بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸

نویسنده: جلات خان زاهد فیاض

وبلاگ فیاض


موجودیت احزاب اسلامی در کشورهای آسیای مرکزی یک رویکرد جدید نیست بلکه آسیای مرکزی در بستر تاریخ جنبش ها و نهضت های گوناگون را درخود پرورانیده است و در مقاطع مختلف زمانی به اهداف متفاوتی چنین تحرکات از بطن انبوه مشکلات زمانی و اجتماعی سربیرون آورده و در راه نیل به اهداف مطلوب خویش تا به پای حیات مبارزه کرده است. در فرجام یا بنابر ضعف های سازمانی و یا بعضی عوامل دیگر درونی و بیرونی تغیر شکل کرده و یا هم از تحرک بازمانده است دلایل که موجب انقلاب و ظهور چنین تحرکات شده است میتوان بدو دسته تقسیم کرد.

۱ـ کشورهای آسیای مرکزی دیانت اسلامی دارند و حتی گاهی اوقات این سرزمین کانون تمدن اسلامی بوده است،همین تفاوت ایدلوژیکی موجب شده تا برعلیه استیلا گران اجنبی به مبارزه برخیزند. چون روسیه تزاری و شوروی که قرن ها بدین مرزو بوم حکومت کرده بنابر اختلاف ارزشی و باور دینی و ایدئولوژیک در تضاد با همدیگر قرار داشته اند.بناً بین اجتماء و نظام حکومتی در همچو شرایط طبیعتاً خلاء بوجود می آید که موجب نارضایتی اجتماعی را فراهم می کند، تا اینکه نارضایتی های بوجود آمده در قالب مبارزات اجتماعی و تحرکات رادیکالیستی منعکس گردد.

۲ـ برتری جویی امپریالیستی نظام استعماری که قبلاً از آن یاد آور شدیم. چون از نظر سیاسی هدف نظام های امپریالیست، بلعیدن منابع مواد خام اعم از طبیعی وغیره بدون در نظر داشت نیازمندی های ملی و بشری جوامع مظلوم و بی دفاع میباشد. نسبت اینکه هدف از تحقیق این مضمون مطالعه نهضت ها و احزاب اسلامی در آسیای مرکزی است. پس لازم است تا توجه خویش را بیشتر به هدف تحقیقی خویش معطوف نموده و به مطالعه کمی و کیفی احزاب و گروهای اسلامی در آسیای مرکزی بپردازیم.

« وجه مشترک همه گروهای بنیادگر اسلامی در منطقه را شاید مشروع ندانستن دولت های موجود یا دعوی مشارکت در حوزه قدرت و مخالت با اسلام دولتی و در خواست بازگشت به بنیاد ها و ارزش های اصیل اسلام در جامعه دانست .این گرایش ها موجب شد.تا در حالیکه در اواخر دوره شوروی اتحاد میان طرفدران اسلام سنتی و گروهای بنیادگرا برای احیای اسلام پدید آمده بود، پس از فروپاشی شوروی و در مقابل تهدیدی که از فعالیت گروهای بنیاد گرا احساس میشد. اتحاد تاکتیکی میان طرفداران اسلامی سنتی و نمایندگان نهادهای دولتی پدید بیاید. این درحالیست که با تصویب قانون آزادی مذاهب و فعالیت های دینی در برخی جماهیر آسیای مرکزی از جمله در قزاقستان، تاجکستان و ازبکستان در سال ۱۹۸۹زمینه حضور گروهای دینی در جامعه و رسانه های عمومی نیز فراهم شده بود. اما ظهور شخصیت ها و گروهای مذهبی تاثیر گذار و بیم دولت های آسیای مرکزی از قدرت گرفتن آنها باعث شد که دولت های منطقه از همان سالهای اول پس از فروپاشی به منظور مهار نمودن این گروها فعالیت سیاسی احزاب دینی را ممنوع اعلام کنند و قوانین را برای غیر قانونی نمودن احزاب سیاسی که ساختار مذهبی دارند به تصویب برساند»(۱).

اما این ممنوعیت ها در کنار اقبال مردم به گروهای اسلامی موجب شد که این احزاب فعالیت خود را بصورت غیر رسمی و گاهی زیرزمینی گسترش دهند، از جمله احزاب که فعالیت آنها در هر پنج جمهوری ممنوع گردیده است. « جنبش احیای اسلامی است که بدنبال تاسیس یک حکومت دینی در منطقه بوده است، فعالیت عمدۀ این حزب در ازبکستان، تاجکستان و تاحدودی قرغیزستان متمرکز است، طرفداران فعال این حزب تنها در ازبکستان نزدیک به پنجاه هزار نفر تخمین زده میشود. این حزب مخالف هر گونه گرایش ملی گرایانه و قومی است و بیشتر از جمهوری اسلامی ایران، پاکستان را الگو قراد داده است.دو حزب اسلامی سیاسی،حزب التحریرو جنبش اسلامی ازبکستان هم اکنون از فعالترین احزاب اسلامی ازبکستان هستند، که جمهوری های همسایه را نیز تحت شعاع قرار داده است. (۲)

افزایش گروهای رادیکال در دره فرغانه به نحوه روشنی مشهور بوده است گروهای همچون

«۱ـ تبلیغ (ماموریت)

۲ـ اوزون موکول (ریش بلند)

۳ـ عدالت اویوشماسی (جامعۀ عدالت)

۴ـ اسلام لشکرلری ( جنجگویان اسلام)

۵ـ توبه ( ندامت)

۶ـ نور ( پرتونور)

درین ناحیه وجود دارند، اما پیشرفت های بسیار کندی در داخل منطقه داشته اند. معمولاً این گروهای کوچک منزوی بوده و تهدید فوری را به ازبکستان، قرغیزستان و تاجکستان تحمیل نمی کند» (۳).

نیروهای سیاسی و مذهبی دیگر یعنی نهضت اسلامی تاجکستان نیز در زنده گی اجتماعی تاجکستان اهمیت فزاینده پیدا کرده است. « این حزب به جنوب یعنی مناطق عزم، قراتگین، گرگان تپه و کولاب متکی است محمد شریف همت زاده، خود اهل عزم و نماینده وی (دولت عثمان) از اهالی کولاب است.دولت عثمان میگوید، زیربنای نهضت اسلامی اساساً گسترش یافته و پایه های این حزب علاوه بر جنوب در شمال جمهوری نیز استحکام است»(۴)

طوریکه در بالا متذکر شدیم بعداز حزب التحریر، جنبش اسلامی ازبکستان از جمله فعالترین احزاب اسلامی بنیادگرا در ازبکستان است، فعالیت های این حزب گسترده تر است در مقایسه با احزاب دیگر،ازینکه ازبکستان در مرکزیت همه کشورهای آسیای مرکزی قراردارد و همچنان با همه باین کشورها مرز مشترک دارد. بدون شک فعال بودن چنین جنبش های ذیروح ، نهضت های نسبتاً ضعیف و ناراض را در دیگر کشورهای همجوار خویش مستقیماً تحت تاثیر قرار  داده و باعث تشجیع ایشان میشود. که درینجا لازم به ذکر میدانم تا بصورت فشرده به ذکر این احزاب کوچک و فعال تا حد امکان بپردازم.

