بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩

سایت ایراس      ٢٩/٠١/٨٩

 


اشاره:
تحولات اخیر صورت گرفته در قرقیزستان تعجب جهانیان را بر انگیخت و بحث در مورد علل و خاستگاه این حوادث در صدر اخبار جهان قرار دارد. حتی مخالفین دولت کورمان‌بِک باقی‌یِف، رئیس‌جمهور مخلوع این کشور نیز سرنگونی دولت و به دست گرفتن قدرت در کمتر از 48 ساعت را پیش‌بینی نمی‌کردند. تحلیل‌گران در ارزیابی از روندهای موجود و آتی در این کشور همچنان جانب احتیاط را رعایت کرده و از پیش‌بینی قطعی تحولات در از جمله چگونگی تعاملات خارجی بیشکک احتراز می‌کنند. نظر به اهمیت این موضوع موسسه ایراس گفتگویی با آقای دکتر بهرام امیراحمدیان،استاد دانشگاه انجام داده است که در ادامه از نظر می گذرد.

دولت آقای کورمان‌بک باقی‌یِف به طور غیرمنتظره و طی 48 ساعت سرنگون شد. ارزیابی شما از این تحول چیست؟
اینکه در ظرف 48 ساعت آقای باقی یف سرنگون شد در همین مدت زمان اتفاق نیافتاده و ریشه هایی دارد که در گذشته این کشور و عملکرد باقی یف دیده می شود. به نظر من این مساله در قرقیزستان بسیار عمیق بوده و نشان دهنده این است که علی رغم اینکه تحولات در گرجستان یا اکراین به آرامی صورت گرفت اما در قرقیزستان با خشونت همراه بود و وجه تمایز آن به شمار می رود. به نظر من ریشه اصلی این ناآرامی ها که بهانه آن افزایش قیمت خدمات آب و برق و گاز و در واقع انرژی بود که معضل بزرگی در منطقه است. در دوره شوروی، قرقیزستان و تاجیکستان در چارچوب اقتصاد ملی اتحاد شوروی تامین کننده آب کشورهای پایین دست بودند و در آنجا به زیرساخت های برق زیاد اهمیت داده نمی شد. با فروپاشی شوروی افزایش قیمت نفت و گاز مطرح شد و کشورهای تولید کننده بر اساس بازار به قیمت گذاری پرداختند. کشورهای فقیر مصرف کننده در بالادست رودخانه های آمودریا و سیر دریا (تاجیکستان و قرقیزستان) توانایی پرداخت حاملهای انرژی با قیمت بازارهای بین المللی را نداشتند و چون بیشتر مصارفشان خانگی بود، بنابراین افزایش قیمت حاملها بر خانوارها فشار وارد می آورد. صنعت این کشورها نیز ضعیف بود و توان رقابت نداشت لذا مردم این فشار را حس می‌کردند.
مساله بعد شدت خصومت نسبت به دولت مرکزی است به گونه ای که به غارت منتهی می شود. در گرجستان تحولات آرام بود و مردم به اموال شخصی و دولتی یورش نبردند. در اکراین هم جنبش نارنجی وسپس جنبش آبی ماهها در خیابانها بود و به سوی تجزیه کشور نیز پیش رفتند، اما نافرمانی های مدنی به غارت و کشتار منجر نشد. اما در این حوادث 76 نفر کشته شدند که آمار زیاری است و امکان افزایش آن نیز وجود دارد. از این منظر قرقیزستان ویژگی خاص خودش را دارد.

