بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس    25/06/88

نویسنده: حسین کهرودی 

منبع:فصلنامه علوم سیاسی 


مقدمه 

امپراتورى عثمانى آخرین خلافت اسلامى محسوب مى‏شد که بر مناطق ترکیه امروزى، بخش وسیعى از بالکان در اروپا، بخش عربى خاورمیانه و شمال آفریقا از جمله سرزمین فلسطین استیلا داشت.خلافت عثمانى‏ها در دنیاى اسلام (اهل سنت) حدود پنج قرن به طول انجامید (از سال 1299 - 1918 م).ظهور عثمانى‏ها سبب انتقال خلافت از اعراب به ترکان عثمانى شد.وجود رقابت‏هاى استعمارى بین دولت‏هاى روس، انگلیس و فرانسه و نقش استراتژیک عثمانى سبب شد تا سرزمین‏هاى این امپراتورى مورد طمع قدرت‏هاى اروپایى قرار گیرد.ورود اندیشه‏هاى ناسیونالیستى به امپراتورى عثمانى و تحریک اعراب به دست قدرت‏هاى اروپایى و از سویى پوسیدگى درونى عثمانى و ظهور ترکان جوان، بستر مناسبى براى فرو پاشى خلافت اسلامى فراهم ساخت و با تلنگر جنگ اول جهانى، "بیمار اروپا " از پا در آمد. 

قبل از پایان جنگ اول، فرانسه و انگلیس طى قرارداد "سایکس - پیکو " سرزمین‏هاى امپراتورى عثمانى را بین خود تقسیم کردند. بر این اساس، عراق، اردن، حجاز و فلسطین تحت قیمومیت انگلیس، و لبنان و سوریه تحت اداره فرانسه قرار گرفت.بنابراین با رفع سایه استبداد عثمانى از اعراب، ابرهاى تاریک استعمار غربى بر سر اعراب سایه افکند و چندین دهه آنان را تابع خود ساخت و در این مدت به تحکیم استیلاى خود بر این منطقه پرداخت در این میان، فلسطین ویژگى خاصى داشت و آن تصمیم قبلى صهیونیسم بین الملل (در 1897 در شهر بال سویس) و همیارى انگلستان براى استیلاى یهود بر این سرزمین بود.در این راستا یهودیان از سراسر جهان به فلسطین فرا خوانده شدند تا ترکیب جمعیتى این سرزمین به نفع یهودیان تغییر یابد و زمینه سیطره آنان بر فلسطین فراهم شود.این اقدامات در دهه‏هاى 1920 تا 1940 به شدت ادامه یافت و سرانجام در 1948 دولت اسرائیل اعلام موجودیت کرد که تاکنون به عنوان یک غده مشکل ساز در بدنه جهان اسلام عمل کرده است. 

- مبارزات مردم فلسطین قبل از انتفاضه 

مبارزات مردم فلسطین قبل از تشکیل رژیم صهیونیستى در سال 1948 (1327 ش) صبغه اسلامى داشت و تحت رهبرى علماى مذهبى مانند حاج محمد امین الحسینى مفتى اعظم بیت المقدس و رئیس "شوراى مسلمین‏ " فلسطین که بر محاکم شرع و اوقاف نیز نظارت داشت و شیخ عزالدین قسام و عبدالقادر حسینى قرار داشت.پس از استقرار تشکیلات رژیم صهیونیستى در فلسطین و آواره شدن مردم این کشور، سران کشورهاى عربى تحت تاثیر افکار عمومى مسلمانان، حملاتى را علیه صهیونیست‏ها سازماندهى کردند. 

فلسطینى ابتدا سازمان یافته نبودند و چشم به کشورهاى عربى دوخته بودند که فلسطین را به آنها باز گردانند.از اوایل دهه 1960 آنها به تاسیس تعداد زیادى نهادهاى سیاسى، نظامى و اجتماعى پرداختند.مهم‏ترین این نهادها، سازمان آزادى بخش است که در سال 1964 تاسیس شد و هشت‏سازمان چریکى و تعداد زیادى سازمان‏هاى غیر نظامى مربوط به امور آموزشى، اجتماعى، پزشکى، فرهنگى و مالى را زیر چتر خود گرفت. (2) 

