بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نویسنده: محمدابراهیم سینائی

(تقابل حداکثری، تعامل حداکثری یا تقابل تعاملی)


کمیسیون عالی انتخابات مصر، محمد مرسی کاندیدای اخوان المسلمین را پیروز انتخابات اعلام کرد. همزمان با انتشار این خبر در رسانه های دنیا، موجی از تحلیلها پیرامون وضعیت آینده دولت مصر مطرح شد. بیش از موضوعات داخلی، عرصه روابط خارجی دولت مرسی و به طور ویژه نوع اقدام دولت مرسی در قبال موضوعاتی چون اسرائیل، آمریکا، ایران و سوریه مورد تحلیلهای گوناگونی قرار گرفت.

در این میان موضوع رابطه ایران و مصر از جایگاه والایی برای طرفین برخوردار است. این موضوع علاوه بر آنکه در نگاهی دوسویه و از منظر منافع ملی دو کشور مورد تدقیق ناظرین قرار گرفته است از منظر مشخص شدن جهتگیری کلان دولت مصر در قبال موضوعات جهانی و منطقه ای نیز حائز اهمیت است. نوع تعامل دولت مصر با ایران علاوه بر آنکه جهتگیری دولت مرسی در قبال نظم موجود جهانی را آشکار خواهد ساخت، در فضای داخلی جهان اسلام نیز جهت حرکت دولت جدید را هویدا خواهد ساخت.

در این رابطه رسانه های دنیا هر روز اخبار متفاوت و گاهاً ضد ونقیضی را منتشر می کنند. رسانه های وابسته به صهیونیسم بین الملل، رسانه های وابسته به ارتجاع عرب و رسانه های جبهه مقاومت هرکدام به حسب مواضع افراد گوناگون اخباری را بر روی خروجی خود قرار می دهند. مناقشات مطرح شده پیرامون انعکاس مصاحبه مرسی با خبرگزاری فارس جمهوری اسلامی ایران نشانه ای آشکار از تشتت خبری موجود است.

فارغ از مواضع متفاوتی که گاه و بی گاه ازسوی نزدیکان محمد مرسی و به تبع رسانه های دنیا پیرامون مواضع دولت جدید مصر در قبال موضوعات مختلف مطرح می گردد نوع مدل انتخابی توسط دولت جدید مصر به عنوان راهبرد کلان و استراتژیک، تعیین کننده مواضع اساسی این دولت خواهد بود. "تقابل حداکثری"، "تعامل حداکثری" و "تقابل تعاملی" با نظم موجود جهانی سه مدلی است که دولت جدید مصر به عنوان عضوی از مجموعه جهان اسلام می تواند از آن پیروی نماید. قرارگرفتن دولت مرسی در هرکدام از این سه مدل نوع تعامل آن با دولت ایران را نیز آشکار خواهد ساخت.

تقابل حداکثری با نظم موجود؛ روی آوردن به اقدامات خشن و سخت بدون هرگونه تلاش برای تعامل سازنده با غرب به عنوان سردمدار نظم و تمدن جدید را به ارمغان خواهد آورد. در این شکل از برخورد غرب، شیعه و هرآنچه در دایره ای غیر از پیروان سلف صالح قرار گیرند به مثابه دشمن قلمداد خواهند شد. این نوع نگاه در گفته محمد حسین الیعقوب، شیخ سلفی مصری، که به نقل از محمد مرسی شیعیان را از یهودیان و غربیها برای اسلام خطرناک تر می داند به وضوح به چشم می خورد.

در این رویکرد که بیش از هرچیز تحت تاثیر آموزه های وهابیت در جهان اسلام شایع شده است تقابل با هم دین غیرسنی(شیعه) ارجحتر از تقابل با غیرهم دین(مسیحیت، یهودیت) و یا حتی بی دین(کفار) می باشد. این نگاه تندروانه که در برخی از شاخه های سلفی اخوان المسلمین نیز شایع است در بسیاری از ابعاد به دولتهای مرتجع عرب منطقه به ویژه دولت عربستان متصل است. جریانات تندرویی چون القاعده، جماعت اسلامی، طالبان و نظایر اینها به چنین مدلی بازمی گردند. هرچند نقل قول محمد حسین الیعقوب به عنوان یکی از افراد وابسته به این جریان تاکنون مورد تائید قرار نگرفته اما نوع نگاه این جماعت ذی نفوذ را نشان می دهد.

