بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧

همشهری                خردنامه    شماره 65                 16/06/84                 صفحه 12-13

عدالت گستری و حفظ کرامت انسان در نزدیک شدن مردمان به یکدیگر می تواند اهداف مشترکی باشد که در بنیان حرکت به سمت جهانی شدن نقش اساسی را ایفا کند

دکتر غلام عباس توسلی


دین یک مکتب جهانی و جهانشمول و معطوف به همه عصرها و همه نسلها و برای هدایت و رستگاری بشریت است و مذاهب و فرق مختلفی که در طول تاریخ بوجود آمده بودند همگی داعیه آنرا دارند که حقیقت نزد آنها است و آنها هدف دین را بهتر از دیگران درک می کنند، خداوند رب العالمین است، ایمان، تقوی و عمل صالح ملاکها و ضوابط اصلی و اساسی برای نزدیک شدن به اهداف متعالی اسلام و تمامی ادیان توحیدی است و اگر تفاوت و تمایزی وجود دارد با ارجاع به این اصول است که مد نظر قرار می گیرد، تمایزات و تفاوتهای شعب و قبائل و ملتها و اقشار و طبعات، جز برای بازشناسی و نام گذاری در اسلام نقش دیگری ندارد . برادری انسان دوستی و برابری آزادی و عدالت گستری و حفظ کرامت انسان در نزدیک شدن مردمان به یکدیگر و همدلی و همراهی و هم زبانی با همه انسانها از هر دین و ملتی که باشند، می تواند اهداف مشترکی باشد که در بنیان حرکت به سمت جهانی شدن نقش اساسی را ایفا کند. برخی بر این باورند که شیعه یک مذهب مستقل و ملی و جدا از امت اسلامی و مسلمانان در سراسر جهان است و باید راه ویژه ای را طی کند، لیکن

