بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠

روزنامه اطلاعات

مذاکرات دو جانبه هند و پاکستان، گامی مثبت و سازنده در جهت تامین امنیت منطقه و نقطه عطفی در نزدیک شدن روابط دو کشور است. اگر چه برخی دست‌های پنهان خارجی از جمله نظام استکباری آمریکا و رژیم صهیونیستی از روند نزدیک شدن این دو کشور قدرتمند آسیایی خرسند نیستند و این امر منافع آنان را تامین نمی‌کند، اما نزدیکی هند و پاکستان ضمن تامین منافع مالی آنها، نقش مهمی در تضمین امنیت منطقه و کاهش تنش‌های آن خواهد داشت.


مذاکرات رسمی دو جانبه هند و پاکستان در سطح وزرای خارجه دو کشور که برای اولین بار پس از توقف این مذاکرات در پی حمله تروریستی سال 2008 به بمبیی انجام شد، گامی مثبت و سازنده درجهت تأمین امنیت منطقه و نقطه عطفی در نزدیک شدن روابط دو کشور است.

اگر چه برخی دست‌های پنهان خارجی و نظام استکباری آمریکا و رژیم صهیونیستی از روند نزدیک شدن دو کشور قدرتمند آسیایی هند و پاکستان خرسند نیستند و این امر منافع آنان را تأمین نمی‌کند، اما نزدیکی هند و پاکستان ضمن تأمین منافع ملی این دو همسایه، همسایه نقش مهمی در تأمین امنیت منطقه و کاهش تنش‌های منطقه‌ای دارد.

حملات اخیر تروریستی به بمبیی که منجر به کشته شدن بیش از 21 نفر و مجروح شدن 141نفر شد به نوعی مخالفت دست‌های پنهان برای نزدیکی این دو کشور بود که کارشناسان و صاحبنظران سیاسی بر نقش سیا و موساد، سازمان‌های جاسوسی و امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در آن تأکید داشتند.

به هرحال با هوشیاری مقامات دو کشور این حملات تروریستی نتوانست مانعی برسر مذاکرات رسمی دو کشور ایجاد کند و این مذاکرات رسمی با حضور «حنا ربانی کهر» وزیر امور خارجه پاکستان در دهلی نو، در کنار همتای هندی وی «اس. ام. کریشنا» با موفقیت برگزار شد.

مقامات دو کشور بعد از پایان این مذاکرات از روند گفت وگو‌ها و نزدیک شدن نظرات هند و پاکستان و گام برداشتن در جهت حل اختلافات ابراز خرسندی کردند.

پیش از شروع این مذاکرات در دهلی نو وزیر امور خارجه هند ضمن استقبال از خانم حنا ربانی کهر گفت: هند خواهان یک روابط دوستانه با پاکستان است.

اس. ام. کریشنا گفت: این روابط نه فقط برای صلح و امنیت برای دو کشور مؤثر است بلکه برای سراسر منطقه و خارج از آن نیز اهمیت داشته و شاید ما برای خودمان و برای نسل آینده، مدیون برقراری روابط قوی و دوستانه بین دوکشور باشیم.

وزیر امورخارجه پاکستان نیز اظهارداشت: پاکستان به عنوان یک همسایه مهم، خواستار روابط خوب و همکاری دوجانبه براساس احترام متقابل با هند است.

وی افزود: ما فکر می‌کنیم که روابط دو کشور مانند توسط گذشته به گروگان گرفته شود و مقامات دو کشور باید نسبت به رویدادها واقع بین باشند.

نگاهی به بیانیه مشترک و تصمیمات دو کشور هند و پاکستان پس از پایان مذاکرات نشان می‌دهد که این مذاکرات نقطه عطفی در روابط و نزدیکی دو کشور است.

در بیانیه مشترک هند و پاکستان آمده است: این نشست در یک جو دوستانه، صمیمی و سازنده برگزار شد و طرفین از نحوه روند مذاکرات دوجانبه در مورد مسائل گوناگون، از جمله عملیات ضدتروریسم، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، همکاری اقتصادی و بازرگانی، طرح «سد وولار» و «سیرکریک»، مسأله «سیاچین»، صلح و امنیت از قبیل اقدامات جلب اعتماد، جامو و کشمیر و ترویج مبادلات دوستانه ابراز خرسندی کردند.

در این بیانیه آمده است که وزرای امور خارجه هند و پاکستان بر اهمیت ادامه روند مذاکرات به منظور حل مسالمت‌آمیز تمامی موضوعات از طریق گفت وگوهای نتیجه بخش و برقراری رابطه خوب و دوستانه بین هند و پاکستان تأکید کردند.

براساس این بیانیه، وزرای امور خارجه هند و پاکستان توافق کردند که تروریسم یک خطر مستمر برای صلح و امنیت است و آنان تعهد جدی هر دوی این کشورها را در جهت مبارزه با تروریسم و ریشه‌کنی تمامی اشکال آن یکبار دیگر تکرار کردند.

طرفین همچنین در مورد ضرورت تقویت بیش از پیش همکاری در مبارزه با تروریسم از جمله بین بخش‌ها و سازمان‌های دو کشور، به منظور مجازات مسببان اعمال تروریستی به توافق رسیدند.

وزرای امور خارجه هند و پاکستان بر اهمیت ترویج صلح و امنیت از جمله انجام اقداماتی در جهت تقویت اعتماد بین این دو کشور تأکید و توافق کردند که نشست‌های جداگانه گروه کارشناسان را در مورد اقدامات جلب اعتماد در مورد مسائل هسته‌ای و سلاح‌های متعارف در سپتامبر (شهریور و مهر) سال 2011 در اسلام آباد تشکیل دهند.

طرفین با یکدیگر در مورد موضوع کشمیر تبادل نظر کرده و در مورد ضرورت ادامه گفت‌وگوها در یک جو هدفمند و مثبت به منظور ابداع یک روش صلح‌آمیز از طریق کاهش اختلافات و افزایش تشابهات به توافق رسیدند.

وزرای امور خارجه هند و پاکستان همچنین توافق کردند که تعداد روزهای تجاری بین دو بخش کشمیر از دو روز کنونی در هفته به چهار روز افزایش یابد و مقامات مربوطه دو کشور موضوعات عملیاتی مربوط به مبادلات جاری را در طرفین خط کنترل از طریق تشکیل جلسات منظم حل و فصل کنند.

