بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩

سایت تابناک      ٢١/١٢/٨٩

نویسنده: مهدی سنایی


1 ـ با وقوع انقلاب در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا توجه پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی یکبار دیگر به مفهوم انقلاب معطوف شده است و این سوال را پیش روی گذاشته است که این تحولات در کجای تاریخ انقلابهای جهان قرار می گیرند و مشترکات و وجوه تمایز آنها با دیگر انقلابها چیست؟

2 ـ با وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران از آن به عنوان اخرین نمونه از انقلاب های بنیادین از ان نوعی که در کتاب ها و نظریات تحول اجتماعی و انقلاب از آن «کالبد شکافی» کرده بودند یاد کردند. در اینگونه انقلاب ها تحولات اساسی در نظام ارزشی جامعه رخ می دهد و به دنبال نارضایتی فراگیر در میان آحاد مردم رویگردانی از سیستم حاکمیت پدید می آید و رهبری انقلاب طرحی نو در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارائه می نماید و الگویی جدید از توسعه اجتماعی در همه ابعاد آن با ویژگی های ملی و فراملی عرضه می شود.

انقلاب اسلامی ایران که موجب تحولات ریشه ای در نظام اجتماعی و سیاسی کشور شد و بازتاب جهانی گسترده ای در میان ملل مسلمان و ستمدیده داشت نه تنها نظام سلطه و ارزش های یک طرفه حاکم بر سازمان های بین المللی را به چالش کشید بلکه بر چارچوب نظری تئوری های انقلاب نیز که مبتنی بر دیدگاه های متعارف اجتماعی و سیاسی نیمه دوم قرن بیستم بود اثراتی عمیق به جای گذاشت.

انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی بود در روند بیداری اسلامی که از اواخر قرن نوزدهم میلادی در میان ملل مسلمان شکل گرفت و مهمترین ویژگی این روند در احیاء ارزش های دینی بود در جامعه، نفی استبداد داخلی و سلطه خارجی در کشورهای اسلامی بود.

3 ـ وقوع انقلاب های رنگی در جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق نمونه ای دیگر از تحولات اجتماعی بود که اگر چه انقلاب نام گرفت اما با توجه به عدم مشاهده تحولات بنیادین و وقوع آنان در یک بازه زمانی کوتاه همیشه این تردید را در ذهن تحلیل گران به جای گذاشت که آیا انقلاب نامیدن آنها ممکن است یا نه؟ قرار گرفتن این جمهوری ها در دوره ملت سازی و دولت سازی و در نتیجه ضعف دولت در این کشورها در کنار تاثیرگذاری فراوان عوامل خارجی در این روند گذار و حتی در برخی موارد حضور آشکار عامل خارجی در طراحی این تحولات موجب شد که اینگونه تغییرات تنها رنگی از انقلاب داشته باشند و به عنوان تحولاتی با ویژگی جوامع پسا شوروی شناخته شوند.

این انقلابها عموماً در دوره ای رخ داد که ایالات متحده آمریکا در خلاء پس از نظام دوقطبی تلاش گسترده‌ای را برای تسلط بر جهان از طریق نظم ادعایی نوین جهانی و در چارچوب روند جهانی شدن و با استفاده از عناصر ضروری خود از جمله ماشین نظامی، تسلیحاتی انجام می داد.

4 ـ تحولات در تونس، مصر، لیبی، بحرین و دیگر کشورهای عربی در زمانی رخ می دهد که شکست نظم ادعایی نوین و نظریه نظام تک قطبی آشکار شده، اعتراض به ناعادلانه بودن ساختار و قواعد بین المللی و عدم تناسب آنها با شرایط امروز نه تنها در ذهن ملل مسلمان بلکه در کشورهای مستقل و غیر متعهد نیز فراگیر شده است، اسلام و مسلمانان در جامعه جهانی جایگاه و نقش جدی تری یافته اند، کوس رسوایی دموکراسی صادراتی به ویژه با ناکامی عمیق آمریکا و متحدینش در عراق و افغانستان زده شده است و نهایتاً هیبت کشورهایی که الگوی توسعه خویش را "پایان تاریخ" قلمداد می کردند فرو ریخته است.

5 ـ عمق اعتراضات، فراگیر بودن درخواست برای تغییر در انقلابهای شمال آفریقا و خاورمیانه عربی تردید به جا نمی گذارد که حوادث اخیر در منطقه را در عداد انقلاب های جهان قرار دهیم. در همه این موارد بخش عمده مردم در صحنه حضور دارند، خواست دگرگونی از جانب مردم ساختار نظام سیاسی کشور را نشانه می گیرد، نارضایتی عمومی است و ارزشهای بنیادین اجتماعی و نظام سیاسی در حال تغییر است.

اگرچه تلاش های فراوانی از سوی آمریکا و اروپا از یکسو و برخی نخبگان سیاسی این کشورها از سوی دیگر وجود دارد که حرکت گسترده مردم مسلمان را مدیریت نموده و آن را در ذهن مردم منطقه و جهان به یک اعتراض محدود، کودتا و یا تغییر دولت تقلیل دهد اما علائم فراوانی در این تحولات وجود دارد که نشان می دهد تحولات اخیر انقلاب هایی اساسی هستند که اگرچه نظام سلطه در صدد مدیریت و به تعبیری ناکام گذاشتن آنان است اما در ابعاد نظری رویکردی جدید را در عرصه نظریه انقلاب عرضه خواهد کرد که نمونه‌هایی جدید از انقلاب در دوره معاصر را تحلیل می نماید. بدون تردید عدم حضور عامل خارجی در شکل گیری این تحولات آنها را در فاصله زیادی از تحولات رنگی در جمهوری ها پسا شوروی و در کنار انقلابهای بنیادین قرار می دهد.

6 ـ مردم منطقه در راهپیمایی ها و نمایش های خشم خود اگرچه نارضایتی خود را از شرایط اقتصادی، فقر، فساد و تبعیض نشان داده اند، به طور صریح بیزاری خود را نیز از استبداد و انزجار خویش را از نظام های دیکتاتوری بیان کرده اند. در واقع همین استبداد و انسداد سیاسی در خاورمیانه است که کاسه صبر مردم را لبریز نموده و آنها را به خیابان ها آورده است.

وابستگی شدید نظام های حاکم به آمریکا، کوتاهی در پیگیری منافع ملی و مصالح امت مسلمان و در مقابل پیروی بی چون و چرا از سیاست های دیکته شده از سوی آمریکا، دنبال کردن سیاست سازش با رژیم صهیونیستی و بی سرانجام بودن آن و در نتیجه تحقیر مردم مسلمان در مقابل تجاوزات مکرر و زیاده خواهی های رژیم غاصب اسرائیل از جمله عواملی است که موجب انسجام و قوت در صفوف انقلابیون در کشورهای منطقه شده است. نشانه های فراوانی در حرکات، شعارها، خواست ها و گروه بندی های معترضین وجود دارد که نشان می دهد اعتراضات موجود اگرچه ممکن است در مقایسه با انقلاب اسلامی ایران در سطوح متفاوت تری تعریف شوند اما و بدون تردید در چارچوب بیداری اسلامی تعریف می شوند.

7 ـ انقلاب های شمال آفریقا و خاورمیانه عربی بدون تردید بازتاب آرمان های انقلاب اسلامی ایران در میان مردم منطقه و در راستای اهداف بلند آن است. تحلیل گران خارجی و مراکز عمده پژوهشی کشورهای اروپایی، آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در روزهای اخیر به همسویی اهداف این جنبش‌ها با انقلاب اسلامی ایران به صراحت اشاره نموده اند.

تردیدی نیست که این جنبش ها به زوال حکومت های وابسته در منطقه، برجستگی نقش مردم مسلمان منطقه در تعیین سرنوشتشان، حضور گروه های اسلامگرا در صحنه سیاسی این کشورها، تضعیف و زوال رویکرد سازش و تقویت رویکرد مقاومت در منطقه و در یک کلمه استقلال بیشتر در تصمیم گیری کشورهای اسلامی و عربی منطقه خواهد شد که اینها در راستای اهداف انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

تغییر در نوع نگاه کشورهای بزرگ به حل و فصل مسائل، بازنگری در ساختار و قواعد نظام بین المللی، پرهیز از یکجائبه گرایی و پذیرش جایگاه و نقش مسلمانان در عرصه جهانی و آغاز روند معکوس در رژیم صهیونیستی در ابعاد داخلی و منطقه ای و جهان ضرورت هایی هستند که اگر مورد توجه کشورهای بزرگ قرار نگیرند در اعتراضات مکرر و امواج انقلابی و مردمی اکنون در جهان اسلام و پس از این در بسیاری کشورهای دیگر به نمایش گذاشته خواهند شد.

8 ـ اهداف جنبش ها و اعتراضات در منطقه به هر اندازه محقق شود، جهان پس از این با خاورمیانه ای دیگر روبرو خواهد بود. نظام سلطه تلاش خواهد کرد شرایط سیال کنونی را به سمت و سوی مطلوب خویش سوق دهد. از این روست که وظیفه سنگینی به دوش سیاست خارجی ما در رصد کردن دقیق حوادث و تمهید طرح های متناسب قرار دارد.

*عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران




واژه کلیدی :انقلاب اسلامی و واژه کلیدی :خاورمیانه و واژه کلیدی :اندیشه سیاسی