دختران مسلمان در دانشگاه مدرسه اسلامی، شیکاگو

 صاحب نظران دیگری هستند که معتقد به برادری و برابری همه مسلمانها و اصول واحد و مشترک میان آنها هستند که امکان وحدت مسلمانان و جهان اسلام را فراهم می کند، اما اگر واقع بینانه قضاوت کنیم، طرز فکر اول نزد افکار عمومی و حتی خواص مذهب اسلامی تفوق و تسلط دارد هر چند که ظاهرا از وحدت اسلامی نیز سخن به میان می آید.
با این همه، نمی توان انکار کرد که در واقعیت های تاریخی شیعه فرآیندی را طی کرده است که هویت خاصی بر آن بخشیده و جو فرهنگی و رفتارهای ویژه ای را در انظار به نمایش گذاشته است، بطوریکه حتی سایر مسلمانان بچشم خاصی به شیعه می نگرند و بعضا باورها و عقاید نادرست و مبالغه آمیزی را نسبت به آنها ابراز می کنند و این برداشتهای ناصواب در برخوردها و رفتارهای آنها با شیعیانی که مخصوصا در کشورهای سنی نشین در اقلیتند بروز و ظهور پیدا می کند و در توسعه و گسترش شیعیان در بین سایر مسلمانان اٍثر کرده بوده است.
می توان گفت که از یکسو شیعه هویت اعتقادی و تاریخی خود را در طول زمان تثبیت کرده و جایگاه تاریخی اجتماعی و فرهنگی کمابیش مستقلی در انظار جهانی پیدا کرده و از سوی دیگر همچنان به شکل یک اقلیت در میان سایر مذاهب اسلامی باقی مانده است. قدر مسلم این کمیت که حدود 10 درصد مسلمانان را تشکیل می دهد مانع ازآن نشده است که در فرصت ها و شرایط تاریخی خاص، اصالت و نبوغ تشیع کمالات خود را به منصه ظهور برساند و اقلیت مسلمان شیعی در جهان از کیفیت و جایگاه تاریخی و اثربخشی ویژه ای برخوردار شود، این ارتقاء کیفی جمعیت مسلمان شیعی را می توان هم در رابطه با جایگاه ایران به عنوان یک کشور مستقل با اکثریت شیعه بازشناخت و هم در فرآیندهای حوادث اجتماعی و سیاسی معاصر که جهش خاصی به تشیع در سطح جهان بخشیده است. به عنوان نمونه تشکیل دولت صفوی به عنوان یک دولت دینی قدرتمند در قرن دهم، در برابر دولت عثمانی و رخداد انقلاب اسلامی ایران در قرن بیستم توانست جهش تازه ای برای طرح و زمینه عقاید و باورهای شیعیان در سطح جهان بوجود آورد و انعکاس انقلاب در سراسر جهان از طریق کانونی شدن آن در خبرگزاری ها و جراید و محافل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی را ماه ها بلکه سالها بخود مشغول داشت، انظار را به برخی ابعاد اعتقادی و رفتار شیعه معطوف داشت. شکی نیست که این انقلاب اسلامی و اجتماعی چون یکپارچگی مردمی و وحدت اسلامی را منعکس می کرد، و به سرنگونی دیکتاتوری و استبداد شاه و استقرار یک جمهوری انجامید، در چشم جهانیان از اهمیت و عظمت خاصی برخوردار شد، پیش از انقلاب در طی انقلاب، افکار و اندیشه های اسلامی و شیعی که با توجه به نیاز روز و به زبان روز و در قالب گفتمان های مدرن همراه با تحلیل های منطقی با تکیه بر ارزشهای اصیل مکتب و تاریخ اسلام مطرح شد و خود در فراهم کردن زمینه ای نظری و فکری انقلاب موثر بوده، توانست اندیشه شیعه را در بین جوانان و روشنفکران ایران و سایر کشورهای اسلامی و حتی در محافل روشنفکری غیرمسلمان جاری و ساری کند و حتی در سالهای قبل از انقلاب خود را به عنوان گفتمان مسلط در میان بسیاری از گفتمان های مطرح و نیرومندانه آنها را تحت الشعاع قرار دهد. بحثهای مرحوم مطهری و دکتر شریعتی و بازرگان و طالقانی و بطور کلی همفکری و اندیشه ورزانی که به روشنفکران دینی مشهور شده بودند، صدای شیعه را در قالب بیان روز به اقصی نقاط جهان رساند و تصویری انسانی، جهانی و ارزشی که از قدرت منطق و استدلال برخوردار بود از شیعه در بین سایر مسلمانان و در سطح جهانی ترسیم کرد.