بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

امروز روزى است که حزب‏الله باید معلوم کند مى‏ماند یا مى‏رود

خبرگزاری فارس: اسرائیل مجبور است سرسختى نشان دهد وگرنه با دست خودش قبر خودش را مى‏کند. به نظر من حزب‏الله هم دارد بر سر موجودیتش مى‏جنگد؛ چون اگر حزب‏الله در این جنگ کم بیاورد، لاشخورهایى که در کمین نشسته‏اند،حتى استخوانهاى حزب‏الله راه هم باقى نخواهند گذاشت.


در سومین هفته از جنگ 33 روزه لبنان «مرتضی ذبیح الله» طی گفتگویی به بررسی ابعاد این جنگ پرداخت:

*براى شروع تحلیلى از شرایط فعلى و زمینه‏هاى آغاز این جنگ بیان بفرمائید
- من مطمئن هستم که ریشه‏هاى این جنگ به سالهاى دو هزار و دو هزار و چهار بر مى‏گردد. در سال دو هزار و سه، اسرائیل براى اولین بار بدون هیچ قید و شرط، عقب نشینى کرد؛ یک عقب‏نشینى بدون برنامه ریزى و با فضاحت کامل. عقب نشینى بدون برنامه ریزى تفاوت زیادى با عقب نشینى برنامه ریزى شده و از پیش اعلام شده دارد.شما به نمونه "نوار غزه" در سال گذشته توجه کنید؛ اسرائیل با اعلام قبلى و زمانبندى دقیق، مرحله به مرحله، با آرامش و با اسکورت و تشریفات و مراسم پرچم و... مناطق اشغالى را خالى کرد. اما در جنوب لبنان اینطور نبود. اگر به فیلم‏هاى عقب‏نشینى آنها از جنوب لبنان دقت کنید، مى‏بینید که اسرائیلى‏ها چند تانک و خودرو خودشان را سالم جا گذاشتند. این در تاریخ اسرائیل بى‏سابقه بود و صهیونیست‏ها خیلى سعى کردند در ماجراى نوار غزه آن را تکرار نکنند. اسرائیل نوار غزه را به قول خودش تخلیه کرد و عقب‏نشینى را قبول ندارد.
عقب‏نشینى از جنوب لبنان، اسرائیل را در وضعیت بسیار بدى قرار داد و سه تحول بزرگ را بین فلسطینى‏ها به وجود آورد:
1- باعث شروع انتفاضه دوم شد.
2- عملیات استشهادى را به اصلى‏ترین سلاح فلسطینى‏ها تبدیل کرد.
3- گروههاى جهادى را وارد فاز نبرد موشکى کرد.
عقب‏نشینى اسرائیل از جنوب لبنان به فلسطینى‏ها نشان داد که اسرائیل به شدت آسیب‏پذیر است و یک گروه چریکى محدود هم مى‏تواند در دراز مدت این غول بى‏شاخ و دم را به زانو در آورد. فلسطینى‏ها به سرعت رفتند سراغ عوامل موفقیت حزب‏الله و الگوبردارى کردند. همه دنیا مى‏داند که تاکتیک‏هاى اصلى حزب‏الله در نبرد با اسرائیل تکیه بر موشک کاتیوشا، عملیات استشهادى و عملیاتهاى چریکى محدود (نفوذ، وارد کرد ضربه و عقب نشینى سریع) بود. گروههاى جهادى فلسطین، از هر سه عامل موفقیت حزب‏الله دقیقا الگو گرفتند و با همین سه روش طى پنج سال اسرائیل را وادار کردند تا به صورت یکجانبه نوار غزه را تخلیه کند.
پس مى‏بینید یک عقب نشینى در ظاهر کوچک، بهاى سنگینى براى حیثیت تاریخى اسرائیل به بار آورد و این کینه در دل صهیونیست‏هاباقى ماند.ماجراى دومى که در زمینه سازى جنگ فعلى موثر بود، جریان تبادل بزرگ اسرا بین حزب‏الله و اسرائیل با واسطه‏گرى آلمان بود.
این ماجرا به قدرى براى اسرائیل گران تمام شد که شارون همان روز تبادل رسما گفت: این روز براى ما روز عزا و براى لبنانى‏ها و فلسطینى‏ها روز جشن است. حزب‏الله جنازه سه سرباز اسرائیلى به اضافه یک سرهنگ بازنشسته اسرائیلى را داد و بیشتر از 400 اسیر را از زندان‏هاى اسرائیل بیرون کشید. حزب‏الله این سه جنازه را مثل دو هفته قبل، با هجوم به مناطق شبعا به دست آورده بود و آن سرهنگ را هم طى عملیاتى اطلاعاتى - با پاى خودش - به داخل لبنان کشیده و دستگیر کرده بود حزب‏الله این سه فقره را با صدها اسیر، آن هم نه فقط اسراى حزب‏الله بلکه اسرایى از تمام جهان اسلام و حتى با ملیت اروپایى و دیگر ملیت‏ها عوض کرده بود. در طول مذاکرات تبادل هم حزب‏الله کاملاً از موضوع قدرت برخورد کرده و هیأت مذاکره‏کننده آلمانى و طبعا اسرائیلى‏ها را مستأصل کرده بود. با این عملیات تبادل محبوبیت حزب‏الله بین جهان اسلام خصوصا مسلمانان اهل سنت به شدت بالا رفت.
یعنى به نظر شما اسیر کردن یک اسرائیلى در نوار غزه هم الگوگیرى از حزب‏الله است؟
- من با جرأت مى‏گویم همینطور است، بلکه از این هم جلوتر مى‏روم و مى‏گویم خط گرفتن آشکار از حزب‏الله است .سید حسن نصرالله، در چند سال اخیر آشکارا و بدون پرده‏پوشى بارها در مجامع عمومى فریاد زده است که تنها راه آزاد کردن اسراى مسلمان، اسیر گرفتن از اسرائیل و تبادل است. حزب‏الله آشکارا همه گروههاى درگیر را به اعمال این روش دعوت و خودش هم با موفقیت آن را اجرا کرد. یادم هست سید حسن نصرالله در سفرى که به ایران داشت در یک جمعى از بچه‏هاى ایرانى گفت: اسرائیل حاضر است براى پاى قطع شده یکى از سربازانش، هم وزن آن طلا بدهد و از همین نقطه باید استفاده کرد. فلسطینى‏ها طى انتفاضه دوم خصوصا بعد از عملیات تبادل خیلى سعى کردند اسیر بگیرند اما موفق نشدند، چون اصلا امکان نگهدارى از آنان را نداشتند. اما بعد از عقب‏نشینى اسرائیل از نوار غزه، زمینه مناسب پیش آمد و بالاخره هم موفق شدند دست به این کار بزنند.

