بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠

روزنامه کیهان          90/05/17

رفعت سیداحمد اندیشمند مسلمان مصری


رفعت سیداحمد اندیشمند مسلمان مصری در گفت وگو با فارس، با بیان نقطه نظرات خود در مورد راهکارهای پیشبرد اهداف انقلاب 25 ژانویه، از دخالت عربستان و برخی کشورهای مرتجع عربی برای انحراف خواسته های مردمی و بازگرداندن مصر به جایگاه قبلی خود انتقاد کرد.
این اندیشمند مصری، هوشیاری انقلابیون و پافشاری آنها برخواسته هایشان را مانع بزرگی برای پیروزی ارتجاع دانست و گفت: اعطای وام های کلان به دولت مصر برای حرف شنوی آن و در تنگنا قرار دادن کارگران مصری شاغل در کشورهایی نظیر عربستان و کویت نمی تواند بر اراده مردم مصر تاثیر آن چنانی داشته باشد.
به راه انداختن جریان های انحرافی مذهبی و تقویت وهابیت و سلفی گری توطئه دیگری است که این اندیشمند نسبت به آن درمصر هشدار داده است.
سرویس خارجی
کشورهای غربی و برخی از رژیم های عربی تلاش دارند، انقلاب مصر را ناکام کنند تا حاکمیت غرب و آمریکا برجهان عرب ادامه یابد. دراین میان کاخ سفید با رژیم آل سعود و برخی از رژیم های عرب حوزه خلیج (فارس) همپیمان شده تا با توسل به برخی اهرم ها از جمله دادن وام های مشروط به قاهره تلاش های انقلابیون برای تحقق استقلال و ثبات سیاسی در مصر را با شکست مواجه کنند.
تامین هزینه های سازمان های جامعه مدنی و به خدمت گرفتن افراد و مزدورانی که اندیشه های وهابی در سرمی پرورانند و واداشتن آنها به ایجاد فتنه و اختلافات داخلی در مصر و ایجاد هرج و مرج داخلی و تلاش برای بازگرداندن عناصر رژیم سابق از ترفندهای به خدمت گرفته شده برای غلبه بر انقلاب مصر است.
مدیر مرکز تحقیقات سیاسی و استراتژیک «یافا» با بیان این که سیاست خارجی مصر پس از انقلاب همچنان درحال شکل گیری است، گفت: هنگامی که رئیس جمهور مصر و نمایندگان پارلمان انتخاب شوند، این سیاست کاملا آشکار خواهد شد و انتظار می رود، این سیاست روابط قاهره با جهان را به شکل منطقی خود بازگرداند.
رفعت سیداحمد در ادامه از جوانان انقلابی مصر خواست با برگزاری تظاهرات مستمر در برابر سفارت آمریکا و رژیم صهیونیستی در قاهره تلاش های واشنگتن و تل آویو برای عدم تحقق اهداف انقلاب مصر را ناکام بگذارند تا سهمی در تبلور سیاست خارجی مصر در مرحله آینده داشته باشند و به حاکمیت آمریکا و دخالت عربستان سعودی در روند تصمیم گیری های سیاسی مصر پایان دهند.
به نظر من دو نوع از انقلاب های عربی وجود دارد. نوع اول انقلاب های «مردمی و واقعی» است که کشورهای غربی و مشخصا آمریکا را غافلگیر کرد و به همین دلیل تلاش کردند که براین انقلاب ها غلبه کرده و از آن به سود خود بهره برداری کنند و در راس این نوع از انقلاب ها، انقلاب مصر و تونس است.
اما نوع دیگر انقلاب ها، انقلاب های ساخته و پرداخته [ دست] آمریکاست که نمونه آن در سوریه قابل ملاحظه است، چون انقلابی واقعی را نمی توانی پیدا کنی که آمریکا به آن کمک کنند و به همین دلیل این انقلاب ها انقلاب هایی از نوع غربی شمرده می شود.
در سوریه هدف حمایت و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و قطع ارتباط سوریه با مقاومت عربی در لبنان است که در حزب الله نمود پیدا می کند.
انقلاب مصر چه در بعد داخلی و چه خارجی بسیار قدرتمند آغاز شد و اسرائیل و آمریکا را غافلگیر کرد، بویژه پس از این که جوانان مصری سفارت اسرائیل در قاهره را به محاصره خود درآورند و تصمیمات دیگری که درباره منافع فلسطینی و گشایش گذرگاه رفح اتخاذ شد و تمایل خود را نسبت به توسعه روابط با ایران ابراز داشتند و دقیقا از آن زمان بود که تلاش های بسیاری برای مصادره انقلاب مصر از سه طریق آغاز شد.
