بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧

روزنامه اعتماد                          15/04/87                 صفحه بین‌الملل

فصل جدید تهدیدهای طالبان

 

ترجمه؛ آرش مومنیان

***************

یک عامل انتحاری سوم مارس سال جاری دو سرباز نیروهای ناتو و دو افغانی غیرنظامی را از پا درآورده بود و 19 نفر دیگر را نزدیک یک پایگاه نظامی امریکا مجروح کرده بود.این حمله به خصوص پوشش مطبوعاتی چندانی نداشت.


اما چند هفته بعد وقتی نیروهای طالبان یک دی وی دی تبلیغاتی منتشر کردند، این خبر نه چندان مهم ابعاد تازه یی پیدا کرد. در این دی وی دی انفجاری شدید (همان انفجار سوم مارس) به تصویر کشیده شده بود که موج آن تا چندین متر دورتر از پایگاه نظامی امریکا همه چیز را می لرزاند و بعد کم کم تصویر مردی روی صفحه تلویزیون ظاهر می شد در حالی که صحنه انفجار همچنان در پس زمینه بود. مردی که چهره اش در میان پس زمینه یی از غبار برخاسته از انفجار شکل گرفته بود، مولوی جلال الدین حقانی بود، از فرماندهان ارشد طالبان که تهدیدی جدی برای نیروهای ناتو مستقر در افغانستان به شمار می رود. او در این دی وی دی دشمنانش را تهدید و شایعه مرگش را تکذیب می کند و می گوید؛ «حالا ببینید که من هنوز زنده هستم.» حمله مرگ آور طالبان در واقع عامل مخرب تری را نیز در پشت خود پنهان کرده است که آن سرسختی فرماندهان این گروه افراطی در تداوم جنگ فرسایشی است که از سال 2001 در پی سقوط دولت طالبان در افغانستان آغاز کرده اند و فراتر از آن شیوه یی است که فرماندهان سابق مجاهدین نظیر مولوی حقانی در سهیم شدن و سهیم کردن القاعده و دیگر گروه های تروریستی خارجی به کار می بندند تا در نیروها و تاکتیک ها و تجربه های یکدیگر شریک شوند.

 

نیروهای طالبان تنها در یک هفته گذشته دو عملیات بزرگ را اجرا کرده اند که چه از لحاظ ابعاد و چه از لحاظ میزان پیچیدگی قابل مقایسه با عملیات گذشته این گروه نیست. آنها دوشنبه گذشته با حرکت دادن ارتشی متشکل از 600 جنگجوی طالبان منطقه ارغنداب را در 20 کیلومتری شمال شرق قندهار تسخیر کردند و این در حالی بود که تنها دو روز پیش در عملیاتی که از حیث پیچیدگی بی سابقه بود نیروهای طالبان با حمله به زندانی در مرکز قندهار بیش از هزار نفر از زندانی ها از جمله 400 نیروی طالبان را فراری دادند. این در حالی است که بزرگ ترین تغییر تاکتیک طالبان در فاصله هفت ساله سقوط دولت آنها در کابل تا امروز زمانی بود که آنها حدود دو سال پیش با تغییر تاکتیک های جنگ های نامنظم به سوی تاکتیک های ترور، جنگ فرسایشی موثرتری را علیه نیروهای خارجی مستقر در افغانستان و دولت مرکزی آغاز کردند. اکنون تحولی که در شیوه عملیات این گروه در هفته گذشته روی داده و مقیاس عملیات پراکنده طالبان در دو سال اخیر را ناگهان دگرگون کرده است، شاید آغاز فصل جدیدی در جنگ افغانستان باشد؛ فصلی که در آن نقش شبکه های جدید تروریستی و آشوب طلب نظیر شبکه مولوی حقانی بسیار پررنگ تر و محسوس تر خواهد بود. این شبکه ها نه تنها امکان این را فراهم می کنند که طالبان از منابعی گسترده تر بتواند نیروها و نفرات جدید خود را تامین کند (از طریق ارتباط با گروه های تروریستی خارجی و به خدمت گرفتن مبارزان خارجی) بلکه از طریق ارتباط با گروه های حرفه یی و بین المللی مانند القاعده و انتقال تکنیک ها بر پیچیدگی عملیات طالبان و در نتیجه میزان اثربخشی آنها نیز می افزاید. عامل انتحاری سوم مارس که تصویرش در دی وی دی تبلیغاتی طالبان درج شده بود برای مثال فردی ترک تبار بود که در آلمان متولد شده، در پاکستان دوره تروریستی دیده و در افغانستان به خدمت شاخه یی از گروه طالبان درآمده بود. این اطلاعاتی است که مقامات اروپایی مستقر در کابل صحت آن را تایید می کنند. در واقع برای درک بهتر تحولی که امروزه در شیوه عمل طالبان در افغانستان روی می دهد باید چنین تقسیم بندی را بین نیروهای فعال در این کشور قائل شد که اول یک گروه بومی وجود دارد که عموماً با گروه و نام شاخص طالبان شناخته می شود و اغلب عملیات هایش با هدف نوعی آشوبگری برای متزلزل کردن دولت مرکزی کابل انجام می شود و هم از نیروهای خارجی و هم نیروهای دولت افغانستان قربانی می گیرد و در برابر آن گروهی غیربومی است که بیشتر با گروه القاعده شناخته می شود و هدف بیشتر حملاتش که از نوع حملات تروریستی است، نیروهای خارجی مستقر در افغانستان هستند.