۱ـ جنبش اسلامی ازبکستان : که در سال ۱۹۹۴تاسیس شده است. بصورت آشکا را بدنبال سرنگونی حکومت اسلام کریموف در ازبکستان است و چندان خود را به فعالیت های اعتقادی و آموزشی محدود نمیداند. از رهبران این حزب میتوان از  طاهر یولدرش و جمعه نمنگانی اشاره کرد، که هر دو به اتهام بمب گذاری در سال ۱۹۹۷در تاشکند غیاباً به مرگ محکوم شده اند. از فعالیت های عمدۀ  این حزب طبق ادعای برخی تحلیگران همانند سازمان القاعده، قاچاق مواد مخدر و هیروئین از افغانستان از طریق آسیای میانه به اروپاست.

 

=     حزب عدالت اسلامی.  و

=      حزب دموکراتیک اسلامی.

نیز دو حزب دیگر نسبتاً فعال در ازبکستان هستند که فعالیت اینهاهم توسط دولت غیر قانونی اعلام شده است.

قزاقستان و قرغیزستان در زمینه فعالیت بنیادگرایی اسلامی بیشتر تحت تاثیر مناطق جنوبی خود در مرزهای تاجکستان و ازبکستان هستند تنها حزب فعال اسلامی که بصورت خاص در قزاقستان پدیده آمده ( حزب الاش) است که در سال ۱۹۹۰تشکیل شد و دارای گرایش های شوؤ نیستی و قومی نیز است. فعالیت آن از جانب دولت قزاقستان ممنوع اعلام شده است. در ترکمنستان نیز فعالیت اندک گروهای بنیادگرا مختص به منطقه خوارزم میشود که تحت تاثیر جنبش احیای اسلامی است. محدودیت اعمال شده در ترکمنستان و ویژگی های قومی و فرهنگی ترکمن ها چندان فضای برای بنیاد گرایان مسلمان درین کشور ایجاد نکرده است (۵)

در تاجکستان علاوه بر احزاب که شامل ائتلاف حکومتی هستند، احزاب خورد نسبتاً فعال دیگر هم موجود است که در صف مخالفین دولت موجود تاجکستان قرار دارد و دولت نیز آنرا  برسمیت نشناخته است، یک چیز یکه از همه مهمتر به نظر میرسد آن اینست، احزاب که به محدوده جغرافیای یک کشور در آسیای مرکزی محدود میشود، بیشتر آنها تا حدی زیادی جنبۀ ملی گرایی دارند تا وحدت اسلامی و برقراری خلافت واحد اسلامی در سراسر جهان اسلام و یا آسیای مرکزی. ازینکه در همه  از اقصی ګیتی رسم طوریست که به مخالفین خود (دولت ها) عنوان مخصوص که بواسطه آن مخالفین را طرد کرده باشد، به این گروها اعطاء میکنند، طورمثال در تاجکستان همه گروهای خورد و کوچک زیر چتر نهضت اسلامی تاجکستان در صف مبارزه خشونت آمیز دهه اخیر قرن ۲۰ قرار داشت اما وقتی عرصۀ برای سازش باز شد یا بسیاری ازین گروهها عمدتاً از توافق با حکومت سربازدند و یا به دلایل دیگر به حاشیه رانده شدند. حزب اسلامی یکی از جمله احزاب فعال مخالف دولت تاجکستان است که به چنین سرنوشت مواجه است طوریکه به ملاحظه میرسد ( حزب احیای اسلامی که در کنار نهضت اسلامی تاجکستان فعالیت داشته است، مربوطه به کشور تاجکستان بوده و در نتیجه فعالیت های انقلابی خویش از ائتلاف حکومتی بیرون مانده و غیر قانونی اعلام شده اما حزب نهضت اسلامی تاجکستان بعد از یک دوره جنگ های داخلی در تاجکستان در چارچوب قانون اساسی این کشور به رقابت سیاسی پرداخته است) (۶).

تاجکستان یگانه کشوریست که به فعالیت حزب مبنی بر ساختار مذهبی و اندیشه دینی سیاسی جواز فعالیت اعطاء کرده است این لطف و مرهمت را باید مرهون پنج سال پیکارجویی هوادادران این نهضت با دولت مرکزی دانست.

در مجموع در آسیای مرکزی احزاب ازین دست (بنیادگرا) زیاد است و شمار آن از دهها حزب تجاوز میکند، اما جای سوال اینجاست که چه عاملی سبب گسترش وتوسعه روز افزون این گروها شده و چرا حجم قابل توجه از اعضای جامعه آسیای میانه از آن حمایت میکند، احزاب که اساساً از هیچ نوع مشروعیت قانونی و حمایت مالی برخوردار نیستند، وبیشتر از هر روز قوت میگرند درینجا به ذکر چند عامل آن اکتفاء میکنم.

۱ـ فقر به عنوان نخستین عامل مهم و عمدۀ وسعت نفوذ چنین گروها محسوب میشود چون کشورهای آسیای مرکزی جز کشورهای جهان سوم به شمار میروند و حجم قابل ملاحظه نفوس این کشورها زیر خط فقر امرار حیات مینمایند.

۲ـ بی سوادی عامل دوم است که فعالان سازمانهای بنیادگرا را با وضاحت تمام نوید موفقیت میدهد. و با سهولت میتواند بابکار گیری مهارت های بشری خویش ،عاملان فعال این گروها سبب اغفال ذهنیت عامه شوند و از ترغیب و تحریک احساسات مقدس افراد که کمتر از مسایل دینی و سیاسی آگاهی دارند به نفع تحرک لوکوموتیف جنگی خویش سود جویند.

۳ـ کثرت جمعیت و عدم انکشاف متوزان منطقۀ  آسیای مرکزی هم در شمار اسباب، میتواند عامل باشد که باعث ایجاد خلأ بین دولت و ملت میشود.

