بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠

مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

نویسنده: کامران کرمی


محور سیاست سعودی‌ها در یمن، برقراری ارتباطی قوی با رهبران اپوزیسیون یمن برای کنترل اوضاع آن کشور، پس از کناره‌گیری علی عبداله صالح است.

دو کشور عربستان و یمن به دلایل مختلف سیاسی و استراتژیک، روابط پیچیده و قابل تاملی طی سه دهه گذشته برقرار کرده اند. حاکمیت خاندان سعودی در عربستان و علی عبداله صالح در یمن و نیز تلاش آنها برای حفظ حاکمیت در بسیاری از موارد ، آنها را در کنار یکدیگر قرار داده است. از زمان وحدت یمن شمالی و جنوبی در دهه 90 ، این روابط ابعاد گسترده تری به خود گرفت، به ویژه اینکه منافع آل سعود و صالح به یکدیگر گره خورد. در نگاه استراتژیک عربستان، جایگاه جغرافیایی یمن و نوع روابط و تعامل آن در سال‌های گذشته، این کشور را از نظر اثرگذاری بر امنیت ملی عربستان؛ در سطح کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قرار می‌دهد. به همین دلیل در تمامی بحران‌ها و تحولات یمن در دهه‌های گذشته، عربستان بازیگری فعال و اثرگذار بوده است. حداقل از دهه 1980 به بعد، عربستان سعودی، با کمک ­های سخاوتمندانه­ خود تسکینی بوده بر مشکلات یمن و متعاقباً وفاداری یمن به عربستان.
یمن با 555 هزار کیلومتر مربع مساحت و حدود 22 میلیون نفر جمعیت بخشی از شبه جزیره عربستان است و از این رو بررسی اهمیت این تحولات حتما باید در چارچوب موقعیت بین المللی و منطقه ­­­ای شبه جزیره که ترکیبی از هفت کشور است، صورت گیرد. شبه جزیره عربستان مهمترین گلوگاه انرژی، ترانزیت کالا و بازار تجارت بین المللی به حساب می آید. این موقعیت وقتی به موقعیت کشورهای پیرامونی خلیج فارس (ایران و عراق) اضافه شود، از اهمیت فزون تری برخوردار می شود . نزدیک به نیمی از ذخایر استراتژیک انرژی در این منطقه قرار دارد و در این میان تضمین صدور بی مسئله انرژی به کشورهای غرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یمن حداقل دارای چهار موقعیت ویژه ژئوپلیتیک است ؛ اشراف یمن بر خلیج عدن، اشراف کامل و بی رقیب آن بر مهمترین تنگه استراتژیک جهان (باب المندب) ، اشراف کامل بر آبراه حساس دریای سرخ، تسلط یمن بر کوههای استراتژیک (مران) که از سواحل عدن آغاز و تا منطقه طائف در جنوب غرب کشیده می شود. با این وصف تحولات یمن، به تحول عمده در شبه جزیره و حتی مناطق اطراف آن - شاخ آفریقا و... - منجر می شود.

عربستان در سال های اخیر به دقت تحولات داخلی یمن را دنبال کرده و از مسائل داخلی این کشور آگاه بوده است. آل سعود از زمان شکل گیری جنبش شیعیان صعده و متحد شدن قبایل شیعه در استان های صعده و آل عمران با ظرافت بیشتری این تحولات را پی گیری کرده است. از دیدگاه آل سعود، شیعیان صعده خطر بالقوه ای برای وهابیت به شمار می روند، به خصوص اینکه مانع بزرگی برای گسترش تفکرات آنها در خاک یمن هستند. علاوه بر این، خاک یمن، مأمن مطمئنی برای مخالفان سیاست های عربستان به شمار می رود. به این خاطر از جنگ چهارم الحوثی ها در سال 2004 ، آل سعود متوجه نفوذ و تاثیرگذاری شیعیان در تحولات داخلی یمن و مناطق مرزی عربستان شد . اقدام نظامی عربستان از آن جهت صورت گرفت که این کشور احساس کرد ممکن است بحران داخلی یمن به این کشور منتقل شود، چرا که استان های شیعه نشین (جازان و الشرقیه) در مجاورت مرز یمن قرار دارند.کارشناسان امنیتی منطقه نیز بر این اعتقاد هستند که پس از اینکه دولت عربستان با دخالت های مستقیم برای سرکوب الحوثی ها از طریق دولت مرکزی یمن به نتیجه ای نرسید، خود دست به کار شد و با همه توان و قوا به خاک آن کشور لشکرکشی کرد.

