بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱

وبلاگ: عروة الوثقی

نویسنده: ابراهیم مروی


 

پس از پیروزی انقلاب مصر و سقوط حسنی مبارک و خصوصا پس از برنده شدن مرسی
نماینده اخوان المسلمین در انتخابات که باعث به قدرت رسیدن اولین رئیس جمهور
غیرنظامی مصر پس از شصت سال حکومت نظامیان شد، صحبت درباره جماعت اخوان المسلمین
مصر بیش از پیش به محافل سیاسی و مردمی کشیده شده است.در این نوشتار برآنیم به
صورتی گذرا و اجمالی به سوالات زیر پاسخ دهیم :

1-بستر تاریخی شکل گیری اخوان المسلمین چه بوده است؟

2-آیا اخوان المسلمین درصدد ایجاد یک حکومت اسلامی هستند؟

(منظور از حکومت اسلامی ، حکومتی است که مبنای قانون گذاری را اسلام دانسته و
اهتمام به اجرای شریعت اسلامی داشته باشد)

3-حسن البنا بنیان گذار اخوان المسلمین که بود و چه اهدافی داشت؟

4-آیا برنامه های سیاسی امروز اخوان المسلمین منطبق بر آراء و دیدگاه های حسن
البناست؟

5-سید قطب که بود و چه اتفاقاتی در دهه 1960 میلادی افتاد؟(دهه ای که مرسی در
التحریر به سختی ها و ظلم در آن دهه اشاره کرد)

6-ارتباط اخوان المسلمین و ترور انور سادات چه بود؟

7-شعار انتخاباتی اخوان چیست؟

8-ساختار تشکیلات اخوان المسلمین چگونه است؟

9-چه ارتباطی میان اخوان المسلمین مصر ، اردن ، سوریه ، کشورهای اروپایی و ...
وجود دارد؟

10-مفهوم دقیق سلفیه چیست و رابطه اخوان با آن چگونه است؟

11-آیا شورای نظامی اجازه قدرتیابی حقیقی اخوان را خواهد داد و شرائط مصر با
قدرتیابی اخوان چگونه خواهد شد؟

12-روابط ما با اخوان چگونه خواهد بود؟


چکیده

اخوان المسلمین  یکی از گسترده ترین و فراگیرترین گروه های سیاسی اسلامی در جهان
و یکی از بازیگران اصلی تحولات جهان اسلام میباشد.دیدگاه های جماعت اخوان المسلمین
که اینک در هشتاد و چهار سالگی به سر میبرد ، در طول زمان دچار تغییرات و تحولات
زیادی شده.برای فهم بهتر خواسته ها و سیاستهای امروزین جماعت اخوان المسلمین که در
مصر به پیروزی در عرصه انتخابات نیز رسیده اند ، نیاز به تامل در کارنامه  این
جماعت در طول هشتاد و چهار سال حیات سیاسی آن و همچنین بررسی اندیشه ها و آرمان های
بنیانگزار آن شهید حسن البنا میباشد.

در این نوشتار بر آنیم که با نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر مصر ،
اندیشه های سیاسی حسن البنا ، تشکیلات و ساختار اخوان المسلمین در مصر و
سایر کشورها و مناطق
و وضعیت سیاسی امروز مصر قدمی در راه شناخت بیشتر
این تشکیلات برداریم.

 


واژگان کلیدی 

مصر ، جماعت اخوان المسلمین ، کانال سوئز ، حسن البنا ، الاسلام هو الحل ، محمد
مرسی

 

 

 

رویاهای امروز واقعیات فردا هستند

جمله ای از حسن البنا بنیان گذار جماعت اخوان المسلمین
مصر

 

مقدمه

شهید حسن البنا ، جماعت اخوان امسلمین را در سال 1928
پایه گذاری کرد.او اعتقاد راسخ داشت که روزی این نهضت به پیروزی خواهد رسید.نهضتی
که شعارش این بود:

رضاى خداوند هدف ما

پیامـبر صلی الله علیه وسلم پیـشواى ما

قرآن کریم قانون ما

جهاد در راه خدا ، راه ما

و شهادت در راه خدا آرزوى ماست

 

رویاهای دیروز او اندک اندک در حال محقق شدن و تبدیل
به واقعیات امروز مصر هستند.

کشور باستانی مصر که اعراب آن را ام الدنیا نیز
میخوانند از دوره فراعنه تا به امروز مسیر طولانی و پرپیچ و خم تاریخ را سپری کرده
و ملت صاحب تمدن مصر ، امروز پس از طی چنین راه درازی درصدد تغییرات اساسی در
مقدرات کشورشان هستند و هر تغییری در این حاشیه حاصلخیز نیل اثرات جدی و بلافصلی بر
جهان خصوصا جهان اسلام میگذارد.

حکومت مصریان از ممفیس و تبس شروع شد تا در  1043 سال
پیش به قاهره رسید و قاهره پایتخت کشور مصر شد.شهر قاهره مدت مدیدی است که شاهد
دردها و خوشیها ، اشک ها و لبخندها و جنگها و انقلابها و خونهای ملت مصر است.

با سر برآوردن قدرت عثمانی در چند قرن پیش اندک اندک
تمام شمال افریقا هم تحت سیطره این حکومت بزرگ آن روزگار درآمد و حکام مصر نیز از
سوی دربار عثمانی در باب عالی اسلامبول (واژه استانبول از زمان آتاترک مطرح شد)
تعیین میشدند که والیان مصر در برخی زمانها از استقلال نسبی هم برخوردار بودند.

این روند ادامه داشت تا سال 1798 . در آن سال قشون
فرانسه به زعامت ناپلئون بناپارت که سودای جهان گشایی داشت به مصر حمله کرد و این
رویارویی باعث شروع تحولاتی عمیق در تاریخ مصر شد چرا که کم کم مردم مصر داشتند
پنجه های قوی استعمار را بر گردن خود حس میکردند.ناپلئون برای جذب و تحبیب مردم مصر
خود را "علی پاشا" نامید.البته با حملات نیروی دریایی انگلیس ناوگان فرانسه منهدم
شد و ناپلئون با دادن امتیازات و عقد معاهده با انگلیسی ها مجبور به ترک مصر و
بازگشت به فرانسه شد.

در همین ایام صنعت چاپ به مصر پا گذاشت و قاهره به
مرکز انتشارات در جهان اسلام تبدیل شد و لازم به توضیح نیست که این مساله چقدر حائز
اهمیت بوده و در جذب نخبگان از سرتاسر جهان اسلام به مصر چقدر موثر بوده است. از
سال 1805 مصر به استقلال نسبی دست یافت و محمد علی پاشا سرسلسله دودمان جدید حاکمان
مصر شد که به خود لقب خدیو مصر میدادند و به ترتیب زیر بر مصر حکومت کردند :

محمدعلی پاشا-ابراهیم پاشا-عباس حلمی
اول-محمدسعیدپاشا که کار حفر کانال سوئز توسط شرکتهای امپریالیستی فرانسوی در زمان
او آغاز شد-اسماعیل پاشا-توفیق پاشا-عباس حلمی ثانی-حسین کامل-ملک فواداول-ملک
فاروق(برادر فوزیه همسر محمدرضاشاه که انقلاب مصر در زمان وی رخ داد و به واقع
آخرین پادشاه مصر بود)-ملک فواد ثانی(موقت و صوری)

ممکن است برای خوانندگان عزیز این سوال پیش بیاید که
چرا شرکتهای امپریالیست فرانسوی ؟

مگر حفر کانال چه ایرادی داشت؟

شرکت فرانسوی اونیورسال و مهندس فردیناندو دولسپس که
در پی کسب منافع هنگفت مالی به مصر آمده بودند شروع به تلاش برای کسب امتیاز حفر
کانال سوئز کردند.( فکر حفر کانال اولین بار در زمان فراعنه و بعدها توسط پادشاهان
هخامنشی ایران مطرح شده بود) و بالاخره موفق شدند با استفاده از رفاقت دولسپس با
سعیدپاشا و همینطور قدرت فائقه دولت فرانسه در مصر آن دوره امتیاز حفر و بهره
برداری 99 ساله! از کانال سوئز را کسب کنند.

یک نقاشی قدیمی از کانال سوئز

برای حفر این کانال یا به قول مصریها ترعه (و بعدها
قناة السویس) ، دهقانان پنبه کار مصری به دستور حکومت وابسته ، مجبور بودند که با
حداقل مواجب(تقریبا بدون حقوق) برای شرکت کار کنند.روزانه چهل هزار کارگر در این
پروژه مشغول بودند و در آخر پس از ده سال1859-1869 به قیمت تلف شدن یکصد و بیست
هزار نفر از همین دهقانان مستضعف کانال به بهره برداری رسید.کانالی که حداقل برای
99سال مصریها  کنترلی بر آن نداشتند و فقط سهام کمی از کانال به دولت مصر تعلق
گرفته بود.

اسماعیل پاشا-کار حفر کانال در دوره او به پایان رسید

با این وجود شرکت فرانسوی درصدد برگزاری جشنی شکوهمند
در مصر برای افتتاح کانال بود لذا اقدام به دعوت از سران دول اروپایی برای شرکت در
جشن کرد.

جشن در واقع بر روی بدنهای یکصد وبیست هزار مصری کشته
شده برای این پروژه برگزار شد.

مراسم افتتاح کانال سوئز به پول آن روز(صد و چهل و دو
سال پیش) نزدیک به یک میلیون پوند انگلیسی خرج برداشت و فرمانروایان بزرگ
اروپامانند «فرانسوا ژوزف» امپراتور اتریش و ولیعهد «پروس» در این مراسم حضور
یافتند.هزینه این مراسم کلا به حساب دولت مصر گذاشته شد.مصر که با ضربه به کشت پنبه
درآمد اصلی خود را از دست داده بود ضربه آخر را با هزینه چنین جشن بی موردی خورد و
کشور رسما ورشکسته شد و برای همین مجبور شد پای انگلستان را نیز برای دریافت کمکهای
مالی به کشورش بازکند.

اندکی پس از افتتاح کانال سوئز، در زمان نخست‌ وزیری
لرد دیزرائیلی دولت بریتانیا ۴۴ درصد سهام شرکت کانال سوئز را از خدیو مصر خریداری
نمود و بقیه سهام در دست سرمایه‌داران فرانسوی بود. لذا خود مصر عملاً هیچگونه بهره
مالی از کانال سوئز نداشت.(قصد ورود بیشتر به مساله کانال را ندارم فقط لازم بود
اشاره ای به تاریخچه آن بشود چرا که در مصر داستان کانال سوئز و ملی کردن آن
داستانی شبیه به نفت در کشور ما دارد و نقش اساسی در تاریخ مصر ایفا میکند)

در همین سالها بود که مردی از سلاله پاکان و از قبیله
نور در آن سامان طلوع کرد.

مصلح شرق سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی
این بیدارگر اقالیم قبله ، پای به مصر گذاشت و آغازگر فصل نوینی در تاریخ مصر و
جهان اسلام شد.او بود که با پرورش شاگردانی مستقیم و مع الواسطه نظیر محمد عبده ،
عبدالرحمن کواکبی ، رشید رضا ، عزالدین قسام و .... جانی تازه در رگهای تن نیمه جان
مصر و شامات دمید.

مصر که عملا به ملعبه دست فرانسه و انگلیس تبدیل شده
بود ناگهان در سال 1882 شاهد قیام مردمی یکی از افسران مصری به نام اعرابی پاشا
شد.محمد عبده نیز از جنبش حمایت کرد.گفته میشود خود اعرابی پاشا نیز تحت تاثیر
اندیشه های نویی بود که سید به ارمغان آورده بود.علی ای حال نیروهای نظامی
بریتانیای کبیر با  گرفتن بنادر مصر به زیر آتش توپخانه نیروی دریایی خود و علی رغم
مقاومت جانانه مصری ها بر نهضت غلبه کردند و رسما کشور را تحت اشغال و مستعمره خویش
ساختند.استعمار آشکاری که با قیام 1919 معروف به الثوره 1919 به رهبری سعد زغلول
یکی دیگر از شاگردان مکتب سید جمال به پایان رسید و مصر استقلال از دست رفته را در
سال 1922بازیافت.

مصر در سالهای 1948 ، 1956 ، 1967 (جنگ شش روزه) ،
1973 (جنگ رمضان یا یوم کیپور) نیز به جنگ با اسرائیل پرداخت.جنگ 1956 به خاطر حفظ
کانال سوئز و رو در رو شدن با سه کشور انگلستان،فرانسه و اسرائیل بود که مصریها
موفق شدند سوئز را به صورت ملی نگه دارند.ولی در سایر جنگها عمدتا توفیق شایانی
نیافتند و این اسرائیل بود که پیروزمندانه از میدان خارج میشد.

مصر در سال 1952 هم شاهد کودتای سرهنگ عبدالناصر و
ژنرال نجیب بر علیه ملک فاروق بود که این کودتا با حمایت گسترده مردم همراه بود و
بسیار شبیه به انقلاب بود.پس از یک سال ریاست جمهوری محمد نجیب ، عبدالناصر رییس
جمهور مصر و رهبر بی بدیل جهان عرب شد.ناصر با تکیه بر پان عربیسم بنیانگذار نحله
ای شد که امروزه از آن به عنوان ناصریسم یاد میشود. البته ناصر آهسته آهسته مشکلاتی
جدی با اسلامگرایان مصری به رهبری اخوان المسلمین پیدا کرد.

 

 

1.تاسیس جماعت اخوان المسلمین و بیانیه تشکیل
آن به قلم حسن البنا

این تاریخچه مجمل مصر تا سال 1952 لازم بود تا اینک
با عقبگردی بیست و چهار ساله به سال 1928 و به شهر اسماعیلیه در ساحل غربی کانال
سوئز برویم.

جایی که حسن البنای بیست و دو ساله به اتفاق شش نفر
از یارانش یکی از بزرگترین تشکلها در جهان امروز را بنیان گذاشتند.تشکلی که به
تصریح همه دائره المعارف ها ریشه های فکری تاسیس آن منبعث از اندیشه های سید جمال
الدین اسدآبادی بود.حسن البنا در بیانیه اولیه جماعت چنین گفت(ترجمه از دکتر فضل
هادی وزین ، استاد دانشگاه بین المللی اسلام آباد به نقل از سایت اصلاح
آنلاین)1:

"ما ایمان راسخ و خلل نا پذیر و اعتقاد جازم و مستحکم داریم که فقط یـــــــک
مفکوره و اندیشه وجـــــــــود دارد که میتواند جهان پر تکلف و بشریت سر گشته و
مردمان را بسوى راه راستین ،هدایت و رهبرى نماید و بایست بخاطر پخش و نشر اندیشه
مذکور همه چیز را قربان و فدا کرد.

این مفکوره و اندیشه نجات بخش همانا اسلام حنیف است، اسلامى که هیچگونه کجى در
آن وجود ندارد و پیروان آن هیچگاهى گمراه نمیشوند.

شهدالله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوالعلم قائما بالقسط لا اله الا هو
العزیز الحکیم* ان الدین عند الله الا سلام… (آل عمران17 . 18)

...

بنا براین فکر و اندیشه ما اسلامى خالص بوده و بر اسلام تمرکز دارد،از اسلام
استمداد مى جوید و در راه آن به جهاد مى پردازد.

اندیشه و مفکوره ما در جهت برترى کلمه اسلام عمل کرده و هیچ نظام و قانون را با
اسلام برابر نمى کند و به رهبرى و پیشوایى غیر از ان راضى نگردیده و جز  احکام آن
از احکام و دساتیر دیگرى اطاعت و فرمانبردارى نمى نماید.

و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه…  (آل عمران:80)

” هر که طلب کند غیر از اسلام دینى دیگر  پس هر گز قبول کرده نمى شود ازوى…”

بدون تردید روزگارى بر اسلام و مسلمین آمد که در اثر حوادث مسلسل و نـــاگوار و
فاجعه هاى پی هم ،دشمنان اسلام به منظور خاموش ساختن انوار و پنــــــهان کردن
ارزشها و گمراه کردن فرزندان این آئین نجات بخش دست بکار شده و تلاش ورزیدند تا
احکام آن را معطل، لشکرش را ضعیف و تعالیم آن را گاهى با کاستن از آنها و زمانى با
زیادت در آنها و وقتى هم با تاویل و توجیه نادرست و غلط تحریف نماید.

