بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩

سایت ایراس  -  89/09/01

نویسنده: دکتر افشار سلیمانی، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی 


آریل کوئن، رئیس برنامه بررسی مسائل اروپا و آسیا در بنیاد آمریکائی هریتیج و کارشناس مسائل کشورهای شوروی سابق از سیاست باراک اوباما در قبال روسیه انتقاد کرده و پیشنهاداتی را به کاخ سفید ارائه نموده است. وی طی مقاله‌ای که در سایت بنیاد مذکور قرار داده شده است می‌نویسد: پنتاگون باید در آذربایجان و گرجستان موضوع استقرار پایگاه نظامی را مورد بررسی قرار دهد و به این کشورها سلاح‌های جدید دفاعی تحویل دهد. با توجه به اهمیت موضوع، به اختصار دیدگاه‌های این کارشناس آمریکائی را ترجمه و ذیلا تحت عناوین مشخص ارائه و در پایان نیز با درج ملاحظاتی، نظرات وی را مختصرا تحلیل می‌نمایم.
کوئن می‌نویسد: در ماه مارس سال 2009 وزرای امور خارجه آمریکا و روسیه (‌هیلاری کلینتن و سرگئی لاوروف) در شهر ژنو بصورت سمبولیک دکمه برقراری رابطه‌ای نو میان دو کشور را فشار دادند. از این زمان به بعد کاخ سفید در هر قدم، برقراری رابطه‌ای جدید با روسیه را مورد ترغیب قرار می‌دهد و آن را از دستاوردهای مهم در عرصه سیاست خارجی خود می‌پندارد. اما گذشت‌های کاخ سفید برای کرملین در قبال محدود کردن سلاح‌های تهاجمی بالستیک اتمی و تاخیر در استقرار پایگاه موشکی در اروپا و عدم دخالت در مسائل منطقه اور‌آسیا، سبب شده تا روسیه نسبت به تهدید منافع آمریکا متمایل شود.

دلایل ناکارآمدی سیاست خارجی اوباما در قبال روسیه از دید کوئن 
قرارداد استارت 2 در رابطه با توان دفاعی آمریکا از خود و متحدانش و ایجاد و استقرار سیستم دفاعی موشکی موثر محدودیت ایجاد می‌کند و با توجه به اینکه نظارت بر تحقق مفاد پیمان مذکور کاری سخت است این مشکل را مضاعف می‌کند. با توجه به اینکه روسیه دارای 3800 کلاهک هسته‌ای است، امکان می‌یابد از بالای سر محدودیت‌های تعیین شده براساس پیمان استارت 2 به راحتی عبور نماید (این پیمان را دور بزند). روسیه در اروپای شرقی و اور‌آسیا حضور خود را تقویت می‌کند، مناطق جدائی‌طلب گرجستان (آبخازیا و اوستیای جنوبی) را مورد شناسائی قرار داده و در این مناطق پایگاه‌های نظامی بزرگی مستقر نموده و در حال حاضر بخش وسیعی از فضای گرجستان را تحت کنترل دارد. مسکو در ارمنستان زمان فعالیت پایگاه نظامی خود را تا مدت 49 سال تمدید نموده و در دریای سیاه در بندر سواستوپل امکانات و مدت حضورش را بر اساس توافق با دولت اکراین افزایش داده است.
کرملین در مولداوی و منطقه جدائی طلب دنیستر نیروی نظامی مستقر کرده و در آسیای مرکزی یک رقابت قوی‌تری را آغاز نموده و در قرقیزستان موفق شده حکومت را براندازد و در بلاروس نیز نسبت به الکساند ر لوکاشنکوی مقتدر فشارهای زیادی وارد می‌سازد و قصد دارد فرد دیگری را که به روسیه صادق‌تر باشد جایگزین وی نماید. از دیگر سو روسیه با ونزوئلا و سوریه همکاری‌های تنگاتنگی دارد، به آنها سلاحهای جدید می‌دهد. در خصوص احداث راکتورهای هسته‌ای و ایجاد مراکز تولید ماهواره‌های مصنوعی در این کشورها رضایت داده است. سوریه از مسکو موشک‌های بالدار ضد‌کشتی خریداری کرده که می‌توانند علیه ناوگان ششم آمریکا در منطقه تهدید‌آمیز باشند.
مسکو با اعمال تاکتیک‌های نو شوروی از گروه‌ها و رژیم های افراطی حمایت می‌کند، آنها را با سلاح مجهز می‌سازد و قصد دارد بار دیگر (همچون دوران شوروی سابق) به خاور ‌نزدیک بازگردد. در واقع کرملین از این سیاست مبتنی بر شعار هیچ چیز را نمی‌بینم، اوباما استفاده کرده و در مناطق شوروی سیاست سلطه‌طلبانه خود را ادامه داده و از رژیم‌های ضد غربی حمایت می‌کند. روسیه همچنین در مناطق قطب شمال و آب‌های اقیانوس منجمد شمالی مدعی است و قصد دارد به میزانی که کشورهای فرانسه، آلمان و ایتالیا از از آن بهره‌برداری می‌کنند استفاده نماید (یعنی به اندازه همه سه کشور). در نتیجه سیاست‌های کاخ سفید که سبب اقدامات فوق از سوی روسیه شده، کاهش نفوذ آمریکا در منطقه اور‌آسیا اجتناب‌ناپذیر است و این مسئله سبب می‌شود امنیت آمریکا و متفقینش در معرض تهدید واقع شود.

