بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩

خبرگزاری فارس           ١٨/١٢/٨٩


در مصر، زنگ بیدارباش و اصلاح اندیشه را سید جمال الدین اسدآبادی به صدا درآورد. سید از اول محرم 1288 ـ 1296 هـ. ق، به مدت هشت سال، در مصر اقامت گزید. این ایام نه تنها برای مصر، که برای کل عالم اسلام، ایام پربار و سرنوشت سازی بود. او در مصر، جلسات علمی و دروس رسمی را آغاز کرد که با شرکت علمای برجسته ای همچون شیخ محمد عبده، شیخ عبدالکریم سلمان، شیخ ابراهیم اللقانی، شیخ سعید زغلول و شیخ ابراهیم الهلباوی برگزار می شد. اما بی تردید، بزرگ ترین شاگرد وی شیخ محمد عبده بود که بعدها نیز با او همراه شد و با تأثیرپذیری عمیق از وی، به نشر افکار اصلاحی او پرداخت. البته کسانی که در محضر سید جمال حضور می یافتند منحصر به جامعه مسلمانان نبودند، بلکه برخی چون یعقوب صنوع یهودی و لوئی صابونچی و ادیب اسحاق و شبلی شمیل مسیحی نیز حضور می یافتند.
"سید جمال، ادبیات را در مصر دگرگون ساخت؛ ادبیات اشرافی را که کاری جز مدح پادشاهان و امیران و اشاره به اعمال آنان نداشت، منقلب ساخت و در خدمت خلق گماشت؛ با زبان قلم از حقوق انسان ها بازخواست کرد و با ستمگری و ستمگران به مبارزه برخاست؛ " وی حتی برای تکمیل برنامه خود به مجلس فراماسونری اسکاتلندی پیوست...، ولی اندک زمانی نگذشت که دریافت اعضای مجلس دوست ندارند درباره سیاست حرفی بزنند و پس از آن که از نیات آنان آگاه شد، آن ها را ترک کرده و برای تحقق اهداف عالی خود، "حزب الوطنی " را تأسیس کرد. این حزب با تلاش و پایداری سید و شاگردانش، موفقیت بسیاری به دست آورد، به گونه ای که لرد کرومر به یکباره متوجه شد 45 درصد از نفوذ انگلیس در مصر کاسته شده، 35 درصد تجارت و داد و ستد انگلیس کاهش یافته است. و مرکز "دعات نصارا " با مقایسه عملکرد "حزب الوطنی " با زحمات 35 ساله همه مبلّغان مسیحی در تمام نقاط آفریقا، متوجه شد که نسبت آن ها یک به شانزده است.
نفوذ و موفقیت این حزب به قدری گسترده بود که کرومر در گزارشی به لندن نوشت. "اگر انجمن حزب الوطنی یک سال دیگر برقرار باشد و سلسله جنبان امروزه آسیای غربی مرکزی و افریقای شرقی و شمالی، سیدجمال همدانی، مرفّه البال و آسوده خاطر در مصر زیست کند، گذشته از این که تجارت و سیاست بریتانیا در قاره افریقا بالمرّة معدوم گردد که سهل است، ترس آن است که سیادت قاطبه اروپا از هیمنه این انجمن عجیب، به تاریخ پیوسته و اثری از او در صفحه عالم باقی نماند. "
وی در گزارش دیگری وحشتزده خواستار نابودی آن شد. یکی از مبلّغان نصارای قاهره با ابراز تعجب از پیشرفت و نفوذ بسیار گسترده افکار سیدجمال در قالب "حزب الوطنی " در گزارش خود نوشت: "در دار خیال، هیچ امری از این واقعه عجیب تر رخ نداده که هفتصد میلیون اولاد انجیل با کمال علمیت و اقتدار و غیرت، که در خور طبیعت بشر است، در مقابل چهل نفر، که در حقیقت روح یک سید درویش ایرانی بیش نیست، مقهور گردند. "
به هر روی، روشن است که استعمار به شدت از نفوذ سیدجمال در مصر به وحشت افتاد و سرانجام، سید و یارانش را از فعالیت های فکری و سیاسی بازداشت و انجمن "حزب الوطنی " یا مفتاح سعادت مصر پس از نُه ماه و چند روز تعطیل شد. سید به دستور توفیق پاشا در 17 رمضان 1296 هـ. ق توقیف و به سوئز فرستاده شد تا وی را از آن طریق به وطنش، ایران، اعزام نمایند. برای آن که کسی از مردم مصر با او ملاقات نکند و دنباله تعالیم اسلامی او بریده شود، وی را چند روز در بندر سوئز نگه داشتند.

تبلیغات در مصر
سید جمال‏الدین پس از اینکه در هندوستان به مدت یک ماه در شرائط سختی که دولت غاصب انگلیس ایجاد کرده بود، به سر برد، به دلیل ارتباط مردم و بزرگان هند و سخنرانی هیجان‏انگیز سید، اجازه اقامت بیشتر به وی داده نشد، به ناچار با "عارف افندی " معروف به ابو تراب که از ایران و افغانستان همراه او بود، راهی مصر شد.
شاید یکی از دلائلی که سید کشور مصر را برای تبلیغ انتخاب کرد، این بوده است که ملت مصر، مسلمان و وارث تمدن کهنی بودند که استعداد خوبی در پذیرش احکام نورانی توحید و شکوفایی جوانه‏های بیداری داشتند.
سال 1285 ه . ق زمان ورود سید به مصر بوده است و عصری که سید در مصر اقامت داشته، "عصر امپریالیسم " نام گرفته است. سید در اوج قدرت غربیها علیه مسلمانان به سوی آنان شتافت تا بذر معرفت را در قلب مردم مصر بکارد و آنان را در پیشتازی عرصه دانش رهبری کند؛ چرا که می‏دید مردم مصر با وجود شخصیت و نظام اقتصادی برتر، مغلوب مشتی سیاس انگلیسی شده بودند که دستاوردهای ملی ـ اسلامی آنان را به یغما می‏بردند و هویت دینی آنان را مورد مخاطره قرار می‏دادند.
اقامت کوتاه سید در مصر که بیش از چهل روز ادامه نیافت، با خیر و برکت بود. سید در این مدت کم،کار تبلیغی خود را شروع کرد و در اقامتگاه خود، پذیرای جوانان، به‏ویژه دانشجویان شد. دانشجویان سوری، مصری و دیگر بلاد، شیفته سخنان وی شدند و روز به روز بر تعداد آنان افزوده می‏شد؛ مضافا بر اینکه با استادان دانشگاه الازهر نیز چند ملاقات داشت که در این ملاقاتها خطر حضور انگلیسیها در مصر را به آنان گوشزد نمود.
انگلیسیها از هنگام خروج سید از افغانستان، سایه به سایه او را تعقیب می‏کردند و دنبال بهانه می‏گشتند که او را از مصر نیز اخراج کنند. زمانی موفق به این‏کار شدند که بر اثر تبلیغات سید جمال در مصر، یک کشیش مسیحی به اسلام گروید و این موضوع برای مسیحیان گران تمام شد و اصطکاک بین مسلمانان و مسیحیان پیش‏آمد. انگلیسیها برای حفظ موقعیت خود در مصر ـ که به تازگی پس از خروج فرانسویان به دست آورده بودند ـ مصمم به عملی کردن خواسته خود مبنی بر اخراج سید از مصر شدند. آنان به دولتمردان مصر اصرار ورزیدند که وجود سید در مصر موجب اختلاف و شورش خواهد شد. و سرانجام توانستند "خدیو مصر " را به صدور حکم اخراج سید راضی کنند.

بازگشت به مصر
سید جمال‏الدین در سال 1287 ه . ق دوباره به بهانه سفر سیاحتی و مشاهده آثار باستانی وارد مصر شد. در این سفر، پس از دیداری که میان سید و ریاض‏پاشا (رئیس دولت مصر) انجام پذیرفت، ریاض‏پاشا شیفته کمالات روحی و معنوی سید شد و از او تقاضا کرد که در مصر بماند و ماهی هزار قروش برای وی مقرر کرد. سید درخواست او را پذیرفت و از این فرصت طلایی در امر تبلیغ بهره جست. سید پایگاه تبلیغی خود را در منزل محل اقامتش قرار داد و برای جوانانِ دانشگاهی و طلابِ پرشور جلسات درس و بحث را شروع کرد و این جلسات تدریس را پس از مدتی، به دانشگاه الازهر انتقال داد و شاگردان بسیاری را جذب برنامه‏های تبلیغی خود کرد.
سید نه‏تنها در سنگر دانشگاه برای دانشجویان آرمانهای مقدس اسلام را تبلیغ می‏کرد، بلکه در جمع استادان و فرزانگان بزرگ مصر نیز حاضر می‏شد و به پرسشهای آنان پاسخ می‏داد. همچنین با مردم ارتباط مستقیم داشت و حتی در قهوه‏خانه‏ها حاضر می‏شد و به تبلیغ افکار و اندیشه‏های خود که نشأت گرفته از اسلام ناب بود، همت می‏گماشت و رسالت عظیم گسترش دین را با تمام دقت و توان به انجام می‏رسانید؛ به‏طوری که در مدت چند سال اقامت در آن کشور، توانست تحولات بزرگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در جامعه مصر به وجود آورد.
وی با ارائه مقالات متنوع و با نام مستعار "مظهر بن وضّاع " در روزنامه‏های کثیر الانتشار آن کشور، مانند: "التجارة " و "البصیر " و "مصر " ادبیات مصر را از بنیاد دگرگون ساخت و ضمن رشد و آگاهی دادن به مردم، توطئه‏های پشت پرده دشمنان اسلام و مسلمین را برای آنان معرفی کرد. دو روزنامه التجارة و مصر بنا به پیشنهاد سید و توسط "ادیب اسحاق " راه‏اندازی شده بود. البته این دو جریده عمر طولانی نداشتند و توسط ریاض‏پاشا توقیف شدند؛ ولی سید به راه خود ادامه داد و مبارزه تبلیغی سختی را بر ضد دولتهای خارجی و استبداد داخلی استمرار بخشید و دولت مصر، توان تحمل تبلیغات سید را نداشت و لاجرم دستور بازداشت و فرستادن ایشان به ایران را از راه کانال سوئز صادر کرد.
دارایی سید در مصر، منحصر به یک کتابخانه بود که هنگام توقیف، "رچرس " مستشار انگلیسی در امور مالیه مصر، آن را به تصرف خود درآورد؛ اما از ترس سید ناگزیر شد که کتابها را در چند صندوق گذارده و همراه صاحبش به بندر بوشهر بفرستد.




واژه کلیدی :مصر و واژه کلیدی :سیدجمال الدین اسدآبادی و واژه کلیدی :خاورمیانه و واژه کلیدی :اندیشه سیاسی