عواملی که دشمنان اسلام را در بر آورده شدن این هدف شوم و نامقدس کمک کرد عبارت
بود از:

از دست رفتن سلطه سیاسى اسلام ، و پاره  پاره شدن حکومت جــهانى آن،تضعیف لشکر
محمد صلى الله علیه و آله وسلم و بالاخره افتادن ملتهاى مــسلمان در قبضه کفار
ستمگر و مستعمرین جهانخوار.

بناء فریضه ما برادران اسلامی (اخوان المسلمین) این است تا احکام اسلام را بصورت
واضح و کـامل بدون نقصان و زیادت و بدور از  مغالطه به مردم بیان نمائیم و این
نـــــظر و اندیشه ما را تشکیل مى دهد.

همچنان وجیبه اساسى ماست تا مردم را به عملى نـــمودن و تحقق این اندیشه و فکر
فراخوانده و ایشان را وادار سازیم تا آنرا تطبیق و عــملى نماید البته این بخش عملى
فکر و اندیشه ماست.

....

برنامه و هدف اخوان المسلمین داراى مراحل معین و محدود و قدم هاى واضح و روشن
بوده و ما بخوبى میدانیم که چه میخواهیم و از وسیله اى که ما را به تحقق هدف و
برنامه مان کمک میکند شناخت کامل و درست داریم.

1.    ما در قدم اول خواهان افرادی هستیم که در عقیده و تفکر، اخلاق و عاطفه، در
عمل و تصرف خویش عملا مسلمان باشند، این تکوین و ساختمان فردى مارا تشکیل
میدهد.

2.    در قدم دوم خواها ن خانواده هستیم که در همه ابعاد ذکر شده حقیقتا مسلمان
باشد، ازین سبب اهتمام و توجهى را که در مورد مردان بخرج میدهیم عین آنرا در مورد
زنان مبذول داشته در مورد اطفال نیز رعایت مى کنیم ،این تشکیل خانوادگى مان
است.

 

3.    در قدم سوم خواهان ملتى هستیم که در تمام ابعاد ذکر شــده حقیقتا مسلمان
باشد ، ازین سبب میکوشیم تا دعوت ما خانه به خانه رسیده و آوازمــان در هر جا شنیده
شود.

ما تلاش میورزیم تا افکار و اندیشه هایمان در همه قریه ها،شهرها، و مراکـــــز
پخش و نشر گردیده و همگان از آن مطلع شوند ،ما درین راه همه تلاش هاى خویش را به
خرج داده و هر وسیله ممکن و مشروع را بکار خواهیم برد.

4.     در قدم چهارم خواهان برقرارى و اقامه حکومت اسلامى هستیم تا ملت را بسوى
مسجد رهبرى و از آنجا مردم را بطرف راه هدایت رهنمایى کند

...

5.    پس از بر قرارى حکومت اسلامى وظیفه خود میدانیم تا همه اجزاى وطن
اسلامى را که در نتیجه سیاست غربى از هم جدا ساخته شده و وحدت آنرا استعمار اروپایى
از هم گسیسته دوباره یکجا و متحد نمائیم، بناءً تقسیمات سیاسى موجود و معاهــدات
بین المـــــــللى که وطن اسلا مى  را به کشور هاى کوچک، ضعیف، متفرق و پاره پاره
تقسیم نموده و بلعیدن آنرا براى غاصبین سهل و آسان ساخته اسـت از نظر ما مــردود
بوده و داراى حیثیت رسمى و قانونى نیست، ما در مقابل سـلب آزادى و هـضم حقوق ملتهاى
مسلمان و ظلم ستمگران مستبد بر آنها هرگز سـکوت نخواهیم  کرد.

6.    آزادی سرزمین های از دست رفته هر وجب از سر زمین که در آن مسلمانى
زیست داشته و کلمه مقدس”لااله الاالله محــــــــمد رسول الله”را به زبان مى آورد
وطــن بزرگ ما بوده و در راه نجات و آزادى آن پیوند اجزایش به یکدیگر مجاهدانه تلاش
میکنیم .

اگر”رایش”آلمانى خود را حامى همه آنانى میـــشمارد که خون نژاد آلمانى در عروق
شان جریان دارد ،عقیده اسلامى بر هر مؤمن قوى واجب ساخته تا خود را حـــامى
وپشتیبان هر کسى بداند که قلبش از شریعت حیات بخش قرآن سیراب شده است.

در عرف اسلام ابدا جایز نیست تا عامل نژادى در روابط بیــــــن مردم قوى تر از
عامل ایمانى باشد.

عقیده در اسلام اساس و مبناى همه چیز بوده و ایمان غیر از حب و بغض بخاطر خدا
چیزى دیگرى نیست.

ما با تمام توان خواهیم کوشید تا درفش شکوهمند دین خدابار دیگر بر فراز همه آن
گوشه هاى جهان که بارى سعادت اسلام نصیبش گردیده و صداهاى دل انگیز اذان در فضاى آن
پیچیده بود به اهتزاز در آید.

...“و قاتلواهم حتى لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله…”(انفال:39)”

...توشه ما درین راه پر پیچ و خم ، ایمان است که ابدا خلل و تردد را نمى پذیرد و
عملى است که توقف را نمى شناسد ما آنچنان توکل و اعتمادى به ذات یکتاى احدى داریم
که هیچگاه ضــعیف نمى گردد بهترین سعادت و پر بار ترین لحظات حیات مان لحظه یى
خواهد بود که در راه جهاد و مبارزه بخـــــــاطر اهداف مقدس مان بــمرتبهء عالى
شهادت فى سبیل الله نایل گردیده و ارواح ما بحیث شــــــــــهید پیش خدا حاضر
شود.

این مو ضوع از اصول و اعماق سیاست داخلى و خارجى ماست و ما آنرا هم از فکر خود
نگفته بلکه از تعالیم اسلامى استنباط نموده ایم و جدایى و انفصال بین دین و سیاست
از اصول اسلام نیست و مسلمانان صادق مخلص که روح و تعالیم و جوهر اسلام را مى
فهمیدند ابدا به جدائى بین سیاست و دین قایل نبودند.

این است راه ما و هدف ما، کسى که میخواهد تا ما را از این منهج و هدف منحرف
ساخته از راه باز دارد باید از ما جدا گردیده و دورى بجوید ،زیرا او یا دشمن اسلام
است و یا از اسلام چیزى را نمى فهمد و راه دیگرى بجز یکى ازین دو در پیش ندارد.

این خواب و خیال
نیست

ممکن است عده کوتاه فکر و جبون بگویند  که تحقق این آمال و آرمانهـا خواب و خیال
بیش نبوده و وهمى اســـت که بر نفس هاى ما رخنه کرده است ولى باید دانست که این قول
ناشى از ضعف و سستى است. ضعف و ســــستى ای که نه ما و نه اسلام آنرا مى شـناسد
،

این همان ضعف و سستى است که در قلبهاى افراد این ملت جا گرفته و سبب گردیده است
تا دشمنان بر مقدرات و سر نوشت امت حاکم شوند این ضعف وسـستى و بزدلى ناشى از خرابى
قلب و ایمان بوده و علت اصلى سقوط مسلمانان است .

...

اخوان المسلمین میدانند که بهترین وصف براى بهترین گروه و جمـــــــــاعت همان
وصف است که یاران و اصحاب پیامبر اکرم (ص) داراى آن بودند یــــــعنى “رهبان اللیل
و فرسان النهار” عابدان شب و سواران روز ازین رو اخوان المسلمین مى کوشد تا این صفت
در ایشان صدق کرده حقیقتا راهبان لیل و فرســـــــــان نهار باشد.

اخوان و وطن
دوستی

کسانیکه میپندارند که اخوان المسلمین با وطن و وطن دوستى مــــخالف اند سخت
اشتباه مى کند زیرا آنان در امر ایثار بخاطر وطن و احترام به کسانیکه مخلصــانه
بوطن شان خدمت مینماید مخلص ترین مردمان است.

ممکن است شما با مطالعه سطور گذشته اندازه وطن دوستى اخوان المســـلمین را درک
کرده و به کیفیت و چگونگى مجد و عزتى که ایشان براى وطن و امت خویش خواستار اند پى
برده باشیـــــــــد.

فرق بین اخوان المسلمین و دیگر کسانى که مدعى وطن دوستى اند این اســــت که اساس
وطن دوستى در نزد اخوان المسلمین عبارت از عــــــقیده اسلامى بوده و ایشان ازین
سبب به کشور خدمت مى کنند و در راه حـفاظت و سر بلندى آن جهاد مى کنند واز همه چیز
شان مى گذرد که  کشور ما یک سرزمین اســـلامى بوده در بین سر زمین هاى اسلامى مقام
و حیثیت شامخى را دارا است.

جذبه و احساس وطندوستى اخوان المسلمین فقط در محدوده مصر منحصر نیــست، زیرا
آنها عین این جذبه و احساس را در برابر سائر سر زمین هاى اسلامى داشته و مجد و
عظمتى را که به مصر میــــــخواهد عین آن را براى دیگر نقاط اسلامى نیز میخواهند،
در حالیکه دیگر مدعیان وطندوستى محض فقط درمحدوده ملت خود ایستاده و در نزد آنها
فریضهء خدمت به وطن از تقلید و شـــــهرت طلـــــبى افتخار و منافع فردى سر چشمه مى
گیرد  نه ازین نقطه نظر که خدمت به وطن و تــــلاش در جهت رفاه و سعادت اهل آن
فریضه اى از فرایض الهى بر ذمهء بندگانش اسـت .

براى اثبات وطن دوستى اخوان المسلمین همین کافیست که آنها کوتاهى و تقصــیر را
درمورد هر وجب از سرزمین که مسلمانى درآن زیــــــــست دارد جریـــــــمهء نا
بخشودنى دانسته وبخاطر استرداد آن تا وقتى مى رزمند که یا شاهد وصـــــــول به هدف
را در آغوش بکشند و یا درین راه جان را به جان آفرین بسپارند و جــــــزاین راه
نجات نزد پروردگار ندارد.

اخوان و قوت

آنانیکه گمان مى کنند که اخوان المسلمین طرفداران و داعیان کسالت و تنبلى و
اهمال غفلت اند سخت به خطاءمى روند زیرا اخوان المسلمین با تمام صراحت و در همه
اوقات اعلان مى نمایند که مسلمانان باید درهمه امور پیش قدم باشند.

اخوان المسلمین جز امامت و رهبرى در تمام امور و شئون مانندعلم، قوت، صـحت
واقتصاد به چیز دیگرى راضى نمى گردد زیرا عقب افتادگى در هر ناحیه از نواحى مذکور
مخالف اندیشه و فکر تعالیم اسلام عزیز است.

ما با وجود این با سیل خانمان سوز مادیت موجود شدیدا مخالفیم زیرا این مادیـــت
سبب گشته تا انسانها فقط براى خود زیست نموده وهمه مواهب و اوقات وکوشــش هایشان را
صرف در جهت ارضاى تمایلات و خواستهاى فردى به مصرف رسانند وهر کس با مشغولیت به
امور شخصى خود به ملت و مردم خویش اهــــتمام نورزد پیامبر علیه السلام مى فرماید:
“من لم یهتم با مورالمسلمین فلیس منهم”

” کسى که باامور مسلمانان توجه و اهتمام نکند از جمله آنها نیست.”

اخوان یعنی اسلام و فرزندان
اسلام

اخوان المسلمین عبارت از اسلام و فرزندان اسلام در همه زمانها و مکانهاست و از
آنچه خداى بزرگ برایـــــشان عنایت و اعطا فرموده در راه دعوت خویش و بخاطر حصول
رضاى الهى خرج مى کنند.

آخرین سخن

ای همه  مردم! بر مبناى قواعد و اساسات ذکــر شده ما همهء شما را به این تعالیم
و ارزش هاى عالى و والا دعوت مى کنیم اگر به فکر و اندیـــــــــــشه مان قانع
گردیدید با پیمودن مراحل آن، با ما یکجا و در یک صف راه اسلام حنیف را در پـیش
گرفتید و از هر اندیشه و فکر غیر اسلامى دورى گزیده و همه کوشش و مــــــــساعى تان
را در راه عقیده تان وقف نمودید، بدانید که این به خیر دنیا و آخرت شماست.

ان شاالله خداى لا یزال بواسطه شما آنهمه مجد و عظــــــــمت و سعادتى را تحقق
مى بخشد که قبلا در عصر اول اسلام بواسطه اسلاف تان متحقق ســـــــاخته بود.

اگر شما از قبول دعوت اخوان المسلمین ابا ورزیده و شکار تشویق و اضـــــطراب و
تردد در میان دعوتهاى منحرف و برنامه ها و افکار نامطلوب و گمراه کننده شدید بدانید
که لشکر خدا بدون توجه به قلت و کثرت به راه خود ادامه خواهد داد.

“و ما النصر الا من عند الله العزیزالحکیم” (آل عمران:136)

“و نیست فتح مگر از جانب خداى غالب و حکیم”

“حسن البنا”

مرشد عام اخوان المسلمین         "

 

2.تاریخ مختصر جماعت اخوان المسلمین و اندیشه های سیاسی آن(با نگاه بر
اندیشه های حسن البنا)

آقای سید محمد ذوالفقاری در سایت پژوهه مقاله مربوط به حسن البنا چنین
مینویسند2:

"

حسن البناء، موسس اخوان­المسلمین مصر، در اکتبر 1906م در ناحیه ­ی بحیره از
شهر کوچک محمودیه در شمال غربی قاهره متولّد شد. پدرش شیخ احمد عبدالرحمن البنا
الساعتی امام جماعت محل و معلم مسجد بود، که در زمان شیخ محمد عبده در الازهر تحصیل
کرده بود.­ حسن در هشت سالگی تحصیلاتش را در یک مکتب­خانه آغاز کرد، در
دوازده سالگی در یک مدرسه­ ی مقدماتی (دبیرستان) مشغول به تحصیل شد، و در آنجا به
انجمن­های مذهبی پیوست و در "انجمن رفتار اخلاقی" و "انجمن جلوگیری از منکرات" عضو
شد. در همان زمان با جلسه ­ی ذکر در محفل صوفیانه­ ی برادران حصافیه آشنا گردید، به
عقیده­ی برخی محققان این محفل الگویی بود که مطابق آن بعدها اخوان‌المسلمین
طرح‌ریزی گردید. البنا در چهارده سالگی در مدرسه­ی مقدماتی تربیت معلم دامنهور ثبت­
نام کرد، اما در 1923م تربیت معلم را ترک کرده و وارد دارالعلوم قاهره شد.
دارالعلوم در سال 1873 بنیان­گذاری شده و به­ عنوان اولین تلاش در جهت تدریس علوم
جدید در کنار علوم دینی و سنتی محسوب می­گردید. ورود البنا به قاهره با بحران­های
فکری، مذهبی، سیاسی، اجتماعی به ویژه در دهه­ی بیست مصر مصادف بود؛خود البنا در
این­ باره می­گوید: «هنگامی که در قاهره بودم مظاهری از بی­ بند و باری و دوری از
اخلاق اسلامی در بسیاری از جاها مشاهده کردم، که در روستاهای مصر سابقه نداشت، و
همچنین در برخی جراید موضوعاتی که با تعالیم اسلامی منافات داشت منتشر می­شد، و از
سوی دیگر مردم عامی هم جاهل به احکام دین بودند، از این رو فکر کردم که مساجد به
تنهایی کافی برای رسانیدن تعالیم به مردم نیستند.» او بدنبال راهی برای درک علل
جدایی مسلمین از دین و تعالیم آن بود و معتقد بود انجمن­هایی مثل حصافیه و انجمن
تعالی روح که در قاهره با آن آشنا شده بود، در این راه ناکارآمد و عاجزند.
وی در مورد گسست نسل جوان و دانشجویان از فرهنگ خویش و حقایق اسلام بسیار
نگران بود و اعتقاد داشت آینده­ ی هر ملّت و هر ایدئولوژی در دست نسل جوان، طلبه،
دانشجویان و روشنفکران قرار دارد؛ لذا عمده­ی فعالیت‌های خود را متوجّه این قشرها
کرد. وی بر آن بود همان‌طور که در انقلاب‌های چپی، کادر انقلابی از طبقه­ ی
پرولتاریا برمی­خیزد، در انقلاب اسلامی نیز برای پیش­برد اهداف باید، مستضعفین را
مورد توجّه قرار داد. به تعبیری البنا از روش توده­ای برای جذب اعضا استفاده
می­کرد.
البنا در مساجد، مراکز فرهنگی و عمومی مثل قهوه­خانه­ها درباره­ی مسائل
ایدئولوژیک اسلامی سخنرانی می­کرد، و کسانی که تحت تأثیر حرف‌های وی قرار می­گرفتند
را به جلسات خصوصی دعوت می‌کرد و از همین افراد کادر اصلی را برای سازمان انتخاب
می‌نمود.
....
تاسیس جمعیت اخوان­ المسلمین
حسن البنا پس از ورود به اسماعیلیه نقش فعالی بر عهده گرفت و با تدریس و
سخنرانی در مجامع عمومی توانست با شخصیت­ها و مردان مذهبی شهر آشنا شود. او در کنار
تدریس روزانه در دبیرستان در برنامه­ های کلاس شبانه به آموزش اولیای اطفال هم
مشغول بود. تاثیر استعمار و حضور اشغال­گران انگلیسی و اختلاف سطح زندگی میان آنها
که کاخ نشین بودند و کارگران آلونک­ نشین، قلب حسن را سخت به درد می­آورد.
در ذی­ القعده 1347 (مارس 1928) طبق گفته­ی البنا شش کارگر اردوگاه محل به
دیدن او آمدند، و با سخنان ایشان در واقع بنیاد اخوان­ المسلمین به­ طور رسمی نهاده
شد. نام گروه توسط  البنا این­گونه انتخاب شد «گفتم ما برادرانی در خدمت اسلام
باشیم پس اخوان­ المسلمین هستیم. بدین ترتیب لفظ اخوان­ المسلمین به­ طور ناخودآگاه
بر زبانم جاری شد و اولین هسته­ ی اخوان­المسلمین با شرکت این شش نفر به وجود آمد.»
در ابتدا فعالیت‌های آنان جنبه ­ی نیمه مخفی داشت و برای گسترش جنبش از جزوه، نامه،
سخنرانی و ملاقات‌های شخصی استفاده می‌کردند.
....
اصول اندیشه­های حسن البنا
اصولی که حسن البناء بر آن اعتقاد داشت را می­توان چنین بیان کرد:
1.      اجتناب از
جدال‌های مذهبی و فرقه ­ای (از زمانی که جماعت تقریب بین مذاهب اسلامی تأسیس شد
حسن­ البناء و آیت‌الله قمی در تأسیس آن سهیم بودند همکاری میان اخوان­‌المسلمین و
شیعیان برقرار شد که در نهایت به دیدار نوّاب صفوی در سال 1954م از مصر منجر
گردید
. «اتحاد و عدم تفرقه» اصلی بود که وی در مراحل مختلف تبلیغی از آن الهام
می­گرفت و از آن تحت عناوینی نظیر وحدت مسلمین، برادری و اخوت اسلامی دفاع می­کرد،
و با مدنظر قرار دادن تشتت مذهبی جامعه­ی مصر، سعی داشت بر مسائلی تاکید کند که
جنبه­ ی اختلافی نداشته باشند، و آنها را ضمن قرار دادن در یک جبهه­ ی واحد، علیه
استعمار بسیج کند. حسن البناء در مراسم حج 1948 با آیت‌الله کاشانی دیدار
کرد
و میان آنها تفاهمی برقرار گردید، و برخی از دانشجویان شیعه که در مصر
تحصیل می‌کردند به جنبش اخوان‌المسلمین پیوستند)؛
2.      سیاست گام به گام: در نگاه وی جنبش قبل
از آن‌که به هدف غایی خویش برسد، باید مراحل تبلیغ، بیان و تفسیر، عمل و نتیجه‌گیری
را گام به گام طی نماید؛
3.      استفاده از نیروهای مختلف برای تحقق
اهداف؛
4.      برپایی حکومت اسلامی: اخوان‌المسلمین
حکومت را برای خود نمی‌خواهد، بلکه حامی کسانی می باشد که بتوانند مسؤولیت حکومت را
بر عهده بگیرند و قوانین قرآن را اجرا نمایند و اگر چنین فردی پیدا نشد، تشکیل
حکومت یکی از برنامه­های اخوان‌المسلمین خواهد بود؛
5.       مقاومت در برابر تجاوزگران؛
 
...
انحلال اخوان و ترور حسن­ البناء
فعالیت­های اخوان در رابطه با مسئله­ ی فلسطین و اعزام سلاح و نیرو به آنجا
و همچنین اقدامات مهم آنها در قبل و بعد از جنگ ­جهانی در مصر و دیگر کشورهای
اسلامی مخالفت­های شدید غرب خصوصا انگلیس را به همراه داشت. از طرفی جوانان در
تصمیم­های عجولانه که بعضا مورد تایید اخوان هم نبود اقدام به ترورها و بمب
گذاری­هایی می­کردند که تبعات آن بر بدنه­ی اخوان ضربات مهلکی وارد می‌ساخت.
در 22 مارس 1948م احمدالخزیندر یکی از قاضیان برجسته­ی مصر به دلیل
محاکمه­ی یکی از اعضای اخوان ترور شد، و به قتل رسید. مجموعه­ی این اقدامات و دیگر
فعالیت­های اخوان موجب شد تا در 8 دسامبر 1948 وزارت کشور مصر دستور انحلال اخوان
را صادر و بلافاصله بسیاری از اعضای آن­را روانه زندان کند. انحلال باعث شد
فعالیت‌های اخوان به حالت زیرزمینی دربیاید. در 28 دسامبر 1948 نقراشی نخست­وزیر
وقت مصر به دست یکی از جوانان اخوان ترور شد. با ترور نقراشی دولت جدیدی توسط دوست
نزدیک وی ابراهیم عبدالهادی تشکیل شد. عبدالهادی اقدامات شدیدی بر علیه اقدامات
زیرزمینی اخوان انجام داد.سرانجام عصر روز 12فوریه 1949 حسن­ البناء در مقابل دفتر
سازمان جوانان مسلمان در حال سوار شدن به تاکسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت، و چند
دقیقه بعد در بیمارستان درگذشت. نتایج تحقیقات و محاکمات بعدی حاکی از این بود، که
ترور وی یک حرکت برنامه­ ریزی­ شده یا حداقل تاییدشده از جانب نخست­ وزیر بوده، که
به دست مامورین پلیس به اجرا در آمده است. آنهایی که در قتل او دخالت داشتند بعد از
انقلاب 1952م محاکمه شدند. این افراد عبارت بودند از احمد حسین جدبه (حبس ابد با
اعمال شاقه) دو افسر دیگر به نام­های محمد عبدالحمید و محمد محفوظ (هر یک به پانزده
سال حبس) و محمدالجزا (یک سال زندان).
 
