بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩

سایت ایراس  -- 89/08/24

نویسنده: پاول بیکوف، معاون سردبیر مجله «اکسپرت»، مجلة «اکسپرت»


روابط روسیه و ناتو به تبع بهبود نسبی در روابط مسکو و واشنگتن در مرحلة عادی‌سازی قرار گرفته و طرفین با برگزاری نشست‌ها مختلف بر ادامة این مسیر تأکید دارند. در این بین، هرچند تعامل روسیه با ناتو در افغانستان که به تدریج به ابعاد نظامی نیز در حال گسترش است، را می‌توان نشانه‌ای ملموس از بهبود روابط دو طرف دانست، اما دیوار بی‌اعتمادی میان مسکو و بروکسل بلندتر از آن است که این همکاری‌ها پایه‌ای نهادین یافته و در بلندمدت ادامه یابد. در بین عوامل مختلف، توسعه‌طلبی‌های بی‌پایان امریکا از طریق ناتو از یک سو و حساسیت مسائل امنیتی از سوی دیگر سبب شده تا روس‌ها نتوانند به فهم درستی از چیستی تعامل با ناتو دست یابند.
 
 
مقدمه
نخبگان سیاسی در روسیه با اشاره به برخی بی‌اعتمادی‌ها و در عین حال نیازهای امنیتی مشترک میان روسیه و ناتو بر این مهم تأکید دارند که مسکو در حال حاضر تنها به روابط عادی، سالم و کاری با ناتو احتیاج دارد. در مقابل، سرعت بخشیدن به روند نزدیکی روابط امنیت روسیه را تهدید کرده و در آینده امکان بروز مناقشات جدید با غرب را فراهم می‌کند. شایان ذکر است که بعد از استارت خوردن موضوع «ری‌ست» روابط مسکو و واشنگتن، مسئله بهبود روابط بین روسیه و ناتو نیز به صورت جدی در دستور کار طرفین قرار گرفته است. ملاقات وزیران خارجه روسیه و کشورهای ناتو در نیویورک، پیشنهادهای نسبتاً مبهم درباره ایجاد سامانه مشترک ضد موشکی، گزارش‌‌ها و بیانیه‌‌های روسای «انستیتوی توسعه معاصر» درباره مطلوب بودن الحاق روسیه به ناتو در آینده و دعوت به برگزاری نشست شورای روسیه – ناتو در حاشیه اجلاس سران ناتو در لیسبن (اواخر ماه نوامبر 2010 در همین راستا قابل ارزیابی است. به ویژه اینکه مدویدیف طی سخنانی اخیراً نشست لیسبون را نقطة عطفی در روابط مسکو و بروکسل ارزیابی کرد. اما ماحصل نزدیکی روابط روسیه و ناتو چیست؟
در این میان، همان طور که اشاره شد بازسازی ‌روابط ‌بین ‌روسیه ‌و ‌آمریکا ‌فرصت ‌خوبی به دست داده ‌تا ‌روابط مسکو با تمامیت ‌غرب ‌به ‌سطح ‌جدیدی ‌ارتقا ‌یافته و بی‌اعتمادی‌ها کمی تلطیف شود. ‌روابط ‌روسیه ‌با ‌ناتو ‌ناگزیر ‌باید ‌یکی ‌از ‌مسایل ‌کلیدی ‌این ‌نزدیکی ‌راهبردی باشد. ‌از ‌سوی ‌دیگر، ‌این ‌امر مجموعه‌ای از ‌خطرات ‌راهبردی ‌را ‌به ‌وجود خواهد آورد. ‌بی‌‌تعادلی ‌آشکار ‌توانمندی‌‌های ‌راهبردی ‌و ‌اقتصادی ‌طرفین ‌برای ‌مسکو ‌مجالی برای ‌اشتباه ‌باقی ‌نمی‌‌گذارد. ‌به ‌عبارت ‌دیگر، مسکو ‌باید ‌در فرآیند ‌عادی‌سازی ‌روابط ‌با ‌ناتو ‌با ‌دقت ‌تمام ‌لحن ‌گفتگو ‌و ‌چارچوب‌‌های بازی ‌را ‌انتخاب کرده ‌و ‌تعادل ‌امکانات ‌و ‌خطرات ‌واقعی ‌و ‌مجازی ‌را ‌به درستی ‌ارزیابی ‌کند. ‌موضع‌گیری ‌نه ‌چندان ‌سنجیده ‌و ‌هر ‌گونه ‌شتاب‌زدگی ‌یا ‌تأخیر نابجا، ‌باعث ‌خواهد ‌شد ‌که روس‌ها در چند سال آینده به این نتیجه برسند که ‌دور ‌جدید دوستی ‌راهبردی آنها ‌با ‌غرب، نه تنها ‌امنیت ‌روسیه ‌را ‌تقویت ‌نکرده، ‌بلکه ‌سطح ‌آن ‌را ‌تنزل ‌نیز داده ‌است.

