بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

خبرگزاری فارس      90/01/17

نویسنده: محسن مهاجرنیا 

منبع: روزنامه خراسان 


دولت پدیده ای است همانند سایر پدیده ها که در معرض زوال و فروپاشی قرار می گیرد و تابع علل و اسباب و شرایط خاصی است؛ به طوری که اگر شرایط وجودی آن فراهم باشد، محقق می شود و با بقای علل و شرایط، دولت نیز باقی می ماند و در صورت فقدان آن ها، دولت نیز از بین می رود. برخی از نویسندگان که اندیشه فارابی را اوتوپیایی و غیرقابل دسترس تلقی کرده اند، با این مفروض که دولت آرمانی در سرحد ثبات و کمال است و هرگز دچار تغییر و تحول نمی شود، بحث زوال دولت را در اندیشه او روا ندانسته و بدان نپرداخته اند. 
اما حق آن است که دولت ایده آل فارابی در خارج محقق شده و در قالب حکومت اسلامی پیامبر اکرم(ص) پیاده شده است؛ اگر چه با وفات حضرت، حکومت او در قالب همان مدل ادامه نیافت. این نوع حکومت در اندیشه فارابی به عنوان برترین "مدل حکومت فاضله " که نقش الگویی دارد، مطرح است. فارابی درباره نوع حکومت زمان غیبت امامان معصوم علیهم السلام، معتقد است که تحقق مدل برتر امکان پذیر نیست؛ چون چنین حاکمی یافت نمی شود و به همین دلیل، پنج گونه رهبری و حکومت را طراحی کرده است؛ به طوری که در نهایت، از شرایط رئیس اول تنزل کرده و به رهبری فقیهان رضایت داده است. او در آثار مختلف، به این حقیقت تصریح دارد که در مدل برتر، "رئیس اول "، انسان کاملی می باشد که دارای استعداد فائقه بوده و با عقل فعال در ارتباط می باشد و از ناحیه خداوند وحی را دریافت می کند و از این طریق، شریعت و قوانین اداره زندگی فردی و اجتماعی را وضع می کند. شاید تصور برخی از نویسندگان، این باشد که وصف "فاضله " به معنای "آرمانی " و غیر واقعی است؛ در حالی که فارابی بر اساس آموزه های قرآنی، فضیلت را در مقابل "رذیلت " و "جهالت " و "ضلالت " و "فسق " قرار داده است و هر کدام از این اصطلاحات را عنوانی برای یک مدینه واقعی جعل کرده است. طرح مدینه غیرفاضله (مبدله) که در حقیقت، شکل زوال یافته حکومت فاضله است، بیان گر این حقیقت است که اولا، فاضله، وصف واقعی است و ثانیا، حتی حکومت فاضله رئیس اول هم در معرض دگرگونی است؛ هر چند رئیس اول آن با وحی در ارتباط باشد؛ زیرا زوال دولت از نظر فارابی، تنها از ناحیه حاکم جامعه نیست؛ بلکه استحاله ارزش های فاضله و از بین رفتن افعال فضیلت، محور و تعاون همگانی در نیل به سعادت و همچنین عوامل طبیعی و خارجی همانند سلطه بیگانگان، همه در فروپاشی دولت موثر هستند؛ همان طوری که "معلم الکل " امام علی (ع)، اولین "رئیس مماثل " در دولت فاضله فارابی فرمود: "الدوله کما تقبل تدبر؛ (1) دولت همان طوری که به وجود می آید، از بین می رود ". 
فارابی، یکی از وظایف علم مدنی را شناسایی و پیش گیری از عوامل زوال دولت ها می داند و می گوید: 
علم مدنی، عوامل و شرایطی را که غالبا سبب تغییر و استحاله ریاست های فاضله و ارزش های مدینه فاضله و ارزش ها و ملکات غیرفاضله می شود، شناسایی می کند و به ریشه یابی چگونگی دگرگون شدن آن ها به غیرفاضله می پردازد. (2) 
اینک به اختصار، به برخی از عوامل درونی زوال و زمینه های داخلی تحول سیاسی دولت اشاره می شود: 
1 ناکارآمدی دولت؛ 
2 استحاله ارزش ها؛ 
3 بحران رهبری؛ 
4 فساد در دین. 