طرفین همچنین توافق کردند که شرایط و امکانات لازم را برای تردد مردم بین دو بخش کشمیر بیش از پیش بهتر کنند و گروه کاری مشترک هند و پاکستان سالانه دو بار نشستی را به منظور بررسی ترتیبات کنونی و توصیه اقدامات بیشتر برای مبادلات تجاری و تردد مسافر بین دو بخش کشمیر، تشکیل دهد.

وزرای امور خارجه هند و پاکستان توافق کردند که افزایش در مبادلات تجاری و اقتصادی بین هند و پاکستان به نفع این دو کشور خواهد بود و آنها بر ضرورت تشکیل فوری یک نظام تجاری عادلانه بین این دو کشور از جمله کاهش یا حذف موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای تأکید کردند.

هند و پاکستان همچنین توافق کردند که مذاکرات در مورد سیاچین، طرح سد «وولار» و «سیرکریک» تا ابداع یک راه حل مورد پذیرش طرفین ادامه یابد و آنها تعهد خود را نسبت به کشف راه حل‌های مسالمت‌آمیز برای تمامی این موضوعات و همچنین اجرای پیمان آبهای «ایندوس» یکبار دیگر تکرار کردند.

وزرای امور خارجه هند و پاکستان تصمیم گرفتند که کار کمیسیون مشترک هند و پاکستان را از سر بگیرند و توافق کردند که گروه‌های کاری فنی این دو کشور، نشست‌هایی را به منظور شناسایی زمینه‌های لازم برای افزایش همکاری دوجانبه در این زمینه‌ها تشکیل دهند.

آنان همچنین تعهد خود را نسبت به اهداف انجمن همکاری منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) تکرار و توافق کردند با یکدیگر در جهت ترویج توسعه منطقه‌ای در چارچوب سارک همکاری کنند. قرار شد که وزرای امور خارجه هند و پاکستان مجدداً با یکدیگر در نیمه اول سال 2012 در اسلام آباد دیدار و پیشرفت حاصل شده را در روند مذاکرات بررسی کنند. به هرحال آنچه مشهود است اینکه کشور‌های منطقه همواره باید خود برای حل مشکلات، بدون دخالت قدرت‌های خارجی اقدام کرده تا بهتر بتوانند نقش خود را برای منافع ملی کشورشان و منافع منطقه، بدون درنظر گرفتن منفعت‌طلبی‌های قدرت‌های استکباری ایفا کنند. با این وجود باید اعتراف کرد که هند و پاکستان تا رسیدن به شرایطی ایده‌آل در مناسبات دوجانبه، راهی طولانی در پیش دارند. بخش مهمی از موانع به موضوعات تاریخی و بخشی دیگر به مداخلات خارجی مربوط می‌شود که باید مورد بررسی دقیق‌تر قرار گیرد.



هاله‌ای از بیم و امید

مذاکرات اخیر هند و پاکستان در‌هاله‌ای از بیم و امید قرار دارد. این مذاکرات در صورت موفق بودن در آینده، طولانی‌ترین بحران جنوب آسیا را برطرف می‌کند، اما با ادامه موضوعات چالشی، اختلافات دو کشور عمیق‌تر و فرسایشی‌تر خواهد شد. چینش وزرا و دیگر مقامات رسمی در مذاکرات، بیانگر نوع و ماهیت مذاکرات است. از آن جا که مذاکرات بین دو کشور همواره با ماهیت غلیظ امنیتی همراه بوده و دستور کار مذاکرات نیز مسائل مرتبط با استقلال و امنیت دو کشور است، وزرای دفاع و کشور در چینش اصلی این دور از مذاکرات قرار گرفتند.

دور قبلی مذاکرات حدود یک سال پیش با حضور «شاه محمود قریشی» وزیر خارجه وقت پاکستان، و «کریشنا» برگزار شد. ترکیب اظهارات وزاری خارجه دو کشور به همراه نگاه واقع‌بینانه به موضوعات مهم در روابط طرفین، بیانگر وجود بیم و امید در نتایج نهایی مذاکرات است. در حقیقت وزاری خارجه و سایر مقامات حاضر در جلسه به ابراز نظرات رسمی و دیپلماتیک پرداختند و اراده خود را بر جلوگیری از افشای جزئیات مذاکره استوار کردند، زیرا نتیجه این دور از مذاکرات سبب می‌شود آینده رو به صلح، با تغییراتی مواجه شود که متغیر‌های میانی، نقش اساسی را در آن ایفا می‌کنند. به همین دلیل این دور از مذاکرات پشت درهای بسته برگزار شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

فضای مذاکرات هند و پاکستان

این دور از مذاکرات در فضایی کاملاً دوستانه برگزار شد. هر دو طرف مذاکره، اراده خود را بر ادامه مذاکرات و حفظ شرایط جاری که تنش در آن کاهش یافته قرار دادند. یکی از مهمترین اقداماتی که طرفین تلاش کردند تا به ایجاد آن مبادرت ورزند شکل دهی به اعتماد سازی طرف مقابل بود. خانم ربانی اظهار داشت که مذاکره و گفت وگوی ایجاد شده بهتر از قطع رابطه است. نگاه شخصی وی بیانگر یک دیپلماسی پیشرو در قبال هند است. تحول اساسی و دیپلماسی پیشرو یکی از ویژگی‌های افرادی است که تازه پست‌های کلیدی را خصوصا در وزارت خارجه کسب می‌کنند.

خانم ربانی پس از شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه سابق پاکستان، سرپرستی وزارت خارجه این کشور را برعهده گرفت و نهایتاً به عنوان جوان‌ترین و اولین بانویی که زمام وزارت خارجه را در پاکستان به دست می‌گیرد به سمت وزیر خارجه منصوب شد. بر اساس تئوری‌های روانشناسی سیاسی، افراد جوان بر خلاف افراد پیر، سیاست‌هایی اتخاذ می‌کنند که متمایل به تغییرات اساسی است. به عبارتی مخالف هرگونه محافظه کاری هستند و نوعی از پویایی را در سیاست‌ها دنبال می‌کنند. به نظر می‌رسد که این تئوری روانشناسی سیاسی، با شخصیت و اظهارات خانم ربانی منطبق است.

