بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸

روزنامه جمهوری اسلامی                ٠۵/٠۵/٨٨       منبع: خبرگزاری فارس


جنگ 33 روزه « تغییری راهبردی » در منازعه عربی و رژیم صهیونیستی ایجاد کرد که توانست سران آن را یکی پس از دیگری مجبور به کناره گیری کند و در واقع توازن قوا را به نفع مقاومت تغییر داد . جمعه 23 مرداد سومین سالگرد شکست خفت بار رژیم صهیونیستی و روز مقاومت اسلامی است . 21 تیر ماه سال 1385 رژیم صهیونیستی به بهانه آزاد کردن دو نظامی خود جنگ نابرابری را علیه حزب الله لبنان به راه انداخت ولی به هیچ یک از هدف های از پیش تعیین شده خود دست نیافت و وادار به پذیرش قطعنامه 1701 شد از آن پس مقامات ارشد این رژیم آشکارا به شکست تل آویو در این جنگ اعتراف کردند.
رژیم صهیونیستی مدعی شده بود حمله به لبنان برای آزاد کردن دو نظامی این رژیم بود که توسط حزب الله در منطقه مرزی « عیتا الشعب » به اسارت نیروهای حزب الله در آمده بودند اما « سیدحسن نصرالله » دبیرکل حزب الله لبنان از همان ابتدا اعلام کرد که رژیم صهیونیستی از قبل نقشه حمله به لبنان را در سر داشته است . سید حسن نصرالله با اشاره به طرح های از پیش طراحی شده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله به لبنان گفته بود : مقاومت ما سناریوی آنها را ناکام گذاشت زیرا دشمن مجبور شد قبل از تکمیل اطلاعات خود دست به این اقدام بزند. اکنون پس از گذشت سه سال از پیروزی مقاومت اسلامی جنوب لبنان بار دیگر صدق سخنان سیدحسن نصرالله بر همگان آشکار شد . آنجا که رئیس سابق ستاد مشترک رژیم صهیونیستی در سالروز تهاجم به لبنان طی سخنانی در همایش بررسی جنگ 33 روزه که از سوی مرکز تحقیقات امنیت ملی در دانشگاه « تل آویو » برگزار شد اعتراف کرد که جنگ اسرائیل علیه لبنان در سال 1385 زائیده عملیات به اسارت گرفته شدن سربازان اسرائیلی نبود بلکه این جنگ با اتکا به اطلاعات امنیتی از پیش طراحی شده بود. « دان حالوتص » افزود : تصمیم اسرائیل برای شروع جنگ علیه لبنان صحیح و عادلانه و بیانگر فهم دقیق از واقعیت بود و عملیات نظامی و حملات شدیدی که نیروی هوائی اسرائیل در این جنگ انجام داد تبلور چیزی بود که از پیش آماده کرده بودیم . به همین دلیل جنگ دوم لبنان زائیده به اسارت گرفته شدن دو سرباز اسرائیلی توسط حزب الله نبود. وی تصریح کرد : اگر اطلاعات امنیتی که پیش از جنگ دوم لبنان بدست آمده بود اکنون نیز وجود داشت بار دیگر توصیه می کردم که جنگ سوم علیه لبنان آغاز شود. دان حالوتص نخستین کسی بود که بهای شکست در جنگ 33 روزه را پرداخت و پس از این جنگ مجبور شد از سمت ریاست ستاد مشترک ارتش اسرائیل کنار رود .
به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران مسائل خاورمیانه رژیم صهیونیستی از حمله به لبنان دو هدف عمده را دنبال می کرد یکی متلاشی کردن حزب الله لبنان و دیگری آزاد کردن دو نظامی خود. با نگاهی به تحولات سیاسی منطقه در می یابیم که رژیم صهیونیستی در این جنگ نه تنها به هیچ یک از دو هدف مزبور دست نیافت بلکه مجبور شد در تیرماه 1387 اجساد 199 شهید لبنانی فلسطینی و عرب را در مقابل 2 جنازه اسیر اسرائیلی که در عملیات « الوعد لصادق » 21 تیر ماه 1385 به اسارت گرفته شده بودند تحویل حزب الله دهد . در عملیات تبادل اسرا بین رژیم صهیونیستی و حزب الله که با میانجیگری آلمان صورت گرفت همچنین « سمیر قنطار » (قدیمی ترین اسیر لبنانی در بند رژیم صهیونیستی به همراه چهار تن از مبارزان مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه به اسارت گرفته شده بودند آزاد شدند . به هر حال حزب الله لبنان که فاقد تجهیزات و ادوات یک ارتش کلاسیک بود و جنگ نابرابری را در برابر ششمین ارتش دنیا اداره کرد 3 هزار و 465 فروند موشک را به سوی مناطق صهیونیست نشین سرزمین های اشغالی شلیک کرد که علاوه بر ایجاد ناامنی روانی برای صهیونیست ها برتری و ابتکار عمل را در میدان جنگ به دست گرفت .