در فاصله بین سال‏هاى 1967 (شکست‏حمله اعراب) تا 1982 (حمله اسرائیل به لبنان) سازمان‏ها و گروه‏هاى مبارز فلسطینى زیادى تاسیس، متلاشى، ادغام و یا انشعاب شدند.این سازمان‏ها عمدتا تحت تاثیر ناسیونالیسم عربى، سوسیالیسم و مارکسیسم قرار داشتند و هر کدام از جانب یکى از دولت‏هاى عربى پشتیبانى مى‏شدند و به سیاست‏هاى منطقه‏اى آن دولت وابسته بودند.در نتیجه این مبارزات، تحت تاثیر سیاست‏هاى آن دولت‏ها در عرصه بین الملل و منطقه، از مسیر اصلى خود خارج گردید و ملت فلسطین از نگاه به بیرون و اعتماد به گروه‏هاى پر طمطراق و دولت‏هاى عربى و سیاست‏هاى جهانى و سازمانهاى بین المللى دچار سرخوردگى و ناامیدى شد. 
سازمان‏هاى فلسطینى قبل از انتفاضه 

در کنار جنگ‏هاى کشورهاى عربى با رژیم اشغالگر قدس، شاهد شکل‏گیرى سازمان‏هاى مقاومت فلسطینى هستیم.تعداد این تشکل‏ها به ده‏ها حزب و سازمان و گروه مى‏رسد.مهم‏ترین این سازمان‏ها و گروه‏ها عبارتند از: 

1.سازمان الفتح: رهبران اصلى آن، یاسر عرفات، صلاح خلف و خلیل ابراهیم الوزیر، معروف به ابوجهاد، هستند.این سازمان را اکثرکشورهاى عربى میانه رو مانند عربستان و تندرو مانند لیبى و سوریه حمایت مى‏کنند. 

2.الصاعقه: این گروه را سورى‏ها ایجاد کردند و از رهبران آن مى‏توان به زهیر محسن و عصام القاضى اشاره کرد. 

3.جبهه دمکراتیک آزادى بخش فلسطین: این سازمان با ایدئولوژى مارکسیستى شروع به فعالیت کرد.رهبران اصلى آن عبارتند از: نایف حواتمه، عمر ادیب، مشهور به ابو یاسر. 

4.جبهه خلقى آزادى بخش فلسطین: این گروه که از سوى لیبى حمایت مى‏شود، طرفدار عقاید مارکسیستى است.از رهبران اصلى آن مى‏توان به جرج حبش و محمد تیسیر قبا اشاره کرد.این سازمان با سوریه روابط خوبى ندارد. 

5.جبهه خلقى آزادى بخش فلسطین - فرماندهى کل: این گروه را احمد جبرئیل از گروه قبلى (جرج حبش) منشعب ساخت و طرفدار سوریه است. 

6.جبهه آزادى بخش فلسطین: این گروه از گروه احمد جبرئیل منشعب شد.رهبران آن، طلعت توفیق و محمد العباس، معروف به ابوالعباس، هستند. 

علاوه بر گروه‏هاى فوق، سازمان‏هاى دیگرى هم در فلسطین وجود دارد که فعالیت قابل توجهى ندارند، از جمله آنها مى‏توان به "جبهه آزادى بخش عربى‏ " اشاره کرد که طرفدار عراق است. (3) 
ارزیابى مبارزات فلسطینى‏ها قبل از انتفاضه 

با نگاهى به تاریخ مبارزات مردم و گروه‏هاى فلسطینى از زمان تاسیس رژیم صهیونیستى تا قبل از انتفاضه، به خوبى روشن مى‏گردد که این گروه‏ها نتوانسته‏اند به نتایج امیدوار کننده‏اى برسند.آنها نه تنها در تشکیل یک حکومت مستقل فلسطینى موفق نبوده‏اند، بلکه سرانجام موجودیت رژیم اشغالگر را به رسمیت‏شناختند و "تصمیم بر نابودى آن‏ " را از اساسنامه سازمان آزادى بخش فلسطین (ساف) حذف کردند و مبارزات مسلحانه را مردود شمردند. 

در این جا به برخى از دلایل عمده ناکامى سازمان‏هاى فلسطینى اشاره مى‏کنیم: 

1.اختلافات ایدئولوژیکى: این گروه‏ها و سازمان‏ها داراى اندیشه‏ها و ایدئولوژى‏هاى مارکسیستى، مائوئیستى، سوسیالیستى، ناسیونالیستى بودند که همه مبتنى بر سکولاریسم و طرد دین از صحنه مبارزات بودند; از این رو نگرش آنها در خصوص فلسطین و خط مشى و عملکرد آنها در مبارزه با یکدیگر تفاوت فاحشى داشت. 

2.اختلاف در خط مشى مبارزه: اختلاف در اندیشه و ایدئولوژى این سازمان‏ها موجب اختلاف در روش و خط مشى شده است ; برخى از این گروه‏ها به عملیات در داخل سرزمین‏هاى اشغالى معتقد بودند، گروهى در سطح کشورهاى مختلف علیه صهیونیسم مبارزه مى‏کردند، بعضى به بمب گذارى و هواپیماربایى روى آوردند و گروهى دم از انقلاب کارگرى مى‏زدند.نکته مهم این که به علت عدم هماهنگى در نحوه مبارزه، در موارد بسیارى به جاى مبارزه با صهیونیسم، به درگیرى بین خود مى‏پرداختند. 

