بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

عربستان سعودی و جنگ اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان

محمدرضا بلوردی
*منبع:فصلنامه مطالعات منطقه ای جهان اسلام
خبرگزاری فارس:برای خود غربی‌ها و سیاست‌مداران اسرائیلی نیز قابل پیش‌بینی نبود که حاکمان مهم‌ترین کشور اسلامی جهان تا این اندازه در جنگ علیه لبنان با آنها همراه و هماهنگ باشند.


بحران اخیر لبنان بیشتر به آزمایشگاهی شبیه بود که نظریه‌ها و تئوری‌های وارداتی در کشورهای مختلف خاورمیانه، به‌ویژه دولت‌ها و افکار عمومی جهان اسلام را در معرض آزمایش جدی قرار داد. مواضع و اظهارنظرهای شخصیت‌های رسمی، نیمه‌رسمی و مستقل در عربستان سعودی درباره جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله موجب حیرت برخی تحلیلگران مسائل منطقه‌ای شد؛ به‌طوری که برای خود غربی‌ها و سیاست‌مداران اسرائیلی نیز قابل پیش‌بینی نبود که حاکمان مهم‌ترین کشور اسلامی جهان تا این اندازه با آنها همراه و هماهنگ باشند.
نوشتار حاضر ضمن بررسی مواضع رسمی، افکار عمومی، رسانه‌های جمعی و شخصیت‌های مستقل سعودی در مورد بحران اخیر لبنان، تأثیرات بالفعل و بالقوه آن مواضع را در تحولات و چشم‌انداز آینده منطقه مورد بررسی قرار داده است.

*مقدمه

تحولات منطقه خاورمیانه پس از یازدهم سپتامبر مانند طرح موضوع مبارزه با تروریسیم، جنگ در افغانستان و عراق و تحولات فلسطین و به قدرت رسیدن حماس باعث شده است تا بسیاری از رژیم‌های عرب منطقه خاورمیانه به منظور حفظ قدرت تغییراتی در سیاست خارجی خود بدهند و خود را با سیاست‌های جدید ایالات متحده آمریکا هماهنگ کنند.
براین اساس، وقتی که رژیم صهیونیستی تجاوز به خاک لبنان و جنگ علیه حزب‌الله را آغاز کرد، واکنش‌های متعدد و متفاوتی در بین کشورهای منطقه مشاهده شد؛ تعداد محدودی که تسلیم سیاست‌های آمریکا نبود، اقدام این رژیم را محکوم کردند. اما اکثر کشورهای عربی یا در مقابل این تجاوز ساکت ماندند یا مانند عربستان، مصر و اردن حزب‌الله را مسئول جنگ معرفی کردند. این تغییر نامتعارف و غیر معمول که در موضع عربستان به‌وجود آمده بود، سؤالات بسیاری را در مورد علت آن باعث شد که روند تحولات بعدی جنگ، برخی از پاسخ‌های این ابهامات را آشکار کرد.

*لبنان در سیاست خارجی عربستان سعودی

عربستان سعودی به عنوان یکی از مدعیان رهبری در «جهان عرب»، می‌کوشد نقش خود را در کشورهای عربی حفظ کند و آن را توسعه دهد. تحولات سال‌های اخیر در منطقه خاورمیانه سعودی‌ها را نگران این نقش و جایگاه کرده است. درمورد لبنان هم از مدت‌ها قبل بین سوریه و عربستان سعودی اختلافاتی به وجود آمده بود و دو طرف سعی در تقویت جایگاهشان و حمایت از گروه‌های مرتبط با خود داشتند. سعودی‌ها ترور رفیق حریری، نخست‌وزیر سابق لبنان، را اقدامی از جانب سوریه بر ضد منافع خود تلقی و به همین علت، همراه با آمریکا و اسرائیل بحث خروج سوریه از لبنان را مطرح کردند. پس از عملی شدن این خواسته، با توجه به اینکه جریان المستقبل به رهبری سعد حریری، فرزند رفیق حریری، از شرایط به‌وجود آمده در لبنان استفاده کرد و در انتخابات موفق شد، سعودی‌ها نیز در راستای تقویت جایگاه خود به حمایت از این گروه پرداختند.
یکی دیگر از دغدغه‌های دولت‌های عربی و به‌طور خاص عربستان سعودی در منطقه، اختلافات فرقه‌ای است که از زمان به قدرت رسیدن شیعیان در عراق تشدید و باعث شده است که حاکمان سعودی اقدام حزب‌الله لبنان در به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی را اقدامی «ماجراجویانه» توصیف کنند و از زاویه همین اختلافات فرقه‌ای به آن نگاه و نسبت به آن موضع‌گیری کنند.

