بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٧

امنیت در خلیج فارس 

نویسنده: محمدرضا اقارب‌پرست و حجت‌الله همتی
منبع: باشگاه اندیشه
خبرگزاری فارس: هدف اصلی این مقاله در وهله نخست شناسایی عوامل و ویژگی‌هایی است که شکل گیری مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه‌ای را در خلیج فارس باعث گردیده است و در مرحله بعد بدنبال تبیین این فرضیه است که مقابله با تهدیدات و چالشها و نیز تامین امنیت در سطح منطقه‌ای تنها در قالب مدیریت دسته جمعی چند جانبه از سوی اعضای این مجموعه میسر خواهد بود.


مقابله با تهدیدات و چالشهای منطقه ای، ضرورت اقدام دسته جمعی

ویژگیها، ساختارها و بهم پیوستگیهای امنیتی در منطقه خلیج فارس، باعث شکل گیری شبکه ای از روابط امنیتی میان کشورهای این منطقه گردیده است. بر این اساس، امنیت این کشورها را نمی توان جدا از یکدیگر تصور نمود به گونه ای که هر گونه تغییر و تحول در وضعیت یکی از کشورها باعث می گردد موقعیت سایرین نیز تحت تاٌثیر قرار گیرد. این مسئله به نوبه خود تشکیل یک مجموعه یا " زیر مجموعه امنیتی منطقه ای" در این منطقه را باعث می گردد. از سوی دیگر این امر، منجر به ایجاد "وابستگی متقابل امنیتی" میان اعضای این مجموعه گردیده است. بدین ترتیب و در صورت پذیرش مسئله فوق، باید پذیرفت که مقابله با تهدیدات و چالشها در سطح منطقه نیز نخست باید با حضور همه اعضای این مجموعه صورت پذیرد و در مرحله بعد حل این چالشها تنها با یک اقدام دسته جمعی از سوی تمامی اعضای مجموعه و در قالب مدیریت امنیتی دسته جمعی امکان پذیر خواهد بود.
بر این اساس هدف اصلی این مقاله در وهله نخست شناسایی عوامل و ویژگیهایی است که شکل گیری مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه ای را در خلیج فارس باعث گردیده است و در مرحله بعد بدنبال تبیین این فرضیه است که مقابله با تهدیدات و چالشها و نیز تاٌمین امنیت در سطح منطقه ای تنها در قالب مدیریت دسته جمعی چند جانبه از سوی اعضای این مجموعه میسر خواهد بود.

مقدمه

بر اساس تعریف، یک «مجموعه امنیتی منطقه ای» گروهی از کشورها را شامل میگردد که وابستگی متقابل امنیتی میان آنان به حدی است که امنیت ملی آنان را نمی توان جدا از یکدیگر فرض نمود. (1) این تعریف دو نتیجه در پی دارد: نخست وابستگی های متقابل امنیتی در یک مجموعه امنیتی به گونه ای است که باعث شکل گیری شبکه ای از روابط امنیتی میان اعضای آن مجموعه می گردد و دیگر اینکه این وضعیت به شکلی است که هر گونه تغییر و تحول در موقعیت هر یک از اعضا، موقعیت سایر اعضا را نیز تحت تاٌثیر قرار میدهد. این مسئله نیز به نوبه خود دو پیامد مهم در بر دارد: نخست در یک مجموعه امنیتی منطقه ای امنیت تمامی اعضا به هم وابسته است و دیگر اینکه این مسئله باعث خواهد شد تا اعضای مجموعه برای تاٌمین امنیت و مقابله با تهدیدات پیش روی، ناگزیر از تعامل و همکاری باشند.
اشاره به مفهوم وابستگی متقابل امنیتی نیز ناظر بر وجود شبکه ای از تعاملات و روابط امنیتی بین اعضای یک مجموعه امنیتی منطقهای است که باعث ایجاد احساس مجموعه بودن میان گروهی از کشورها میگردد و از طرف دیگر بدین معناست که وجود یک مجموعه امنیتی منطقهای امکان دارد لزوما با خواست و ارداه کشورهای عضو این مجموعه انطباق نداشته باشد. بنابراین خواست و ارداه جمعی کشورها برای تشکیل یک مجموعه منطقه ای عنصر اصلی نمی باشد. به بیان دیگر همان گونه که کارل دویچ نیز اشاره میکند تعامل بازیگران در گذر زمان سبب شکل گیری انگاره های هویتی مشترکی در ایشان میشود. این چیزی است که معمولا در بین اعضای یک اجتماع قابل رویت است. البته بازیگران ممکن است خود نسبت به این مساله اشراف نداشته باشند.