1 ناکارآمدی دولت 
فارابی در همه جا، دولت خویش را به ارگانیسم موجود زنده تشبیه می کند و معتقد است مدینه فاضله دارای اجزا و مراتبی است که هر کدام، کار ویژه ای دارند که هم به صورت واحد و هم در مجموع، تمام اجزا برای حفظ و بقای کلیت نظام سیاسی فعال هستند. در بین اجزای نظام، سلسله مراتبی برقرار است. همان طوری که در بدن آدمی برخی از اجزا به دلایل کارکرد و نقش اساسی خود، بر سایر اجزا و اعضا برتری دارند، نظیر "قلب " که نقش موتور حرکت بدن را بر عهده دارد و برخی نقش پایین تری دارند، در مدینه نیز برخی از اجزا بر برخی دیگر ریاست دارند. (3) با این تفاوت که در ارگانیسم موجود زنده، اعضا و کارویژه های آن ها به صورت طبیعی است؛ ولی در مدینه، اعمال و رفتار اعضای آن به صورت ارادی است. شباهت مهمی که ارگانیسم مدینه با بدن موجود زنده دارد، آن است که بین اعضای آن ها، ارتباط و انسجام درونی وجود دارد و در نهایت، کارویژه ها به یک غایت واحد می رسند و آن، بقا و دوام کلیت نظام بدن یا مدینه است. (4) 
معلم ثانی علاوه بر این، نظام مدینه را به نظام هستی نیز تشبیه می کند و نقش حکومت و مدبر مدینه فاضله را همانند نقش مدبر هستی در تدبیر عالم می داند: "مدبر تلک المدینه شبیه بالسبب الاول الذی به وجود سائر الموجودات ". (5) 
همان طوری که سبب اول، نقش ایجاد و خلق و تدبیر و رعایت مصلحت و حفظ مراتب عالم را بر عهده دارد، رئیس اول فارابی نیز همین نقش را در صحنه اجتماع مدنی عهده دار است. او بعد از ایجاد و سامان دادن مدینه، موظف است تدبیر جامعه را نیز بر عهده گیرد. وی باید جامعه را با حقوق، وظایف و ارزش های فاضله آشنا ساخته و مصالح عمومی را در نظر بگیرد و برای نیل به سعادت، زمینه "تعاون " و مشارکت عمومی را در سرنوشت سیاسی فراهم آورده و بر مقتضای عدالت مشی کند. چنان چه حکومت و رهبری نتواند به وظایف و کارویژه های خود عمل کند، پیشنهاد فارابی آن است که باید آن را اصلاح کرد. در کتاب " التحلیل " آمده است: 
همان طوری که اگر عضوی از اعضای بدن فاسد شود، باید در علاج آن مبادرت کرد تا فسادش به سایر اجزا سرایت نکند؛ همچنین در اجزای مدینه نیز اگر عضوی فاسد شد، باید آن را اصلاح کرد تا فسادش دامن گیر سایر اجزا نشود. (6) 
فارابی صلاح و فساد ریاست و حکومت را فراگیر می داند و معتقد است اگر حکومت، کارویژه های خود را از دست بدهد، نظام جامعه مختل می شود. یکی از وظایف هر حکومتی، اجرای عدالت اجتماعی است و باید بتواند حقوق و خیرات مشترک را در جامعه به صورت عادلانه توزیع و برقرار کرده و از آن پاسداری کند. در "فصول منتزعه "می گوید: 
"العدل " اولا یکون فی قسمه الخیرات المشترکه التی لاهل المدینه علی جمیعهم ثم من بعد ذلک فی حفظ ما قسم علیهم... فنقصه عن ذلک و زیادته علیه جور؛ (7) عدالت اولا، در تقسیم و توزیع خیرات مشترک و عمومی در بین همه اهل مدینه است و ثانیا، حفظ آن حقوق و خیرات برای آن هاست؛ (زیرا هر عضوی از اهل مدینه دارای حقوقی است که کم گذاشتن و یا زیاد کردن آن، ظلم و جور است؛ زیرا تقلیل آن، ستم به اوست و زیاد کردن آن، ستم بر اهل مدینه است). 
از نظر فارابی هر گاه در دولت فاضله، ظلم و ستم اعمال شود، در حقیقت نظام فاضله دچار دگرگونی و استحاله شده است. 
او معتقد است زمانی که حکومت فاضله، آرا و افعال فاضله را رها کند و به دنبال اهداف ذیل باشد، دچار زوال شده و به حکومت غیرفاضله تبدیل می شود: (8) 
1 حکومت صرفا به دنبال تأمین ضروریات، از جمله صحت و سلامتی باشد؛ 
2 هدف حکومت، رسیدن به ثروت و رفاه و توانگری و تجملات باشد؛ 
3 لذت طلبی در ساختار حکومت نفوذ کرده باشد؛ 
4 کرامت خواهی و گرایش به جاه و جلال، برای حاکمان سیاسی هدف باشد؛ 
5 روحیه سلطه طلبی و غلبه بر دیگران هدف باشد؛ 
6 - برای حکومت و همه اجزای مدینه، رسیدن به آزادی مطلق هدف باشد. 
مجموعه اهداف فوق، سبب استحاله کامل حکومت فاضله می شود. 