۴ـ حمایت های مادی و معنوی حلقات داخلی و خارجی در دورون آسیای مرکزی  « حکومت های این کشورها» حلقات در تصدی های دولتی فعلاً موجود است که به نحوه با این سازمان ها و رهبران شان در همکاری است و هم در خارج از مرزهای آسیای مرکزی ، یولداشف یکی از اعضای برجسته نهضت اسلامی ازبکستان که پس از متواری شدن در شهر تالقان پایگاه عملیاتی داشت طی سفر های متعدد که به کشورهای اسلامی چون ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان، ایران و بعضی دیگر ممالک منطقه داشت است، طی این سفر علاوه بر آنکه از چگونگی نهضت های مشابه درین کشورها می خواست مطلع شود درعین حال با بعضی سازمان اطلاعاتی این کشورها هم دیدار کرده و حمایت شان را بدست آورده است.

طبق گفته های احمد رشید ژورنالیست و نویسنده پاکستانی، استخبارات پاکستان و جمعیت علمای اسلام اسلامی پاکستانی علاوه بر کمک های مادی که در اختیار یولداشف و بعضی دیگر از افراد متورای آسیای مرکز ی قرار داد یولداشف و همراهان وی را با گروهای پان اسلامیست دیگر خصوصاً اعراب که تحت رهبری بن لادن در جهاد افغانستان سهیم بودند آشنا شناخت. احمد رشید نویسند ( استخبارات پاکستان که جنگ علیه شوروی را اداره کرده بود و سپس از طالبان حمایت کرد. بودجه و پناهگاه در اختیار یولداشف نهاد. یولداشف از ۱۹۹۸-۱۹۹۵ در پشاور که مرکز فعالیت های سیاسی اسلامی نه تنها پاکستانی ها و افغانها بلکه گروهای جهادی پان – اسلامی نیز بود مستقر شده بود). (۷)  همچنان در جای دیگر باز هم به حمایت گروهای اسلامی پاکستانی از افرادغیر مسؤل وابسته به احزاب اسلامی آسیای مرکزی بنیادګرایی پرداخته ، می نویسد ( جمعیت علمای اسلامی پاکستان در پشاور به جمع آوری کمک ها برای یولداشف پرداخت و در عین حال فعالان ازبک جوان او را در مدارس دینی اش پذیرفت. (۸)  به گفته احمد رشید یولداشف و امثال آن نه تنها از یک کشور خاص چون پاکستان حمایت مالی دریافت میکند بلکه مقامات کشورهای منطقه آسیای مرکزی و روسیه هم بدین باور اند، که در پشت جنبش ها و ګروهای مستقر در آسیای مرکزی، دست های بیرون از آسیای مرکزی موجوداست  که منابع مالی... این گروها را تدراک میبینند. احمد رشید می افزاید « مقامات روسیه و ازبکستان مدعی اند که یولداشف از سازمانهای اطلاعاتی سعودی، ایران و ترکیه و از موسسات خیریه و سازمانهای اسلامی این کشورها کمک مالی دریافت میکند. تعداد کثری از بک های که در طول شورش با سماچی ها از آسیای میانه گریختند در عربستان رحل اقامت افگندند و در آنجا اکنون تبعۀ سعودی  ووهابیون متعهد شده بودند. یولداشف بتدریج از سوی این جامعه تجاری و پیشه ور سعودی -ازبک از طریق یک تاجر متنفذ که روابط نزدیکی با برخی از شاهزاده گان سعودی از جمله شهزاده ترکی الفیصل رئیس استخبارات سعودی داشت کمک های فراوانی دریافت کرد» (۹) افزون بر آن جمع کمک های مالی از طریق موسسات دولتی و غیر دولتی در بعضی از کشورهای اروپایی و غیر اروپایی هم قابل انکارنیست برغم مطالب که تا اینجا به ذکر پرداخته شد، وسعت فعالیت احزاب اسلامی در آسیای مرکزی بدین سوژه خلاصه نخواهد شد پس بجاست تا به معرفی دو حزب عمده ( التحریر و نهضت اسلامی بطور مفصل طبق ذیل بپردازیم.

حزب التحریر :

حزب التحریر که فعلاً شخصی بنام شیخ عبدالقدم ظلوم رهبری آنرا به عهده دارد یکی از جمله احزاب فعال در آسیای مرکزی است، این حزب از نظر فعالیت دینی و سیاسی اش مقام نخست را در میان احزاب موجود دیگر، از آن خود کرده است. مغالطه نشود، چون هدف از تحریر و تحقیق این مقاله فعالیت احزابسیت که فلسفه وجودی آن بر تفکرات و اندیشه های مذهبی استوار است، بناً حزب التحریر که یکی از جمله احزاب به همین فورم و شکل قابل شناسائی است، میتوان آنرا درزمره پیش کستوتان گروهای فعال مخالف دولت ها در آسیای مرکزی قلمداد کرد. حزب التحریر در مقایسه با احزاب دیگر از بعضی جوانب قابل تمایز است، طور نمونه حزب التحریر راه خویش را درمیان قشر جوان و تحصیکرده آسیای مرکزی باز کرده، جوانان و اهل دانش بیشتر به آن گرویده شده اند در حالیکه احزاب دیگر از حمایت بیشتر طبقات پائین چون دهاقین وغیره برخوردار است. علت دیگر محبویت حزب التحریر تمجید از خلافتی که در واقع بر مبنی یک نوع پان ترکیستی استوار است، این عمل بیشتر مورد پسند ازبک ها شده، در حالیکه ازبک ها در آسیای مرکزی قوم اکثریت هستند بدین لحاظ تحرکات و جنبش اسلام سیاسی بیشتر درمیان ازبک ها و مناطق ازبک نشین از نفوذ ویژه برخوردار است، روی همین میتوان ادعا کرد که آینده آسیای مرکزی بدست ازبک ها رقم خواهد خورد.