3.نداشتن رهبرى واحد. 

4.وابستگى گروه‏هاى مبارز به کشورهاى عربى: فلسطینى‏ها ابتدا براى مقابله با فشار انگلیسى‏ها و گروه‏ها مسلح یهودى به شاهان و شاهزادگان عرب متوسل شدند، در حالى که آنها خود دست نشاندگان انگلیس بودند.پس از آوارگى ملت فلسطین، گروه‏هاى مدعى مبارزه در بین مهاجران در هر کشورى، تحت تاثیر سیاست‏هاى همان کشور و به عنوان حامى دیدگاه‏هاى آن کشور در خصوص فلسطین بودند.این کشورها که این دیدگاه‏ها در مواردى متناقض بودند به جبهه‏گیرى میان مبارزان مى‏انجامید و گاهى این کشورها با مبارزان بر خورد خشنى داشتند، مانند جمعه سیاه در اردن. 

5.مقطعى بودن مبارزات: مبارزه این گروها معمولا مقطعى و در اقدامات هر از گاهى خلاصه مى‏شد که نتیجه جدى نداشت. 

با توجه به این مشکلات و نابسامانى‏ها و محدود کردن مساله فلسطین در حد یک مساله ملى تا قبل از انتفاضه، مبارزات مردم فلسطین نتوانست در جهت تشکیل کشورى واحد و مستقل و یکپارچه رهنمون شود; از سویى، تحکیم بنیان‏هاى رژیم اسرائیل و نیز سازش دولت‏هاى عربى با اسرائیل، مردم فلسطین را به تدریج از این نحوه مبارزه ناامید کرد; از طرف دیگر، با وقوع انقلاب اسلامى ایران و احیاى اندیشه دینى و درک توانایى پاسخ گویى دین به مسائل اجتماعى و سیاسى، مبارزات مردم فلسطین به مسیر اصلى و صحیح خود یعنى عجین شدن با باورهاى اسلامى هدایت‏شد و مردم فلسطین به درستى پى بردند که اسلام تنها راه رهایى و آزادى سرزمین فلسطین است. 

به منظور شناخت‏بهتر چگونگى تغییر ماهیت مبارزات فلسطینیان، به بررسى عوامل پیدایش "انتفاضه‏ " به عنوان مولود "اصول گرایى اسلامى‏ " در فلسطین مى‏پردازیم. 

عوامل و زمینه‏هاى پیدایش انتفاضه 

1.پیروزى انقلاب اسلامى ایران 

شکست اعراب از اسرائیل در جنگ 1967 در واقع شکست ناسیونالیسم عربى بود، و براى مردم فلسطین که سال‏ها دل به این اندیشه‏هاى سکولار بسته بودند، ناامیدى از این اندیشه‏ها را به دنبال داشت.این زمینه درونى و از سوى دیگر، پیروزى انقلاب اسلامى، نوید بخش تلاش و مبارزهاى نو بود. 

ظهور اسلام به عنوان ایدئولوژى فعال در صحنه سیاسى، اجتماعى و بین المللى که در قالب جمهورى اسلامى ایران تجلى یافته بود و نیز دفاع همه جانبه این نظام از آرمان فلسطین، جرقه‏اى بود بر این همه یاس و آغازى بر پایان ناامیدى: 

بلافاصله پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، نخستین مرکز جهاد اسلامى فلسطین در نوار غزه فعال شد.ظهور امام خمینى (ره) بر روى روشنفکران فلسطینى مؤثر واقع شد و سبب شد که آنها در جست و جوى راه هایى براى اعمال تعلیمات امام خمینى و نمونه او در فلسطین بر آیند.به این ترتیب، پس از دهه‏هاى پنجاه و شصت و هفتاد که اسلام از صحنه فلسطین خارج بود، مجددا مساله فلسطین به مرکزیت نهضت اسلامى معاصر منتقل شد و با این پشتوانه جدید به مقابله با پدیده اسرائیل رفت.از این به بعد اصول جهاد، شهادت و فداکارى در راه هدف که سمبل‏هاى شیعیان و شعارهاى انقلاب بود، به عنوان اصول اساسى فلسطین مطرح شد. (4) 

سخن‏گوى جهاد اسلامى فلسطین طى سخنانى در ملاقات با حضرت امام خمینى (ره) در آذر ماه 1367 اظهار داشت: 

ملت ما اکنون با نام و یاد اسلام در یک مبارزه وارد شده است...انتفاضه اسلامى و مبارکى که در حال حاضر میهن اسلامى فلسطین شاهد و ناظر آن است، بارقه‏اى از نور و بازتابى از پیروزى‏هاى بزرگ انقلاب شماست; انقلابى که بزرگ‏ترین تحول را در عصر ما به وجود آورد. (5) 

ایشان در ادامه به مفاهیم اساسى انقلاب اسلامى و شعارهاى آن اشاره کرده و مى‏گوید: 

با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهمید که راهش، راه جهاد و مبارزه است.همان گونه که پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله و مؤمنین بزرگ صدر اسلام این راه را پیمودند.ملت ما دریافت که راه مبارزه مسلحانه راهى سخت و طولانى است.ملت ما امروز همان شعارها را سر مى‏دهد.که شما منادى آن بودید.آنها با صداى بلند فریاد مى‏زنند: "لااله الاالله‏ " ، "الله اکبر " ، "پیروزى از آن اسلام است‏ ". 

شیخ اسعد تمیمى یکى از رهبران فلسطینى در خصوص تاثیر معنوى انقلاب اسلامى در جهان اسلام خصوصا فلسطین مى‏گوید: 

تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد غایب بود، حتى در عرصه واژگان، مثلا به جاى "جهاد " ، از کلماتى همچون "نضال‏ " و "کفاح‏ " استفاده مى‏شد...انقلاب ایران، واقعیت قدیمى "اسلام راه حل و جهاد و وسیله اصلى است‏ " را به سرزمین فلسطین وارد کرد. (6) 

شیخ عبدالعزیز عوده، روحانى برجسته فلسطینى که گفته مى‏شود هدایت فکرى و رهبرى روحانى "جهاد اسلامى‏ " را بر عهده دارد، معتقد است: 

انقلاب خمینى، مهم‏ترین و جدى‏ترین تلاش در بیدار سازى اسلامى براى اتحاد ملت‏هاى مسلمان بود...ایران تنها کشورى بود که واقعا بر روى مساله فلسطین متمرکز شد. (7) 

2.جنبش جهانى احیاى دین و بیدارى جهان اسلام (اصول گرایى اسلامى) 

با پیروزى انقلاب اسلامى ایران در 1357 (1979 م) بار دیگر دین در عرصه‏هاى اجتماعى سیاسى فعالانه مطرح شد.به ویژه در جهان اسلام، مسلمانان با هویتى دینى به مبارزه برخاستند و به تدریج‏بسیارى از تحولات سیاسى و اجتماعى منطقه را تحت پوشش خود قرار داد که از آن به "اصول گرایى اسلامى‏ " تعبیر مى‏شود.این جریان بر بسیارى از متفکران و اندیشمندان مسلمان تاثیر گذاشت و جهت مبارزات به ویژه فلسطینى‏ها را تغییر داد.مظاهر اسلامى مانند حجاب، حضور در مساجد رواج یافت و مساجد کانون فعالیت‏ها و مبارزات قرار گرفت. 

در دانشگاه‏هاى فلسطین نیز تشکل‏هاى اسلامى دوباره مطرح شدند و در فعالیت‏هاى اجتماعى از سایر تفکرات و اندیشه‏ها جلو افتادند.حرکت اسلامى در دانشگاه‏هاى النجاح، بیرزیت، غزه، بیت المقدس و الخلیل به نحوه چشمگیر اوج گرفت. (8) 

3.بن بست مبارزات سازمان‏ها و گروه‏هاى فلسطینى 

پنجاه سال از اشغال فلسطین به دست صهیونیست‏ها مى‏گذشت.در این رهگذر گروه‏هاى متعدد فلسطینى با شعار مبارزه با اسرائیل و صهیونیزم و آزاد سازى فلسطین اعلام موجودیت کردند.على رغم تبلیغات گسترده آنها و جوسازى‏ها و بزرگ نمایى‏هایى که هم خودشان و هم دشمنانشان از آنها مى‏کردند، نتوانستند عملکرد مطلوبى از دفاع در حقوق مردم مظلوم فلسطین از خود به یادگارى بگذارند.هیچ یک گروه‏ها و احزاب فلسطینى نتوانستند یکى مبارزه فراگیر و گسترده را علیه صهیونیزم به راه انداخته، سازماندهى و تداوم بخشند.مبارزات این گروه‏ها بیشتر در حد تبلیغات و موضع‏گیرى‏هاى سیاسى در خارج از مرزهاى فلسطین بود و فعالیت‏هاى آنها در داخل به عملیات‏هاى ایذایى محدود مى‏شد که تاثیر چندانى در سرنوشت فلسطین نداشت. 

مردم مظلوم سرزمین‏هاى اشغالى فلسطین از یک سو، شاهد عدم موفقیت و تاثیر گذارى مبارزات سازمان‏هاى پر طمطراق فلسطینى مستقر در خارج فلسطین در آزاد سازى سرزمین‏هاى اشغالى بودند و از سوى دیگر، شاهد تثبیت موقعیت صهیونیست‏ها و گسترش آبادى‏هاى یهودى نشین و استحکام موضع رژیم اشغالگر اسرائیل ; این ناامیدى از خارج و فشار صهیونیست‏ها در داخل، نقطه شروع حرکت انتفاضه و اتکاى بر فکر و اندیشه خودى (اسلام) و امکانات موجود (سنگ) در سرزمین‏هاى اشغالى بود. 

4.قطع امید از اقدامات سایر کشورها و مجامع بین المللى 

راه حل‏هاى ارائه شده از سوى مجامع بین المللى و صدور قطعنامه‏ها و بیانیه‏هاى متعدد، نه تنها نتوانستند جلو اشغال سرزمین‏هاى فلسطینى را بگیرند، بلکه به موجودیت این رژیم رسمیت‏بخشیدند.کشورهاى عربى هم که داعیه دار دفاع از ملت عرب و سرزمین‏هاى عربى بودند، موفقیتى در احقاق حقوق ملت فلسطین به دست نیاوردند.بعد از قرارداد کمپ دیوید و به رسمیت‏شناختن اسرائیل و برقرارى روابط میان اعراب با مصر که در پى قرار داد مذکور قطع شده بود، فلسطینیان به این نتیجه رسیدند که نباید چشم امید به اقدامات کشورهاى عربى داشته باشند.سازمان‏ها و مجامع بین المللى هم از آن جا که تحت نفوذ قدرت‏هاى بزرگ و به خصوص آمریکا به عنوان حامى و پشتیبان اسرائیل قرار دارند، راه حل‏هاى آنها تامین کننده آرمان‏ها و خواسته‏هاى فلسطینیان نیست و امیدوارى به آنها تکرار اشتباهات گذشته خواهد بود. 

5.موفقیت نسبى نبرد مقاومت لبنان 

حمله همه جانبه اسرائیل به لبنان در 1982، شکل‏گیرى مقاومت اسلامى مردم لبنان خصوصا "حزب الله لبنان‏ " را به دنبال داشت. ایستادگى و مبارزه مقاومت اسلامى در یک نبرد مردمى با اسرائیلى‏ها ابتدا حامیان اسرائیل (نیروهاى آمریکایى و فرانسوى) را به عقب‏نشینى و فرار از لبنان واداشت; سپس در جنگى نابرابر طى کمتر از دو دهه توانستند صهیونیست‏ها را وادار به فرار از جنوب لبنان کنند و طلسم شکست ناپذیرى اسرائیلى را در هم شکنند.پیروزى حزب الله لبنان و شکست صهیونیست‏ها، مردم مسلمان فلسطین را به این باور رساند که براى پیروزى بر اشغالگران باید اولا، مبارزه را اسلامى کرد و شعارهاى اسلامى را بر افراشت و جهاد مقدس علیه اشغالگران اعلم کرد; ثانیا، باید بدون اتکا به کشورهاى دیگر، مبارزه را اداره کرد و به انجام رساند. 
سازمان‏هاى فلسطینى بعد از انتفاضه 

انتفاضه محصول شرایط جدید روانى - فکرى و سیاسى - اجتماعى فلسطینیان در عرصه داخلى و بین‏المللى به ویژه جهان اسلام است; از این رو اندیشه‏هاى تشکیلاتى و آرمان‏هاى مبارزان و شیوه‏هاى مبارزاتى در دوران انتفاضه به صورت متفاوتى با گذشته مطرح گردید. 

هسته‏هاى اصلى مبارزه از درون مساجد و با فکر و اندیشه اسلامى شروع و گسترش یافت و مبارزات به شکل مردمى و همه جانبه در آمد.در این سال‏ها شاهد شکل‏گیرى و پیدایش سازمان‏ها و گروه‏هاى متعددى هستیم که همگى تحت نام "اسلام‏ " و شعارهاى اسلامى به فعالیت مى‏پردازند. 

سید هادى خسروشاهى این گروه‏ها را این گونه معرفى مى‏کند: 

مانند "جماعة التبلیغ و الدعوة‏ " ، که پایگاه آن در رامله قرار دارد و مبناى آن انجام فعالیت‏هاى تبلیغى و فرهنگى است; اما گروه‏هاى دیگر وجود دارند که از محدوده تبلیغ فراتر رفته و دست‏به فعالیت‏هاى سیاسى مى‏زنند; از جمله "حزب الله‏ " که در حمایت از انقلاب اسلامى به وجود آمدند.گروه "جماعة المسلمین‏ " که حضورى محدودى در نوار غزه داشت و در پى‏احکام صادره از سوى دادگاه نظامى رامله علیه برخى اعضاى آن در دهه سپتامبر 1984 علنى شد.در کنار این گروه‏ها، پاره‏اى از گروه‏ها و سازمان‏هاى اسلامى دیگر نیز به نحوى با اخوان المسلمین [نماینده جریان سنتى اسلامى] پیوند داشته و یا از آن تاثیر پذیرفته‏اند; براى نمونه سازمان الایدى المسلمة (بازوان مسلمانان) ، همچنین گروه شباب المعرکه الاسلامیه (جوانان نبرد اسلامى) در نوار غزه، حرکة الاصلاح الاسلامى (جنبش اسلامى اصلاح) و سازمان الشباب المسلم را مى‏توان نام برد. (9) 