*واکنش‌ها و مواضع دولت عربستان در قبال بحران اخیر

**1. واکنش‌های اولیه
بحران ناشی از جنگ اسرائیل علیه لبنان و حزب‌‌الله واکنش‌های متفاوتی در بین حاکمان و دولت‌های عربی داشت، به‌گونه‌ای که سه کشور مصر، اردن و عربستان سعودی با محکوم کردن حزب‌الله، این گروه را مسئول آغاز درگیری‌ها دانستند. در این بین، موضع سعودی‌ها عجیب و در عین حال، شدیدتر از دو کشور دیگر عربی بود. حاکمان سعودی که با موضع‌گیری خود در قبال تجاوز اسرائیل تمام تحلیلگران را شگفت‌زده و غافلگیر کردند، بیانیه‌ای با این مضمون در محکومیت حزب‌الله صادر کردند: «کشور عربستان همانند گذشته به حق ملت‌های تحت اشغال برای مقاومت اعتقاد دارد و اقدامات اشغالگران را در تغییر واقعیت‌ها نمی‌پذیرد. عربستان همیشه و با تمام امکانات خود در کنار مقاومت مشروع فلسطینان در برابر اشغالگری نظامی اسرائیل بوده که هدفش نجات انسان‌های بی‌گناه است.
برهمین اساس، عربستان سعودی باتمام قدرت در کنار مقاومت لبنان ایستاد تا اینکه اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان به پایان رسید.
عربستان نگرانی خود را از حوادث دردناکی که در حال حاضر در فلسطین و لبنان می‌گذرد بیان می‌دارد و اعلام می‌کند که باید بین «مقاومت مشروع» و «ماجراجویی‌های حساب نشده» تفاوت قائل شد؛ ماجراجویی‌هایی که عناصری در داخل لبنان با همراهی کسانی که پشت‌سر آنها قرار دارند انجام می‌دهند، بدون اینکه در این زمینه به دولت که قدرت مشروع است مراجعه کنند یا اینکه با کشورهای عربی هماهنگی و مشورتی انجام داده باشند.
بدین‌ ترتیب، اوضاع بسیار خطرناکی به‌وجود آمده و کشورهای عربی و دستاوردهای آنها در معرض ویرانی قرار گرفته است، بدون اینکه این کشورها در این خصوص حرفی زده یا نظری اعلام کرده باشند.
عربستان معتقد است که در حال حاضر، مسئولیت کامل این اقدامات غیرمسئولانه تنها برعهده‌ این عناصر است و آنها باید سختی‌های پایانی بحرانی را که خود به‌وجود آورده‌اند، تحمل کنند.
در کنار این موضع‌گیری رسمی عربستان که خبرگزاری رسمی این کشور به نقل از یک مقام مسئول منتشر کرد، مقامات عربستانی از جمله سعود الفیصل، وزیر خارجه این کشور، نیز در چندین نوبت مواضع خود را علیه حزب‌الله و شیعیان ابراز داشتند. موضع‌گیری رسمی عربستان تنها به مقامات دولتی محدود نشد، حتی برخی شیوخ و شاهزاده‌های سعودی که مناصب حکومتی نیز دارند در تأکید بر موضع رسمی حکومت، در این بحران موضع‌گیری کردند. یکی از این افراد «صالح اللحیدان» رئیس شورای عالی قضاوت و عضو هیئت علمای بزرگ (کبار العلما) است که شیعیان جهان از جمله سه‌میلیون شیعه سعودی را به وابستگی به ایران متهم کرد. او با توصیف حزب‌الله به «حزب شیطان» کمک به آن را خطا و این گروه را عامل تمامی خرابی‌هایی دانست که لبنان در جریان این جنگ متحمل شد.
به نظر می‌رسد که تغییر موضع آشکار مقامات رسمی عربستان در قبال جنگ اسرائیل علیه یک کشور عربی و محکوم نکردن این رژیم، ناشی از نگرانی‌هایی باشد که نسبت به اوضاع داخلی جامعه خودشان دارند؛ زیرا موفقیت حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی تأثیر مستقیمی بر شیعیان عربستان خواهد داشت که نسبت به عملکرد مقامات رسمی معترض هستند. از سوی دیگر، پیروزی حزب‌الله به عنوان گروهی از سوی عربستان حمایت نمی‌شود و در واقع، رقیب جریان طرفدار عربستان در لبنان هم هست، در جایگاه منطقه‌ای این کشور تأثیر منفی بر جای می‌گذارد.

