بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧

محمد جلال‌عنایه                موسسه ندا              ٢۵/٠٩/٨٧


حتی برخی از رهبران قدیمی جنبش فتح که در حال حاضر نیز حضور دارند، واقعاً نمی دانند که جنبش فتح پیش از عرفات، چگونه بوده و اصلاً از کجا پدیدار شده است. من کاملاً مسئولیت این اظهارات را برعهده می گیرم.
من اعتراف می کنم که بدون هیچ سند و مدرکی، اما با تکیه بر تجربیات خود و بررسی روند سیاسی ظهور و بروز جنبش فتح، چنین حرفی را می زنم. انگیزة بنده از بررسی این موضوع، این بوده که تاریخ جنبش ملی معاصر فلسطین بسیار تحریف سشده، زیرا شخصیتهایی که به قدرت دست یافته اند، از قدرت و سیادت خود برای نگارش تاریخ به میل خود استفاده کرده اند. چنین اعمال تحریف هایی عمدتاً از سوی نویسندگان بیگانه ای که فقط در جریان حوادث منطقه و از نزدیک شاهد آن بوده اند صورت گرفته است.

احیای روح ملی فلسطین توسط مجموعه ای متشکل از جوانانی که مسئولیت مقاومت در برابر اشغالگری اسراییل در نوارغزه را طی جنگ کانال سوئز در 1956 برعهده داشتند و اکثر آنان از اعضای سابق حزب بعث و جنبش اخوان المسلمین و تعدادی نیز از شخصیتهای مستقل بودند صورت گرفت. این مجموعه پس از آزادی غزه (در مارس 1957) به مبارزات خود همچنان ادامه دادند.

علاوه بر این یک مجموعة فلسطینی دیگر در کویت به دور از چشم سران عربی تحت پرچم ملی فلسطین گردهم آمدند که اکثر آنان از اعضای جنبش اخوان المسلمین بودند. یوسف عمیره پرچمدار این مجموعه بود و از برجسته ترین اعضای آن، حسین الثوابته، خلیل الوزیر، یاسر عرفات، احمد السعدی، عادل عبدالکریم، محمود مسودی و منیر عجور بودند، سپس صلاح خلف و سلیم الزعنون به آن پیوستند و جنبش آزادیبخش فلسطین (فتح) در سال 1959 تشکیل شد.

در سطح تفکر سیاسی، اعضای مؤسس این جنبش همان فرهنگ اخوان المسلمین را دنبال می کردند و همانند اعضای جنبش اخوان المسلمین همدیگر را برادر خطاب می کردند، جنبش فتح در ابتدا، تلاش می کرد فعالیتهای خود را به طور زیرزمینی و به دور از چشم دیگران دنبال کند و حتی انجام هر گونه فعالیت را کتمان می کرد زیرا نگران بود که سرویسهای امنیتی عربی که عناصر جنبش اخوان المسلمین را تحت تعقیب و پیگرد قرار داده بودند، آنان را نیز در فشار و تحت تعقیب و پیگرد قرار دهند. شایان ذکر است که، سرویسهای امنیتی عربی به این دلیل جنبش اخوان المسلمین را تحت تعقیب قرار می داد که این سازمان کوچک توانسته بود به عنوان یک جنبش توده ای کلیة طیف های سیاسی را تحت الشعاع قرار دهد و به فعالیت خود توسعه ببخشد.

تا اینکه بالاخره با به وجود آمدن یک تغییر و تحول سریع در اندیشه سیاسی جنبش فتح رهایی آن از قید و بندهای موجود در اصول اولیة جنبش و حرکت به سوی عملگرایی یک سونامی در این جنبش رخ داد. این عملگرایی بر 3 چیز مبتنی بود که عبارتند از:

1- به تعویق انداختن شکاف سیاسی موجود تا پس از آزادسازی

2- پذیرش اعضای حزبهای دیگر در صفوف جنبش مشروط به توقف فعالیتهای حزبی سابق آنان

3- عدم دخالت در امور داخلی کشورهای عربی

و زمان آن فرا رسید که کمیتة مرکزی جنبش فتح از امکان الحاق کلیة طرفهای سیاسی به جنبش سخن به میان آورد. به طوری که خالد حسن و خلیل الوزیر در جناح راست و صلاح خلف و ماجد ابوشرار در جناح چپ قرار گرفتند.

در بطن سیاست آمریکا، عملگرایی براساس کلیة مفاهیم دارای نتایج عملی سنجیده می شود و بر ضرورت اقدام و فعالیت مستقیم در برابر چالشهای مختلف فرارو در موقعیت های مختلف تأکید می ورزد. چه بسا یک عمل صحیح در یک شرایط مشخص، در شرایط و مقتضیات دیگری، درست نباشد. آمریکایی ها بر این باورند که نادیده گرفتن ایدئولوژی و پایبندی به اصول متعادل و میانه عملگرا موجب تحکیم و تثبیت آنان می شود و امنیت آنان را در یک جامعة آزاد تأمین می کند. اما نبوغ عملگرایی فتح به شکل قابل توجهی نمود پیدا کرد و توانست حمایت بسیاری از سران عربی را در کشورهای انقلابی عربی از جمله دولت انقلابی الجزایر جلب کند و علاوه بر آن از حمایت کشورهای محافظه کار مثل عربستان و کویت برخوردار شد. عضویت در فتح نیازمند دارا بودن یک ایدئولوژی خاص و یا آزمایشات مختلف نیست.

هر فلسطینی می تواند به آن ملحق شود و نخبگان عملی و مالی نیز می توانند از حمایت آن با دستیابی به یک کرسی در شورای ملی فلسطین برخوردار شوند. از سوی دیگر تصمیم این جنبش مبنی بر عدم دخالت در امور داخلی کشورهای عربی، نگرانی های امنیتی مربوط به حمایتهای مالی و دیپلماتیک کشورهای دیگر از فتح را برای کشورهای عربی از بین برد.

همة این موارد بیانگر نبوغ رهبری جنبش فتح بوده است. با این وجود جنبش مذکور دارای برخی عوامل ضعیف نیز بوده است. این جنبش برخلاف سازمانهای دیگر که اغلب هرمی هستند، خوشه ای است. دلیل خوشه ای بودن سیستم حاکم بر جنبش فتح این بوده که مجموعه های حزبی مختلفی که به فتح ملحق شده اند، به دلیل تحت تأثیر ایدئولوژی سابق خود بودن اقدام به باند بازی کردند و افراد مستقلی که به هیچ حزبی وابسته نبودند به صورت خوشه ای پیرامون افرادی که دارای قدرت بیشتر بودند تجمع کردند. این باند بازی ها به نیروهای عربی و خارجی اجازه داد تا به صاحبان مختلف قدرت در داخل جنبش فتح نزدیک شوند. بدین ترتیب تفرقه و چند دستگی در داخل جنبش با حمایت نیروهای خارجی حاکم شده تا زمینه برای به انزوا کشیده شدن نهاد فرماندهی جنبش فتح، فراهم شود. در سایة شک و تردیدهای ایجاد شده نسبت به رهبران فتح، توافقنامة اسلو متولد شد. اما اکنون نسل سوم جنبش فتح چه وظیفه ای دارد؟

من واقعاً از رویدادهای مختلف صورت گرفته در جنبش فتح بسیار ابراز تأسف و نگرانی می کنم، بویژه اینکه می بینم تجارب دشواری که جنبش فتح کسب کرده نتوانسته، اعضای آن را آگاه کند و آنان به راحتی دچار لغزش شده اند و به جای اینکه عاقلانه و منطقی با مشکلات فرارو برخورد کنند، همچنان مقابله و مواجهة نسلها را ادامه می دهند. جنبش فتح تنها با تغییر اندیشه های موجود دوباره جایگاه قوی خود را به دست خواهد آورد. این جنبش در عرصة سیاسی نیازمند یک پیمان اصولی و اساسی، در عرصة عمل نیازمند یک برنامة سیاسی مفصل، در عرصة اقتصادی نیازمند ایجاد تغییر و تحول در روند بیکاری و فعالیت در عرصة تولید و در عرصة فرهنگی نیازمند آموزشهای دمکراتیک است. آیا زمانی فرا می رسد که فتح به جایگاه والای پیشین خود دست یابد؟ یا اینکه دارای سرنوشتی مجهول و مبهم است.



واژه کلیدی :فلسطین و واژه کلیدی :جنبش فتح