نشست ‌نیویورک
نشست ‌وزیران ‌امور ‌خارجه ‌شورای ‌روسیه ‌– ‌ناتو، ‌اولین نشست ‌از ‌این دست ‌بعد ‌از ‌جنگ روسیه و گرجستان در اوت  ‌2008 بود که در نیویورک برگزار شد. با عنایت به مذاکرات صورت گرفته بین طرفین می‌توان این ‌نشست ‌را پرمحتوا‌‌ترین ‌نشست طرفین ‌از ‌زمان ‌تشکیل ‌این شورا دانست. ‌طی این نشست اعضای ‌ناتو، ‌حد‌‌اقل به صورت ‌لفظی ‌‌موافقت ‌اصولی ‌خو‌د ر‌ا با ‌ایجاد ‌نظام ‌امنیت ‌جمعی ‌در ‌اروپا با همراهی ‌مسکو ‌ابراز ‌کردند. ‌به ‌گفته ‌آندرس ‌فوگ ‌راسموسن، ‌دبیر ‌کل ‌ناتو، ‌ممکن ‌است ‌در نشست ‌سران ‌ناتو ‌در ‌لیسبن ‌تصمیم ‌درباره ‌برقراری ‌سامانه مشترک ‌پدافند ‌ضد‌موشکی ‌در ‌اروپا نیز ‌اتخاذ ‌شود. ‌هزینه‌‌های ‌تخمینی ‌اولیه ‌اجرای ‌این ‌طرح ‌معادل ‌200 ‌میلیون ‌یورو ‌طی ‌ده ‌سال ‌آینده ‌برآورد ‌می‌‌شود و به این منظور، ‌قبل ‌از ‌همه ‌باید ‌امکانات ‌ضد‌موشکی ‌فعلی ‌کشورهای ‌اروپایی ‌را ‌در ‌یک ‌سیستم ‌واحد ‌ادغام ‌کرد. شایان ذکر است که مقامات ناتو بارها به تمایل به مشارکت با روسیه در این طرح تأکید کرده و روس‌ها نیز به صورت ضمنی و آشکار، اما در صورت برابری شرایط به این موضوع ابراز علاقه کرده‌اند. 
دبیر ‌کل ‌ناتو در این خصوص ‌اظهار ‌داشت: ‌«بیش ‌از ‌سی ‌کشور ‌جهان ‌از ‌توان ‌موشکی ‌برخوردارند ‌یا ‌آن ‌را ‌توسعه ‌می‌‌دهند. ‌یکی ‌از ‌آن‌ها ‌ایران ‌است ‌که ‌موشک‌‌های این کشور ‌قادرند ‌به ‌خاک ‌کشورهای ‌ناتو ‌و ‌روسیه ‌برسند. ‌ما ‌می‌‌توانیم ‌یک ‌سامانه ‌ضد‌موشکی ‌ایجاد ‌کنیم ‌که ‌ما ‌را ‌از ‌هم ‌جدا ‌کند ‌و ‌در ‌اروپا ‌خطوط تقسیم ‌جدید ‌را ‌به ‌وجود ‌آورد، اما همچنین ‌می‌‌توانیم ‌سیستمی ‌را ‌به ‌وجود ‌آوریم ‌که ‌ما ‌را ‌به ‌هم ‌نزدیک ‌کند. ‌ما ‌باید ‌به ‌روسیه ‌نوعی چهارچوبة ‌همکاری ‌پیشنهاد ‌کنیم ‌که طی ‌آن ‌سامانه‌‌های ‌ضد‌موشکی ‌ما ‌با ‌امکانات ‌روسیه ‌یکی ‌شود. ‌اگر ‌ما ‌تصمیم ‌بگیریم در این زمینه همکاری کنیم، ‌اعتقاد ‌دارم ‌که ‌می‌‌توانیم ‌برای ‌تأمین ‌پیشرفت ‌در ‌زمینه‌‌های ‌دیگری ‌که ‌برای ‌امنیت ‌اروپایی ‌اهمیت ‌تعیین ‌کننده‌ای ‌دارند، ‌جو ‌مناسبی ‌ایجاد نمائیم».
ظاهراً، ‌این ‌پیشنهاد ‌جدی ‌بود ‌و در مسکو نیز ‌جدی ‌گرفته ‌شد. ‌در ‌غیر ‌این صورت ‌مشکل ‌بتوان ‌فهمید ‌که چرا روسیه ‌نهایتاً ‌از ‌صدور ‌سامانه‌‌های ‌اس‌300 ‌به ‌ایران ‌خودداری ‌کرد ‌(مسکو ‌طی ‌مدت ‌زیادی ‌این ‌مسأله به حالت تعلیق درآورده بود به این نحو که نه این ‌سامانه‌‌ها ‌را ‌صادر ‌و نه ‌قرارداد‌ مربوطه را ‌فسخ ‌می‌‌نمود). هم از این رو، رسانه‌‌های ‌گروهی ‌روسیه ‌و ‌اروپا به صورت هماهنگ ‌اعلام ‌کردند ‌که ‌نتایج نشست ‌نیویورک ‌سر‌آغاز ‌تحول ‌واقعی ‌در ‌روابط ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌است. ‌البته باید توجه داشت که ‌موانع ‌عدیده‌ای نیز ‌بر ‌سر ‌این تحول ‌وجود ‌دارد.

دوستی ‌علیه ‌چه ‌کسی؟
باید به این ‌نکته ‌ساده توجه کرد که ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌مانند ‌سابق ‌از ‌اهداف ‌ایجاد ‌سامانه ‌ضد‌موشکی ‌برداشت‌‌های ‌ناسازگاری ‌دارند. ‌دمیتری ‌راگوزین، ‌نماینده ‌دائم ‌روسیه ‌در ‌ناتو ‌در این زمینه بر این باور است که؛ ‌«ما ‌کماکان ‌تأکید ‌می‌‌کنیم ‌که ‌قبل ‌از ‌اینکه ‌بحث ‌محتوایی ‌درباره ‌طرح‌‌های ‌سامانه ‌پدافند ‌ضد‌موشکی ‌در ‌اروپا ‌و ‌یا طرح‌های ‌جدید‌تر در این زمینه ‌شروع ‌شود، ‌باید ‌به ‌تحلیل ‌جدی ‌خطرات ‌موشکی ‌پرداخت. ‌اگر ‌فقط ‌چند ‌کشور ‌به ‌عنوان عوامل ‌اعلام ‌شوند، ‌ما ‌به ‌بررسی ‌مسایل ‌جدی‌تر ‌دست ‌نخواهیم ‌یافت. ‌نه ‌تنها ‌ایران، ‌بلکه ‌کشورهای ‌دیگر ‌در ‌جنوب ‌مرزهای ‌اروپا ‌از ‌موشک‌‌های برای اعمال تهدید ‌برخوردارند. ‌اگر ‌این کار ‌تحلیلی ‌شروع ‌شود، ‌باید ‌وضعیت ‌همه ‌کشورهای ‌دارای ‌این ‌فناوری ‌را ‌بررسی ‌کرد».