- ویژگى‏هاى انتفاضه 

از ویژگى‏هاى انتفاضه مى‏توان به موارد زیر اشاره کرد: 

1.اسلامى شدن مبارزات: اواخر دهه 1360 ش (1980 م) دوران تحول فکرى و مبارزاتى ملت فلسطین است، زیرا از یک طرف، قیام سراسرى سرزمین‏هاى اشغالى را فرا گرفت و مبارزات مسلحانه به داخل سرزمین‏هاى اشغالى کشانده شد و از طرف دیگر، سازمان آزادى بخش فلسطین، گروه‏ها و سازمان‏هاى متشکل در آن که براى مبارزه با اشغالگران شکل گرفته بودند مسیر مبارزات خود را از مبارزه مسلحانه به مذاکرات سیاسى به منظور تشکیل دولت فلسطینى در سرزمین‏هاى اشغالى تغییر دادند. مبارزات نسل جدید فلسطین در سرزمین‏هاى اشغالى که حاصل آزمون اندیشه‏هاى مختلف مارکسیسم، سوسیالیسم ناسیونالیسم و...در چهل سال گذشته بود، پیروزى را جز در تمسک به اسلام نمى‏دید، از این رو، در این راه از شعارهاى اسلامى استفاده مى‏کرد.سخن گوى جهاد اسلامى در سال 1367 شمسى در ملاقات با امام خمینى (ره) چنین مى‏گوید: 

ملت ما پس از سالیان دراز شعارهاى قومى گرایى و الحاد را به یک سو انداخت، شعارى که استعمار آن را رواج داده بود، و شعار اسلام را بر افراشت.ملت ما فهمید که راهش راه جهاد و مبارزه است، همان گونه که پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله و مؤمنین بزرگ صدر اسلام این راه را پیمودند. (10) 

طى دهه‏هاى آخر قرن بیستم میلادى توجه مردم فلسطین خصوصا جوانان به شعائر اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت‏بیشتر شده است.تعداد مجلات و نشریات اسلامى از قبیل الثورة الاسلامیه، الحقیقة، طلیعة الاسلامیة، صوت الجماعة الاسلامیة افزایش یافته‏اند.گرایش بانوان به رعایت‏حجاب اسلامى افزایش یافته و مشروب فروشى‏ها و مراکز فساد و فحشا مورد حمله قرار مى‏گیرند.نوع شعارهایى که داده مى‏شود بر خاسته از متن اسلام است.سخن گوى جهاد اسلامى شعارهاى انتفاضه را این گونه بیان مى‏کند: 

آنها با صداى بلند فریاد مى‏زنند: "لا اله الا الله‏ " ، "الله اکبر " ، "پیروزى از آن اسلام است‏ ". 

2.نقش مساجد در مبارزات: یکى از ویژگى‏هاى مهم قیام ملت فلسطین در پایان قرن بیستم (انتفاضه) ، سامان یافتن مبارزات در مساجد و شروع حرکت از این مکان مقدس است.اقشار مختلف مردم در مساجد تجمع مى‏کنند و در مورد موضوعات مختلف سیاسى، اجتماعى و اقتصادى و...آگاه مى‏شوند.آنها در قبال سرنوشت‏خود و انجام وظایف و مسؤولیت‏هاى دینى حساسیت نشان مى‏دهند و اندیشه و فکر اسلامى آنها را به حرکت و مبارزه وا مى‏دارد. 