منطقه خلیج فارس را از این جهت میتوان یک مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه ای دانست. با اینحال هدف اصلی در این مقاله بحث در خصوص تبیین منطقه خلیج فارس به عنوان یک مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه ای نیست. هر چند به درستی منطقه خلیج فارس را باید جزء مجموعه امنیتی منطقه ای خاورمیانه به حساب آورد زیرا تحولات امنیتی این منطقه آشکارا از تمام منطقه خاورمیانه تاٌثیر میپذیرد و همچنین بر آن تاٌثیر گذار است. به عنوان مثال منازعه میان مردم فلسطین و رژیم صهیونیستی آشکارا بر هرگونه ترتیبات امنیتی در منطقه خلیج فارس اثر گذار خواهد بود. با این وجود هدف عمده در استفاده از مفهوم مجموعه امنیتی منطقه ای استفاده از برخی ویژگیهای این نظریه مانند "وابستگی متقابل امنیتی" و نیز وجود الگوی دوستی و دشمنی میان اعضا است، که در جهت تبیین یک مجموعه امنیتی منطقهای به کار میرود. این ویژگیها همچنین باعث شکلگیری یک مجموعه امنیتی میان کشورهای همسایه خلیج فارس میگردد و بنابراین ما را در تجزیه و تحلیل تهدیدات و چالشهای منطقه ای و چگونگی برخورد با آنان کمک مینماید.
از سوی دیگر در صورت تعیین منطقه خلیج فارس به عنوان یک مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه ای، این امر ما به این مسئله رهنمون میکند که اعضای این مجموعه از یک سو در جهت تنظیم روابط امنیتی میان خود و از سوی دیگر در جهت مقابله با تهدیدات و چالشهای درون و برون منطقه ای ناگزیر از تعامل، همکاری و اقدام دسته جمعی با مشارکت تمامی اعضا میباشند. زیرا در یک مجموعه امنیتی منطقه ای مشارکت تمامی اعضا در جهت مدیریت و تاٌمین امنیت لازم و ضروری است.
بدینگونه تلاش عمده در این مقاله پاسخ به این سوال است که چه نوع ویژگی و عواملی باعث میگردد که منطقه خلیج فارس را به عنوان یک مجموعه یا زیر مجموعه امنیتی منطقه ای در نظر بگیریم؟ پس از آن و در جهت تبیین این مسئله که تنها راه حل مقابله با تهدیدات و چالشها در سطح منطقه¬ای اقدام دسته جمعی با مشارکت همه اعضاست، تلاش خواهیم نمود.

خلیج فارس به عنوان یک مجموعه امنیتی منطقه ای
تعیین و شناخت مجموعه های امنیتی منطقه ای ناشی از ویژگیهایی است که در جهت تشریح و توضیح تعاملات امنیتی دسته ای از کشورها بکار میرود. باری بوزان نظریه پرداز مجموعه امنیتی منطقه ای در جهت شناخت یک مجموعه امنیتی منطقه ای ویژگیهایی را لازم و ضروی میداند. وی بر این باور است که یک مجموعه امنیتی منطقه ای دارای عناصری بدین شرح است:
1. وجود وابستگی متقابل امنیتی میان اعضا
2. وجود الگوهای دوستی و دشمنی
3. نزدیکی و مجاورت جغرافیایی
4. وجود حداقل دو بازیگر موثر
5. استقلال نسبی از سایر مجموعه ها. (2)

اولین و مهمترین ویژگی برای شناخت یک مجموعه منطقهای، وجود "وابستگی متقابل امنیتی" یا آنگونه که خود بوزان اظهار میدارد وجود احساس تهدید یا ترس متقابل میان دو یا چند دولت مقتدر است.(3) این مسئله را میتوان در وجود نگرانیهای عمده امنیتی کشورهای همجوار خلیج فارس جستجو نمود. با این حال وجود این نگرانیها همچنین از جمله عوامل اصلی ایجاد وابستگی متقابل میان اعضای یک مجموعه امنیتی منطقه ای نیز میباشد. این عنصر ویژگی کلیدی در نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای است.