با ‌وجود ‌اینکه ‌این ‌شیوه ‌عمل ‌منطقی ‌و ‌مناسب ‌به ‌نظر ‌می‌‌رسد، ‌مشکل ‌بتوان ‌ناتو ‌را ‌به مذاکرات ‌راهبردی ‌وادار ‌کرد ‌(‌مسکو ‌هیچ ‌نوع مذاکرة ‌دیگری ‌را ‌لازم ‌ندارد). ‌چرا ‌که ‌آمریکایی‌ها مذاکرة ‌راهبردی ‌را ‌فقط ‌به ‌عنوان ‌بررسی ‌جزئیات ‌خط ‌مشی ‌خود ‌تلقی ‌می‌‌کنند و حاضر نیستند درباره اندیشه‌های دیگران گفتگو کنند. ‌ولی ‌بحث ‌علنی ‌درباره ‌خطرات ‌موشکی ‌برای ‌اروپا ‌با ‌مشارکت ‌روسیه ‌به ‌معنی ‌تجدید‌‌نظر ‌در ‌فهرست ‌دوستان ‌و ‌دشمنان روسیه ‌خواهد ‌بود. ‌سئوال ‌این ‌است ‌که ‌علیه ‌چه ‌کسی ‌باید ‌دوستی کرد ‌و ‌ائتلاف ‌تشکیل داد؟ ‌روسیه ‌در ‌این ‌زمینه ‌از ‌حق تصمیم ‌برخوردار ‌است ‌و ‌به ‌همین ‌دلیل ‌می‌‌تواند به توان ‌جدید برای اعمال ‌تاثیر ‌بر ‌رفتار ‌شرکای ‌منطقه‌ای ‌آمریکا ‌(پاکستان، ‌عربستان ‌سعودی ‌و ‌اسراییل) ‌برخوردار ‌شود. ‌
اما آیا ‌آمریکایی‌ها ‌به ‌این امر ‌تن ‌خواهند ‌داد؟
‌بدون ‌بررسی ‌این ‌موضوع ‌مهم، ‌شرکت ‌روسیه ‌در ‌سامانه ‌پدافند ‌ضد‌موشکی ‌اروپایی ‌امری بی‌پایه ‌و بی‌سرانجام ‌خواهد ‌بود و در صورت شکل‌‌گیری همکاری، این تعامل با بروز ‌اولین با چالش جدی مواجه خواهد شد. یعنی تا زمانی که ‌اختلاف‌نظر بین طرفین درباره مسایل ‌راهبردی، ‌به ‌تصمیمات ‌سیاسی ‌تبدیل ‌شود. این مسئله، ‌واقعیتی بدیهی و برای همه قابل فهم است، ‌لذا مسکو ‌می‌‌تواند ‌در ‌سیستم ‌جدید ‌ناتو ‌فقط ‌یک ‌«صندلی ‌تاشو» ‌داشته ‌باشد ‌که ‌هر ‌موقع ‌می‌‌تواند ‌جمع ‌شود. ‌شرکت روسیه ‌در ‌این ‌سامانه ‌ضدموشکی ‌به ‌کل ‌سامانه ‌مشروعیت ‌بین‌‌المللی می‌بخشد، اما ‌به این کشور ‌ضمانت ‌امنیت ‌و ‌نفوذ ‌نخواهد ‌داد ‌(مشابه این مسئله در فرآیند همکاری روسیه با کشورهای غربی در ‌عملیات ‌حفظ ‌صلح ‌در ‌کوزوو ‌رخ ‌داد).
عدم تمایل روسیه به عضویت در ناتو 
مسأله ‌همگرایی ‌روسیه ‌با ‌ناتو ‌پیچیده‌تر از همکاری‌های مقطعی و موضوعی با این پیمان ‌است. ‌مسکو ‌بازیگر ‌مستقلی ‌است ‌که ‌به ‌منظور ‌نوسازی ‌روابط ‌با ‌ناتو ‌از ‌بعضی ‌منافع ‌خود ‌صرف ‌نظر ‌می‌‌کند. ‌مسکو ‌به تبدیل شدن به ‌وضعیت ‌حقوقی ‌یکی ‌از ‌شرکای ‌عادی ‌ناتو ‌رضایت ‌نمی‌‌دهد ‌و ‌می‌‌خواهد ‌از جایگاهی ‌برخوردار ‌شود ‌که ‌بتواند ‌در ‌بعضی ‌زمینه‌‌ها ‌حق ‌وتو ‌داشته ‌باشد. ‌باید توجه داشت که بسیاری در روسیه هستند که همچنان همگرایی ‌بیش ‌از ‌حد ‌با ‌ناتو را تقبیح کرده و حتی فکر ‌عضویت ‌کامل ‌در ‌این ‌پیمان را فاجعة امنیتی برای این کشور می‌دانند. ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌با ‌وجود ‌منافع ‌مشترک منطقه‌ای ‌(از جمله در ‌افغانستان)، ‌درباره ‌اوضاع ‌جهانی ‌و ‌نقش ‌خود ‌در ‌جهان ‌نقطه ‌نظرهای ‌متفاوتی ‌دارند. آنها در خصوص دوستان و دشمنان خود نیز دیدگاه‌های مشترکی ندارند. ‌مسکو ‌نقش ‌واسطه ‌بین ‌کشورهای ‌غرب ‌و ‌شرق ‌را ‌بازی ‌می‌کند ‌و ‌از ‌این ‌امر ‌بهره‌‌های ‌سیاسی ‌زیادی ‌می‌‌گیرد. مسکو ‌با ‌ناتو ‌روابط ‌کاری ‌خوبی ‌دارد ‌و ‌در ‌عین ‌حال ‌با ‌تعدادی ‌از ‌کشورهای ‌«سخت» ‌آسیایی نیز ‌روابط ‌حسنه‌ای ‌برقرار ‌کرده ‌است. ‌
همگرایی ‌بیش ‌از ‌حد ‌عمیق ‌با ‌بلوک ‌غرب از جمله ناتو، ‌این ‌روابط ‌را ‌بر ‌هم خواهد زد. ‌تیرگی ‌روابط ‌با ‌چین ‌که ‌توسعه اخیر این روابط ‌با ‌بذل ‌تلاش‌ها ‌و ‌منابع ‌زیادی ‌توأم ‌بوده، ‌می‌‌تواند ‌برای ‌روسیه ‌فاجعه ‌ژئوپلتیکی ‌به بار ‌آورد. افزون ‌بر آن، ‌عضویت ‌روسیه ‌در ‌ناتو ‌می‌‌تواند فلسفة وجودی برخی ‌سازمان‌‌هایی ‌را ‌که ‌روسیه ‌در ‌فضای ‌شوروی ‌سابق ‌ایجاد ‌کرده، ‌از ‌بین ‌ببرد. ‌نیکلای ‌بوردیوژا، ‌دبیر ‌کل ‌سازمان ‌پیمان ‌امنیت ‌جمعی در این خصوص بر این عقده است که؛ ‌«در ‌شرایطی ‌که ‌فدراسیون ‌روسیه ‌همراه ‌با ‌متحدان ‌خود ‌در ‌مرزهای ‌روسیه یک ‌نظام ‌امنیتی ‌بر ‌پا ‌کرده ‌که ‌به ‌خوبی ‌فعالیت ‌می‌کند، ‌بحث ‌درباره ‌عضویت ‌روسیه ‌در ‌پیمان ‌ناتو ‌چه ‌معنایی ‌دارد؟» ‌از ‌سوی ‌دیگر، به‌رغم برخی پیشنهادات روسیه، ‌ناتو ‌از ‌برقراری ‌روابط ‌با ‌سازمان ‌پیمان ‌امنیت ‌‌جمعی ‌خودداری کرده است.