**2. تعدیل مواضع

به رغم مواضعی که برخی دولت‌های عربی در خصوص جنگ اسرائیل علیه لبنان اتخاذ کردند، ملت‌های عربی در حمایت از مقاومت حزب‌الله لبنان تظاهراتمتعددی در کشورهای خود برگزار کردند که یکی از نتایج آن، اعمال فشار بر حاکمان و تغییر در مواضع اولیه آنها بود.
در همین راستا سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان سعودی، در نشست وزرای خارجه کشورهای عرب در قاهره اعلام کرد که کشورش قصد کم‌اهمیت جلوه دادن ارزش‌های مقاومت ملی در لبنان را ندارد و نمی‌خواهد از اسرائیل دفاع کند. او مطالبی را که به عنوان موضع رسمی دولت عربستان منتشر شده بود رد کرد و اظهار داشت: این مطالب تنها نظر شخصی بوده که آن را تهیه کرده است و دولت عربستان خود را درگیر چنین مسائلی نمی‌کند.
هرچند تغییر موضع عربستان نسبت به این بحران به صورت گسترده‌ای از سوی خبرگزاری‌ها مورد توجه قرار گرفت، به فاصله چند روز روزنامه الجزیره، چاپ عربستان سعودی، با عذرخواهی از خبر قبلی خود به نقل از سعود الفیصل اعلام کرد که موضع عربستان در خصوص حوادث جاری در لبنان و فلسطین تغییر نکرده و همان چیزی است که در آغاز از سوی یک مقام مسئول سعودی بیان شده بود.
بدین ترتیب، عربستان بر موضع خود در قبال جنگ اسرائیل علیه لبنان باقی ماند و هم‌چنان حزب‌الله را مسئول ویرانی‌هایی می‌دانست که در این کشور به‌وجود آمده است. تنها پس از گذشت سه هفته از آغاز جنگ، شورای وزیران عربستان در جلسه‌ای که تشکیل داد، اندکی در موضع خود تغییر داد و این بار اسرائیل را مسئول حوادث لبنان دانست، بدون اینکه تجاوز این رژیم را محکوم کرد.
در همین حال، وزیر تبلیغات غربستان تأکید کرد کشورش با رویکرد ایدئولوژیکی که قصد دارد فلسطین، لبنان و عراق را به درگیری بکشاند برخورد خواهد کرد. این رویکرد جز برخورد این کشور با مقاومت در مناطق مختلف معنای دیگری ندارد.
در مورد علت این تغییر موضع مقامات رسمی عربستان می‌توان گفت که انتظار آنان از جنگ اسرائیل علیه حزب‌الله، پیروزی سریع و قاطع این رژیم و شکست و نابودی حزب‌الله بود، اما مقاومت حزب‌الله و پیروزی آن در نبردهای زمینی و توقف اسرائیل از یک‌سو، و گسترش دامنه اعتراض‌ها، مخالفت‌ها و اعتراض‌های مردمی در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از سوی دیگر، عربستان سعودی را وادار کرد تا از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کنند؛ زیرا پافشاری برچنین مواضعی تأثیرات سوبیشتری را - چه در داخل این کشور چه در سطح منطقه‌ای - برای آنان به دنبال داشت.

**3. تحلیل واکنش‌ها

بدون شک، موضع‌گیری دولت‌های عربستان، مصر و اردن متأثر از دغدغه‌هایی است که نسبت به منافع و آینده سیاسی خو دارند و اقدام حزب‌الله لبنان و مقاومت آن در برابر رژیم صهیونیستی تأثیر زیدی بر آن خواهد داشت. از سوی دیگر، چنانچه حزب‌الله از صحنه نبرد با اسرائیل پیروزمندانه خارج می‌شد، این پیروزی می‌توانست پیامدهایی نامطلوب برای کشورهایی مثل عربستان و مصر به‌دنبال داشته باشد؛ زیرا عربستان سال‌ها است با گروه القاعده درگیر است و در این راه از حمایت آمریکا نیز برخودار است.
بنابراین‌، پیروزی حزب‌الله در جنگ با اسرائیل این نگرانی عربستان را تقویت می‌کرد که مخالفان مسلح داخلی این رژیم، تحت تأثیر این پیروزی با انگیزه بیشتری به مقابله با حکومت بپردازند.
عمرو حمزاوی، کارشناس مؤسسه صلح کارنگی، براین عقیده است که رابطه حزب‌الله با جنبش‌های اسلامی که در سایر کشورهای عربی وجود دارند، باعث نگرانی بیشتر رژیم‌هایی مثل عربستان سعودی می‌شود. به‌ویژه اینکه در مصر و فلسطین هم‌گروه‌هایی مثل «اخوان المسلمین» و «حماس» به پیروزی‌هایی دست یافته‌اند. بنابراین، تلاش‌هایی که برای کنترل حزب‌الله و حماس صورت می‌گیرد در همین چارچوب قابل بررسی است.
هرچند سیاست‌های عربستان در مورد حزب‌الله لبنان در راستای همان سیاست‌های آمریکا و اسرائیل قرار داشت، برای برخورد با حزب‌الله با مشکلات زیادی روبه‌رو بود که تصمیم‌گیری واحد را برای این کشور سخت می‌کرد. در این خصوص به چند نکته می‌توان اشاره کرد:
اول، حزب‌الله شعارهای بی‌محتوای احزاب عربی ناسیونالیستی را مطرح نمی‌کند و برای مقاومت خود هم از ایدئولوژی‌هایی که اعتبار خود را از دست داده‌اند کمک نمی‌گیرد. علاوه بر این، نمی‌توان این گروه را به قوم‌گرایی و اسلام‌گرایی افراطی متهم کرد؛ زیرا عملکرد آن فراتر از چنین مقوله‌هایی است. دوم، حزب‌الله تنها یک تشکیلات سیاسی و نظامی نیست، بلکه در دین، جامعه و فرهنگ لبنان ریشه دارد، دشمن خود را به خوبی می‌شناسد و به‌گونه‌ای عمل می‌کند که کشوری مثل عربستان نمی‌تواند آن را در زمره گروه‌های تروریستی به حساب آورد. به هر حال، وجود چنین عوامل و دغدغه‌هایی سبب شد که عربستان سعودی در کنار ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گیرد.