پیشنهادات کوئن به کاخ سفید در قبال روسیه و منطقه مشترک المنافع
  آریل کوئن در پایان مقاله به باراک اوباما رئیس جمهور کشورش توصیه می‌کند: آمریکا باید در منطقه اور‌آسیا از نیروهای متمایل به غرب پشتیبانی کند و در همین راستا توجه به مسائلی از قبیل توسعه مدیریت دولتی، ارتقاء آزادی انسان‌ها و عمل به قوانین باید بیش از پیش افزایش یابد. کنگره باید در خصوص زندانیان سیاسی و تعقیب خبرنگاران در کشورهای مذکور قطعنامه صادر کند و علیه مسئولین ذی‌ربط تحریم‌ها را اعمال نماید. در آسیای مرکزی، حضور نظامی و سیاسی خود را تقویت و روابط سیاسی و نظامی خود را با کشورهای ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان افزایش دهد. از دولت جدید قرقیزستان حمایت کند و مانع از ادامه حضور روسیه در پایگاه نظامی منا س گردد. در قفقاز جنوبی باید به آذربایجان و گرجستان تجهیزات نظامی جدید دفاعی تحویل دهد و درراستای تحقق خط لوله انتقال گاز ترانس خزر تلاش نماید. پنتاگون درمورد امکان استقرار پایگاه‌های نظامی‌در آذربایجان و گرجستان بررسی‌های لازم را انجام دهد. باراک اوباما باید در خصوص سیاست آمریکا در قبال روسیه و کشورهای مشترک المنافع تجدید‌نظر نموده و منافع ملی آمریکا را در اولویت قرار دهد.

ملاحظات
در مقاله کوئن:

هیچ نامی از ایران به میان نیامده و در مورد ارمنستان هم توصیه‌ای صورت نگرفته است. این درحالی است که به صور مستقیم وغیر مستقیم مسائل قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی با ایران مرتبط می باشد. جالب‌تر اینکه کوئن به تلاش‌ها و اقدامات مسکو در مناطق پیرامونی روسیه اشاره نموده، اما در خصوص روابط مسکو – تهران حتی یک اشاره کوتاه نیز نکرده است. مخصوصا اینکه به مابه‌ازا‌ء‌های دریافتی مسکو از واشنگتن در قبال بازی با تهران که ضرورتا باید اشاره می‌نمود نپرداخته است. در واقع این کارشناس آمریکائی به برخی مواردی که به زیان کشورش بوده پرداخته و در مورد افزایش نفوذ روسیه وتهدید منافع آمریکا هشدار داده است.درحالیکه انصاف ایجاب می‌کرد که وی به امتیازاتی که کاخ سفید از کرملین دریافت نموده اشاره می‌نمود.

نظریه
آریل کوئن در نوشته خود یک‌طرفه به قاضی رفته و دو آتشه در پی ترسیم منافع برای کشورش بوده است.اگر منصفانه می‌نوشت باید به موارد همراهی روسیه با آمریکا در صدور قطنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران،ناکارآمد ساختن بیانیه سه جانبه تهران با حضور رئیس جمهور برزیل، نخست وزیر ترکیه و رئیس دولت ایران که با همکاری روسیه و آمریکا و 4 کشور دیگر اعضای گروه شش صورت گرفت، عدم فروش سیستم موشکی اس‌300 و عدم پذیرش متخصصان هسته‌ای ایران و... اشاره می‌کرد. از سوی دیگر آقای کوئن اعمال سیاست همکاری میان مسکو- واشنگتن بجای رقابت را فراموش کرده و تصور می‌کند کشورش در رابطه با روسیه باخته است. در صورتی که بر اساس استراتژی جدید امنیتی و سیاست خارجی کاخ‌های سفید و کرملین این دو کشور معامله‌ای همچون معاملاتی که در دوران جنگ سرد میان مسکو- واشنگتن صورت می‌دادند در حال پی گیری هستند و حتی بیشتر از آن دوران.
نتیجه چنین رویکردی در آینده سبب افزایش همکاری و سود میان این دو کشور و کاهش امکان بازی از سوی کشورهای در حال توسعه خواهد بود. وانگهی روسیه بعنوان یک کشور غیر‌قابل اعتماد می‌تواند با سایر کشورها نیز همان گونه بازی کند که با تهران بازی کرد و کشورهائی مانند و نزوئلا و سوریه از این موضوع مستثنی نیستند.از طرف دیگر مسکو برای افزایش نرخ معاملات خود با غرب باید از این بازی‌ها به منصه ظهور برساند. از طرف دیگر بازی‌ها هنوز در مناطق حساس پایان نپذیرفته و نمی‌توان گفت که روس‌ها بر منطقه حاکم شدند و دیگر اقدامی متصور نیست. روسیه در کنار توانمندی‌های زیادی که به لحاظ ژئوپولیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک دارد با مشکلاتی از قبیل سرمایه‌گذاری‌های کلان، عدم برخورداری از تکنولوژی‌های نوین، امنیت داخلی بویژه در منطق قفقاز شمالی و عدم وجود دموکراسی تمام عیار و ... مواجه است و همین موارد این کشور را آسیب‌پذیر می‌کند.
ماجرای گرجستان تمام نشده و هنوز ناتو از قطعیت عضویت این کشور در این سازمان نظامی، سیاسی سخن می‌گویند و آبخازیا و اوستیای جنوبی را بیش از سه کشور شناسائی نکرده اند، و روس‌ها اگر روزی با پدیده شناسائی جماهیر قفقاز شمالی بعنوان کشورهای مستقل با استناد به اقدامی‌ که خود در برابر مناطق جدائی‌طلب گرجستان نموده،روبرو شوند معلوم نیست چه اقدامی خواهند کرد؟ عدم ارائه پیشنهاداتی از سوی کوئن به باراک اوباما در مورد ارمنستان می‌تواند حاکی از توافق مسکو – واشنگتن در قبال این کشور مبنی بر کمک مشترک آنها به ایروان باشد. توصیه‌های کوئن به کاخ سفید در مورد کمک نظامی به آذربایجان از آنجا که مسیحیان ارامنه مسیحی را ناخرسند خواهد نمود مانع از تحقق آن خواهد شد.





واژه کلیدی :روسیه و واژه کلیدی :امریکا