در مورد ریشه‌های نارضایتی‌ عمومی از دولت باقی‌یف به عدم توان او به عمل به وعده‌های خود در انقلاب لاله اشاره می‌شود. دیدگاه شما در این خصوص چیست و به عبارتی عوامل اصلی این تحول را در چه می‌دانید؟
آنچه که در گرجستان و متعاقب آن در اکراین روی می دهد، به این شکل است که در ابتدا وعده‌هایی می‌دهند که مبارزه با فساد اداری یکی از آنها است یعنی رشوه، پارتی بازی، توزیع مناصب بین آشنایان تا مصادره ثروت های جامعه. مساله دوم مبارزه با بیکاری است. باید فضایی برای سرمایه گذاری خارجی و ملی و دولتی برای افزایش اشتغال بوجود آید. از آنجایی که دولت محلی امکان سرمایه گذاری ندارد و مردم هم به علت فقر قادر به این امر نیستند، تنها راه باقیمانده سرمایه گذاری خارجی است. برای سرمایه گذاری خارجی باید فضای مناسب و زیرساختهای حقوقی و قانونی مهیا شود. دولتی که خودش چیزی ندارد چنین امکانی هم ندارد. اجاره پایگاه های نظامی یکی از منابع درآمدی دولت قرقیزستان است. این اجاره به خزانه دولت واریز می شود. خزانه دولت دست رئیس جمهور است و او از این پول استفاده می‌کند البته میزان آن زیاد نیست اما برای تعداد کمی از اطرافیان حکومت می تواند مبلغ قابل توجهی باشد. در اکراین نیز این گونه بود و کمک های خارجی که وجود داشت می توانست مورد استفاده آنها قرار بگیرد. این امر فساد اداری را تشدید می‌کند. فساد اداری بارزی که مردم به آن اعتراض دارند استفاده پسر آقایف از امکانات دولتی است. اگر انقلاب لاله در سال 2005 برای مبارزه با این مسائل بود، این بدان معنی است که وعده های انقلاب محقق نشده است و دولت باقی یف که به جای عسگر آقایف روی کار آمد نتوانست امور را اصلاح کند.
موضوع دیگر آن است که باید در زمینه سوخت، کشورهای پایین دست و مصرف کننده عمده آبهای منطقه در کشاورزی و صنعت و شهر نشینی(یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان)، سوبسیدهایی به کشورهای تامین کننده آب پرداخت در نظر می گرفتند که این امر هم اتفاق نیفتاد. این کشورها فقط می توانند به انرژی برقآبی متوسل شوند و سد بسازند و از آب برای تولید برق استفاده کنند. در این صورت آب نمی تواند به اندازه کافی در پشت سد باقی بماند و برای تامین آب نیروگاهها باید در تمام فصول سال در جریان باشد در نتیجه آبی برای تابستان جهت آبیاری زمینهای پایین دست ذخیره نمی شود. در حال حاضر قرقیزستان و تاجیکستان در صدد ایجاد سدهای بزرگتری هستند و سد سنگ توده در تاجیکستان و سد قنبر آتا در قرقیزستان نمونه آن هستند که روسها به هر دو پروژه کمک کرده و منابع مالی آن را تامین می کنند. اما علت کمک روسها چیست؟ از آنجایی که این کشورها به سوی سیاست مستقل و همکاری با آمریکا پیش می روند روسها باید نقطه فشاری داشته باشند که این نقطه فشار می‌تواند این سدها باشد. ازبکستان این مساله را می داند و اعلام کرده است که در صورت نیاز از طریق ابزار نظامی و نه دیپلماتیک راه آب را باز خواهد کرد. نیمی از مردم ازبکستان در بخش کشاورزی فعالیت دارند و پنبه محصول استراتژیک آنهاست.
وقتی این مسائل پیش می آید دولت هایی که ذکر شد می توانند مداخله داشته باشند که یکی از این ابزارها گران کردن قیمت سوخت مصرفی کشورهای بالادست است. در این شرایط سوخت گران می شود و ناگزیر فشار بر مردم وارد می شود. مردم توانایی پرداخت هزینه انرژی حتی در حد کنونی را نیز ندارند، زیرا اغلب مردم شغل پردرآمدی ندارند. باید در نظر بگیریم که حدود 90 درصد قلمرو قرقیزستان کوهستانی است و امکان کشاورزی وجود ندارد و شغل مردم بیشتر دامداری است. در زمینه صنعت هم به علت نبود امکانات (از جمله انرژی ارزان، مواد اولیه قابل دسترس و فقر زیر ساختهای علمی و فنی و مالی، کاری انجام نشده است و فقط در شمالغربی این کشور و اطراف بیشکک زمین های کشاورزی مناسبی برای بهره برداری وجود دارد. مساله بعدی کسب درآمد از طریق توریسم است، کاری که در اواخر دوران آقایف صورت گرفت و کشورهای غربی در این زمینه سرمایه گذاری کردند ولی بعد از مساله پایگاه ماناس و برخی جریانات گروه های افراطی مانند حزب التحریر و طالبان در دره فرغانه و ... و گروگان گیری غربی ها، مانع گسترش توریسم شد.
مساله مهم تر اینکه علی رغم جاذبه های فراوان مانند دریاچه ایسیک کول و شهر بالقچی که مرکز ماهی گیری هستند، امکانات مادی در قرقیزستان برای سرمایه گذاری در احداث هتل و مهمانسرا وجود ندارد. شمالشرقی قرقیزستان که به جنوب شرقی قزاقستان متصل می‌باشد، مرکز سیب است و این میوه برای اولین بار در جهان در این منطقه پرورش یافت. آلماآتی به معنی سرزمین و محل فراوانی سیب است. اینها امکانات خوبی است که از آن بهره برداری نشده است. امر دیگری که در گسترش توریسم مشکل ساز است زبان مردم این کشور است. زبان محاوره ای مردم، زبان روسی است و زبان انگلیسی توسعه پیدا نکرده است و برقراری ارتباط با توریست ها امکان پذیر نیست. در بین کشورهای بازمانده شوروی، جمهوری آذربایجان بیشترین رشد اقتصادی جهان را تجربه کرده و رشد دو رقمی داشته است. روزی نیست که در جمهوری آذربایجان پروژه ای اقتصادی و عام المنفعه افتتاح نشود، ولی در قرقیزستان هیچ چیزی نیست. رهبران انقلاب می گویند ما این مساله را حل می کنیم اما نمی توانند.

خانم اتان بایوا، رئیس دولت موقت قرقیزستان یکی از حامیان 5 سال قبل باقی یف بود و در به قدرت رسیدن او نیز نقش مهمی داشت، مهم ترین عامل بروز اختلاف میان باقی یف و همراهان او در انقلاب لاله به ویژه اتان بایوا چیست؟ عملکرد نامناسب باقی یف تا چه حد در این مساله نقش دارد؟
جمله ای به پیامبر اکرم (ص) منتسب است که یک مملکت با کفر می ماند ولی با ظلم نمی ماند. در قرقیزستان نیز همان گونه بود و ظلم بیش از حد بود. ظلم در منابع، اگر فقط چند نفر از این منابع استفاده کنند وضعشان خوب می شود اما اگر تقسیم شود به کسی چیزی نمی رسد. می گویند دادن یک نان به فقیر با ندادنش فرقی ندارد. باید به فکر سرمایه گذاری خارجی در آنجا بود. اگر صنعت و کشاورزی نباشد مردم نمی توانند کاری انجام دهند. همه چیز به صنعت و سرمایه گذاری بستگی دارد. صادرات مبتنی بر تولید است و برای واردات نیز باید پولی وجود داشته باشد. بهترین راه برای آقای باقی یف تقسیم عادلانه فقر بود که این کار صورت نگرفت. در گرجستان نیز اوضاع همین گونه است. کراوات آقای ساکاشویلی صدها دلار قیمت دارد. همه رهبران این گونه اند و می خواهند در بهترین شرایط زندگی کنند و خود را با رهبران کشورهای ثروتمند مقایسه می کنند نه با مردم کشور خودشان. این مسائل هزینه می برد اما آنها پولی ندارند و به مردم فشار می آورند و از بودجه عمرانی کم کرده و صرف بوروکراسی می کنند.
آنچه که در کشورهای قفقاز و خاورمیانه دیده می شود نبود دموکراسی و عدم مشارکت مردم در ساختار حکومت است. در نتیجه جامعه مدنی وجود ندارد و دیکتاتوری است. این مسائل روی هم انباشه می شود و نهایتا طغیان رخ می دهد. دولت های مقتدر ثروتمند بدتر هستند و از هر چیز برای سرکوب مردم استفاده می کنند و آزادی بیان وجود ندارد و نبود جریان آزاد اطلاعات منجر به این گونه حوادث، فروپاشی دولتها، تظاهرات و کشت و کشتار می شود. حوادث به تایلند هم سرایت کرده است. مساله مسلمانان در سین کیانگ چین نیز با نبود جریان آزاد اطلاعات همراه است. در منطقه سین کیانگ هیچ دولتی از آنها حمایت نمی کند و فقط ترکیه به خاطر منافع خود ازآنها حمایت می کند بنابراین سرکوب می شوند. در قرقیزستان اوپوزیسیون پارلمان را در دست گرفته و خانم اتونبایوا دولت موقت تشکیل داده اما این راهکار اساسی نیست که هرچند سال یکبار این اتفاق در کشوری که فقیر است رخ دهد و همه تاسیسات دولتی غارت شود مثلا پارلمان که غارت شد و کامپیوترهایی که برده شده بازسازی آنها بسیار هزینه بر است. از طرفی خانواده های زیادی داغدار شدند و جان انسانها اصلا قابل قیمت گذاری نیست. پرداخت غرامت هم راهگشا نیست. پول خون را چه کسی می تواند بدهد! و بنابراین جریان ادامه پیدا خواهد کرد و نا آرامی ها در منطقه توسعه پیدا خواهد کرد.