اما در سوی دیگر، آیا اعضاء ناتو روسیه را به عضویت این سازمان خواهند پذیرفت؟ ‌آیا ‌ایالات ‌متحده ‌و ‌کشور‌‌های ‌اروپای ‌غربی ‌حاضرند ‌ضمانت‌‌های ‌امنیتی ‌قسمت ‌آسیایی ‌روسیه  ‌(از ‌جمله ‌در ‌صورت ‌توسعه ‌منفی ‌روابط روسیه ‌با ‌ایران ‌که ‌واشنگتن همیشه به دنبال ایجاد ‌تفرقه بین این دو کشور است) ‌را تضمین ‌کنند؟ ‌یا ‌در ‌صورت ‌رفتار ‌غیر‌‌قابل ‌پیش‌بینی دولت ‌آینده ‌کره ‌شمالی؟ ‌یا ‌در صورت ‌رویارویی ‌بالقوه ‌با ‌چین؟ امریکا به حمایت از روسیه مبادرت خواهد کرد؟ ‌خود ‌تحلیل‌گران ‌و ‌سیاست‌مداران ‌غربی پیش از این تأکید کرده‌اند ‌که ‌شهروندان ‌کشورهای ‌دموکراتیک ‌حاضر ‌نیستند ‌امنیت ‌رژیم ‌خودکامه ‌روسی ‌را ‌تأمین ‌کنند. ‌
ولی ‌به ‌نظر ‌می‌‌رسد ‌که ‌این ‌مسأله ‌هویت ‌و ‌مشخصات ‌نظام ‌سیاسی ‌روسیه ‌نیست، ‌بلکه معطوف به ‌آن ‌است ‌که ‌متحدان ‌(بالقوه ‌و ‌نظری) ‌غربی روسیه ‌اصولاً ‌حاضر ‌نیستند ‌به ‌خاطر اینکشور ‌هزینه‌ای بدهند. ‌اروپایی‌‌ها ‌در ‌زمان‌های ‌گذشته ‌هم ‌هرگز ‌حاضر ‌نبودند ‌به ‌خاطر ‌کسی ‌بجنگند. غرب ‌همچنانی که در اوت 2008 نیز نشان داد حاضر ‌نیست ‌برای ‌گرجستان ‌بجنگد، ‌چه ‌رسد ‌به جنگیدن برای ‌روسیه. ‌لذا برای ‌اینکه ‌آن‌ها ‌روسیه ‌را ‌به ‌عنوان ‌متحد ‌و ‌هم‌پیمان ‌واقعی ‌خود ‌تلقی ‌کنند، ‌در ‌اذهان ‌غربی ‌تغییراتی ‌باید ‌صورت ‌بگیرد ‌که ‌اکنون تحولی در این زمینه مشاهده نمی‌شود. با این ملاحظه، ‌آیا روسیه ‌به ‌عضویت ‌در ‌ناتو نیاز ‌دارد، ‌در ‌حالی ‌که ‌این ‌پیمان ‌هیچ ‌ضمانت ‌واقعی ‌به مسکو ‌نداده ‌و ‌تنها ‌برداشت‌های موهو از ‌امنیت را برای روسیه ‌ایجاد ‌خواهد ‌کرد؟ ‌با این ملاحظه، بهتر آن ‌است ‌که روسیه ‌بدون ‌این ‌خیال‌‌های ‌واهی ‌زندگی کند ‌و ‌واقع‌بین ‌باشد. ‌تأثیر ‌منفی تصورات ‌واهی ‌سیاسی ‌را ‌می‌‌توان ‌در ‌حمله ‌میخاییل ‌ساکاش‌ویلی ‌به ‌اوستیای ‌جنوبی مشاهده کرد. 
مسئلة ‌مهم ‌دیگر این ‌که عادی‌سازی ‌روابط ‌بین ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌بر ‌آینده ‌گرجستان ‌و اکراین چه ‌اثری ‌خواهد ‌گذاشت؟ ‌خوش‌بینی ‌نسبت ‌به ‌ناتو ‌که ‌اکنون ‌بعضی ‌سیاستمداران ‌و ‌تحلیل‌گران ‌روس ‌از ‌خود ‌نشان ‌می‌‌دهند، ‌تلاش‌‌های ‌چندین ‌ساله ‌روسیه ‌را ‌مبنی ‌بر ‌ممانعت ‌از ‌عضویت ‌گرجستان ‌و ‌اکراین ‌در ‌ناتو ‌خنثی ‌و ‌بی‌ارزش ‌می‌‌کند. ‌در این بین، وضعیت ‌گرجستان ‌روشن ‌است، ‌این ‌کشور ‌بالاخره ‌عضو ‌ناتو ‌خواهد ‌شد. ‌ولی ‌وقتی ‌که مسکو ‌اعلام ‌می‌‌کند ‌که ‌«روسیه ‌زمانی ‌به ‌عضویت ‌ناتو ‌خواهد ‌پیوست»، ‌هم‌زمان مخالفان ‌عضویت ‌اکراین ‌در ‌ناتو نیز ‌خلع ‌سلاح ‌می‌شوند. ‌بدیهی ‌است ‌که ‌اکراین ‌زودتر ‌از ‌روسیه ‌عضو ‌این ‌پیمان ‌خواهد ‌شد. ‌بهتر ‌است ‌گفته ‌شود ‌که ‌اکراین ‌(و ‌چه ‌بسا ‌بلاروس) ‌عضو ‌ناتو ‌خواهد ‌شد، ‌ولی ‌عضویت ‌روسیه ‌در ‌این ‌پیمان ‌قابل ‌بحث ‌است.
تصادفی ‌نیست ‌که روسیه و ناتو ‌مانند ‌سابق ‌به ‌یکدیگر ‌اعتماد ‌نمی‌‌کنند و ‌این ‌بی‌اعتمادی ‌در ‌بعضی ‌جزئیات ‌تعامل طرفین قابل ‌مشاهده است. ‌برای ‌مثال، ‌«اصلاحات» تکمیل کننده ‌پیشنهاد ‌دبیر ‌کل ‌ناتو ‌که ‌هیلاری ‌کلینتون، ‌وزیر ‌خارجه ‌آمریکا ‌مطرح ‌کرد، ‌باعث ‌نگرانی ‌روسیه ‌شده است. ‌به تأکید کلینتون، ‌نظام ‌مشترک ‌امنیت ‌اروپایی ‌– ‌آتلانتیک ‌باید ‌نه ‌بر ‌اندیشه‌‌های ‌جدید ‌روسیه، ‌بلکه ‌بر ‌قرارداد ‌درباره نیروهای ‌متعارف ‌در ‌اروپا ‌استوار باشد. ‌وزیر ‌آمریکایی ‌گفت: ‌«ما ‌معتقدیم ‌که ‌بهتر ‌است ‌پایه‌‌های ‌چندین ‌ساله ‌امنیت ‌اروپایی ‌تحکیم ‌شود ‌تا ‌اینکه ‌قراردادهای ‌جدید ‌پیشنهادی ‌روسیه ‌مورد ‌بررسی ‌قرار ‌گیرد». ‌کلینتون ‌افزود؛ «کشورهای ‌منطقه ‌و ‌از ‌جمله ‌گرجستان ‌و ‌مولداوی ‌باید در ‌چارچوب ‌نظام ‌جدید‌ ‌از ‌امکان ‌رسیدن ‌به ‌توافق ‌درباره ‌استقرار ‌نیروهای ‌مسلح ‌خارجی ‌در ‌خاک ‌خود ‌برخوردار ‌شوند». این ‌اظهارات ‌منعکس ‌کننده ‌شیوه ‌عمل ‌سنتی ‌واشنگتن ‌است ‌که ‌همیشه ‌از ‌مباحثات ‌باز ‌چند‌جانبه ‌درباره ‌مسایل ‌امنیت ‌راهبردی ‌اجتناب ‌می‌‌کند. ‌«بررسی ‌پیشنهادهای ‌جدید ‌روسیه» ‌به ‌معنی ‌آغاز ‌مباحثه ‌علنی ‌است. ‌
ولی ‌«تحکیم ‌مبانی ‌امنیت ‌اروپایی» ‌به ‌معنی ‌خودداری ‌از ‌تغییرات ‌در ‌این ‌زمینه ‌و ‌بازگشت ‌به ‌توافقات ‌سال ‌1999 ‌استانبول ‌است ‌که به تعبیر طرف غربی، ‌تصویب ‌ویرایش ‌جدید ‌قرارداد درباره ‌نیروهای ‌متعارف ‌در ‌اروپا ‌را ‌با ‌خروج ‌نیروهای ‌روسی ‌از ‌گرجستان ‌و ‌مولداوی ‌مرتبط ‌کرد. هم ‌اکنون دام ‌دیپلماتیکی ‌که ‌واشنگتن در تدارک ‌تهیه آن است، ‌قابل ‌تشخیص ‌است. کلینتون در این زمینه ‌گفت؛ ‌«واشنگتن ‌از ‌صمیم ‌قلب ‌آرزو ‌دارد ‌که ‌روسیه ‌و ‌همه ‌شرکای ‌ما ‌در ‌قرارداد ‌نیروهای ‌متعارف ‌در ‌اروپا، ‌پیشنهاد ‌ناتو ‌را ‌مبنی ‌بر ‌تهیه ‌بیانیه ‌کوتاه ‌در خصوص چارچوب ‌رؤس ‌این ‌قرارداد ‌قبول ‌کنند. ‌این ‌بیانیه ‌که ‌مخصوص ‌ادامه ‌بحث ‌است، ‌باید ‌قبل ‌از نشست ‌سران ‌ناتو ‌و ‌سازمان ‌امنیت ‌و ‌همکاری ‌اروپا نهایی و صادر ‌شود». ‌او ‌معتقد ‌است ‌که ‌شرکت ‌کنندگان ‌باید ‌ضمانت ‌بدهند ‌که ‌همه ‌مسایل ‌پیچیده ‌در ‌قالب ‌سند ‌چارچوبی ‌اولیه ‌بررسی ‌شوند ‌تا ‌مذاکرات ‌بعدی ‌با ‌موفقیت ‌برگزار ‌شود.