تعامل حداکثری نیز در رویکرد دولتهایی چون ترکیه و عربستان قابل رویت است. دولت عربستان به عنوان نماد ارتجاع عرب علاوه برآنکه از سلفی های تروریست موجود در اقصی نقاط دنیا به شکل کاملاً غیررسمی حمایت می کند از طریق کانالهای رسمی و حکومتی تعامل حداکثری با غرب و اقمار غرب در جهان اسلام را در دستور کار قرار داده است. این دسته از دولتها با ژستهای مقطعی در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی و تنها از منظر منافع ملی دولت متبوع خود دم از تقابل با اسرائیل را به میان می آورند ولی در عمل تقریبا هیچگونه اقدامی در راستای منافع ملت فلسطین و لبنان برنداشته اند.

دولت عربستان نماد دولتی است که باید در دو مدل تقابل حداکثری و تعامل حداکثری قرار داده شود. دقت در گزارشات سرویسهای امنیتی غرب پیرامون نقش مقامات رسمی دولت سعودی در اقدامات تروریستی و ازسوی دیگر رابطه چندبعدی دولت سعودی با غرب ناظر بر چنین ادعاییست. این مدل به دنبال جازدن نمونه ای از مدل اسلامی است که به تعبیر امام با عنوان "اسلام آمریکایی" معروف شده است.

جمهوری اسلامی ایران را باید سردمدار مدل تقابل تعاملی دانست. در این مدل، دولت ایران در عین آگاهی به وجود تقابلات بنیادین با تمدن غرب و نیز اقمار آن در جهان اسلام، بر لزوم تعاملی تمدنی و همزمان تقابلی فرهنگی با غرب و اقمارش تاکید دارد. در این مدل تمام تلاش بر آن است تا روح تمدن از غرب به خاستگاه الهی و اسلامی خود که همانا جهان اسلام است بازگردد.

این مدل به دنبال آنست تا با بهره گیری از میوه های تمدنی موجود ریشه تمدن فعلی را که در مزرعه ای ناسوتی و مملو از انگاره های شیطانی ای چون اومانیسم و سکولاریسم قرار دارد به مزرعه ای لاهوتی مملو از انگاره های خدایی بازگرداند.همانگونه که اشاره شد در تحلیلهای صورت پذیرفته پیرامون مواضع بنیادین دولت مرسی می توان دولت جدید مصر را در یکی از سه مدل مطروحه قرار داد.

با اینحال با کنار هم گذاردن مولفه های معنایی و مادی موجود در جامعه مصری می توان مدل احتمالی ای را که ملت و دولت جدید مصر انتخاب خواهند کرد و یا به بیان بهتر انتخاب کرده اند را مشخص نمود.

جامعه مصر از سطح رشد اجتماعی مطلوبی در قیاس با بسیاری از کشورهای عرب برخوردار است. به حسب رشد اجتماعی و ارتباطات تنگاتنگ مردم مصر با جامعه جهانی خواستی اساسی برای پیشرفت و نقش آفرینی بیشتر در عرصه جهانی در میان ملت و دولتمردان مصر نهادینه شده است. سابقه تمدنی کم نظیر، برداشت متعادل و غیررادیکال از شریعت اسلام، احساس وجود هویتی مستقل و غیرغربی و . . . خبر از خیزی بلند در جامعه مصر را می دهد.

این جامعه(اکثریت) نه به مانند مدل اول به دنبال تقابلی بنیادین و سخت با غرب است و نه می تواند به مانند دولت ترکیه دل در گرو غرب داشته باشد. وجود بسترهای محکم اسلامی در جامعه مصر که از نتایج آن ظهور جنبشهای معاصر اسلامی بوده است، سد محکمی در برابر حرکت جامعه مصر به سوی مدل ترکیه خواهد بود. در پایان آنکه؛ اختلافهای تاکتیکی ای که قطعاً میان ایران و مصر هرروز بیشتر از قبل هم خواهد شد ناقض وجود این دو دولت در داخل یک مدل مشترک نخواهد بود.




واژه کلیدی :محمد مرسی و واژه کلیدی :مصر و واژه کلیدی :بیداری اسلامی و واژه کلیدی :جهان اسلام