دیگر ویژگی یک مجموعه امنیتی منطقه ای، وجود الگوهای دوستی و دشمنی است. اما شاید بهتر باشد در جهت تطبیق این ویژگی با منطقه مورد بحث یعنی خلیج فارس، از واژه تعدیل یافته دوستی و سوءتفاهم به جای دشمنی میان کشورهای این منطقه استفاده نماییم. این ویژگی عمدتا ناظر بر وجود اختلافات میان کشورهای عضو یک مجموعه امنیتی منطقه ای میباشد. برخی از این اختلافات در حال حاضر به عنوان مثال به اختلافات ارضی و مرزی کشورهای منطقه خلیج فارس اشاره دارد. اختلافات مرزی میان عراق و کویت که در حال حاضر حل شده فرض میشوند، اختلاف عربستان و کویت بر سر جزایر قارو و ام المرادم، اختلاف عربستان سعودی و قطر بر سر برخی نواحی مرزی، اختلاف بحرین و قطر بر سر مجمع الجزایر حوار، اختلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی(ابوظبی) بر سر مناطق بوریمی و لیوا، اختلافات امارات متحده عربی و عمان بر سر نواحی منطقه دیبا. این اختلافات حتی در پاره ای از مواقع به بروز تنشهای میان دولتهای منطقه نیز منجر گردیده است که از آن جمله برخوردهای مرزی میان عربستان سعودی و قطر در سال 1992 و اختلافات میان بحرین و قطر که از سال 1998 در دیوان بین المللی دادگستری مورد بررسی قرار گرفته است.(4) و در نهایت ادعاهای امارات متحده عربی در خصوص جزایر سه گانه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و در گذشته نیز اختلافات میان ایران و عراق بر سر اروند رود بود که منجر به عقد قرارداد 1975 الجزایر گردید.
اما سومین ویژگی مجموعه امنیتی منطقه ای یعنی مجاورت جغرافیایی محل اختلاف می باشد. هرچند این ویژگی یک عامل لازم در تشکیل یک مجموعه امنیتی منطقه به حساب می آید اما همانگونه که لیک و مورگان(5) استدلال می کنند دارای اشکال میباشد. بر این اساس ایالات متحده در حال حاضر به عنوان یک قدرت خارجی اما تاٌثیر گذار بر مجموعه امنیتی منطقه ای در خلیج فارس عمل مینماید در حالیکه از لحاظ جغرافیایی جزء این مجموعه محسوب نمیگردد.
دیگر ویژگی مهم یک مجموعه منطقه ای وجود حداقل دو بازیگر موثر در آن میباشند. ایران، عربستان و عراق از دیرباز از جمله بازیگران مهم و تاٌثیر گذار در منطقه خلیج فارس محسوب میگردند. بدینگونه ملاحظه میگردد که منطقه خلیج فارس تمامی ویژگیها و خصوصیات یک مجموعه امنیتی منطقه ای را در خود دارا می باشد و از این لحاظ اطلاق نام مجموعه امنیتی منطقه ای کاملاً با شرایط منطقه انطباق دارد.