این ‌پیشنهاد ‌به ‌چه ‌معناست؟ ‌امریکا به ‌جای ‌بررسی ‌عمیق ‌مسأله ‌پیشنهاد ‌می‌کند ‌که ‌یک ‌سند ‌چارچوبی ‌شامل ‌بعضی ‌اصول، ‌با ‌شتاب ‌تصویب ‌شود. ‌بعد ‌از ‌آن ‌بحث ‌درباره ‌«تعریف ‌معانی» ‌شروع ‌خواهد ‌شد. ‌همین ‌امر ‌در ‌زمینه ‌موافقتنامه ناموزون ‌مدویدیف ‌– ‌سارکوزی (درباره پایان مناقشه روسیه و گرجستان در اوستیای جنوبی) ‌مشاهده ‌می‌شود ‌که ‌هر ‌یک ‌از ‌طرفین ‌ترتیب مفاد، ‌الزام‌آور ‌بودن ‌و ‌مکمل ‌بودن ‌مفاد ‌آن ‌را ‌به ‌گونه‌های ‌مختلف تفسیر ‌می‌‌کنند. ‌اما باید به این نکته توجه داشت که در ‌یادداشت ‌تفاهم ‌مدویدیف ‌– ‌سارکوزی، ‌روسیه ‌به ‌عنوان ‌برنده ‌جنگ دارای ‌برگ ‌برنده ‌بود، اما ‌در ‌زمینه ‌«احیای ‌قرارداد ‌نیروهای ‌متعارف ‌در ‌اروپا ‌از ‌طریق ‌یک ‌سند ‌چارچوبی» ‌برگ ‌برنده ‌در ‌دست ‌ایالات ‌متحده ‌است ‌که ‌رهبری ‌ناتو ‌را ‌بر ‌عهده ‌دارد. ‌در ‌این ‌سند ‌چارچوبی ‌پایبندی ‌به ‌راهکارهای ‌سابق ‌(توافقات ‌استانبول)، ‌«تمامیت ‌ارضی ‌کشورها» ‌(خروج ‌از ‌آبخازیا ‌و ‌اوستیای ‌جنوبی) ‌و ‌آزادی ‌انتخاب ‌پیمان‌‌ها ‌(دعوت ‌گرجستان ‌و ‌اکراین ‌به ‌ناتو) مورد تأکید قرار ‌خواهد گرفت. 
در ‌این ‌صورت ‌از ‌نظر ‌دیپلماتیک ‌نمی‌توان ‌با ‌آمریکایی‌ها تعامل ‌کرد. ‌چرا که واشنگتن در این عرصه ‌به ‌ترفندها ‌و ‌وعده‌‌های ‌توخالی ‌عادی ‌خود ‌متوسل ‌خواهد ‌شد. ‌ایوو ‌دالدر، ‌نماینده ‌ایالات ‌متحده ‌در ‌ناتو ‌چگونگی ‌رفتار ‌آینده ‌واشنگتن ‌را ‌به ‌صورت ‌طنزآمیز این گونه ‌توضیح ‌می‌دهد؛ ‌«درست ‌است ‌که ‌دوستان ‌گاهی ‌با ‌هم ‌اختلاف‌‌نظر ‌دارند ‌و ‌ناتو ‌با ‌روسیه ‌هم ‌می‌‌تواند ‌اختلاف ‌نظر ‌داشته ‌باشد. اما این مسئله ‌نباید موضوعی منفی ‌محسوب ‌شود. ‌مسئلة منفی این است که ‌ما ‌نتوانیم ‌با ‌هم ‌گفتگو ‌کنیم. ‌گاهی ‌برای ‌رسیدن ‌به ‌توافق ‌یک ‌گیلاس ‌شراب ‌یا ‌ودکا ‌کفایت ‌می‌کند. ‌در ‌دنیای ‌دیپلماتیک ‌این شیوه ‌نباید ‌برای ‌کسی ‌بیگانه ‌باشد». ‌این ‌شوخی مقاما امریکایی ‌معانی ‌ژرف ‌زیادی ‌دارد.
 
مسائل نیازمند مذاکره
مسکو ‌ادعا ‌نمی‌‌کند ‌که ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌محکوم ‌به ‌رویارویی هستند. ‌برقراری ‌روابط دوستانه ‌بین ‌طرفین ‌امری ‌واقعی و ممکن ‌است. ‌ولی ‌طرفین ‌باید ‌در این فرآیند منافع ‌یکدیگر ‌را نیز ‌در ‌نظر ‌بگیرند. ‌روسیه ‌به ‌همین ‌علت ‌بر ‌برقراری ‌نظام ‌جدید ‌امنیت ‌اروپایی ‌به ‌جای ‌اصلاح ‌نظام ‌قدیمی ‌امنیتی این قاره ‌تأکید ‌می‌‌کند، ‌زیرا ‌سیستمی ‌که ‌طی ‌20-15 ‌سال ‌اخیر ‌شکل ‌گرفته، ‌منافع ‌امنیتی ‌روسیه ‌را ‌در ‌نظر ‌نمی‌‌گیرد. در سیستم جدید باید، ملاحظات روسیه و واقعیات جدید ‌مورد ‌بحث ‌و ‌بررسی ‌جدی ‌قرار ‌گیرد. اما چه ‌موضوعاتی ‌باید ‌مورد ‌بحث ‌قرار ‌گیرد؟ ‌قبل ‌از ‌همه ‌مناقشاتی ‌که ‌به ‌حال ‌تعلیق ‌در ‌آمده‌اند باید در دستور قرار گیرند. ‌نظام ‌جدید ‌امنیت جامع ‌اروپایی ‌باید ‌دربرگیرنده ‌راه‌کارهای ‌دقیق ‌در ‌این ‌زمینه ‌باشد. ‌هنگامی ‌که ‌مخالفان ‌نظام ‌امنیتی ‌جدید ‌می‌‌گویند ‌که نیازی به این ‌نظام، ‌زیرا ‌نظام ‌امنیتی ‌قدیمی ‌از عهدة همه ‌وظایف ‌خود ‌بر ‌می‌آید، ‌می‌‌توان ‌به ‌آن‌ها ‌پاسخ ‌داد ‌که ‌مناقشات ‌منجمد ‌شده با سیستم قدیم قابل ارتفاع نبوده و نیستند. ‌