2 استحاله ارزش ها 
در کتاب "المله "، شناسایی فضایل و ارزش ها و آرای فاضله، در قلمرو "علم مدنی " و "مله الفاضله " دانسته شده است و در تجزیه و توصیف ارزش های دینی، آن ها را به دو بخش "آرای فاضله " و "افعال فاضله " تقسیم می کند و بخش آرا را نیز به دو گونه "آرای نظری " و "آرای ارادی " تقسیم کرده است. آرای نظری مانند: توصیف خداوند و موجودات مجرد و وجود عالم و شناخت مرگ و حیات و سعادت و شقاوت، و آرای ارادی همانند: بحث در مورد انبیا و ملوک فاضل و رهبران درستکار و پیشوایان هدایت که در گذشته و در زمان حاضر هستند و همچنین تامل در سیره پادشاهان فرومایه و رهبران فاجر از اهل جاهلیت و پیشوایان گمراهی در گذشته و در زمان حال. 
فارابی ارزش های عملی را که در حوزه "مله فاضله " مطرح هستند، شامل موارد ذیل می داند: 
1 اعمال عبادی که مربوط به رابطه فرد با خداوند هستند؛ 
2 اعمال همراه با اکرام و تعظیم نسبت به فرشتگان و موجودات مجرد؛ 
3 اعمال همراه با اکرام و تعظیم نسبت به انبیا و پادشاهان فاضل و رهبران نیکو و پیشوایان هدایت در گذشته و حال؛ 
4 تحقیر و مخالفت با پادشاهان فرومایه و فاجر و پیشوایان گمراهی در گذشته و حال؛ 
5 رفتار فردی و تعامل اجتماعی؛ 
6 اجرای عدالت در همه اعمال و رفتار. (9) 
معلم ثانی بخش "آرای فاضله " را به صورت تفصیلی در کتاب "آراء اهل المدینه الفاضله " مطرح کرده و تمام آرا و ارزش های مشترک را در نه اصل کلی دسته بندی کرده است. مطالب کتاب نیز برای تبیین همین موارد طراحی شده است. (10) 
مجموع آرا و ارزش های فوق، نقطه اشتراک حکمت نظری و حکمت عملی فارابی را نشان می دهد. تبیین ابعاد نظری آن، در قلمرو حکمت نظری است و تحقق عملی و ایجاد اعتقاد و باور نسبت به آن در جامعه، وظیفه علم مدنی است: 
این علم است که رفتار و اخلاق و ارزش هایی را که تحقق آن ها در جوامع موجب آبادی و توسعه دنیوی و سعادت اخروی است، شناسایی می کند و آن ها را از آن نوع افعال و ارزش ها و ملکاتی که چنین کارآیی ندارند، متمایز می کند. (11) 
معلم ثانی با رویکرد معرفت شناسانه، جایگاه اصول و آرا و ارزش ها و ملکات اخلاقی را در جوامع تحلیل می کند و معتقد است که معرفت اهل مدینه فاضله نسبت به آرا و ارزش ها، یکسان نیست؛ بلکه مراتب مختلف دارد. برخی با برهان و استدلال و تعقل، آن را پذیرفته اند و ارزش گرایی آن ها بر مبنای برهان است که آن ها حکیمان جامعه هستند. گروهی دیگر به تقلید از براهین حکیمان، ارزش ها را پذیرفته اند که آنان فاضلان جامعه اند، و گروهی دیگر، با اعتقاد و ایمان، به ارزش ها و آرای فاضلانه گردن نهاده اند. فارابی معتقد است اکثریت جامعه و اهل مدینه فاضله، جزو گروه سوم هستند. او خطر استحاله ارزش ها را در بین همین گروه مومنان می داند؛ زیرا در امور برهانی، محلی برای شبهه و تردید و تحول نمی بیند: 
و هذه الاشیاء المشترکه اذا کانت معلومه ببراهینها، لم یمکن ن یکون فیها موضع عناد بقول صلا لا علی جهه المغالطه و لا عند من یسوء فهمه لها...؛ (12) این اصول و آرای مشترک اگر به واسطه برهان، معلوم و شناخته شود، محل و موضعی برای خلاف و گفتار عنادآمیز نیست، نه به طریق مغالطه و نه به نزد کسی که در اثر سوء فهم از درک آن ناتوان است؛ اما اگر این امور به واسطه مثالات و محاکیاتی که نمودار و ممثل آن هاست، معلوم و شناخته شده باشد، جای شک و تردید و مخالفت وجود دارد. 
و ممکن است با اهداف و اغراض مختلف، علیه ارزش های اعتقادی، دشمنی و مخالفت به وجود آید. این مخالفت ها ممکن است موجب تضعیف ایمان و اعتقاد مردم به اصول و ارزش ها بشود و زمینه استحاله ارزش ها را در جامعه به وجود آورد و به تدریج سبب شود تا "ن تستحیل الرئاسات الفاضله و سیرالمدن الفاضله الی الملکات غیر الفاضله؛ (13) ریاست ها و حکومت های فاضله و ارزش های مدینه های فاضله، به ارزش ها و ملکات و رفتارهای غیرفاضله، دگرگون شود ". 
معلم ثانی راه پیش گیری از زوال دولت را در "علم مدنی " مطرح کرده است و وظیفه این علم می داند تا راه ترویج و توزیع ارزش ها، راه حفظ و حراست از آن ها و همچنین راه های تضعیف و از بین رفتن آن ها را شناسایی و معلوم کند که در صورت استحاله، چگونه می توان آن ها را بازسازی و احیا کرد. (14) او بیشترین مسوولیت حفظ ارزش ها و جلوگیری از استحاله آن ها را در حوزه وظیفه "رئیس فاضل " و دستگاه حکومت فاضله می داند. (15) 