بهر حال درینجا میپردازیم به چگونگی شکل گیری این حزب و نفوذ آن به آسیای میانه . « حزب التحریر در سالهای اخیر و بویژه در دوره زمامداری طالبان و پس از سقوط آنان در منطقه رشد کرد. این حزب که بدنبال ایجاد دولت اسلامی برمبنای خلافت است نه یک جنبش ملی بلکه جنبش فراملی است که درسال های ۱۹۵۳-۱۹۵۰در بیت المقدس در نتیجه انشعاب از اخوان المسلمین ایجاد گردید. بعد از آن به سرعت در خاورمیانه شمال افریقا و سپس در جنوب شرق آسیا گسترش یافت. اما به نظر برخی از کارشناسان امور، این حزب بطور رسمی توسط شیخ «تقی الدین الشبهانی» در بین المقدس تحت کنترول اردون تاسیس شده است، این حزب دست کم از اوایل ۱۹۹۰م در آسیای مرکزی حضور دارد. اما هنگامی که در اواخر دهه ۹۰آذادی های دموکراتیک جای خود را به سرکوبی شدید همچو گروها داد. حزب التحریر در نتیجه فعالیت های زیرزمینی به موفقیت های شگرفی باجمعیت های محلی دست یافت. شمار اعضای آن در منطقه آسیای مرکزی بدرستی معلوم نیست. اما به عقیده برخی تحلیگران تعداد اعضای این گروه به چندین هزار نفر میرسد. مرکز عمدۀ  فعالیت این حزب دره فرغانه است. دره فرغانه در حقیقت به عنوان یک مجرای بین المللی محل مناسب و یک پناهگاه بی ثبات برای افراد و گروهای تندرو است. لفاظی حزب التحریر درین محیط بسیار قدرتمند است، زیرا توانسته است اعضای بشتری به نفع خویش جلب کند حزب التحریر از آمریکا بخاطر علاقه و رغبت آن به (تفکیک مذهب) انتقاد کرده است که این امر موجب اتکاء بیشتر اسلام گرایان به حزب التحریر شده است» (۱۰).

اما جای سوال اینجاست چرا باگذشت هرروز تمایل عامه مردم بسوی همچو احزاب درمنطقه بیشتر میشود تهدید و نگرانی از قوت گرفتن این گروها بیشتر از روز پیش لمس میشود. در صورتیکه در اقصی جهان با جزیی ترین ظواهر آن مبارزه صورت میگیرد؟ پاسخ به این سوال را میباید در اوضاع حاکم برمنطقه و جهان و پیچیدګی جریانات موجود جستجو کرد، چه دین جریان مادی گرا باشد ویا چه جریان های معنویت حوزه هکذا فضای بسته آسیای مرکزی به شکل از اشکال تاثیر خویش را بر حیات و ممات این تحرکات میگذارد، هم اکنون برحسب ضرورت میپردازیم به چگونگی اشتهار و اساسات فلسفی و فکری حزب التحریر.

« علت شهرت حزب التحریر بخاطر تقاضای آن برای استقرار مجدد خلافت اسلامی است که این امر تبلیغات همه مسلمانان را بدون توجه به ملیت، منطقه، قبیله و یا اختلافات فرقه یی متحد کند.

تبلیغات آن در تقبیح غرب و علیه رژیم های غربی که معتقد نیست به میراث اسلام احترام نمی گذارند شدید است دیگر از جمله ادعاهای حزب التحریر، حمایت از شیوه های مسالمیت آمیز است  که این ادعا در قبال تلاش های انقلابی که توسط سایر گروها هدایت و انجام میشود، صادق است عدم خشونت حزب التحریر درین راستا قابل تأمل است. در حالی که اکنون حزب التحریر نمی تواند بطور مستقیم درگیر اقدامات فزیکی و یا ترور گردد. اما حمایت های مالی، ساختاری و فلسفی آن نباید نادیده گرفته شود تعهد حز ب التحریر به عدم خشونت بطور مسلم مغایر با حمایت تلویحی آن در حمایت از خشونت دیگران است» (۱۱)   اساساً حزب التحریر قادر به روی صحنه آوردن نیروهای مسلح علیه هیچیک از دولت های دره فرغانه و یا خارج از آن نیست، اما در خصوص جنگ آینده میان مسلمانان و غرب اخصاً ایالات متحده تبلیغ میکند. بنابر عقیده حزب التحریر جهان بدوقطب مخالف تقسیم شده است یکی اسلام و دیگری غیر مسلمانان، به همین لحاظ این حزب اصرا می ورزد که غیر مسلمانها آماده جنگ همه جانبه علیه مسلمان ها هستند که نه تنها بر عملیات نظامی خاتمه مییابد بلکه شمول جنگ های اقتصادی، فرهنگی و حتی جنسی است، که نیتجه آن علاوه بر آسیب های فزیکی، فروپاشی شیرازه اخلاقی واجتماعی را نیز در پی خواهد داشت به عقیده حزب التحریر.

« جامعه نیازمند تهذیب اخلاقی است که با رجوع کامل به ارزش های اسلامی و در چارچوب یک دولت اسلامی قابل تحقق است. دولت که بر اساس قوانین شریعت اسلامی اداره گردد. برای رسیدن به این ایدیال، حزب التحریر خواهان مبارزه سیاسی و روشنفکرانه علیه کفر و کشورهای استعمار گر دارای سلطه و نفوذ در کشورهای اسلامی است. سابقه فعالیت این حزب در ازبکستان به سال ۱۹۹۲برمی گردد از همان ابتدا در منشور های این حزب به ازبکستان به عنوان ولایت از دولت جهان اسلام اشاره میشود، عنصر اولیه ساختار این حزب سری، حلقه است که شامل پنج عضو میباشد و از طریق مشرف شدن به حلقات مشابه دیگر به هم وصل میشود. حزب التحریر با استفاده از روحانیون رسمی که دارای نفوذ کلامی بیشتری هستند به تبلیغ اسلام میپردازد. بر اساس سیاست های اعلانی، حزب التحریر به روش های صلح آمیز پایبند است و جهاد را نیز یک نوع فعالیت اعتقادی می داند. حز ب التحریر دو بار در سالهای ۱۹۹۹-۱۹۹۶دچار اشعاب شد که در نتیجه آن گروهی به رهبری آکوام بنام «حزب النصوت» پدید آمد)(۱۲).

اگرچه حزب التحریر بدنبال برقراری خلافت اسلامی در آسیای مرکزی است و مشروعیت حکومت های این منطقه را نمی پذیرد، اما رسیدن به هدف را با زرو اسلحه توصیه نمی کند در حقیقت آنها معتقدند که با فعالیت های فرهنگی، تبلیغی و آگاهی بخشیدن به مردم باید زمینه خیرش های اسلامی را فراهم کرد. لذا آنها با حضور گسترده خود در مساجد و اماکن مذهبی راه اندازی مدارس دینی توضیع کتب و نشریات . . . مسلمانان را به قیام عمومی دعوت مینماید. حزب التحریر سیاست های ضد دینی و مردمی حکومت های منطقه را محکوم و مردم را به مخالفت سراسری با حضور نیروهای بیگانه دعوت میکند.

