بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

خبرگزاری فارس         90/01/17


از آغاز استقلال کشورهای آسیای مرکزی از شوروی سابق، قرقیزستان به دلیل تفاوت‌های سیاسی خاص خود با سایر کشورهای منطقه، ظرفیت‌های تبدیل شدن به یکی از کانون‌های بحرانی در این منطقه را داشت. بویژه با فضای نسبتاً باز سیاسی که "عسگر آقایف " رئیس جمهور اسبق این کشور ایجاد کرده بود و براساس آن صدها سازمان غیر دولتی خارجی به طور آزادانه در فضای سیاسی، اجتماعی این کشور فعالیت می‌کردند، روزبروز بر ظرفیت‌های بروز بحران در این کشور افزوده می‌شد که در نهایت در ماه مارس 2005 منجر به ایجاد انقلاب به اصطلاح رنگی و سرنگونی حکومت آقایف و روی کار آمدن "قربان بیک باقی‌اف " رئیس جمهور سابق این کشور شد. 

اما ادامه این فضای نسبتاً باز سیاسی، آزادی فعالیت سازمان‌های غیر دولتی خارجی در این کشور و تفاوت‌ها و اختلافات قومی و محلی در مناطق مختلف کشور، از جمله شمال و جنوب این جمهوری که سازمان‌های خارجی نیز در جهت منافع دولت‌های متبوع خود به این اختلافات دامن می‌زدند و همچنین ناکارآمدی دولت باقی‌اف، موجبات بروز اعتراضات محافل مختلف سیاسی و مردمی را در این کشور فراهم کرد که پس از گذشت حدود پنج سال، منجر به سقوط حکومت وی در 7 آوریل 2010 و روی کار آمدن "رزا آتونبایوا " رئیس جمهور جدید این کشور شد. 

اما مدت زمان زیادی از این تحولات نگذشته بود که در ژوئن 2010 میلادی درگیری‌های قومی گسترده‌ای در جنوب قرقیزستان بین قرقیزها و ازبک‌های ساکن جنوب این کشور بوقوع پیوست که در کمتر از 2 هفته بیش از 300 کشته، حدود 2400 زخمی، بیش از یکصد هزار تن آواره و حدود یکصد میلیون دلار خسارت مالی به این کشور فقیر آسیای مرکزی که بودجه سالانه‌ آن حدود یک میلیارد دلار است، تحمیل کرد. 

این در حالی است که مقامات دولتی و محافل مختلف سیاسی و تحلیلی این کشور و کشورهای همجوار، همچنان نگران از سرگیری درگیری‌های داخلی در این کشور هستند که به طور قطع و یقین، منطقه آسیای مرکزی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. 

در همین راستا اخیراً کنفرانسی در اواخر ماه مارس سال جاری در یکی از نواحی شهر "میلان " ایتالیا موسوم به "کادینابیا " از سوی موسسه آلمانی "کانرود آدیناور " برگزار شد که شرکت کنندگان در این جلسه از بین کارشناسان برجسته منطقه برگزیده شده بودند. زیرا برگزار‌کنندگان این همایش قصد داشتند تا به ریشه‌های تحولات منطقه از جمله قرقیزستان دست یابند. 

"الکساندر کنیازاف " کارشناس برجسته روس تبار مسائل آسیای مرکزی به عنوان یکی از شرکت کنندگان در این نشست، در سخنرانی خود با عنوان "عوامل اصلی شکل گیری ناسیونالیسم قومی و دورنمای حکومت‌ قرقیزستان "، اظهار داشت: در صورتی که بار دیگر اختلافات مقامات دولتی این کشور با یکدیگر که از مناطق مختلف این جمهوری هستند، بر سر تقسیم پست‌های حکومتی از سر گرفته شود، قدرت‌های بیرونی فراوانی وجود دارند تا با دامن زدن به این اختلافات، به منافع مورد نظر خود دست یابند. 

به اعتقاد این کارشناس روس تبار مقیم قزاقستان، در حال حاضر در میان ازبک‌تباران قرقیزستان نارضایتی قومی در حال گره خوردن با جریان‌های مذهبی است به طوری‌ که پس از به اصطلاح "حل و فصل " درگیری‌ها در جنوب کشور توسط دولت قرقیزستان، برخی سازمان‌های مذهبی از جمله "حرکت اسلامی ازبکستان " فضای مناسبتری برای جلب اعضای جدید به دست آورده‌اند. 

کنیاراف با ابراز تردید نسبت به سخنان "رزا اتونبایوا " رئیس جمهور این کشور مبنی بر اینکه حدود 500 نفر از ازبک‌تباران قرقیزستان در حال گذراندن دوره‌های آموزشی در اردوگاه‌هایی که وی از آنها به عنوان مراکز تروریستی یاد کرد، افزود: اما به نظر وی تعداد افرادی که به این گروه‌ها می‌پیوندند چندان مهم نیست، بلکه نکته مهم و خطرناک‌، افزایس پتانسیل اتباع ناراضی در داخل کشور است، نه کسانی که در وزیرستان پاکستان و یا قندوز افغانستان در اردوگاه‌ها آموزشی بسر می‌برند. 

"نورالدین قرشی‌بای‌اف " رئیس انجمن ملی رسانه‌های مستقل تاجیکستان نیز طی سخنانی در این نشست، وضعیت کشورش‌ را نگران‌کننده عنوان کرد. 

"ویکتور میخایلوف " کارشناس مستقل ازبکستانی هم طی سخنانی درباره تقویت سازمان‌های افراط گرا پس از حوادث ماه ژوئن سال 2010 در جنوب قرقیزستان گفت: پس از درگیری‌های قومی در جنوب قرقیزستان، تردد و ارتباط ساکنان جنوب این کشور، اعم از ازبک و قرقیز با اردوگا‌ه‌های آموزشی گروه‌های افراطی در پاکستان و افغانستان به شدت افزایش یافته است. 

اما "الکساندر مالاشینکو " اسلام‌شناس معروف روسیه، برخی تحلیل‌ها درباره تاثیر حوادث و تحولات خاورمیانه و جهان عرب بر کشورهای آسیای مرکزی را اغراق آمیز دانست و افزود: تحولات جهان عرب، بخشی از مسائل داخلی این کشورها است که به دلیل طولانی شدن حاکمیت‌های منطقه و خواست و اعتراض مردم نسبت به برکناری و سرنگونی این حاکمیت‌ها صورت گرفته است و همانند سازی آن برای کشورهای آسیای مرکزی به عنوان یک منطقه واحد با منافع و شرایط مشترک، ساده انگارانه است. 

اما کنیازاف، در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به اینکه حوادث معاصر در غرب و شرق نزدیک، به این معنی است که تاریخ بشریت در نهایت روند طبیعی خود را طی می‌کند، افزود: چندی قبل در کنفرانسی با عنوان "دیدگاه روسیه و ترکیه در شرق نزدیک در زمان حال "، درباره این موضوع با همکاران ترکی خود گفتگو کرد‌یم، که نتیجه نهایی این بود که "تاریخ به یک برنامه طرح‌ریزی‌شده تبدیل شده ‌است ". 

به نظر این کارشناس، "تئوری توطئه‌ها " و یا "نهان‌شناسی "، برای تحقیقات علمی مناسب نیست، بلکه برای تهیه نظریه‌ها درباره ماهیت آنچه‌که اتفاق می‌افتد، قابل قبول است. علاوه بر این، وجود عوامل بسیار زیادی به طور مستقیم یا غیر مستقیم، بازگو کننده آن است که بزرگترین مرکز ژئوپولیتیک جهان معاصر، یعنی آمریکا، مدل‌های توسعه جهانی، منطقه‌ای و محلی را برای منافع سلطه‌طلبانه خود پیاده می‌کند. 

وی در پایان گفت: در ماه سپتامبر سال گذشته با "مارلین لاریویل " همکار فرانسوی خود درباره احتمال وقوع گسترش درگیری‌ها در 3 کشور افغانستان، تاجیکستان و قرقیزستان با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردیم. اکنون حوادثی که شش ماه اخیر رخ داد، نظریه ما را تایید می‌کند. اما مسئله مهم این است که به دلیل وجود ظرفیت‌های ایجاد درگیری و ناامنی در تمام کشورهای آسیای مرکزی، در صورت افزایش وخامت اوضاع امینتی در افغانستان، تاجیکستان و قرقیزستان، این درگیری‌ها به قلمرو داخلی این کشورها محدود نخواهد شد، بلکه به درگیری‌های فرامرزی و حتی منطقه‌‌ای تبدیل خواهند شد که این امری بسیار خطرناک است. 

به نظر می‌رسد که اظهارات کارشناسان مسائل منطقه، بیانگر وجود نوعی نگرانی عمیق در بین محافل دولتی و سیاسی آسیای مرکزی از گسترش ناآرامی‌ها در افغانستان و سرایت آن به کشورهای قرقیزستان، تاجیکستان و سایر کشورهای منطقه است و برخی از این کارشناسان معتقدند که ممکن است این ناارامی‌ها از این پس تحت تاثیر حوادث و تحولات جهان عرب، روند صعودی فزاینده‌ای به خود بگیرد. 

از سوی دیگر به نظر می‌رسد که دولت‌های آسیای مرکزی با برداشت و درک اشتباه از ناآرامی‌های کشورهای آسیای‌مرکزی و تحولات جهان عرب و مترادف دانستن اقدامات جریان‌های افراط‌گرا با فعالیت‌های جامعه مسلمانان منطقه، محدودیت‌های فراوانی را برای مسلمانان کشورهای خود قائل شده‌اند که این امر در دراز مدت اوضاع آسیای مرکزی را بحرانی‌تر و عرصه را بر کشورهای این منطقه تنگتر خواهد کرد. 




واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز و واژه کلیدی :قرقیزستان