بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

دگرگونی مفهوم سنتی امنیت در جامعه صهیونیستی

*علیرضا عرب-روح الله نصراللهی-مختار مجاهد
خبرگزاری فارس: مفهوم امنیت ملی از قرائت سیاسی _ نظامی بن گوریون بر ایده صلح مبتنی بر تسلیم اعراب در وضع موجود تکیه دارد و اینکه بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی بدون اقدام جدی تضمین مجدد یا سازش، متکی است. در این سیاست بازدارندگی نظامی دارای هدف استراتژیک دفاعی، اما با محتوای عملیاتی تهاجمی است.


*مفهوم سنتی امنیت در جامعه صهیونیستی و مبانی آن

اسرائیل را با خشونت و در خون تاسیس کردند و کماکان در اکثر اوقات با عموم همسایگانش در حال حنگ به سر برده است و به همین دلیل امنیت ملی، دستور کار اصلی کشور را تحت‌الشعاع قرار داده است.
به لحا ظ شاخص‌های کیفی، می‌توان به وزیر دفاع اشاره کرد که برخلاف همتایانش در دیگر کشورهای دمکراتیک، به طور سنتی، نقش مهم و برجسته‌تری در سیاستگذاری‌ها ایفا می‌کند و از نظر شاخص‌های کمی نیز می‌توان به هزینه‌های دفاعی سرسام‌آور این کشور و مدت خدمات سربازی و نیز هزینه‌های دفاعی هر شهروند اشاره کرد.
در 22 سال اول از 50 سال تاسیس رژیم صهیونیستی هر فرد دارای دو سهم سیاسی و امنیتی بود. امنیت به شکل ریشه‌ای فرآیند تصمیم‌گیری در اسرائیل را تحت‌الشعاع قرار داده و در آن نفوذ و استیلا دارد و تقریبا با دیگر ابعاد سیاست خارجی و حتی عناصر اصلی سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی برابری می‌کند.
البته با توجه به موارد فوق، تعجب‌آور این مسئله است که اسرائیل هنوز فاقد یک سیاست ملی امنیتی مقتدر می‌باشد و در هیچ کشوری به اندازه اسرائیل گزارش‌های اواری و یا بیانیه‌های مشابه از سوی وزرای دفاع یا سازمان‌های امنیت ملی منتشر نشده است.
ایا این به این معنا است که هیچ مفهوم جامعی از امنیت به دست نیامده است؟ قطعا این طور نیست.
مفهوم امنیت ملی از قرائت سیاسی _ نظامی بن گوریون بر ایده صلح مبتنی بر تسلیم اعراب در وضع موجود تکیه دارد و اینکه بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی بدون اقدام جدی تضمین مجدد یا سازش، متکی است. در این سیاست بازدارندگی نظامی دارای هدف استراتژیک دفاعی، اما با محتوای عملیاتی تهاجمی است.
از آن زمان تاکنون این مفهوم دست نخورده باقی مانده است و دکترین و ساختار اصلی نیروهای نظامی اسرائیل و نیز ویژگی‌ اساسی و روابط نظامیان و غیرنظامیان مبتنی بر این مفهوم بوده است.
مفهوم امنیت در اسرائیل متکی بر چند فرض اصلی و برگفته از شرایط ژئوپلتیک آن است، که در ادامه شرح آن خواهد آمد.

**1_ عدم انتخاب
مفروض اول عبارت از این است که رژیم صهیونیستی همچنان در شرایط خصمانه باقی خواهد ماند. همسایگان این رژیم، در سال های پیش، به علت ضعف نظامی، مجبور به پذیرش آتش‌بس و حتی قراردادهای آتش‌بس شده‌اند اما این قرارداد‌ها به صورت صلح دائمی در نیامده‌اند. مهمترین دلایل، عبارتند از:

الف_ وجود اسرائیل برای همسایگان عرب آن پذیرفتنی نیست.
ب_ زیاد‌ه‌طلبی اسراییل تمام شدنی نیست.
از نظر مسلمین، اسراییل یک موجودیت جعلی، ساختگی و خارجی در خاورمیانه تلقی می‌شود و مولود استعمار است.
بن گوریون می‌گوید: اگر من یک رهبر عرب بودم، هرگز وجود اسرائیل را قبول نمی‌کردم، کاملا طبیعی است، ما سرزمین آنها را گرفته‌ایم. یهودستیزی، نازیسم و آشویتس واقعیاتی هستند که آنها در این موارد نقشی نداشته‌اند. آنها یک چیز می‌بینند، ما آمدیم و سرزمین آنها را گرفتیم.
این طرز فکر در بین مسلمین، سبب تهدید دائمی اسرائیل شده است و این امر مستلزم آمادگی نظامی بالا و مداوم است.

**2_ ضعف مادی
رژیم صهیونیستی با منابع انسانی و مادی خود، نسبت به دشمنانش در درجه پایین‌تر و دارای عمق استراتژیک محدودی است، لذا مجبور به مواجهه خواهد بود. پس اسرائیل هم در یک جنگ فرسایشی، به دلیل قدرت محدود خود و هم در مقابل حملات ناگهانی به دلیل فقدان امکان وقت‌کشتی، آسیب‌پذیر است. توان انسانی و اقتصادی اسرائیل متکی به منابع خارجی است و رژیم اشغالگر باید منابع موجود را بیشتر و موثر‌تر از دشمنان خود تجهیز نماید. شکاف‌ها باید با افزایش برتری کیفی در تکنولوژی نظامی و سازماندهی و دکترین جنگ جبران شود. اسرائیل برای پوشش نقاط ضعف خود در سطح تاکتیکی و سطح عملیاتی باید بر به کارگیری نیروهای تهاجمی تکیه کند.

**3_ عدم تفوق استراتژیک از طریق ابزارهای نظامی
اسرائیل فاقد منابع انسانی و آزادی عملی بین‌المللی برای کسب پیروزی استراتژیک است، به نحوی که قادر به تحمیل شرایط صلح به طرف شکست خورده باشد.
اسحاق رابین می‌گوید: هر قدر بازدارندگی رژیم اشغالگر قدس در مقابل اعراب و ائتلاف آنها، جهت جلوگیری از جنگ طولانی‌تر باشد، چشم‌انداز طولانی مدت صلح بهتر خواهد بود.
ساختار و دکترین نظامی اسرائیل
این مفروضات بیش از آ»که به یک نیروی حرفه‌ای درازمدت یا داوطلبان حرفه‌ای منجر شود تبدیل به یک تصمیم اساسی، یعنی ایجاد نیروهای دفاعی به عنوان نیروهای شبه نظامی یا ارتش شهروندان شد.
اینها هسته‌هایی کوچک و دائمی تشکیل دادند تا مسئولیت اولیه آموزش و برنامه‌ریزی را عهده‌دار شوند و همچنین انبوه نیروهای دائمی، مثل دیگر مناطق جهان، بر اساس خدمت وظیفه اجباری (برای مردان و زنان) تشکیل شد. این نیروها در کنار ارتش دائمی عهده دار اوضاع جاری امنیتی، استقرار نظم روزانه و عملیات استشهادی و نیز مسئول کسب توان بالای نیروی هوایی و آمادگی عملیاتی، مثل جمع‌آوری اطلاعات هستند.
ارتش منظم به تنهایی نمی‌توانست نیروی کافی را برای یک جنگ تمام عیار فراهم کند به ویژه اینکه جنگ ممکن بود با بیش از یک کشور عرب و یا در بیش از یک جبهه اتفاق بیافتد.
بنابراین تعهد سربازان حتی بعد از اتمام دوره خدمت وظیفه نیز به اتمام نمی‌رسد.
با توجه به توان نیروهای دائمی عرب در تغییر موقعیت از تدافعی به تهاجمی، نیروی نظامی اسرائیل هشدار اولیه را در اولویت قرار داد. تمایل به پیشگیری، از این مسئله ناشی می‌شود که اولین ضربه موفقیت‌آمیز اعراب ممکن است تجهیز نیروهای ذخیره را مختل کرده و یا به تعویق بیاندازد.
در نتیجه، آموزش و برنامه‌ریزی ارتش رژیم صهیونیستی بر کسب توانایی‌های تهاجمی تاکید داشت: «نمایش قدرت بیش از حد واقعی و تمرکز نیروها به کسب برتری محلی حی در شرایط ضعف کامل».
همچنین بر واردات یا تولید انواع پیشرفته تسلیحات تاکید می‌شود اگرچه فشار مالی زیادی را در بر داشته باشد.
تفوق گفتمان امنیت در سیاست خارجی و داخلی اسرائیل
مفروضات و نتایج محیط استراتژیک و ژئوپلتیک اسرائیل در مورد امنیت ملی در مفهوم وسیع آن، نمایانگر یک اجماع گسترده مبنی بر تفوق موضوع امنیتی است. این امر بیشترین عرضه سیاست خارجی و جوانب زیادی از خط مشی‌های داخلی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
تفوق امنیت چنان است که عوامل دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
مسایلی مثل تجارت بین‌الملل، حقوق بشر و اخلاق به علت تاکید بیش از حد رژیم صهیونیستی بر تلفیق سیاست با امور نظامی به حاشیه رانده می‌شود.
مثلا در رابطه با تاثیر امنیت بر خط مشی‌های داخلی، می‌توان به اسکان هدفمند یهودیان شمال آفریقا در شمال و جنوب این کشور در دهه 1950، اشاره کرد که به قصد افزایش تراکم جمعیت در مناطقی از این کشور، برای ایمن کردن مرزها در مقابل هر نفوذ خارجی بود.
ارتباط بین امنیت و ملت‌سازی در اوایل به قدری بود که نیروهای دفاعی اسرائیل نقش فعالی در انتقال، اسکان و آموزش مهاجران اولیه ایفا می‌کردند.
خدمت وظیفه اجباری یهودیان که از گوشه و کنار جهان آمده بودند سبب ایجاد و تقویت ارزش‌های آموزش مشترک و ایده‌آل‌های مطابق دیدگاه‌های صهیونیستی در یک شهروند اسرائیلی می‌شد. در نهایت مداخله شدید دولت صهیونیستی در اقتصاد، نه تنها مبنی بر فلسفه توزیع مجدد درآمد ها، بلکه با توجه به نیاز تضمین امنیت غذایی و سوختی، صنایع استراتژیک و توانایی‌های حمل و نقل بین‌المللی صورت می‌گرفت.
به طور خلاصه مفهوم موسع امنیت تمایز بین ارتش و جامعه را مبهم ساخت.
بن گوریون می‌گوید: امنیت در مورد ما، بیش از کشورهای دیگر ایفای نقش می‌کند و صرفا متکی بر ارتش نیست؛ امنیت به معنای اسکان افراد در مناطقه خالی، پراکندن جمعیت، ایجاد صنایع در سراسر کشور و توسعه کشاورزی است. امنیت تلاش برای کسب قدرت‌ دریایی و هوایی و فضایی و تبدیل اسرایل به یک قدرت بزرگ است. امنیت مستلزم توسعه اقتصادی و گسترش مهارت‌های تحقیقاتی و علمی است.
تفسیر بن گوریون از امنیت و دکترین و ساختار نیروی نظامی و نیز خط مشی‌های داخل مربوطه فشار سنگین بر دوش منابع و فرصت‌های مردم اسرائیل وارد کرده است.
میراث بن گوریون به قدری موثر بود که به معمای بن گوریون معروفی شد. البته باید توجه دشات که عموم مردم به وجود تهیدد علیه اسرائیل، فقدان جایزگین عملی و ضرورت رجحان امنیت در خط مشی‌ها و نیازها معتقد بودند و بنابارین تفوق مسایل امنیتی توجیه می‌شد.
در واقع بزرگترین موفقیت برای این مفهوم از امنیت ملی با پیروزی اسرائیل در جنگ 6 روزه 1967 م به دست آمد.
دستاوردهای تاکتیکی و عملیاتی نیروهای نظامی اسرائیل در این جنگ شگفت‌انگیز بود.




واژه کلیدی :امنیت و واژه کلیدی :اسرائیل-1