با توجه به مشکلاتی که ذکر کردید آیا دولت آتی می تواند کارآمد باشد و در حل آنها توفیق یابد؟ و یا اینکه روند تغییر دولت‌ها تکرار خواهند شد؟
قرقیزستان در چند سازمان منطقه ای با ایران همکاری دارد. سازمان همکاری های اقتصادی(اکو)، اما تا کنون یکی از اعضای این سازمان در یک کشور دیگر عضو سرمایه گذاری نکرده است. برخی سرمایه گذاران ایرانی در امارات متحده عربی سرمایه گذاری کرده اند اما در این کشور خیر. باید کشورهای اکو را برای سرمایه گذاری در منطقه خودشان تشویق کرد. به جز ایران و ترکیه که دارای زیربنای اقتصادی قوی هستند، ترکمنستان نیز کشور ثروتمندی است و می تواند کمک کند. آذربایجان هم می تواند کمک کند بنابراین به نظر من در اکو می توان راجع به این قضیه صحبت کرد. البته این بیشتر آرمان خواهی است تا واقعیت زیرا هر کشوری منافع خود را در نظر می گیرد. پیمان اقتصادی شانگهای نیز در منطقه وجود دارد که می تواند کمک کند.
سازمان کنفرانس اسلامی و بانک توسعه اسلامی نیز وظیفه دارند که به کشورهای اسلامی کمک کنند. این کشورها باید با هدف کالبد شکافی حوادث قرقیزستان و کشته شدن مسلمانان و مردم بی گناه، کاری کنند که این حوادث کاهش یابد. سازمان های بین المللی مثل بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول باید راجع به مسائل اقتصادی در منطقه کار کنند و به جای اینکه منطقه را به محل رقابت ناسالم تبدیل کنند با یکدیگر همکاری کنند. به نظر من دامداری و صنایع جانبی آن و توسعه گردشگری می تواند مفید باشد. این کشور قلمروی خوبی برای فعالیت ایران در زمینه توریسم است. البته باید امنیت هم وجود داشته باشد. وقتی که ما نمی توانیم در منطقه خودمان سرمایه گذاری کنیم چطور انتظار داریم که غربی ها این کار را انجام دهند. آسیای مرکزی به ویژه قسمت دره فرغانه، تاجیکستان و قرقیزستان مطلوب کشورهای دیگر نیستند زیرا موقعیت استراتژیک ندارند و در خشکی محصورند. کشورهای منطقه باید با هم کار کنند. ایران می تواند حوزه نفوذ خود را از طریق کمک های اقتصادی توسعه دهد هرچند که ایران نیز با مشکلات اقتصادی و بیکاری مواجه است. این همکاری می تواند برای ایرانی ها ایجاد اشتغال کند.