* پس شما مثل سید حسن نصرالله، دلیل جنگ فعلى را تسویه حساب با مقاومت مى‏دانید...
- تسویه حساب با کل نیروهاى در حال جنگ با اسرائیل. یعنى اسرائیل با ویران کردن لبنان مى‏خواهد به همه معارضینش نشان دهد اگر دوباره هوس این جور کارها را بکنند ، هزینه‏اش چقدر بالاست. هم در غزه و هم در لبنان، عرصه زندگى را بر همه مردم تنگ کرده است. در غزه الان هفتاد درصد مردم آب لوله کشى و برق ندارند.

*اگر منظور اسرائیل بالا بردن هزینه این قبیل عملیات‏ها باشد، فکر مى‏کنید موفق شده است؟
- قبل از جواب دادن به این سوال نکته‏اى را باید بگویم. در جنگ‏هاى چریکى یک قاعده وجود دارد از این قرار که مردم براى چریک‏ها مثل "ریه" هستند یعنى گروههاى چریکى به وسیله مردم نفس مى‏کشند و زنده مى‏مانند. یا اینکه مردم مثل آب و گروههاى چریکى مثل ماهى هستند.اسرائیل با تکیه بر این اصل آمده و اول نفس مردم را مى‏گیرد یا به عبارتى، جلوى رسیدن هوا به آب را مى‏گیرد تا بگندد و ماهى‏هاى داخل آن یا بمیرند یا براى تنفس روى آب بیایند و در تیر رس قرار بگیرند. این قاعده درستى است اما در فلسطین و لبنان جواب نداده و به نظر من جواب نخواهد داد.

*چرا؟
- چون اسرائیل از ابتدا با فلسطین و لبنان با تدبیر و سیاست برخورد نکرده است. اسرائیل از همان ابتداى امر، سیاستش در برخورد با اعراب، نه مشت آهنین، بلکه پتک آهنین بوده است. آنها همیشه جمجمه اعراب معترض را حتى اگر اعتراض و مقابله خفیف داشته باشند خرد کرده‏اند. فلسطینى‏ها و لبنانى‏ها بدترین برخوردها و جنایات را از اسرائیل دیده‏اند. اسرائیل امروز هر کارى در لبنان بکند نمى‏تواند شرایطى بدتر از سال 82 به وجود بیاورد. در آن سال تانکهاى اسرائیلى در خیابانهاى بیروت به راحتى رژه رفتند و هزاران فلسطینى در روز روشن به معناى واقعى کلمه قصابى شدند. اولمرت، امروز هر کارى بکند، نمى‏تواند مثل شارون در بیروت جوى خون راه بیندازد. وضع فلسطینى‏ها هم همین طور است. شما به تبلیغات گسترده رسانه‏اى که دائم مى‏گوید در غزه یک فاجعه انسانى در راه است توجه نکنید. وضعیت غزه نسبت به ده سال پیش نه تنها بدتر نشده بلکه بهتر هم هست .مردم غزه شرایطى را تجربه کرده‏اند که فوق تصور من و شماست. اسرائیل در تمام این سى، چهل سالى که غزه دستش بوده با ساکنان آنجا مثل سگ، بلکه کمتر از سگ برخورد کرده است. یک چنین مردمى مى‏دانند که در برابر حملات فعلى ارتش اسرائیل تسلیم، نجنگیدن یا عدم حمایت از گروههاى جهادى وضعیت بهترى برایشان درست نخواهد کرد. این مردم چند بار تجربه کرده‏اند که نتایج حاصله از جنگ چریکى و حمایت از چریک‏هاى جهادى ممکن است تغییراتى در زندگى آنها ایجاد کند. مردم لبنان هم همین‏طورند. این اشتباه استراتژیک و تاریخى اسرائیل بود که براى طرف مقابل خود، اعم از هرکس - چه چریک‏هاى مسلح و چه مردم عادى - انتخاب دیگرى جز مقاومت و جنگیدن باقى نگذاشته است.
حالا هم دائم تو سر مردم لبنان مى‏زند که آنها هم عرصه را به حزب‏الله تنگ کنند اما این مردم دیگر باتجربه‏اند و مطمئن هستند که تسلیم در برابر اسرائیل شرایط بدترى برایشان ایجاد خواهد کرد. حتى "سعد حریرى" پسر "رفیق حریرى" که از جدى‏ترین هواداران خلع سلاح حزب‏الله بود، از مقاومت اسلامى حزب‏الله دفاع و اعلام کرده که دشمن اول و آخر ما اسرائیل است. یک نکته جالب‏تر اینکه چه کسى باور مى‏کرد حتى مارونى‏هاى افراطى و بخشى از فالانژها که همیشه به خون شیعیان تشنه بوده‏اند، مقاومت اسلامى را تایید کنند؟ اینها همه در اشتباهات تاریخى اسرائیل ریشه دارد. اسرائیل طى ده روز 350 نفر را کشته، یعنى روزى 35 نفر. در حالى که در سال 82 تا روزى هزار نفر هم خون ریخته است.

*با این حساب لبنانى‏ها فقط از سر ناچارى مى‏جنگند؟
- سوال درستى نیست. جنگ‏ها غالبا از سر ناچارى است. حتى اسرائیل هم از سر ناچارى مى‏جنگد، چون اگر اکنون به راحتى تن به تبادل اسرا با حزب‏الله بدهد، دیگر هر روز فلسطینى‏ها از ارتش اسرائیل اسیر مى‏گیرند و آبرو برایش نمى‏ماند. اینها که هیچ وقت اصلاح نمى‏شوند تا حقوق فلسطینى‏ها را تامین کنند و به مسلمانان حرمت بگزارند، پس همیشه مجبورند چماق به دست بگیرند و کسى که چماق دستش بگیرد، حتما چماق توى سرش خواهد خورد بنابراین مجبور است چهارچشمى حواسش را جمع کند تا چماق به دست حریفش نیفتد. پس اسرائیل هم ناچار است که بجنگد.
اما لبنانى‏ها انگیزه مهمترى براى جنگیدن دارند. آنها یک بار مزه فوق‏العاده شیرین پیروزى قاطع را چشیده‏اند. به داخل کشور نگاه نکنید که گروههاى سیاسى خاص و روشنفکران ناقص‏الخلقه ما سعى مى‏کنند با تحقیر این پیروزى، به دستاوردهاى انقلاب اسلامى دهن‏کجى کنند. همه دنیا، این پیروزى را به حساب حزب‏الله و مردم لبنان با خط طلایى نوشته است. خود اسرائیلى‏ها هم باور دارند که از حزب‏الله تودهنى خورده‏اند و براى همین امروز این همه سر و صدا مى‏کنند. مردم لبنان زیرسایه عقب‏نشینى اسرائیل به جایگاه بزرگى در میان کشورهاى منطقه دست پیدا کردند و اعتماد به نفس و غرور ملى زیادى دارند. این کشور که بعد از استقلال، آماج تیر احزاب و جریانهاى سیاسى کشورهاى عربى شده بود، حالا به لطف یک پیروزى بى‏سابقه بر یک دشمن شکست‏ناپذیر! به وحدت سیاسى و حتى اجتماعى دست پیدا کرده که طبیعتا امنیت اقتصادى و رفاه را هم به همراه مى‏آورد. این کشور طى چند سال جنگ داخلى به خرابه‏اى واقعى تبدیل شده بود. مردمى که فهمیدند طى پنج سال توأم با وحدت ملى و غرور ملى، خرابى‏هاى جنگ ده ساله را مى‏شود جبران کرد، زیر ده، بیست نوبت یا حتى چند ماه بمباران هوایى که به آن عادت هم دارند کم نمى‏آورند.

*برگردیم سر بحث اصلى.
- مگر اینها بحث فرعى بود؟ شراط فعلى بر بستر این مسائل تداوم دارد. خلاصه‏اش این است که اسرائیل بعد از پیروزى حماس در انتخابات متوجه شد که اوضاع اطرافش اصلاً رو به راه نیست. در لبنان که یک رقیب سرمست از پیروزى همه چیز را به دست گرفته، در غزه هم که یک دشمن خطرناک و سرسخت روز به روز خودش را بیشتر بالا مى‏کشد و حتى دولت هم تشکیل داده، در سوریه هم بشار اسد همچنان به راه پدرش وفادار است، در مصر نیز اسلامگرایان در مجلس قدرت جدى پیدا کرده‏اند. خلاصه دشمنان قسم خورده اسرائیل بعد از پیروزى حزب‏الله همگى جان تازه‏اى پیدا کرده‏اند. از طرف دیگر تمام دستاوردهاى سازش با فلسطینى‏ها، از سال 93، 94 تا به حال در حال از دست رفتن است. من سواد سیاسى بالایى ندارم اما آنقدرى که علوم استراتژیک مى‏دانم،مى‏فهمم که این وضعیت به لحاظ ضریب امنیت ملى براى اسرائیل مرگبار است. به نظر من ماجراى ترور رفیق حریرى که منجر به خروج سوریه از لبنان شد، طراحى و هدایتش قطعا کار اسرائیل بود؛ چون سوریه اصلى‏ترین متحد و پشتیبان حزب‏الله محسوب مى‏شد. اسرائیل انتظار داشت حزب‏الله بعد از خروج سوریه با احزاب معارضى که به خاطر خروج سوریه قدرتمند هم شده بودند درگیر شود و یا جنگ داخلى سر بگیرد. یا آن گروهها با فشار سیاسى حزب‏الله را خلع سلاح کنند که در هر دو صورت حزب‏الله جایگاه رفیع و قدرت فراوانش را از دست مى‏داد که به نفع اسرائیل بود، اما هوشمندى و تدبیر "سید حسن نصرالله" همه چیز را به هم ریخت و حزب‏الله خودش عامل همگرایى احزاب سیاسى شد و دائم اینها را دور هم جمع مى‏کرد که مبادا به جان هم بیفتند.
اسرائیل در شوک این شکست گرفتار بود که حماس هم در انتخابات پیروز شد و مقاومت فلسطین امنیت روانى فوق‏العاده‏اى پیدا کرد تا جایى که دست به اسیر کردن یک سرباز اسرائیلى زد. اینجا بود که آقاغوله کنترل خودش را از دست داد و آمد جلو که به اصطلاح خودش کار را تمام کند. اما اصلاً انتظار نداشت که جنگ تا "طبریه" و "حیفا" و "عفوله" جلو بیاید. اینها شهرهایى بود که به جز چند مورد عملیات استشهادى فلسطینى‏ها از زمان تشکیل دولت اسرائیل تا امروز صداى شلیک گلوله را هم نشنیده بودند. اما حالا به راحتى زیر چتر موشک‏هاى حزب‏الله رفته‏اند. اسرائیل در جنگ دریایى هم پنجاه سال بى‏رقیب بود اما این امتیاز هم به وسیله حزب‏الله از بین رفت. مى‏ماند جنگ هوایى که اسرائیل تمام قدرتش را روى آن متمرکز کرده است.

*آیا حزب‏الله به شرایط حساس و تحلیل‏هایى که شما گفتید واقف نبود که دست به عملیات "وعده صادق" زد و دو سرباز اسرائیلى را اسیر کرد و بنا به تحلیل شما بهانه شروع درگیرى را به اسرائیل داد؟
- اتفاقا چرا. به نظر من سید حسن نصرالله، به لحاظ هوش سیاسى و تحلیل شرایط، قدرت فوق‏العاده‏اى دارد. ایشان قطعا مطمئن بود که این درگیرى محدود نخواهد بود ولى از شرایط شکننده اسرائیل بعد از پیروزى حماس و مرگ سیاسى شارون هم مطلع بود. از همه مهمتر اوضاع غزه و فشار خرد کننده اسرائیل به این منطقه بعد از اسارت سرباز اسرائیلى بود و حزب‏الله براى کم کردن فشار غزه، احساس مى‏کرد که باید دست به کارى بزند و خوب هم مى‏دانست که هزینه این پشتیبانى سنگین است اما قطعا از اعتماد به نفس کافى هم براى این کار برخوردار بود. از طرف دیگر یک قاعده داریم که مى‏گوید "کسى که ضربه اول را بزند، برده است، یا بهترین دفاع، حمله است". حزب‏الله مى‏دانست که بزودى باید منتظر حمله همه جانبه اسرائیل باشد و به این ترتیب دست به پیشگیرى زد تا دست بالا را داشته باشد. اتفاقا همه چیز طبق محاسبات حزب‏الله پیش رفته است. توجه کنید طى این ده، یازده روز، لبنان چه چیزى را از دست داده و اسرائیل چه چیزى را؟.
لبنان صدها کشته از غیر نظامیان و خانه‏هایى ویران که غالبا نوساز بودند را متحمل شده این چیزى است که لبنان به آن عادت دارد و مطمئن باشید با اتمام جنگ در کمتر از دو، سه سال دوباره بازسازى خواهد شد اما اسرائیل هیبت و جبروتش را به طور کامل باخته است. به نظر من اگر جنگ همین امروز و با شهادت تمام اعضاى حزب‏الله به پایان برسد، برنده میدان قطعا اسرائیل نخواهد بود چون طى این ده روز، اسرائیل نتوانست در برابر حزب‏الله هیچ مقاومتى از خود نشان دهد. حزب‏الله در این جنگ مدعى آزادى فلسطین یا سقوط دولت اسرائیل نیست و از همان ابتدا مدعى توانمندى براى وارد کردن ضربات شدید بر اسرائیل بوده و اصولاً ماهیت این گروه چریکى هم همین است، اما اسرائیل مدعى تسلط بر نیل تا فرات و اشغال تمامى سرزمین‏هاى عربى است اما توانایى حفظ امنیت داخلى خود را ندارد و دومین مرکز اقتصادى‏اش یعنى "حیفا" همه روزه، نزدیک به یک هفته است که یعنى موشک مى‏خورد. اولین بار است که پایتخت این رژیم تل آویو تهدید مى‏شود، آن هم نه به وسیله دولتهاى شناخته شده عربى، بلکه به وسیله یک گروه چریکى و از خاک کشورى دیگر. این‏ها براى اسرائیل یعنى "همه‏چیز". با این حساب اسرائیل همه چیزش را باخته است. در مقابل حزب‏الله چه چیزى را از دست داده؟ بدترین وضعیتش یان است که حزب‏الله جنازه دو سرباز اسرائیلى را به سازمان ملل تحویل خواهد داد و باز هم دست اسرائیل خالى خواهد بود.

*سیدحسن نصرالله گفته که بعضى از سران کشورهاى عربى به اسرائیل گفته‏اند که بهترین فرصت براى محو حزب‏الله فراهم شده!
- این بدبخت‏ها همیشه در ارزیابى شرایط و تشخیص خوب و بد و منافع ملى‏شان حماقت و بلاهت نشان داده‏اند. اصلاً موجودیت اسرائیل در منطقه مرهون حماقات و بزدلى این‏هاست. اینها غالبا به دلیل ترس از قدرت پیدا کردن تشیع در منطقه و رویکرد مردمشان به "اندیشه‏هاى شیعه" (دقت کنید؛ نگفتم مذهب شیعه، در این جا منظورم دقیقا "اندیشه‏هاى شیعه" است) به دست و پا افتاده‏اند و فکر مى‏کنند که اگر حزب‏الله حذف شود، دو هدف به دست مى‏آید:
اول اینکه مردمشان مى‏فهمند که هرکس شاخ به شاخ اسرائیل بگذارد، حتى اگر پیروزیهایى هم داشته باشد محکوم به فنا و رفتنى است پس کارى که ما کردیم و کف پاى اسرائیل را بوسیدیم تا بر سر قدرت بمانیم درست بوده است.
دوم اینکه اندیشه سیاسى شیعه، نظر تحریم هرگونه ارتباط با اسرائیل، فاجر بودن حکومتهاى داراى ارتباط با اسرائیل، تشکیل حکومت اسلامى و نابودى اسرائیل از صفحه روزگار، اعتبار خود را از دست مى‏دهد.

*اینها که گفتید، اندیشه سیاسى حضرت امام(ره) نبود؟
- دقیقا همینطور است؛ امام تجسم اندیشه سیاسى ناب تشیع است.
نمى‏خواستم از لفظ "خمینیسم" استفاده کنم ولى حالا که گفتید مى‏گویم بله. دولتهاى عربى فکر مى‏کنند شکست حزب‏الله، یعنى شکست مرگبار "خمینیسم" که آرزوى بزرگ دولتهاى ارتجاعى عرب است، اما حساب مردم از دولتها کاملاً جداست و اصلاً دولتها از نفوذ "خمینیسم" در مردم خود مى‏ترسند، چون این مکتب همه چیز آنها را که زیر سایه آمریکا و حمایت از اسرائیل پرورانده شده‏اند به هم مى‏ریزد.

*حرفى از ترس این دولتها از نفوذ ایران نزدید؟
- براى اینکه اینها وقتى از نفوذ ایران مى‏ترسند، منظورشان نفوذ تمدن پارسى و نفوذ فرهنگ باستانى ایران و از این حرف‏ها نیست، بلکه منظورشان دقیقا "خمینیسم" یا همان "اندیشه سیاسى ناب تشیع" است.

* آینده این جنگ را چگونه ارزیابى مى‏کنید؟
- این جنگ باهر نتیجه‏اى تمام شود دو پیامد غیرقابل برگشت خواهد داشت. اول تقویت اسلامگرایان ناب در جهان اسلام و دوم افتادن اسرائیل در سرازیرى سقوط. البته منظورم این نیست که همین فردا یا سال آینده یا همین ده سال بعد چنین اتفاقى مى‏افتد. سقوط قدرتهاى نظامى و امپریالیستى معمولا با زمان و مراحل زیاد اتفاق مى‏افتد، اما این سقوط، اگر تا دیروز یک شعار و آرزوى دست نیافتنى بود با این جنگ و ضربات غیر منتظره حزب‏الله به رژیم صهیونیستى به امرى محتوم تبدیل شد .اسرائیل موجودیت، امنیت و ثبات خود را مرهون توهمى بود که از قدرت و عظمت خود و متحدانش در ذهن دولتهاى مجاورش ایجاد کرده بود. این توهم با موشکهاى حزب‏الله به حیفا و ان‏شاءالله تل‏آویو بر باد رفت. اگر به تاریخ هم نگاه بکنید، قدرتهاى بزرگ دنیا سیر سقوطشان با حمله گروههاى کوچکى که هیچ کس حسابشان هم نمى‏کرد آغاز شده است. این گروهها اول ذهنیت‏ها را نسبت به توانمندى‏هاى چنین قدرتهایى مخدوش کرده‏اند و راه را براى جنگ هاى نهایى که به سقوط آن دولتها (مثل امپراطورى روم یا امپراطورى بریتانیاى کبیر) یا انهدام و تجزیه امپراطورشان منجر شده باز کرده‏اند. تازه حزب‏الله که یک گروه هم نیست بلکه نماینده یک تفکر سیاسى پرطرفدار و رو به اوج است. اما شخصا در مورد نتیجه نهایى این جنگ، معتقدم حزب‏الله برنده خواهد بود.معناى برنده اینجا الزاما سقوط یا انهدام یکى از طرفین نیست، بلکه هرگونه توقف جنگ که به آزادى دو اسیر اسرائیلى منجر نشود و کار این دو اسیر را به مذاکرات براى تبادل اسرا بکشاند پیروزى حزب‏الله خواهد بود.این هم یکى از قاعده‏هاى جنگهاى کم شدت است که اگر گروههاى چریکى شکست نخورند، پیروزند اما یک ارتش منظم تنها زمانى غالب است که پیروز باشد.

* اگر اسرائیل خیلى سرسختى نشان دهد چه؟
- اسرائیل مجبور است سرسختى نشان دهد وگرنه با دست خودش قبر خودش را مى‏کند. البته نفس شروع این جنگ قبر اسرائیل را کنده است و صحبت فقط بر سر سرعت کار است. به نظر من حزب‏الله هم دارد بر سر موجودیتش مى‏جنگد؛ چون اگر حزب‏الله در این جنگ کم بیاورد، لاشخورهایى که در کمین نشسته‏اند،حتى استخوانهاى حزب‏الله راه هم باقى نخواهند گذاشت.
حزب‏الله اگر شکست بخورد، قطعا خلع سلاح و نابود خواهد شد. اما قطعا حزب‏الله زیربار این شکست نخواهد رفت. شکست حزب‏الله هم یعنى تحویل دادن دو اسرائیلى به رژیم صهیونیستى بدون تبادل. در بدترین حالت همان‏طور که گفتم حزب‏الله جنازه‏هاى این دو سرباز را تحویل سازمان ملل خواهد داد و نخواهد گذاشت آن‏ها زنده به دست اسرائیل بیفتد. در این حالت برنده میدان اسرائیل نخواهد بود و باز هم این حزب‏الله است که برنده است. اما هر دو طرف در حال حاضر به این جنگ به عنوان "حفظ بقا" نگاه مى‏کنند، این جاست. یاد آن پیام معروف امام به سپاه در مرداد سال 67 مى‏افتم که گفته بودند: "امروز روزى است که سپاه باید معلوم کند مى‏ماند یا مى‏رود. امروز روز نبرد تمامى اسلام با تمامى کفر است." درباره حزب‏الله هم همین مساله حاکم است و باید گفت: "امروز روزى است که حزب‏الله باید معلوم کند که مى‏ماند یا مى‏رود."

*اگر خداى نکرده سید حسن نصرالله را به شهادت برسانند چه خواهد شد؟
- خداى محمد(ص) زنده است. فرق حرکت‏هاى اسلامى معاصر با قبل در این است که قائم به فرد نیست.

*با تشکر و التماس دعا.
- یا على

*منبع:هفته نامه یالثارات الحسین-384




واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :جنگ 33 روزه و واژه کلیدی :مصاحبه و واژه کلیدی :اسرائیل-1