3 بحران رهبری 
در فلسفه سیاسی فارابی، جایگاه رهبر مدینه به مثابه جایگاه قلب در بدن آدمی است که هر گونه صلاح و فساد بدن و مدینه بدان وابسته است. او معتقد است همان طوری که قلب، اولین عضوی است که در انسان به وجود آمده و سبب تکوین سایر اعضا می باشد، "کذلک رئیس هذه المدینه ینبغی ن یکون هو ولا ثم یکون هو السبب فی ن تحصل المدینه و اجزاؤها؛ (16)رئیس مدینه، اولین عضوی است که به وجود آمده(و) سپس سبب به وجود آمدن نظام مدینه و اجزای آن شده است ". 
به اعتقاد فارابی، در نظام فاضله، رهبری به دو صورت با بحران مواجه می شود: 
1 فقدان رهبری: چنانچه رهبر جامع الشرایط نظام فاضله از دنیا برود و کسی که شایستگی جانشینی او را دارد، یافت نشود، نظام با زوال مواجه می شود. او به تناسب جوامع و مقتضیات زمان، پنج نوع رهبری را مطرح کرده است و در همه سطوح آن بر روی شرایط اصرار می ورزد و در نهایت معتقد است که اگر رهبر یافت نشود، جامعه بدون رهبری رها می شود تا از بین برود: 
فمتی اتفق فی وقت ما ن لم تکن الحکمه جزء الرئاسه و کانت فیها سائر الشرائط بقیت المدینه الفاضله بلاملک و کان الرئیس القائم بمر هذه المدینه لیس بملک و کانت المدینه تعرض للهلاک فان لم یتفق ن یوجد حکیم تضاف الحکمه الیه لم تلبث المدینه بعد مده ن تهلک؛ (17) هر گاه اتفاق افتد که شرط حکمت از شرایط ریاست حذف شود، اگر چه سایر شرایط موجود باشد، مدینه فاضله بدون پادشاه و رهبری فاضله می ماند و رهبری که به تدبیر آن قیام می کند، نمی تواند پادشاه فاضل باشد، لذا مدینه در معرض فروپاشی قرار می گیرد و اگر رهبری حکیم یافت نشود، طولی نخواهد کشید که دولت آن به زوال می رسد. 
2 اختلاف نظر در رهبری شورایی: در زمان فقدان رئیس اول و غیبت رئیس مماثل، فارابی رهبری فقیه جامع الشرایط را با عنوان "رئیس سنت " مطرح می کند، و چنانچه یک فقیه واجد الشرایط یافت نشود، او دو نوع رهبری شورایی به نام "روسای سنت " و "روسای افاضل " را پیشنهاد کرده است. انتخاب اول فارابی همواره بر حکومت فردی متمرکز است؛ اما او به ناچار برای جبران خلاء رهبری، به این گونه از رهبری شورایی تن داده است و در آثار مختلف، رهبری آن ها را به یک شرط اساسی مشروط ساخته است که اگر آن شرط منتفی شود، نظام فاضله فارابی بدون رهبر باقی می ماند و قدرت سیاسی متحول می شود. 
در آراء اهل المدینه الفاضله در مورد روسای افاضل می گوید: "ان کانوا متلائمین کانوا هم الروساءالافاضل(18)؛ در صورتی که اعضای شورای رهبری با هم سازگار و هماهنگ باشند، جمع آن ها روسای افاضل برای رهبری جامعه هستند ". در فصول منتزعه می گوید: "فیکونون بأجمعهم یقومون مقام ملک السنه؛ روسای افاضل و روسای سنت من حیث المجموع، نقش جانشینی رئیس سنت را دارند ". بنابراین، چون در بین اعضای شورا، حکیم، فقیه، سیاست مدار، نظامی، عالم اسلام شناس و زمان شناس یافت می شود، ممکن است در تصمیم گیریها اختلاف نظر به وجود بیاید و در رهبری جامعه به توافق و تفاهم نرسند. در این صورت، از نظر فارابی، دولت فاضله با بحران رهبری و در نهایت تحول سیاسی و فروپاشی مواجه می شود. 

