بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس     09/03/88


به گزارش فارس، هادی محمدی تحلیلگر مسایل منطقه‌ای در یادداشتی تصریح کرد: شاید هیچگاه تا بدین حد فضای تحولات در منطقه در ابهام و یا غیرشفاف نبوده و یا تا به این حد از تمایز در اولویت‌های بازیگران قرار نگرفته است.
افکار عمومی منطقه و جریان مقاومت منطقه‌ای در کنار مطالبات قانونی، انسانی و فوری فلسطین هستند و ریشه چالش‌های اساسی منطقه را در پدیده اشغالگری و کارکردهای آن می‌دانند و در مقابل، رژیم صهیونیستی،‌آمریکا، غرب،‌کشورهای محور سازش عربی، دارای اولویت‌های متفاوتی با یکدیگر ولی در یک جبهه تعریف می‌شوند.
رژیم صهیونیستی با دو شکست در پرونده نظامی خود که طعم ناگواری برای آن دارد، باید به جبران این ناتوانی فکر کند و لذا جنگ با غزه و لبنان از نگاه حکومت جدید اسرائیل جنگی ناتمام تلقی شده و ایران به عنوان بزرگترین قدرت منطقه‌ای، چنانچه به عنوان قدرت هسته‌ای نیز مورد اعتراف قرار گیرد، 25 درصد جمعیت اسرائیل را به مهاجرت معکوس (فوری) برخورد فوری با ایران برای جلوگیری از روند هسته‌ شدن ایران است.
البته در فضایی که آمریکا و غرب محور سازش عربی، بر ضرورت پرداختن به موضوع فلسطین تاکید می‌کنند، برای سران رژیم صهیونیستی، ورود به پروژه صلح و واگذاری بخش‌هایی از سرزمین‌ فلسطین اشغالی، به عنوان تهدید امنیت ملی معرفی می شود تا جلوی ضرورت فوق را گرفته و عملا به دیدگاه خود که عدم اعتراف به حقوق فلسطین است،‌پرده‌ای قراردهند.
مقامات اسرائیلی اعتقادی به تشکیل دولت فلسطین و یا واگذاری اراضی 1967 و حتی بخش‌هایی از آن را به فلسطینی‌ها ندارند و برای کاهش هزینه‌های خود و کسب زمان برای بلعیدن کامل قدس و اراضی باقیمانده، یک حالت خودگردانی کاملا و البته به اسرائیلی را می‌پذیرند و بر آن نیز اصرار می‌ورزند.
آمریکا نیازهای فوری دیگری دارد و باید برای تعامل گفتمانی با سوریه و ایران آماده شود، چراکه دوره‌ای پرتنش و پرهزینه‌ را حداقل در 8 سال گذشته پشت سر گذاشته و نمی‌تواند وارد یک بحران جدید با ایران و سوریه شود. بهترین گزینه برای آمریکا، جذب و جلب کشورهای محور سازش در مقابل ایران است تا با برگ‌های بازی مناسب‌تری دارد وارد مذاکره شده و تضمین‌های بهتری در دست داشته باشد لذا باید به موضوع فلسطین بپردازد تا اولا از زمینه مانور ایران و سوریه بکاهد و ثانیا برای جذب و بکارگیری با وجاهت عرب‌های سازشکار در مقابل ایران، بهایی پرداخت کرده باشد.
پرداختن به مسئله فلسطین به مفهوم حل واقعی و عادلانه مشکل فلسطینی‌ها نیست، بلکه در قواره و سناریوی متناسب با منافع آمریکایی و محور سازش عربی طرح دو دولت و شاخص‌های آن تعریف می‌شوند. یعنی کشورهای عربی و بلکه کشورهای اسلامی رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت بشناسند، مقاومت فلسطین سرکوب و خلع سلاح شود، دولت فلسطین بدون شاخص‌های حاکمیتی و یا قدرت لازم دفاعی شکل گیرد و امنیت رژیم صهیونیستی نیز تضمین شود.
به همین دلیل ابومازن در اقدامی عجولانه،‌حکومت فیاض را بازسازی مجدد می‌کند و ترتیبات امنیتی در کرانه باختری در دو لایه اقتصادی و همکاری اطلاعاتی شروع شود. این همکاری به نحوی است که حتی بر روی عناصر پلیس و دستگاه امنیتی حکومت فیاض، دستگاه اطلاعاتی اسرائیل نظر خواهند داشت و اصل طرح زیر نظر ژنرال دیتون (آمریکایی) است و در بعد اقتصادی،‌گام‌های رفرمیستی و شکلی جهت بهبود وضع معیشتی فلسطین برداشته خواهد شد.
کشورهای محور سازش، یعنی مصر، اردن، عربستان و امارات، این محتوای صلح، را قبول دارند چراکه تکیه بر گروه‌های مقاومت با مصالح و منافع آنها در تضاد است و لذا حکومت دست‌نشانده و مزدور سلام فیاض- ابومازن بهترین گزینه آنها است. مضافا اینکه این کشورها با حراج آرمان فلسطین و حذف حق بازگشت آوارگان و یا تعویق بحث بیت‌المقدس و ماهیت حکومت فلسطینی،پلی با منافع خود ایجاد کرده‌اند.
از سوی دیگر کشورهای عربی یاد شده که در جنجال سیاسی- تبلیغاتی خود را از سیاست‌های بوش متضرر دانسته و آن را موجب ارتقاء نقش ایران در منطقه ارزیابی می‌کند و مبنای عداوت با ایران قرار داده‌اند، اساسا و از ابتدای انقلاب اسلامی بر سر دشمن با ایران عمل کرده‌اند و اصلی‌ترین پشتیبان صدام در هشت سال جنگ تحمیلی بوده‌اند. آنها وجود صدام را برای خود نعمتی می‌دانستند و برای او میلیاردها دلار هبه کرده و در سایه جدال او با ایران برای خود بدنبال آسایش بودند.
صدام ساقط شد و پناه کشورهای سازش نیز از بین رفت در حال حاضر آنها به دنبال عامل دیگری هستند که در مقابل ایران و یا جبهه مقاومت بایستد و هزینه‌های آن را از داده‌های نفتی و یا آرمان‌ فلسطین بپردازند.
چندان غریب نیست که این کشورها از حکومت و رویکرد رژیم صهیونیستی خشنود هستند و حتی پس از مواضع افراطی لیبرمن و نتانیاهو در مورد حمله به مصر، عربستان و یا اخراج فلسطینی‌های 1948 باز هم از این مقامات در کشورهای خود استقبال می‌کنند و خود را در کنار آنها تعریف می‌کنند.
اروپا منافع خود را به با استمرار بحران فلسطینی در خطر می‌اندازد و لذا در کنار امریکا و پس از هماهنگی‌های "جرج میچل " (نماینده ویژه اوباما) از طرح دو دولت در فلسطین با جدیت حمایت می‌کنند و مانند آمریکا به خط و نشان در مقابل عملکرد رژیم صهیونیستی هم روی آورده و همکاری‌های استراتژیک خود را منوط به پذیرش طرح در دولت حرکت در روند صلح، منوط کرده‌اند.
نتانیاهو و مقامات اسرائیلی به اوباما و کشورهای اروپایی اعلام کرده‌اند نیازی نیست به کشورهای عربی هدیه‌ای داده شود؛ حال که آنها برای همکاری با اسرائیل و آمریکا در قبال ایران سینه‌خیز می‌روند، چرا باید در فلسطین هم به آنها امتیاز داد؟ اگر چند ماه مقاومت کنند، این کشورهای عربی، مجانی در خدمت خواهند بود و نیازی به طرح در دولت نمی‌باشد، لذا یک مقاومت جدی از سوی مقاومت اسرائیلی در پذیرش طرح دو دولت دیده می‌شود.
آمریکایی‌ها نمی‌خواهند در تعامل با ایران ریسک کرده و پیشنهاد و حمله نظامی اسرائیلی را قبول کنند و یا نمی‌دانند چه نتیجه‌ای در اقدامات عجولانه اسرائیلی‌ها نهفته است. البته چون به دکترین روشنی هم در قبال ایران ومنطقه دست نیافته‌اند آقای اوباما هنوز لباس، بوش را از تن خارج نکرده و سیاست‌های او را با مبنای "تدابیر دو حزبی " در افغانستان عراق، لبنان و یا در مقابل ایران اجرا می‌کند. نتیجه انتخابات لبنان و شکست 14 مارس هم برای محاسبات آمریکا در موازنه منطقه‌ای وهم برای رژیم صهیونیستی نگران کننده است و لذا دیپلماسی فشرده و علنی مداخله در انتخابات را دنبال می‌کنند و در مورد ایران حاضر نیستند امتیاز تعامل و گفتگوی خود را به دولت احمدی‌نژاد بدهند و لذا منتظر انتخابات ایران هستند و امیدوارند یکی از کاندیداهای رقیب به قدرت برسند امریکا از این واقعیت غافل است و یا خود را به غفلت می‌زند که مسائل کلان در نظام اسلامی در حیطه مانور رئیس‌جمهور نمی‌باشد و تجربه آقای خاتمی و جمع‌بندی دوره بوش را در نظر نمی‌گیرند.
در حالی که برای صهیونیست‌ها موضوع گفتمان و تعامل آمریکا با ایران یک زهر مهلک است و شرایط آنان را از سکه می‌اندازند و یا به تعبیر امروزی، جایگاه آنان را تنزل خواهد داد به ضرورت محدود بودن دوره گفتگو اصرار دارند در حالی که اگر آمریکا به امید جابجایی قدرت در ایران باید چند ماه دیگر منتظر بماند، هر گونه مذاکره در یکدوره محدود قابل دستیابی به محورهای مطلوب نیست و یا در یک زمان کوتاه قابل ارزیابی نمی‌باشد یعنی در مواضع تاکتیکی نیز پارادوکس‌های موجود، گریبان آمریکا و دیگر بازیگران را گرفته است.
در حالی که تمامی بازیگران آمریکایی‌ اسرائیلی‌ محور سازش در شرایط ویژه هستند و باید برای اقدامات فوری تصمیم بگیرند، ایران و جبهه مقاومت منطقه‌ای در شرایط بهبود وضعیت تدریجی به سر می برند و موضوع اضطراری در مقابل ندارند.
عرب‌های محور سازش در هر حالت با ریسک روبرو هستند و باید هزینه‌ بپردازند. همکاری با آمریکا واسرائیل در مقابل ایران، عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، حراج آرمان فلسطین و نادیده گرفتن مطالبات قانونی، انسانی فلسطینی‌ها، مشارکت در حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران ... تماما با هزینه‌های غیر قابل اغماض روبرو هستند که برخی‌ از آنها تا مرز فروپاشی این نظام‌های توتالیتر و خودکامه و غیردموکراتیک پیش خواهد رفت.
رژیم صهیونیستی به خوبی می‌داند هر گونه اقدام (محدود و نامحدود) نظامی علیه ایران با واکنش جدی روبرو خواهد شد و لذا با تلاش گسترده‌ای در ایران هراسی در سطح بین‌المللی به دنبال کسب حمایت عربی غربی و آمریکایی است تا از میزان خسارت‌های خود بکاهد.
قفل شدن برخی زمینه‌ها، در بحث دو دولت با رژیم صهیونیستی، اوباما را بر ضرورت سفر به هر تحریک کرده تا در کنار سفر ترکیه، از مصر نیز دلجویی کندولی محور اصلی سخنرانی او، تشویق عربها به سازش با رژیم صهیونیستی (قبل از دستیابی به حقوق فلسطینی) است. این پیچیدگی در نیازها و اولویت‌ها، کار کرد حزب دموکرات و رویه حقوق بشری آن را نیز تحت‌الشعاع قرار داده و بااینکه شاخص‌های ضد حقوق بشری، در غزه، مصر،اردن، عربستان و... موج می‌زند حکومت اوباما نمی‌تواند با این کشورها، چالش جدی داشته باشد، چراکه به ضرورت‌ها و نیازهای دیگر آمریکا در منطقه تاثیر خواهند گذاشت.
دستور کار فوری عرب‌های محور سازش، رژیم صهیونیستی وابومازن در شرایط فعلی این است که با متوقف کردن مذاکرات فلسطین، حکومت فیاض را متصدی و مسئول بازسازی در غزه قرار دهند و با این عامل فشار، ؟؟؟ حکومت هنیه و حماس را تضعیف و مقدمه موفقیت خود را در انتخابات دی ماه ژانویه 2010 مهیا نمایند. به موازات این حرکت موریانه‌ای اقدامات فرسایشی اسرائیل در حملات محدود به غزه نیز در اولویت صهیونیست‌ها قرار داد تا در یک حرکت هماهنگ، پایه‌های موازنه قوا برای بازیگران منطقه‌ای در فلسطین دگرگون شود. حال آنکه این تلاش‌ها با عنوان فتح به اجرا درمی‌آید که در متزلزل‌ترین شرایط داخلی خود به سر می‌برد و در آستانه انشعاب‌های جدید به سر می‌برد و نمی‌تواند مبنای تضعیف حماس و حکومت آن در غزه باشد تمامی لایه‌های سیاسی- امنیتی تحولات منطقه‌ای (خرد وکلان) بشارت و نوید موفقیت برای استکبار جریان سازش و اشغالگران را در برندارد وبا گره خوردن برخی موضوعات در مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی، باید منتظر دگرگونی در داخل اسرائیل باشیم.




واژه کلیدی :امریکا و واژه کلیدی :اوباما و واژه کلیدی :خاورمیانه