بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧

حسن گلی

سایت تابناک


روز یکشنبه 27 مرداد ماه سال جاری، برابر با هفدهم اوت در مسجد ابوبکر شهر باکو انفجار نسبتا شدیدی رخ داد که در اثر آن، چندین نفر کشته و زخمی شدند. از آنجایی که این مسجد متعلق به وهابیون آذربایجان است، این قلم خواهد کوشید درباره سیاست‌های جدید وهابیون جمهوری آذربایجان که می‌تواند علل واقعی این انفجار را روشن نماید، بحث کرده و نیز درباره مسائلی همچون دلایل گسترش وهابیت در آذربایجان و نتایج آن توضیحاتی دهد. گفتنی است مسجد ابوبکر، حدود یازده سال پیش از این با حمایت همه جانبه عربستان سعودی و کویت ساخته شده و امروزه به محل اصلی فعال وهابیت در آذربایجان تبدیل شده است و «قامت سلیمان‌اف» امام جماعت این مسجد، آذری تحصیل کرده عربستان سعودی است که تحت تعالیم این کشور از هیچ کوششی برای ترویج وهابیت دریغ نمی‌کند.

مقدمه
سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، پیش از بستن قراردادهای گلستان (1813م) و ترکمنچای (1828م) بخشی از خاک کشور ایران به شمار می‌رفت. این منطقه پس از جدایی از ایران زمانی تحت سلطه تزارهای روسیه و مدتی در استیلای کمونیست‌ها قرار داشت تا این‌که در سال 1991 با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این منطقه با نام جمهوری آذربایجان به استقلال دست یافت، اما باید اذعان نمود مردم این منطقه پس از رهایی از چنگال آهنین کمونیسم، تحت ستم غرب و غربگرایان قرار گرفتند تا در دوره استقلال نیز ویژگی خاص قفقاز که وابستگی تاریخی کشورهای این منطقه به یک قدرت دیگر بود، همچنان حفظ شود.

امروزه مردم جمهوری آذربایجان در کنار مشکلات عدیده خود با معضل اساسی با نام وهابیت روبه‌رو هستند. وهابیت به عنوان فرقه‌ای خودساخته، منشعب از مذهب سنی حنبلی است که در دویست سال اخیر سبب جنگ‌ها و خونریزی‌های بسیاری در بین مسلمانان شده است. در حال حاضر چنین به نظر می‌رسد که جمهوری آذربایجان به محلی برای ماجراجویی این فرقه تبدیل شده است. انفجار اخیر در مسجد ابوبکر باکو می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای ایجاد بی‌ثباتی دینی در جمهوری آذربایجان که بطور یقین، دامنه این بی‌ثباتی فراتر از مرزهای جمهوری کوچک آذربایجان خواهد بود.

زمینه‌های نفوذ و گسترش وهابیت در جمهوری آذربایجان:
1- بیشتر مردم جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، لیکن این مسلمانان به دلیل سال‌ها زندگی تحت سیطره تزارها و کمونیست‌ها و سیاست‌های دین ستیزی آنان از اسلام حقیقی و معارف بلند آن فاصله زیادی گرفته‌اند و از اسلام چیزی جز نام آن را یدک نمی‌کشند. پس از استقلال این جمهوری در فضای باز ایجاد شده، مردم دنبال گمشده خود یعنی دین اسلام بودند که به دلیل عدم محدودیتهای فراوان در عرضه اسلام واقعی فرقه‌هایی از قبیل وهابیت و بهائیت توانستند اعتقادات خود را به عنوان اسلام حقیقی به بخشی از مردم آذربایجان تحمیل کنند.

2- واضعان قانون اساسی جمهوری آذربایجان پس از استقلال این کشور بدون توجه به دین اکثریت مردم ؛ قانون اساسی را بردو پایه لائیسم (دنیوی بودن) و سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) بنا کردند که در نتیجه آن اعتقاد به هر دینی و حتی بی دینی تجویز شد. همین عامل و نیز واهمه دولتمردان جمهوری آذربایجان از اسلام حقیقی که دربرگیرنده همه نیازهای بشری است سبب شد، مبلغان ادیان آسمانی و حتی فرقه‌های ضاله به تبلیغ ادیان و باورهای خود پرداختند که در این میان وهابیت نیز گروندگانی را به ویژه در بین ماجراجویان به سوی خود جلب کرد.

3- حمایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی از فرقه وهابیت، عامل اساسی دیگری در گسترش این فرقه در آذربایجان است. این دو رژیم به دلیل اشتراکات تاریخی، دینی، فرهنگی و... مردم ایران و آذربایجان و نیز به دلیل آگاهی از علاقه قلبی مردم جمهوری آذربایجان به ایران و با احساسترس از ایجاد حکومتی شبیه حکومت ایران در آذربایجان تلاش زیادی برای ایجاد شکاف بین مردم دو کشور شیعی جهان انجام می‌دهد که حمایت همه جانبه از وهابیت از جمله تلاش‌های مذکور است. وهابیت به جهت اینکه نطفه تشکیلش کشورهای استعماری مانند انگلیس بوده و از پایه‌های اعتقادی منحرف و متزلزل و جدا از ولایت ائمه اطهار(ع) که منشا تفسیر و تبیین آیات الهی‌اند، برخوردار است، برای همین، همیشه جاهلانه شیعه را دشمن شماره یک خود خوانده و همواره سعی در ضربه زدن به شیعیان دارد و در این بین آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل هستند که بیشترین نفع را برای دشمنی با کل اسلام می‌برند. آنها با اطلاع از فرهنگ شیعه که در سه عنصر انتظار و شهادت و ولایت‌پذیری خلاصه می‌شود،به اهمیت قدرت شیعیان پی برده و برای همین، همواره با حمایت و تحریک پنهان وهابیت در جمهوری آذربایجان، می‌کوشند از احیای تفکر شیعی در کشور شیعه نشین جمهوری آذربایجان جلوگیری نمایند.

4- مناقشه قره باغ و حضور مبارزان افغانی با گرایش‌های وهابی در محل مناقشه برای کمک به نیروهای آذری و همچنین مناقشه چچن و استفاده افراد و گروه‌های وهابی حاضر در این مناقشه از سرزمین‌های جمهوری آذربایجان به عنوان یک مسیر ارتباطی عوامل دیگری هستند که خواه برنامه‌ریزی شده وخواه ناخواسته توانسته است توجه بخش‌هایی از مردم جمهوری آذربایجان را به سوی وهابیت جلب کند.

دو دستگی؛ سیاست جدید وهابیون در جمهوری آذربایجان
امروزه در میان وهابی‌هایی جمهوری آذربایجان که خود را «سلفی‌» می‌نامند، نوعی دو دستگی پیش آمده و آن‌ها به دو فرقه «جامعه ابوبکر» و « جماعه ‌الحق» تقسیم شده‌اند که هرکدام از این دو فرقه اتهامات فراوانی را برای فرقه دیگر منسوب می‌کنند.

در سایت اینترنتی متعلق به جماعه ‌الحق اتهامات فراوانی علیه قامت سلیمان‌اف، رهبر جامعه ابوبکر مطرح شده است. از بررسی مطالب مندرج در این سایت چنین تصور می‌شود که «جماعه الحق» نسبت به رهبر مجاهدین چچنی دوکا عمراف (وی مدتی رئیس‌جمهور چچن بوده، ولی در سال 2007 از این سمت کنار رفته و خود را «امیر قفقاز» نامیده است) رغبت و علاقه‌مندی فراوانی دارند، زیرا دیدگاه‌های افراطی عمراف و فراخوانی‌های وی به جهاد به طور گسترده در آنجا منعکس شده است.
اعضای جماعه ‌الحق، «قامت سلیمان‌اف» را فتنه‌کار و ابلیس می‌نامند و وی و هوادارانش را به چاپلوسی به نفع حاکمیت متهم می‌کنند. آن‌ها از بردباری «جامعه ابوبکر» در برابر حاکمیت و موضع محتاطانه سلیمان‌اف در قبال فراخوانی‌های جهاد، شدیداً انتقاد می‌کنند.

‌سلیمان‌اف نیز در مصاحبه با سایت مسجد ابوبکر، مخالفان خود را بی‌سواد، اهل بدعت و کافر خوانده و بر این باور است که جهاد علمی، بهتر از مبارزه مسلحانه است. سلیمان‌اف نسبت به امیر قفقاز « دوکا عمراف » نیز چنین نظری دارد و می‌گوید: «ادعاهای وی بی ارزش و بی‌معنی است، افرادی در جنگل نشسته‌اند و به جهاد فرامی‌خوانند. حتی زمانی که خود پیامبر اسلام (ص) در مکه بود و هنوز از قدرت لازم برخوردار نبود، چنین فراخوانی‌هایی از زبانش شنیده نمی‌شد. ادعاهای آن‌ها بی‌سوادانه و به دور از مصلحت است». با انفجار اخیر در مسجد ابوبکر اختلافات این دو گروه حالت عملی به خود گرفت و وهابی‌های جامعه ابوبکر؛ طرفداران جماعه ‌الحق را عاملان این انفجار معرفی کردند. در این انفجار چند نفر کشته شده و بیش از ده نفر مجروح شدند که قامت سلیمان‌اف، امام جماعت مسجد ابوبکر نیز جراحات سطحی برداشته بود.
لازم به توضیح است برخی گروه‌ها و احزاب جمهوری آذربایجان مانند حزب اسلامی آذربایجان تعدادی از فعالان دینی، کمیته دولتی امور دینی و نیز برخی کشورهای دیگر مانند آمریکا این انفجار را محکوم کردند.