4 فساد در دین 
یکی از آثار فارابی که در مورد دین و شریعت نگاشته است، کتاب "المله " است. 
فارابی در این کتاب از منظر دین به سیاست و حکومت توجه کرده است و معتقد است که سیاست و حکومت فاضله، آن است که مبتنی بر دین درست باشد و دین درست، آن است که رئیس اول برای اداره حیات فردی و اجتماعی انسان ها مقدر می کند و از این جهت، رئیس اول "واضع النوامیس " نامیده می شود. در زمان او، هیچ گاه دین فاسد نمی شود؛ زیرا با توجه به ارتباط وحیانی او هر گونه کاستی و نیاز جبران می گردد. اگر نیاز به تغییر یا تکمیل و یا تفسیر شریعت باشد، رئیس اول خود در مقام شارع عمل می کند، و در زمان روسای مماثل هم که قول و فعل آن ها حجیت دارد، برای آن ها نقش تفسیری و تقدیری به رسمیت شناخته شده است. (19) اما برای فقیهان در زمان غیبت، تنها نقش استنباط و کشف وجود دارد و آن ها حق هیچ گونه تغییر و تصرفی در متن شریعت ندارند. (20) بنابراین، در این دوران، احتمال فساد در آیین وجود دارد و یکی از اساسی ترین محورهایی که مدینه فاضله را متحول می سازد، فساد در دین می باشد. معلم ثانی تصریح دارد به این که: "حکومت های جاهله و ضاله زمانی شکل می گیرند که دین و آیین، فاسد شده باشد ". (21) 