با افزایش روحیه اسلام گرایى مردم و حرکت‏هاى اسلامى، تعداد مساجد هم در فلسطین اشغالى به فزونى مى‏گذارد و به طور متوسط طى 35 سال اخیر هر سال حدود بیست مسجد به مساجد کرانه باخترى رود اردن افزوده شده و از چهارصد مسجد به 750 مسجد افزایش پیدا کرده است; همچنین در نوار غزه تعداد مساجد طى دو سال اخیر به سه برابر افزایش یافته است.مساجد محل بحث و گفت و گوى مسائل سیاسى روز شده، تظاهرات علیه اشغالگران از مساجد شروع مى‏شود.یک سرى فعالیت‏هاى اجتماعى از قبیل کمک به خانواده‏هاى بى‏بضاعت، تاسیس مهد کودک، سازماندهى اردوگاه‏هاى کار و...در مساجد صورت مى‏گیرد. (11) به اعتراف تمامى منابع سیاسى جهان، انتفاضه "از مساجد شروع شد و هر خانه را به یک مسجد تبدیل کرده است، به طورى که مسجد الاقصى به کانون مبارزات و مقاومت جوانان فلسطینى مبدل شده و صوت دلنشین و دشمن شکن "الله اکبر " از مناره‏ها و گلدسته‏ها پخش و اشغالگران را به وحشت انداخته است‏ ". (12) دومین مرحله انتفاضه در ماه‏هاى پایانى سال 2000 که هنوز هم ادامه دارد و به "انتفاضه الاقصى‏ " مشهور است، از مسجد الاقصى و در نتیجه بى‏حرمتى اریل شارون آغاز شد. 

در خصوص نقش مساجد در قیام مردم فلسطین (انتفاضه) شیخ "محمد حسین‏ " امام جماعت مسجد الاقصى در مصاحبه‏اى مى‏گوید: 

در حال حاضر مسجد به صورت انجمنى براى گروه‏هاى مسلمانان و نیز منبع الهام و ثبات و پیوستگى آنان جهت مقابله با دشمن اشغالگر در آمده است.مسجد در ایفاى این نقش موفقیت زیادى کسب کرده و به مسلمانان توشه‏هاى فراوانى براى مواجهه با دشوارى‏ها داده و ثابت کرده است که انسان بیش از هر چیز دیگر با عقیده زنده است.بزرگ‏ترین پشتیبان این ملت عقیده اسلامى آن است که چنانچه نبود، در برابر همه رویدادها بزرگ هویت‏خود را از دست مى‏داد...دین و عقیده است و در این مجال، هیچ گونه سازش و اغماض امکانپذیر نیست. (13) 

3.انتقال مبارزات از خارج به داخل سرزمین‏هاى اشغالى: تا قبل از انتفاضه، تصمیم‏گیرى براى مبارزه عمدتا در خارج از سرزمین‏هاى اشغالى و به دست گروه‏ها و سازمان‏هاى سیاسى که خود تحت تاثیر کشورهاى دیگر بودند صورت مى‏گرفت و به لحاظ اجرایى هم بیشتر مبارزات در خارج از فلسطین انجام مى‏شد; اما از زمان شروع انتفاضه، مبارزات به دست مردم سرزمین‏هاى اشغالى و در شهرها و روستاهاى فلسطین صورت مى‏گیرد. 

4.مردمى و فراگیر شدن مبارزه: اگر چه صهیونیست‏ها و یک سرى عوامل دیگر موفق شده بودند به شکلى عمل کنند که مبارزه فلسطینى‏ها در مبارزه گروه‏ها و سازمان‏هاى سیاسى خلاصه شود تا بتوانند با آنها به معامله و مذاکره و سازش بپردازند، ولى انتفاضه انحصار را شکست و مبارزه با صهیونیست‏ها را در سطح جامعه گسترش داد.کلیه اقشار و اصناف و طبقات، مبارزه با اشغالگران را فریضه‏اى واجب مى‏دانند.هر کس بتواند شعارى بدهد و سنگى پرتاب کند، کودک ده ساله تا پیرمرد هفتاد ساله، اعم از زن و مرد در حرکت اسلامى انتفاضه شریک هستند.جز اسلام و اسلامى شدن مبارزات هیچ عاملى نمى‏توانست توده‏هاى عظیم مردم را به چنین حرکتى وا دارد. 

5.استمرار و تداوم مبارزات: مبارزات گروه‏هاى فلسطینى به شکل مقطعى و عملیات‏هاى نظامى و ضربه زدن به اسرائیل بود، ولى انتفاضه حرکتى مستمر و مداوم است و توانسته ضربات سیاسى، اقتصادى و نظامى مهمى به رژیم اشغالگر قدس وارد سازد و با بسیج نیروها و کسب حمایت‏بین‏المللى از تداوم زمانى مناسبى برخوردار باشد. 

