بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

داود آبادی درگفتگو با فارس: عظمت حقیقی جنگ 33روزه را فقط رهبران اسرائیل می دانند

خبرگزاری فارس: اگر حزب الله قبل از جنگ 33 روزه تنها یک گروه محدود مقاومت اسلامی در لبنان بود، بعد از آن به یک مقاومت ملی لبنانی تبدیل شده و از همه مهمتر آن که عظمتش جهانی شده است


خبرگزاری فارس: حمید داود آبادی روزنامه نگار و نویسنده کتاب «پاره های پولاد» است.این کتاب اولین اثر فارسی در باره عملیاتهای شهادت طلبانه لبنان است وهنوز هم درایران رقیبی ندارد حتی شنیده ایم مه درلبنان همین کتاب به عربی ترجمه شده است. داودآبادی وقایع لبنان را بادقت دنبال می کند و توانسته با سفر های متعدد به کشور لبنان اطلاعات خوبی را از مقاومت اسلامی گرد آوری کند. آن چه خواهید خواند حاصل یک گپ چند ساعته در دفتر کار او در «سایت ساجد» است .

* فارس: درابتدا در مورد پیشینه جنگهای لبنان و رژیم صهیونیستی بفرمائید؟

داودآبادی: مهمترین تجاوز صهیونیست ها به لبنان در سال 1982 رخ داد .اسرائیل از قبل قصد تهاجم به این کشور را داشت ولی به دنبال بهانه بود،ازطرف دیگرگروه‌های فلسطینی حاضر در لبنان با موشک و کاتیوشا به شهرهای اسرائیلی صدمه می زدند، ازمیان بردن این گروه ها وایجاد امنیت برای شمال فلسطین اشغالی بهترین دلیل برای صهیونیستها شد تا بتوانند به لبنان حمله کنند.
دراین زمان به دلیل وجود جنگهای داخلی درلبنان و عدم وحدت بین احزاب سیاسی ، باعث شد که اسرائیل به راحتی تا بیروت پیشروی کند و حتی گروه های فلسطینی نیز ایستادگی نکرده و به اردوگاه ها فرار کردند. بعد از این تجاوز و با استفاده از یک طرح ازپیش تعیین شده که نقش اجرایی آن را آمریکا برعهده داشت، مبارزین فلسطینی به رهبری یاسرعرفات سوار کشتی شده و از لبنان به دیگر کشورهای عربی رفتند و شکست دربرابراسرائیل را پذیرفتند.
بعد ازاین جریان فاجعه "صبرا و شتیلا" پیش آمدکه می‌توان گفت بعد از آن ، مقاومت فلسطین در خارج از آن سرزمین کاملا شکست خورد و باعث شد یک سری چریک آواره در تونس، اردن و دیگر کشورها رها شده و به جای تلاش برای مقاومت غرق در زندگی مادی و روزمره خود شدند.
اسرائیل در این تهاجم به هدف از پیش تعیین شده خود رسید ولی به مرور زمان و به دلیل جنایت‌ها یی که درلبنان انجام دادند، باعث شد یک جنبش مقاومت جدید شکل بگیرد که با جنبش مقاومت فلسطینی تفاوت های زیادی داشت ، زیرا رهبری این جریان به طور کلی دراختیار شیعیان لبنان بود.
صهیونیست ها در زمان تسلط بر لبنان هیچ مشکلی با احزاب سنی نداشتند، مسیحیان مارونی و فالانژیست‌ها هم در نقش پیش مرگان و مزدورهای اسرائیل فعالیت می کردندو خیلی از مواضع و مناطق اشغال شده در لبنان توسط این گروه ها اداره می‌ شد. تنها شیعیان بودند که سرکوب می‌شدند و این خود محرکی شد که مقاومت‌های پراکنده‌ از طرف آنها آغازشود.
اولین مقاومت‌ها در شهر خلده در جنوب بیروت و به رهبری شهید عماد مغنیه صورت گرفت که طی آن چند نفر به شهادت رسیدند ، اولین شهید مقاومت هم "شهید نورالدین " بود که درهمان منطقه به شهادت رسید. این گروه های مقاومت جزو نیروهای قدیم سازمان امل بودند ولی از نظر تشکیلاتی با آنها هیچ همکاری نداشتند. چون نبیه بری، رئیس سازمان امل در یک نشست صلح در سوریه شرکت نمود و به همین دلیل شیعیان او را محکوم کردند و جدایی ازامل، همان زمان صورت گرفت.
این مقاومت آهسته آهسته بصورت خودجوش شکل گرفت ونام "حزب الله" را برای خود انتخاب کردند، آنها با انجام عملیات‌های استشهادی متفاوت ضربات محکمی به اسرائیل وارد کردند و باعث شدند که صهیونیست ها از مرکز بیروت عقب‌نشینی کنند. این عملیات‌های متفاوت که بر علیه اسرائیل، آمریکا وحتی فرانسه در شهر صور انجام گرفت باعث شد که اسرائیل چاره‌ای جز فرار از لبنان نداشته باشد و تنها منطقه‌ای به عمق 40 کیلومتر را انتخاب کرد و نام آن را " کمربند امنیتی"گذاشت و یک فضای امنی برای شمال فلسطین ایجاد کرد تا موشک‌های که قبلا توسط گروههای مبارز پرتاب می‌شد، دیگر نتواند برای شهرهای مهم اسرائیل مثل کریات شمعونه مشکلاتی را ایجاد کند .
اما با مقاومت‌های مکررحزب‌الله،صهیونیست ها به دلایل استراتژی در سال 2000 مجبور به عقب نشینی از کل جنوب لبنان شدند و فقط قسمتی از منطقه شبعا را نگه داشتند.
بعد این جریان اسرائیل متوجه یک نیروی قوی در بالای سر خود شد که دسترسی آنها به مراکز مهم اسرائیل مانند پایگاه هسته‌ای دمونه و مکان های استراتژیک دیگر، برای آن کاری نداشت ومی توانست با موشک‌هایی که در اختیار دارد، امنیت اسرائیل را به خطر بیاندازد. به همین دلیل همواره در این فکربود که مقاومت را از بین ببرد. عملیات های فراوانی انجام داد از قبیل ترور، ربودن رهبران حزب‌الله، جنگ‌های مختلف که مهمترین آن هم همین جنگ 33 روزه بود.

* فارس: پیش زمینه‌های جنگ 33 روزه چه بود؟

داودآبادی: عوامل مختلفی دخیل بود.ظاهر ماجرا از این قرار بود که اسرائیل بخاطر آزادی دو سرباز این جنگ را آغاز کرده است، اما آنها طرح بسیاربزرگی بر علیه حزب الله آماده کرده بودند و مانورهای آماده سازی آن را ازقبل انجام داده بودند ولی زمان این کار هنوز فرا نرسیده بود، اگر توجه کرده باشید وزیر خارجه آمریکا در یکی از صحبت‌های خود در اسرائیل گفت:"خاورمیانه آماده یک زایش بزرگ است و یک خاورمیانه جدید باید متولد شود" و نوید یک رخداد مهم در منطقه را داد، این اتفاق بزرگ همین جنگ بود که آغاز شد.

*فارس:مقاومت آمادگی شروع این جنگ را داشت؟

داودآبادی:حزب‌الله داراری سیستم اطلاعاتی بسیار قوی است و از قبل آگاهی داشت که اسرائیل به فکر یک حمله بزرگ و غافلگیر کردن آنهارا دارد. هدف این نبرد متفاوت‌تر ازجنگ‌های دیگر بود، آنها می‌خواستند در این نبرد مقاومت را به طور کامل از بین ببرند. طرح‌هایی هم از قبل امتحان کرده بودند، بطور نمونه قرار بود قبل از شروع جنگ، در روز قدس هنگامی که سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین مقاومت در جایگاه درحال سان دیدن از رژه هستند ، با هلیبرد نیروهای صهیونیست تمامی این اشخاص ربوده شده و با بمباران کلیه مناطق جنوب بیروت حزب الله را از میان ببرند، حتی زندانی در شمال فلسطین آماده کرده بودند و می‌خواستند یک گوانتانامو برای مقاومت بوجود بیاورند. ولی با به دست آوردن اطلاعات این عملیات توسط حزب‌الله بطور کامل اسرائیل شکست خورد.
با به اسارت درآمدن دوسرباز اسرائیلی توسط مقاومت، برنامه‌های صهیونیست‌ها به هم خورد.آنها در حال آماده‌سازی برای حمله به حزب‌الله در 2 و 3 ماه آینده بودند، ولی با این کار بچه‌های مقاومت، اسرائیل مجبور شدحمله خودرا زودتر آغاز کند. چون آنها همیشه برای شروع جنگ همیشه بدنبال یک بهانه هستند و اسارت این دو سرباز می‌توانست بهترین دلیل حمله به لبنان باشد.
اما در واقع این واکنشی که اسرائیل انجام داد به هیچ وجه نمی‌توانست عکس‌العملی برای آزادی اسیران خود باشد، یعنی این جنگ از روال معمول آزادی اسرا خارج بود. آنها به دنبال این بودند که بتوانند با یک نبرد بزرگ ، ضربه نهایی را به حزب‌الله وارد کنند.
مسئول بخش برنامه ریزی ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد: "برای ضربه زدن به حزب الله ما 1000 نقطه را در لبنان انتخاب کرده بودیم که بعضی از این مناطق تا چهار مرتبه مورد هجوم قرا رگرفت " ، ساختمان اجرایی حزب‌الله نمونه ایی از این مناطق بود که به دفعات متعدد مورد اصابت موشک قرار گرفت .
هر مکانی که فکر می‌کردند یک نفر از مقاومت در آنجا وجود دارد از قبیل منزل، ماشین، ساختمان‌و... ویا اینکه حزب‌الله می‌توانست در آن نقشی داشته باشد را با موشک هدف قرار می‌دادند و این نشان‌دهنده یک طرح از پیش تعیین شده است، زیرا آنها کاملا شناسایی خود را ‌انجام داده بودند وبا اجرای عملیات"وعده صادق" توسط حزب‌الله کل طرح های از پیش تعیین شده آنها شکست خورد، چون مقاومت تمام مراکز خود را تخلیه کرده بود. ساختمان المنار یک هفته قبل کاملا تخلیه شده بود. منطقه شعیه نشین زاحیه ساعاتی قبل از بمباران از آدم‌ خالی شده بود و اسرائیل عملا ساختمان‌های خالی را مورد اصابت قرار می‌داد.

* فارس: این پیش‌دستی حزب‌الله نشان‌دهنده دستگاه اطلاعاتی قوی است، این کار چگونه حاصل شده است؟

داودآبادی:شما اگر به اخبار دقت کنید متوجه این موضوع می‌شوید که تا به حال چندین نفر دراسرائیل به جرم جاسوسی برای مقاومت دستگیر شدند ولی برعکس آن تا به حال صورت نگرفته است ، یعنی یک نفر به عنوان جاسوس نتوانسته در حزب الله نفوذ کند. همین عامل باعث برتری حزب‌الله بر اسرائیل است. برای نمونه همین جریان اسارت گرفتن دو سرباز که حزب‌الله به راحتی این کار را انجام می‌دهد، اما وقتی اسرائیل می‌خواهد یک عملیات را آغاز کند حداقل یک هفته قبل مقاومت از جریان با خبر شده است.
در همین جنگ 33 روزه قرار بود سربازان تیپ گولانی با هلیبرد در شهر صور بعضی از سران حزب‌الله را به اسارت بگیرند، ولی بچه‌های مقاومت تمام مسیر این سربازها را شناسایی کرده بود و همه را از بین بردند. اسرائیل متعجب شده بود که مقاومت این اطلاعات را از کجا می‌آورد.

*فارس:داشتن اطلاعات در این جنگ به میزان تاثیر گذار بود؟

داودآبادی: مسئله کشف اطلاعات دشمن در حالت جنگ بسیار مهم است و می تواند در نتیجه جنگ تاثیربگذارد.حزب الله از این طریق توانست ضربه محکمی به ارتش اسرائیل بزند. استعداد مقاومت در ایجاد امنیت برای خود و دسترسی به اطلاعات دشمن بسیار بالا است وعلت آن در این است که حزب‌الله خود را یک گروه سیاسی، نظامی کوچک می‌بیند که می‌خواهد با چهارمین ارتش بزرگ دنیا مبارزه کند.حزب‌الله که خیلی از امکانات نظامی مثل هواپیما، هلی کوپتر و ناو ندارد، پس مجبور است این ضعف‌ خود را با بدست آوردن اطلاعات از دشمن جبران ‌کند و در حال حاضر قوت اطلاعاتی مقاومت، مهمترین سلاحی است که آن دارد. از طرف دیگر اسرائیل همه امکانات نظامی را دارد ولی از قوت اطلاعاتی برخوردار نیست. به همین دلیل ضربه‌پذیر می‌شود و به راحتی نیروهای آن متلاشی می گردند.

*فارس: فضای سیاسی لبنان در آغاز جنگ چگونه بود؟

داودآبادی: لبنان هیچ وقت از شرایط ثابت و پایداری برخوردار نبوده، حتی اگردر سال 2000 هم اسرائیل از لبنان فرار می‌کند و مردم به خیابان‌ها می آیندو از مقاومت تشکر می‌کنند، یک امر عادی است. مقاومت هم شیفته و محو این گونه اعمال نمی‌ گردد و برنامه های خودرا پیگیری می کند. تنها مسئله با اهمیت برای حزب الله که در طول جنگ نیز بارها به آن اشاره کرداین است که بگوید این یک جنگ "لبنانی - اسرائیلی" است.
اگر بعضی از شخصیت ها اعلام می‌ کنند که این یک جنگ نیابتی بود، به یک دلیل است زیرا برای آنها درک این موضوع سنگین است، که اسرائیل با آن قدرت نظامی و ماهواره‌ای که در اختیاردارد و از حمایت های آمریکا و بعضی کشورهای منطقه برخوردار است، در برابر حزب الله که همیشه اعلام می‌کردند اینها بیش‌تر از چند نفر نیستند ، شکست خورد و قدرت نظامی اسرائیل در این جنگ خرد شد.
لذا عظمت جنگ 33 روزه را رهبران اسرائیل درک می کنند. زیرا به قول "بن گوریون" که به صهیونیست های دیگر گفت : دراولین جنگی که اسرائیل شکست بخورد سقوط صهیونیسم فرا می‌رسد. این رکود برای رهبران صهیونیست نمود پیدا کرده است.
رئیس دانشگاه دافوس آمریکا نیز به نکته زیبایی اشاره کرده ومی‌گوید: پیروزی دشمن این نیست که ما را شکست دهد، بلکه اگر جلوی پیروزی ما را بگیرد آن زمان شکست خورده‌ایم.
حزب الله تل‌آویو را فتح نکرد ولی همین اینکه نگذاشت اسرائیل به برنامه های شوم خود دست پیدا کند، پیروزی بزرگی را بدست آورده است.

* فارس:ترور حریری و اختلافاتی که بین احزاب لبنان وجود چه تاثیری بر شروع و روند جنگ گذاشت؟

داودآبادی:اسرائیل از هرطریقی برای ضربه زدن به حزب‌الله استفاده می‌کند، حتی اگر به ترور رفیق حریری منجر شود. همه این کارها مقدمه‌ای برای زدن ضربه نهایی به حزب‌الله است. ترور حریری برای چه کسی سود داشت؟ رابطه خوبی بین حزب‌الله و رفیق حریری برقرار بود. حتی او را به عنوان نخست وزیر مقاومت می شناختند، پس حزب‌الله هیچ سودی از کشتن آن نمی‌برد.
آیا سوریه سود می برد؟‌ آنها هم که بعد از ترور مجبور شدند نیروهای خود را از لبنان خارج کنند. پس چه کسی سود برد؟ تمام نفع این جریان برای اسرائیل بود.
خروج نیروهای سوریه از لبنان حداقل 10 سال طول می کشید ولی با ترور رفیق حریری و بهانه دست گرفتن بعضی از احزاب داخلی لبنان باعث شد در کمترین زمان ممکن سوریه خاک این کشور را ترک کند. این خروج برای اسرائیل خیلی مفید بود. با رفتن سوریه، موشک‌های سام و ضد هوایی نیز از منطقه خارج شد. تا قبل از این صهیونیست‌ها امنیت نداشتند، ولی با خروج سوریه آنها خیالشان راحت شد.
اسرائیل خیال می کرد که با خروج سوریه از لبنان ، مقاومت به لحاظ نظامی دچار مشکل می‌شود، از نظر سیاسی هم با تبلیغ براینکه شما عامل ایران و سوریه هستند، مقاومت را تحت فشار قرار دادند. اوضاع بصورتی شده بود که خود من از اینکه حزب‌الله از بین برود می‌ترسیدم. و می‌توان گفت که جنگ 33 روزه یکی از نعمت‌های خفیه خدا برای حزب‌الله بود، این جنگ مقاومت را نجات داد.
تمام احزاب طرفدار اسرائیل در لبنان با تمام قوا به حزب‌الله فشار می‌آوردند و خواهان مقابله با مقاومت و خلع سلاح بودند و سخت به دنبال این بودند که حزب‌الله را فقط به حد یک حزب سیاسی برسانند و با توسل به قوانینی که وضع می کنندحزب الله را از داشتن نماینده و وزیر هم ندارد منع می کنند، آن وقت حزب‌الله می‌توانست مقاومت بکند؟
مقاومت در بدترین شرایط سیاسی قرار داشت و به دنبال این بودند که شرایط اضمحلال آن را ایجاد کنند، ولی با حمله اسرائیل اوضاع بطور کل دگرگون شد و می توان گفت : همانطور که اسرائیل با حماقتی که در سال 1982 انجام دادو به لبنان حمله کرد، باعث تشکیل حزب‌الله شد بار دیگر همین اسرائیل در 2006 با حمله به این کشور شرایطی را ایجاد کردکه همه مردم لبنان پشت سر مقاومت قرار گرفتند و حزب الله جان تازه‌ای گرفت.

* فارس:اسرائیل قبل از شروع جنگ دارای چه وضعیتی بود؟

داودآبادی: رژیم صهیونیستی از سال 2000 دیگر به دنبال شعار معروف "نیل تا فرات" نبود. چون عملا دید نمی‌تواند به آن دست پیدا کند و در خارج از فلسطین نیزضربه پذیر شده است و این در تاریخ کوتاه اسرائیل سابقه نداشت .
هیچ ژنرال اسرائیلی در جنگ کشته نشده بود ولی در جنگ 33روزه چنین اتفاقی افتاد. تعداد آمار افسرانی که در این جنگ کشته شدند به هیچ وجه در طول 6 جنگ گذشته که با کشورهای عربی انجام داد، کشته نشدند. این در تاریخ 50 ساله اسرائیل سابقه ندارد. آنها ضربه‌پذیر شده‌اند و علت آن هم فقط مقاومت حزب‌الله لبنان است، آنها چند سال پیش مجبور به عقب‌نشینی از لبنان شدند ولی باز احساس امنیت نمی کنند. اکثر شهرهای بزرگ و صنعتی رژیم صهیونیستی در شمال فلسطین قرار گرفته و لحاظ استراتژی اهمیت خاصی برای اسرائیل دارد.
مردم اسرائیل هم به دلیل اینکه از یک ملت واحد نیستند و با هم سازگاری ندارند، چون زبان و فرهنگ مشترکی ندارند و تنها نقطه اشتراک آنها دین یهود است . حال با این توضیحات وقتی حزب‌الله با موشک به شهرها ی شمالی اسرائیل حمله می کند، مردم مجبور می شوند به جنوب بروند و این نکته دولت را دچار مشکل کرده است.
این عدم امنیت در شمال فلسطین اشغالی دولت صهیونیستی را سخت دچار تزلزل کرده بود، به همین دلیل آنها به دنبال راه حلی بودند که این معضل را حل کنند و چاره‌ای نداشت جز اینکه حزب‌الله نابود کنند.اسرائیل حزب‌الله را تحلیل و بررسی کرد و به نتیجه رسید که قدرت نهایی مقاومت ان چیزی است که در سال 2000 مشاهده کرده بود، به همین دلیل تمام توانائی‌های نظامی خود را به روز کرد وسطح آن را بالا برد وخود را برای مبارزه با حزب‌الله سال 2000 آماده نمود به این تصور که مقاومت در این شش سال گذشته از بخش نظامی خود غافل شده و به کارهای اقتصادی و سیاسی پرداخته است در صورتی که حزب‌الله آنها را فریب داد و یک عملیات روانی بود که صهیونیست‌ها از حزب‌الله شکست خوردند.
در ظاهر حزب‌الله کارهای فراوانی از لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجام می‌داد ولی به همان اندازه توانسته بود در پشت صحنه قدرت نظامی خود را افزایش دهد.توان و قدرت نظامی مقاومت، آنچنان رشدی کرده بود که سربازان صهیونیستی غافلگیر شدند. زیرا آنها همیشه تصور می کردندکه با یک حزب کوچک طرف هستند، در صورتی که بچه‌های مقاومت همیشه خودرا برای رویارویی با چهارمین ارتش بزرگ دنیا آماده می کنند و این دلیل برتری حزب‌الله در جنگ 33 روزه بود.

*فارس: موضع‌گیری احزاب لبنانی در قبال جنگ چه بود؟

داودآبادی: گروههای مسیحی واحزاب اهل سنت تبلیغات وسیعی برنیابتی بودن این جنگ داشتند،موضع دولت و گروه‌های 14 مارس نسبت به مقاومت منفی بودتا اینکه بمباران روستای قانا صورت گرفت. این عمل یکی از احمقانه‌ترین کارهای صهیونیست ها بود وبه ضرر آنها تمام شد.
این بمباران توانست در سطح بین‌الملل تحول ایجاد کند و کشورها مجبور شدند که بر علیه رژیم صهیونیستی موضع بگیرند.در داخل لبنان نیز گروه‌های مخالف جنگ نتوانستند برموضع خود بر علیه مقاومت پافشاری کنند، زیرا قانا هیچ ارتباطی به حزب‌الله نداشت و ساختمانی هدف قرار گرفت که مملو از زن و کودک بود. البته اسرائیلی‌ها برای تبرئه خودشان اعلام کردند که در پشت بام این ساختمان موشک‌های کاتیوشای حزب‌الله وجود داشته ولی برای اثبات ان هیچ مدرکی ارائه ندادند.

*فارس: کشورهای عرب منطقه چه نقشی درجنگ ایفاکردند؟

داودآبادی:اسرائیل قبل اینکه جنگ را شروع کند به کمک رایزنی‌ها ی وزیر امور خارجه آمریکا توانسته بود یک جو مثبت و همراه با خود درمنطقه ایجاد کند. تمام کشورهای عرب منطقه ازشروع جنگ آگاه بودند و همه آنها یک موضع واحدی را دنبال می‌کردند ، " نابودی نیروی مقاومت شیعی متعصب که هم برای اسرائیل و هم برای اعرابی که مقاومت را فراموش کرده بودند مشکلاتی ایجادکرد بود".
تنها از آنها خواسته شد که در قبال این جنگ‌ سکوت کنند ویا برعلیه مقاومت موضع بیگرند، به طور نمونه فتوا ی علمای وهابی عربستان که بر علیه حزب‌الله صادرشد و یا وارد کردن موشک از طریق قطر به رژیم صهیونیستی و یا سکوت در برابر جنایات اسرائیل که این عمل بدتر از همه کارهایی بود که تا به حال انجام داده بودند.

* فارس: همراهی کشورهای عربی با اسرائیل چگونه شکل گرفته بود؟

داودآبادی: اول اینکه اسرائیل به کشور های منطقه اعلام کرد، این جنگی است بین ما و حزب‌الله وربطی به کشورلبنان ندارد.
دوم : آنها توانسته بودند با پیگیری و تشدید فتنه اختلاف "شیعی - سنی"، که امریکا آن را در منطقه وارد کرده بود یک همگرایی بر علیه حزب‌الله در بین اعراب به راه بیاندازند. ولی با هوشمندی حزب‌الله و شخص سید حسن نصرالله این توطئه‌ها خنثی شد و شخصی مانند"تلان ارسلان" که یک دروزی است خود را جزو حامیان مقاومت معرفی می‌کند.
افرادی دیگر مانند میشل عون که جزو گروه 8 مارس بود، همچنین رهبر جنبش توحید اسلامی که از اهل سنت است در کنار سید حسن نصرالله قرار گرفتند و این باعث از میان رفتن چهره ایی می شود که برای مقاومت بوجود آورده بودند.

* فارس: حزب‌الله از تجربه‌های جنگ‌های گذشته چگونه استفاده کرد؟

داودآبادی: حزب‌الله ازروش جنگ های اسرائیل به طور کامل آگاهی داشت. شیوه صهیونیست‌ها در طول این مدت تغییر نکرده بود، آنها به طورکلاسیک می جنگند و این مدل کاملا در دنیا شناخته شده است که از مراحل مشخصی تشکیل شده ، از قبیل این که چه زمانی بایدمنطقه بمباران شود، چه وقت از لشکر زرهی استفاده شود و نیروهای پیاده را باید در چه مرحله ایی وارد میدان نبرد کرد. همه این موارد به طور کامل معرف همه است، ولی حزب‌الله کلاسیک نمی‌جنگند، زیرا در نوع مبارزه جنگ اگر دشمن 50 تانک وارد میدان نبرد کند طرف مقابل باید دو برابر آن را به صحنه بیاورد. اما حزب‌الله که تانک ندارد.
پس به ناچار روش چریکی و پارتیزانی را انتخاب کرد که ترکیبی از جنگ‌های پارتیزانی دنیا است و به همین دلیل اسرائیل هیچ وقت نتوانست حرکات حزب‌الله را پیش‌بینی کند. چون مقاومت دارای سیستم امنیتی بسیار قوی است وهیچ گاه تاکتیک‌های حزب‌الله در دست دشمن قرار نگرفت.
بطور مثال 2 تاکتیک مهم مقاومت که باعث پیروزی آنها شد عبارت بوداز:
1- عدم تحرک نیرو. اسرائیل آرزو داشت که از طریق ماهواره و رادار، تحرک نیروهای حزب‌الله را مشاهده کندولی قادربه این کار نبود. منطقه در ظاهر خالی بود ولی نیروهای حزب‌الله درهمه جای آن حضور داشتند.
2- عدم تحرک سلاح. صهیونیست ها به هیچ وجه نتوانست تشخیص بدهند که این موشک‌ها چگونه وارد منطقه می‌شود. به همین دلیل تمام خودروهایی که از سوریه وارد لبنان می‌شدند را مورد هدف قرار می‌ دادند.
اسرائیل تصاویری بدست می‌آورد که از تپه‌ای موشک شلیک می‌شد، سپس با هواپیما منطقه را بمباران سختی می‌کرد، ولی چند لحظه بعد باز از همان نقطه موشک شلیک می‌شد.
اسرائیل قادر به شناسایی این تاکتیک های مقاومت نبود. صهیونیست‌ها رادارهایی داشتند که زدن نبض انسان را تا چند کیلومتر نشان می‌دادوزنده بودن افراد را مشخص می کرد.
در روزهای آخر جنگ صهیونیست‌ها قبل از ورود به روستای خیام اعلام کردند که حیات در این منطقه صفر است و حتی حیوانات هم از بین رفته‌اند، نیروهای تیپ گولانی همراه چند تانک باخیال راحت وارد روستا می‌شوند ولی لحظات بعد نیروهای حزب‌الله با آنها وارد درگیری شده و تانک‌ها و افراد این تیپ را از بین می‌برند، این جریان همچنان در کمیته وینوگراد مورد بحث است و نمونه های دیگری نیز وجود دارد. در دشت بیت‌الجمیل هم ، 35 تن از جنگجویان حزب‌الله توانستند جلوی تیپ گولانی را بگیرند.

*فارس: حوادث غیر منتظره چه تاثیری در روند جنگ داشت؟

داودآبادی:اسرائیل یگانی دارد بنام "اگوز"، که به تیپ جاویدان نیز شهرت دارد و زمان تاسیس آن تا بحال که 45 سال می‌ گذرد یک کشته هم در صحنه جنگ نداده بودولی در حین جنگ 33روزه در منطقه بیت‌الجبیل، تیپ گولانی که سربازهای ساده‌ای نیستند و جهت عملیاتهای ویژه مانند آدم‌‌ربایی در خارج از کشور تعلیم دیده اند در محاصره حزب‌الله افتاد و یگان اگوز برای کمک به آنها وارد صحنه نبرد شد و برای اولین بار در آنجا تلفات داد.
از بین رفتن ناو ساعر که اسرائیل بسیار متعجب شد، زیرا فکر نمی‌کرد حزب‌الله موشک ضد ناو داشته باشد ویا سقوط هواپیمای اف 16 و هلی کوپتر آپاچی که کار آسانی نیست. همه این کارها باعث شد تا آن اسطوره‌ شکست ناپذیری اسرائیل از میان برود. این عملیاتها یک مشکل روانی بسیار بزرگی را برای صهیونیست‌ها ایجاد کرد که تبادل اسرا ثمرات همان شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه است.
مردمی هم که در اسرائیل زندگی می‌کنند شکست رژیم خودشان را بطور واضح احساس می کنند. آنها از مسئولین سیاسی خود خواهند پرسید، این تبادل که صورت گرفت و همان صحبت حزب‌الله که اعلام کرد تبادل اسرا بر سر میز مذاکره باید صورت بگیرد ،پس جنگ به چه دلیل انجام شد و این هم کشته گرفت ؟
حزب‌الله خوب توانست گفته«امام خمینی» که فرمودند:«گروهی مبارزه کنید» را به اجرا در بیاورند. به صورتی که نیروهای مقاومت در هر شهر و روستا فقط در منطقه خود می‌جنگیدند واین همان موضوع عدم جابه‌جایی نیرو را به همراه داشت و نکته مثبت این استراتژی در این است که باعث ایجاد غیرت ملی در بین نیروهای مقاومت ‌شد زیرا در کنار خانواده و همدل و همراه از محل زندگی خود دفاع می‌کردند.
در طرف مقابل اسرائیل از نیروهایی استفاده کرد که اکثر آنها تازه وارد ارتش شده بودند و صحنه‌های سخت جنگ را لمس نکرده بودند و در این خیال بودند که مانند سال 1982، پشت ماشین‌های خود تا بیروت راحت می‌توانند نفوذ کنند اما تنها در 33 روز جنگ طاقت فرسا فقط توانست سه اسیر از حزب‌الله بگیرد و این همه تانک، ناو، هواپیما و هلی‌کوپتر و از همه مهمتر آن که هیمنه نظامی که برای خود در منطقه ایجاد کرده بود از بین رفت و به قطع یقین جنگ 33 روزه نقطه سقوط صهیونیست خواهد بود و با تبادل اسرا نیز که صحت پیروزی حزب‌الله بود، اختلافات داخلی اسرائیل شروع می‌شود . بعد از جنگ نیز رایس اعلام کرد: «اسرائیل پیروز شده ولی با تبادل اسرا، دنیا متوجه پیروزی حزب‌الله خواهد شد».
در این دو سال بعد از جنگ چقدر سعی کردند که با ایجاد اختلافات داخلی، مقاومت را نابود کنند . اما رهبری شخصیتی مثل سید حسن نصرالله تمام نقشه‌های آنها را از میان برد و شما یقین کنید که اگر حزب‌الله وارد جنگ داخلی می‌شود حتما از بین می رفت.


* فارس: این منطقه ایی جنگیدن حزب‌الله در هر منطقه ارتباط فرماندهی با این نیروها چگونه بود؟

داودآبادی: بحثی که در لبنان چند وقت پیش بوجود آمد مبنی بر از بین بردن خط تلفن که جنجالی به پا شد برهمین اساس بود این خط اینترنتی است که حزب‌الله برای خود بوجود آورده بود و به وسیله آن سید حسن نصرالله در مقر فرماندهی خود به سادگی با نیروی مقاومت حاضر درخط مقدم تماس داشتند. آقای «مروان حماده»، وزیر مخابرات لبنان و جاسوس اسرائیل خیلی تلاش کرد تا بتواند این خط اینترنتی را از میان بردارد ولی موفق نشد .

* فارس:با این صحبت‌های شما حزب‌الله بعد از جنگ در لبنان در چه جایگاهی قراردارد؟

داود آبادی:اگر حزب الله قبل از جنگ 33 روزه تنها یک گروه محدود مقاومت اسلامی در لبنان بود، بعد از آن به یک مقاومت ملی لبنانی تبدیل شده و از همه مهمتر آن که عظمتش جهانی شده است .قبل از این صهیونیست‌ها مدعی بودند که حزب‌الله از جایگاه یک گروه می‌توان صحبت کند ولی بعد از جنگ، حزب‌الله از طرف لبنان وارد صحنه شده و دنیا پذیرفت که لبنان حیات و ماندگاریش را مدیون مقاومت است.

* فارس:مردم لبنان هم این جایگاه را پذیرفتند؟

داود آبادی: مردم هم این موضوع را پذیرفته اند. شما به آن چند حزب سیاسی که گروه 14 مارس را تشکیل داده اندنگاه نکنید بلکه به این نکته توجه کنید ، مسیحیان مارونی که سابقه مبارزه با حزب‌الله را دارند امروز به یک متحد با این گروه تبدیل شده‌اند. حتی اهل سنت و دروزی ها نیز با مقاومت متحد شده‌اند و در تاریخ لبنان نمی‌توانید یک روز را پیدا کنید که این احزاب درکنار یکدیگر قرار گرفته باشند.در حال حاضر بزرگان این گروه‌ها افتخار می‌کنند که حتی تصویرشان در کنار سید حسن نصرالله چاپ شود.
تاریخ لبنان خیلی عجیب است چون یک روزی در این کشور برادر، برادر را می‌کشت و تلفاتی که این کشور در جنگ‌های داخلی داد، ده ها برابر آن چیزی است که در جنگ با اسرائیل بر انها وارد شده است و یکی از طرح‌های آمریکا و اسرائیل این است که حزب‌الله همیشه درگیر نبردهای داخلی باشد.
اما با ایجاد آگاهی که حزب الله در بین مردم لبنان بوجود آورد، با عث شد که آنها دیگر از کشتن یکدیگر دست بکشدند و نیروی خود را بر علیه اسرائیل استفاده کنند و این موضوع باعث تزلزل صهیونیست‌ ها در لبنان شد. مردم هم قبول کردند و پذیرفتند، تا بحال برایتان سوال نشده که چرا مردم لبنان این همه بمباران و صدمه را پذیرفتند و خسته نشدند؟ لبنانی‌ها این بمب‌ها را شیرین‌تر از گلوله‌ای می‌دانند که دو برادر به طرف یکدیگر شلیک می‌کنند زیرا کشته‌هایی که در برابر اسرائیل می‌دهند به دلیل دفاع از هویت و کیان لبنان است.

* فارس:بعضی از افراد و جریان‌ها مدعی که جنگ 33 روزه در حقیقت جنگ ایران و آمریکاست شما در این زمینه چه نظری دارید؟

داود آبادی: دریک طرف این جنگ آمریکا و اسرائیل و در طرف مقابل خاورمیانه قرارداشت. اگر آنها در این جنگ بر حزب‌الله پیروز می‌شدند، نقشه خاورمیانه عوض می‌شد و به قول سید حسن نصرالله تمام حاکمان عرب هم تغییر می کردند. حزب‌الله مهره با اهمیت شطرنج خاورمیانه است که با حرکت دادن و سرنگونی آن کل منطقه از میان خواهد رفت. پس هدف جنگ فقط حزب الله نبود، بلکه منظور هدف قرار دان کل منطقه بود.نکته که رایس هم به آن اشاره کرد تولد «خاورمیانه جدید» به این معنا که بعد از حزب‌الله و لبنان، نوبت به عربستان ، ایران، سوریه و مصر و دیگر کشورهای منطقه‌ می‌رسید تا بتوانند برنامه خودرا برای منطقه به طور کامل اجرا کنند.
آمریکا هم احتیاج به شروع یک جنگ درمنطقه و پیروزی در آن داشت،زیرا در باتلاق عراق گیر کرده بود و از طرف جوامع بین اللمل وحتی مردم خود تحت فشار قرار گرفته بود و پیروزی در جنگ 33 روزه می‌توانست قدرت آنها رادر منطقه ایجاد کند ولی حزب‌الله جلوی این جریان را گرفت.

*فارس: آیا اسرائیل به لبنان دوباره حمله خواهد کرد؟

داود آبادی: باید دید که نخست وزیر بعدی اسرائیل چه برنامه‌ای دارد. صهیونیست‌های خواهان نابودی حزب‌الله و لبنان هستند ولی این مسئله امکان پذیر نخواهدبود ،زیرا اسرائیل دیگر آن قدرت و توان را ندارد. آنها قبل از این افرادی داشتند که باعث بوجود آمدن قوت و نیرو در میان صهیونیست ها می‌شدند و بعد از رفتن این افراد که در راس آنها «شارون» قرارداشت، کمر صهیونیسم شکست.
شارون ژنرالی بود که ارزش نیروهای خود را می‌دانست، ولی اولمرت یک احمق سیاسی است که تفکر نظامی ندارد. و زمانی که یک شخصیت سیاسی رهبری ارتش را بدست می‌گیرد روحیه نظامی از بین می‌رود و دیگر هیچ کاری از آن ساخته نیست.

* فارس:آیا حزب‌الله هم دچار این معظل خواهد شد و با نبود شخصیت های تاثیر گذار مانند شهید مغنیه دچار تزلزل خواهد گردید؟

داود آبادی: به طور قطع خیر، زیرا اسرائیل فقط یک شارون داشت و بعد از آن دچار مشکل شد ولی حزب‌الله به این گونه نیست و افرادی مانند حاج رضوان در کنار خود ده‌ها عماد مغنیه جدید پرورش داده اند چون از قبل می‌دانست که بالاخره یک روزی او شهید خواهدشد مانند همان اتفاقی که درجنگ خودمان می افتاد، مگر با رفتن احمد متوسلیان لطمه ی به روند جنگ واردشد،بلکه افرادی مثل همت ، کریمی و... جایگزین ایشان شدند .در حزب الله هم این گونه است. در حال حاضر افرادی در حزب‌الله وجود دارند که شاید از عماد مغنیه نیز تاثیرگذارتر باشند.

* فارس:رمز پیروزی حزب الله در این جنگ چه بود؟

داود آبادی: بزرگترین رمز پیروزی حزب الله در این جنگ ، پیروی از ولایت بود. یعنی نیروهای حزب‌الله با اتکاء به ولایت می‌جنگیدند و سید حسن نصرالله برای این نیروها فقط یک فرمانده نظامی و رهبر سیاسی نبود صحبتی که شهید «سید هادی نصرالله» (فرزند سید حسن نصرالله) به خواهر و برادر خود عنوان کرد: که فکر نکنید این شخص پدر ماست بلکه ایشان نماینده ولی فقیه در لبنان است. شاید گفته شود عماد مغنیه از لحاظ نظامی و امنیتی از سید حسن نصرالله بالا بوده است ولی شهید مغنیه چون ولایت‌پذیر بود، سید حسن نصرالله را می‌پذیرفت و هر آنچه ایشان می‌گفت قبول می‌کرد.




واژه کلیدی :جنگ 33 روزه و واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :اسرائیل-1