بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس      ١٧/٠۶/٨٨

بهروز بیک علیزاده، تحلیل گر ارشد بازار نفت در وزارت نفت ایران


به گزارش گروه اقتصاد بین الملل خبرگزاری فارس ، نشریه تحقیقات اقتصادی میس در تازه ترین شماره خود در مقاله ای به قلم بهروز بیک علیزاده، تحلیل گر ارشد بازار نفت در وزارت نفت ایران به بررسی وضعیت و سیاستهای اوپک پرداخته است .این تحلیل براساس نظر شخصی نویسنده بوده است و متن کامل آن به شرح زیر است:
نمایندگان اوپک اخیراً اظهار کرده اند که این سازمان به منظور تنظیم تولید، به سطح ذخایر نفتی تجاری در کشورهای عضو OECD نیز توجه خواهد داشت و در صورتی که این کشورها نتوانند سطح مورد نیاز ذخایر را کاهش دهند، کشورهای عضو اوپک از افزایش تولید اجتناب خواهند کرد. همین نمایندگان ضمناً به این نکته نیز اشاره داشته اند که هنگام تصمیم گیری، سقف تولید نیز به عنوان موضوع مهمی در نظر گرفته خواهد شد که نشان می دهد تنها موضوع مهم ، سطح قیمت نفت نمی باشد بلکه سطح ذخایر نفتی تجاری است که مورد نظر می باشد.
متوسط ذخایر نفتی تجاری در پنج سال گذشته معمولاً، محدودة مطلوبی بوده است. این بدان معنی است که تا زمانی که سطح ذخایر در کشورهای عضو OECD، بیش از 54ـ 52 روز از مصرف آینده را شامل شود، اوپک به سیاست تنظیمی خود ادامه خواهد داد و تغییر در سطوح تولید را نخواهد پذیرفت. طبق گزارش اخیر اوپک، سطح ذخایر نفتی در کشورهای عضو OECD تا پایان سه ماه نخست 2009، در حد 61 روز قرار داشت. آژانس بین المللی انرژی (IEA) این رقم را 62 روز برآورد کرده است. طبق آمار اوپک، متوسط ذخایر نفتی OECD برای پنج سال گذشته، 54 روز بوده است و طبق آمار ارائه شده توسط IEA، این متوسط، 52.7 روز بوده است.
برخی از متخصصان در زمینه نفت اعتقاد دارند که ذخایر نفت 50 روزة ، قیمت ها را تا حد زیادی افزایش خواهد داد، 53 روز فقط قیمت ها را تقویت خواهد کرد، 57 روز افت قیمتها را بدنبال خواهد داشت و 60 روز موجب افت شدید قیمت می گردد. بنابراین جای تعجب نیست اگر نمایندگان اوپک چندان اطمینانی ندارند که ذخایر نفتی در کشورهای OECD حتی به کمتر از 54ـ 52 روز مصرف آینده برسد. سقوط سطح ذخایر نفتی بدان معنی خواهد بود که نه تنها هر گونه مازاد نفتی در بازار پایدار نخواهد بود بلکه مصرف کنندگان مجبور خواهند بود نفت را از ذخایر خود بیرون آورند تا بتوانند نیازهایشان را مرتفع سازند و به همین دلیل قیمت نفت افزایش خواهد یافت.
به کارگیری معیار تعداد روزهای نگهداری نفت در ذخایر برای تصمیم گیری راجع به سهمیة تولید نفت اوپک مفید خواهد بود زیرا در ان صورت، اوپک از طرف مصرف کنندگان به ایجاد آشوب در اصول بازار آزاد برای تعیین قیمت نفت متهم نخواهد شد. بنابراین فشارهای سیاسی بر تولید کنندگان اوپک تا حدودی فرو خواهد نشست. در ضمن، کار برد این معیار جدید در شرایط کنترل تولید نیز به ناکار آمدیهایی خاصی مربوط می شود که نمایندگان اوپک باید به آنها توجه ویژه معطوف دارند.
طبق جدول تراز عرضه و تقاضای اوپک، تنها 100 هزار بشکه در روز مازاد نفت در بازار در سه ماه اول 2009 وجود داشت. در همین حال، طبق گزارش اوپک، کل ذخایر نفتی در کشورهای OECD در سه ماه اول 2009 در مقایسه با سه ماه پایانی 2008 تا 65 میلیون بشکه (افزایش 43 میلیون بشکه در ذخایر تجاری و 21 میلیون بشکه در ذخایر استراتژیک) افزایش یافت و حجم نفت نگهداری شده در مخازن اخیراً تا 41 میلیون بشکه کاهش یافته است. به عبارت دیگر، ذخایر تجاری و استراتژیک در کشورهای OECD تا بیش از مقدار مازاد نفت در این بازار افزایش یافته است.