مسئله دیگر در خصوص تهدیدات امنیتی ، گستردگی موضوعات امنیتی در سطح منطقه میباشد. اگر امنیت را در شکل موسع آن آنگونه که مورد نظر مکتب کپنهاک میباشد تعریف نماییم، در این صورت ملاحظه میگردد که علیرغم وجود برخی تهدیدات امنیتی دائمی در منطقه که از گذشته وجود داشته است، در حال حاضر ضروری است تا به دیگر ابعاد امنیت در سطح منطقه نیز توجه بیشتری گردد. ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی نیز علاوه بر ابعاد نظامی و سیاسی به خصوص طی سالهای اخیر در خور توجه بیشتری میباشند. به عنوان مثال بعد زیست محیطی امنیت در منطقه خلیج فارس با توجه به آلودگیهای شدید اکولوژیکی منطقه و تشدید بحران آب در طی سالهای اخیر لزوم توجه بیشتری از سوی کشورهای منطقه را می طلبد. نشت نفت در طول جنگهای خلیج فارس از طریق میدان نفتی نوروز و ورود بیش از 11 میلیون بشکه نفت در جریان حمله عراق به کویت و نیز نشت سالانه 5/1 میلیون تن نفت به آبهای خلیج فارس و دریای عمان، تاٌثیر بسزایی در افزایش آلودگی آبهای خلیج فارس داشته به طوریکه در حال حاضر آلودگی خلیج فارس و دریای عمان 47 بار بیش تر از متوسط جهانی آن است. (6) افزون بر این بررسیهای اخیر نشان داده است که در این دریا، میزان کادمیوم و نیکل هزار برابر، کبالت و روی?300?برابر و سرب بیش از 20 هزار برابر بیشتر از آبهای پاک است. (7) از دیگر چالشها و تهدیدات امنیتی در سطح منطقه میتوان به قاچاق مواد مخدر اشاره نمود. سال گذشته(1386) مقامات ایرانی از کشف بیش از 60 تا 70 تن مواد مخدر در خلیج فارس خبر داده اند.(8) این مسئله نیز از جمله نگرانیهای مشترک تمامی کشورهای منطقه به حساب می آید. به خصوص مجاورت مرزی ایران با کشور تولید کننده مواد مخدر یعنی افغانستان، باعث میگردد تا سایر کشورهای منطقه نیز از این ناحیه مورد تهدید واقع گردند. بنابراین پاره ای از مسایل و مشکلات دیگر وجود دارند که علیرغم محو شدن در سایه سایر تهدیدات، از جمله مسایل مهم تهدید کننده امنیت ملی کشورهای منطقه به شمار می روند.
بنابراین ملاحظه میگردد که با گسترش ابعاد امنیت در منطقه و توجه به سایر ابعاد و چالشهای امنیتی، نگرانیهای امنیتی بیشتری شناسایی میگردند که به احتمال زیاد جزء نگرانیهای مشترک تمامی کشورهای منطقه خواهند بود. در حال حاضر در سطح منطقه خلیج فارس تهدیدات بسیاری وجود داردند که جزء نگرانیهای اولیه و مشترک کشورهای منطقه میباشند. این تهدیدات همچنین به عنوان عوامل بیثبات کننده امنیت در منطقه، به عنوان مانعی در جهت شکل گیری هر گونه نظم امنیتی جدید نیز عمل مینمایند. تهدیدهای فراملی و منازعات میان دولتی، افراط گرایی، جنایات سازمان یافته، پولشویی، تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، بلایای بهداشتی و زیست محیطی مانند بحران آب، قاچاق دارو و مهاجرتهای غیرقانونی از جمله این عوامل محسوب میگردند.
حضور نیروهای فرامنطقه ای نیز جز نگرانیهای اصلی کشورهای منطقه میباشد. خروج این نیروها میتواند به رفع سوءتفاهمات میان کشورهای منطقه و فراهم نمودن زمینه های همگرایی و تعامل بیشتر میان اعضا کمک نماید. زیرا نفوذ و رسوخ قدرتهای خارجی در منطقه و در بسیاری موارد با مداخله در امور منطقه ای، بر گزینه های پیش روی کشورهای منطقه تاٌثیر گذاشته است و انتخابهای آنان را محدود نموده است.(9) این مسئله به طور اساسی از جمله عوامل ایجاد چالش میان برخی از کشورهای منطقه به خصوص ایران با سایر کشورها محسوب میگردد. در صورت خروج و یا کاهش نیروهای فرامنطقه ای، محرک نیرومندی در اختیار برخی از کشورهای منطقه (به خصوص ایران) در جهت ورود به هر گونه ترتیبات امنیتی جدید در منطقه قرار خواهد گرفت. (10) زیرا تنها در این صورت است که کشورهای معترض به این نتیجه خواهند رسید که نگرانیهای آنان نیز از سوی دیگر کشورهای منطقه به رسمیت شناخته شده است. بنابراین از لحاظ روانی نیز فضای لازم برای ایجاد حس همکاری و تعامل ایجاد گردیده است.

