بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس    ٢۵/٠٣/٨٨

منبع: روزنامه اطلاعات


بنابه اظهار تحلیل‌گران مطبوعات، طرح کنونی آمریکا در زمینه مشارکت بازیگران منطقه‌ای در افغانستان، می‌تواند در اثر چانه‌زنی ایران، روسیه، هند و چین در خصوص موضوعات مورد علاقه مشترک آنها، تغییر یافته و هند لازم است که بجای اتکای آشکار به آمریکا با کشورهای فوق در چهارچوب یک دیپلماسی فعال که منجر به ابتکار مشترک برای حل مشکلات افغانستان شود، حضور فعال داشته باشد.
بنابراین لازم است هند بجای اتکای آشکار به پیشنهادهای آمریکا در زمینه افغانستان، با جدیت تمام با بازیگران منطقه‌ای (ایران، روسیه و چین) از طریق یک دیپلماسی فعال و ابتکار مشترک که منجر به تضمین ثبات و امنیت همه کشورهای ذیربط شود، مشارکت کند.
به نظر می‌رسد که این امر با توجه به تحولات جاری در افغانستان برای هند خصوصاً در زمینه منافع امنیتی و اقتصادی تأثیرگذار باشد؛ در حالیکه پیشنهاد آمریکا در زمینه انهدام سازمانهای تروریستی در مرز بین پاکستان و افغانستان می‌تواند زمینه را برای هجوم عناصر ستیزه‌جو به داخل کشمیر فراهم سازد و از نظر اقتصادی نیز دسترسی هند به آسیای میانه در صورت ادامه بی‌ثباتی در افغانستان، تحت تاثیر قرار گیرد.
هند تاکنون نقش سازنده‌ای را در افغانستان ایفا کرده و بیش از یک میلیارد دلار در بخشهای حیاتی این کشور از قبیل آموزش و پرورش، تسهیلات زیربنایی و بهداشت هزینه کرده است. این طرحهای عمرانی هند در افغانستان مورد توجه آمریکا قرار گرفته و موضوعی است که نگرانی سنتی پاکستان را نسبت به حضور هند در افغانستان برانگیخته است. شاهد این قضیه سخنان خانم لیزا کورتیس (Lisa Curtis)، مشاور پیشین وزارت خارجه آمریکا در نشست کمیته فرعی امنیت ملی و امورخارجه مجلس نمایندگان آمریکا در اول آوریل 2009 است. وی گفت: «به نظر من به نفع هند است که پاکستان را از اقدامات خود در افغانستان مطلع سازد و آمریکا بایستی نقشی را در تحقق این امر ایفا کند.»
ریچارد هولبروک (نماینده آمریکا در افغانستان و پاکستان)، طی سخنانی در یک کنفرانس مطبوعاتی در 8 آوریل 2009 در دهلی‌نو، گفت که هند، پاکستان و آمریکا با مشکل مشترکی مواجه هستند و همکاری کامل هند در حل موضوعاتی چون افغانستان، اجتناب‌ناپذیر است. اظهارات ضد و نقیض فوق توسط دو مقام آمریکایی (کورتیس و هولبروک = ابراز شک و تردید از سویی و خواستار همکاری از سوی دیگر) نقش مؤثری را که هند می‌تواند در افغانستان ایفا کند، زیر سؤال برده است.
بنابراین، عکس‌العمل دیپلماتیک هند در اداره موضوع افغانستان بایستی اکنون مشخص شود. هرچند که پیشنهاد منطقه‌ای اوباما امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما در جریان طراحی راه‌حلهای قابل اجرا با مشکل مواجه می‌شود، بنابراین لازم است که هند سیاستی را در جهت تضمین برقراری ثبات در افغانستان و در عین حال، مستقل از نگرانیهای پاکستان از مداخله هند در افغانستان، اتخاذ کند. دلیل طرح این استدلال به ماهیت برخورد آمریکا با بازیگران منطقه‌ای برمی‌گردد که می‌تواند منجر به بروز یک روش چانه‌زنی (تأکید بر ضرورت برخورد رقابتی بین بازیگران مهم در منطقه) و نهایتاً تأخیر در انجام عکس‌العملهای مؤثر در رابطه با موضوع افغانستان شود. در این رابطه بررسی نقش کشورهای منطقه در زمینه افغانستان نیز حائز اهمیت است.

بازیگر اول (ایران)
ایران همیشه نسبت به توسعه عمرانی افغانستان توجه داشته، چون مرزهای مشترک دو کشور، مسیری برای جریان تریاک و پناهندگان به سوی این کشور است. براساس برآوردهای سازمان ملل، ایران بیشترین خسارات را در زمینه موادمخدر متحمل شده، بنابراین، یک افغانستان باثبات و یک طالبان ضعیف، دغدغه اصلی ایران است. اگرچه همکاری منطقه‌ای بین ایران و آمریکا به دلایلی (خصوصاً نگرانی ایران از حضور نیروهای آمریکایی در این منطقه) می‌تواند به دشواری میسر باشد، ضمن آنکه واشنگتن نیز در خصوص تبدیل یک ایران هسته‌ای به یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه نگران است. با اینحال، دولت اوباما سعی دارد که روابط دوستانه‌ای را بین دو کشور برقرار سازد. این امر از سخنرانی وی در سال نو ایران مشخص شد. وی در طول این سخنرانی، آشکارا بر ضرورت برقراری روابط سازنده با ایران تأکید کرد. بنابراین، افغانستان به عنوان یکی از موضوعاتی تلقی شد که برقراری یک رابطه مفید بین آمریکا و ایران در مورد آن ممکن است. با اینحال، ماهیت این رابطه، موضوعی است که بایستی در طراحی هرگونه برنامه‌ای در مد نظر قرار گیرد.
این نکته عوام‌فریبانه است که ایرانیان طرح واشنگتن در زمینه طالبان خوب و بد را تأیید خواهند کرد. ایرانیان به نوبت خود از آمریکا خواهند خواست که تغییر عمده‌ای را در سیاست خود ایجاد کند. تحقق این امر موجب ناراحتی متحدان آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس خواهد شد. بنابراین، خطوط برخورد دیپلماتیک بین آمریکا و ایران، به محاسبات دیپلماتیک برای ایجاد توازن بین نگرانیهای مختلف آمریکا و ایران بستگی خواهد داشت. برخوردهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، ممکن است که موضوع اصلی، یعنی تلاش برای برقراری ثبات در افغانستان را کم‌رنگ کند.

بازیگر دوم (روسیه)
برای روسیه یک افغانستان بی‌ثبات بخاطر نزدیکی مرز این کشور با جمهور‌های آسیای میانه، مضر خواهد بود. با اینحال، باید گفته شود که همکاری بین آمریکا و روسیه در افغانستان یک امر طبیعی نیست و می‌تواند منجر به تقاضای روسیه از آمریکا مبنی بر استقرار نیافتن سیستم دفاع ضدموشک بالستیک در لهستان و جمهوری چک شود. علاوه بر این گسترش ناتو به سوی گرجستان و اوکراین، می‌تواند یک اهرم راهبردی برای استفاده از روسیه از آن، در موافقت با ارسال تدارکات (نظامی و بشردوستانه) از طریق خاک روسیه باشد. این امر از اظهارات سخنگوی وزارت‌خارجه روسیه اندری نسترنکو Andrei Nesterenko روشن می‌شود. وی گفت که روسیه بارها آمادگی خود را برای همکاری اعلام کرده است و این امر به تمایل آمریکا برای همکاری بستگی خواهد داشت. این اظهارات به مناسبت درخواست از روسیه جهت انتقال کمک‌های چندین کشور عضو ناتو از طریق خاک روسیه به افغانستان، بیان شدند.
بنابراین، موضوع مهم این است که آیا یک راه‌حل منطقه‌ای برای برقراری رابطه با بازیگران، واقعاً به دست خواهد آمد؟ در ضمن، هرگونه تلاش آمریکا در جهت برقراری رابطه با جمهوریهای آسیای میانه، می‌تواند موجب خشم روسیه شود.

بازیگر سوم (چین)
چین بازیگر دیگری است که مدتی در مورد این موضوع سکوت اختیار کرده بود. اگر کسی نگرانی های چین را در افغاتستان مورد بررسی قرار دهد، موضوع امنیت انرژی بطور اجتناب‌ناپذیری نمایان می‌شود. واقعیت اینکه افغانستان در شمال خود دارای ذخایر اکتشاف نشده نفت، گاز طبیعی و مواد معدنی، مخصوصاً سنگ آهن، مس و طلا است و این امر علت اصلی علاقه چین به افغانستان محسوب می‌شود.
یک دولت باثبات در افغانستان اولویت اصلی در سیاست خارجی چین است و به همین دلیل استان سین‌جیانگ (Xinjiang) چین که محل سکونت اقلیت مسلمانان اویغور (Uyghur) است، خطر امنیتی بالقوه‌ای را برای چین بوجود آورده است. مسلمانان چینی دارای ارتباطات مذهبی و نژادی قوی با افغانستان و جمهوریهای آسیای میانه هستند و چین نگران سرایت نگاه ستیزه‌جویانه از نوع طالبان به خاک خود است. بهره‌مندی پاکستان در استفاده از کارت کشمیر برای تعیین ماهیت دیدگاه چین، یک موضوع نگران‌کننده است. برقراری یک ارتباط موقت بین بی‌ثباتی در جنوب آسیا و حل دائم موضوع کشمیر، می‌تواند ماهیت دیدگاه چینی‌ها را در رابطه با ثبات جنوب آسیا، مشخص کند. پرویز مشرف در سخنرانی 12آوریل 2009 در موسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای در پکن تاکید کرد که سیاست اوباما در منطقه، بدون حل موضوع کشمیر ناقص است.

دیپلماسی هند
از تحلیلهای فوق روشن می‌شود که برخوردهای دیپلماتیک بین بازیگران اصلی در منطقه، می‌تواند به سوی یک روش چانه‌زنی منحرف شود و این امر می‌تواند برای افغانستان مضر باشد. اتفاق‌نظر در مورد افغانستان می‌تواند نشانگر توافقی در پایین‌ترین سطح باشد. این توافق فاقد تمایل سیاسی مورد نیاز برای همکاری مؤثر بین طرفهای ذیربط خواهد بود. هند به نوبه خود، روش منطقه‌ای را به خاطر اهرمهای مورد استفاده پاکستان در مورد کشمیر و جامع نبودن طرح آمریکا در زمینه برخورد با سازمانهای تروریستی به غیر از القاعده، زیر سؤال برده است.

نفع هند در یک افغانستان باثبات نهفته است. بنابراین، تلاش دیپلماتیک هند، بایستی بر مبنای توسعه و اجرای طرحهای عمرانی در افغانستان، به عنوان عامل محرکه که در هرگونه تلاش دیپلماتیک، متمرکز شود. این امر به سه صورت در بهبود سیاست دیپلماتیک هند در افغانستان مفید خواهد شد.
1- سیاست خارجی فعال در برقراری رابطه با بازیگران مهم از قبیل ایران، روسیه و چین: چرا که یک افغانستان باثبات از اهمیت خاصی برای هر سه این کشورها برخوردار است. این امر همچنین موجب خواهد شد که سیاست خارجی هند در گرو روابط آمریکا با کشورهای مذکور نباشد. همکاری بین هند و ایران در زمینه تسهیلات زیربنایی و مسیرهای ارتباطی از طریق ایران به افغانستان، می‌تواند منجر به مشارکت مؤثر بین دو کشو شود، همچنانکه همکاری هند با روسیه و چین نیز بایستی مورد بررسی قرار گیرد و سازمان همکاری شانگهای، مجمع خوبی برای طرح این موضوع خواهد بود.
2- اتخاذ سیاست‌ مشترک منطقه‌ای (ایران، روسیه و چین) در زمینه ثبات در افغانستان، منجر به کاهش نگرانی‌های امنیتی و سیاسی پاکستان خواهد شد، چرا که پاکستان به روسیه، ایران و چین، نسبت به سایر کشورها ضریب اطمینان بالاتری دارد.
3- دیپلماسی فعال هند با بازیگران اصلی در منطقه می‌تواند کانون تحرکات سیاسی را از چانه‌زنی، به حل مشکل منحرف سازد. بنابراین لازم است هند هیأت های بیشتری را به ایران، چین و روسیه، به منظور تبادل‌نظر در مورد موضوع افغانستان اعزام کند.

نتیجه
هند لازم است که وضعیت را با دقت زیر نظر داشته و بطور مشترک با بازیگران، مخصوصاً ایران، روسیه و چین در تماس باشد. فرمول توسعه مؤثر، بایستی اساس همکاری را تشکیل دهد، چرا که به طور مؤثر بر روند همکاری بین بازیگران تأثیر خواهد داشت. حمایت از نهادهای زیربنایی، تقویت گروههای مدنی و اجرای طرحهای آموزشی مفید در افغانستان، مواردی هستند که هند بایستی همچنان به انجام آنها در افغانستان ادامه دهد. به عبارتی، اتخاذ یک روش قدرت نرم، به هند در کسب منافع بیشتر در آینده درازمدت، کمک خواهد کرد.
هند دارای یک نگرانی مشترک با آمریکا در مبارزه با تروریسم است. خانم وندی چمبرلن، سفیر آمریکا در پاکستان، روش آمریکا را از طریق راهبرد «افپاک «خلاصه کرده است. وی گفت: افغانستان، پاکستان، هند و آمریکا با یک دشمن مشترک در این منطقه مواجه هستند و آن دشمن، القاعده و شبکه‌های تروریستی از نوع القاعده است که به ما حمله می‌کنند. با اینحال، همانگونه که عده زیادی از کارشناسان امور راهبردی گفته‌اند، راهبرد «افپاک «بایستی که همه سازمانهای تروریستی یعنی القاعده، طالبان، لشکر طیبه و جیش محمد را هدف قرار دهد.
بنابراین، لازم است که هند مواظب خطوط برجسته راهبرد آمریکا باشد. این راهبرد در مبارزه با تروریسم، بر القاعده متمرکز شده است. همه سازمانهای تروریستی یک خطر امنیتی برای کشورهای منطقه هستند، بنابراین اتخاذ یک روش کلی برای رفع این مشکل، ضروری است. کلام آخر اینکه روش منطقه‌‌ای برای افغانستان به شرطی نفع هند است که منجر به ثبات در افغانستان شود.




واژه کلیدی :هند و واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :آسیا و جنوب شرق و واژه کلیدی :امنیت