در واقع ذخایر نفتی تجاری در منطقة OECD از 59 روز پوشش آینده به 61 روز افزایش یافته است. البته، ممکن است چنین بنظر برسد که ذخایر نفتی در کشورهای غیر OECD که اصولاً از انتشار ارقام خود سرباز می زنند نیز ممکن است کاهش یافته باشد. هرچند این موضوع قانع کننده نیست زیرا در سه ماه اول سال 2009 ، قیمت نفت در بازارهای آینده برای ماههای آیندة بسیار دور، بیش از ماههای آینده نزدیک بود.
در زمانی که انتظار می رفت قیمت ها در ماههای بعدی افزایش یابد، برداشت از ذخایر منطقی بنظر نمی رسید.
برای درک تحرکات ذخیرة نفت در کشورهای غیر اوپک، نگاهی به سیاست ذخیره سازی چین، مفید خواهد بود. گزارشات خبری اخیر نشان می دهد که ذخایر نفت تجاری در چین افزایش یافته اند و ذخیره سازی تکمیل شده است. کمپانیهای چینی، ذخایر نفت تجاری خود را تحت شرایطی پر نمودند که در آن قیمت نفت در مقایسه با قیمتهای همان دورة زمانی گذشته، کاهش یافته بود.
از طرف دیگر همانند اوپک که در چشم انداز اخیر عرضه و تقاضای خود، وضعیت بازار را در سه ماه اول 2009 ، با 100 هزار بشکه نفت مازاد در روز به تصویر کشید، جدول عرضه و تقاضای IEA نیز 100 هزار بشکه مازاد نفت در روز را برآورد می کند. در همین زمان این آژانس معتقد است که ذخایر کل در کشورهای OECD تا 58 میلیون بشکه (38 میلیون بشکه در ذخایر نفت تجاری 20 میلیون بشکه در ذخایر استراژیک) افزایش یافته است. بعلاوه، 500 هزار بشکه در روز به نفت ذخیره شده در مخازن افزوده شده است. بر این اساس، IEA مجبور بوده است بپذیرد که 101 میلیون بشکه نفت که شامل ذخایر گزارش نشده در کشورهای OECD و ذخایر کشورهای غیر OECD می باشد، در هر روز کاهش یافته است. البته آمار این آژانس برداشت از ذخایر در زمانی که انتظار افزایش قیمت وجود دارد را توجیه نمی کند.
طبق گزارش اوپک ، اگرچه کشورهای عضو اوپک تولید نفت خام خود را با هر سرعتی به میزان 2 میلیون بشکه در روز در فصل اول 2009 در مقایسه با فصل چهارم 2008 کاهش داده اند، ذخایر کشورهای OECD در حال افزایش بوده است. این واقعیتی است که IEA نیز به آن اذعان دارد. به عبارت دیگر، این آمار نشان می دهد که دیگر ارتباطی بین ذخایر و برنامه تنظیم تولید اوپک وجود ندارد.
این واقعیات همچنین نشان می دهد که عدم دسترسی به آمار به موقع و دقیق، تأیید کننده این نظریه است که سطح ذخایر نفتی نمی تواند معیار دقیقی برای تنظیم و کنترل تولید باشد. همة این ناکارآمدی ها، نتیجة این واقعیت است که تغییر در ذخایر نفتی تجاری تنها بدلیل مازاد یاکمبود عرضه در بازار نمی باشد بلکه فاکتورهای دیگری نیز مسئول تغییرات سطوح ذخایر می باشند.
وقتی در بازار آینده، قیمتهای آیندة بسیار دور بالاتر از آیندة نزدیک باشند، مصرف کنندگان نفت ترجیح می دهند ذخایر خود را به منظور جلوگیری از خرید نفت گران تر برای مصرف اینده، افزایش دهند و هرچه این فاصله بیشتر باشد، مصرف کنندگان بیشتری از ذخیرة نفت سرباز خواهند زد. برعکس، در موردی که قیمت های آیندة نزدیک تر از قیمت های آیندة دور پیش گیرند (بعضی وضعیت که حرکت به علت بر بازار مسلط گردد)، مصرف کنندگان ترجیح می دهند نفت را از ذخایر خود برداشت کرده و برای نیازهای نفتی آیندة خود با قیمت بازار پایین تری اقدام کنند.
از لحاظ تئوری، کاهش سهمیه تولید اوپک می تواند به کمبود فیزیکی نفت در بازار، افزایش قیمت های فعلی و آینده نزدیک و کاهش قدرت Contango منجر شوند که در این مورد، انگیزة کمتری برای ذخیرة نفت باقی خواهد ماند. تأثیر اقدامات انجام شده توسط اوپک در سطح ذخایر نفت دیده شده و هر گونه تغییر در سطح ذخایر باید نشان دهد که آیا اوپک تولید خود را افزایش یا کاهش داده است. چنین چیزی در عمل در بازار نفت اتفاق نمی افتد زیرا ساختار قیمت ها در بازار آینده فقط از طریق اوپک کنترل نمی شود و به فاکتورهای دیگری نیز بستگی دارد.