6.اتکاى به منابع داخلى به جاى وابستگى به کشورهاى خارجى: همان طور که در بخش مربوط به سازمان‏هاى فلسطینى قبل از انتفاضه ملاحظه شد، اکثر قریب به اتفاق گروه‏هاى مبارز فلسطینى وابسته به کشورهاى عربى منطقه بودند و تحت تاثیر اندیشه‏ها و تفکرات شرقى و غربى و سیاست‏هاى کشورهایى که مقیم آنها بودند عمل مى‏کردند، در حالى که انتفاضه متکى به نیروهاى داخلى است که جز از طرف توده‏هاى مردم شهر و روستا حمایت نمى‏شوند و تصمیمات آنها فقط متکى بر نیازها و روش هایى است که خود تشخیص مى‏دهند. 
پایگاه اجتماعى انتفاضه 

اصول گرایى اسلامى با الهام از دستورها و احکام اسلام به یک قشر یا طبقه خاصى محدود نمى‏شود، بلکه حرکتى فراگیر و گسترده است و شامل کلیه اقشار و طبقات جامعه مى‏شود.در انتفاضه فلسطین تمامى اقشار جامعه از زن و مرد، پیر و جوان، شهرى و روستایى، دانشجو و کارگر و حتى افراد خردسال شرکت دارند ; البته هسته‏هاى اصلى مبارزه و نیروهاى پر حرارت و فعال آن را روحانیان و روشنفکران و جوانان و دانشگاهیان و دانش‏آموزان تشکیل مى‏دهند. 

1.روحانیان: مساجد و روحانیان پایگاه اصلى مبارزه و فعالیت‏هاى سیاسى، اجتماعى را تشکیل مى‏دهند.آنها با الهام از احکام و مقررات اسلامى در ایجاد انگیزه روانى براى مبارزه با ظلم و ستم، پیوستگى و وحدت بین نیروها و افزایش فعالیت‏هاى سیاسى و اجتماعى و نیز انتفاضه، نقش اصلى و اساسى را ایفا مى‏کنند.از میان آنها مى‏توان به شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، و شیخ عبدالعزیز عوده، رهبر معنوى جهاد اسلامى، و شیخ عبدالله درویش از افراد مؤثر در تشکیل آن نام برد. 

2.دانشجویان : نخستین نشانه‏هاى بارز ظهور اصول گرایى اسلامى در صحنه مبارزات ملت فلسطین را مى‏توان در دانشگاه‏ها و به دست گرفتن کنترل اتحادیه‏هاى دانشجویى به وسیله دانشجویان مسلمان مشاهده کرد.با دقت در فعالیت‏هاى اسلامى دانشگاه‏هاى النجاح، بیرزیت، غزه، بیت المقدس و الخلیل، افزایش فعالیت نیروهاى اسلامى مشخص مى‏شود.از اواخر دهه هفتاد و تحت تاثیر جریانات بیدارى اسلامى در سطح جهان اسلام، حرکت اسلامى در دانشگاه‏ها شروع به رشد کرد و توانست‏برترى قابل ملاحظه‏اى نسبت‏به سایر تشکل‏ها در اتحادیه‏هاى دانشجویان کسب کند. 

3.جوانان و نوجوانان: علاوه بر دانشجویان که خود از جوانان جامعه به شمار مى‏روند، سایر جوانان و نوجوانان نیز از فعالان اصلى و پر انگیزه نهضت اسلامى فلسطین هستند.جوانان موفق شده‏اند صحنه مبارزات را در سراسر فلسطین گسترش دهند و به کارهاى تشکیلاتى و سازماندهى مشخص روى بیاورند.تشکیل گروه هایى مانند "الشباب المسلم‏ " و "شباب المعرکة الاسلامیه‏ " نتیجه حضور گسترده جوانان در صحنه مبارزات جدید ملت فلسطین است. 

پى‏نوشت‏ها: 

2) آلاسدیردرایسدل و جرالد اچ.بلیک، جغرافیاى سیاسى خاورمیانه و شمال آفریقا، ترجمه دره میر حیدر (تهران: دفتر مطالعات وزارت خارجه) ص 389. 

3) مهدى حسنى، فلسطین و صهیونیزم (قم: مرکز تحقیقات اسلامى سپاه، 1376) ص 81 - 84 (با تلخیص). 

4) جمیله کدیور، رویارویى انقلاب اسلامى ایران و امریکا (تهران: مؤسسه اطلاعات، چاپ دوم، 1374) ص 108 و 109. 

5) روزنامه جمهورى اسلامى (13/3/1376) ص 12. 

6) جمیله کدیور، پیشین، ص 114. 

7) همان. 

8) ر.ک: سید هادى خسرو شاهى، اسرائیل پایگاه; امپریالیزم و حرکتهاى اسلامى در فلسطین (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1370) ص 143. 

9) همان، ص 147 - 148. 

10) روزنامه جمهورى اسلامى (سه شنبه، 13/3/76). 

11) ر.ک: سید هادى خسرو شاهى، پیشین، ص 139 و 140. 

12) سازمان تبلیغات اسلامى، مساله فلسطین و خیزش نسل جدید، ص 26. 

13) مهدى حسنى، پیشین، ص 140. 




واژه کلیدی :فلسطین و واژه کلیدی :انقلاب اسلامی و واژه کلیدی :ایران