**نقش عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی در واکنش سعودی‌ها

عربستان سعودی معمولاً در موضع‌گیری‌های سیاست خارجی خود به‌گونه‌ای عمل می‌کند که مورد رضایت ایالات متحده آمریکا باشد. البته این موضع‌گیری‌ها با پوششی عربی که قابل توجیه هم باشد آغاز می‌شود. نمونه چنین مواضعی یکی، «طرح عادی‌سازی روابط با اسرائیل» است که از طرحی صرفاً سعودی به طرحی عربی تبدیل شد و در اجلاس سران کشورهای عربی در بیروت به تصویب رسید و دیگری، طرح صلح مشهور ملک فهد که در اجلاس سران در رباط تصویب شد. با این وضعیت، هرچند واکنش سعودی‌ها در قبال بحران لبنان عجیب می‌نماید، به‌طور قطع مورد رضایت آمریکایی‌هاست. ضمن اینکه تأثیر تحولات منطقه‌ای خاورمیانه به‌ویژه بحث عراق و پرونده هسته‌ای ایران را نیز نباید نادیده گرفت.
نقش و جایگاه ایران در مسائل منطقه‌ای و نگرانی‌های کشورهای عربی از افزایش نفوذ آن در کشورهایی مثل عراق و لبنان، یکی از دغدغه‌های اساسی کشور عربستان محسوب می‌شود تا جایی که بسیاری از صاحب‌نظران و تحلیلگران موضع‌گیری عربستان و کشورهایی مثل اردن و مصر را با این موضوع مرتبط می‌دانند. جورج پرکوویچ، معاون بخش تحقیقات مؤسسه صلح کارنگی، در این‌ باره می‌گوید: «عربستان، اردن و مصر نگران قدرتی هستند که در پس خواسته‌های منطقه‌ای ایران وجود دارد. این مسئله تا حد زیادی انتقاد علنی آنها را از حزب‌الله توجیه می‌کند و باعث می‌شود که آنها در کنار دشمن قدیمی خود اسرائیل، در مقابل لبنان قرار گیرند.»
از سوی دیگر، مقامات سعودی چندین‌بار به‌طور ضمنی به موضوع دخالت ایران و نقش آن در اقدامات جزب‌الله اشاره کردند که در کنار سوریه، حامی اصلی حزب‌الله محسوب می‌شود. در همین زمینه سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، با اشاره به موضوع «دخالت غیر عرب در جهان عرب» به صراحت از ایران انتقاد کرد.
به نظر می‌رسد سعودی‌ها که خود را رهبر جهان اسلام می‌دانند، بیشتر نگران از دست دادن همین جایگاه خود هستند و تلاش می‌کنند تا با محدود کردن قضیه فلسطین به یک مسئله عربی - نه اسلامی - از حضور کشورهای قدرتمندی مثل ایران و تضعیف شدن خود جلوگیری کنند؛ حتی اگر این امر به بهای عادی‌سازی روابط با اسرائیل، زیر پا گذاشتن اصول مربوط به قضیه فلسطین و دادن امتیازهای بیشتر به رژیم صهیونیستی باشد.
تحولات چند سال اخیر عراق که به نوعی با ایران نیز در ارتباط است، در موضع‌گیری عربستان در قبال حزب‌الله لبنان بی‌تأثیر نبوده است. در واقع، انتقاد کشورهایی مثل عربستان از حزب‌الله نشان‌دهنده اختلافات فرقه‌ای است که در خشونت‌های روزانه عراق مشاهده می‌شود. در نظر سنی‌ها، شیعیان نه تنها مناطق سرشار از نفت ایران، عراق و منطقه شرقیه عربستان سعودی را در اختیار دارند، بلکه تلاش می‌کنند تا از طریق حزب‌الله نقش مرکزی در حل قضیه فلسطین که رؤیای چندین ساله تمام اعراب محسوب می‌شود، ایفا کنند.
در مورد ارزیابی حکومت عربستان از «مقاومت مشروع» و «ماجراجویی‌های بی‌حساب» و عملکرد متفاوت و متناقص این کشور در عراق نیز می‌توان به این موضوع اشاره کرد که عربستان در شرایطی از ««مقاومت مشروع» و تفاوت آن با «ماجراجویی» صحبت می‌کند که خود در کشور عراق به حمایت از گروه‌هایی پرداخته است که به انجام اقدامات جنایتکارانه با هدف از بین بردن ثبات و آرامش عراق متهم هستند. این گروه‌ها برای دور کردن شیعیان عراق از مراکز تصمیم‌گیری از هیچ کاری فروگذار نکرده‌اند. با این حال، عربستان هیچ‌گاه در محکوم کردن عملیات‌های تروریستی عراق و کشته شدن انسان‌های بی‌گناه موضعی اتخاذ نکرده است.
در کنار مسائل منطقه‌ای، نقش آمریکا را نمی‌توان در سیاست‌ خارجی عربستان سعودی نادیده گرفت؛ هم‌چنان که رژیم صهیونیستی نیز در این سیاست تأثیرگذار بوده است. موضع عربستان که حزب‌الله را به انجام اقدامات غیر مسئولانه متهم کرد، نشان‌دهنده وجود رژیم‌های ضعیفی است که با برنامه‌ها و سیاست‌های منطقه‌ای ایالات متحده کاملاً هماهنگ هستند و منافع آنها با مواضع ملت‌‌هایشان هماهنگی ندارد. این رژیم نگران است که عملکرد حزب‌الله باعث شود که ملت‌های عربی خود به تصمیم‌گیرنده اصلی تبدیل شوند و آنها تاج و تخت خود را از دست دهند، ضمن اینکه از درک این موضوع نیز عاجزند که آمریکا تنها رژیم‌هایی را می‌پذیرد که برای آنها مزدوری بکنند.
با توجه به اینکه عربستان سعودی در گذشته هماهنگ با ایالات متحده آمریکا، اما در پوشش عربی عمل می‌کرد، برخی تحلیلگران تغییر موضع کنونی عربستان در محکومیت علنی حزب‌الله را ناشی از تغییر استراتژیکی می‌دانند که در سیاست این کشور به‌وجود آمده است تا با برنامه‌های ایالات متحده هماهنگ شود. اما دلیل این مواضع هرچه باشد، مطرح کردن چنین سخنانی خطرناکی، به اسرائیل این امکان را داده است تا به جنایت‌های خود ادامه دهد و برنامه‌هایش را پیش ببرد.
هرچند اسرائیلی‌ها در مواضع خود سه هدف مشخص را برای جنگ علیه لبنان مشخص و اعلام کرده بودند (آزادی بی‌قید و شرط سربازان اسرائیلی، خلع سلاح حزب‌الله و خروج آن از جنوب لبنان و استقرار نیروهای ارتش لبنان در جنوب رودخانه لیتانی)، این رژیم از حمله خود به لبنان چند هدف استراتژیک دیگر را هم دنبال می‌کرد که بخشی از آن با قدرت‌های منطقه‌ای مثل عربستان سعودی در ارتباط بود.
این اهداف استراتژیک را می‌توان در دو هدف اصلی خلاصه کرد:‌اول، اسرائیل می‌خواست قواعد بازی در جنگ با حزب‌الله را تغییر دهد، زیرا این گروه در آنچه به «توافق‌نامه آوریل» معروف شده است، توانست موافقت بین‌المللی را برای موضوع مقاومت به‌دست آورد و در پوشش همین مسئله بر مقاومت خود تا زمان آزادی کامل مناطق اشغالی ادامه دهد. دومین هدف اسرائیل، ورود به منازعه داخلی لبنان در کنار دولت سینوره و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بود که از طرح گروه 14 مارس (طرفداران سعد حریری و مورد حمایت عربستان) پشتیبانی و از این طریق حزب‌الله را هم تضعیف می‌کردند.
در واقع، قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نتوانسته‌ بودند در پای میز مذاکره به اهداف مورد نظر خود برسند و این وظیفه را در خصوص لبنان و حزب‌الله برعهده اسرائیل گذاشتند تا با توان نظامی خود به آن دست یابند.