توسعه های سیاسی، چشم انداز اقتصاد جهانی، تغییرات پیش بینی شده در تقاضای فصلی، پیش بینی احتمال قطع عرضه بدلیل نوسانات جوی فصل، پیش بینی محتکران دربارة توسعه قیمت ها و واکنش آنها به توسعة بازار و همچنین بسیاری فاکتورهای دیگر می توانند بر سطح قیمت های آتی در ماههای پیش رو مؤثر باشند.
در همین حال، نرخ سود و هزینه ذخیره و انبارش، فاکتورهای مؤثر بر تصمیم گیری در این مورد هستند که آیا انبارش نفت، از لحاظ اقتصادی علمی است یا نه. دستاوردها و عملکردهای پالایش نیز می توانند بر سطح ذخایر نفت مؤثر باشند.
نکتة جالب آن است که قیمت ها و ساختار آنها برای چند ماه آتی در بازار آینده بر دیدگاه مربوط به ذخایر مؤثر خواهد بود در حالی که این قیمت ها فقط تحت تأثیر پایه های بازار نیستند بلکه محتکران و مؤسسات مالی نیز نقش مهمی در تعیین قیمت ها بازی می کنند. انتظارات محتکران و مؤسسات مالی از حوادث آینده بر واکنش آنها تأثیر می گذارد، اگرچه این توقعات ممکن است هرگز به واقعیت نپیوندد.
در همین حال، مؤسسات مالی با حفظ ارزش دارایی های خود از بازار آینده منتفع خواهند شد. زمانی که ارزش دلار آمریکا در مقابل واحدهای پولی قدرتمند دیگر سقوط می کند یا زمانی که نرخ تورم افزایش می یابد، آنها به بازارهای تبادل نفت و کالا وارد می شوند و بر قیمت ها تأثیر می گذارند و این تحرکات قیمت می تواند به خوبی بر رفتار ذخیره سازی مؤثر واقع شود.
امکانات ذخیره شناور نیز وجود دارد که به نوبة خود معیار سطوح ذخیره برای کنترل تولید را پیچیده تر می سازد. کمپانی ها و تجار نفت مثل شل، کوچ، ویتول، گلنکور و BP، نفت را در مخازن عظیمی در مجاورت مقصدهای مصرف ذخیره می کنند و در زمانی که قیمت نفت به اندازه کافی بالا باشد، ذخایر خود را در بازار به فروش می رساند. برای دنبال کردن چنین فرآیندی، این کمپانی ها مجبور هستند نرخ های سود و هزینه های کرایه مخزن را در نظر داشته باشند.
طبق گزارشات اواخر ژوئن، بیش از 70 میلیون بشکه نفت در مخازن ذخیره شده است که افزایش 20 میلیون بشکه در مقایسه با ماه می را نشان داد. هر چند زمانیکه قیمت فعلی نفت افزایش می یابد، ذخیره نفت در مخازن، دیگر با صرفه بنظر نمی رسد. هزینة ذخیره هر بشکه نفت در مخازن حدود 1 دلار در ماه است. بنابراین، این کمپانی ها سعی دارند ذخایر نفتی خود را به بازار عرضه کنند و چنین اقدامی می تواند طرح کنترل و تنظیم تولید و اوپک را دچار مشکل سازد. بنابراین بنظر می رسد ابهامات و پیچیدگی هایی که به معیار تعداد روز پوشش نفت در کشورهای OECD مربوط می شود، اوپک را از کاربرد این معیار برای تنظیم و ایجاد ثبات در بازار باز دارد.
کاملاً مشخص است که در وضعیت فعلی بازار، قیمت های کنونی تحت تأثیر فاکتورهایی غیر از پایه های فیزیکی بازار هستند و فقط تحت تأثیر رفتار اوپک نمی باشند. بنابراین، عیوب کاربرد قیمت های فیزیکی یا قیمت سبد اوپک بعنوان شاخصی برای تنظیم دقیق سطح تولید نیز مشخص و معلوم هستند. به این ترتیب، سؤال این است که آیا تا زمانی که یک جایگزین مناسب برای قیمت هدف یا یکپارچگی قیمت ها کشف نشده است ، تصمیمات اوپک باید به معیاری مرتبط باشد که با ابهامات و پیچیدگی های بسیاری روبرو است.




واژه کلیدی :اوپک و واژه کلیدی :نفت و واژه کلیدی :امنیت