اما در فضای جانبی مذاکره، شروطی که همواره هند برای مذاکره اعلام می‌کند کمی فضا را سرد کرد. مهمترین شرط هند برای مذاکرات تعهد پاکستان در سرکوب گروه‌های تروریستی است. این شروط باعث می‌شود پاکستان در جایگاه متهم قرار گیرد همچنین اظهارات قریشی وزیر خارجه سابق پاکستان مبنی بر بی‌نتیجه بودن این دور از مذاکرات سبب سردی این دور از مذاکرات می‌شد اما واکنش «مان موهان سینگ» نخست‌وزیر هند، مانع از غلبه تضادها شد.

رویکرد دو کشور هند و پاکستان نسبت به مذاکرات صلح، مثبت است، اما نسبت به موضوعات مختلف مذاکره، روند متفاوتی را پیگیری می‌کنند. در حقیقت رویکرد پاکستان به هند در موضوعات جاری، رویکرد سازنده است، زیرا برقراری صلح بین هند و پاکستان به منزله رفع بزرگترین دغدغه امنیتی اسلام‌آباد است. پاکستان با توجه به سه جنگی که با هند تجربه کرده، قدرت برابری در حوزه نظامی و جنگ متعارف و حتی نامتعارف با هند را ندارد. رویکرد هند نیز مثبت و سازنده است و می‌خواهد مشکلات از طریق مذاکراه و بصورت دو طرفه حل شود، زیرا خود را واجد قدرت و نقشی می‌داند که به تنهایی قادر به حل مشکلات است. در این جهت، ربانی از اراده مان موهان سینگ، مبنی بر تقویت مذاکرات و حل اختلاف پرده برداشت که نوعی از انعکاس جهت‌گیری‌های متقابل است. وی اظهار داشت که هند خواهان پاکستانی با ثبات است.

موضوعی که سایه کم رنگ آن بر مذاکرات وجود داشت بمب گذاری‌های اخیر در بمبئی بود، اما طرفین با پیش‌دستی، مانع از تاثیر حملات اخیر تروریستی بمبئی که حدود 30 کشته داشت بر اصل مذاکرات شدند. از یک سو «یوسف رضا گیلانی» نخست‌وزیر پاکستان، این حملات را محکوم و به عبارتی از پاکستان رفع اتهام کرد. در مقابل، کریشنا وزیر خارجه هند نیز اعلام کرد که مذاکرات تحت تاثیر انفجار‌های بمبئی قرار نخواهد گرفت.

شاید حملات بمبئی استفاده از تجارب گذشته است، زیرا مذاکرات سال 2008 بین هند و پاکستان با شدت حملات در ماه نوامبر متوقف شد. برخی معتقدند که حوادث 13 جولای 2011 بمبئی از سوی سازمان‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) و آمریکا (سیا) رخ داده است، زیرا دو کشور با استفاده از اختلافات جاری بین هند و پاکستان می‌توانند روابط خاصی با هر دو طرف برقرار کرده و از منافع این اختلاف بهره‌مند شوند.



ماهیت مذاکرات هند و پاکستان

مذاکرات هند و پاکستان همواره دارای بن مایه‌های عمیق امنیتی است. اهمیت این دور از مذاکرات در این است که پس از یک سال، دوباره موضوعی در دستور کار قرار گرفته که در روابط دو جانبه سرنوشت ساز است. حل موضوعات اختلافی بین دو کشور به معنای حل عمیق‌ترین و طولانی‌ترین موضوعات اختلافی در شبه قاره هند است. در حقیقت با استقلال هند در سال 1947میلادی (1326هـ.خ) شورش‌هایی در شهر مرزی «امریتسار» هند و لاهور پاکستان به وقوع پیوست که منجر به جدایی پاکستان به عنوان کشوری مسلمان از هند شد. پس از تعیین مرز، اختلافات بر سر منطقه خوش آب و هوای کشمیر بروز یافت و با وجود مذاکرات متعدد همچنان مشکلی که دهه‌های متمادی عمر کرده به حیات خود ادامه می‌دهد. بنابراین محوری‌ترین و مهم‌ترین دستورکار مذاکرات دو کشور، بحث کشمیر است.

شواهد نشان می‌دهد که مذاکرات رضایت بخشی برای طرفین در مورد کشمیر صورت گرفته، اما نتایج آن هنوز علنی نشده است. به عبارتی، این مذاکرات هنوز در ابتدای راه قرار دارد و اهمیت‌اش در آن است که اگر این دور از مذاکرات بتواند مسئله کشمیر را حل کند، تغییرات اساسی در بعد روابط دو جانبه و منطقه‌ای ایجاد می‌کند. در بحث از روابط دوجانبه حل مسئله کشمیر به منزله کاهش تضادها بین دو دولت هند و پاکستان است و در بعد منطقه‌ای قواعد بسیاری از بازی‌ها تغییر می‌یابد، زیرا همواره حمایت کشورهای منطقه یا قدرت‌های فرامنطقه‌ای از هند یا پاکستان، سطح قدرت و جایگاه دو کشور را تغییر داده است. در مقابل اگر این اختلافات باز هم حل نشده باقی بماند، با فرسایشی شدن و عمیق‌تر شدن این مسئله، لاینحل بودن موضوع کشمیر قوت بیشتری می‌گیرد.

در مقابل اراده دو دولت، مخالفت‌هایی وجود دارد که نقش آن با دولت‌ها در یک خط موازی قرار می‌گیرد. این اراده متعلق به گروه‌های حامی استقلال کشمیر است. این گروه‌ها برای تحقق خواست‌های خود مبادرت به عملیات انتحاری و خشونت‌آمیز می‌کنند. هرچند برخی معتقدند که گاهی پاکستان برای داشتن دست برتر در بحث کشمیر این گروه‌ها را تحریک به عملیات در خاک هند می‌کند، اما در هر حال، توافق دو کشور مورد پذیرش این گروهها نیست. زیرا طبق سناریو‌های تقسیم کشمیر یا پذیرش شرایط فعلی که توسط دو دولت با قوت پیگیری می‌شود، با مخالفت گروه‌های حامی استقلال کشمیر یا حامیان پیوستن به هند یا پاکستان مواجه است.

تغییر ترکیب جمعیتی که توسط دو دولت در منطقه کشمیر صورت گرفته، توان متفاوتی را با اراده دولت‌ها شکل داده است. این موضوع در قسمتی از کشمیر که در کنترل پاکستان است قوت بیشتری دارد، زیرا این نیروها از کنترل دولت خارج شده و معتقدند که دولت توان الحاق کشمیر به پاکستان را ندارد.

دستورکار دیگر این دور از مذاکرات تعهد به جنگ مشترک با تروریسم است که همواره گریبانگیر مردم هند و پاکستان بوده است. بروز این اراده دو جانبه می‌تواند دو کشور را از عمیق‌ترین مشکلات برهاند.

یکی دیگر از دستورکارهای مهم، بحث تجارت است. این بحث به لحاظ نظریات کارکردگرایی، موضوع اصلی مذاکرات نبوده، بلکه استفاده از آن به منظور دستیابی به هدف اصلی یا فراهم کردن زمینه صلح است. به عبارتی، مذاکرات اقتصادی با حضور وزرای تجارت، می‌تواند سطح همگرایی را از اقتصاد، به سطوح امنیتی سرریز کند. در چنین شرایطی، نمی‌توان نقش عوامل برون‌منطقه‌ای و تأثیر آن بر روابط هند و پاکستان را نادیده گرفت و آمریکا در این صحنه نقش اساسی ایفا می‌کند. نخست به سراغ تعاملات واشنگتن ـ اسلام آباد می‌رویم.



بازی نافرجام آمریکا مقابل پاکستان

تردیدی وجود ندارد که شکل مناسبات آمریکا و پاکستان، بر روابط دهلی ـ اسلام‌آباد نیز تأثیر مستقیم می‌گذارد.

ناکارآمدی تاکتیک‌های سیاسی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا در قبال پاکستان، در کنار اهمیت این کشور برای کاخ سفید، سبب شد کنگره آمریکا با طرح قطع کمک‌های مالی به اسلام آباد مخالفت کند.

طرح کاهش کمک مالی آمریکا به پاکستان از 2میلیارد به یک میلیارد و 200میلیون دلار، پس از مطرح شدن در کنگره، با پنج رای موافق در برابر 39 رأی مخالف، به شکست انجامید. هرچند مقامات نظامی آمریکا از طرح کاهش کمک‌های مالی به پاکستان حمایت کردند، اما سیاستمداران این کشور با شناخت اوضاع جاری و واقعی، مخالف این طرح بودند که نمود آن در کنگره بروز یافت. به نظر می‌رسد که این طرح از ابتدا اقدامی نمایشی برای دیپلماسی آمریکا بود که با وجود شکست، واشنگتن را به دادن برخی تعهدات به اسلام‌آباد مجبور کرد. یکی از تعهدات را باید در اظهارات یوسف رضا گیلانی نخست‌وزیر پاکستان، مشاهده کرد. وی اعلام کرد که مقامات آمریکایی تعهد کرده‌اند که مجدداً به پاکستان حمله نخواهند کرد.



طرح کمک‌های مالی به پاکستان

طرح ارائه کمک‌های مالی آمریکا به پاکستان، به معنای استفاده از تنها آبراهه موثر واشنگتن علیه اسلام آباد است. در حقیقت آمریکا دو کانال ارتباطی و نفوذ بر پاکستان دارد. یکی کانال سیاسی است که نمی‌تواند بر پاکستان تاثیرگذار باشد، زیرا در زمان حاضر، نیاز آمریکا به پاکستان به اندازه‌ای است که می‌توان اقدامات کاخ سفید در عرصه سیاسی نسبت به اسلام‌آباد را واکنشی دانست. پس از مرگ اسامه بن لادن، سرکرده القاعده، آمریکا تلاش سیاسی گسترده‌ای را در عرصه بین المللی در خصوص اثبات ایده خود مبنی بر حمایت پاکستان از تروریست‌ها به اجرا درآورد، اما واکنش‌های جامعه داخلی این کشور سبب شد واشنگتن این اقدام را از زبان «مارک گراسمن» نماینده ویژه اوباما در امور افغانستان و پاکستان، عملی مشترک توسط نیروهای آمریکا، پاکستان و افغانستان بنامد.

واکنش پاکستان در مشروط کردن اقدام علیه نیروهای افراط‌گرا به خودداری از تجاوز به خاک این کشور و استقبال نکردن از خانم کلینتون در فرودگاه اسلام‌آباد و همچنین افزایش فعالیت‌های انتحاری ـ تروریستی در افغانستان سبب شد بسیاری از مقامات آمریکایی از قبیل هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، «جان کری» از اعضای روابط خارجی سنای آمریکا، «مایک مولن» رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده آمریکا و سایر مقامهای این کشور با سفر به پاکستان، مانع از قهر روابط سیاسی دو کشور شوند.

از آنجا که راهبردهای سیاسی آمریکا در قبال پاکستان منتج به نتیجه مطلوب نشد، برخی از مقام‌های آمریکا و در راس آن مقامات نظامی، خواستار استفاده از ابزارهای اقتصادی شدند. از نظر آنها، کانال اقتصادی می‌تواند کارآمدی چشمگیری داشته باشد.

از نظر این دسته از مقام‌ها، با تداوم همکاری‌های مبهم پاکستان با آمریکا و به احتمال قریب به یقین، انتقال بخشی از کمک‌های این کشور به نیروهای رادیکال از طریق پاکستان، لازم بود تا هم دولت اسلام‌آباد زیر فشار اقتصادی قرار گیرد و هم از احتمال تقویت مالی طالبان جلوگیری به عمل آید. به عبارتی، فشردن گلوگاه اقتصادی یک دولت ورشکسته در دستور کار قرار گرفت.

برخلاف نظامیان، سیاستمداران کنگره‌نشین آمریکایی معتقدند که با این اقدام، بیش از پاکستان، آمریکا با فشار بیشتری مواجه خواهد شد. به عبارتی حفظ یک متحد در هر شرایطی، بهتر از تبدیل آن به یک بی‌طرف یا دشمن است. به علاوه آنکه نفوذ پاکستان در افغانستان بر کسی پوشیده نیست. همین دلیل سبب شد پاکستان کلید حل مشکل افغانستان نامیده شود.



واکنش خاموش پاکستان

پس از اعلام خبر قطع

800 میلیون دلار از کمک‌های آمریکا به پاکستان، اسلام‌آباد نه فقط واکنش خاصی از خود نشان نداد، بلکه بدون آنکه به طور رسمی و رسانه‌ای با این اقدام مقابله کند، کانال‌های دیپلماتیکی را دنبال کرد که سبب نگرانی مقامهای آمریکایی شد. مقام‌های پاکستانی به سه کشور روسیه، چین و ایران سفر کردند. این سه کشور در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی، استراتژیک و ایدئولوژیک (در مورد ایران) در برابر آمریکا قرار می‌گیرند. در این سفرها، بطور عمده بر همکاری‌های سیاسی- امنیتی و اقتصادی تاکید شد. در ظاهر به نظر می‌رسید که پاکستان می‌خواهد رقبای آمریکا را جایگزین ایالات متحده کند. در عرصه عملی نیز پاکستان از ورود جاسوسان آمریکایی اخراج شده از پاکستان جلوگیری به عمل آورد و حتی مانع از ورود برخی از مقام‌های کنسولگری آمریکا به دلیل نداشتن مدارک شناسایی شد. سفر آصف علی زرداری، رئیس‌جمهوری پاکستان، به عربستان را می‌توان در قالب‌های اقتصادی با هدف یافتن یک پشتیبان مالی تحلیل کرد.

زیرا برخی از جهت گیریهای سیاسی ـ مذهبی پاکستان، موازی با جهت‌گیری‌های مقامات سعودی است. این دسته از ابتکارهای دیپلماتیک اسلام‌آباد، سبب شد «جیمز کلپر» مدیر اطلاعات ملی آمریکا پس از سفر در قالب هیأت آمریکایی به دهلی به ریاست خانم کلینتون، و با وجود اظهارات

ضد پاکستانی وزیر امور خارجه آمریکا، به پاکستان سفر کند. هدف از سفر وی، بهبود روابط واشنگتن - اسلام آباد تحلیل شد. همچنین ژنرال «احمد شجاع پاشا» رئیس «آی.اس‌.آی» پاکستان، با سفر به آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده نسبت به اشتراک اطلاعات خود با پاکستان ابراز تمایل کرده است. این خبر هنگامی قوت بیشتری گرفت که گیلانی در سفر به انگلیس در گفتگو با روزنامه گاردین این خبر را تأیید کرد.

 

ادغام فعالیت‌های ضد پاکستانی آمریکا با اقدامات و ابتکارهای دیپلماتیک اسلام‌آباد، نتیجه‌ای واضح دارد و آن ابراز نیاز آمریکا به پاکستان است. مؤید این امر، شکست طرح قطع کمک مالی آمریکا به پاکستان است. ناکارآمدی تاکتیک‌های اقتصادی و سیاسی آمریکا در قبال پاکستان، واشنگتن را مجبور کرد تا با ادامه روند پرداخت مالی به اسلام آباد، از تنش در روابط دوجانبه بکاهد.

به عنوان نتیجه می‌توان گفت که هرچند آمریکا نسبت به همکاری با پاکستان در مورد مبارزه با تروریسم ابهام جدی دارد، اما با وجود سایه افکندن بی‌اعتمادی بر این همکاری، نمی‌تواند مؤثرترین شریک خود در منطقه را از دست بدهد. هرچند هند قوی‌ترین متحد آمریکا در جنوب آسیا است، اما در عرصه افغانستان، پاکستان دست برتری نسبت به هند دارد و آمریکا با وجود آزمایش راهکارهای سیاسی و اقتصادی، جهت به اصطلاح سر به راه کردن پاکستان، همچنان مجبور به همکاری با شریک استراتژیکی است که بازی مبهم از خود به نمایش گذاشته است. آمریکا صرف‌نظر از پاکستان، مناسبات و موضوعات مورد علاقه جداگانه‌ای با هند دارد. یکی از زمینه‌های مورد علاقه دو کشور برای همکاری، بحث مبارزه مشترک با تروریسم است که از همین کانال به پاکستان می‌پیوندد. حال باید مروری به روابط حساس دهلی ـ واشنگتن داشت.



تاملی در مذاکرات راهبردی هند و آمریکا

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر اخیر خود به هند ضمن پیگیری دور دوم مذاکرات همکاری‌های راهبردی، موضوعات متنوعی را در دستور کار قرار داد.

کلینتون در دیداری سه روزه، دومین سفر خود به کشور هند را تجربه کرد. این سفر را باید در ادامه سفر نوامبر سال گذشته (آبان ماه 89) باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا به هند و همچنین در ادامه گفت‌وگوهای استراتژیک بین دو کشور دانست. از آنجایی که هند برخی از قراردادهای خرید تسلیحات نظامی با آمریکا را بصورت یک جانبه لغو کرده، کلینتون باید اقدام دیپلماتیک موثری را در برابر این مسئله به کار می‌بست.



پیشینه تاریخی روابط

روابط هند و آمریکا با فروپاشی شوروی جنبه‌های نرم‌تری یافت، زیرا قبل از آن با قرار گرفتن هند در بلوک شرق یا شوروی، رابطه دو کشور به شدت تیره بود. با آزمایش هسته‌ای هند در سال 1998، ایالات متحده با اعمال تحریم‌هایی شدید و گسترده علیه هند، این کشور را در تنگنا قرار داد. با سفر بیل کلینتون رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در سال 2000 به هند، تیرگی روابط دو کشور کاهش یافت و در دوران جورج بوش، توجه ویژه‌ای به هند شد. تقریباً روابط آمریکا طی 10 سال گذشته با هیچ کشوری همانند هند بهبود نیافته است، زیرا تغییر اساسی که در دوران جمهوری خواهان رخ داد آن بود که سردی روابط، به همکاری استراتژیک و حذف برخی از تحریم‌ها منجر شد. همکاری استراتژیک در روابط دو کشور بیانگر نوعی از همکاری است که طیف وسیعی از موضوعات اقتصادی، امنیتی، هسته‌ای و سیاسی را دربر می‌گیرد. مهمترین دستاورد برای هند در روابط با آمریکا، کسب مشروعیت هسته‌ای و ورود به باشگاه هسته‌ای بود که تنها با حمایت آمریکا حاصل شد. این همکاری‌ها با ورود دموکرات‌ها به کاخ سفید نیز ادامه یافت تا جایی که در سند استراتژیک امنیت ملی آمریکا، هند در زمره کشورهایی قرار گرفت که همکاری با آن برای آمریکا یک ضرورت تلقی می‌شد. در نوامبر سال گذشته میلادی باراک اوباما با سفر به کشور هند، روابط دو کشور را وارد فاز جدیدی از همکاری‌های گسترده کرد. اکنون رویکرد کلینتون در قبال هند، در ادامه نگرش بوش و در چارچوب سیاست‌های اوباما است.



اهمیت هند برای آمریکا

سفرهای دیپلماتیک سران برخی کشورها، بیانگر اهمیت کشورهای مقصد آنان است. رفت و آمدهای دیپلماتیک متعدد بین هند و آمریکا به خصوص اقامت سه روزه کلینتون بیانگر اهمیت هند برای آمریکاست. یک نگرش غالب در تحلیل همکاری هند و آمریکا آن است که ایالات متحده تلاش می‌کند با همکاری و ارتقای قدرت هند، از توان این کشور در برابر چین استفاده کند. به عبارتی جلوی ایجاد هژمونی چین در آسیا را بگیرد. اما گسترش بازار هند سبب شد تا سفر اوباما به این کشور در برهه‌ای که رکود بر اقتصاد آمریکا سایه افکنده بود، به نوعی دلالی اقتصادی تفسیر شود که هدفش افزایش شغل در آمریکا بود. علاوه بر اهمیت اقتصادی، هند دارای یک مزیت ژئوپلتیک است که از همسایگی با پاکستان، چین و قرار گرفتن در حوزه همسایگی با افغانستان ناشی می‌شود. اهمیت سیاسی هند ناشی از قدرت این کشور است. هند به مقتضای قدرت بیشتر، نقش بیشتری را در نظام بین‌الملل مطالبه می‌کند و همین امر از هند یک قدرت در حال ظهور ساخته است. از نظر آمریکا، همکاری با قدرت‌های در حال ظهور، از کانال‌های شکل دهنده آینده نظام بین‌الملل خواهد بود. بنابراین حرکت قدرت در حال ظهوری همانند هند به سمت آمریکا یا علیه آن، پیامدهای مفید یا پر هزینه‌ای را برای این کشور به همراه خواهد داشت، لذا سفرهای متعدد دیپلماتیک، تلاشی برای جذب هند است.



دستور کار کلینتون

دستور کار کلی وزیر امور خارجه آمریکا، اهمیت آسیا بود. هیلاری کلینتون در سفر اخیر خود با برخی از مقامات هند از قبیل مان موهان سینگ، نخست وزیر، «اس.ام کریشنا» وزیر خارجه و «سونیا گاندی» رئیس پارلمان این کشور دیدار کرد. دستور کار وی، پیگیری دور دوم مذاکرات استراتژیک بود. دور اول این مذاکرات سال گذشته برگزار شد. زیر شاخه‌های مذاکرات همکاری استراتژیک در این دوره، اجرایی کردن همکاری‌های هسته‌ای غیر نظامی، فعالیت‌های ضد تروریستی، انرژی، تغییرات زیست محیطی، آموزش، تکنولوژی و بهداشت است. مهمترین عامل نهایی شدن قرارداد همکاری استراتژیک هند و آمریکا در سال 2006، موضوع همکاری‌های هسته‌ای غیر نظامی بود. در حقیقت بازار هسته‌ای هند اهمیت ویژه‌ای برای آمریکا دارد، زیرا سود کلانی را نصیب این کشور خواهد کرد. روسیه، فرانسه و انگلیس رقبای آمریکا در بازار هسته‌ای هند به شمار می‌روند. موضوع دیگری که در مذاکرات استراتژیک دو کشور بررسی می‌شود، انرژی است. به طور کلی، قیمت جهانی انرژی به عنوان پشتوانه اقتصادی هند، برای این کشور اهمیت دارد.

بحث محیط زیست نیز از دیگر موضوعات در دستور کار کلینتون بود. این موضوع همچنان بحثی اختلاف برانگیز بین هند و آمریکاست. آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند تا هند را نسبت به رعایت کردن استانداردهای بین‌المللی متقاعد کنند، اما استدلال هند آن است که این کشور با توجه به لزوم تامین نیازهای جمعیت میلیاردی خود، قادر نخواهد بود استانداردهایی را که باعث کاهش تولید می‌شود، اعمال کند.

قرار بود در مذاکرات کلینتون با مقامات هندی، دو معاهده در مورد امنیت سایبری و علوم هوانوردی بین دو کشور امضا شود. شاید دلیل توجه به امنیت سایبری، این موضع باشد که پس از افشای چند سند موسوم به «ویکی لیکس» مبنی بر جاسوسی سفارت آمریکا در هند، روابط دو کشور تیره شد و قراردادهای همکاری‌های سایبری، تلاشی پیشگیرانه محسوب می‌شود. البته هندی‌ها در عرصه فن‌آوری اطلاعات، رشد قابل توجهی داشته‌اند، تا جایی که «بنگلور» در جنوب هند، از شهرهای «‌آی ـ تی» دنیا محسوب می‌شود. حتی برخی از خدمات سایبری که آمریکایی‌ها نیاز دارند توسط هندی‌ها و در کشور هند انجام می‌گیرد. هندی‌ها از بزرگترین تولیدکنندگان و فروشندگان نرم‌افزار در دنیا هستند. موضوع دیگری که هند به دنبال آن است، بحث تکنولوژی است. ورود تکنولوژی‌های جدید غربی برای هند به معنای بیمه کردن توسعه این کشور است. موضوع همکاری‌های ضد تروریستی، دستور کار دیگری است که توسط طرفین پیگیری می‌شود. در حقیقت بمب‌گذاری‌های سه گانه شهر بمبئی که ده‌ها کشته و زخمی بر جای گذاشت، باعث شد سفر هیلاری کلینتون تحت‌الشعاع قرار گیرد. هند تجربه‌های تلخی در زمینه فعالیت‌های تروریستی دارد تا جایی که در سال 2008 بعد از آمریکا و عراق، سومین کشوری بود که بیشترین تلفات تروریستی را متحمل شده بود. در این موضوع، هند همکاری‌های گسترده‌ای را با آمریکا آغاز کرده است. به همین دلیل در هند، دو سازمان به تقلید از «اف.‌بی.‌آی» و «سیا» تشکیل شده است. به علاوه کمیسیونی مشترک وجود دارد که سالانه مقامات هند و آمریکا با شرکت در آن استراتژی مبارزه با تروریست‌ها را طراحی می‌کنند. این کمیسیون که سال‌ها مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته بود، دوباره از سال 2008 و پس از حملات بمبیی در ماه نوامبر فعال شد. در زمان حملات بمبئی برخی تحلیل گران معتقد بودند که هند برای بررسی حملات، از آمریکا درخواست کمک کرده است، زیرا برخی مقامات آمریکایی یعنی «هول لوت» معاون اداره امنیت ملی و «جیمز کلاپر» رئیس اداره اطلاعات ملی آمریکا که کلینتون را همراهی می‌کردند در این حوزه فعالیت داشتند. در طرف مقابل نیز «نیکال ساندو» مدیر سازمان اطلاعات هند، در مذاکرات حضور داشت.