( ر ک به ترجمه های متعددی که از آثار آنان در کشورهای اسلامی منتشر شد.
جهانی شدن در وجه مثبت و ایجابی آن حرکت خودمداری است که داعیه همگرایی، نزدیکی ملل و اقوام به یکدیگر و رسیدن به فرهنگ مشترک را در سطح جهانی دارد و می خواهد دست آورد های مدرنیته را بلحاظ علمی، فنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مرحله پیشرفته و نهایی خود به همه جهانیان عرضه کند و به اصطلاح دنیا را بهم نزدیک کند و آرمان دهکده جهانی را تحقق بخشد.
در چنین جهانی نه فقط سرمایه های مادی به آسانی از نقطه ای به نقطه دیگر جابجا می شود و همه جهان از مواهب جهان مدرن و دست آوردهای آن بهره مند می شوند، بلکه مبادله اطلاعات سرمایه های نمادین و دانایی ها و دسترسی به اطلاعات و فنون جدید برای همگان امکان پذیر می شود، دولت ها کوچک و بی اهمیت می شوند و مرزها باز و گشوده می شود و جامعه مدنی در مقیاس جهانی تدارک دیده می شود... در چنین چشم اندازی هویت های ملی، منطقه ای و قومی و نژادی کمرنگ می شود و تعصبات جدایی طلبانه به حداقل خود کاهش می یابد، هر کس و هر جامعه به قدر تلاشی که می کند و همتی که به خرج می دهد و کوششی که در تولید و توزیع (کالاها و دانش ها و فنون) به عمل می آورد و سرمایه ای که جذب می کند و به کار می گیرد، می تواند جایگاه خود را در جامعه جهانی باز یابد و در رقابت های صنعتی و تجاری و فرهنگی گوی سبقت را از سایرین برباید. البته این وجه مثبت و ایده آل حرکت جهانی شدن است، حرکت یکه درون زا، ساختاری و اجتناب  ناپذیر است و دخالت در آن اندک یا هیچ است. اما در مقابل آن دیدگاهی وجود دارد که جنبه  های خودمدار و ساختار اجتناب ناپذیر جهانی شدن را انکار کرده با عنوان جهانی سازی، جهانی شدن را امری برنامه ریزی شده و توطئه جهانی از سوی غرب و اختصاصا آمریکا می دانند که هدفش گسترش هرچه بیشتر سیطره و سلطه غرب و یکدست  و یکنواخت کردن جهان با جانشین کردن فرهنگ های محلی و ملی و بلعیدن امکانات محدود کشورهای جهان سوم از طریق تجارت جهانی و در یک کلمه آمریکانیزه کردن جهان در جهت منافع بیشتر و اعمال اراده قدرت فائقه جهانی (آمریکا) است.
در نتیجه این دیدگاه نه فقط جهانی شدن را امری مطلوب و درجهت بهبود و ارتقاء سطح زندگی و روابط انسانی نمی داند، بلکه مقاومت و ایستادگی و مبارزه با آنرا ضروری می داند و در این زمینه حتی جنبش های مسلحانه را مجاز می شمارد.
در یک جمع بندی ابتدایی می توان گفت که جهانی شدن هم دارای وجوه مثبت و هم منفی می تواند باشد و همچون مدرنیته ضمن آنکه مقاومت در برابر آن موجب عقب ماندگی و تاخیر فرهنگی می شود و صرف نظرکردن از آن نیز به انزوا و عدم بهره گیری مطلوب از امکانات جهانی می انجامد. خوشبینی و غرق شدن در آن نیز می تواند برای کشورهای در حال توسعه عواقب پیش بینی نشده و ناخوشایندی به همراه داشته باشد، به علاوه واردشدن در مدار جهانی شدن، لازمه اش آمادگی، پذیرش ریسک، اعتمادسازی جهانِی، تدارک و امکانات فکری، شناختی و علمی و فنی است که فراهم کردن همه آنها به آسانی امکان پذیر نیست و نتیجه آن انفعالی است.
عده ای معتقدند که در زمینه  های اطلاعاتی، فنی و اقتصادی حرکت جهانی شدن اجتناب ناپذیر است و گریزی از آن نیست، اما در زمینه فرهنگ، مذهب و حفظ هویت ملی باید مراقب عواقب ناخواسته آن بود. به علاوه جهانی شدن خود به تنهایی می تواند واکنش های منطقه ای و قوی را تشدید کند و بازگشت به هویت های دینی و ملی را در پی داشته باشد.
قدر مسلم، جهانی شدن را در هر مفهومی که به کار ببریم، پدیده ای دوسویه است و به همان نسبت که در جهت یکنواختی، یکپارچگی، بهم فشردگی و پیوستگی جهانی عمل می کند، امکانات و فرصت هایی را برای بروز، قوم گرایی، فرقه گرایی و تنوع و تکثر فرهنگ های بومی محلی، ملی و مذهبی را نیز فراهم می کند و در حقیقت باید در انتظار کثرت در وحدت بود و اگر هویت شیعی برای تقویت عوامل مقاوم و بازدارنده، با واقع بینی و شناخت صحیح در جهت بهره گیری مطلوب و تعامل سازنده از سایر فرهنگها خود را آماده کند و هویت پویا و با استحکامی برای عقاید، باورها و رفتارهای مذهبی خود فراهم کند، خواهیم توانست از یک فرصت جهانی برای رشد و گسترش فرهنگ شیعی خود استفاده کنیم.
حقیقت تشیع در صورتی که به زبان روز و با در نظر گرفتن شرایط جهانی با استفاده از منابع غنی شیعی تبلیغ و ترویج شود و از مسائل و ابزارهای جهانی شدن همچون اینترنت، ماهواره و نظام های اطلاعاتی جهان شمول طبق برنامه های حساب شده به اتکاء دانش روز بهره گیری کنیم، شیعه قادر خواهد بود که عقاید، باورها و ارزشهای ناب و بشردوستانه خود را در کنار سایر فرهنگ ها و تمدنها و در تعامل و گفتگوی با آنها عرضه و تبلیغ کند و بدنبال آن هویت واقعی شیعه، ضمن ارتقاء به سطح بالاتر و به مقیاس جهانی، می تواند تثبیت و تحکیم شود و یکی از منابع ارزشی و معرفتی برای سایر فرهنگ ها تلقی شود.
بدینسان، شیعه در شرایط گسترش فرهنگ جهانی و مصر ف زدگی و یک نواختی زندگی مادی عرصه وسیعی را می تواند با استفاده از همه ابزارها و وسایل مدرن در یک مقیاس جهانی به خود اختصاص دهد و عرض وجود کند. در عرصه مسائل اعتقادی و فرهنگی جز راه گفتگو و طرح صحیح و منطقی مسائل و دانش ورزی و آزاداندیشی و تسامح و تساهل دینی و انسان دوستی و عدالت خواهی راه دیگری نمی شناسد و روشهای خودمحور و تعصب آمیز و بنیادگرایانه علی الاصول به انفعال و جهان گریزی منجر می گردد و در حالیکه جهانی شدن نیز علی الاصول در چنین جهتی سیر می کند.
بنابراین هویت شیعه در برخورد با فرآیند جهانی شدن باید بتواند ابتدا فعالانه برخورد کند تا این هویت تثبیت شود و توسط دیگران پذیرفته گردد. تاکید بر همکاری کمک و تفاهم متقابل و درک دیگران که در جوهره تشیع وجود دارد و در عمل صالح تجلی پیدا می کند، تنها راه روبروشدن با جهانی شدن است.


زمینه های گسترش شیعه در جهان
به لحاظ تاریخی شیعه اقلیتی از مسلمانان را تشکیل می دهند که تحت جور و ظلم خلافت اموی و عباسی قرار گرفتند و به دلیل اعتقاد محکم خود به اصل امامت در جهان پراکنده شدند و با جابجایی و تکیه بر اصل تقیه و کتمان باورهای دینی خود، بقاء تاریخی خود را تضمین کردند. به علاوه در درون جوامع اسلامی (اکثریت سنی مذهب) اهل اقلیت سعی داشت ضمن حفظ عقاید خود به ترویج آن بپردازد و حتی پنهان و آشکار مراسم و مناسک مذهبی خود را برگزار کند. برخی بر این باورند که توسعه نهاد تقیه چه در درون ائمه اطهار و چه در عصر غیبت نه برای حفظ و مراقبت از شیعیان، بلکه برای حفظ ایمان شیعه و اعتقادات آن بوده است. به همین دلیل و دلیل تاریخی و اجتماعی دیگر در بسیاری از کشورهای مسلمان ابعاد واقعی جمیعت شیعه به طور رسمی

 

 

 

 

 

مردان مسلمان نماز عصر را در یک مرکز اسلامی لوس آنجلس به جا می آورند

 مشخص نمی شود.
به عنوان مثال در کشور عراق که شیعیان اکثریت مطلق جمعیت را تشکیل می دهند، اما غالبا اهل تسنن حاکمیت داشته اند، سخن گفتن از شیعه جز به عنوان یک اقلیت خشم اکثریت سنی مذهبان را برمی انگیخته است. معهذا در طول تاریخ، شرایطی به وجود آمد که شیعه در بخشهایی از جهان از حالت خفا بیرون آمد و به تبلیغ آشکار عقاید و برگزاری آزادانه مناسک خود پرداخت. این دوران مقارن قرن چهارم هجری (قرن دهم میلادی) است. از این زمان به بعد مناطق زیادی مثل برخی جزایر خلیج فارس به تشیع گرایش پیدا کردند. در این عصر، بصره شهر شیعی شناخته می شد و در کوفه گروه های وسیعی از شیعیان وجود داشتند. همچنین در طرابلس، حلب تا نیشابور شیعیان به سرعت رشد کردند. همچنین در منطقه اهواز و خلیج فارس شیعیان زیادی زندگی می کردند.
اما این حرکات منطقه ای و پراکنده بود، تنها در قرن دهم و یازدهم هجری هنگام روی  کار آمدن دولت مقتدر صفویه کشور ایران رسما در دین رسمی تشیع وحدت خود را بازیافت و یک دولت توانمند شیعی شکل گرفت. از این رو برخی مولفان و مورخان سعی کرده اند بین هویت ملی ایرانیان و تشیع به عنوان یک مذهب رابطه تقابل و تنگاتنگی پیدا کنند به طوریکه هر کدام خود بخود دیگری را به بار می آورد. برخی حتی تا آنجا پیش رفته اند که قبول تشیع را از سوی ایرانیان به نفرت آنها از اعراب نسبت می دهند. اما بسیاری از محققین چنین رابطه ای را نفی می کنند و به ریشه های تاریخی تشیع اشاره دارند، به عنوان نمونه یان ریشارد فرانسوی معتقد است که شیعه صورت اسلامی ایرانی را القا نمی کند و هیچ چیز در تشیع گرایش ایران را نشان نمی دهد، بجز قطعه مختصر و محدود حضرت مرقد امام رضا در مشهد، ائمه شیعه همگی عرب بودند و در سرزمینهای عربی زندگی کرده و وفات یافته اند. نماز و بسیاری مناسک به زبان عربی و متون فقه و الهیات غالبا متون عربی است و تمامی مراکز زیارتی شیعه بجز مرقد امام هشتم در نجف و کربلا و سامرا و مدینه یعنی در سرزمینهای عربی هستند.
به هرحال با رسمیت یافتن تشیع در ایران از قرن دهم هجری، یک نوع انقطاع سیاسی و فرهنگی بین ایران و سایر مناطق اسلامی بوجود آمد و ایران تقریبا از سایر نقاط جدا شد، زیرا اکثر نقاط عرب زبان زیر سلطه دولت عثمانی بود که با صفویه دشمنی و جنگ دائمی داشتند.
با این همه، گسترش شیعه در نقاط مختلف جهانی، تجربه ای عام و جهانی است و نمی توان آنرا تنها منسوب به ایران دانست. به طوریکه به جز ایران که حدود 60 میلیون شیعه در خود جای داده و نه فقط شامل اکثریت فارسی زبانان بلکه شامل اکثریت عربی زبانهای خوزستان و اکثریت قریب به اتفاق ترک زبانها و حدود 20درصد کردها شیعه هستند.
در کشور عراق نیز بیش از 55درصد (از حدود 25 میلیون جمعیت کل) که عمدتا در جنوب عراق ساکنند شیعی اند که بیشتر در مناطق زیارتی و مقدس شیعه مانند کربلا، نجف و کوفه متمرکز هستند در سایر نقاط جهان نیز شیعیان حضور دارند. چنانکه از یکصد میلیون مسلمان جمهوری های شوروی سابق، در جمهوری های آسیای میانه و در ماوراء  قفقاز و آذربایجان جامعه شیعه قابل توجه است و نقاطی مثل نخجوان و آذربایجان بخصوص شهرهای جنوبی و هم مرز ایران مانند آستراخان بازار، لنکران، آستارا، جبرئیل، باکو، کیروآباد، اوجابر، گوکچه، طاوس ایران و سایر نقاط شیعه اکثریت را دارند. در بین شیعیان نیز گروه های قومی مختلفی مانند قفقازیها، آذری ها، تات ها و برخی اکراد نیز زندگی می کنند.

مذهب جهانی
شیعه به عنوان یک مذهب، به هیچ وجه محلی و منطقه ای نیست و از یک اندیشه جهانی و عام گرا برخوردار است و زمینه های حضور آن در نقاط مختلف جهان وجود دارد. هر چند باید اذعان کرد که شیعیان در اغلب کشورهای اسلامی در شرایط نامناسبی هستند.

هر چند جمعیت شیعه در این مناطق به دلیل ساختار سلسله مراتبی و سازمان یافته ای که داشت در برابر فشارهای خارجی حساس تر و ضربه پذیرتر از مسلمانان سنی مذهب بود که کمتر سازمان یافته بودند و توانستند تا حدی هویت خود را حفظ کنند، شیعیان آذربایجان 8 تا 10 میلیون برآورد می شوند. چهارمین منطقه شیعه نشین جهان منطقه جنوب لبنان چهل مایل است که تا مرزهای سوریه گسترش می یابد. شیعیان بیش از یک سوم جمعیت لبنان را تشکیل می دهند و در دهه های اخیر از فعال  ترین گروه های اجتماعی لبنان به شمار می روند و بخصوص نسبت به انقلاب اسلامی بسیار حساس بوده اند.
در افغانستان، شیعیان حدود 15درصد ( مرکب از هزاره ای و قزلباشی و سایرین) هستند. در هندوستان که دومین کشور مسلمان نشین جهان است یعنی بیش از یکصد میلیون مسلمان دارد حدود 20 درصد آنها شیعه هستند. در این کشور شیعیان تا حدودی مجبور به کتمان هویت شیعی خود هستند زیرا در معرض تهاجمات شدید متعصبین هندی سنی ها قرار دارند. در پاکستان شمار شیعیان 15 تا 20 میلیون نفر است که بیشتر در منطقه لاهور در هند ساکن هستند در شبه جزیره عربستان در خلیج فارس نیز شیعیان فراوانند: 70درصد جمعیت بحرین، 25درصد جمعیت کویت، 20درصد جمعیت قطر، 6درصد جمعیت امارات متحده عربی و 7درصد جمعیت عربستان سعودی شیعه هستند. در سوریه نیز بیش از 5 میلیون علوی و 5/1 تا 2 میلیون شیعه هستند.
شیعه به عنوان یک مذهب، به هیچ وجه محلی و منطقه ای نیست و از یک اندیشه جهانی و عام گرا برخوردار است و زمینه های حضور آن در نقاط مختلف جهان وجود دارد. هر چند باید اذعان کرد که شیعیان در اغلب کشورهای اسلامی در شرایط نامناسبی هستند. اما مسلم است که در دهه های اخیر تحقق انقلاب اسلامی نقش تعیین کننده ای در بازیابی هویت شیعی در یک مقیاس جهانی و در میان کل مسلمانان ایفا کرده است.
تجربه نشان خواهد داد که تا چه حد حرکت شیعی با بهره گیری از امکانات و فرصت هایی نظیر گسترش وسایل ارتباط جمعی و توسعه جهانی شدن، بجای محو یا کمرنگ شدن، نقش جهانی شایسته ای را ایفا خواهد کرد و هویت نوینی را که وراء  تاریخ آن است، تثبیت خواهد نمود.




واژه کلیدی :شیعیان و واژه کلیدی :جهانی شدن