نظام ‌قدیمی ‌امنیت ‌نه ‌تنها موجبات ‌حل ‌این ‌مناقشات ‌را ‌فراهم نکرده، بلکه نتوانسته ‌از ‌تبدیل ‌یکی ‌از ‌آن‌ها ‌به ‌جنگ ‌در ‌ماه ‌اوت ‌2008 ‌ممانعت کند. ‌لذا ‌نظام ‌امنیتی ‌قدیمی مناسب با شرایط حاضر ‌نیست. ‌در ‌چارچوب ‌بررسی ‌معماری ‌جدید ‌امنیت، ‌مسأله ‌فراهم ‌کردن ‌ضمانت‌‌های ‌بین‌‌المللی ‌برای ‌کشورهایی ‌چون ‌مولداوی، ‌اکراین، ‌گرجستان ‌و ‌آذربایجان بررسی ‌خواهند ‌شد. ‌سئوال ‌کلیدی ‌تشکیل ‌نظام ‌جدید ‌امنیت ‌اروپا ‌این ‌است ‌که ‌چطور ‌می‌‌توان ‌برای ‌این ‌کشورها ‌مکانیزم‌‌های ‌امنیت ‌خارج ‌از ‌پیمان‌‌های ‌نظامی ‌را ‌فراهم ‌کرد. راه‌کارهای ‌قبلی ‌این ‌بود ‌که ‌همه کشورهایی که در خاک آن‌ها مناقشاتی وجود دارد، ‌باید ‌عضو ‌ناتو ‌شوند. ‌ولی ‌در ‌شرایط ‌کنونی ‌این ‌شیوه ‌عمل ‌درست ‌به ‌نظر ‌نمی‌رسد. ‌این ‌مناقشات ‌پیچیده‌تر ‌و ‌خطرناک‌تر ‌از ‌آن هستند ‌که ‌غرب ‌تصور ‌می‌‌کرد. ‌غرب ‌برای ‌حل ‌و ‌فصل ‌آن‌ها ‌منابع ‌و ‌امکانات ‌کافی ‌ندارد.
در مقابل، روسیه ‌نیز نشان ‌داده ‌که ‌اجازه ‌نخواهد ‌داد ‌مسایل ‌امنیتی در حوزة نفوذ آن ‌بدون ‌مشارکت ‌این کشور ‌حل و فصل شود. بر همین اساس است که اعضای ‌ناتو ‌(و ‌نه ‌همه آنها) ‌از ‌مداخله ‌در ‌این ‌مناقشات ‌منصرف ‌شده‌اند. در این بین، ‌تحولات ‌واقعی ‌در ‌روابط ‌روسی ‌–آمریکایی ‌باعث ‌شده ‌که ‌بعضی ‌سیاستمداران ‌غربی تصور ‌کنند ‌که ‌‌می‌توانند ‌روسیه ‌و ‌از ‌جمله ‌دمیتری ‌مدویدیف ‌را ‌وادار ‌کنند ‌که ملاحظات غرب در خصوص حل این چالش‌ها ‌را ‌بپذیرند. ولی ‌این ‌شیوه ‌عمل ‌نتیجه مثبتی ‌نخواهد ‌داد و ‌می‌‌تواند ‌پدیده‌ای ‌را ‌به ‌وجود ‌آورد ‌که ‌ایگور ‌یورگنس، ‌رئیس ‌انستیتوی ‌توسعه ‌معاصر آن را ‌«توقعات ‌نامتقارن» ‌نامید. این اصطلاح را می‌توان این گونه تفسیر کرد که؛ ‌روسیه ‌در دهه ‌1990 ‌در ‌انتظار ‌همکاری ‌متقابلاً ‌سودمند ‌و ‌صادقانه ‌با ‌غرب ‌بود، ‌اما غرب به واعده‌های خود به روسیه عمل نکرد. ‌غرب ‌از ‌روسیه ‌انتظار ‌داشت ‌که ‌بی ‌چون ‌و ‌چرا، ‌با ‌اطاعت ‌کامل ‌و ‌نامحدود ‌در ‌راستای ‌سیاست ‌غرب عمل ‌کند، ‌ولی ‌اشتباه ‌کرد. ‌در ‌نتیجه، ‌هر ‌دو ‌طرف ‌احساس ‌فریب ‌خوردگی ‌می‌کنند. ‌این ‌«عدم ‌تقارن ‌انتظارات» ‌باعث ‌تشدید ‌اختلاف‌‌نظرها ‌بین ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌در ‌آینده ‌نزدیک ‌خواهد ‌شد. ‌
اما آیا ‌می‌‌توان ‌از ‌تکرار ‌اشتباهات ‌گذشته ‌اجتناب ‌کرد؟ ‌طرفداران ‌پیشرفت ‌در ‌روابط ‌روسیه ‌و ‌ناتو ‌(از ‌جمله ‌ایگور ‌یورگنس) ‌اعتقاد ‌دارند ‌که ‌باید ‌قبل ‌از ‌همه ‌بر ‌ناباوری ‌و ‌شک ‌و ‌تردید ‌ناشی ‌از ‌تجربه ‌منفی ‌روابط ‌گذشته ‌فایق ‌آمد، اما ‌خوش‌بینی ‌بیش ‌از ‌حد ‌نیز ‌جایز ‌نیست. ‌یورگنس بر این باور است که؛ ‌«ما ‌به ‌استفاده ‌از ‌«دریچه ‌جدید ‌امکانات»، به ‌تبادل ‌نظر ‌سازنده ‌و بهره‌گیری از ‌طرح‌‌های ‌پیشنهادی ‌نیاز ‌داریم. ‌ما ‌بیش ‌از ‌حد ‌بر ‌مسایل ‌و ‌مشکلات ‌تمرکز ‌کرده‌ایم و این اقدام ‌برای ‌کارشناسان ‌از ‌همه ‌آسان‌تر ‌است، اما ‌این ‌شیوه ‌عمل ما ‌را ‌کجا ‌خواهد ‌برد؟» ‌ظاهر ‌این ‌پیشنهاد ‌بسیار ‌عالی ‌است. اما ‌اول باید ‌به ‌خانم ‌کلینتون ‌پیشنهاد کرد ‌که ‌درباره ‌فدرال ‌کردن ‌مولداوی ‌و ‌شناسایی ‌استقلال ‌آبخازیا ‌و ‌اوستیای ‌جنوبی از سوی ‌ایالات ‌متحده با روسیه مذاکره کند. 
