بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧

هشدار به تهدیدات غرب علیه ایران تنگه هرمز، سلاحی قدرتمندتر از موشک


«سیمون هندرسون» از کارشناسان «مؤسسه واشنگتن برای مطالعه سیاستهای خاور نزدیک» در مقاله ای با عنوان «ایران، نفت و غرب» به بررسی عواقب هرگونه اقدام نظامی در خلیج فارس بعنوان مهمترین منبع تولید انرژی درجهان پرداخته است.


«سیمون هندرسون» از کارشناسان «مؤسسه واشنگتن برای مطالعه سیاستهای خاور نزدیک» در مقاله ای با عنوان «ایران، نفت و غرب» به بررسی عواقب هرگونه اقدام نظامی در خلیج فارس بعنوان مهمترین منبع تولید انرژی درجهان پرداخته است.
وی در مطلب خود با استناد به اظهارات فرماندهان ارشد نظامی آمریکا مبنی بر توان ایران برای مسدودکردن تنگه هرمز هشدار داده است که هرگونه ماجراجویی نظامی درخلیج فارس، مادامی که 40 درصد نفت موردنیازجهان از تنگه هرمز می گذرد و مسیر جایگزینی برای انتقال نفت منطقه به بازارهای بین المللی وجود ندارد، تنها منجر به خطرافتادن امنیت انرژی درجهان و سر به فلک کشیدن قیمت ها می شود.
هندرسون در ابتدای گزارش خود با استناد به اظهارات حضرت آیت الله خامنه ای، رهبرمعظم انقلاب مبنی براینکه «اگر آمریکایی ها اقدام اشتباهی علیه ایران مرتکب شوند عرضه نفت مطمئنا به خطر می افتد و آمریکایی ها قادر به تامین امنیت انرژی در منطقه نخواهندبود.» می نویسد: ایران سومین ذخایر نفتی و دومین ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد.
ازسوی دیگر ایران، دومین کشور بزرگ صادرکننده در سازمان کشورهای صادرکننده نفت خام (اوپک) و چهارمین تولیدکننده نفت خام درعرصه بین المللی محسوب می شود. ایران، درهمین حال از نظر جغرافیایی و نظامی بر آبراه هرمز کاملا تسلط دارد، آبراهی که روزانه 40 درصد از نفت خام مورد نیاز جهان از آن عبور می کند. به دلایلی که گفته شد ایران یکی از بازیگران کلیدی در اقتصاد انرژی جهانی محسوب می شود.بخش های مهمی از این مقاله تفصیلی به شرح ذیل است:
اهرم انرژی ایران
همانطور که آیت الله خامنه ای، رهبر ایران اشاره کرده است ایران می تواند مانع از ادامه یافتن جریان روان صادرات انرژی از خلیج فارس شود. ایران حتی اگر مرتکب چنین اقدامی نشود در مهربانانه ترین حالت می تواند صادرات نفت خود را برای مدتی قطع کند که چنین اقدامی درنهایت منجر به افزایش شدید قیمت نفت در بازار جهانی انرژی می شود؛ زیرا در وضعیت فعلی تقاضای جهانی برای انرژی بیشتر از تولید نفت است و این درحالی است که ظرفیت مازاد کافی برای جبران خلأ نفت ایران درمیان تولیدکنندگان وجود ندارد.
درهمین حال ایران می تواند مستقیما، ازطریق درگیری با ناوگان جنگی آمریکا و متحدان این کشور که قصد محافظت از تانکرهای نفتی را دارند و چه از طریق مجموعه عملیاتهایی در خشکی، تلاش کشورها برای صادرات انرژی از تنگه هرمز را خنثی کند. چنین اتفاقی (متوقف شدن عرضه نفت از تنگه هرمز) درشرایطی ممکن است تاثیرات مخربی بر بازار جهانی انرژی برجای بگذارد که هیچ مسیر جایگزینی برای انتقال نفت تولیدشده دراین منطقه به بازار جهانی وجود ندارد. در چنین شرایطی بازار جهانی انرژی نیاز مبرمی به تامین نفت و گاز از سوی تولیدکنندگان انرژی در بیرون از خلیج فارس پیدا می کند ولی آنها نیز از ظرفیت مازاد برای تامین چنین حجمی از انرژی (40 درصد نیاز روزانه جهان) برخوردار نیستند.عامل دیگری که هرگونه اقدام و یا تحریم علیه ایران را تضعیف کرده این است که تهران روابط بسیار خوبی با مشتریان نفت و گاز خود و همچنین همسایگانش در زمینه توافقنامه های همکاری در حوزه انرژی برقرار ساخته است. تهران این توافقنامه ها را به منظور تضعیف هرگونه اجماع دیپلماتیک درتلاش برای تغییر رفتار خود و کم اثرکردن تحریم ها و دشوارترکردن هرگونه اعمال تحریم علیه خود طراحی و اجرا کرده است. در چنین شرایطی کشورهایی که چه به عنوان خریدار نفت و گاز و چه به عنوان تامین کننده نیازهای ایران با تهران معامله می کنند می دانند که مشارکت در هر اقدامی که برخلاف منافع تهران باشد، می تواند ضررهای زیادی به اقتصاد آنها وارد آورد.قابلیتهای کم منطقه ای برای مقابله با توان نظامی ایران نیز از دیگر نقاط ضعف در هنگام رویارویی با ایران محسوب می شود. ایران از تاکتیک جنگ های نامتقارن استفاده می کند. برای مثال از قایق های جنگی کوچک ولی تندرو استفاده می کند که هدف قراردادن آنها بسیار دشوار است. هرچند ناوگان دریایی آمریکا و تعدادی از متحدانش در منطقه مستقر هستند ولی ایران توان ضربه زدن به تاسیسات نفت و گاز، پایانه های تولید انرژی، ایستگاههای نمک زدایی و تاسیسات نظامی واقع در خشکی را نیز داراست. تهدیدات ناشی از فعالیت های القاعده هر چند سبب شده که ضریب ایمنی تاسیساتی که بدان ها اشاره گردید تا حدودی افزایش یابد ولی این تاسیسات هنوز به شدت آسیب پذیرند.