(حضور گسترده این حزب در منطقه فرغانه حایل بین کشورهای قرغیزستان، تاجکستان و ازبکستان موجب نگرانی رهبران هر سه کشور شده است. قرغیزستان که زمانی جزیره دموکراسی منطقه خوانده میشد، و دولت قرغیزستان بیشترین نرمش را در مقابل مذهب از خود نشان میداد پس از وقایع اخیر و افزایش فعالیت حزب التحریر، مواضع سرسختانه ای علیه گروهای مذهبی اتخاذ نموده است. اختلاف شمالی ها و جنوبی ها در این کشور نیز موجب فراهم آمدن زمینۀ فعالیت گسترده حزب التحریر درمیان مردم جنوب که بیشتر ازبک هستند شده است.

دولت قرغیزستان گسترش روز افزون حزب التحریر را برای کشور، خطری جدی دانسته و معتقد است که باید آنرا سرکوب کرد) (۱۳).

حزب نهضت اسلامی :

حزب نهضت اسلامی در آسیای میانه یکی از جمله احزاب بنیاد گرا و خلافت طلب آسیای مرکزی است که در آستانه فروپاشی شوروی ظهور کرد. نخستین بار اندیشه این حزب بنیاد گرا درمیان افراد تاجک و ازبک تبار در دره فرغانه حین حاکمیت شوروی بواسطه شخص ملامحمد رستموف هندوستانی متفذ ترین رهبر معنوی در دوران شوروی در تاجکستان به تاسی از ایدئولوژی جنبش های بنیاد گرای اسلامی هند، پاکستان و دیگر ممالک عربی ترویج یافت. عبدالله نوری که بعدها به مقام رهبری نهضت اسلامی تاجکستان رسید نیز یکی از شاگردان هندوستانی بود وی با محمد شریف همت زاده یکی از شاگردان دیگر هندوستانی نخستین رهبر نهضت اسلامی تاجکستان که قبلاً بخش نظامی نهضت را رهبری داشت و همچنان موصوف روابط نزدیکی با بنیادگرایان پاکستانی خصوصاً قاضی حسین احمد داشت حزب نهضت اسلامی تاجکستان را اساس گذاشتند که شرح بیشتر آنرا چنین یاد آورمیشویم.

« حزب نهضت اسلامی در جون ۱۹۹۰در آسترا خان روسیه، عمدتاً از سوی روشنفکران تاتاری که سعی داشتند مسلمانان اتحاد شوروی را جهت بسیج اقدمات وسیع به قصد معرفی شریعت در روسیه سازماندهی کنند. تاسیس شده بود، در جلسه تاسیس آن تصمیم برآن شد تا به هر کدام از جماهیر شوروی مجال ایجاد شاخۀ مستقل خودش از حزب داده شود. حزب نهضت اسلامی همزمان با اوج گیری برنامه ګلاسنوست در دروه زمامداری رئیس جمهور میخایل گورباچف به عنوان یک حزب فعال در روسیه رسماً به ثبت رسید. اما فعالیت آن در جماهیر آسیای میانه از سوی احزاب کمونست حاکم ، ممنوع گردید.

نمایندگان تاجکی که در جلسه آستراخان شرکت کرده بودند و با تصمیمی مبنی بر ایجاد شاخه ای از حزب نهضت اسلامی در تاجکستان به وطن بازگشتند بلافاصله با ممنوعیت مواجه شدند. با این همه شاخه حزب نهضت اسلامی در تاجکستان به کمک سازمان جوانان نوری و طوایف ساکن در دره کاراتکین و کاراتگینی های که در دره وخش سکونت گزیده بودند، ایجاد شد کنفرانس افتتاحیه غیر قانونی آن در ۲۶ اکتوبر سال ۱۹۹۱برگذار و تعداد ۶۵۰نفر نماینده در آن حاضر بود، همت زاده نخستین رئیس اول حزب برگزیده شد. (۱۴)

بعداً این حزب به فعالیت های ابتدایی خویش چون نشر روزنامه ها وغیره نشرات تبلیغی را آغاز کرد و در کنفرانس  های مختلف اهداف این حزب را (حزب نهضت اسلامی تاجکستان) را به همگان ابلاغ کرد. همت زاده در ابتدا به مردم هدف از تشکیل نهضت راه ایجاد دولت دموکراتیک و قانونمند اعلام داشت که این هدفمندی نهضت به هیچ وجه بمعنی دوری از اسلام نبود. مبنی بر آن مردم بی صبرانه ازین نهضت به حمایت برخاستند و بعد از سپری نمودن مدتی طولانی مبارزه و اختلافات داخلی تاجکستان اندکی پس از سقوط شوروی این حزب به ثبت رسید که طبق ادعای نهضت اسلامی تاجکستان همزمان با ثبت رسمی، این نهضت افتخار عضویت (۲۰۰۰۰) تن را داشت.  نهضت اسلامی تاجکستان در مقایسه با شاخه های دیگر نهضت در دیگر کشورهای اسیای مرکزی از موفقیت های چشمگیری برخوردار بود و توانست خود را به منزله محور اساسی برای وحدت همه اقدام مطرح کند.این نهضت ( حزب نهضت اسلامی) در دیگر جماهیر آسیای مرکزی از چنین مزیت ها و فرصت برخودار شده نتوانست.

حزب نهضت اسلامی در قزاقستان تحت تسلط غیر قزاق ها بود که باعث کاهش جذابیت آن برای باقی مردم کشور میشد و در همین حال حزب نهضت اسلامی در قرغیزستان تنها در جنوب در میان ازبکها توانست ریشه بګستراند. حزب نهضت اسلامی هرګز در ترکمنستان جای پای نیافت. در ازبکستان نهضت اسلامی گرچه به سرعت در دره فرغانه گسترش یافت اما با ناپدید شدن عبدالله عطایف رهبر آن در ۱۹۹۲ روبه اضحلال گذاشت) (۱۵).  

با شعله ورشدن جنگ داخلی تاجکستان تمام شاخه های نهضت اسلامی به نحو بانهضت اسلامی تاجکستان همکاری داشتند افراد چون جمعه نمنگانی که بعدها حزب حرکت اسلامی ازبکستان را تاسیس کرد نیز  در صف جنگجویان مخالفین دولت تاجکستان وجود داشت و در همین وقت بود که وی از شهرت بیشتری درمیان طرفدران خود و دیگر بنیادگرایان اسلامی در آسیای مرکزی برخوردار شد. اما با خاتمه یافتن جنگ در سال ۱۹۹۷فعالیت نهضت اسلامی در دیگر مناطق آسیای مرکزی هم ضبغۀ خود را از دست داد و نهضت های دیگری جانشین آن شد. در حقیقت صلح تاجکستان یک نوع انفجار بود که نهضت اسلامی را به اجزهای دیگر تجزیه کرد و فعالیت های احزاب و گروهای دیگر بنیادگرای که مخالف صلح بودند تغیر موضع را در صلاح دیده وبه فعالیت های زیرزمینی خویش خصوصاً علیه دولت ازبکستان از بیرون و درون سازماندهی میکرد.که در نهایت منجر به حملات تروریستی در شهرهای مختلف ازبکستان شد.

« علاوه بر آن چندین فرمانده نهضت اسلامی همراه با برخی نیروهای شان از قبول او امر حزب مبنی بر الحاق به ارتش حکومتی سرباز زدند. پاره ازین فرماندهان به جمعه نمنگانی رهبر ازبکها که تصمیم گرفته بود. توافقات صلح را رد کرده و با تغیر هدف خود از رژیم تاجکستان به رژیم ازبکستان در کشور خود جهادش را ادامه دهد، ملحق شدند نمنگانی مبادرت به تاسیس حرکت اسلامی ازبکستان که خارج از افغانستان و طویل دره تاجکستان فعالیت داشت نمود، حملات وی در سالهای ۲۰۰۰-۱۹۹۹ و ۲۰۰۱ علیه ازبکستان، مشکلات حادی را برای حکومت دوشنبه خلق کرد. (۱۶) 

بعضی مشکلات ازین ناحیه تابه هم اکنون در روابط دو کشور احساس میشود. تاجکستان نسبت داشتن مرزهای طویل با افغانستان زمانیکه طالبان به این کشور حکومت میکردند افراد غیر مسؤل وابسته به جنبش های بنیادگرا آسیای مرکزی با طالبان که در افغانستان مصروف جنگ بودند با عبور از همین مرزها عملیات را در ازبکستان رهبری میکرده است که با از بین رفتن طالبان این نگرانی دولت ازبکستان هم اکنون رفع شده است.

سیاست کشورهای آسیای مرکزی در قبال حزب التحریر :

در ظاهر امر طوریکه به ملاحظه میرسد تمام کشورهای آسیای مرکزی همزمان با فروپاشی شوروی سابق به استقلال سیاسی خویش فایل گشتند. اما اگر به  عمق قضیه در متوجه شویم میبنیم که موجودیت نومنکلاتوری دوران شوروی و رفقای وفادار بیروی سیاسی حزب کمونست اتحاد شوروی در درس اقتدار سیاسی درین کشور ها بیانگر آذادی واقعی نیست گذشته از آن شیوه حکومت داری در یک سیستم وابسته به محوریت روسیه و در مطابقت به فورمول های روسی با گذشت هفده سال از عمر سیاسی این کشور ها هنوز هم ملموس است، طوریکه قبلاً یاد آورشدیم مردم کشورهای اسیای مرکزی قرن ها زیر سایه فرهنگ روسی امرار معیشت کرده. طی همین مدت طویل عمیقاً تحت تاثیر فرهنگ و ایدئولوژی روسی قرار گرفته اند. همین تاثیر گذاری ها سبب شده است تا مردم این سرزمین با هویت اصیل اسلامی خویش فاصله گرفته، در حالت از خود بیگانگی بسر برند. البته بدین معنی نیست که مردم آسیای مرکزی از اسلام معترض اند، بلکه حقیقت طوریست که از اسلام ذهنیت وارونه به مردم تحمیل شده است،ولی با آنهم طوریکه در حال حاضر مشاهده میشود آگاهی اسلامی میان مردم آسیای مرکزی و گرایش مردم نسبت به مبانی اسلام در حال گسترش است که هرگز نمیتوان ازین واقعیت اغماض ورزید. زیرا رین مرز و بوم سالها کانون عمدۀ آموزش و تبلیغ اسلامی بوده اما نسبت بعضی از ناملایمات روزګار گارو حوادث ناگوار چون مهاجرت شهروندان روسی و استقرار همچو افراد در قلمرو آسیای مرکزی اعمال نظارت شدید بر فعالیت های اسلامی از سوی مقامات دولتی که ریشه در گذشته های تاریخی دارد به شکل از اشکال از حیط قانونگذاری گرفته تا اقدامات عملی و برخوردهای خشونت آمیز که صورت گرفته، سبب شده تا مسلمانان این منطقه از آشنایی کامل با روحیه ناب اسلامی درانزوا قرار گرفته و دولت هم با استفاده ازین فرصت در میان مسلمانان تفکیک قایل میشود.

یکی را تندرو و دیگری را معتدل عنوان نمود و با گروهای نسبتاً تندرو در جدال و معرکه قدرت اشتغال دارد بدینوسیله سیاسیون و دولتمردان آسیای مرکزی مخالفین خود را مورد نکوهش و سرکوب قرار داده و همه فعالیت احزاب و گروهای که بر مبنای اهداف دینی شکل گرفته بر اساس قانون ممنوع الفصالیت قرار داده است. این معمول به یک یا دو کشور محدود نه بلکه در همه کشورهای آسیای مرکزی بجز اندکی تساهل در تاجکستان مرسوم است.

« پس از استقلال قوانین جدیدی درباره مذهب و کانون های مذهبی در کشورهای آسیای مرکزی تدوین شده است. قانون مدونه در ازبکستان در سال ۱۹۹۸ به عنوان محدود کننده ترین قانون تلقی میشود، اگرچه در پیش نویس های اصلاحی که اخیراً در قرغیزستان و قزاقستان مورد بررسی قرار گرفته اقدامات پیشنهادی با اندازه سختگیرانه تر است.

فعالیت احزاب سیاسی با تمایلات مذهبی در همه این کشور ها ممنوع اعلام شده است در  هر پنج کشور آسیای مرکزی گروهای مذهبی باید توسط مقامات مربوط رسماً به ثبت برسند در غیر آنصورت ممکن است تحت پیگرد قرار گرفته مایملک آن مصادره شود.