اولین آن دادن وام های خارجی از طریق عربستان سعودی و برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس است که موجب فلج شدن تصمیم گیری های سیاسی در مصر می شود، چون دادن این قروض با شرط و شروط های سیاسی همراه است و کشورهای عرب حوزه خلیج(فارس) جز با چراغ سبز آمریکا این قرض ها را به مصر نخواهند داد و به این ترتیب مصر اقتصادی را بنا خواهد کرد که بر قرض های خارجی متکی است و با این که تاکنون شورای عالی نظامی گرفتن این قرض ها را رد کرده، اما ارائه پیشنهادات همچنان ادامه دارد.
اهرم دوم، مؤسسات و نهادهای جامعه مدنی مورد حمایت آمریکا هستند، در این ارتباط باید گفت، هم اکنون در مصر حدود 600 سازمان و نهاد مردمی وجود دارد که از آمریکا کمک هایی دریافت می کند و از ابتدای انقلاب تاکنون این سازمان ها حدود یک میلیارد لیر مصری از واشنگتن کمک مالی دریافت کرده است که بالطبع هدف این کمک ها خیزش و قیام علیه انقلاب است تا آن را از مسیر درست خود منحرف و بحران های داخلی ایجاد کند.
و سرانجام این که سومین ابزار، حمایت گسترده از جریان وهابیت در مصر است. براین اساس عربستان و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس حمایت های بسیاری از سلفی ها در مصر انجام می دهند و ظرف 25 سال گذشته این جماعت ها و گروه ها حدود 25 میلیارد دلار از عربستان سعودی کمک مالی دریافت کردند. این جریان ها تحت عنوان ها و پوشش های مختلف ظاهر می شود و دارای حدود 36 شبکه تلویزیونی ماهواره ای، 20 هزار مسجد و 20 هزار جمعیت خیریه است و در واقع نیرو و جریان خطرناکی است که تا پیش از انقلاب زیر لوای دستگاه های امنیتی مبارک فعالیت می کرد. هم اکنون کشورهای حوزه خلیج فارس مستقیما این گروه را تحریک می کنند و ملاحظه می کنیم که سلفی ها افکار و اندیشه هایی علیه انقلاب مصر دارند و با این که ادعا می کنند، از حامیان و طرفداران آن هستند، اما در واقع تیشه به ریشه انقلاب مصر می زنند تا به هر طریق ممکن این انقلاب تابع و وابسته اندیشه ها و افکار وهابی باشد که تماما با اهداف انقلاب در تعارض است و آنها به این طریق درصدد بازگرداندن رژیم سابق و نقش گذشته آمریکا و اسرائیل در مصر هستند.
آنها به هر طریق ممکن سعی دارند ثمرات انقلابی را که جوانان مصری رقم زدند، برای خود بچینند و عملا دیدیم که آنها در این انقلاب مشارکت نداشته، همانگونه که طی سال های گذشته هم مشارکت نداشتند، آنها در تمام طول سال های گذشته در کنار رژیم سابق بودند و با هر حرکت معارضی مخالفت می کردند.
جوانان مخلص و انقلابی مصر، این توطئه ها را با حضور میلیونی خود با هدف معرفی دوباره انقلاب و مقابله با طرح های آمریکا در مصر از طریق برگزاری تظاهرات مستمر در برابر دو سفارت آمریکا و اسرائیل در قاهره برملا خواهند کرد.
¤ سیاست خارجی مصر
سیاست خارجی مصر تاکنون شکل نگرفته است، چون هنوز دولت نتوانسته بر اوضاع داخلی فائق آید و سیاست خارجی هر کشوری زمانی شکل می گیرد که اوضاع داخلی آن شاهد ثبات و استقرار باشد. در حالی که تاکنون نه در مصر دولتی پایدار تشکیل شده و نه انقلاب سیاست خارجی خود را به منصه ظهور رسانده است. افزون بر این بقایای رژیم سابق هنوز در دستگاه های دولتی حضور داشته و موانعی بر سر راه سیاست خارجی جدید مصر ایجاد می کنند، اگر چه شاهد چرخش آشکار سیاسی مصر در بخش سیاست خارجی طی دوره «نبیل العربی» بودیم و این تصویر بی شک پس از انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری روشن تر و شفاف تر خواهد شد.
به نظر من سیاست خارجی مصر در برابر ایران و کشورهای عربی مستقل و باز بوده و این به نفع مصر است که روابط متعادل و موزونی با همه کشورها داشته باشد و از این حیث تابع آمریکا و برخی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس یا اسرائیل نباشد.