شما تا چه حد با این فرض که تحولات قدرت در سال 2005 و در حوادث اخیر بیش از هرچیز کشمکش قدرت بین شمال و جنوب قرقیزستان است را تأیید می‌کنید؟
بله، اختلاف بین شمال و جنوب در قرقیزستان وجود دارد. در این کشور به جهت تقسیم قدرت یا تقسیم منابع نتوانستند سازش کنند. برای اقتصاد قوی زمین های کشاورزی از اهمیت زیادی برخوردارند. تقسیم مناطقی که در دوران شوروی صورت گرفته است تنش زاست. مناطق منزوی و دور از دسترس با بحران هایی مواجه می شوند. پیچیدگی اقتصاد و ترکیب سیاسی قدرت در قرقیزستان به این مساله دامن زده است. شمال قرقیزستان وضعیت بهتری نسبت به جنوب دارد زیرا پایتخت در شمال قرار دارد. ارتباطات و راه های حمل و نقل نیز از اهمیت برخوردارند. زیر ساخت ها توسعه پیدا نکرده و اقتدار دولت های مرکزی فقط در پایتخت است. قدرت قرقیزستان در بیشکک است. این مساله یک معادله چند مجهولی است و به راحتی حل نمی شود و متغیرهای زیادی در آن دخیلند.

وضعیت مشابهی در انقلاب‌های به اصطلاح رنگی اخیر در حوزة شوروی در گرجستان، اکراین و قرقیزستان از آغاز تا انجام مشاهده می‌شود. به این عبارت که این تحولات با هیجانات زیاد صورت گرفت، اما در پی عدم توان رهبران انقلاب‌ها به تحقق وعده‌ها خود این تحول با ناکامی مواجه شد. این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نقطه اشتراک این انقلاب ها آن است که همه آنها جمهوری های بازمانده از شوروی هستند و جنگ ژئواستراتژی است. با شرایط موجود و امضای پیمان سالت و نزدیک شدن آمریکا و روسیه به یکدیگر به نظر می رسد که این شرایط فروکش کند و اوضاع آرام تر شود اما این منطقه پیچیده است. در آینده با رشد دموکراسی خواهی در بین مردم مواجه خواهیم بود. دولتها نمی توانند بر مرزهای غیر فیزیکی خود کنترل داشته باشند. ماهواره ها و فضای سایبری، مخابرات و اینترنت در شکل دهی جامعه نقش اساسی دارند. تبادل اطلاعات لحظه ای شده و اقتدار دولت های ملی کاهش پیدا خواهد کرد. اگر دولتها با ملتها همدل و یکسان نشوند و بخواهند حوزه اقتدار خود را از طریق ابزارهای نظامی و امنیتی توسعه دهند، این شرایط ادامه نخواهد داشت و پیروزی برای ملت هایی است که به دنبال توسعه دموکراسی و جامعه مدنی هستند. ممکن است که دولت های مقتدر بتوانند دموکراسی را سرکوب کنند اما جهان کنونی، دنیای دیجیتال است و نمی توان مرزها را بست. شرایط کنونی به ساختارهای قانونی و مدنی خود نیاز دارد.

برخی تحلیل‌گران، سقوط سریع و غیرمنتظرة دولت در قرقیزستان را نشانه‌ای از بی‌ثباتی دولت‌ها در آسیای مرکزی تعبیر و این مسئله را عامل بی‌ثباتی در کل این منطقه می‌دانند. نظر شما در این خصوص چیست؟
این گونه نیست، در ترکمنستان دولت خیلی باثبات است. در ازبکستان مقتدرترین دولت آسیای مرکزی وجود دارد و بی ثباتی در این منطقه نیست. ممکن است در قزاقستان پس از آقای نظربایف ممکن است به خاطر ساختار قدرت که فقط در دست خاندان رئیس جمهور است این اتفاق بیافتد ولی در شرایط کنونی ثبات وهم آلودی دارد. حکومت های توتالیتر جامعه خود را گروگان گرفته اند، این مسائل ممکن است در آینده برای برخی کشورهای بزرگ و کوچک منطقه بوجود آید. در تاجیکستان اگر چه دولت خیلی مقتدر است، ولی از آنجا که جامعه دو قطبی تحت کنرل و سرکوب دولت مرکزی است به نظر من باید انتظار شرایط نامطلوب را داشت چرا که امکانات مالی کم است و از نظر انرژی و سد سازی نیز مشکل وجود دارد و دولت تاجیکستان قصد دارد تا آب را بفروشد و صادر کند و با سرمایه گذاری خارجی در تولید ساخت نیروگاههای برقابی و سپس تولید برق، آن را به افغانستان بفروشند.
درگیری های آینده منطقه نشات گرفته از آب خواهد بود. اگر افغانستان به ثبات دست یابد و سرمایه گذاری در ان صورت گیرد با افزایش جمعیت ناگزیر بعه برداشت بیشتر آب از رودخانه های مرزی با آسیای مرکزی خواهد بود که حدود یک چهارم رود پنج را شامل خواهد شد. در این صورت وضع پیچیده تر خواهد شد. با توجه به جمعیت فزاینده و نیاز روز افزون به آب، این تنش ها ادامه خواهد داشت مگر اینکه برنامه ریزی اساسی و آمایش سرزمین بین کشورهای بالادست و پایین دست صورت گیرد. به جهت بیابانی بودن منطقه امکان گسترش زمین ها نیست.