کنترول فعالیت های احزاب و گروهای اسلامی در آسیای مرکزی، امروزه بیشتر از شیوه های رایج در دوران شوروی متابعت مینماید. نفسیات وظایف حفظ منافع مسلمین، اداره امور مسلمین و تماس با مسلمانان در خارج و داخل، آزمون رسمی روحانیون مسلمان و ثبت اسامی آنان را به عهده دارد. (۱۷) 

باتوجه به اوضاع کنونی اسلامی گرایی در آسیای مرکزی به جرائت میتوان ادعا کرد که چنین میتودهای مهار کننده که فی الحال در  درست اجراء است. به هیچ صورت نمی تواند تاثیر عمیق به چگونگی روند پروسه گرایش دینی درمیان مردم آسیای مرکزی بگذارد. زیرا ما شاهد بی نتیجه بودن اعمال فشار در برابر انقلابات فکری که از حمایت وسیع توره مردی برخوردار باشد در مسیر تاریخ بشر هستیم.

رشد روز افزاون گرایش طبقات مختلف اجتماعی به سوی این احزاب و گروها خود دلیل قاطع بر اثبات چنین ادعای بوده میتواند. کارشناسان و صاحبنظران در کشورهای آسیای مرکزی فلسفه وجودی چنین گروها را بیشتر به نا رسایی های دولتی در امر عرضۀ خدمات عمومی سلب آذادی های فردی و اجتماعی و نقض حقوق شهروندی بصورت غیر عادلانه، مرتبط میدانند من باب مثال حزب التحریر که یکی از جمله احزاب پیشرو در عرصۀ فعالیت های سیاسی اسلامی است. دلیل موفقیت و نفوذ روز افزون آنرا صاحبنظران در آسیای مرکزی چنین تذکر داده اند.  « بخشی از موفقیت های حزب التحریر در ازبکستان به خاطر فقدان احزاب سکولار طرفدار جدایی دین از سیاست میباشد. که فرصت را در اختیار حزب التحریر قرار داده تا تریبون مناسب برای ابراز وجود و طرح خواسته های سیاسی مخالفان دولت باشد. اما بخشی دیگر از موفقیت های اخیر این حزب مربوط به تشدید فعالیت های سیاسی خصوصاً بعد از عسکر آقایف در مارچ سال ۲۰۰۵م در قرغیزستان که میدان عمل را برای مخالفان گسترده تر نموده است» (۱۸). 

با مطالعه تذکرات فوق نتیجه میگریم که احزاب و گروهای فعال در آسیای مرکزی از  اندک فرصت بیشترین بهره میگیرد جای تعجب نیست که علاوه بر سانسور و پیگرد، این گروها از جایگاه ویژه اجتماعی برخوردار است لازم به ذکر است تا از صاحبنظر قزاق نقل کینم. وی معتقد است که «چراغ آمده را نمیتوان با زور خاموش کرد بلکه اندیشه را باید با اندیشه شکست» برخی دیگر از اندیشه پررازان قزاق با سیاست های سخیگرانه دولت نسبت به این گروها مخالف اند.

زیرا ایشان بیشتر عوامل ظهور چنین مخالفات را بی سوادی، فقر، بیکاری و فساد دستگاه اداری و نفوذ خاندان ها و اشخاص در کشور (دستگاه دولتی) میدانند.

با وصف موارد که از آن ذکر بعمل آمد در کل روش کشورهای آسیای مرکزی با احزاب اسلامی از شهرت خاص برخوردار است اما در بعضی موارد این عملکرد تابع شرایط خاص زمانی نیز قرار گرفته در ابتدا نسبت موجودیت خلاء ایدئولوژی، به اسلام به عنوان یک هویت ایدئولوژیک توجه دولتمردان تاحدی مبذول شد تا از بحران هویتی در آن برهه زمانی جلوگیری بعمل آید. بنابر همین اعتقاد پس از فروپاشی اتحاد شوروی حمایت رهبران آسیای مرکزی از اسلام در واقع اعتراف به این واقعیت بود که پس از خط بطلان کشیدن بر ایدئولوژی مارکیسیم – کینیم، جامعه در یک خلاء معنوی قرار گرفته بود که پر نکردن آن ممکن به بروز و گسترش رگه های افراطی از اسلام می انجامید در عین حال بهره گیری از اسلام به عنوان عامل هویت ساز در دوره که جمهوری های آسیای مرکزی در صدد باز سازی هویت خویش بودند شعایر اسلامی و نمودار شدن هویت اسلامی میتوانست این جمهوری را در مسیر استقلال و گسته شدن از هویت روسی پشین یاری رساند، به تاسی ازین پالیس علی الرعم تاکید قوانین این کشورها بر تفکیک دین و دولت، رهبران آسیای مرکزی بویژه در سالهای اولیه پس از استقلال اشکار از آموزش های دینی و گسترش آگاهی اسلامی حمایت کرده اند. چنانچه نظربایف رئیس جمهور قزاقستان که رهبری کشوری نزدیک به ۵۰٪جمعیت غیر مسلمان را به عهده دارد شخصاً فرمان ساخت مسجدی را در آلماتا صادر کرد، در یک مورد حتی وی با همسرش در نماز عید سعید فطر اشتراک ورزید.

رهبران این کشورها در تلاش اند تا با حمایت از اسلام خوب به کنترول گرایش های تندو تیز دست زند، اما این تلاش ها شاید در صورت مقاومت نتیجه بخش نباشد. زیرا حزب نهضت اسلامی تاجکستان که یگانه حزب مشروع الفصالیت درین کشور و آسیای مرکزی است بی جهت نخواهد بود که بگویم این مشروعیت قانونی نهضت اسلامی تاجکستان مدیون مبازرات پنج ساله آن در برابر جناح راست حاکم این کشور است بهر حال در طول هفتده سال اخیر دولت های منطقه به نحوه در برابر خواست مشروع و غیر مشروع این گروها مقاومت کرده و بعضی اوقات استفاده های ابزاری نیز ازین تحرکات صورت گرفته است.

روش کشورهای آسیای مرکزی البته در مجموع یکسان نیست هر کشور بر حسب احساس خود از تهدیدات احتمالی آن به اتخاذ روش ویژه پرداخته تا بدین صورت صحنه مبارزه را با احزاب اسلامی فعال به نفع خویش گرمتر نگهدارند.

ترکمنستان تنها موردیست که در نتیجه سیاست های بسته و سختگیرانه صفر مراد نیازوف رئیس جمهور اسبق این کشور راه نفوذ گروهای اسلامی را به این کشور مسدود کرده و در حال حاضر هم مقامات این کشور هرگونه فعالیت مذهبی را بشدت کنترول مینماید.

تاجکستان، ازبکستان و قرغیزستان سه کشوریست که بیشتر در معرض آسیب پذیری تحرکات گروهای مذهبی اسلامی خصوصاً حزب التحریر قرار دارد. بنابر آن مقامات این کشور ها هر چند گاهی از دستگیری اعضای این حزب خبر میدهد طور نمونه.