نظام سیاسی
در اندیشه­ی سیاسی حسن البنا سازمان نظام سیاسی و دولت اسلامی بر سه اصل
اساسی متکی است:
الف) قرآن به ­عنوان قانون اساسی؛
ب) نظامی شورایی؛
ج) التزام حاکم به تعالیم اسلامی و اراده­ی
مردم.
حکومت بر اساس این اصول حکومتی، دادگر و نیرومند، و با عرف جامعه همگام
خواهد بود و مصالح عمومی را تحقق خواهد بخشید. عمل بر اساس شریعت و قوانین اسلامی
برای دولت اسلامی ضروری و لازم است. حاکم باید مسلمان، مرد، بالغ، عاقل، رشید،
سالم، عالم به فقه اسلامی، عادل، متقی و مدیر باشد، بر خلاف تفکر اندیشمندان سنتی
اهل سنت حاکم لازم نیست قریشی باشد.
از نگاه حسن البنا امت یا ملت منشاء واقعی سلطه­ ی دولت است، و حسن البنا
رابطه­ ی زمامدار و ملت را یک قرارداد اجتماعی می­داند که در آن زمامدار نقش عامل و
خادم ملت را دارد، لذا با حکومت موروثی کاملا مخالف است. در اندیشه­ی حسن البنا
حکومتی که از راه غلبه و زور مثل کودتا به دست آید مشروع نیست و احترامی ندارد.
پیروی از شورا یک امر حتمی و پایه­ ی اساسی دولت اسلامی است. شرایط عضویت
در شورا از نظر حسن البنا منحصر در سه گروه است:
1.      فقها و حقوق­دانان؛
2.      رهبران با تجربه؛
3.      افرادی که نوعی ریاست و نفوذ در
اجتماعات دارند(متنفذین).
...
جانشینان حسن البنا
بعد از ترور بنیان­گذار سازمان، دوران بحرانی و مشکلات برای سازمان هویدا
گردید و یکی از علل ناکامی سازمان، سیاست طرد و عدم تحمل نظرات در دوره­ ی پس از
مرگ حسن البناء بود. در سال 1951م حسن هضیبی رسما به­ عنوان مرشد عام اخوان­
المسلمین منصوب گردید.
برخی از اقدامات وی از قبیل تغییر و تحولات در سازمان، ارتباط وی با فاروق،
محدود کردن شاخه­ ی مخفی اخوان­ المسلمین و مخالفت وی با خشونت موجب گردید تعارضاتی
در سازمان روی دهد.
بعد از مرگ حسن هضیبی، در سال 1974م شیخ عمر تلمسانی رهبر اخوان‌المسلمین
گردید و بعد از درگذشت وی در سال 1986م حامد ابونصر جانشین وی گردید. وی بعد از
انتخاب شدن نامه‌ای در فوریه­ ی 1986م به حسنی مبارک رئیس ­جمهور فرستاد و در آن
مسائل داخلی و سیاست خارجی کشور مصر را مورد بررسی قرار داد، پیشنهاداتی به رییس­
جمهور ارائه کرد و از دولت مصر خواست همکاری خود را با اسرائیل متوقف سازد و
خواستار مشارکت بیشتر زنان در امور جامعه گردید. با درگذشت حامد ابونصر، رهبری این
گروه در اختیار مصطفی مشهور قرار گرفت. .. پس از او مامون الهضیبی رهبری اخوان را
بر عهده گرفت ... و سپس محمدمهدی عاکف و امروز محمد بدیع هشتمین رهبر و به اصطلاح
اخوانی­ها، مرشد عام است. "

3.سید قطب
یکی از تاثیرگذار ترین رهبران اخوان المسلمین شهید سید قطب است که او را طلیعه
دار بیداری اسلامی خوانده اند. آقای احمد نجمی در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
چنین مینویسد3 :
"یکی از چهره های کم نظیر جهان اسلام که فریاد
استکبارستیزی و اسلام خواهی او فراتر از مرزرهای جغرافیائی کشورش طنین انداز شد
شهید سید قطب است. با نگرشی کوتاه به تاریخچه جهاد و مبارزه در بسیاری از کشورهای
اسلامی مانند ایران، افغانستان، پاکستان، مصر، ترکیه و ... رگه های بسیار
تاثیرگذاری از افکار و نظریات سید قطب را بوضوح می توان مشاهده کرد. در مقطع زمانی
دهه سی و چهل در ایران، ترجمه کتابهای سید قطب بود که خوراک فکری مبارزان بویژه
طلاب جوان در شناخت اهداف و روشهای استعماری و مارکسیستی را فراهم می کرد . کتابهای
کوچک همو بود که مجاهدین افغان با خواندن آنها خشم شعله ور خود را بر پیکره کمونیسم
خالی کردند و هم اینک نیز کتابخانه های بسیاری از مسلمانان آزادی خواه در جهان دهها
کتاب و صدها مقاله از شهید سید قطب را به یادگار دارد.
نکته جالب توجه در
اندیشه ها و آرای سید قطب در مسائل سیاسی و اجتماعی، نزدیکی آنها با ایده ها و
نظرات حضرت امام خمینی (ره) می باشد. اگر بررسی تطبیقی بین نظرات این دو شخصیت به
خصوص درباره غرب، امریکا، صهیونیسم و رمز موفقیت مسلمین داشته باشیم، همسانی خاصی
را مشاهده می کنیم که حکایت از نبوغ فکری سید قطب دارد.
..
وی درباره تقسیم
جامعه به جامعه اسلامی و جاهلی می گوید: «یا اسلام یا جاهلیت! حد وسطی وجود ندارد
که نیمیش اسلام و نیم دیگرش از جاهلیت باشد و اسلام آن را بپذیرد و بدان رضایت دهد.
دیدگاه اسلام روشن است؛ حق واحد و تعدد ناپذیر است. حکم یا حکم خداست و یا حکم
جاهلی است. قانون یا قانون خداست و یا هوا و هوس.»
این اندیشه سیاسی سید قطب ما
را به یاد حضرت امام خمینی می اندازد که فرمود: «حکومت یا طاغوت است یا
اسلام».
"

یکی از کسانی که سبب آشنایی نیروهای مسلمان مبارز
ایران در دهه هی 40 و  50 با اندیشه های سید قطب شد حضرت آیت الله خامنه ای بود که
اقدام به ترجمه کتاب «تفسیر فی ظلال القران» نمود.
سرانجام این متفکر بزرگ در
سال 1966 به دستور جمال عبدالناصر  به جوخه اعدام سپرده شد و به شهادت
رسید.

4.تشکیل گروه های جهادی خارج از اخوان
المسلمین

پس از شهادت سید قطب چند سالی جنبش اخوان دچار مشکل شد و پس
از بازیابی مجدد اقدامات مسلحانه را کنار گذاشت و به فعالیتهای مسالمت آمیز روی
آورد.همین مساله باعث کاهش محبوبیت اخوان بین جوانانی شد که قائل به فعالیت مسلحانه
بودند.
این جوانان دو جنبش جماعت اسلامی در مصر علیا و جهاد اسلامی در مصر سفلی
را پایه گذاری کردند که در نتیجه همکاری این دوگروه در سال 1981 گروه عبدالسلام فرج
(نویسنده فریضة الغائبه) و چهره شاخص آن شهید احمد شوقی خالد الاسلامبولی موفق به
ترور انور سادات امضاکننده معاهده کمپ دیوید شدند. سادات اولین رهبر در جهان اسلام
بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت.

5.سیاست های جدید
اخوان

اخوان المسلمین با شیوه خاص خود روز به روز تشکیلات خود را گسترش
داد و به همراه این گسترش به فعالیتهای انتخاباتی و پارلمانتاریستی پرداخت.البته
فعالیتهای سیاسی اخوان به سمت عملگرایی رفت و دیگر وفاداری تام و تمام نسبت به
شیوه های سیاسی مورد نظر حسن البنا ندارد به این معنی که اخوان امروز 
،اعلام میدارد که برای دستیابی به نقطه مطلوب و آرمانی صبر بیشتری لازم است و ابتدا
باید از طریق فعالیتهای دموکراتیک جامعه را آماده برای پذیرش حکومت اسلامی کرد
برخلاف گروه های جهادی که معتقد به ایجاد حکومت اسلامی با مبارزه مسلحانه
هستند.
علاوه بر عملگرایی(پراگماتیسم) ، ملی گرایی و پان عربیسم نیز
وارد گفتمان اخوان شده و خلوص اولیه مباحث حسن البنا را که یکسره دم از وطن اسلامی
و امت اسلامی میزد ، ندارد.


شعار انتخاباتی اخوان "الاسلام
هو الحل"
میباشد به معنای اینکه اسلام راه حل است.
چند نمونه از
تبلیغات این شعار که توسط گروه های دیگر اسلامی نیز مورد استفاده قرار
میگیرد:
   





آزادی -
عدالت - توسعه - رهبری




6.ساختار اخوان المسلمین و مرشدهای
عام آن از آغاز تا امروز


ساختار تشکیلات اخوان المسلمین به صورت
زیر است:
 

مرشدهای عام اخوان تا کنون به این ترتیب بوده
اند:

 

  1. حسن
    البنا
    :  (1928 - 1949)
  2. حسن
    الهضیبی
    : (1949 - 1973)
  3. عمر
    التلمسانی
    : (1973 - 1986)
  4. محمد
    حامد أبو النصر
    :  (1986 - 1996)
  5. مصطفی
    مشهور
    : (1996 - 2002)
  6. مأمون
    الهضیبی
    :  (2002 - 2004)
  7. محمد
    مهدی عاکف
    : ( 2004 - 2010)
  8. محمد
    بدیع
    : (2010 - تا امروز)  

جماعت اخوان المسلمین دارای یک "مکتب الإرشاد العام العالمی" برای هماهنگی های بین المللی
هستند ولی این شورا بیشتر جنبه ارشادی داشته و اخوان المسلمین هر کشور معمولا در
تصمیم گیری ها مستقل هستند.