*افکار عمومی عربستان در خصوص بحران لبنان

هرچند حکومت‌هایی مانند عربستان، مصر و اردن به عنوان هم‌پیمانان سنتی ایالات متحده آمریکا و با اکثریت جمعیت سنی، نگران قدرت گرفتن شیعیان در منطقه هستند و موضع‌گیری‌های اخیر آنها در خصوص طرح مسائلی مثل «هلال شیعی» گواه این نگرانی‌هاست، اما مردم عادی اعم از شیعه و سنی در حمایت از مقاومت لبنان شعار سر دادند و علت آن نیز پایداری و مقاومت حزب‌الله در برابر اسرائیل است. در عربستان سعودی نیز در کنار مواضع رسمی حکومت، مفتی‌ها، مطبوعات، گروه‌ها و مردم مواضع متفاوتی در خصوص بحران لبنان اتخاذ کردند.

*واکنش نهاد دینی (مفتی‌ها) عربستان

نهاد دینی عربستان سعودی به عنوان بخشی از ساختار سیاسی قدرت، همواره درخصوص مسائل مختلف مواضعی اتخاذ می‌کند که مورد خواست حاکمان و خانواده‌ سلطنتی است. در بحران لبنان نیز فتواهای دینی با مواضع سیاسی هماهنگ بود. در هفته اول جنگ اسرائیل علیه لبنان، دولت عربستان با بیان این فتواها حزب‌الله را گروهی معرفی می‌کرد که مسئولیت کامل تجاوز اسرائیل به لبنان را برعهده دارد.
«عبدالله بن‌جبرین» که پس از «شیخ عبدالرحمن البراک» دومین مرجع جنبش وهابیت محسوب می‌شود، با صدور فتوایی ضد حزب‌الله اعلام کرد: «کمک به حزب رافضی و دعا برای پیروزی و موفقیت آن جایز نیست».
او ضمن نصحیت کردن مسلمانان سنی از آنها خواست «از حزب‌الله تبری بجویند و از همراهی با آنان خودداری کنند، زیرا دشمنی آنان با اسلام و مسلمانان اشکار است.» شایان ذکر است که بن‌جبرین در کمیته صدور فتوای عربستان پست مهمی داشت اما چند سال پیش بازنشسته شد. با این حال، خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (واس) سخنرانی‌های او را در سطح جهان اسلام منتشر می‌کند.
صدور چنین فتوایی پس از آن بود که اختلافات شدیدی بین سلفی‌های وهابی عربستان در خصوص موضع‌گیری نسبت به عملکرد حزب‌الله پیش آمد و برای اولین‌بار حمایت‌هایی از حزب‌الله صورت گرفت. در واقع، صدور این فتوا برای جلوگیری از گسترش حمایت‌های عمومی سلفی‌ها از حزب‌الله شیعه بود.
تداوم تجاوز اسرائیل به لبنان و اعتراضات گسترده مردمی در کشورهای مختلف باعث شد تا مواضع علمای سعودی نیز با تغییراتی مواجه شود، به‌گونه‌ای که پس از گذشت سیزده روز از جمله اسرائیل به لبنان، دکتر حسن العواجی از مفتی های مشهور سعودی، سکوت خود را شکست و ضمن تأیید حزب‌الله و مقاومت قهرمانانه آن، خواستار کمک به آن از راه‌های قانونی شد.
او اعلام کرد: «چر چند این نبرد تنها به طرفین درگیری محدود نمی‌شود و کشورهای دیگری هم در آن نقش دارند، بی‌طرف بودن در قبال این بحران پذیرفته نیست و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد، زیر طرفین هیچ برابری با هم ندارند.» العواجی در مورد موضع رسمی عربستان سعودی که حزب‌الله را متهم کرده بود، گفت: «من نمی‌خواهم به آنچه که یک مقام مسئول در این خصوص گفته و مورد سواستفاده رسانه‌ها قرار گرفته است، توجه کنیم. هرکسی مسئول حرف‌هایی است که بیان می‌کند و همین‌طور کارهایی که انجام می‌دهد. ما می‌خواهیم از آینده صحبت‌ کنیم.»
عده دیگری از علما و شخصیت‌های دینی سعودی نیز در حمایت از حزب‌الله و مقاومت آن موضع‌گیری کردند، از جمله شیخ محمدبن یحیی النجیمی، استاد فقه تطبیقی در مرکز عالی قضاوت در ریاض، شیخ موسی القرنی، رئیس سابق گروه اصول فقه دانشگاه اسلامی، و شیخ سلیمان العوده، ناظر کل مؤسسه «الاسلام الیوم» که خواستار وحدت مسلمانان در برابر اسرائیل شد.
این دوگانگی در مواضع علمای سعودی نشان‌دهنده فاصله و اختلافی است که بین حکومت و افکار عمومی وجود دارد.

*واکنش مطبوعات سعودی

هرچند در جریان حمله اسرائیل به لبنان روزنامه‌هایی مثل الحیات و الشرق الاوسط و شبکه ماهواره‌ای «العربیه» که مستقیماً با سرمایه دولت عربستان سعودی اداره می‌شود به شدت از مواضع این دولت حمایت کردند، اما مطبوعات داخلی عربستان مواضع متفاوتی از خود نشان دادند.
روزنامه الوطن که در آغاز، عملیات حزب‌الله را امری بدیهی می‌دانست، نوشت: «اسارت سربازان در عملیات‌ها و درگیری‌های نظامی امری طبیعی است و دلیلی برای شروع جنگ‌های فراگیر محسوب نمی‌شود، بلکه برای سازش‌های سیاسی‌‌، رهبران و سیاست‌مداران کلید مذاکره را در اختیار دارند.»
این روزنامه در مراحل و روزهای بعدی بحران تلاش کرد با تغییر در سرمقاله‌های خود ذهن خوانندگان را متوجه مسائلی کند که تأکید آن بر اهداف و انگیزه‌های حزب‌الله از شروع درگیری بود: «آیا سخنان نخست‌وزیر لبنان مبنی بر اینکه دولت قبلاً از سوی حزب‌الله در مورد عملیات آن مطلع نشده، بدین معنی است که طرف‌ها و کشورهای دیگری در این خصوص دخالت داشته‌اند؟»
روزنامه الجزیره نیز تقریباً همان‌راه روزنامه الوطن را دنبال کرد. این روزنامه در آغاز به طرفداری از عملیات حزب‌الله پرداخت و آن را «زبانی قابل فهم برای اسرائیل» توصیف کرد. به اعتقاد این روزنامه، وارد کردن ضربات دردناک به اسرائیل این امیدواری را به‌وجود می‌آورد که این رژیم در مسیر صحیحی قرار گیرد. اما سرمقاله های بعدی این روزنامه در راستای تحلیل موضع رسمی عربستان سعودی در قبال حوادث لبنان تغییر کرد و موضوع این‌گونه ارائه شد که حوادث فلسطین و لبنان نتیجه اقدامات غیرمسئولانه‌ای است که برای هداف یک گروه خاص اتخاذ شده و در اجرای آن هیچ هماهنگی با طرف‌ها و گروه‌های دیگر لبنان صورت نگرفته است.
روزنامه‌های عکاظ و الریاض نیز که موضع بی‌طرفانه و در برخی مواقع، انتقادآمیزی در قبال حزب‌الله اتخاذ کرده بودند در سرمقاله‌های خود بر اهمیت فعالیت مشترک تأکید می‌کردند و اینکه نباید تصمیم‌ خودسرانه‌ای اتخاذ شود که بهای آن را ملت‌ها بپردازند.
در مقالات و تحلیل‌ها نیز اکثر نویسندگان سعودی بر رابطه حزب‌الله با ایران و سوریه تأکید می‌کنند. «عبدالله بن‌بجاد» در روزنامه الریاض به موضوع زمان انجام عملیات حزب‌الله لبنان اشاره و تأکید کرد فشارهای بین‌المللی که به علت برنامه هسته‌ای ایران به این کشور وارد می‌شود باعث شده است که ایران برای نشان دادن قدرت‌ و توانایی‌های خود، حزب‌الله را به انجام چنین عملی وادار کند.
«قینان الغامدی» از نویسندگان روزنامه الوطن نیز در مقاله‌ای با اشاره به اینکه حزب‌الله بازوی سیاسی و نظامی سوریه و ایران در لبنان است، سخنان رئیس جمهور ایران در مورد سوریه را که «چنانچه به سوریه حمله‌ای شود، ایران مقابله خواهد کرد» یک بازی سیاسی می‌داند که با هدف کشاندن سوریه به ماجرای لبنان بیان شده است تا از این طریق، ایران در رویارویی هسته‌ای خود با غرب بهره سیاسی بیشتری برد. این نویسنده موضع عربستان سعودی در قبال بحران لبنان را توجه این کشور به خطراتی که منطقه را دربرگرفته است و نیز تلاشی همه‌جانبه برای گشودن فضایی جدید در فعالیت‌های سیاسی مشترک اعراب می‌داند.
به نظر می‌رسد که روزنامه‌های عربستان در آغاز جنگ اسرائیل علیه حزب‌الله، تحت‌ تأثیر پیشینه موضع‌گیری‌های رسمی دولت این کشور در محکوم کردن اقدامات صهیونیست‌ها، از اقدام حزب‌الله استقبال کردند. اما پس از آنکه مشخص شد مقامات سعودی موضعی متفاوت با گذشته اتخاذ کرده‌اند و از سوی دیگر، با توجه به اینکه مطبوعات سعودی دولتی بوده و تریبون مقامات به حساب می‌آیند، موضع‌گیری اولیه آنان تغییر کرد و به انتقاد از حزب‌الله تبدیل شد. این تغییر همان اهداف موردنظر مقامات رسمی را دنبال می‌کرد.