تاٌمین امنیت منطقه ای در چهارچوب سیستم امنیت دسته جمعی
اکنون و پس از تعیین خلیج فارس به عنوان یک مجموعه، برای تنظیم روابط امنیتی میان کشورهای عضو از یک سو و مقابله با تهدیدات و چالشهای درون و برون منطقه ای از سوی دیگر، به یک سیستم امنیتی کارآمد نیاز است. بنابراین فارغ از هرگونه برداشت و ادراکی از سوی کشورهای عضو مجموعه، تعامل و همکاری آنها در چارچوب یک نظم امنیتی بیش از آنکه تابع اراده و خواست آنها باشد، برخاسته از یک ضرورت و نیاز مشترک خواهد بود. بر این اساس کشورهای این منطقه در یک سیستم امنیتی به هم پیوسته و به عنوان یک مجموعه، متاثر از وابستگی متقابل امنیتی میان همدیگر به سر میبرند. این امر بیش از هر چیز دیگر بیانگر این مسئله است که تنها راه مقابله با تهدیدات و چالشهای موجود و نیز تاٌمین امنیت و حفظ ثبات در منطقه، استفاده از سازوکاری است که در آن تمامی اعضا و با مشارکتی همه جانبه حضور داشته باشند. استفاده از سیستم امنیتی دسته جمعی این فرصت و امکان را در اختیار کشورهای منطقه قرار خواهد داد. (11)
الگوی پیشنهادی مبتنی بر مشارکت و همچنین مسئولیت امنیتی چند جانبه است. بر اساس این الگو به هر میزان، بازیگران منطقه ای در شکل بندی ساختار امنیت خلیج فارس نقش مؤثری داشته باشند، بی ثباتی‌های موجود کاهش یافته و زمینه برای ایجاد ثبات منطقه ای فراهم می‌گردد. (12) تاکید در جهت استفاده از این سیستم بیش از هر چیز نشان دهنده ناکارآمدی ترتیبات امنیتی در گذشته میباشد. سیستمهای گذشته از دو نقیصه مهم برخوردار بودند. نخست یا به مانند شورای همکاری خلیج فارس اتحادی علیه دیگر کشورها(ایران) بودند و یا به مانند استراتژیهای امنیتی ایالات متحده آمریکا در سطح منطقه، از ویژگی هژمونیک برخوردار بودند.(13)این دو نقیصه به همراه این مسئله که دو کشور ایران و عراق همواره از ترتیبات منطقه ای کنار گذاشته شده اند، از جمله عوامل ناکارآمدی سیستمهای تاٌمین امنیت در منطقه خلیج فارس درگذشته به حساب می آیند. این در حالی است که در یک سیستم امنیتی دسته جمعی، امنیت تنها از طریق همراهی و مشارکت تمامی اعضا میسر خواهد بود. چرا که اساس استراتژی امنیت دسته جمعی در این است که امنیت باید در کنار دیگر کشورها جستجو گردد و علیه آنها نباشد در این صورت اگر تمامی کشورهای منطقه به آهستگی در یک شبکه از روابط امنیتی در هم تنیده اقتصادی و نظامی مبتنی بر وابستگی متقابل امنیتی، با هم به تعامل بپردازند، آینده خلیج فارس امیدوارکننده خواهد بود.(14)
بنابراین مدیریت دسته جمعی چند جانبه هنگامی شکل میگیرد که دریابیم اقدامات مربوط به مدیریت، تاٌمین و حفظ امنیت و صلح در یک مجموعه امنیتی نه تنها منحصر به قدرتهای بزرگ نیست بلکه همچنین این اقدامات باید از موافقت سایر اعضای کوچکتر نیز برخوردار گردد. (15) بدین ترتیب دریک نظام امنیتی دسته جمعی حقوق همه کشورها حتی کشورهای کوچک نیز به رسمیت پذیرفته میشود.(16) این مسئله بیانگر این مطلب است که موفقیت یک سیستم امنیت دسته جمعی در این است که مشارکت همه جانبه و حضور تمامی اعضای یک مجموعه فارغ از سلسله مراتب قدرت، برای تاٌمین و ثبات کل مجموعه ضروری خواهد بود.(17)