در کل باید گفت جماعت اخوان المسلمین جنبشی اسلام گرا
و فراملی است و اینک با گذشت دهه ها و البته با تفاوتهای بسیار در 72 کشور جهان
شعبه و به گفته خودشان نزدیک به صدملیون عضو دارد.امروزه تقریبا اخوان در همه جا از
شیوه های مسالمت آمیز برای دستیابی به خواسته های خود استفاده میکند.استثنائاتی
مانند سوریه وجود دارد که اخوان آن کشور دست به استفاده از روشهای مسلحانه زده
اند.تحلیل مسائل سوریه و چرایی کنشها و واکنشها درآن کشور احتیاج به مقاله ای جدا
دارد.اخوان المسلمین اردن هم در حمایت از مقاومت فلسطین کارنامه درخشانی دارد و
جنبش حماس هم در واقع شاخه فلسطینی اخوان المسلمین است .علاوه بر این اخوان دارای
شعبه در کشورها و مناطق دیگری هم هست که به بعضی از آنها اشاره میشود:

لیبی-تونس-الجزائر-مغرب(مراکش)_موریتانی_اریتره-سودان-سومالی-لبنان-عراق-کویت-بحرین-امارات-عربستان-یمن-تاجیکستان-ایران(اهل
سنت که بیشتر در بین اکراد شناخته شده و فعال
است)-فیلیپین-مالزی-اندونزی-ایتالیا-آلمان-فرانسه-بریطانیا-سوئد-اروپا(سازماندهی
بین شاخه های اروپایی)-ایالات متحده امریکا-آمریکای شمالی و ...

بالاخص فعالیتهای اخوان در اروپا بسیار مهم و راهبردی
بوده است.لورنزو ویدینو محقق اروپایی در مقاله ای با عنوان "فتح اروپا توسط اخوان
المسلمین"4 چنین مینویسد:

"وضعیت آلمان به تنهایی گویای خیلی نکات است.
اخوان المسلمین بیش از هر جای دیگری در اروپا، در آلمان قدرت و حضور سیاسی یافته
اند. سازمان های اسلامگرا در دیگر کشورهای اروپایی اکنون آگاهانه دنباله روی مدل
کاری همقطارانشان در آلمان شده اند.
در سال های ۱۹۵۰ و ،۱۹۶۰ هزاران دانشجوی
مسلمان خاورمیانه برای تحصیل در دانشگاه های آلمان از خاورمیانه، مهاجرت کردند. اما
انگیزه این مهاجرت صرفاً اعتبار مؤسسات دانشگاهی و فنی آلمان نبود بلکه فرار از
رژیم های سرکوبگر کشورهایشان بود. حکومت جمال عبدالناصر در مصر برای ریشه کنی
مخالفان اسلامی تلاش بسیار می کرد. در سال ۱۹۵۴ بسیاری از اعضای اخوان المسلمین از
مصر گریختند تا از دستگیری و ترور در امان باشند.....یکی از اولین پیشروهای اخوان
المسلمین در آلمان سعید رمضان منشی شخصی حسن البناء{مروی: و داماد حسن البنا} بنیان
گذار اخوان المسلمین بود. رمضان یک مصری تبار بود که نیروهای نامنظم اخوان المسلمین
را در سال ۱۹۴۸ در فلسطین رهبری می کرد و در سال ۱۹۵۸ به ژنو رفت و در دانشگاه حقوق
مشغول تحصیل شد. در آلمان او «سازمان اسلامی آلمان» را تأسیس کرد که بعدها به یکی
از سه سازمان مهم مسلمانان در این کشور تبدیل شد. او از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ رهبری این
سازمان را برعهده داشت. وی همچنین «اتحادیه جهانی مسلمانان» را بنا
نهاد...

مرکز اسلامی آلمان و شعبه های دیگرش از جمله مرکز
اسلامی مونیخ بدون شک بخشی از اخوان المسلمین در آلمان هستند. این مرکز نمونه ای
است که نشان می دهد چطور اخوان المسلمین در اروپا قدرت گرفته است. این مرکز طی سال
های متمادی رشد چشمگیری داشته است و اکنون چندین سازمان اسلامی در سراسر آلمان را
تحت پوشش دارد.
مراکز اسلامی در بیش از ۳۰ شهر آلمان زیر چتر این مرکز جمع شده
اند. امروزه قدرت حقیقی مرکز اسلامی آلمان در همکاری و حمایت از سازمان های
دانشجویی و جوانان اسلامی در سراسر آلمان نهفته است....

در فرانسه و ایتالیا این گروه نمایندگی جامعه
مسلمانان را به دست آورده اند. همان طور که اتحادیه اروپا پیگیر انسجام و وحدت
بیشتر میان کشورهای عضو خود است، اخوان المسلمین هم پا به پای آن برای وحدت شعبه
های مختلف اروپایی اش تلاش می کند. در ۱۵ سال گذشته این گروه چندین سازمان پان-
اروپایی همچون فدراسیون سازمان های اسلامی در اروپا، ایجاد کرده که در آن
نمایندگانی از سازمان های ملی با یکدیگر دیدار می کنند و برای کارهایشان به برنامه
ریزی می پردازند. شاید بزرگترین این سازمان ها، سازمان جوانان باشد که در ژوئن سال
۱۹۹۶ از ترکیب سازمان های جوانان اسلامی سوئد، فرانسه و انگلیس تشکیل شد."

به نظر نگارنده این سطور ، یکی از مهمترین دلایل
توفیق نسبی اخوان با تمام فراز و نشیبها در مصر و سایر نقاط جدیت و پشتکار آنان در
امر ساختار و تشکیلات است و اساسا با توجه به گستردگی فعالیت آنها میتوان آنان را
قهرمان کار تشکیلاتی در جهان دانست زیرا به سختی میتوان سازمانی در جهان یافت که
اینچنین کار خود را گسترش داده باشد.

 

7.اخوان و سلفیه

درباره نظام عقدیتی و اندیشه ای اخوان هم نکات مهمی
مغفول مانده است.نکته ی بسیار مهمی که در این رابطه باید گفت این است که متاسفانه
در کشور ما بعضی از مفاهیم بسیار عام و پرکاربرد سیاسی و عقیدتی در جهان عرب و
اسلام به درستی ترجمه نشده و به راحتی اسیر تحلیلهای سطحی میشویم.وقتی کارشناسان ما
در صدا و سیما و غیرآن میگویند درگیری سلفی ها و اخوان یا یکی پنداشتن سلفی گری و
وهابیت احتمالا کارشناسان خبره عرب حتی اروپایی و امریکایی از عمق بی توجهی ما به
مفاهیم دقیق کلمات آگاه میشوند.سلفی گری عمدتا به به سه شاخه سلفی جهادی، سلفی
مدخلی (=جامی=طرفدارن عربستان) و سلفی سروری (معتدل تر از بقیه) تقسیم میشوند و خود
جماعت اخوان هم یک جماعت سلفی است اما با معنایی به غیر از آنچه در ایران از سلفی
معنی شده.برای مطالعه بیشتر در این زمینه توجه کنید به مقاله بسیار دقیق آقای مهدی
اخلاقی نیا:

مقایسه اندیشه های سلفی اخوان با سلفیهای جهادی 
تکفیری* مهدی اخلاقی نیا6

خود حسن البنا در همان اعلامیه تاسیس جماعت(منبع
پانویس 1) میگوید:

"...تکیه گاه ما درین کار قرآن و سنت صحیح و ثابت
پیامبر بزرگوار و سیرت مطهر سلف این امت است"

 

 

8.اخوان المسلمین و دستیابی
به قدرت

و اما امروزه با ورود محمد مرسی دکترای رشته مهندسی
متالوژی به کاخ ریاست جمهری مصر جماعت اخوان المسلمین برای اولین بار به صورت عملی
قدرت را در دست گرفته و در برابر آزمون جدید و بزرگی قرار  گرفته است.البته هنوز به
درستی مشخص نیست که مرسی چقدر توفیق خواهد داشت تا قدرت دولت و پارلمان را احیا کند
و شورای نظامی مصر هنوز اصلی ترین مرکز قدرت در مصر هستند.

امریکا و اسرائیل هم از ارتش در برابر اخوان و
همپیمانانش حمایت میکنندو با توجه به موقعیت استراتژیک مصر در همسایگی اسرائیل ،
غربی ها تمام تلاششان را میکنند تا باز ارتش کانون قدرت باقی بماند.

 

قدرت گیری اسلامگرایان در مصر در همسایگی رژیم
صهیونستی
برای این رژیم بسیار خطرناک است

 

ارتشی که هر سال بیشترین سهم را از کمکهای یک و نیم
میلیارد دلاری امریکایی ها دارد. همین طور ارتش حدود هفتاد درصد اقتصاد مصر را در
اختیار دارد و امرای ارتش بعید است که به این سادگی ها تن به قدرت گرفتن حقیقی مرسی
بدهند.البته اگر رهبری تمام عیار در انقلاب مصر وجود داشت(مانند امام خمینی در
انقلاب ایران) مساله ارتش هم توسط انقلابیون مدیریت میشد و چنین تضادی در چنین سطحی
پیش نمی آمد.

مرسی اکنون علاوه بر ارتش ، پلیس ، وزارت کشور(عمدتا
وابستگان به حکومت مبارک) و سکولارها با یکی دیگر از مشکلات اساسی کشور یعنی وضع
اقتصادی مردم هم روبه روست.صنعت توریسم سهم عمده ای از اقتصاد مصر را تشکیل میدهد
که با حوادث یکی دوسال اخیر به شدت آسیب دیده و شاید همین باعث شده که مرسی درصدد
بهبود روابط با عربستان و قطر جهت اخذ کمکهای مالی آنها باشد.

سخنرانی مرسی در میدان التحریر در مراسم سوگند حاوی
نکات زیادی بود که یکی از مهمترین آنها سخنان عتاب آمیز و محکم وی مبنی بر ایستادگی
در برابر کسانی بود که بخواهند اراده مردم و رای آنها را نادیده بگیرند که بدون
اشاره مستقیم ارتش را مخاطب قرار داده بود.مرسی مرتبا مردم را منبع قدرت و مشروعیت
معرفی کرد و اعلام کرد که راه انقلاب را ادامه خواهد داد.

همچنین صحبتهای وی برای تلاش در جهت آزادی شیخ عمر عبدالرحمن رهبر معنوی جماعت اسلامی مصر
که در آمریکا به خاطر عملیات ناموفق 1993 (انفجار در برج های دوقلو توسط رمزی یوسف)
به حبس ابد محکوم شده است حرکتی در جهت جذب قلوب طرفدارن این جماعت و گروه های
اسلامی در مصر بود.عکسهای زیادی از این شیخ نابینا در دستان مردم در التحریر
بود.

نکات دیگری نیز در سخنرانی مرسی حاوی اهمیت بود:

الف-مرسی به ظلم و سختی در دهه 1960 (که اعضای جماعت
اخوان در دوره ناصر به زندان افکنده شدند و عده ای همچون سید قطب به جوخه اعدام
سپرده شدند) اشاره کرد.

ب-مرسی صحبت از جامعه مدنی کرد که تقریبا اطمینان
دادن به سکولارها بود که جماعت اخوان قصد شکیل حکومت اسلامی حداقل در برهه فعلی را
ندارد.

ج-مرسی برای لحظاتی جلوتر از محافظینش ایستاد و سعی
در نشان دادن وجهه مردمی خود داشت.

د-او تاکید زیادی بر ارتقاء جایگاه مصر در منطقه و
جهان داشت.

نکته حائز اهمیت آنکه عموما تصمیم گیری ها در جماعت
اخوان به شدت گروهی و سازمانی است و حرف های مرسی در واقع حرف های تشکیلات
اوست.(هرچند مرسی برای انجام وظایف ریاست جمهوری به صورت اسمی از حزب عدالت و آزادی
استعفا داده است)

9.ما و اخوان امسلمین

دراین میان ، ما (کشور جمهوری اسلامی ایران) میتوانیم
با دیپلماسی فعال تر ، ارتباط بیشتر و بهتری با اخوان داشته باشیم ، و ضمنا باید در
این مسیر واقع بینانه به مسائل منطقه نگاه کنیم و به اشتراکات و اختلافات و اصول
روابط بین الملل و همین طور اصول دینی و انقلابیمان با دقت توجه کرده و استراتژی
خود درباره مصر را با وزن دهی درست به بازیگران منطقه و جهان منظم کنیم. بازیگران
جهانی نظیر امریکا ، روسیه ، چین ، فرانسه و بازیگران منطقه ای نظیر ترکیه(که
اتفاقا روابط حسنه ای بین اخوان و عدالت و توسعه وجود دارد) ، سوریه(مساله حوادث
سوریه جدی ترین چالش در روابط ایران و اخوان میباشد-در التحریر پرچم سوریه آزاد نیز
در دست هواداران مرسی به اهتزاز درآمده بود) ، قطر ، عربستان ، لیبی و ...  که
هرکدام فعالانه در عرصه حضور دارند و نقشی در پازل پیچیده خاورمیانه ایفا
میکنند.

ضمنا هر از چندی دیدگاه هایی از سوی برخی چهره ها در
مصر در ضدیت با شیعه به گوش میرسد که البته صحت و سقم آنها محل تردید جدی است.چند
روز پیش در خبرها آمده بود5:"محمد حسین الیعقوب"، شیخ سلفی مصری، به
نقل از محمد مرسی ادعا کرد شیعیان از یهودیان برای اسلام خطرناک تر هستند!

که باز تکرار میکنم این مطالب به نظر بیشتر تفرقه
افکنی و دروغ پردازی میرسد اما به هر حال جای تحقیق و تامل دارد.

با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد نظر به اهمیت
استراتژیک جماعت اخوان المسلمین در جهان اسلام خلاء زیادی در زمینه پژوهشهای جدید و
به روز در باره این جماعت در ایران وجود داشته باشد که شایسته است محققان عزیز و
ارباب رسانه به مرتفع نمودن این مشکل اقدام نمایند.

به حول و قوه الهی در مقاله بعدی ، به چگونگی عملیات
ترور انور سادات یا اعدام فرعون مصر توسط شهید خالد اسلامبولی خواهیم پرداخت.

    

 

 

نتیجه گیری

جماعت اخوان المسلمین با گذر از طوفانهای حوادث سیاسی
دهه های گذشته توانست بالاخره خود را دهه دوم قرن بیست و یک به کرسی ریاست جمهوری
مصر برساند.البته نکته ای بسیار اساسی در این میان وجود دارد که اخوان امروز بر
خلاف مواضع اولیه جماعت (که در سخنان حسن البنا و سید قطب متجلی است)دم از تشکیل
حکومت اسلامی نمیزند و چهارچوب ساختار سیاسی فعلی مصر را پذیرفته است.در عرصه بین
الملل نیز علی رغم دفاع اخوان از آرمان فلسطین ، کم و کیف این دفاع و نحوه تعامل او
با رژیم صهیونیستی خصوصا مساله قرارداد کمپ دیوید به خوبی روشن نیست.

جماعت اخوان اینک از یک سو موانع مستحکم ارتش و
دستگاه فضایی را در برابر اصلاحات مد نظر خود میبیند و از سوی دیگر با حمایتهای
نسبتا وسیع مردمی سعی در پیشبرد بطئی و آهسته اهداف خود دارد.باید منتظر ماند و دید
که آیا اخوان با درایت خاص خود میتواند این تحولات را نیز پشت سر گذاشته و جامعه
مصر را به سمت نقطه مطلوب خود حرکت دهد یا خیر .


 

وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

 

 


1.http://eslahonline.net/2149

2.http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=39669

3.http://www.irdc.ir/fa/content/5190/default.aspx

4.http://www.bashgah.net/fa/content/show/11015

5.www.tabnak.ir چهارم تیر 1391

6.http://www.asnoor.com/Files/Journals/JournalContents/bfe791aa0a304845a2a325136e581336.PDF




واژه کلیدی :مصر و واژه کلیدی :اخوان المسلمین و واژه کلیدی :جهان اسلام و واژه کلیدی :اسلام سیاسی