¤ عناصر در خدمت منافع آمریکا ؟
عناصر بسیاری از این حیث در مصر وجود دارند، چون آمریکا طی سه دهه حضور خود در مصر مزدوران متعدد و بیشماری را در میان نظامیان و غیرنظامیان دست و پا کرد تا به این کشور و منافعش در مصر خدمت کنند و بالاخره این که باید به این نکته توجه داشت که مزدوران آمریکا در مصر هنوز سرنگون نشده و بسان گذشته نقش بسیار خطرناکی را برای ناکام کردن انقلاب مصر ایفا می کنند و به همین دلیل است که انقلابیون مصر بر محاکمه سران سابق و بیرون راندن بقایای رژیم از دستگاه های دولتی تاکید می کنند.
آل سعود در واقع از انقلاب مصر غافلگیر شده و از این بابت هم بسیار غمگین و هم هراسان و نگران است و نیات واقعی آنها در درخواست شان مبنی بر عدم محاکمه مبارک و تهدید اخراج کارگران مصری بر همه آشکار گردید. اما اکنون تلاش می کنند، به طور غیرمستقیم و از طریق مزدوران خود از جمله جریان وهابی در مصر در انقلاب نفوذ کنند، در واقع عربستان نفوذ فریبنده از طریق ابزارهای اقتصادی و جریان وهابی را جایگزین رویارویی مستقیم کرد و از این حیث با غرب متحد شده تا نه تنها انقلاب مصر که انقلاب های عربی را ناکام سازند که نمونه آن غیر از مصر در لیبی و دخالت ناتو در آن قابل ملاحظه است.
انقلاب بحرین و تحولات سوریه
در بحرین تلاش سعودی ها برای ناکام ساختن انقلاب این کشور عیان تر است، در بحرین اکثریت شیعه ای وجود دارند که پیروزی انقلاب آنها به معنای گسترش دامنه آن به شرق عربستان است، به همین دلیل عربستان در قالب نیروهای جزیره و برای سرکوب قیام مردم بحرین وارد این کشور شده است.
در حوادث سوریه نیز ردپای سعودی ها قابل مشاهده است، ناآرامی های سوریه در واقع طرحی سعودی- آمریکایی برای سرنگونی رژیم «بشار اسد» است تا به این وسیله رابطه دمشق را با مقاومت عربی در عراق و لبنان قطع کنند، اما در یمن، عربستان تلاش می کند، انقلاب را منحرف و قدرت را به پسر صالح بدهد.
¤ مصر انقلابی و ایران اسلامی
مصر هنوز سیاست خارجی خود را به شکلی شفاف و روشن ترسیم نکرده، چون در مرحله گذار و انتقال است که بالطبع این موضوع گسترش روابط با تهران را نیز دربرمی گیرد و میراث بر جای مانده از حاکمیت رژیم سابق بر مصر در سیاست خارجی این کشور نیز عیان و قابل ملاحظه است.
این در حالی است که عربستان در زمان «مبارک» نقش انکارناپذیری را برای ایجاد خصومت و دشمنی میان دو کشور ایفا کرد و تصور می کنم، هنوز این میراث تغییر نکرده اما با تثبیت اوضاع همه چیز تغییر خواهد کرد، از جمله رابطه با ایران که برای منافع ملی مصر از ضروریات است، مصری که داشتن رابطه با اسرائیل را لازم می داند، چگونه می تواند، اهمیت داشتن رابطه مستحکم و گسترده با ایران را که یک کشور اسلامی قدرتمند است، نادیده بگیرد.
همچنین باید میان موضع رسمی و موضع مردمی در حمایت از مقاومت تفاوت قائل شد، در سطح رسمی این حمایت کاملا آشکار و عیان نشده و اگر هم شده، چندان قدرتمند نیست، اما در سطح غیررسمی این موضع کاملا قدرتمند بوده ولی با این حال نیازمند حمایت بیشتر است. این نقش هنگام درخواست لغو پیمان «کمپ دیوید» و حمایت مادی و معنوی از مقاومت عربی و اسلامی و محاصره سفارت آمریکا و اسرائیل در قاهره کاملا قابل ملاحظه بود تا سدی در برابر نفوذ آمریکا و اسرائیل در مصر باشد.
باید این را هم اضافه کنم که اگر همه مصری ها بر حمایت از انقلاب و مقاومت اتفاق نظر داشته باشند، مزدوران و کسانی که درصدد سرقت انقلاب هستند، سرنگون خواهند شد و اگر نقاط مشترک خود را تقویت کنند، این موضوع به حل مشکلات داخلی کمک بسیاری خواهد کرد.




واژه کلیدی :عربستان و واژه کلیدی :بیداری اسلامی و واژه کلیدی :خاورمیانه و واژه کلیدی :جهان اسلام