 

آن رویداد شومی که در حال حاضر در افغانستان در حال شکل گیری است پدید آمدن شبکه یی جدید از ترکیب این دو گروه است که سرچشمه آن در آن سوی مرزها در خاک پاکستان قرار دارد. در حقیقت در واکنش به سرمنشاء این رویداد، حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در سخنانی که شاید بتوان آن را نشانه یی از نوعی استیصال روزافزون دانست، یکشنبه هفته گذشته پاکستان را تهدید کرد. او گفت در صورت لزوم نیروهای افغانی را به داخل خاک پاکستان می فرستد تا بیت الله محسود را شکار کنند؛ فرمانده حرکت طالبان را که گفته است حتی اگر با دولت پاکستان صلح کند به «جهاد» در افغانستان ادامه خواهد داد. در واقع ترکیب شرایط متعدد از قبیل قرار گرفتن سرمنشاء تحولات جدید بیرون از مرزهای افغانستان (در خاک پاکستان)، وجود روابط سنتی و مستحکم در دو سوی مرز و حمایت اعراب و دیگر شبکه های تروریستی اشخاصی مانند مولوی حقانی را به تهدیدی کاملاً جدی برای ثبات افغانستان تبدیل کرده است. شبکه یی که حقانی پدید آورده است از مظنون های اصلی در سه انفجار انتحاری بزرگ به شمار می رود که در سال جاری میلادی شرق افغانستان را لرزانده است. آخرین نمونه انفجارها که همیشه با خودروهای بمب گذاری شده انجام شده اند، 4 ژوئن روی داد. همچنین به اعتقاد بسیاری از کارشناسان امنیتی افغانستان حمله چندجانبه طالبان به هتل «سرنا»ی کابل در ژانویه گذشته که موجب کشته شدن هفت تبعه خارجی شد و سوءقصد به جان کرزی در ماه آوریل از دیگر نتایج فعالیت های شبکه مولوی حقانی بوده است.

 

ربع قرن پیش از این حقانی به واسطه توانایی های خارق العاده اش در ایجاد هماهنگی بین نیروهای مجاهدین از افغانستان، کشورهای عربی و دیگر ممالک اسلامی و طرح اجرای عملیات هایی موثر علیه اشغالگران روس در افغانستان نه تنها شخصیتی محبوب بین شیوخ عرب به شمار می رفت بلکه مورد تحسین و حمایت سازمان های اطلاعاتی امریکا و پاکستان نیز بود. اما او که جنگ های دهه 1980 را با هزینه کردن دلارهای نفتی اعراب تحت نظر سازمان اطلاعات امریکا علیه نیروهای اتحاد جماهیر شوروی تجربه کرده است، اکنون در حالی که پا به سن گذاشته تجارب ذی قیمت خود را بار دیگر برای بیرون راندن نیروهای خارجی از افغانستان به کار بسته است.

 

او که طی دهه ها مبارزه در کنار اسامه بن لادن رابطه یی ناگسستنی با او پیدا کرده است اکنون با همکاری فرزندش سراج الدین حقانی 34 ساله در استان های وزیرستان شمالی و جنوبی پاکستان شبکه یی از مدارس مذهبی را اداره می کند که از آنها به عنوان پایگاه آموزش نیروهای القاعده نیز استفاده می شود. این شبکه همچنین علاوه بر مسوولیت تامین جانی افرادی مانند بن لادن (که گفته می شود در شمال پاکستان پنهان شده است) اطلاعات و لجستیک لازم را برای انجام عملیات تروریستی دیگر گروه ها در افغانستان تامین و تهیه می کند. این وضعیت به گونه یی است که حتی سرگرد کریس بلچر یکی از سخنگویان ارتش امریکا در این منطقه، معتقد است شبکه حقانی در انتقال جنگجویان خارجی از کشورهایی مانند پاکستان، ازبکستان، چچن، ترکیه و کشورهای خاورمیانه به افغانستان فعال است. سابقه طولانی و ارتباطات گسترده حقانی که نتیجه چند دهه فعالیت های او به شمار می رود به این معنا است که شبکه او از پول و نیروی زیاد هرگز بی بهره نخواهد ماند. به گفته مقامات امریکایی، قاچاق اسلحه از دیگر منابع مالی شبکه او به شمار می رود.

 

در همین حال به گفته مقامات اروپایی و معدودی از مقامات رده بالای پاکستانی، دستگاه اطلاعات پاکستان فاقد هر میل و رغبتی برای انجام عملیات علیه حقانی و شبکه او است. گفته می شود مولوی حقانی همچنان ارتباطات قدیم و مستحکم خود را از زمان جنگ با اشغالگران روس، با سازمان اطلاعات پاکستان حفظ کرده است و در واقع سازمان اطلاعات پاکستان به نوعی از او و شبکه اش محافظت می کند. یک مقام نظامی پاکستان که نمی خواست نامش فاش شود، در سال 2006 طی مصاحبه یی در پاسخ به این پرسش که چرا مسوولان اطلاعاتی پاکستان حقانی را از میان برنمی دارند، گفت به این خاطر که او دارایی ارزشمند پاکستان محسوب می شود. یکی از مقامات نظامی امریکایی که هم در افغانستان و هم در پاکستان فعالیت کرده است می گوید حقانی اکنون چنان قدرتمند شده که ارتش پاکستان از اقدام کردن برای دستگیری او واهمه دارد. نیروهای امریکایی و پاکستانی سال 2002 در عملیاتی مشترک به مسجدی که به شبکه حقانی تعلق داشت حمله کرده و به امید یافتن او همه جا را جست وجو کردند اما او پیدا نشد. از آن زمان تاکنون دیگر هیچ اقدامی برای دستگیری حقانی انجام نشده است.

 

یک مسوول نظامی غربی که نخواست نامش فاش شود گفت به نظر می رسد توافقی ناگفته و نانوشته بین امریکایی ها و پاکستانی ها برقرار است به این ترتیب که نیروهای امریکایی می توانند جنگجوهای خارجی را در شمال پاکستان ردگیری کرده و هدف موشک ها و حملات خود قرار دهند اما با نیروهای پاکستانی و افغانستانی مستقر در این محل نباید کاری داشته باشند.

 

منبع؛ هرالد تریبیون




واژه کلیدی :طالبان و واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :تروریسم