با آغاز بحران فراگیر یمن که با سقوط مبارک در مصر همراه شد، نگرانی‌های گسترده‌ای را در ریاض برانگیخت. سعودی‌ها که به تازگی بزرگ‌ترین متحد خاورمیانه‌ای خود را از دست داده بودند، با خطر دیگری در جنوب یمن و نیز خطر تسری این دگرگونی‌ها به خاک خود مواجه شدند. افزون بر آن، با بحران قیام‌های مردمی در عمان، اردن و به خصوص بحرین روبرو بودند. این امر تحرک ریاض در قبال بحران یمن را به تأخیر انداخت. اما پس از غالب آمدن بر اعتراضات داخلی و بحران بحرین، عربستان باز هم در چهارچوب شورای همکاری، ابتکاری برای حل و فصل بحران گسترده یمن مطرح کرد. آمریکا و عربستان سعودی برای جلوگیری از انتقال فوری امواج انقلاب یمن به شبه جزیره، ابتدا تلاش کردند تا جابجایی قدرت در یمن در چارچوب توافق صورت گیرد. از این رو ریاض دو هفته میزبان گروه هایی از رهبران معارضین بود، ولی در نهایت به جایی نرسید و پس از آن به حرارت انقلاب در یمن افزوده شد. سعودی ها ابتدا تلاش کردند برای برون رفت صالح از بحران به راهکارهای سیاسی پناه ببرند، لذا با استفاده از شورای همکاری خلیج فارس طرح خود را برای حفظ ساختار سیاسی یمن دنبال کردند، اما با شکست این طرح، اکنون آنها به طرفداران صالح تجهیزات نظامی می دهند و حتی یک گروه از نیروهای سعودی، علی عبداله صالح را تا بازگشت به یمن همراهی کردند. محور سیاست سعودی‌ها در یمن، برقراری ارتباطی قوی با رهبران اپوزیسیون یمن برای کنترل اوضاع آن کشور، پس از کناره‌گیری علی عبداله صالح است. در واقع سعودی‌ها با قدرتمندترین رهبران اپوزیسیون حزب اسلام‌گرای اصلاح ارتباط نیرومندی دارند. به نظر می‌رسد، با توجه به روشن شدن امکان‌ناپذیر بودن بقای صالح در قدرت، درصدد پیشبرد سناریویی در یمن هستند که بر مبنای آن متحدانشان در یمن به قدرت رسیده و دگرگونی‌ها را از این طریق تا حدودی کنترل کنند.

اگر چه موج تظاهرات یمن با فاصله کمی از قیام ملتهای تونس، مصر و لیبی آغاز شد، اما روند آن به دلیل دخالت مستقیم عربستان به مراتب کندتر بوده و با موانع متعددی روبه رو شده است. افزون بر این ورود دیپلماتیک شورای همکاری خلیج فارس با هدایت عربستان به بحران در این کشور و ارایه پیشنهاد ها و طرحهای مختلف این شورا برای یمنی ها که ابزار مناسبی را برای مانور و وقت کشی صالح به وجود آورد، بر پیچیدگی تحولات در یمن افزود، اما هیچ یک از این موانع تاکنون نتوانسته موج اعتراض را فرو بنشاند. از آنجا که محور سیاست های عربستان را ثبات منطقه­ای تشکیل می دهد، احتیاج به امنیت در مرزهای طولانی با یمن دارد و این مرزها از گذشته های دور نیز همیشه منشا نگرانی و بحران برای دولتمردان سعودی بوده است. ترور نافرجام چند ماه پیش معاون وزیر کشور عربستان و رئیس سازمان امنیت آن کشور گواهی بر این مدعا است، که عربستان همانند گذشته آن را به القاعده ربط داد و مدعی شد که فرد مهاجم از خاک یمن وارد عربستان شده است. همچنین روزانه ده ها نفر از افراد جویای کار یمنی به طور غیرقانونی وارد خاک عربستان شده و با به خطر انداختن جان خود، برای یافتن منبع درآمدی به این کشور وارد می شوند. این در حالی است که دولت عربستان همیشه از ناامنی در این منطقه به عنوان گذرگاهی برای ورود مواد مخدر نارضایتی داشته است.

در پایان می توان چنین گفت که هر چند یمن از جایگاه استراتژیکی در محیط پیرامونی عربستان برخوردار است، اما ادامه مداخله در یمن در درازمدت عربستان را با چالش هایی در داخل و خارج روبه رو خواهد کرد، چرا که هزینه های مداخله و افکار عمومی، چیزی نخواهد بود که عربستان بتواند آنها را نادیده بگیرد. به عقیده تحلیلگران نظامی، گزینه مناسب برای عربستان این است که با خروج از خاک یمن به قوانین جهانی احترام بگذارد و اجازه دهد که سازمان کنفرانس اسلامی با همکاری کشورهای دیگر راه حل برون رفت از این بحران را پیدا کنند.




واژه کلیدی :یمن و واژه کلیدی :عربستان و واژه کلیدی :خاورمیانه و واژه کلیدی :شیعیان