*واکنش افکار عمومی عربستان

در کنار مواضعی که نهاد دینی و رسانه‌های عربستان اتخاذ کردند و عمدتاً نیز در راستای مواضع رسمی سعودی‌ها بود، افکار عمومی این کشور وضعیت متفاوتی داشت. بسیاری از مردم عربستان از واکنش دولت خود در قبال بحران لبنان استقبال نکردند، زیرا از نظر آنها حزب‌الله لبنان و گروه‌های فلسطینی مبارزه می‌کنند تا اسرائیل و ایالات متحده را از تحمیل سازشی غیرمنصفانه برخود بازدارند.
بنابراین، نمی‌توان استقبال و پذیرش موضع رسمی حکومت از سوی مطبوعات و رسانه‌های عربستان را موضع افکار عمومی این کشور معرفی کرد؛ زیرا روزنامه‌های داخلی این کشور در واقع روزنامه‌هایی دولتی هستند که مسئولان آن از سوی حکومت تعیین می‌شوند و زیر نظر وزارت فرهنگ و تبلیغات عربستان فعالیت می‌کنند.
با آنکه بخش عمده‌ای از گروه‌های سلفی و لیبرال عربستان در تأیید موضع اعلام شده حکومت به انتقاد از حزب‌الله پرداختند، افکار عمومی این کشور با طولانی شدن درگیری همراهی و همبستگی بیشتر از خود در قبال پایداری مقاومت نشان دادند. هرچند نخبگان این کشور و به‌طور خاص لیبرال‌ها تلاش کردند سؤالاتی را در خصوص «نقش منطقه‌ای ایران»، «قدرت گرفتن شیعیان در منطقه»، «آینده قدرت در ایران» و «صداقت اهداف و نیات حزب‌الله» مطرح کنند، مشخص است که دغدغه‌ اصلی این نبخگان مسائل فرقه‌ای بوده که نسبت به شیعیان منطقه با عناوین مختلفی مثل «هلال شیعی» و «وابستگی شیعیان کشورهای مختلف به ایران» مطرح می‌شود.
در کنار نارضایتی عامه مردم عربستان سعودی از عملکرد دولت در مورد بحران لبنان، شیعیان این کشور در شهرهای مختلف مثل القطیف و الدمام در محکومیت جنگی که اسرائیل علیه لبنان آغاز کرده بود تظاهرات کردند. این تظاهرات در شهر القطیف دو بار برگزار شد، اما در مرتبه سوم پلیس با ایجاد محدودیت‌های گسترده مانع از برگزاری آن شد. گفتنی است رسانه‌ها و مطبوعات عربستان این تظاهرات را پوشش خبری ندادند.
نارضایتی مردم و افکار عمومی از عملکرد دولت تنها در بخش‌های شیعه‌نشین عربستان که عمدتاً در مناطق شرقی کشور قرار دارد، به اعتراض‌های مردمی تبدیل و با برخورد شدید پلیس مواجه شد. موفقیت حزب‌الله در جنگی که رژیم صهیونیستی برآن تحمیل کرده بود، با استقبال مردمی در شهر الجارومیه در استان القطیف عربستان مواجه شد. مردم این شهر که پس از سخنرانی سیدحسن نصرالله به سمت میدان مرکزی آن سرازیر شده و به خوشحالی پرداخته بودند، پس از مدتی با پلیس درگیر شدند که شلیک گسترده تیرهای هوایی از سوی پلیس برای متفرق کردن جمعیت را به دنبال داشت.
طرح سخنانی در خصوص آینده قدرت ایران در منطقه خاورمیانه و بیان نظریه‌هایی مثل هلال شیعی از سوی سران کشورهای مصر، اردن و عربستان را تنها می‌توان در قالب نگرانی‌های برخی رژیم‌های عرب از آینده خود توجیه کرد که با طرح این موضوعات قصد دارند افکار عمومی را متوجه مسائلی کنند که آینده‌ آنان را تضمین کند. ضمن اینکه پیروزی یک گروه شیعه مورد حمایت ایران هم تأثیرات منفی بر این رژیم‌ها می‌گذارد که در کشورهای خود نیز جایگاه مردمی قابل توجهی ندارد.

*نتیجه‌گیری

موضع‌گیری بی‌سابقه عربستان سعودی در قبال جنگ اسرائیل علیه لبنان تا حد زیادی متأثر از شرایط منطقه خاورمیانه‌ است، به‌گونه‌ای که پس از سقطو صدام حسین و تشکیل دولت جدید عراق که اکثریت آن را شیعیان در اختیار دارند، دغدغه‌های این کشور نسبت به حضور شیعیان در منطقه بیشتر شده است. این امر در داخل هم تأثیر خواهد داشت. ضمن اینکه عربستان قدرت گرفتن شیعیان عراق را عاملی برای تقویت حضور ایران در این کشور می‌داند. از سوی دیگر، تحولات فلسطین و به قدرت رسیدن حماس به عنوان گروهی که اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد، را نیز نباید نادیده گرفت، زیرا پیروزی حزب‌الله، پافشاری حماس بر مواضع خودش را به دنبال دارد. اما به هر حال، موضع‌گیری عربستان در آینده با برخی تحولات و پیامدها مواجه خواهد شد.
در عرصه داخلی با توجه به اختلافاتی که این موضع‌گیری در خانواده سلطنتی اجیاغد کرد، این احتمال وجود دارد که در منطقه حساس و ملتهبی مثل خاورمیانه، تحولات آتی در روند تصمیم‌گیری‌های این کشور تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، دامن زدن مقامات سعودی به مسائل فرقه‌ای و عملکرد نامناسب در قبال موضوع عراق و بحران لبنان و هم‌چنین محدودیت‌هایی که برای شیعیان داخل به‌وجود آوردند، این احتمال را تقویت می‌کند که روابط حکومت با این گروه مذهبی تیره‌تر شود. این مسئله خود می‌تواند تقویت تروریست‌های سلفی مخالف حکومت و برخوردها و درگیری‌های شدیدتر با آنها را در پی داشته‌ باشد.
در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی نیز موضع‌گیری عربستان و مصر که از کشورهای تأثیرگذار جهان عرب و اسلام هستند، پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت. موضع‌ عربستان نزد افکار عمومی جهان اسلام تأثیری منفی برجای گذاشت و باعث شد تا موقعیت این کشور تضعیف شود. در حالی که سعودی‌ها با استفاده از توان مالی بالای خود و نیز جایگاه دینی که کشورشان دارد، برای تقویت آن تلاش بسیاری انجام می‌دهند.
از سوی دیگر، عدم موضع‌گیری هماهنگ کشورهای عربی در قبال این بحران که به علت بی‌تفاوتی سه کشور عربستان، مصر و اردن نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی در نوع خود بی‌سابقه بود، بدون شک در موضع‌گیری‌های آتی کشورهای عرب تأثیری منفی بر جای می‌گذارد و باعث می‌شود تا در خصوص قضیه فلسطین هم بیش از پیش ضعیف عمل کنند و امتیازهای بیشتری به رژیم صهیونیستی بدهند.
عملکرد نامناسب «اتحادیه عرب» نیز تأثیری نامطلوب برهویت این اتحاد برجای گذاشت. این اتحادیه با تأخیر نسبت به بحران واکنش نشان داد و پس از آن، با اختلافات داخلی بسیاری دست به گریبان شد. از این‌رو، با‌ آینده‌ای مبهم روبه‌رو است.
این نکته را هم باید در نظر داشت که بحران اخیر و ناکامی رژیم صهیونیستی بدون شک باعث خواهد شد تا ایالات متحده در سیاست‌های خود نسبت به تحولات آتی منطقه تجدیدنظر کند و تغییراتی در آن انجام دهد؛ امری که حداقل طرح خاورمیانه جدید را برای مدتی به تأخیر خواهد انداخت.




واژه کلیدی :عربستان و واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :جنگ 33 روزه و واژه کلیدی :اسرائیل-1