با ادامه یافتن جنگ مشخص شد که هدف اصلی اسرائیل متلاشی کردن حزب الله بوده است . شاید بتوان گفت که این جنگ اجتناب ناپذیر بود و دیر یا زود اتفاق می افتاد و در این میان اسارت دو نظامی اسرائیلی بهانه ای برای آغاز حملات شد. اسرائیل همواره از حضور حزب الله در مرزهای جنوب لبنان نگران بود و ترجیح می داد که این نگرانی را از طریق اعمال فشار جهانی علیه سوریه و متحدان آن بر طرف سازد. با توجه به روند تحول اوضاع در لبنان که نشانی از خلع سلاح حزب الله در آن دیده نمی شد رژیم صهیونیستی مترصد فرصتی بود تا با قدرت نظامی خود حزب الله را از میان برداشته و به تغییر آرایش سیاسی در لبنان کمک کند.از نظر « ایهود اولمرت » نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی بحران حاکم بر لبنان زمینه را برای پایان دادن به تهدید حزب الله چه از طریق خلع سلاح آن و چه از راه نابودی امکانات نظامی و رفاهی اش فراهم کرده بود. پنج روزی از جنگ می گذشت که « زیپی لیونی » وزیر امور خارجه وقت رژیم صهیونیستی که در حال حاضر سمت ریاست حزب « کادیما » و اوپوزیسیون را برعهده دارد در کنفرانسی مطبوعاتی هفت شرط عجیب و غریب را برای آتش بس اعلام کرد که این شرطها عبارت بودند از : لزوم آزادی سربازان اسیر توقف شلیک موشک به اسرائیل اجرای قطعنامه 1559 از بین رفتن حزب الله و تضمین عدم تجهیز مجدد آن استقرار ارتش لبنان و دور شدن حزب الله از مرزهای جنوب لبنان . در این میان احزاب و گروه های داخلی مخالف حزب الله در لبنان و اعراب محافظه کار نیز با اسرائیل همسو شدند به طوریکه « فواد سنیوره » نخست وزیر لبنان در دوره جنگ 33 روزه به ارتش دستور داد خودروهای حامل سلاح که به سمت جنوب لبنان درحال حرکتند توقیف کنند و یکی از سرویس های امنیتی وابسته به ائتلاف 14 مارس نیز سرگرم تحقیق برای یافتن محل اختفای رهبران حزب الله و شخص سید حسن نصرالله شده بود تا به اسرائیلی ها اطلاع دهد.
کارشناسان بر این نظر بودند که حزب الله تنها بهانه ای بیش نبوده و کسانی که جنگ را به راه انداخته و از آن حمایت کرده اند برنامه گسترده تری را در نظر داشتند که فراتر از منطقه و بقای حزب الله بود. چنانکه با شدت یافتن درگیری ها کاخ سفید نیز در راستای طرح خاورمیانه ای جدید خود و برای سرکوب نیروهای مخالف در منطقه و حمایت از آنچه « دولت های میانه رو » در منطقه می خواند هیچ عجله ای از خود برای برقراری آرامش در منطقه نشان نداد و تمایل داشت که به اسرائیل زمان کافی برای درهم کوبیدن حزب الله و نیز تخریب زیر ساخت های اقتصادی لبنان را بدهد. در این راستا « کاندولیزا رایس » وزیر امور خارجه دولت بوش در پاریس از جنگ لبنان به عنوان لحظه ای سرنوشت ساز برای اتحاد کشورهای عرب میانه رو با آمریکا جهت رویارویی با دولت های تهران و دمشق یاد کرد که به ادعای وی از حزب الله لبنان و جنبش فلسطینی حماس حمایت می کنند. علاوه بر آن کشورهای اروپایی و نیز برخی از کشورهای عربی مثل عربستان و مصر و اردن در باز گذاشتن دست رژیم صهیونیستی در لبنان اتفاق نظر داشتند.
