بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧

وبلاگ ARNIKAs WORSHIPs


هجدهم مرداد 1378 درحالیکه همه دنیا پای گیرنده های خود، افتتاحیه المپیک پکن را دنبال می کردند. دولت گرجستان در یک حمله ی برق آسا به منطقه خودمختار اوستیای جنوبی که قسمتی از خاک گرجستان محسوب می شود، با کشتن 1500 نفر مرکز آنجا را تسخیر کرد و اعلام کرد که قصد دارد به استقلال طلبی های اوستیایی ها پایان دهد. هنوز چند ساعت از این حمله نگذشته بود که جنگنده های روسی تا 75 کیلومتری تفلیس پایتخت گرجستان برای دفاع از اوستیایی ها پیشروی کردند و نصف گرجستان را تحت اشغال درآوردند. با اعتراضات جهانی روسیه تا حدودی از مواضع خود عقب نشینی کرد اما در یک اقدام یکطرفه استقلال اوستیای جنوبی را به رسمیت شناخت تا بیش از پیش آتش اختلافات قفقاز را دامن بزند. برای توضیح بیشتر ابتدا به معرفی مناطق خودمختار قفقاز می پردازم.

قفقاز 440 هزار کیلومتر (یک چهارم ایران) مساحت دارد. 50 قوم با 120 گویش و زبان در آنجا زندگی می کنند. کوه های سر به فلک کشیده آن آنقدر برای ایرانی ها و دیگران دور از دسترس بود که به آنجا کوه های قاف می گفتند. فتحعلی شاه در 2 عهدنامه کل قفقاز را تقدیم روسیه کرد اما چون این لقمه خوردن نداشت، همیشه برای روسها دردسر ساز بوده و هیچگاه آرامش را این منطقه به خود ندیده است.

 

اوستیای شمالی (جزو روسیه- مرکز: ولادی- جمعیت: 710 هزار نفر)

Ossetia

آنها از اقوام ایرانی (آلان ها) هستند و خودشان سرزمین شان را آلانیا یا ایرستان صدا می کنند.

اوستیای جنوبی (جزو گرجستان- مرکز: تسخینوالی- جمعیت: 100 هزار نفر)

از صد سال قبل از خوف منحل شدن فرهنگی با گرجی ها اختلاف دارند و گرجستان نیز بارها آنها را گوشمالی داده است که همین در سال 1991 باعث شد صد هزار اوستی را از خانه هایشان به سمت اوستیای شمالی در روسیه بکوچاند. روسیه هم که دید اوستیای شمالی درحال شلوغ شدن است، گرجی ها را تهدید کرد و به عنوان نیروی حافظ صلح، سپری برابر گرجی ها در آن منطقه درست کرد و باعث خود مختاری کامل اوستیای جنوبی شد. یعنی در حقیقت اوستیای جنوبی متعلق به گرجستان بود اما روسها اجازه دخالت به دولت گرجستان در آنجا را نمی دادند.

آبخازیا (جزو گرجستان - مرکز: سوخومی- جمعیت: 500 هزار نفر)

Abkhazia

استالین چنان گرجی ها را به اینجا کوچاند که آبخازی ها در ولایت خودشان 17 درصد شدند. 2 سال قبل از انحلال شوروی، دانشگاه گرجی در سوخومی از داوطلبان غیر آبخازی دانشجو گرفت و آبخازی ها داغ کردند و درگیر شدند و 16 دانشجو را کشتند. بلافاصله بعد از انحلال شوروی در رای گیری 97 % آنها اعلام کردند می خواهیم زیر یوغ روسیه باشیم تا گرجی ها. همان سال با گرجی ها جنگیدند و الان به اسم منطقه خودمختار گرجستان،  زیر سایه روسیه هر غلطی می خواهند می کنند.

آجارستان (جزو گرجستان - مرکز: باتومی- جمعیت: 400 هزار نفر)

Ajaria

مسلمانانی که با گرجی ها مشکل چندانی ندارند اما به ترکیه ارادت بیشتری دارند. در اوایل دهه 90 وقتی گرجی ها با آبخازی ها توی سر و کله ی هم می زدند، یواشکی برای خودشان دم و دستگاه مستقل ایجاد کردند ولی گرجی ها به روی خودشان نمی آورند.

