بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧

روزنامه ایران                             19/04/87                 صفحه دیپلماتیک

گفت و گو با دکتر حبیب فیاض استاد دانشگاه ملی لبنان

امتیازگیری حزب اللّه از حریف

 

گفت و گو: حسین قنبری

******************

یک ماه و نیم از امضای توافقنامه موسوم به صلح دوحه می گذرد؛ توافقی که به ۱۸ ماه بن بست سیاسی و اختلاف عمیق دو جناح ۱۴ مارس و ۸ مارس پایان داد. با آنکه نخستین فاز این پروژه صلح که انتخاب رئیس جمهور بود با موفقیت اجرا شد اما دومین و حساس ترین مرحله آن که انتخاب ترکیب دولت ائتلافی بود با مشکلاتی همراه شد به گونه ای که بسیاری از ناظران را نگران سرنوشت دولت ائتلافی کرد . مسئولیت تشکیل آن بر عهده فؤاد سنیوره نهاده شده است. مشکلات دوره توزیع قدرت از دو ناحیه بروز کرد ؛ نخست از سوی عده ای از گروه موسوم به جناح ۱۴ مارس که بر سر تصدی پست های مهم کابینه اختلاف پیدا کرده اند کانون این اختلاف آنجا بود که جناح حاکم از اعطای سهم به جناح مسیحی میشل عون خودداری می کرد مانع دوم در نقش بازیگران خارجی نمایان شد که همچنان در تلاش هستند تا شماری از مهره های جنجالی کابینه پیشین سنیوره را در دولت جدید نیز بر کرسی قدرت بنشانند. با وجود این مشکلات ، لبنانی ها همچنان به پیشبرد صلح و عبور از فضای اختلافات گذشته امیدوارند، جبهه مقاومت همچنان اراده خویش را بر اجرای طرح صلح دوحه مصمم کرده است. درست در ساعاتی که ضرب الاجل ها برای تشکیل کابینه توسط فؤاد سنیوره پایان یافته است با دکتر حبیب فیاض به گفت و گو پرداختیم او استاد دانشگاه ملی لبنان و نویسنده سرشناس روزنامه الاخبار لبنان است، این گفت از نظر گرامی تان می گذرد.


* موانعی که در این ۴۵ روز بر سر راه تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان بروز کرد از کجا نشأت گرفت

مسئله اصلی به نظر من این است که هنوز امریکا در امور لبنان دخالت می کند زیرا به نفع امریکا نیست که در این زمان دولت وحدت ملی لبنان تشکیل شود. از سوی دیگر می توان گفت که طرف های دولت لبنان بعد از کنفرانس دوحه متوجه شدند که توافقات انجام گرفته در این کنفرانس به نفع آنها نیست و به همین دلیل این افراد تلاش می کنند تا به وضعیت بهتری برسند یعنی اینکه این عده می خواهند توافقنامه دوحه را به نفع خود تغییر دهند. مسئله دیگری که در چند روز اخیر درباره آن بسیار صحبت شده این است که برخی جناح ها در لبنان می خواهند امریکا و اسرائیل دست به اقداماتی در منطقه بزنند و فکر می کنند شاید اسرائیل یا امریکا به ایران حمله کنند و اگر این امر اتفاق بیفتند شاید معادلات موجود در منطقه تغییر کند و در حقیقت این جناح ها در لبنان منتظر وقوع این اتفاق هستند تا اوضاع به نفع آنها تغییر کند و مخصوصاً منظور من از این جناح ها جناح های متعلق به اکثریت است.

*اختلافاتی بر سر تقسیم چهار پست وزارت دفاع، کشور، دارایی و امور خارجه وجود دارد چرا سنیوره از اعطای یکی از این وزارتخانه ها به همراه معاونت نخست وزیری به جناح میشل عون خودداری می کند و چرا جناح اکثریت به دنبال تضعیف میشل عون در لبنان است

من قبلاً هم گفتم که امریکا در امور لبنان دخالت می کند به طوری که چند روز پیش سنیوره چند پست وزارتی به میشل عون پیشنهاد کرد و همه لبنانی ها فکر کردند که مشکل حکومت به پایان رسیده است اما سفیر امریکا در لبنان در این جریانات دخالت کرد و بر سنیوره و دولت فشار آوردند و پس از این اتفاقات بود که سنیوره اعلام کرد پیشنهاداتش به میشل عون را پس گرفته است و دیگر اعطای این پست ها به جناح میشل عون مطرح نیست به همین خاطر من فکر می کنم علل مشکلات موجود بر سر راه تشکیل دولت لبنان در داخل لبنان نیست . یعنی امریکا می خواهد لبنان بخشی از نقشه این کشور در منطقه باشد. البته درست است که اختلافاتی در میان لبنانی ها بر سر مسئله حکومت و دولت وجود دارد اما همه این مشکلات امکان دارد در پایان حل شوند زیرا از صد سال پیش اینگونه بوده است ولی مشکل اصلی طی این سال ها بر سر تشکیل دولت نبود اما در حال حاضر چون سنیوره و اطرافیانش کاملاً به سیاست های امریکا وابسته شده اند این مشکلات در اوضاع کنونی بر سر تشکیل دولت پیش آمده است و این احتمال وجود دارد که این مشکلات تا بهار سال آینده یعنی زمان برگزاری انتخابات مجلس لبنان ادامه داشته باشد چون امریکا ظاهراً نمی خواهد که این انتخابات برگزار شود زیرا امریکایی ها می دانند که در صورت برگزاری انتخابات در موعد مقرر جناح مخالفان دولت مطمئناً پیروز خواهند شد.

*آقای فیاض چرا این چهار وزارتخانه کشور، دفاع، امورخارجه و دارایی تا این حد مهم شده اند و نقش این وزارتخانه ها در صحنه سیاسی لبنان چیست

در لبنان دو نوع وزارتخانه وجود دارد یعنی برخی وزارتخانه ها وجود دارند که وزارتخانه های خدماتی به حساب می آیند مثل وزارت مخابرات، گردشگری و کشاورزی. اما این چهار وزارتخانه کشور، دفاع، امور خارجه و دارایی وزارتخانه های سیاسی هستند و خدماتی به حساب نمی آیند و هر جناحی بتواند یکی از این چهار وزارتخانه را در دست بگیرد می تواند نقش بیشتر و مؤثرتری در جریان سیاسی لبنان ایفا کند به همین خاطر اختلافاتی بر سر این وزارتخانه ها بوجود آمده است و همه جناح ها می خواهند با در اختیار گرفتن یکی از این وزارتخانه ها در حاشیه قرار نگیرند و در مرکز صحنه سیاسی لبنان حاضر باشند.

* این که تقسیم وزارتخانه ها در لبنان به تأخیر افتاده است آیا این مشکل عدم تشکیل دولت جدید فقط از اراده سنیوره ناشی می شود یا دست های دیگری هم در ایجاد اختلافات در کار است

گروه سنیوره گروه هماهنگی نیست و همه افراد حاضر در این گروه در رابطه با تشکیل دولت دارای دیدگاه یکسانی نیستند و دقیقاً می توانم بگویم که در حال حاضر ولید جنبلاط موضع مثبتی نسبت به تشکیل دولت دارد اما مشکل اصلی از جانب سمیر جعجع ناشی می شود که رئیس حزب نیروهای لبنانی است. در واقع جعجع نمی خواهد که رقیبشان یعنی میشل عون در میان مسیحیان به عنوان یک قهرمان ملی مطرح شود و به همین خاطر در پی تضعیف میشل عون است. آنچه باید بگویم این است که از لحاظ منطقی و سیاسی اگر سمیر جعجع دو وزراتخانه در اختیار داشته باشد میشل عون باید چهار وزارتخانه را در اختیار بگیرد اما جعجع به این امر اعتراض کرده و گفته است که جناح وی باید به همان تعدادی که میشل عون وزارتخانه در اختیار دارد، وزارتخانه در اختیار داشته باشد.به همین خاطر اگر در داخل لبنان به دنبال منبع مشکلات باشیم باید بگویم که مشکل اصلی بین حزب الله و حزب المستقبل حریری یا بین جنبش امل و جنبلاط نیست بلکه مشکل اصلی میان سمیر جعجع و میشل عون است زیرا جعجع در حال حاضر به موقعیت های سیاسی آینده چشم دوخته است و اعتقاد دارد که زمان کنونی بسیار مهم است که مردم لبنان بفهمند که مرد اول در میان مسیحیان لبنان کیست آیا این مرد اول سمیر جعجع است یا میشل عون

* آیا درست است که میشل سلیمان هم در این دعوای تقسیم پست ها ذی نفع است

البته باید بگویم که میشل سلیمان بسیار تلاش می کند تا مشکلات موجود را حل و فصل کند و به همین منظور هر روزه فعالیت زیادی دارد و از تمامی احزاب لبنانی استقبال می کند اما چون این مسئله یک بعد خارجی دارد یعنی امریکا بر روی طرفداران خود در لبنان فشار می آورد تلاش شخص رئیس جمهور برای حل مشکلات کافی نیست به همین دلیل طرفداران امریکا در لبنان باید در درجه اول منافع لبنان را در نظر بگیرند و نه منافع امریکا را. اما در رابطه با ذی نفع بودن میشل سلیمان از تقسیم وزارتخانه ها باید بگویم تا حالا مشخص شده است که وی چیزی را به نفع شخص خود نمی خواهد و فقط به دنبال این است که مشکل تشکیل دولت حل شود بطوری که حتی قبول کرده است تنها سه وزارتخانه را در اختیار داشته باشد و این امر در لبنان اتفاق جدیدی است زیرا رؤسای جمهوری قبل از سلیمان حداقل پنج یا شش وزارتخانه در لبنان در دست آنها بوده است ولی در این مرحله میشل سلیمان تنها تقاضای سه وزارتخانه را کرده است و حتی برخی مواقع شنیده می شود که وی به دو وزارتخانه نیز راضی شده است پس به نظر من بسیار واضح و مشخص است که رئیس جمهوری فعلی لبنان فقط به دنبال توافق احزاب مختلف لبنانی است.

* قبلاً همه بر این باور بودند که در صورت بروز اختلاف و دعوا بر سر تقسیم وزارتخانه ها آقای سلیمان می تواند جناح ۱۴ مارس را وادار به توافق کند آیا این عدم تقسیم وزارتخانه ها در حال حاضر نشانه ضعف سلیمان نیست

در این باره بگویم حتی اگر قویترین فرد ممکن هم به ریاست جمهوری لبنان انتخاب می شد نمی توانست این مشکل را حل کند زیرا همان طور که گفتم مشکل فعلی لبنان مشکلی نیست که از داخل کشور سرچشمه گرفته باشد پس حل این مشکل نیز نمی تواند تنها با تکیه بر افراد داخل لبنان باشد البته باید این را نیز بگویم که رئیس جمهوری لبنان باید از روابط خودش با کشورهای عربی استفاده کند و از آنها برای حل مشکل کمک بگیرد ولی تا به حال ما ملاحظه نکرده ایم که آقای سلیمان در این زمینه کاری کرده باشد یعنی ما می توانیم بگوئیم که سلیمان در داخل لبنان تلاش بسیاری انجام داده است تا در رابطه با مشکلات موجود به راه حلی برسیم اما متأسفانه تا بحال ندیده ایم که سلیمان پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری به کشورهای منطقه سفر کند و با سران کشورهای عربی ملاقات کند تا به راه حل برسد شاید اگر این کشورها بتوانند طوری هماهنگ کنند که دست امریکا کمی از داخل لبنان به نفع مردم لبنان کوتاه شود مؤثرتر واقع شود.

*آقای دکتر آیا این همه اختلاف بر سر تشکیل دولت در لبنان دلیلی بر این مدعا نیست که پیمان دوحه قابل اجرا نیست و آیا موجودیت این توافقنامه زیر سؤال نرفته است

بله به نظر من توافقنامه دوحه همچون توافقنامه طائف در سال ۱۹۸۹ یا ۱۹۹۰ میلادی به امضا رسید و به طور کامل اجرا نشده است ولی این به این معنا نیست که توافقنامه دوحه اجرا نخواهد شد یا قابل اجرا نیست بلکه باید گفت که توافقنامه دوحه از لحاظ تئوری بسیار توافقنامه خوبی است و می توان آن را اجرا کرد اما اکنون وضع لبنان بسیار پیچیده شده است و به همین خاطر طی یک یا دو هفته آینده امکان اجرای آن وجود دارد و نباید آن را با توافقنامه های گذشته مقایسه کنیم و بلافاصله از آن قطع امید کنیم به نظر من کمی زمان نیاز است و توافقنامه دوحه و سه موردی که در دوحه درباره آنها توافق ایجاد شد، یعنی مسئله رئیس جمهوری که حل شد، مسئله قانون انتخابات و سوم مسئله تشکیل دولت طی روز ها یا حداکثر هفته های آینده حل خواهد شد.

*از سه جناح امریکا، فرانسه و کشورهای عربی کدام یک هنوز در امور سیاسی لبنان دخالت می کنند

در این باره باید بگویم که فرانسه در امور داخلی کابینه لبنان دخالت می کند و زمانی که بشار اسد به پاریس سفر کرد این امر مشخص شد. از سوی دیگر برخی کشورهای عربی نیز دخالت هایی دارند مخصوصاً عربستان سعودی و مصر و آنها در حال حاضر تلاش می کنند تا مزارع شبعا یعنی سرزمین های لبنانی را که هنوز در اشغال اسرائیل است از راه دیپلماتیک از دست اسرائیل خارج کنند اما در ادامه زیر نظر سازمان ملل قرار دهند ولی نقش بیشتر و مؤثرتر در سطح لبنان مشخص است که در اختیار امریکاست زیرا امریکا دوستان و طرفداران جدی در لبنان دارد و سرنوشت این طرفداران و سیاست های آنان بطور مستقیم در دست کاردار امریکا در لبنان است و هر آنچه وی تصمیم می گیرد و دستور می دهد را این طرفداران انجام می دهند.

*در رابطه با آقای سنیوره چه می توان گفت. آیا وی همان سنیوره سابق است یا تفاوت هایی با گذشته دارد

البته آن سنیوره ای را که ما در زمان حیات رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان می شناختیم و سنیوره ای را که اکنون می شناسم تفاوتهای بسیاری دارد. وی در گذشته از لحاظ سیاسی فردی دیگری بود اما به محض اینکه به نخست وزیری رسید بسیار عوض شده است دلیل این مدعا نیز این است که یک سال و نیم قبل تقریباً یک ونیم میلیون نفر به خیابان ها ریختندو همه شان علیه سنیوره شعار دادند و خواستار کناره گیری وی از کابینه لبنان و پست نخست وزیری شدند اما سنیوره در پاسخ به این افراد گفت که این حرفها برای من معنایی ندارد و من به اینها اهمیتی نمی دهم. به نظر من اوضاع کنونی از لحاظ سیاسی پیچیده است و سنیوره برای رسیدن به مقام نخست وزیری تلاش زیادی کرد و در این راه حتی از تعهد دادن به امریکا و کسانی که به وی کمک کردند تا به اینجا برسد فروگذار نکرد و در حال حاضر برای سنیوره بسیار مشکل است که به تعهداتی که داده است عمل نکند.