موضوعات منطقه‌ای

کلینتون در مورد موضوعات منطقه‌ای یعنی تحولات اخیر افغانستان و پاکستان با مقامات هندی گفت‌وگو و تبادل نظر کرد. یکی از موضوعات مهم پاکستان است. بمب‌گذاری‌های بمبئی از نگاه برخی تحلیلگران، مرتبط با «لشگر طیبه» یکی از گروهک‌های فعال در پاکستان است، اما هنوز مقامات رسمی هند، انگشت اتهام خود را به سمت آنها نشانه نرفته‌اند، بلکه برخی گروه‌های داخلی هند تلاش می‌کنند مسلمانان این کشور را عاملان این حملات معرفی کنند. موضوع منطقه‌ای دیگر، بحث علنی شده گفت‌وگوی آمریکا با طالبان به اصطلاح میانه‌رو است. از آنجا که هندی‌ها مبتلا به اقدامات تروریستی منطقه آسیای جنوبی هستند، تمایل ندارند آمریکا بین گروه‌های طالبان تفکیک قایل شود. زیرا از نظر آنان هر طیف از طالبان برای هند خطرناک است. موضوع دیگر کاهش 30 هزار نیروی آمریکایی در افغانستان است که باعث نگرانی هند شده و کلینتون تلاش کرد این نگرانی را برطرف کند.



واگذاری سیاست خارجی هند به آمریکا

در چنین شرایطی، سردبیر روزنامه هندی تایمز آو ایندیا در مقاله‌ای تحت عنوان «آیا هند سیاست خارجی خود را به آمریکا واگذار کرده است؟»، سیاست‌های دولت هند به خصوص در قبال ایران و شرکت نکردن این کشور در کنفرانس مبارزه با تروریسم تهران را به چالش کشیده است.

«شوبان سکسنا» در آغاز مقاله خود به کنایه می‌نویسد: ما به متخصصان کامپیوتری‌مان در شهرهای «بنگلور» و «حیدرآباد» افتخار می‌کنیم، چرا که به اشتباه فکر می‌کنیم مرکز کنترل اقتصاد آمریکا اکنون در هند است و آمریکایی‌ها تا زمانی که فردی در هند دکمه‌ای را فشار ندهد، نمی‌توانند کاری بکنند.

این روزنامه نگار هندی می‌افزاید: بدون شک، هزاران جوان هندی هر روز به صدها هزار آمریکایی می‌گویند که چگونه با کارت اعتباری خود پرداخت کنند یا چگونه از یک ماده پاک‌کننده دستشویی استفاده کنند، اما احمقانه خواهد بود که فکر کنیم ما آمریکا را اداره می‌کنیم.

سکسنا نوشت: واقعیت این است که اقتصاد ما وابسته به شرکت‌های آمریکایی است که کار خود را به ما واگذار می‌کنند و اگر آمریکایی‌ها استخدام کارگران ارزان قیمت ما را متوقف کنند، این هند است که آسیب می‌بیند نه آمریکا.

هر وقت که یکی از رهبران آمریکا علیه واگذاری مشاغل به کارگران کشورهای دیگر صحبت می‌کند، روسای شرکت‌های متولی این نوع خدمات از ترس شروع به لرزیدن می‌کنند. اما این واگذاری یکطرفه نیست.

آمریکایی‌ها شاید از ما در اداره آزمایشگاه‌های نرم‌افزاری، آشپزخانه‌ها، کلینیک‌ها و مغازه‌های خواروبار فروشی خود استفاده کنند، اما در عوض ما سیاست خارجی خود را به واشنگتن واگذار کرده‌ایم.

دفاع از منافع هند دیگر هدف سیاست خارجی هند نیست، بلکه هدف سیاست خارجی هند عبارت است از حفظ و خدمت به منافع آمریکا. مقام‌های بلندپایه سیاست خارجی ما دیگر از ذهن و فکر خود استفاده نمی‌کنند، آنان برای دریافت الهام، راهنمایی و دستورات به واشنگتن نگاه می‌کنند.

چندی پیش شاهد نمونه بسیار خوبی از این تسلیم و خیانت کامل بودیم، وقتی که هند از اعزام نماینده به کنفرانس بین‌المللی تروریسم تهران خودداری کرد.

به نوشته «تایمز آو ایندیا»، محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، دعوتنامه‌ای برای معاون رئیس‌جمهوری هند ارسال کرد، دولت نه فقط مانع از شرکت «حامد انصاری» در کنفرانس شد، بلکه از معرفی جایگزین هم خودداری کرد.

در ادامه این مقاله ادعا شده است: ایران در سال‌های اخیر دست‌کم دوبار از نخست‌وزیرمان موهان سینگ دعوت کرده و وی اصلاً پاسخ نداده است و در نتیجه، هیچ شرکت‌کننده هندی در جلسه منطقه‌ای ـ بین‌المللی مهمی در خصوص موضوع حیاتی و مهمی همچون تروریسم، حضور نداشت.

دلیلی وجود نداشت دولت هند که مسئولانش شاهد تهدید ترور در همه جا هستند، دعوت ایران را رد کند بدیهی است که این تصمیم تحت فشار آمریکا اتخاذ شد و دهلی نو نمی‌خواهد به عنوان کشوری شناخته شود که روابط دوستانه با کشوری دارد که مخالف شدید آمریکا است.

