بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠

روزنامه کیهان          90/05/27

منبع: کانترپانچ

نویسنده: نیک ترز


پایگاه «کانترپانچ» در گزارشی به قلم «نیک ترز» نوشت: در بعضی مناطق این کره خاکی یک گروه از کماندوهای آمریکایی بدون اطلاع افکار عمومی آمریکا درحال انجام مأموریت های سری در جهان هستند.
بدون اطلاع افکار عمومی در آمریکا، نیروهای مخفی در ارتش آمریکا درحال انجام عملیات در بسیاری از نقاط کشورهای جهان است. این نیروها درحال انجام جنگ هایی در سراسر جهان هستند که وسعت و حوزه آن تاکنون مشخص نشده است. پس از آن که تفنگداران نیروی دریایی آمریکا «اسامه بن لادن» را کشتند، یکی از مخفی ترین واحدهای عملیاتی سیا در ارتش آمریکا ناگهان در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفت. این امر غیرعادی بود. اکنون کاملا مشخص شده که «نیروهای عملیاتی ویژه آمریکا» به مناطق جنگی در عراق و افغانستان اعزام می شوند و به طور فزاینده ای نیز روشن شده که چنین واحدهایی در مناطق درگیری سخت تری همچون یمن و سومالی درحال انجام عملیات هستند؛ اما هنوز وسعت کامل و واقعی اقدامات این نیروها در سراسر جهان در پرده ای از ابهام است.
سال گذشته، کارن دی یانگ و گرگ جف از واشنگتن پست در گزارشی نوشتند که نیروهای عملیات ویژه آمریکا در 75 کشور مستقر هستند. این تعداد از 60 کشور در پایان ریاست جمهوری بوش بالاتر رفته است. سرهنگ «تیم نای» سخنگوی فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در مصاحبه ای به من گفت؛ این تعداد به احتمال زیاد تا پایان امسال به 120 کشور می رسد. وی اخیرا نیز گفته است؛ ما سفرهای زیادی انجام می دهیم، خیلی بیشتر از افغانستان و عراق. این حضور جهانی (تقریبا در 60درصد کشورهای جهان و به مراتب بیشتر از آنچه در گذشته آشکار شده بود) مدارک قابل توجه جدیدی از افزایش قدرت نخبگان سری در پنتاگون را نشان می دهد که در حال راه انداختن جنگی سری در جهان هستند.
به موازات شکل گیری عملیات شکست خورده نجات گروگان های آمریکایی در سال 1980 در ایران، که طی آن هشت کماندوی آمریکایی کشته شدند، فرماندهی عملیات ویژه آمریکا (SOCOM) در سال 1987 تاسیس شد.
سال ها بعداز جنگ ویتنام و گسترش بی اعتمادی و کمبود بودجه در ارتش، فرماندهی عملیات ویژه به ناگهان دارای پایگاه واحد، بودجه ثابت و یک فرمانده چهار ستاره شد. از آن زمان به بعد، فرماندهی عملیات ویژه رفته رفته به یک نیروی مرکب از چندین بخش های پیچیده تبدیل شد. فرماندهی عملیات ویژه که سری ترین و تخصصی ترین عملیات را انجام می دهد، واحدهایی از تمام سرویس های مختلف ارتش شامل: کلاه سبزها، کماندوها، تفنگداران نیروی دریایی، کماندوهای نیروی هوایی و تیم های عملیات فوق ویژه تفنگداران دریایی، به علاوه خدمه متخصص بالگردی، تیم های قایقی، پرسنل امور غیرنظامی، چتربازان عملیات نجات و حتی کنترل کننده های ترافیک هوایی میدان جنگ و کارشناسان هواشناسی عملیات های ویژه را تشکیل می دهد.
یکی از بخش های اصلی فرماندهی، فرماندهی مشترک عملیات ویژه ((JSOC است؛ یک فرماندهی فرعی و مخفی که ماموریت اولیه آن تعقیب و کشتن اهداف انسانی مظنون است. این فرماندهی فرعی که زیرنظر رئیس جمهور فعالیت می کند، لیستی از قربانیان از سرتاسر جهان که شامل شهروندان آمریکایی نیز می شود را در اختیار دارد. این فرماندهی یک رشته عملیات فراقانونی (قتل، دستگیری) انجام داده که جان ناگل مشاور ضدشورش ژنرال دیوید پتراوس، آن را «یک ماشین کشتار ضدتروریسم در مقیاس صنعتی» می نامد.