گرجستان (مرکز: تفلیس- جمعیت: 4 میلیون نفر)

Georgia

آغا محمد خان جانش را روی خواباندن شورش اینجا گذاشت و عامل اصلی درگیری ایران و روسیه، پناه بردن حاکم آن به دربار روسیه بود. در قانون اساسی گرجستان جایی برای خودمختارها وجود ندارد. آنها می خواهند عضو ناتو شوند.

داغستان (جزو روسیه - مرکز: ماخاچ قلعه- جمعیت: 2.5 میلیون نفر)

Dagestan

سومین منطقه پر جمعیت روسیه محسوب می شود و آنقدر کوهستانی است و ارتباط بین آبادی ها کم است که بعضی وقتها دو روستا زبان هم را نمی فهمند. زبان رسمی آنها آواری است. مذهبشان شیعه ی شافعی و 78 درصد آنها مسلمان هستند. در همین قسمت لزگی ها قومی هستند که ادعای استقلال و تاسیس جمهوری لزگستان را دارند.

چچن (جزو روسیه - مرکز: گروزنی- جمعیت: 120 هزار نفر)

Chechnya

سرسخت ترین قوم منطقه که بارها جنگ استقلال طلبانه با روسها به راه انداختند و نه تنها روسها همیشه آنها را سرکوب کرده اند و در حال حاضر هیچ کس حال نطق کشیدن ندارد بلکه انگار مسلمانان چچنی برای کشورهای مسلمان دیگر اهمیتی ندارند که مانند فلسطین از آنها دفاع کنند. زبان آنها چچنی و خط سیریلی دارند.

اینگوش (جزو روسیه - مرکز: نازران- جمعیت: 476 هزار نفر)

Ingushetiya

تا سال 1993 جزو چچن بود و بعد روسیه آنرا جدا کرد. آنها بومی های کوهستان قفقاز محسوب می شوند و به زبان قفقازی ناخ تکلم می کنند. در قسمتی از خاکشان با اوستیایی ها درگیری مرزی دارند.

کاباردا – بالکار (جزو روسیه - مرکز: نالچیک- جمعیت: 1 میلیون نفر)

Kabardino-Balkariya

دو قومی که دل خوشی از هم ندارند و بدشان نمی آید از هم جدا شوند. کاباردا ها به زبان کاربادینی حرف می زنند و بالکارها به زبان ترکی گوشیوران.

قاراچای– چرکس  (جزو روسیه - مرکز: چرکسک- جمعیت: 440 هزار نفر)

Karachay-Cherkessia

این دو قوم هم علاقه ای به هم ندارند و خواهان دو جمهوری مستقل هستند. قره چای ها زبانشان شبیه بالکارها نوعی ترکی است و چرکس ها هم مانند کاباردین ها حرف می زنند.

آذربایجان (مرکز: باکو- جمعیت: 8.3 میلیون نفر)

Azerbaijan

ادعای آذربایجان بزرگ را دارند. نظامی گنجوی را به اسم خودشان زده اند. قسمتی از آن به نام تالش خواهان جدایی و ایجاد جمهوری تالش – لنکران هست و جالب اینجاست که تازه هر از گاهی اذربایجانی ها خود را مدعی قسمتی از خاک ایران می بینند.

ارمنستان (مرکز: ایروان- جمعیت: 3 میلیون نفر)

Armenia

به دلیل تنش با ترکیه و آذربایجان در شرایط نه صلح و نه جنگ به سر می برد.

نخجوان (مرکز: نخجوان- جمعیت: 400 هزار نفر)

Nakhchivan

محل تجمع آذربایجانی ها در داخل ارمنستان، یک جور گرو کشی در جنگ قره باغ با آذربایجان است.

قره باغ (مرکز: اسپانکرات- جمعیت: 192 هزار نفر)

gharebagh

اکثریت ارمنی آنجا باعث شدند تا آنها با اعلام جدایی از آذربایجان خواهان الحاق به ارمنستان شوند و این مسئله باعث درگیری میان دو کشور شد. ارمنی ها هم برای الحاق زورکی سال 1993 به آذربایجان حمله کردند و حدفاصل مرزشان تا قره باغ را گرفتند. الان آذری ها با اعطای خودمختاری به شرط خروج ارمنستان موافقند اما ارمنستان لزومی به این کار نمی بیند.




واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز و واژه کلیدی :گرجستان و واژه کلیدی :روسیه