سردبیر «تایمز آو ایندیا» می‌نویسد: در خصوص این مشکل می‌توان گفت که هند پس از آنکه یک نفر از واشنگتن با دهلی نو تماس گرفت از شرکت در کنفرانس خودداری کرد، اما رهبران هند خیلی خوب می‌دانند که چه چیزی آمریکایی‌ها را خوشحال یا چه چیزی آنان را ناراحت و عصبانی می‌کند.

لذا وزارت خارجه هند برای خوشحال کردن اربابان خود در واشنگتن، تصمیم گرفت که ایران را برنجاند.

هند تنها کشوری نبود که برای شرکت نکردن در کنفرانس تهران تحت فشار بود و دولت‌های پاکستان و افغانستان هم از طرف آمریکا و هم از طرف عربستان سعودی تحت فشار بودند تا دعوت ایران را رد کنند، اما نه فقط حامد کرزی، رئیس حمهوری افغانستان، و آصف علی زرداری، رئیس‌جمهوری پاکستان، در این کنفرانس شرکت کردند، بلکه جلسه سه جانبه‌ای نیز با ایران داشتند و بر ضرورت همکاری بیشتر میان کشورهای منطقه و همسایه تأکید کردند.آنها متعهد شدند که همکاری‌های خود در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین مبارزه با تروریسم و دخالت‌های خارجی را گسترش دهند.

کرزی در اظهاراتی کاملاً صریح و روشن بر نقش ایران در ایجاد صلح و ثبات در منطقه تأکید کرد و گفت که ملت افغانستان خواستار خروج نیروهای خارجی از کشورشان هستند.

در این شرایط، ایران و پاکستان می‌توانند نقش مهمی در برقراری صلح در افغانستان داشته باشند و زرداری گفت که روابط ایران و پاکستان سابقه فرهنگی و تاریخی مستحکمی دارد و این روابط، آینده بسیار روشن تری خواهد داشت.

این برای هند چه معنایی دارد؟ به این معنی است که هند به یک غیر بازیگر در افغانستان تبدیل شده و ایران را به سمت پاکستان سوق داده است.

هند در 10 سال گذشته با هدف کاهش نفوذ پاکستان در افغانستان، میلیون‌ها دلار در افغانستان خرج کرده است و اکنون از اظهارات کرزی کاملاً روشن است که هند اصلاً هیچ نقشی در افغانستان ندارد. چرا؟ چون مسئولان و دیپلمات‌های هند که کورکورانه از سیاست خارجی آمریکا پیروی می‌کنند، با زبان آمریکا در خصوص افغانستان صحبت و نقش وردست نادان و بی‌فکر را برای برادر بزرگتر، یعنی آمریکا بازی کرده‌اند.

اکنون زمانی که آمریکایی‌ها برای امضای قرارداد با طالبان و خروج از افغانستان برنامه‌ریزی می‌کنند، هند، بازنده و گیج و مبهوت مانده است. تمامی کشورهای منطقه ایران، پاکستان، تاجیکستان و حتی آمریکا در میدان حضور دارند، اما هند خارج از میدان است و همچون یک بازیگر غیر دولتی نگاه می‌کند.

با گره زدن سیاست خارجی مان با منافع آمریکا، هند اکنون در آستانه از دست دادن دوستان قدیم و ایجاد دشمنان جدید است.

روابط دوستانه و فرهنگی ما با ایران به قرن‌ها پیش بر می‌گردد، اما اکنون ما شروع به پذیرفتن تبلیغات غرب در باره ایران کرده ایم. حتی مردم عادی هند ممکن است فکر کنند که ایران یک سیاه چاله قرون وسطایی است که توسط اذهان شیطانی اداره می‌شود!

این روزنامه نگار نوشت: من در ژوئن 2008 زمانی که ایران آماده انتخابات ریاست جمهوری می‌شد، در تهران بودم. شاهد بودم که دموکراسی چگونه در این کشور کار می‌کند. مناظره‌های تلویزیونی بین چهار کاندیدای ریاست جمهوری برگزار می‌شد. پسران و دختران جوان تا اواخر شب در خیابان‌ها بودند و فعالیت‌های تبلیغاتی می‌کردند. گروه‌های مختلف هر روز اجتماعات سیاسی برگزار می‌کردند و رأی‌گیری تا جایی که ممکن بود، آزاد و عادلانه بود، اما پس از برخی ناآرامی‌ها در تهران، رسانه‌های غربی کل نظام ایران را غیر قانونی و غیرمشروع جلوه دادند، درحالی‌که در همان زمان دولت‌های غربی از دولت‌های فاسد، قرون وسطایی و غیر قانونی در جهان عرب، از مغرب تا مصر و از عربستان سعودی تا بحرین حمایت می‌کردند.

روزنامه «تایمز آو ایندیا» می‌نویسد: واقعیت این است که ایران تنها دموکراسی فعال و کارآمد در کل منطقه خاورمیانه و تنها کشوری است که از تسلیم منابع (نفت و گاز) خود به شرکت‌های حریص آمریکایی خودداری کرده است. به همین دلیل است که آمریکا دشمن ایران است. به همین دلیل است که آمریکا قصد نابود کردن صنعت نفت ایران را دارد و هند تحت فشار آمریکا، طی شش ماه گذشته هیچ پولی بابت خرید نفت به ایران نداده است. به نوشته این روزنامه: هند 5 میلیارد دلار به ایران بدهکار است و نفت هر روز می‌آید، اما هند هیچ تمایلی به پرداخت پول آن نشان نمی‌دهد.

هند این کار را به رغم این واقعیت انجام می‌دهد که نفت ایران تحت تحریم‌های سازمان ملل نیست چین و کشورهای اروپایی در حال خرید نفت از ایران هستند، اما هند هر روز با آوردن بهانه‌های جدید، در حال اثبات وفاداری خود به آمریکاست.

وی در پایان نوشت: این دولت می‌خواهد هند را کشور تحت‌الحمایه آمریکا کند و با روشی که در پیش گرفته، ممکن است روزی رویایش برای نوکری دست به سینه آمریکا محقق شود، اما این امر با هزینه بسیار سنگین از دست دادن دوستان حقیقی و قابل اعتماد در همسایگی مستقیم مان به دست خواهد آمد.




واژه کلیدی :هند و واژه کلیدی :پاکستان و واژه کلیدی :امریکا و واژه کلیدی :آسیا و جنوب شرق