این برنامه کشتار و ترور توسط واحدهای کماندویی نظیر نیروهای ویژه نیروی دریایی و نیروی دلتای ارتش و از طریق حملات هواپیماهای بدون سرنشین به عنوان بخشی از جنگ های پوششی که سیا نیز در کشورهایی چون سومالی، پاکستان و یمن در آن مشارکت دارد انجام می شود. همچنین این فرماندهی، شبکه ای از زندان های مخفی را اداره می کند؛ فقط در افغانستان بالغ بر 20 مورد از این مکان ها وجود دارد که برای بازجویی از بازداشتی ها مورد استفاده قرار می گیرند.
تعداد افسران فرماندهی عملیات های ویژه از 37 هزار نفر در اوایل سال 1990، تقریبا به 60 هزار نفر افزایش یافته است، که حدود یک سوم آنها عضو حرفه ای فرماندهی عملیات ویژه بوده و مابقی دارای سایر تخصص های نظامی هستند. از 11 سپتامبر 2001 این افزایش تصاعدی شد، به طوری که بودجه پایه فرماندهی تقریبا سه برابر شده و از 3/2 میلیارد دلار به 3/6 میلیارد رسیده است. اگر بودجه جنگ عراق و افغانستان را نیز به آن اضافه کنید، این بودجه در حقیقت بالغ بر چهار برابر یعنی 8/9 میلیارد دلار شده است. جای هیچ تعجبی نیست، تعداد افسرانی که به خارج اعزام شده اند نیز افزایش چهار برابری داشته است. احتمال افزایش های بیشتر و عملیات های گسترده تر، در آینده نزدیک نیز وجود دارد.
ارتش سایه
دریاسالار «ویلیام مک ریون»، فرمانده عملیات ویژه مشترک که فرماندهی ترور بن لادن را برعهده داشت بر این باور است که به همان اندازه که نیروهای متعارف از افغانستان خارج می شوند، نیروهای عملیات ویژه نقش بیشتری را در این کشور برعهده خواهند گرفت. وی افزود: اگر نیروهای نخبه آمریکایی به هدایت ماموریت های خود در عراق پس از ضرب الاجل خروج کامل همچنان ادامه دهند، برای عراق بسیار سودمند خواهد بود.
دریاسالار اریک اولسون رئیس فعلی فرماندهی عملیات ویژه آمریکا نیز در یک سخنرانی در نشست سالانه «عملیات ویژه انجمن صنایع دفاع ملی» که اوایل سال جاری برگزار شد به تصاویر ماهواره ای از جهان اشاره کرد و گفت: قبل از 11 سپتامبر 2001، بخش های نورانی کره زمین (عمدتا کشورهای صنعتی شمال) حوزه های کلیدی در نظر گرفته می شدند. اما جهان طی دهه گذشته تغییر کرده است؛ تمرکز استراتژیک ما نیز تا حد زیادی به سمت جنوب تغییر می کند. مطمئنا در عملیات ویژه، ما با تهدیدات در حال ظهوری مقابله می کنیم که جزو مناطق تاریک هستند.
به همین منظور، اولسون «پروژه لورنس» را که تلاشی برای افزایش مهارت های فرهنگی (مانند آموزش پیشرفته زبان و شناخت بهتر از تاریخ و رسوم محلی) برای عملیات خارج از کشور است آغاز کرد. البته این طرح، به یاد افسر بریتانیایی، توماس ادوارد لورنس (که بیشتر تحت عنوان «لورنس عربستان» شناخته می شد) به این اسم نام گذاری شد. «اولسون» با اشاره به افغانستان، پاکستان، مالی و اندونزی خاطرنشان می کند که فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در حال حاضر به این «لورنس ها» احتیاج دارد.
طبق اظهارات اولسون، در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در اوایل سال جاری، حدود 85 درصد نیروهای عملیات ویژه در 19 کشور و در منطقه عملیات فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه بزرگ قرار دارند: افغانستان، بحرین، مصر، عراق، اردن، قزاقستان، کویت، قرقیزستان، لبنان، عمان، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، سوریه، تاجیکستان، ترکمنستان، امارات متحده عربی، ازبکستان و یمن. مابقی در گوشه و کنار جهان از آمریکای جنوبی تا آسیای جنوب شرقی تعدادی در گروه های کوچک و تعدادی درگروه های بزرگ تر، پراکنده شده اند.