پی نوشت ها: 

1 عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی، بقاء و زوال دولت در کلمات سیاسی امیرمومنان( نظم الغرر و نضد الدرر)، به کوشش رسول جعفریان، (قم: نشر کتابخانه عمومی آیت الله العظمی المرعشی النجفی، 1371)، ص 35. 
2 ابونصر فارابی، المله، تحقیق دکتر رفیق العجم، (بیروت: دارالمشرق، 1985 م)، صص 56 60 
3 ابونصر فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، تحقیق دکتر البیر نصری نادر، چاپ ششم، (بیروت: دارالمشرق، 1991م)، ص 120 
4 ابو نصر فارابی، فصول منتزعه، تحقیق دکتر فوزی متری نجار، (بیروت: دارالمشرق، 1971 م)، صص 41 42. 
5 ابو نصر فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، پیشین، ص؛ 120 همو، السیاسه المدنیه، تحقیق دکتر متری نجار، (بیروت: المطبعه الکاثولیکیه، 1964 م)، ص 84 
6 ابو نصر فارابی، التحلیل، تحقیق دکتر رفیق العجم، (بیروت: دارالمشرق، 1986م) ص124. 
7 فارابی، فصول منتزعه، پیشین، ص 71. 
8 فارابی، المله، پیشین، ص 43. 
9 ابو نصر فارابی، المله، ترجمه محسن مهاجرنیا، (مندرج در فصلنامه علوم سیاسی، سال دوم، شماره 6، صص 96 97). 
10 فارابی خلاصه ای از این نه اصل را در فصل 33 کتاب آورده است. ر. ک: آراء اهل المدینه الفاضله، پیشین، ص146. 
11 همان، ص 305. 
12 فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، پیشین، ص 147. 
13 فارابی، المله، پیشین، ص؛ 59 همو، احصاء العلوم، تحقیق عثمان محمد امین، (مصر: مطبعه السعاده، 1950 م)، ص 68. 
14 فارابی در کتاب المله، ص 60 می گوید: "علم مدنی تعداد اسباب و جهاتی را که از ناحیه آن ها، غالبا ریاست های فاضله استحاله می شوند و ارزش های مدینه های فاضله، به ارزش ها و ملکات غیرفاضله تبدیل می گردند و چگونگی استحاله آن ها را به غیر فاضله نیز بیان می کند و همچنین این علم، افعالی را که به مدد آن ها، مدینه ها و سیاست های فاضله، ضبط و کنترل می شوند تا فاسد نگردند و به غیرفاضله تبدیل نشوند و مسایلی را که به واسطه آنها می توان در صورت استحاله مدینه ها و سیاست های فاضله به غیر فاضله، آن هارا به صحت و فضیلت باز گرداند، احصا و شناسایی می کند ". 
15 همان، ص 54. 
16 فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، پیشین، ص 120. 
17 همان، ص 130. 
18 همان، ص 130. 
19 فارابی، المله، پیشین، ص 49. 
20 همان، ص 50. 
21 فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، پیشین، ص 151. 




واژه کلیدی :اسلام سیاسی و واژه کلیدی :جهان اسلام و واژه کلیدی :فارابی و واژه کلیدی :اندیشه سیاسی