چشم پوشی از نفت خلیج فارس اجتناب ناپذیر است
هر چند مقامات کاخ سفید در یکی دو سال گذشته بارها صحبت از تلاش برای کاهش از وابستگی آمریکا به نفت وارداتی از خاورمیانه کرده اند و سرمایه گذاری در زمینه انرژی های تجدیدپذیر را آغاز کرده اند. ولی هندرسون در ادامه گزارش خود با اشاره به اینکه منطقه خلیج فارس حتی در چند دهه آینده به عنوان یکی از مراکز استراتژیک برای تولید و عرضه انرژی مورد نیاز جهان باقی خواهد ماند، می نویسد: جهان به افزایش ظرفیت تولید و توسعه مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی نیاز دارد ولی پیش بینی های آژانس بین المللی انرژی (IEA) حاکی از آن است که جهان در چند دهه آینده وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه پیدا خواهد کرد.
براساس آمارهای این سازمان در سال 2006 میلادی روزانه 16 درصد از نفت مورد نیاز جهان از تنگه هرمز عبور کرده و طبق پیش بینی های صورت گرفته این رقم در سال 2030 میلادی به 30.5 درصد افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی استفاده از سوخت های جایگزین و سایر اقدامات مشابه ظرف 5 سال آینده تنها بخش کوچکی از نیاز این کشور به انرژی را تامین خواهد کرد مگر اینکه به ناگهان تکنولوژی های غیرمنتظره ای برای تولید انرژی ابداع شوند! تلاش برای استفاده از سوخت های نامتعارف برای تولید انرژی در شرایطی صورت می گیرند که طبق پیش بینی مجدد آژانس بین المللی انرژی حتی در صورت موفقیت چنین برنامه هایی استفاده از انرژی های نوین تنها 9 درصد از نیاز جهان به انرژی تا فرا رسیدن سال 2030 میلادی را تامین خواهد کرد. به همین دلیل یکی از وظایف اساسی نقش رهبری آمریکا در جهان این است که با تمام توان خود برای حفظ امنیت عرضه انرژی در تنگه هرمز تلاش نماید تا جهان بتواند آینده قابل تصوری را برای خود پیش بینی کند.
نقش خلیج فارس در تامین انرژی جهان
منطقه خلیج فارس از سال 1970 میلادی که تولید مجموع نفت آن از مجموع نفت تولید شده در منطقه آمریکای لاتین پیشی گرفت مهمترین منبع تولید انرژی در جهان بوده است. در سال 2006 میلادی کشورهای منطقه (بحرین، ایران عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) 28 درصد از نفت مورد نیاز جهان را تامین کردند. این در حالی است که 55 درصد از کل ذخایر نفتی جهان در این منطقه قرار دارد. پیش بینی های صورت گرفته حاکی از این است که تا فرا رسیدن سال 2030 میلادی روزانه 30 درصد از نفت مورد نیاز از تنگه هرمز عبور خواهد کرد. از طرف دیگر کشورهای منطقه علاوه بر در اختیار داشتن ذخایر نفتی مقدار قابل توجهی از ذخایر گازی جهان را نیز در اختیار دارند. برای مثال ایران بعد از روسیه که 26.3 درصد از ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد با در اختیار داشتن 15.5 درصد از ذخایر گازی جهان دومین کشور بزرگ دارنده گاز جهان محسوب می شود. در همین حال کشورهای قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز هر کدام با در اختیار داشتن 14- 3.9 و 3.3 درصد ذخایر قابل توجهی از گاز جهان را در اختیار دارند. از همه مهمتر اینکه قطر و امارات سرمایه گذاری های بسیار کلانی را برای تبدیل کردن خودشان به صادرکنندگان بزرگ گاز مایع NLG در جهان تبدیل کرده اند. براساس آمارهای موجود روزانه 3.5 میلیارد فوت مکعب گاز از طریق تانکرهای مخصوص حمل NLG از تنگه هرمز به آسیا، اروپا و آمریکای شمالی صادر می شود. تمامی مسائلی که به آنها اشاره گردید در نهایت باعث شده که خلیج فارس و حفظ ثبات تنگه هرمز جایگاه ویژه ای برای بازار جهانی انرژی پیدا کند.
آسیب پذیریهای تنگه هرمز
بیشتر نفت تولید شده کشورهای حوزه خلیج فارس از تنگه هرمز عبور می کند که تحت سلطه ایران قرار دارد، تنگه ای که خلیج فارس را به دریای عمان و دریای عربی متصل می کند. در حالیکه 40 درصد نیاز روزانه جهان به انرژی از این آبراه استراتژیک عبور می کند هرگونه قطع احتمالی صادرات نفت باعث خواهد شد که بحران های نفتی بزرگی (نظیر جنگ شش روزه، جنگ اکتبر و تحریم نفتی اعراب، وقوع انقلاب اسلامی در ایران، آغاز جنگ ایران و عراق، تهاجم عراق به کویت، اعتصاب های ونزوئلا، وقوع طوفان کاترینا) که بازار جهانی انرژی بواسطه قطع صادرات نفت در گذشته شاهد آن بوده است در مقایسه با وضعیت امروز ناچیز به نظر برسد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که بخشی از نفت مورد نیاز آمریکا، اروپا و بسیاری از کشورهای آسیایی از این آبراه عبور می کند.برای مثال تنها سه چهارم نفت مورد نیاز ژاپن روزانه از طریق تانکرهای نفتی از تنگه هرمز عبور می کند؛ تانکرهای بسیار بزرگی که هر کدام از آنها می توانند 2 میلیون بشکه نفت خام را در خود ذخیره کنند. ایران علاوه بر اینکه تنگه هرمز را کنترل می کند از طریق پایگاه هایی که در جزایری مثل تنب بزرگ و تنب کوچک و همچنین جزیره ابوموسی در اختیار دارد، تمامی ورود و خروج ها به دهانه آبراه هرمز را کنترل می کند.
علاوه بر این ایران موشک هایی در اختیار دارد که کنترل منطقه خلیج فارس و دریای عمان را پوشش می دهد ؛ تمامی این موارد آسیب پذیری های تنگه هرمز را در صورت هر اقدامی برعلیه ایران بشدت افزایش می دهد. در همین حال رهبران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران بارها در خصوص پرهیز از ماجراجویی در تنگه هرمز هشدار داده اند. سردار «یحیی رحیم صفوی» فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) در تاریخ 15 اگوست سال 2007 میلادی گفت: «سیستم های موشکی سطح به دریای ما می توانند به هر نقطه ای از خلیج فارس و دریای عمان برسند. هیچ کشتی و یا قایقی نمی تواند از تنگه هرمز عبور کند بدون اینکه در برد سیستم های موشکی ما نباشد».
هندرسون در انتهای گزارش خود هر چند تاثیراتی که مسدود شدن تنگه هرمز بر اقتصاد ایران می گذارد اشاراتی نیز کرده است ولی در نهایت به ایالات متحده آمریکا در خصوص زیان هایی که هرگونه ماجراجویی نظامی در خلیج فارس برای اقتصاد و امنیت بین المللی در پی دارد شدیدا هشدار داده است. او در جمع بندی گزارش خود با اشاره به اینکه آمریکا نباید تنها به فکر منافع شخصی خود در جهان باشد می نویسد: «آمر یکا نسبت به سایر کشورهای جهان وابستگی کمتری به نفت خلیج فارس دارد زیرا تنها 35 درصد از نفت مورد نیاز خود را از این منطقه وارد می کند ولی اتحادیه اروپا که 56 درصد و ژاپن که 80 درصد از نفت مورد نیاز خود را از خلیج فارس تامین می کنند نسبت به ایالات متحده آسیب پذیرترند. به همین علت آمریکا باید مانع از هرگونه ماجراجویی در این منطقه حساس جهان شود تا روند صادرات انرژی از این منطقه بدون هیچ خطری در سلامت کامل ادامه یابد».
هشدار هندرسون در خصوص عواقب درگیری نظامی در تنگه هرمز در شرایطی صورت می گیرد که «مایکل کلارک» رئیس موسسه رویال یونایتد سرویس RUSI نیز در این خصوص می گوید: «در صورت ایجاد تنش در تنگه هرمز، ایران این تنگه را مسدود نخواهد کرد ولی ناامن کردن این تنگه بسیار بدتر از بستن آن است چون تانکرهای بزرگ نفتی دیگر امنیت لازم برای عبور از این آبراه را نخواهند داشت».




واژه کلیدی :امریکا و واژه کلیدی :ایران