البته فرماندهی عملیات ویژه دقیقا نام کشورهایی را که در آنها مشغول انجام ماموریت است را اعلام نمی کند. به گفته «نای» برای آنها منفعتی ندارد که اسامی کشورها را اعلام کنند. بعضی از کشورهای میزبان به دلایلی نمی خواهند شناخته شوند؛ این دلایل ممکن است داخلی باشد، یا منطقه ای.
اما اقدامات نیروهای عملیات ویژه مانند نیروهای عملیات ویژه نیروی دریایی و نیروهای دلتا که در حال هدایت عملیات قتل/ دستگیری در افغانستان، عراق، پاکستان و یمن هستند و نیروهای کلاه سبز و کماندوها که در حال آموزش نیروهای بومی هستند و به عنوان بخشی از جنگ مخفی جهانی علیه القاعده و سایر گروه های شبه نظامی محسوب می شود، محرمانه نیستند. به عنوان مثال، آمریکا در فیلیپین در یک سال برای یک گروه 600 نفره نیروهای عملیات ویژه 50 میلیون دلار هزینه می کند که شامل نیروهای عملیات فوق ویژه دریایی، خدمه ویژه نیروی هوایی و سایر نیروها می شود که عملیات ضدتروریستی را به همراه متحدین فیلیپینی خود علیه گروه هایی چون جماعت اسلامی و ابوسیف، انجام می دهند.
آموزش نیروهای فوق ویژه
سال گذشته، تجزیه و تحلیل اسناد و منابع فرماندهی عملیات ویژه آمریکا که توسط یک محقق و روزنامه نگار به نام «تارا مک کلوی» انجام شد، نشان داد که زبده ترین نیروهای نظامی آمریکا تمرینات مشترک آموزشی خود را در بلیز، برزیل، بلغارستان، بورکینافاسو، آلمان، اندونزی، مالی، نروژ، پاناما و لهستان می گذرانند. تاکنون در سال 2011، ماموریت های آموزشی مشابه در جمهوری دومینیکن، اردن، رومانی، سنگال، کره جنوبی و تایلند به اجرا گذاشته شده است. در واقع، «نای» خاطرنشان کرد که برنامه آموزشی تقریبا در هر کشوری که نیروهای عملیات ویژه مستقر می شوند، عملا اتفاق می افتد. «نای» می گوید: از 120 کشوری که ما تا پایان سال بازدید می کنیم، می توانم بگویم که اکثریت قریب به اتفاق، به یک شیوه تقریبا مشابه تمرینات آموزشی را انجام می دهند. این کشورها براساس تمرینات آموزشی طبقه بندی می شوند.
پیش از این نیروهای عملیات ویژه همانند یک بچه ناتنی مورد غفلت قرار می گرفتند، اما اکنون نه تنها در اندازه و بودجه بلکه در قدرت و نفوذ نیز به طور فزاینده در حال رشد هستند. از سال 2002، فرماندهی عملیات ویژه مجاز به تشکیل نیروهای ضربتی مشترک خود شد، امتیاز ویژه ای که معمولا محدود به فرماندهی های جنگی بزرگ تر مانند فرماندهی مرکزی است.
با کنترل بر بودجه بندی، آموزش و تجهیز نیروهای خود، فرماندهی عملیات ویژه اکنون به طور استثنایی به یک بازیگر قدرتمند در پنتاگون تبدیل شده است. این فرماندهی در صورت نفوذ می تواند جنگ های بوروکراتیک به راه اندازد، فناوری جدید خریداری کند و یا حتی توسعه تکنولوژی های رادار گریز برای نیروی زمینی را دنبال کند. از سال 2001، اولین قراردادهای مربوط به مشاغل کوچک (که معمولا تسلیحات و تجهیزات تخصصی را تولید می کنند) به شش برابر افزایش یافته است.