بر اساس آمار رسمی منتشر شده به دنبال تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان بیش از یکهزار و 200 لبنانی که بیشتر آنان را غیر نظامیان تشکیل می دادند شهید و 4 هزارو 400 نفر نیز مجروح شدند و 270 تن از نیروهای مبارز حزب الله و 50 نظامی و پلیس لبنانی و 5 تن از نیروهای حافظ صلح کشته شدند . این جنگ 8 میلیارد و 200 میلیون دلار خسارت مستقیم به لبنان وارد کرد . در این جنگ 158 نفر نیز از نظامیان اسرائیلی کشته و 43 غیرنظامی در اثر حمله موشکی حزب الله لبنان کشته شدند . بر اساس آماری که دولت لبنان منتشر کرده است در این جنگ در مجموع 125 هزار باب منزل و آپارتمان های مسکونی لبنان تخریب یا خسارت دیده اند . به رغم اجماع بین المللی و نیز حمایت برخی گروه های لبنانی از رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه نیروهای حزب الله در عرصه نظامی موفق شدند اسطوره شکست ناپذیری اسرائیل را در هم بکوبند به گونه ای که این شکست برای اسرائیلی که به غیر از پیروزی به چیز دیگر در میدان جنگ نمی اندیشید قابل تصور نبود و برای این رژیم بسیار سنگین تمام شد. به رغم برخورداری رژیم صهیونیستی از تجهیزات پیشرفته و نفرات بیشتر حزب الله برتری محسوسی بر این رژیم داشت و بدین ترتیب حزب الله نه تنها توان نظامی خود را حفظ کرد بلکه به جایگاهی در جهان عرب و اسلام دست یافت که نابودی آن از هر زمان دیگری ناممکن تر شد و سران رژیم صهیونیستی نیز به شکست در برابر حزب الله لبنان اعتراف کردند. « شائول موفاز » وزیر جنگ سابق و وزیر حمل و نقل کنونی اسرائیل به شکست این رژیم در نبرد با حزب الله لبنان اعتراف کرد و گفت : « باید بپذیریم که در این جنگ شکست خورده ایم . « شائول موفاز » در سومین سالروز جنگ 33 روزه در گفت وگو با رادیو سراسری این رژیم گفت که اسرائیل در مقابل حزب الله توان بازدارندگی محدودی نشان داد و جنگ دوم لبنان به منزله هدر دادن فرصت بود زیرا امکان تحقق دست آوردهای زیادی وجود داشت . وی افزود : در حال حاضر حزب الله موشک هائی به مراتب بیشتر از آنچه که پیش از جنگ دوم لبنان داشت در اختیار دارد و برد این موشک ها نیز افزایش یافته است . « عمیر پرتس » وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز گفت : « نتایج ناگوار این جنگ برای اسرائیل ما را به بازبینی در مسائل داخلی ملزم کرد. » ژنرال « یوسی کوپرواسر » رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل در گفت وگو با نیوزویک اعتراف کرد : « نصرالله شجاعتش برای مقابله و ایثار غرور از دست رفته اعراب را احیا کرد. » « یوسی آلفر » یک مقام ارشد موساد نیز درباره نصرالله گفت : « او آدم زیرکی است و با اقدامات خود مایه حسادت دوستان و دشمنان است » .
« کمیته وینوگراد » که تحقیقات و بررسی دلایل شکست اسرائیل در تهاجم 33 روزه علیه لبنان را برعهده داشت در گزارش خود اعلام کرد ایهود اولمرت نخست وزیر عمیر پرتس وزیر دفاع و دان حالوتص رئیس سابق ستاد ارتش این رژیم عاملان اصلی شکست و ناکامی های تل آویو در تجاوز به لبنان هستند. در واقع این جنگ زلزله نظامی و سیاسی را در درون رژیم صهیونیستی بوجود آورد و سران این رژیم یکی پس از دیگری از سمت خود مجبور به کناره گیری شدند. پس از انتشار گزارش وینوگراد دان حالوتص رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی و « عمیر پرتس » وزیر دفاع این رژیم از سمت خود کناره گیری کردند. ولی اولمرت با وجود اعلام آمادگی برای کناره گیری تا زمان انتخابات در مقام خود باقی ماند. گرچه مطبوعات و رسانه های غربی در صدد بودند که فساد مالی و گرفتن رشوه اولمرت را برجسته کنند و آن را دلیل اصلی کناره گیری وی اعلام کنند و روی این مسئله مانور دهند ولی نباید این نکته را از نظرها دور داشت که این امر برآمده از پس لرزهای شکست در جنگ 33 روزه است . در کنار این عامل باید موضوع تبادل اسرا میان حزب الله و رژیم صهیونیستی را نیز افزود که به اعتبار داخلی و بین المللی این رژیم لطمه سنگینی وارد کرد.
به دنبال شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه مخالفت ها علیه اولمرت درون رژیم صهیونیستی بالا گرفت و میزان محبوبیت وی کاسته شد ولی او اصرار داشت همچنان در راس قدرت باقی بماند اما سرانجام مجبور شد تحت فشارهای فزاینده داخلی از قدرت کناره گیری و برای همیشه با زندگی سیاسی خداحافظی کند. پیش از این سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان نیز کناره گیری مقامات ارشد رژیم صهیونیستی را به دلیل شکست در جنگ 33 روزه پیش بینی کرده بود . زمانی که رژیم صهیونیستی پس از گذشت 30 روز نتوانست به اهداف از پیش طراحی شده خود دست یابد سازمان ملل نیز قطعنامه 1701 را برای توقف درگیری ها به تصویب رساند که مورد پذیرش دو طرف واقع شد اما تصویب این قطعنامه خود یک چالش بود و اجرای آن چالشی دیگر. زیرا این قطعنامه که با حمایت دو قدرت آمریکا و فرانسه به تصویب رسیده بود دارای بندهایی ضد و نقیض بود که خود در دراز مدت اجرای آن را به مخاطره می افکند. در این قطعنامه آمریکا و فرانسه علاقمند بودند تا چیزی را که اسرائیل نتوانست در عملیات نظامی انجام دهد در عرصه سیاسی بدست آورند. بنابراین پس از پایان تهاجم اسرائیل به لبنان در جنگ 33 روزه و صدور قطعنامه 1701 بحث خلع سلاح حزب الله در دستور کار نیروهای موافق به اصطلاح طرح های آمریکا و اروپا در لبنان قرار گرفت که این نشان می داد آنها مایلند آنچه را که اسرائیل نتوانست در عرصه نظامی به دست آورد آنها در عرصه سیاسی بدست آورند. بلافاصله پس از پایان جنگ اسرائیل در لبنان بحث خلع سلاح حزب الله در دستور کار نیروهای موافق یا ائتلاف 14 مارس قرار گرفت . در قطعنامه 1701 بندی در خصوص اجرای قطعنامه 1559 در نظر گرفته شده که یکی از مهم ترین مفاد اجرایی آن مربوط به خلع سلاح گروه های شبه نظامی در لبنان است . کشورهای غربی از حزب الله لبنان به گروهی شبه نظامی یاد کردند و به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر خلع سلاح این جنبش پافشاری و برای ایجاد کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل تلاش کردند. این درحالی است که حزب الله لبنان بارها برای حفظ سلاح مقاومت تاکید کرده و آن را بر مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی ضروری دانسته است . به طوری که بارها سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرده که سلاح مقاومت برای اعمال فشارهای سیاسی نیست و تنها برای مقاومت و دفاع از کشور در برابر متجاوزان خارجی است . این جنگ علاوه بر اینکه در ابعاد نظامی دستاوری بزرگ را برای حزب الله و مقاومت رقم زد در حوزه سیاسی داخلی نیز توانست دستاوردهای مهمی را برای مقاومت به همراه آورد . بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی جنگ 33 روزه را « تغییر راهبردی » در منازعه عربی و رژیم صهیونیستی می دانند . در واقع ابهت و اسطوره شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان فرو ریخت و نوعی اعتماد به نفس را در بین نیروهای مقاومت تقویت کرد که با دشمن تا بن دندان مسلح نیز می شود به مبارزه برخاست و آنها را درهم شکست که این امر در جنگ 22 روزه غزه بار دیگر اتفاق افتاد و تغییر راهبردی در منازعه عربی و صهیونستی ایجاد کرد که پایه و اساس آن در جنگ لبنان شکل گرفته بود. اهدافی که رژیم صهیونیستی در حمله به نوار غزه اعلام کرد « تغییر معادله در نوار غزه » « جلوگیری از پرتاب موشک های مبارزان فلسطینی » و نیز « نابودی گروه های مقاومت فلسطینی » بود که در این جنگ نیز تحقق نیافت . نیروهای مقاومت با الگو برداری از مقاومت حزب الله لبنان دومین شکست را پس از شکست این رژیم در جنگ 33 روزه بر این رژیم تحمیل کردند و رژیم صهیونیستی را از دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده اش ناکام گذاشتند.




واژه کلیدی :جنگ 33 روزه و واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :لبنان و واژه کلیدی :اسرائیل-2