از سوی دیگر نظام امنیت دسته جمعی میکوشد تا توجه کشورهای درگیر در مجموعه را به برخورداری از منافع بیشتر در صورت همکاری در خصوص موضوعات و مسایل مشترک مورد نظر کشورهای عضو سیستم جلب نماید. زیرا هدف اصلی در یک نظم امنیتی دسته جمعی، تعامل در مورد مسایل مشترک و قابل توجه تمامی طرفها است و تلاش دارد که اعضا در خصوص ادراکات خود در زمینه تهدیدها و فرصتهای موجود در جهت ایجاد تغییرات مثبت در جهت نیل به منافع بیشتر به اجماع و توافق برسند.(18) بنابراین کشورهای منطقه فارغ از برخی اختلافات، میتوانند به منافع مثبت حاصله از همکاری و همگرایی در جهت مقابله با تهدیدات و چالشها در سطح منطقه بیندیشند. بدین ترتیب ملاحظه میگردد که مجموعه امنیتی خلیج فارس متشکل از کشورهایی است که علیرغم وجود برخی اختلافات، در خصوص بسیاری از تهدیدات و چالشهای منطقه ای نگرانیهای مشترکی دارند.(19) ثبات در منطقه، حل بحران عراق، تاٌمین و تضمین جریان آزاد انتقال انرژی، همکاریهای اقتصادی و تجاری میان کشوری، مبارزه با تروریسم، مقابله با بنیادگرایی و افراطی گری، جرایم سازمان یافته، مهاجرتهای غیر قانونی، قاچاق مواد مخدر و حفظ محیط زیست از جمله نگرانیها و دغدغه های مشترک کشورهای منطقه می باشند.
بنابراین و در واقع امنیت دسته جمعی بر این فرض استوار است که حتی با وجود رقابت و خصومت؛ دشمنان نیز مانند دوستان وجود محدودیتها و موانعی را در رفتارهای خود خواهند پذیرفت.(20) این بدان معناست که صرف وجود اختلاف میان برخی از کشورها نمیتواند مانعی در راه رسیدن به همکاری و تعامل میان آنها در یک نظام امنیتی دسته جمعی باشد. بر همین اساس ملاحظه میگردد که وجود پارهای از اختلافات میان دو کشور ایران و امارات، نتوانسته مانع از روابط نسبتا بالای تجاری و اقتصادی میان دو کشور گردد.
دیگر ویژگی ترتیبات امنیتی منطقه درگذشته هژمونیک بودن آنهاست. استراتژی ایالات متحده در طی سالهای اخیر در منطقه همواره یک استراتژی هژمون محور بوده است. این مسئله هر چه بیشتر سبب خواهد شد تا نظم امنیتی موجود هموراه در معرض خطر گسست قرار بگیرد. این استراتژی همچنان نیز در دستور کار ایالات متحده قرار دارد. بنابراین احتمال شکست سیاسی آن بسیار بیشتر است و از سوی دیگر توافقات دوجانبه این کشور در منطقه نیز نمیتواند به حل کشمکشهای سیاسی موجود کمک نماید.(21) استراتژی امنیتی آمریکا همواره بر این اساس استوار بوده که دو کشور ایران و عراق از ترتیبات موجود در منطقه بیرون نگه داشته شوند. این در حالی است که همانگونه که ذکر گردید در یک مجموعه منطقه ای و در یک سیستم امنیت دسته جمعی موفقیت تاٌمین امنیت تنها در گرو مشارکت تمامی اعضا میباشد. بنابراین هر گونه تلاش از سوی آمریکا برای بنا نهادن یک سیستم جدید امنیت برای خلیج فارس بعنوان اتحادی علیه ایران با استفاده از شورای همکاری خلیج فارس و متحدان عراقی پس از صدام، بسیار شکننده خواهد بود که به مانند سیستم های گذشته با شکست مواجه خواهد شد.(22) این مسئله مطلوب سایر کشورهای منطقه خلیج فارس نیز نمیباشد. حتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز بهترین گزینه برای ایالات متحده آمریکا را گفتگو با ایران میدانند. به باور آنها همکاری با ایران بسیار اثر بخش تر از سیاست سد نفوذ در برابر آن خواهد بود. آنها همچنین خواستار این مسئله هستند که واشنگتن نگرانیهای امنیتی ایران را مورد توجه قرار دهد و مانع از همکاریهای سیاسی، اقتصادی و استراتژیک ایران با کشورهای منطقه نگردد. بعلاوه خواهان این مسئله هستند که آمریکا به تحریمهای اقتصادی خود علیه ایران خاتمه دهد. از نظر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ایران و عراق آنی ترین خطر محسوب نمیگردند و آنها بر این باورند که ایالات متحده باید راهبردهایی را در جهت همکاری مثبت با ایران در پیش بگیرد.(23)
