بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس     09/03/88


به گزارش خبرگزاری فارس، نشست مشترک وزرای خارجه کشورهای آسیای مرکزی با هیئت اعزامی از سوی اتحادیه اروپا در دوشنبه پایتخت تاجیکستان برگزار شد که فارغ از نتایج حاصله در این نشست کارشناسان تلاش های فعلی اتحاد اروپا با آسیای مرکزی را در راستای تحقق منافع استراتژی جدید این سازمان در منطقه قابل بررسی می‌دانند.
طی حدود 18 سال استقلال کشورهای آسیای مرکزی همکاریهای منطقه با اتحاد اروپا چندین مرحله را پشت سر گذاشته است.
مرحله نخست که پنج سال اول استقلال این کشورها را در بر می گیرد، بطور عمده به تهیه زمینه‌های حقوقی برقراری و توسعه روابط گذشت، در این دوره و در حالی که نگاه اتحاد اروپا به منطقه امنیتی بود، کشورهای آسیای مرکزی متقابلاً انتظار کمک در انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی از این سازمان را داشتند و بدین ترتیب بود که در همان زمان، ساختارهای مختلف اروپایی نظیر اتحاد اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا، پیمان ناتو و سایر نهادهای دولتی و غیر دولتی در آسیای مرکزی حضور یافتند.
با توجه به روابط خوب روسیه با آمریکا و اروپا در دوران مدیریتی "بوریس یلتسین " بحث دستیابی به منابع انرژی در آن مرحله برای اتحاد اروپا هنوز حساس نبود و این سازمان بیشتر در صدد بود تا منطقه را تحت پوشش سیستم امنیتی اروپا قرار دهد، حتی در سال 1995 کمیسیون اروپا گزارشی را با نام استراتژی جامعه اروپا در مورد آسیای مرکزی حول محور مسائل سیاسی و امنیتی به تصویب رسانده بود.
به دنبال تدوین این استراتژی بود که اتحاد اروپا بصورت دو جانبه با ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان موافقتنامه‌های مشارکت و همکاری را منعقد کرد که این توافقات زمینه حضور فعال این سازمان در آسیای مرکزی را بیشتر فراهم کرده بود.
مسائل امنیتی، سیاسی و بویژه بحث حقوق بشر، دموکراسی، آزادی بیان و برتری قانون از مسایل محوری این دوره روابط اتحاد اروپا با منطقه شناخته می شد.
در مرحله بعدی که عملاً تا تهیه استراتژی اتحاد اروپا در مورد آسیای مرکزی ادامه پیدا کرد حضور اروپا از طریق نهادهای مختلف که قبلا ذکر تعدادی از آنها رفت، گسترش یافت، ولی هنوز هم اروپا علی رغم کمک های مختلف مالی و مادی که صدها میلیون دلار ارزیابی می شد، نتوانسته بود در ردیف روسیه، چین و آمریکا به محور و قطب روابط خارجی و بخصوص اقتصادی منطقه تبدیل شود.
از سال 2001 به بعد، یعنی از زمان ورود آمریکا و ناتو به افغانستان و آسیای مرکزی اتحاد اروپا در کنار طرح های امنیتی و نظامی به تدریج مسایل اقتصادی را نیز در اولویت همکاری های خود با منطقه قرار داد، زیرا با به قدرت رسیدن "ولادیمیر پوتین " در روسیه وابستگی های انرژی خود از کرملین را بیشتر احساس می‌نمود و در فکر جایگزینی مطمئن برای آن افتاده بود.
از این نظر آسیای مرکزی با داشتن ذخایر سرشار انرژی، اصلی ترین گزینه ها در برابر روسیه بود، بدین ترتیب بود که اروپا با تهیه، هماهنگی و تصویب استراتژی اتحاد اروپا در آسیای مرکزی برای سالهای 2007-2013 وارد مرحله جدیدی از همکاری شد.
با انتخاب "قربان گلی بردی محمد اف " به عنوان رئیس جمهوری ترکمنستان مناسبات عشق آباد با اتحاد اروپا به مراتب بهبود یافت و کاهش عمده تحریمات اعمال شده علیه تاشکند درپی حادثه ماه مه سال 2005 اندیجان، شرایط جدیدی را به وجود آورد که اتحاد اروپا بتواند، آسیای مرکزی رابه صورت یک مجموعه واحد منطقه ای در نظر بگیرد، هر چند هنوز مسایل فروانی وجود دارد که مانع معرفی آسیای مرکزی به عنوان منطقه واحد شده است.
در این راستا متفاوت بودن سطح رشد اقتصادی و اجتماعی، وجود بی اعتمادی میان دولت های منطقه در مسایل آب و انرژی، اختلافات قومی و مرزی و ده ها مورد دیگر اجازه نخواهد داد تا آسیای مرکزی بعنوان فضا و منطقه واحد و هماهنگ طرف اتحاد اروپا باشد.
بنابراین اتحاد اروپا در روابط خود با کشورهای منطقه جدا از استراتژی یادشده موافقتنامه های دو جانبه را دنبال می‌کند تا با نزدیک کردن موضع‌گیریهای آنان بتواند به عامل با نفوذ تر روابط خارجی‌اشان مبدل شود.
تحقق این امر در دورنمای میان مدت بعید بنظر می رسد، زیرا اروپا هر چند در کوتاه مدت وحدت منطقه ای آسیای مرکزی را بخاطر ایجاد فاصله با روسیه دنبال می کند اما وجود آسیای مرکزی واحد با دولت های همکار و هماهنگ، این فضا را عملاً تحت تاثیر و نفوذ فرهنگ سنتی این مردم، یعنی فرهنگ اسلامی قرار خواهد داد.
این همان چیزی نیست که بتواند مورد تایید غرب باشد اما مهمتر از این موضع ایجاد فاصله بیشتر با روسیه و دستیابی به منابع سرشار انرژی منطقه است.
این امر به طور طبیعی دو محور اصلی خارجی آسیای مرکزی یعنی روسیه و چین را در مقابل اروپا قرار می دهد و مسکو و پکن طرف‌هایی نیستند که دست روی دست بگذارند و منتظر رسیدن خبر تحقق اهداف استراتژیک اتحاد اروپا در نزدیک ترین مرز هایشان بنشینند.
افزایش حساسیت های این دو بازیگر اساسی منطقه روی این بحث در یک الی دو سال اخیر به صراحت مشاهده می شود، روسیه در عرصه انرژی آسیای مرکزی بالاترین میزان حضور را دارد و بعید است در دورنمای میان مدت اروپا بتواند در بازار منطقه خود را چون رقیب جدی کرملین معرفی کرده و جایی را برای خود دست و پا کند.
البته اتحاد اروپا و کشورهای همسویشان در منطقه در بخش انرژی کارهایی را در دست پیگیری و اجرا دارند، ولی بیش از آن که عملیاتی و برای معادلات ژئواقتصادی و ژئوپولیتیکی تاثیرگزار باشند، به تبلیغات غربی می مانند که مسکو و پکن از آن خوب واقفند.
بنابراین به رغم سرمایه گذاری های میلیاردی و اعلام استراتژی پنج‌ساله، اتحاد اروپا در رسیدن به اهداف خود مشکل خواهد داشت. زیرا موفقیت فعالیت های اتحاد اروپا در منطقه در ازای هماهنگی کامل منافع دولت های آسیای مرکزی با منافع این سازمان میسر خواهد بود.
این منافع بطور خودکار دو قدرت بزرگ و همسایه منطقه یعنی روسیه و چین را در مقابل این طرح قرار می‌دهد.
آنچه مسلم است نگاه اروپا به آسیای مرکزی بدون توجه به واقعیت های جغرافیایی و ژئو پلتیکی منطقه و منافع قدرت‌های منطقه‌ای مانعی جدی برای موفقیت طرح های استراتژیک این اتحادیه خواهد بود.
اتحادیه اروپا برای تحقق اهداف استراتژیک خود در آسیای مرکزی نیاز به یک متحد منطقه ای قوی دارد، جمهوری اسلامی ایران یکی از فرصت‌های بی بدیل اروپا برای همکاری در آسیای مرکزی است و تا زمانی که اتحادیه اروپا در دنباله روی از سیاست‌های آمریکا این واقعیت عینی را نادیده بگیرد هیچ شانسی برای رهایی از وابستگی مطلقش به انرژی وارداتی از روسیه نخواهد داشت.




واژه کلیدی :اروپا و واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز