بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧

روزنامه اعتماد                          12/04/87                 صفحه بین‌الملل

راهبرد «تهاجم مستمر» اسرائیل نقض کننده آتش بس در فلسطین

 

حسن سلامی

************


اتکای رژیم اسرائیل به راهبرد «تهاجم مستمر» به مناطق مختلف فلسطین به ویژه کرانه باختری رود اردن و باریکه غزه، همواره موجب نقض «آتش بس» این رژیم با حکومت خودگردان و گروه های فلسطینی مانند «حماس» شده و هر گونه طرح و ابتکار برای حل بحران فلسطین را از بین برده است.

به دلیل همین راهبرد است که کارشناسان مسائل اسرائیل و فلسطین نسبت به تعهد و پایبندی رژیم اسرائیل به مفاد آتش بس شش ماهه که دو هفته پیش میان این رژیم و جنبش مقاومت اسلامی «حماس» اعلام و برقرار شد، چندان خوشبین نیستند.

آتش بس توافق شده قبلی در نشست شرم الشیخ مصر برخلاف توقع آشتی جویان و انتظار صلح طلبان، بیش از سه ماه به طول نینجامید و پس از آن بار دیگر کرانه باختری و باریکه غزه به جولانگاه صهیونیست ها تبدیل شد.

در آن نشست که پایان بهمن ماه سال 1383 خورشیدی و با حضور رئیس جمهوری مصر، شاه اردن، رئیس حکومت خودگردان و نخست وزیر رژیم اسرائیل برگزار شد، این رژیم تعهد داد که اسیران فلسطینی را آزاد و عملیات ترور مبارزان را متوقف کند و گروه های مبارز نیز موشک به «اسرائیل» شلیک نکنند.

اما رژیم اسرائیل از خرداد سال 1384 از طریق عملیات تروریستی، صدها بار آتش بس را نقض کرد، بیش از صد فلسطینی را به شهادت رساند و هزاران نفر را مجروح و آواره کرد.

این اقدام نظامیان اسرائیل در سال های 85 تا 87 تکرار شد و رژیم اسرائیل به امید شکست دادن حماس و جنبش جهاد اسلامی فلسطین بارها با نقض آتش بس در میدان جنگ و ماجراجویی گام نهاد، جنگ و درگیری دیگری را به ارمغان آورد و بدین ترتیب طرح های صلح، آتش بس و آرامش را در عمل به شکست کشاند.

مطابق دیدگاه مقام های تل آویو، صلح و آرامش واقعی تنها در صورت تسلیم شدن فلسطینیان و به خصوص گروه های مبارز و شکست سیاسی و اقتصادی حکومت خودگردان، ممکن است و بی جهت نیست که اسرائیل تاکنون بیشتر راه حل ها و طرح های پیشنهادی برای حل «مساله فلسطین» را معتبر ندانسته و ناکام گذاشته است.

گردانندگان رژیم اسرائیل با تکیه بر راهبرد «تهاجم مستمر» به کرانه باختری و باریکه غزه، ضعف روحی و مشکل درونی خود را در برابر افکار عمومی جهان و منطقه خاورمیانه، پنهان می کنند و با کمک گرفتن از ابزارهای جنگی در مقابل غیرنظامیان ساکن اردوگاه های فلسطینی می خواهند به اهداف نظامی خویش (اشغال تمام خاک فلسطین و یهودی ساختن آن) و نیز اهداف سیاسی (سیادت بر جهان عرب، مذاکره، اعتراف به موجودیت اسرائیل و به رسمیت شناختن آن) و اقتصادی (صادرات و واردات از اسرائیل) دست یابند.

صلح، مذاکره، اعتراف به موجودیت رژیم اسرائیل و صادرات و واردات از این رژیم زمانی معنا دارد که اسرائیل به اشغال سرزمین های اعراب و مسلمانان (مانند بلندی های جولان سوریه و کشتزارهای شبعای لبنان ) پایان دهد، عملیات ترور، ساخت دیوار حایل، شهرک سازی در فلسطین و یهودی سازی قدس را متوقف کند، از محاصره باریکه غزه و بستن گذرگاه های آن دست بردارد، 9 هزار اسیر را آزاد و با بازگشت میلیون ها آواره فلسطینی موافقت کند.

در چنین حالتی گام نهادن در وادی مذاکره، صلح و آتش بس معنادار است زیرا در این وضعیت است که مردم فلسطین می توانند اراده خویش را برای داشتن یک زندگی معمول و متعارف نشان دهند و به حق تعیین سرنوشت، برخورداری از کشور مستقل و حاکمیتی برخاسته از خود، دست یابند.

بی تردید تا هر زمانی که اسرائیل موارد یاد شده را نادیده بگیرد و بر ادامه دادن به سیاست خشونت و نقض تعهد و آتش بس اصرار ورزد و بر راهبرد «تهاجم مستمر» به مناطق فلسطینی تکیه کند، گروه های فلسطینی نیز مبارزه مسلحانه و مقاومت را رها نخواهند کرد.

پس از امضا و اجرای قرارداد صلح موقت بین اسرائیل و حماس رژیم اسرائیل در روز های اخیر کوشیده است با آزادسازی اسرای حزب الله لبنان اعتماد اعراب و مسلمانان منطقه را جلب کند، هرچند تداوم برخی حملات به روستاهای کرانه باختری فلسطینی ها را ناچار به تهدید به نقض آتش بس کرده است.




واژه کلیدی :اسرائیل-1 و واژه کلیدی :فلسطین