اما مسئله دیگر در خصوص شکل گیری نظام امنیت دسته جمعی در یک منطقه تا حد زیادی به برداشتها و ادراکات کشورهای منطقه به خصوص قدرتهای بزرگ در خصوص این سیستم مربوط خواهد بود. بدین ترتیب موفقیت یک سیستم امنیت دسته جمعی تا حد زیادی در گرو به رسمیت شناختن منافع بازیگران درگیر از سوی همدیگر خواهد بود. بنابراین اقدامات مشروع برای دفاع از خود برای برخی از اعضا باید به رسمیت شناخته شود. به عنوان مثال حق ایران برای دفاع از خود مانند برخورداری از ارتشی قدرتمند، به رسمیت شناخته شود و از سوی دیگر محدودیتها در خصوص سلاحهای کشتار جمعی حتی باید شامل کشورهایی چون آمریکا، اسرائیل، پاکستان و هند نیز به اجرا درآید.(24)
در آخر اینکه نظام امنیت دسته جمعی میتواند از سوی ایران نیز پذیرفته شود. سابقه ایران در خصوص تاٌمین امنیت منطقه ای این مسئله را تاٌیید میکند. سیستم امنیت دسته جمعی در واقع جزء اولین خواسته های ایران بوده است. پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه خلیج فارس ایران بر این باور بود که هر سیستم امنیتی برای منطقه که حتی بدون مشارکت یکی از کشورهای ساحلی باشد افزون بر ناقص بودن، به عنوان تهدیدی علیه کشور یا کشورهای غیر عضو این سیستم تبدیل خواهد شد.(25) حتی میتوان ادعا نمود که مسئله امنیت در خلیج فارس اصولاً یک نگرانی و دغدغه ایرانی است زیرا حیات اقتصادی ایران در زمینه صادرات نفتی و غیر نفتی و واردات به طور کلی به آبهای خلیج فارس وابستگی بسیاری دارد.(26) بنابراین حفظ ثبات و تاٌمین امنیت در خلیج فارس همیشه جزء نگرانیهای اولیه امنیتی ایران بوده است و خواهد ماند.

نتیجه گیری
در حال حاضر کشورهای حوزه خلیج فارس در شبکه ای از تعاملات و وابستگیهای متقابل امنیتی به هم پیوند خورده اند. این مسئله شکل گیری یک مجموعه امنیتی منطقه ای در خلیج فارس را سبب گردیده است. بنابراین کشورهای منطقه از لحاظ امنیتی به شدت تحت تاٌثیر اقدامات همدیگر خواهند بود. از سوی دیگر این کشورها عمدتا نگرانیهای مشترکی در خصوص تهدیدات و چالشهای امنیتی در سطح منطقه دارند. این مسئله بیش از هر چیز دیگر بیان کننده این مطلب می باشد که مقابله با این چالشها تنها از طریق اقدام دسته جمعی با مشارکت تمامی کشورهای منطقه میسر خواهد بود. بدین ترتیب سیستم امنیت دسته جمعی در منطقه خلیج فارس سیستمی بر پایه مشارکت تمامی اعضا خواهد بود و به عنوان محلی مناسب برای طرح مسایل و دغدغه های امنیتی و نگرانیهای مشترک اعضا و همچنین مکانی برای شکل گیری الگوهای اعتماد ساز میان اعضا عمل خواهد نمود. با این حال این مسئله تا حدود زیادی به برداشتها و ادراکات کشورهای منطقه از این واقعیت بستگی خواهد داشت. بنابراین فارغ از هرگونه پیش زمینه های ذهنی گذشته یک برداشت واقع گرایانه از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس مطمئناً سودمندی های بسیاری در جهت مقابله با تهدیدات و چالشهای موجود در سطح منطقه به همراه خواهد داشت.

منابع:
1. باری بوزان.مردم، دولتها و هراس. ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378، ص 216.
2 . علی عبداله¬خانی. نظریه¬های امنیت. تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین¬المللی ابرار معاصر تهران،1383، صص282-279.
3 . باری بوزان، پیشین، ص 219.
4. پیروز مجتهد زاده. امنیت و مسایل سرزمینی در خلیج فارس: جغرافیای سیاسی دریایی. ترجمه امیر مسعود اجتهادی. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1380، صص 13-12.
5. برای مطالعه بیشتر ر.ک:
دیوید ای.لیک و پاتریک ام. مورگان، نظمهای منطقه¬ای: امنیت سازی در جهانی نوین. ترجمه سید جلال دهقانی فیروز آبادی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381صص54-51.
6. فعالیتهای نظامی تهدید کننده محیط زیست خلیج فارس:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=39880 (23/02/1387(
7. تنگناهای محیط زیست در خلیج فارس:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=53228 (25/02/1387(
8. ایران بیش از 60 تن مواد مخدر در خلیج فارس کشف کرده است:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8610200063 (14/02/1387(
9. دیوید ای.لیک و پاتریک ام. مورگان. نظمهای منطقه¬ای: امنیت سازی در جهانی نوین. ترجمه سید جلال دهقانی فیروز آبادی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1381، ص 373.
10. شهروز ابراهیمی. "سیستم جدید قدرت در خلیج فارس". گزارش پژوهشی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ مجدد1386، ص 22.
11.Joseph McMillan, "Toward a new regional security architecture", The Washington Quarterly, Summer 2003, Vol. 26, pp. 161 -163.
12 . "با ثبات¬سازی منطقه¬ای و اجتماع امنیتی در خلیج فارس". ویژه نامه همشهری دیپلماتیک. ترجمه ابراهیم متقی از:
Http://www.did.ir/document/index.fa.asp?cn=PP00020050202002617 (22/02/1387(
13. Michael Kraig, "assessing Alternative security framework for the Persian gulf", Middle East Policy, Fall 2004, Vol. 11, pp. 145-147.
14. مایکل کریگ." بررسی چهارچوبهای امنیتی جایگزین در خلیج فارس"، ترجمه خدیجه حیدری. گزارش پژوهشی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ مجدد1386، ص 31.
15. دیوید ای.لیک و پاتریک ام. مورگان، پیشین، ص 59.
16. علی عبداله خانی، پیشین،ص 370.
17. Joseph McMillan, op cit, p. 165.
18 . مایکل کریگ، پیشین، ص 28.
19. Kenneth M Pollack, "Securing the Persian Gulf", The Brookings Review, Fall 2003, Vol. 21, p. 18
20. مایکل کریگ، پیشین، ص 12.
21. مایکل کریگ، پیشین، ص 30.
22. Andrew Rathmell, Theodore Karasik, and David Gompert: "A New Persian Gulf Security System", 2003, p.10 available at:
http://rand.org/pubs/issue_papers/IP248.retrieved (01/05/2008)
23. جودیس اس. یافه. "استراتژیهای امنیتی خلیج فارس". ترجمه سید مجتبی عزیزی. گزارش پژوهشی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ مجدد1386، ص 21.
24. مایکل کریگ،همان.
25. پیروز مجتهدزاده، پیشین، ص 5.
26. پیروز مجتهدزاده، پیشین، ص 8.
* این مقاله توسط حجت اله همتی گل سفیدی و محمدرضا اقارب پرست نوشته شده و در هجدهمین همایش بین المللی خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه در تاریخ 27 خرداد 1387به صورت سخنرانی ارائه گردیده است.




واژه کلیدی :امنیت و واژه کلیدی :خلیج فارس