در مقابل، آیا تحولات اخیر در قرقیزستان می‌تواند به عنوان الگو عامل جرأت دهنده‌ای به مخالفین سایر دولت‌ها در آسیای مرکزی تلقی شده و به عبارتی مخالفین از این الگو برای سرنگونی سایر دولت استفاده کنند. به عبارت دیگر، با عنایت به واقعیت وجود نارضایتی‌های عمومی در برخی کشورهای آسیای مرکزی، شما احتمال تکرار سناریوی اخیر قرقیزستان در سایر کشورهای منطقة آسیای مرکزی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این مساله طبیعی است و نقطه عطفی برای خیزش مردم منطقه است چون راه را نشان می دهد که چگونه یک جریان می تواند شکل بگیرد و موفق شود مثل انقلاب رنگی که صحبت شد و دوباره دور می زند و دور دوم این بحران ها آغاز خواهد شد.

برخی گمانه‌زنی‌ها از دخالت خارجی در ناآرامی‌های قرقیزستان حکایت داشت، نظر شما در این خصوص چیست؟
مردم این کشور به زبان روسی اشنایی کامل دارند، چگونه خارجی ها 0غربی ها و چینی ها) می توانند اندیشه ای را در اینجا اشاعه دهند. به نظر من مردم قرقیزستان، با فرهنگند و نباید به ملت ها تهمت زد و ارزش کار آنها را پایین آورد. انتساب این امر به خارجی ها صحیح نیست. در شرایط کنونی ملت ها مانند گذشته ناآگاه نیستند و به شبکه های اطلاع رسانی دسترسی دارند و نمی توان جلوی فضای سایبر را گرفت. بعضی معتقد به دخالت روسیه هستند اما به نظر من این یک مساله داخلی است و مردم از این نابسامانی ها به تنگ آمده اند.

تأثیر این تحولات اخیر در قرقیزستان بر روابط خارجی این کشور به ویژه در قبال روسیه و امریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید. کدام‌ یک از این دو کشور از تحول قدرت در قرقیزستان سود بیشتری خواهند برد؟
خانم اتونبایوا اعلام کرده که قرقیزستان به تعهدات خود در برابر دیگر کشورها پایبند است. دو کشور روسیه و آمریکا در قرقیزستان پایگاه نظامی دارند. از پایگاه ماناس برای کمک رسانی لجستیک به نیروهای ناتو در افغانستان استفاده می شود و دولت قرقیزستان از این طریق درآمد کسب می کند. البته این پایگاه با نظارت سازمان ملل است و نباید گفت نیروهای بیگانه در آنجا هستند. این پایگاه‌ها مانع توسعه طالبانیسم و تروریسم هستند. با وجود برقراری این پایگاه هنوز هم ناامنی وجود دارد حال اگر این پایگاه نباشد طالبان تا پشت مرزهای ایران می آید. باید آرزو کرد که ناتو در افغانستان موفق شود و سپس این کشور را ترک کند. به نظر من صرفا خروج نیروهای خارجی مشکلی را حل نمی کند. به نفع قرقیزستان است که با روسیه و آمریکا تعامل داشته باشد.
با تشکر از آقای دکتر امیراحمدیان که وقت خود را در اختیار موسسه قرار دادند.




واژه کلیدی :قرقیزستان و واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز