بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

گفت‌وگو با پرفسور«نورمن فینکلشتاین»: دیر یا زود جنگی درخواهد گرفت

خبرگزاری فارس:فینکلشتاین با دفاع از مقاومت جنبش حزب‌الله در برابر حملات اسراییلی‌ها، اعلام نمود که مقاومت در برابر ننگ بردگی و تسلیم و نه بزدلی و ترس، کاری است که همه برای آن دست می‌زنند.


پروفسور فینکلشتاین به دنبال سفر به لبنان در سال جاری، با حضور در شبکه تلویزیونی فیوچر لبنان ، به گفت‌وگو در مورد مسائل این کشور پرداخت.وی با دفاع از مقاومت جنبش حزب‌الله در برابر حملات اسراییلی‌ها، اعلام نمود که مقاومت در برابر ننگ بردگی و تسلیم و نه بزدلی و ترس، کاری است که همه برای آن دست می‌زنند. فینکلشتاین در ادامه با یادآوری شرایط خفت‌بار مردم اروپا در زمان جنگ جهانی دوم و طرفداری از دولت خونخوار استالین، معتقد است که دیدگاه‌های کنونی رهبران لبنان، تداعی‌کننده آن سال هاست، ولی پیروز نهایی این جنگ، تنها مردم لبنان خواهند بود.
شبکه تلویزیونی فیوچر (Future TV) به دنبال گفت وگو با کارشناسان مختلف علوم سیاسی آمریکا، در ژانویه سال 2008 میلادی مصاحبه‌ای پر سر و صدا را با آقای نورمن فینکلشتاین ترتیب داد که متن کامل آن به شرح زیر است:

*نورمن فینکلشتاین: من از ملاقات با هواداران جنبش حزب‌الله خوشحالم، چرا که شهروندان ایالات متحده، اطلاعات بسیار اندکی در مورد این گروه دارند. من بدون هیچ مشکلی اعلام می‌نمایم که با آنها احساس همبستگی می‌کنم و به هیچ‌وجه نیز از روی ریاکاری و یا ترس، این موضوع را مطرح نمی‌نمایم. البته من در مورد راهبردهای سیاسی آنان چندان اطلاعی ندارم و این موضوعات را هم چندان مرتبط نمی‌دانم. من در لبنان زندگی نمی‌کنم. ولی این انتخابی است که لبنانی‌ها باید در برابر آن دست به یک گزینش مهم بزنند: آنان دوست دارند که چه کسی بر آنها حکومت کند و این کار را باید چگونه انجام دهد؟ یک اصل کلیدی و بنیادین و جود دارد. همه مردم حق دارند که از کشور خود در برابر اشغالگران خارجی‌ای دفاع کنند که می‌خواهند کشورشان را نابود نمایند. من طرح چنین پرسشی را بسیار مهم می‌دانم.
والدین من در کشاکش جنگ جهانی دوم حضور داشتند. اینک رژیم استالین دیگر وجود ندارد و البته نمی‌توان آن دولت را تختخوابی از گل رز به شمار آورد. به هر حال، استالین دولتی خونخوار و بی‌رحم و ستمگر بنیان نهاد که انسان‌های زیادی را قتل عام کرد. چرا هنگامی که آنان سپاه نازی‌ها را تار و مار می‌نمودند، همه ما از آنها پشتیبانی می‌کردیم؟ و چرا همه ما جزو طرفداران ارتش سرخ بودیم؟ در همه کشورهای اروپایی اشغال شده، چه کسانی مورد تحسین واقع می‌شدند؟ گروه‌های مقاومت. فراموش نکنیم که سپاه مقاومت کمونیست‌ها، رویکردی ظالمانه و بی‌رحمانه و خونبار داشت؛ اما همه ما و شما با احترام از آنها یاد می‌کنیم. شما بدین دلیل به آنها احترام می‌گذارید که از کشورشان در برابر هجوم خارجی‌های اشغالگر دفاع می‌کردند. ما هم از عملکرد کمونیست‌ها در سال‌های جنگ جهانی دوم دفاع می‌نماییم، اگر چه آنها حکومتی خونخوار و ستمگر بنیان نهاده بودند... اگر من به عملکرد آنها افتخار می‌کنم، باید بگویم که به نیروهای مقاومت در لبنان نیز باید حداقل با چنین دیدی نگریست. از سوی دیگر، نظم، همبستگی و انگیزش بالای این سربازان وطن، بسیار قابل ستایش است.

* شما شرایط لبنان تا سال 2000 میلادی را به خوبی توضیح دادید. اما پس از آن سال، اسراییلی‌ها از جنوب لبنان خارج شدند. اینک شکاف فکری عمیقی میان بازیگران سیاسی لبنان پیرامون آینده جنگ و موضوع مقاومت وجود دارد. این شکاف به وجود آمده... اما شما از یک تفکر خاص پشتیبانی می‌کنید. به علاوه، شما می‌گویید که تنها یک بازدیدکننده از لبنان هستید، اما باید بگویم که شما هرگز شاهد رنج‌ها و مصائب مردم ما در جنگ جولای 2006 میلادی نبوده‌اید.

*نورمن فینکلشتاین: لطفاً به حرف‌های من گوش دهید. اگر شما می‌خواهید چشمان خود را ببندید و فکر کنید که پس از ماه می‌2000 میلادی، همه چیز پایان یافته است، شما می‌توانید همان‌طور بیاندیشید. اما این‌گونه تفکرات، تنها یک بازی است. به هر حال واقعیت این است و همگان دریافته‌اند که استراتژی‌ها و رویکردهای اسراییل این است: "ما برای نابودی حزب‌الله آمده‌ایم." باید بدانید که درست پس از خروج نیروهای اسراییلی از جنوب لبنان در سال 2000 میلادی، کار بر روی نقشه حمله به لبنان آغاز شده بود و در جولای 2006 میلادی، آنها همه هنر و امکانات و نقشه‌های خود را به اجرا درآوردند. به علاوه، اسراییلی‌ها هرگز تمایلی ندارند که پیروزی‌های حزب‌الله تداوم یابد. آنها تمایل دارند که به دنیا بیاموزند که...

* اما می‌توان از جنگ اجتناب کرد...

*نورمن فینکلشتاین:نه، جنگ موضوعی اجتناب‌ناپذیر است. همه ما می‌دانیم که ایالات متحده و اسراییل، هرگز قادر به تحمل شکل‌گیری هیچ جریان مقاومتی در دنیای عرب نیستند و اگر معتقدید که ما می‌توانیم از چنین جنگ‌هایی اجتناب کنیم، همان راه را در پیش بگیرید. اما انسان‌های روشن‌بین و جدی به خوبی می‌دانند که دیر یا زود جنگی درخواهد گرفت. آیا واقعاً شما واقعاً معتقدید که جنگ دیگری آغاز نخواهد شد؟ و آیا اسراییلی‌ها، در برابر شکست جنگ 33 روزه، همچنان خویشتن‌دار خواهند ماند؟ و آیا شما حزب‌الله را مسئول همه این فجایع می‌دانید؟
اما حقیقت چنین نیست. مطمئناً جنگ دیگری در پیش است و تلفات آن احتمالاً ده‌ها برابر جنگ پیشین خواهد بود؛ چرا که ایالات متحده در اتحاد با اسراییل، می‌خواهد اعراب را سر جای خودشان بنشاند. با این حال، من چگونه می‌توانم ساکت بنشینم؟
شما می‌دانید که در سال‌های جنگ‌های داخلی اسپانیا، زن نامداری به نام لاپاسیوناریا وجود داشت که جمله‌ای معروف دارد. او می‌گفت: "بهتر است که شما بر روی پاهای خود بمیرید ولی مجبور نشوید که بر روی زانوهایتان بخزید."

* اما این موضوعی است که همه لبنانی‌ها باید در مورد آن تصمیم بگیرند.

*نورمن فینکلشتاین:من کاملاً با این حرف موافقم. من نمی‌خواهم برای زندگی شما تعیین تکلیف کنم، ولی توصیه می‌کنم ایستادگی را در سرلوحه کارهایتان قرار دهید، چرا که من و بسیاری دیگر به این رویکردهای دلیرانه احترام می‌گذاریم و هیچ‌کس برای بزدلی و ترس، کف نخواهد زد. همه می‌خواهند زندگی کنند. من چگونه می‌توانم این حق شما را انکار نمایم؟ آیا من می‌توانم نسبت به سرنوشت آنان که می‌گویند، می‌خواهند بر روی پاهایشان بمیرند، بی‌تفاوت باشم؟ و آیا اصولاً من قادرم که به این موضوع بی‌توجهی کنم؟
اسراییل و ایالات متحده بدین دلیل دست به حمله می‌زنند که نمی‌خواهند هیچ جنبش نظامی عرب‌تباری برای کنترل منطقه شکل بگیرد. و این مشکل فراروی ماست. اگر حزب‌الله سلاح هایش را بر زمین بگذارد و بگوید، ما آنچه را که آمریکایی‌ها می‌گویند انجام خواهیم داد، آیا دیگر ما جنگی نخواهیم داشت؟ بدین ترتیب، شما به بردگان آمریکایی‌ها تبدیل خواهید شد. من نسبت به همه کسانی که نمی‌خواهند برده باشند، احترام می‌گذارم.

* آیا هیچ راه حل دیگری به غیر از مقاومت نظامی وجود ندارد؟

*نورمن فینکلشتاین:من معتقد نیستم که راه‌حل دیگری وجود ندارد. البته آرزو می‌کنم که راهی دیگر وجود داشته باشد. چه کسی خواهان برافروخته شدن جنگ است؟ چه کسی حامی نابودی و ویرانی می‌باشد؟ حتی هیتلر نیز خواهان جنگ نبود. او تمایل داشت که حتی‌الامکان اهدافش را به صورتی طلح‌طلبانه انجام دهد. من هم خواهان جنگ نیستم، اما صادقانه بگویم، راه دیگری نمی‌بینم، مگر اینکه شما دوست داشته باشید برده باقی بمانید. البته افراد زیادی این راه را برگزیده‌اند. من نمی‌توانم آنها را درک کنم، ولی به هر حال، آنان می‌خواهند به هر بهایی زنده بمانند. من چگونه می‌توانم به چنین رویکردهای خفت‌باری احترام بگذارم؟ آیا در حالی که هنوز بدن‌های کشته‌شدگان بر روی زمین است و خرابی‌ها بازسازی نگردیده، ما می‌توانیم برای مهاجمان به سرزمین خود، فرش قرمز پهن کنیم؟ من در حقیقت با به وجود آمدن چنین شرایطی مخالفم.
من یک نکته دیگر را نیز باید متذکر شوم. البته من به رویکردهای یهودیان هم علاقمندم. آیا شما می‌دانید که یهودیان چه نگرشی دارند؟ "هرگز نبخشید، هرگز فراموش نکنید."
من هم با این حرف‌ها موافقم. ولی چه کسی می‌تواند در برابر کسانی که کمتر از دو سال پیش لبنان را به ویرانه‌ای تبدیل نمودند، فرش قرمز پهن کند؟ احتمالاً اکثر شما به خاطر دارید که کاندولیزا رایس به دنبال آن جنگ، اعلام نمود که این رویداد را باید درد زایمان تولد خاورمیانه جدید دانست. آیا نباید در برابر چنین اظهارنظری، شاخ درآورد؟ آیا می‌توان تولد یک نوزاد را با نابودی یک کشور مقایسه کرد؟ دلیل عصبانیت عمومی در سراسر دنیا در هنگام حضور رایس در کشورهای مختلف، دلیلی جز این دارد؟ به همین دلیل من به این جمله یهودیان علاقمندم: "هرگز کسی را نبخشید، هرگز بدی کسی را فراموش نکنید." آیا با وجود این همه تخریب‌ و کشتار می‌توان همچنان به متجاوزان خوش آمد گفت؟

* آقای نورمن...

*نورمن فینکلشتاین:چنین اقداماتی، تهوع‌آور است! اگر بوش به جهنم برود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

* شما می‌گویید جنگی دیگر در راه است.

*نورمن فینکلشتاین:اسراییلی‌ها و آمریکایی‌ها کشور شما را ویران کرده‌اند. شما نباید از اقدامات آنها استقبال کنید. شما از مفاد قطعنامه اخیر سازمان ملل متحد آگاهید. شما برای استقبال از آنها، نمی‌توانید دیگر انتظار بکشید. من معتقدم شما و همفکرانتان از عزت نفس کافی برخوردار نیستید و اگر شما برای خودتان ارزشی قائلی نیستد، چگونه می‌توان از دیگران انتظار داشت که برای شما احترام قائل باشند؟
من معتقدم، حتی اگر مردم لبنان در یک همه‌پرسی بپذیرند که آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها سرنوشتان را تعیین کنند، شما هم این موضوع را می‌پذیرید. من چنین روزی را می‌بینم. البته نمی‌خواهم بگویم آنان چنین حقی ندارند، ولی به این موضوع گوش فرا دهید: در اروپای تحت اشغال نازی‌ها، اکثریت اروپایی‌ها پذیرفته بودند که به هر قیمتی، تحت حکومت نازی‌ها، زندگی خود را ادامه دهند. به علاوه، همه آنچه که در مورد مقاومت فرانسوی‌ها مطرح می‌شود، یک جوک مضحک است، چرا که چنین حرکتی، آن گونه که ادعا می‌شود، اصلاً وجود خارجی ندارد. در آن سال‌هایی که 90 % فرانسوی‌ها خواهان تداوم وضع موجود بودند، فقط 10 % شهروندان فرانسوی به مقاومت اعتقاد داشتند. این شرایط یک دلیل داشت: نازی‌ها افرادی ستمگر و خونخوار و بی‌رحم بودند.
در مقابل، شما لبنانی‌ها در برابر ارتش پیشرفته اسراییل مقاومت کردید، 400 کشته غیرنظامی در برابر یک کشته نظامی دادید، و البته نازی‌ها هم چنین رفتارهای غیرانسانی‌ای داشتند. دقیقاً به همین خاطر فرانسوی‌های بزدل چنین حرف‌هایی می‌گفتند: "ما می‌خواهیم زندگی کنیم."، "مقاومت را متوقف نمایید." اینک من از شما می‌پرسم که ما باید به چه کسی افتخار نماییم؟ آنان که می‌گویند به من اجازه زندگی دهید و یا کسانی که می‌گویند به ما اجازه مقاومت دهید؟
رهبران سیاسی معمولاً دنباله‌روی اتفاقات جاری هستند و با روی کارآمدن رهبرانی جدید در اسراییل، که به دنبال حوادث روی داده، خواهان ایجاد مصالحه با شما هستند، باید پذیرفت که بازنده اصلی آن جنگ، کسی جز اسراییلی‌ها نیست.

*منبع: ماهنامه سیاحت غرب- 59




واژه کلیدی :جنگ 33 روزه و واژه کلیدی :حزب‌الله لبنان و واژه کلیدی :مصاحبه