*آیا خط مشی جناح ۱۴ مارس نسبت به گذشته تغییر کرده است یا همچنان روش گذشته را که به انحصار در آوردن قدرت و جلوگیری از مشارکت گروههای دیگر بود، ادامه می دهند

چندین عامل وجود دارد که باعث تغییر رفتار جناح اکثریت یا همان جناح ۱۴ مارس در لبنان شده است عامل اول همان جریاناتی است که در ماه مه در بیروت پیش آمد و این باعث شد تا آنها به وزن حقیقی خود در لبنان پی ببرند و بدانند از آن چیزی که ادعا می کردند ضعیف تر هستند. عامل دوم این است که وضعیت امریکا در منطقه به طور کلی باعث شد تا این جناح ضعیف تر شود زیرا ما می دانیم که روابط محکمی میان جناح اکثریت در لبنان و سیاست های امریکا در منطقه وجود دارد.این واقعیت که امریکا در عراق، فلسطین، افغانستان و همچنین در برابر ایران چنین وضعیت اسفباری دارد باعث شد که طرفداران امریکا یعنی جناح اکثریت در لبنان هم ضعیف تر باشند. عامل سوم این است که گروه هایی که به جناح اکثریت وابسته هستند با هم متفق القول نیستند و نظرات متفاوتی نسبت به مسائل اصلی و کنونی لبنان دارند به طور مثال می توانیم ببینیم که سمیر جعجع قبول نمی کرد و نمی خواست که توافقنامه دوحه امضا شود و اصلاً تصمیم نداشت به دوحه برود. اما جنبلاط و سعد حریری تمایل به رفتن داشتند. سمیر جعجع در رابطه با تعداد وزارتخانه های داده شده به مخالفان دولت با حریری اختلاف نظر دارد پس این سه عامل یعنی اتفاقات ماه مه بیروت، عدم موفقیت سیاست های امریکا در منطقه و همچنین تقسیم بندی های صورت گرفته در درون جناح اکثریت باعث تغییر مشی این جناح شده است.

* ریشه خشونت های صورت گرفته در شمال لبنان و طرابلس چه بود بعضی ها از درگیری میان شیعیان و سنی ها سخن می گفتند، آیا این امر واقعیت دارد

در این باره باید بگویم که اصلاً در شمال لبنان که این درگیری به وجود آمد شیعه وجود ندارد. البته در آنجا علویان هستند و مشکلاتی در آنجا بین دو گروه سیاسی بوجود آمد. گروه اول حزب دموکراسی عربی و گروه دوم متعلق به المستقبل حریری بود. اما آنچه که باعث بروز این درگیری ها شد نه مذهب بلکه اختلافات سیاسی بود چون در شمال لبنان تعداد زیادی از رهبران اهل سنت مثل آقای عمر کرامی، دکتر فتحی یکن و آقای نجیب میقاتی با سیاست های حزب المستقبل و سعد حریری مخالف هستند.

* آقای دکتر چرا جناح اکثریت برای تضعیف میشل عون تلاش می کنند

سؤال بسیار مهمی را مطرح کردید اگر میشل عون طرفدار جناح مخالف دولت و طرفدار مقاومت نبود وضعیت لبنان در حال حاضر اینگونه نمی شد در واقع خروج میشل عون از جناح اکثریت و پیوستنش به صف مخالفان معادلات امروزی لبنان را پیش آوردو به همین خاطر جناح اکثریت فکر می کند اگر میشل عون در کنار حزب الله و حزب امل نبود، می توانستند ادعا کنند که شیعیان در لبنان با همه مشکل دارند اما وقتی میشل عون طرفدار حزب الله و جنبش امل می شود و حتی با حزب الله یک توافقنامه امضا می کند این امر باعث به هم ریخته شدن برنامه جناح اکثریت و برنامه امریکا در منطقه می شود. به همین خاطر این عده از میشل عون بسیار متنفر شده اند و سعی می کنند وی را تضعیف کنند و در این راه هر روز اتهامات جدیدی به وی نسبت می دهند مثلاً یک روز می گویند که میشل عون عامل سوریه در لبنان است، روز دیگر می گویند وی عامل ایران در لبنان است و روز دیگر می گویند که عون یک فرد نامتعادل است و همه این اتهامات به خاطر دشمنی جناح اکثریت با میشل عون است.

*آقای فیاض اخیراً ما شاهد حضور مقامات بلند پایه فرانسوی و عربی در سوریه بودیم و آنها هنوز هم تلاش می کنند تا مذاکرات جدیدی را در بیروت شروع کنند آیا تغییری در سیاست و نگاه پاریس یا دولت های عربی و حتی امریکا نسبت به لبنان ایجاد شده است

عامل اصلی دخالت های خارجی در لبنان امریکاست به همین دلیل اگر این کشور در سیاست های خود در لبنان ناموفق باشد طبیعی است که فرانسه و کشورهای عربی نیز ناموفق خواهند بود و ما می دانیم که از سال ۲۰۰۵ فرانسه و کشورهای عربی در لبنان زیر نظر امریکا حرکت می کنند. از سوی دیگر وقتی که حزب الله در جنگ سی و سه روزه پیروز شد این عامل نه تنها بر روی اسرائیل بلکه بر روی امریکا نیز تأثیر منفی گذاشت. اما در حال حاضر می توان گفت که سیاست های فرانسه در قبال لبنان کمی تغییر کرده است زیرا متوجه شده اند که اگر همواره بخواهند دنباله رو امریکا باشند به بن بست خواهند خورد به همین دلیل فرانسه خواست تا نقش مثبتی را در توافقنامه دوحه ایفا کند و این مسئله مورد اختلاف بین فرانسه و امریکا شد اما در رابطه با کشورهای عربی می توانم بگویم که ایران موفق شده است تا بین برخی کشورهای عربی مخصوصاً قطر و عربستان سعودی هماهنگی هایی ایجاد شود تا فتنه مذهبی در لبنان پیش نیاید چون این امر به نفع هیچ یک از کشورهای عربی و اسلامی نیست. اگر در لبنان فتنه اختلاف شیعه و سنی به وجود آید کشورهای عربی دیگر، از این فتنه در امان نخواهند ماند و آتش این فتنه به همه جا خواهد رسید شاید به همین خاطر فرانسه خواست تا وضع لبنان به آرامش برسد اما امریکا از این تحرکات فرانسه در برقراری آرامش ناراضی بود. از سوی دیگر کشورهای عربی نیز تلاش کردند تا نوعی آرامش نسبی در لبنان ایجاد شود و اوضاع لبنان به حد انفجار نرسد. پس می توان گفت توافقنامه دوحه دو عامل اصلی داشت یکی قطر و دیگری ایران. کشورهای عربی دیگر و فرانسه نیز متوجه شدند که اگر روی خط توافق در لبنان قرار نگیرند در نهایت بازنده این بازی خواهند بود و در حالت باخت قرار خواهند داشت.

* اگر موافق باشید به مسئله مبادله اسرا میان اسرائیل و حزب الله برگردیم. چطور شد اولمرت حاضر شد پای موضوع مبادله اسرا با حزب الله حاضر شود و به این کار تن دهد

مسئله اسرا ادامه جنگ سی و سه روزه در جولای سال ۲۰۰۶ است و اولمرت ابتدا بسیار تلاش کرد تا این مسئله به سرانجام برسد زیرا نمی خواست امتیاز دیگری به حزب الله بدهد ولی ما می دانیم که حزب الله دو اسیر اسرائیلی در اختیار دارد و تا همین حالا نیز اسرائیلی ها هیچ چیزی درباره سرنوشت این اسرا نمی دانند و نمی دانند که آیا این دو نفر زنده هستند یا مرده اند و در کل هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها ندارند. حزب الله در این مورد با واسطه وارد یک گفت و گوی بسیار موفقیت آمیزی شد و در این راه از طریق دبیر کل سازمان ملل متحد با اسرائیل عمل کرد. طی دو سال با در پیش گرفتن صبر و بردباری توانست از طریق خود افکار عمومی اسرائیل به دولت اولمرت فشار بیاورد و در نهایت تل آویو هیچ راهی نداشت جز این که این مبادله اسرا را قبول کند. حزب الله حاضر بود تا سالیان سال هیچ حرفی در رابطه با این دو اسیر اسرائیلی نزند. اما مسئله این است که اسرائیل اسیران لبنانی را در خاک لبنان به اسارت گرفته بود و به لحاظ قانونی محکوم بود و هیچ مدرک قانونی در اختیار اسرائیل وجود ندارد و این مسئله در مقابل دیدگان تمام جهانیان اتفاق افتاد که اسرائیل وارد سرزمین لبنان شد و در جنگ سی و سه روزه رزمندگان لبنانی را به اسارت گرفت و به همین خاطر از لحاظ حقوقی دست اسرائیلی ها در این رابطه خالی است و در مقابل برگ برنده در دستان حزب الله است. از سوی دیگر از لحاظ انسانی دلیلی ندارد که اسرای لبنانی در اختیار آنها باقی بماند و در نهایت دقت اقدام حکیمانه حزب الله باعث شد این امور به نفع آنها به پایان برسد.

* شما از امتیاز برای حزب الله در رابطه با مبادله اسرا سخن گفتیددر این جریانات چه امتیازاتی نصیب حزب الله و مقاومت شد

لبنان نخستین کشور عربی است که به واسطه حزب الله توانست اسرای خود را از دست اسرائیلی ها برگرداند و نخستین کشور عربی است که توانست پرونده اسرای خود را نزد اسرائیل ببندد. چون ما می دانیم که کشورهایی همچون مصر، اردن، سوریه و سایر کشورهای عربی اسیرانی را در اسرائیل دارند اما این کشور ها تا کنون نتوانسته اند حتی یک اسیر را از اسرائیل پس بگیرند اما حزب الله با مقاومت خود موفق به انجام این امر شد. مسئله دوم صداقت و عمل به وعده ها توسط حزب الله است زیرا سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله در همان روزهای اول جنگ سی و سه روزه قول داد که سمیر القنطار و سایر اسرای لبنانی را به لبنان بر خواهد گرداند. زیرا یکی از اهداف اسرائیل درجنگ سی و سه روزه این بود که اسیران خود را آزاد کند ولی موفق نشدند. مسئله دیگر بطلان ادعای بعضی ها است که می گفتند که حزب الله یک گروه تروریستی است ولی وقتی می بینیم که دبیر کل سازمان ملل نماینده آلمانی خود را برای مذاکره نزد حزب الله می فرستد این نشان می دهد که سازمان ملل با این جنبش به عنوان یک جنبش مقاومت و یکی از نیروهای اصلی حاضر در لبنان مذاکره کرده است. نکته دیگر هم این است که همه لبنانی ها از هر دین و مذهبی که باشند توانستند این واقعیت را درک کنند که حزب الله لبنان تنها از طرف شیعیان پرونده اسیران را باز نکرد بلکه به خاطر تمامی لبنانی ها این کار را انجام داد زیرا سمیر القنطار یک دروزی است و یحیی سکاف یک سنی است و اکنون تمامی لبنانی ها به این باور رسیده اند که اگر دوباره جنگی پیش آید و فردی به اسارت برده شود می تواند مطمئن باشد که یک سال یا دوسال بعد همچون مورد سمیر القنطار توسط حزب الله به وطنش بازگردانده شود.




واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :لبنان و واژه کلیدی :مصاحبه