‌این ‌مذاکرات باعث پیشرفت ‌واقعی در روابط خواهد شد. ‌ولی ‌اگر ‌این ‌گونه ‌مسایل در دستور ‌قرار ‌نگیرند، ‌همه ‌«پیشرفت‌های» ‌بعدی تنها ‌باعث ‌ایجاد تصورات ‌واهی ‌و ‌«توقعات ‌نامتقارن» ‌خواهد ‌شد. ‌در این میان، به نظر می‌رسد این روسیه است که باید تاوان این موهومات را بدهد. ‌مسأله ‌مهم ‌دیگر ‌در ‌رابطه ‌با ‌نوسازی ‌روابط ‌بین ‌روسیه ‌و ‌ناتو، ‌استفاده ‌از ‌سیاست ‌خارجی ‌برای ‌رسیدن ‌به ‌اهداف ‌سیاست ‌داخلی ‌است. ‌غرب صراحتاً به مسکو تأکید کرده ‌که ‌«روسیه ‌خودکامه» ‌نباید ‌روی ‌دوستی ‌ناتو ‌حساب ‌کند. ‌آن‌ها بی‌دلیل این این گونه اظهارنظر نمی‌کنند. غربی‌ها بر این تأکیدند که؛ «‌ما ‌برای ‌شما ‌دورنمای ‌عضویت ‌در ‌ناتو ‌را ‌باز ‌می‌‌کنیم، ‌ولی ‌شما ‌باید ‌روسیه ‌را ‌«دموکراتیک» ‌کنید. ‌گزینه ‌دیگر غرب این است که؛ «‌ما ‌برای ‌شما ‌دورنمای ‌عضویت ‌در ‌سازمان ‌تجارت ‌جهانی ‌را ‌فراهم ‌می‌‌کنیم، ‌ولی ‌شما ‌باید ‌تعرفه‌‌های ‌وارداتی ‌را ‌کاهش ‌دهید، ‌از ‌مالکیت ‌فکری ‌غربی ‌دفاع ‌کنید ‌و ‌گوشت و ‌مرغ ‌آمریکایی ‌بخرید».  ‌
دموکراتیک ‌کردن ‌روسیه ‌در ‌چارچوب ‌بحث ‌درباره ‌پیشرفت ‌در ‌روابط ‌روسیه ‌با ‌ناتو، اقدامی ‌خطرناک ‌است. ‌روسیه ‌بدون ‌شک ‌به ‌نوسازی ‌نظام ‌سیاسی ‌خود نیاز ‌دارد، ‌ولی ‌سفارش ‌دهنده ‌این ‌تغییرات ‌باید ‌داخلی ‌و ‌نه ‌خارجی ‌باشد. غربی‌ها ‌بابت ‌«توسعه ‌دموکراسی» ‌حساب ‌سنگینی ‌برای روسیه ‌خواهند ‌نوشت. ‌می‌‌توانند ‌بگویند: «‌نفت ‌و ‌گاز ‌مانع ‌از ‌توسعه ‌دموکراسی ‌می‌شود ‌و ‌باید ‌به ‌شرکت‌های ‌خارجی ‌واگذار ‌شود. ‌در ‌صنایع ‌نظامی ‌و ‌سرویس‌‌های ‌ویژه ‌روسیه ‌تنها ‌دشمنان ‌دموکراسی ‌نشسته‌اند. ‌دموکرات‌‌های ‌راستین ‌باید ‌پست‌های ‌این ‌سازمان‌‌ها را در اختیار بگیرند. تنها در ‌این ‌صورت است ‌پیشرفت ‌واقعی ‌در ‌روابط ‌با ‌ناتو ‌حاصل ‌خواهد ‌شد». ‌
به ‌عبارت ‌دیگر، ‌هر ‌گونه ‌مرتبط ‌کردن ‌مسایل ‌امنیت ‌با ‌مسایل ‌دموکراسی ‌باید ‌کاملاً ‌منتفی ‌شود. ‌کاملاً ‌روشن ‌است ‌که ‌روسیه ‌نمی‌‌تواند ‌مسأله ‌توسعه ‌اجتماعی ‌و ‌اقتصادی ‌کشور ‌را ‌بدون ‌توجه ‌به ‌توسعه ‌نظام ‌سیاسی ‌حل ‌کند. ‌شتاب‌زدگی ‌در ‌این ‌زمینه ‌جایز ‌نیست، اما گفتگوی صادقانه با شرکای غربی مبرم و ضروری است. بدیهی است که روسیه نمی‌‌تواند در شرایط رویارویی با ایالات متحده و اتحادیه اروپا به شکوفایی اقتصادی برسد. ولی آمریکایی‌ها و اروپایی‌‌ها نیز باید بالاخره تصمیم بگیرند که روسیه نیرومند و دموکراتیک را متحد یا حریف خطرناک ژئوپلتیکی و اقتصادی خود محسوب نکنند. تا زمانی که غرب به این سئوال پاسخ ندهد، هیچ پیشرفتی در مناسبات دو طرف امکان‌پذیر نخواهد بود.
 




واژه کلیدی :روسیه و واژه کلیدی :ناتو و واژه کلیدی :نظامی