون این‌که مشکل خاصی از جانب کادر پرواز هواپیما (که غیر اسراییلی هم بودند) برای آنان پیش بیاید، قصد کشتن مسافران اسراییلی هواپیمای آمریکایی را داشتند. "جبهه خلقی" ها همچنین قصد خود را از انتخاب یک هدف آمریکایی ،"تنبیه کشورهای غربی حامی رژیم صهیونیستی خصوصاً آمریکا که اخیراً چند فروند فانتوم به رژیم صهیونیستی فروخته بود"اعلام کردند .

به هرحال، ‌سریال هواپیماربایی توسط فدائیان فلسطینی به همین قسمت ختم نشد و با گذشت زمان ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت.

 

*محمدعلی صمدی




واژه کلیدی :اسرائیل-1 و واژه کلیدی :فلسطین