« مقامات تاجکستان در ۱۶جنوری سال ۲۰۰۶اعلام نمودند که درسال گذشته (۹۹) تن از اعضای حزب التحریر را دستگیر نمودند، تعدادی زیادی ازین افراد به جرم فعالیت های افراط گرایی به زندانهای طولانی محکوم شدند» (۱۹)  چنین برخوردها و اعمال مشابه دیگری نسبت به گروهای مذهبی انتقادات زیادی علمای دینی این کشور را در پی داشته است، این انتقادات و ابراز نارضایتی خود گویای روش سرکوبگرانه حکومت نسبت به امور مذهبی است.

قرغیزستان نیز پیوسته در مقاطع مختلف زمانی از دستگیری فعالان احزاب اسلامی بویژه حزب التحریر و افراد منطنون منسوب به این گروها خبر میدهد. در حال حاضر صدها نفر از اعضای آن زندان های کشورهای آسیای مرکزی در بازداشت بسر میبرند. اگرچه حزب التحریر نه در لیست احزاب حامی تروریسم بین المللی قرار دارد و نه در کدام مورد از خشونت و وغیره فعالیت تخریبی دخالت آن به اثبات رسیده اما نسبت تاثیر گذاری آن برعملکرد دیگر احزاب بنیادگرا این حزب هم در شمار احزاب تندرو قابل شناخت است و با هرگونه مظاهر آن در هر نقطه این منطقه شدیداً مبارزه صورت میگرد.

« ازبکستان افراطیون مذهی که متعلق به حزب التحریر اند به جرم بمبگذاری در فبروری سال ۱۹۹۹ وجولای در سال ۲۰۰۴ در شهرهای تاشکند و بخارا محکوم و سرزنش مینماید. و همچنان اعضای حزب التحریر را به دخالت در آشوبها ناآرامی های ماه می ۲۰۰۵ در شهر اندیجان متهم نموده است. یکی از دلایل که این کشور پایګاهای خود را در اختیار آمریکا در جنگ علیه تروریسم گذاشت  پاسخی به خطر محسوس از موجودیت همین تهدیدات با نفوذ ناشی از حزب التحریر بود» (۲۰)

نتیجه گیری :

از مطالعه این مقاله چنین نتیجه میگریم که مشکل افراط گرایی نه تنها بر مرز های افغانستان محدود میشود بلکه فراتر از آن کشورهای آسیای مرکزی نیز در معرض خطر تهدید بالقوه این پدیده قرار دارد  دیر زود پدیده افراط گرایی ثبات آسیای مرکزی را به چالش خواهد کشانید. زیرا آسیای مرکزی هم نظیر افغانستان و یا دیگر کشورهای منطقه بستر های آسیب پذیر را (ګروها فعال مخالف) در دورن مرزهای خود داراست که برغم تاثیر به پذیری از بیرون این کشورها در صورت گسترش رو یکرد افراط گرایی از درون مرزهای شان به عنوان ستون پنجم ضربات را خواهنددید.

مهمتر از همه باید بدانیم که انگیزه گسترش روز افزون چنین گروها درچه نهفته است که در صورت تداوم فشار بیشتر از سوی مقامات دولتی، بیشتر از هر روز دیگر به وسعت دامنه این پدیده افزود میگردد. گرچه ریشه یا بی چنین یک پدیده مشکل به نظر میرسد. ولی با آنهم عدم توسعه یافتگی این کشورها نبود مراکز و بنیه های آموزشی و تعلیمی کامل، از دریاد جمعیت فضای بسته و خفقان آور سیاسی فقدان احزاب مردمی و عدم مشارکت فعال گروها و اصناف اجتماعی و سیاسی در تقسیم قدرت سیاسی را میتوان از عوامل بروز و گسترش نفوذ افراطیون درمیان طبقات مختلف جامعه دانست. علاوه بر آن سیاست نادرست حکام و دولتمردان درین کشورها یکی دیگر از عوامل عمده بشمار میرود. به گفته یکی از علمای دینی تاجکستان بیشتر از هر زمان دیگر درین کشور با ارزش ها و اساسات دین مبین اسلامی دشمنی صورت گرفته در یک جامعه که اکثریت جمعیت آنرا مسلمانان تشکیل میدهد، اعمال چنین روشهای غیر واقع بینانه و نا مطلوبه که همچون دشمنی با ارزشهای دینی صورت می پذیرد. طبیعتاً موجبات نارضایتی عامه را برانگخته و سبب انفجار اجتماعی میشود. در جهان امروز همه گروهای ناراض اعم در آسیای مرکزی و غیر آن همه تحت عنوان واحد «تروریسم» قابل شناسایی اند. در حالیکه چنین چیزی بصورت قطع مصداق ندارد، در اکثر موارد تظاهر چنین رویکرد ها را باید معلول روش سنجیده زمامداران امور در قبال فعالیت های اجتماعی، ارزش ها و بارو های اجتماعی  دانست.

درفرجام جمعیت رهایی از چنین بندها باید توصیه کرد که تفکیک گروهای ناراض از همدیگر فقط و فقط میتواند گرهگشای این مشکل باشد مشروط بر آینکه بر خواسته مشروع ایشان پاسخ مثبت داده شود.

منابع و ماخذ ها :

(۱)www.bashgah.net./pages.14492

(۲) همانجا.

(۳)www.bashgah.net./pages.13322

(۴) فن برکه، استرید و دیگران. جنگ داخلی تاجکستان، مترجم، لادن مختاری و علی رحمانی، تهران، ۱۳۸۱.

(۵( www.bashgah.net.14492

(۶) همانجا.

(۷) رشید، احمد، جهاد – اسلام پیکار جود در آسیای میانه، مترجم جمال آرام، تهران، عرفان سال ۱۳۸۷.

(۸) اثر فوق.

(۹) اثر فوق.

(۱۰) www.bashgah.net.13322

(۱۱) اثر فوق.

(۱۲) اثر فوق.

(۱۳)www.bashgah.net.14272.

(۱۴) رشید، احمد، جهاد – اسلام پیکار جود در آسیای میانه ، همان اثر.

(۱۵) اثر فوق.

(۱۶) اثر فوق.

(۱۷)www.bashgah.net.14272.

(۱۸) اثر فوق.

(۱۹) اثر فوق.

(۲۰) اثر فوق.




واژه کلیدی :احزاب و واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز و واژه کلیدی :اسلام سیاسی و واژه کلیدی :جهان اسلام