مقر اصلی فرماندهی در پایگاه نیروی هوایی مک دیل (MacDill) در فلوریدا قرار دارد، اما فرماندهی اداره جنگ. در سراسر جهان از جمله هاوایی، آلمان و کره جنوبی پراکنده شده و در اکثر کشورهای جهان نیز فعال است. فرماندهی عملیات ویژه در حال حاضر فی نفسه یک نیروی مستقل است. همان طور که «اولسون» اوایل سال جاری اظهار داشت: این فرماندهی ویژه مقیاس کوچکی از وزارت دفاع با بخش های زمینی، هوایی و دریایی است که حضور جهانی داشته و صلاحیت ها و مسئولیت هایی دارد که انعکاسی از بخش نظامی، نیروهای نظامی و سازمان های دفاعی است.
فرماندهی عملیات ویژه آمریکا نشان دهنده نوع جدیدی از تشکیلات عملیاتی است و برای هماهنگی تمامی برنامه ریزی های پنتاگون علیه شبکه هایی است که تروریستی نامیده می شوند. در این راستا این فرماندهی با دیگر سازمان های دولتی، ارتش های خارجی و سرویس های اطلاعاتی ارتباط نزدیکی دارد و با فهرست گسترده ای از هلی کوپترهای بی صدا، هواپیماهای سرنشین دار، هواپیماهای بدون سرنشین بسیار مجهز، تفنگ های پیشرفته، قایق های سریع السیر، وسایل نقلیه ویژه و ضد مین به همراه سایر تجهیزات به روز مجهز شده است.
«چالمرز جانسون» پژوهشگر نظامی، سیا را به عنوان «ارتش خصوصی رئیس جمهور» معرفی کرد. به اعتقاد اوسیا امروز همان نقش را اجرا می کند و به عنوان جوخه ترور خصوصی رئیس جمهور فعالیت می کند. او همچنین معتقد است فرماندهی بالاتر فرماندهی عملیات ویژه به عنوان قدرت جدید نخبگان پنتاگون؛ همچون ارتش مخفی درون ارتش که دارای قدرت داخلی و دسترسی جهانی است عمل می کند.
فرماندهی عملیات ویژه در 120 کشور در سراسر جهان جنگ مخفی خود را علیه ترور، کشتارهای هدفمند، عملیات دستگیری/ آدم ربایی، شبیخون، عملیات مشترک با نیروهای خارجی و مأموریت های آموزشی با نیروهای بومی به عنوان بخشی از نبرد سایه که برای بسیاری از آمریکایی ها ناشناخته است، انجام می دهند. زمانی واژه «ویژه» برای چیزی که کوچک، ظریف، خارجی و مجهز بود به کار می رفت اما امروز آنها به خاطر قدرت، دسترسی، نفوذ و کیفیت خود ویژه نامیده می شوند.
این فرماندهی در حال حاضر از روابط عمومی گسترده به خوبی بهره می برد و به آنها کمک می کند تا تصویر مافوق انسانی در داخل و خارج از خود ارائه دهد، این در حالی است که در حالیکه بسیاری از فعالیت های واقعی آنها در مخفی باقی می ماند، آنها بعضی از دیدگاه های دریاسالار اولسون را دنبال می کنند. وی گفته بود: من متقاعد شده ام که این نیروها هماهنگ ترین همکاران از نظر فرهنگی، مرگ آورترین شکارچیان، پاسخگوترین، چابک ترین، خلاق ترین مشاوران، مربیان، حلال مشکلات و جنگجویان مؤثر و کارآمدی هستند که هر کشوری باید داشته باشد. در همین اواخر در گردهمایی امنیتی مؤسسه آسپن (Aspen)، اولسون اظهارات مشابه و گمراه کننده ای نیز داشت. وی ادعا کرد که نیروهای عملیات ویژه تنها در 65 کشور فعالیت می کردند و تنها در دو کشور درگیر جنگ بودند. زمانی که از او درباره حملات هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان سؤال شد، او پاسخ مشخصی نداد و فقط طفره رفت.
اولسون همچنین در پاسخ به سؤالی درباره اقدامات سری فرماندهی عملیات ویژه گفت: دسترسی ما (به کشورهای خارجی) به توانایی ما در صحبت نکردن درباره آن بستگی دارد. هنگامی که مأموریت های امنیتی مانند حمله به مقر بن لادن مطرح می شود، نیروهای نخبه اعتراض می کنند اما نیروی ارتش مخفی، به سایه می رود و اقدامات لازم را انجام می دهد.




واژه کلیدی :امریکا و واژه کلیدی :امنیت و واژه کلیدی :نظامی