به نظر می‌رسد دو دستگی ایجاد شده در بین وهابیون فعال در جمهوری آذربایجان بیش از آنکه ناشی از اختلاف اعتقادی وهابیون باشد، در راستای سیاست‌های جدید این فرقه و نیز به سفارش حامیان خارجی این گروه ایجاد شده است و درحقیقت، نوعی تقسیم وظایف به شمار می‌رود؛ با این توضیح که گروهی به نام جامعه ابوبکر مأموریت یافته است با نام مبارزه علمی با تشیع به تبلیغات منفی علیه ایران و نیز مردم شیعه آذربایجان بپردازند که از جمله تبلیغات آنان می‌توان به تهیه سی دی‌ها و بلوتوث‌هایی با مضامین ضد شیعی و ضد ایرانی؛ راه‌اندازی سایت‌های اینترنتی برای به سخره گرفتن اعتقادات شیعی، توزیع کتاب‌های تبلیغ اعتقادات انحرافی، جذب دانشجو برای تحصیل در دانشگاه‌های عربستان و...اشاره نمود. همچنین گروه دیگر به نام جماعه الحق در صدند با محور قرار دادن مبارزه عملی با تشیع که از نظر آنان کافر به شمار می‌روند، رویارویی‌های ایجاد شده میان مسلمانان در عراق و دیگر کشورهای اسلامی را به آذربایجان نیز منتقل نمایند. با این وصف انفجار اخیر مسجد ابوبکررا باید اقدام نمایشی گروه وهابی جماعه الحق به حساب آورد که خواسته است با این اقدام نمادین جدیت خود در مبارزه با آنچه از نظر آنان مطرود است را به نمایش بگذارند و به نوبه خود، می‌تواند مقدمه عملیات این گروه در مساجد و اماکن متبرکه مربوط به شیعیان تلقی شود؛ اقدامی که در صورت عملی شدن آن، مذاهب گوناگون اسلامی رودرروی همدیگر قرار خواهند گرفت و ثبات دینی جمهوری آذربایجان با چالش جدی روبه‌رو خواهد شد.

بدیهی است در اوضاع کنونی که دولت آمریکا درجریان مناقشه گرجستان تحقیر شده، به منظور تغییر دادن این وضعیت و در راستای سیاست ایران ستیزی خود به دنبال تقویت حضور و نفوذ خود در منطقه قفقاز جنوبی مخصوصا در کنار مرزهای جمهوری اسلامی ایران است و برای همین، بیش از هر کشور دیگری می‌تواند از بی‌ثباتی دینی در آذربایجان بهره برداری نموده و با بهانه‌هایی چون تلاش برای حفظ آرامش و نیز حفظ منافع ملی خود به گسترش حضور خود در منطقه اقدام نماید. همچنین به وجود آمدن این وضیعت خواسته رژیم صهیونیستی نیز هست، چراکه در نتیجه تحقق آن، می‌تواند با هزینه کمتری از منابع انرژی این کشور استفاده کرده و همچنین نفوذ خود و گروه‌های یهودی در آذربایجان را بیش از پیش افزایش دهد.

ناگفته پیداست پیدایش این وضیعت، بیش از هر کشور دیگری با منافع ملی ایران در تضاد است، ضمن اینکه دولت کنونی آذربایجان نیز در درازمدت خسارت‌های عمده‌ای را از این وضیعت متحمل خواهد شد و آرزوی رنگ باخته بازگشت قره باغ به آذربایجان به طور کلی منتفی خواهد شد. البته باید اذعان داشت تا کنون بیشتر مردم آذربایجان، با وجود سالها زندگی در سلطه تزارها و کمونیست‌ها و به رغم همه سیاستهای جاری، توانسته اند در سایه فطرت دینی و الهی خویش، بخش‌هایی از هویت تاریخی خود را که مذهب تشیع جزء لاینفک آن است حفظ نمایند و در حال حاضر، گسترش بیداری اسلامی در جمهوری آذربایجان، موضوعی نیست که بتوان آن را انکار کرد.

به هر تقدیر، دولت آذربایجان برای حفظ ثبات دینی و نیز اثبات ادعاهای خود مبنی بر رعایت دمکراسی، چاره‌ای جز پذیرفتن واقعیت‌های موجود ندارد؛ هرچند دولتمردان آذربایجان، تلاش‌هایی را برای تقلیل تعداد شیعیان جمهوری آذربایجان در اذهان عمومی انجام می‌دهند، لیکن همگان بر این نکته اذعان دارند که دست‌کم 75 درصد جمعیت آذربایجان را شیعیان تشکیل می‌دهند که این موضوع دولت آذربایجان را مجبور می‌نماید بیش از پیش حقوق اکثریت را مورد توجه قرار داده و بیش از این برای گروه‌هایی مانند وهابیت که اساسا برای مبارزه با تشیع سازماندهی شده‌اند، اجازه فعالیت ندهد، هر چند که ویژگی‌هایی مانند خشونت فوق العاده، تحمیل عقیده، تعصب شدید و افراطی، آشنا نبودن با ارزش‌های فرهنگی، جمود و مخالفت با هر پدیده نوین و ضعف منطق این گروه را در آستانه نابودی قرار داده است.




واژه کلیدی :آذربایجان و واژه کلیدی :وهابیت و واژه کلیدی :اسلامگرایی و واژه کلیدی :آسیای مرکزی و قفقاز