بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٧

حزب اسلامی افغانستان

حزب اسلامی افغانستان ( Islamic Party of Afghanistan ) :


حزب اسلامی افغانستان، به رهبری آقای گلبدین حکمتیار، یکی از دوشاخه ی مهم جنبش اسلامی سنی، مشهور به جنبش اخوان المسلمین، در افغانستان است که در اواخر سال 1347 در دانشگاه کابل شکل گرفت. این جنبش زمانی مطرح شد که تظاهراتی در اعتراض به توهین کمونیست ها به قرآن کریم توسط دانشجویان مسلمان به راه انداخته شد. دانشجویان کمونیست در شب جمعه 21 رمضان سال 1349، قرآن عظیم الشأن را از طبقه ی سوم خوابگاه دانشجویان دانشگاه کابل به غرض اهانت به این کتاب الهی به بیرون انداختند. دانشجویان مسلمان در اعتراض به این عمل زشت کمونیست ها، به سوی شورای ملی افغانستان راهپیمایی کردند. علاوه برآن، نمایش فیلمی به نام « بی خدایی» در انستیتیوت پلی تخنیک و تجلیل نشریه ی« پرچم» از یکصدمین سالروز تولد لنین، خشم مردم بویژه علمای دینی را بر انگیخت. علما و طلاب دینی در اعتراض به عملکرد کمونیست ها و بی تفاوتی دولت و مقام سلطنت، در مسجد جامع پل خشتی کابل تحصن کردند؛ اما نیرو های امنیتی در نیمه شب 14/2/1349 به مسجد حمله نموده آن ها را دستگیر و پراگنده ساختند. بعد از رویداد های پیش گفته راهپیمایی های دانشجویان مسلمان که سایر اقشار مردم اعم از شیعه و سنی در آن شرکت می کردند به مناسبت های مختلف و با تلاش های آقایان عبدالرحیم نیازی، سیف الدین نصرتیار، گلبدین حکمتیار و ... ادامه یافت و جنبش اسلامی سنی در دانشگاه کابل به عنوان گروه « جوانان مسلمان» مشهور شد.
به نظر می رسد که بعد از مرگ عبدالرحیم نیازی، اولین جرقه ی اختلاف در ابتدای شکل گیری جنبش اسلامی سنی ( اخوان المسلمین) در دانشگاه کابل زده شد؛ چرا که بر اساس ادعای آقای حکمتیار، در اولین جلسه ای که برای تأسیس شورای رهبری این جنبش در 12 میزان (= مهر) سال1350 در مسجد پل تخنیک (= پلی تکنیک) در کابل برگزارشد، جناح برهان الدین ربانی شرکت نداشت. در این جلسه حبیب الرحمان، دانشجوی پل تخنیک، مولوی حبیب الرحمان، استاد دانشکده ی شرعیات، استاد غلام ربانی عطیش، سیف الدین نصرتیار و گلبدین حکمتیار، دانشجویان دانشکده ی مهندسی کابل، شرکت داشتند. بعد از کودتای 26 سرطان سال 1352، که سردار محمد داوود خان به قدرت رسید، جنبش اخوان المسلمین، متهم به طرح بر اندازی رژیم داوود خان شد و در ماه جوزا (= خرداد) 1353، عده ای از سران این جنبش با حدود300 نفر از اعضای آن دستگیر شدند. استاد غلام محمد نیازی، عبدالرسول سیاف، ربانی عطیش، عبدالقادر توانا، استاد سید عبدالرحمان، استاد سربلند خان، دکتر شمس الحق و عبدالشکور دانشجویان دانشکده ی طب ننگرهار، مولوی محمد نسیم، سید عمر شارقی، سید احمد، مهندس محمد امان و استاد میرانگل از جمله ی دستگیر شدگان بودند. گلبدین حکمتیار، مولوی حبیب الرحمان و برهان الدین ربانی به مناطق قبایلی در پاکستان پناه بردند. پناهندگان، در پاکستان مورد حمایت ذوالفقار علی بوتو، نخست وزیر پاکستان و حزب جماعت اسلامی پاکستان قرار گرفتند و در سال 1354 به کمک پاکستانی ها طرح عملیات نظامی وسیعی را علیه رژیم محمد داوود خان اجرا کردند. این عملیات که با رهبری آقای حکمتیار در مناطق ننگرهار، لغمان، پکتیا و پنجشیر انجام شد با شکست مواجه گردید و در نتیجه ی آن نه نفر از اعضای جنبش کشته و 282 نفر دیگر دستگیر شدند. فرماندهی این عملیات را در پنجشیر، احمدشاه مسعود به عهده داشت. بعد از عملیات نا موفق سال 1354، جنبش اسلامی سنی به دو گروه رقیب، یعنی حزب اسلامی و جمعیت اسلامی تبدیل شد که حزب اسلامی تاریخ تأسیس خود را چهاردهم حمل (= فروردین) سال 1348 و جمعیت اسلامی سال 1352، اعلام می کنند.
حزب اسلامی افغانستان، بعد از کودتای کمونیستی هفتم ثور سال 1357، به عنوان یکی از مهمترین و پر قدرت ترین گروه جهادی ظاهر شد و مورد توجه ویژه ی پاکستانی ها و بخصوص شخص ضیاء الحق رئیس جمهورآن کشور قرار گرفت، طوری که به ادعای گروههای رقیب، در طول دوران جهاد حدود60 در صد از کمک های تسلیحاتی و نظامی امریکا و کشور های عربی که از طریق پاکستان به مجاهدین داده می شد در اختیار حزب اسلامی آقای حکمتیار قرار می گرفت. البته، این کار اگر صورت گرفته باشد، نه تنها بخاطر روابط خوب حکمتیار با پاکستانی ها و سایر ملاحظات، بلکه تا حد زیادی به قدرت و استحکام نسبی تشکیلاتی حزب اسلامی و مدیریت آقای حکمتیار هم تعلق داشت. در دوران جهاد، حزب اسلامی در مقایسه با دیگر احزاب اسلامی دارای تشکیلات منسجم و متمرکز بود و به همین دلیل افراد و عناصر نا مسلمان و وابسته به جریان های غیر اسلامی کمتر می توانستند در آن نفوذ کنند. در تشکیلات حزب اسلامی، امیر حزب بالا ترین مقام را داشت و بر تمامی ارگان های حزب مسلط بود. بعد از امیر حزب، معاون حزب که معاون امیر هم محسوب می شد به عنوان با صلاحیت ترین شخص در تشکیلات حزب اسلامی در مقابل امیر حزب، مسؤولیت داشت
حزب اسلامی افغانستان با وجود تشکیلات متمرکزی که داشت از بدو تأسیس گرفتار اختلاف ها و انشعاب ها گردید. مولوی محمد یونس خالص در جدی (= دی ماه) سال 1357، در همان آغاز کار با حکمتیار بر سر مسأله ی امارت و رهبری حزب اختلاف پیدا کرده و انشعاب کرد، اما با همان عنوان حزب اسلامی افغانستان، به کار خود ادامه داد. قاضی محمد امین وقاد که ملتیار هم نامیده می شد، در سال 1364 تحت عنوان« داعیه ی اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان » از حزب اسلامی جدا شد و در همان سال مولوی جمیل الرحمان نیز انشعاب نموده و گروه « جماعت الدعوت الی القرآن والسنه» را در ولایت کنر در شرق افغانستان تأسیس کرد. علاوه بر آن، افرادی دیگری چون قوماندان (= فرمانده) محمد بلال نیرم ، قوماندان دیدار، دکتر شمس، قاضی عبدالرحیم کشککی و ... از حزب اسلامی جدا شدند و این جریان تا زمانی که حزب رمقی داشت ادامه یافت. آخرین انشعاب را قبل از سقوط طالبان از حزب اسلامی، همایون جریر و وحیدالله سباوون انجام دادند و بدنه ی اصلی حزب در داخل افغانستان به دلیل وابستگی قومی به طالبان پیوستند.
آقای حکمتیار به عنوان رهبر حزب اسلامی، با حمله ی امریکا به افغانستان به مخالفت بر خاسته در صف طالبان قرار گرفت و تا کنون (سال1386) به مبارزه ی مسلحانه با نیرو های خارجی و دولت آقای کرزی ادامه می دهد. در چنین شرایطی عده ای از اعضای حزب اسلامی به زعم خود شان حکمتیار را کنار زده و به دولت پیوستند.
حزب اسلامی افغانستان، دردوران جهاد از نظر اعتقادی و سیاسی رادیکال ترین حزب اسلامی سنی در افغانستان به شمار می رفت. این حزب خواستار تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای فقه حنفی است و در طول دوران مبارزه مخالفت خود را با قدرت های استکباری شرق و غرب اعلام کرده است. حزب اسلامی با وجودی که به طور غیر مستقیم بیشتر از گروه های دیگر از کمک های امریکا و غرب در دوران جهاد بر خوردار می شد، همواره با نفوذ امریکا و غرب در افغانستان مخالفت می نمود و گروه های به اصطلاح ملی گرا و طرفداران ظاهر شاه را به دلیل وابستگی به غرب سرزنش می کرد. آقای حکمتیار در این رابطه می نویسد : « ما بین وابستگی به شرق تا وابستگی به غرب تفاوت قایل نیستیم ؛ ما بین ببرک و کسی که توسط امریکایی ها و غربی ها عنوان می شود هیچ تفاوتی قایل نیستیم .»
متأسفانه با استفاده از ضعف سیاسی و ایدئولوژیک رهبری حزب اسلامی در دوران جهاد و بعد از آن، این حزب آگاهانه یا نا آگاهانه در جهت فراهم شدن زمینه برای تحقق اهداف امریکا و پاکستان در افغانستان به کار گرفته شد و بعد از این که تاریخ مصرف آن از نظر کشور های مذکور به سر رسید با راه اندازی جریان طالبان، این حزب را از صحنه خارج ساختند. رهبری حزب اسلامی نتوانست اولاً اهداف دراز مدت کشور های امریکا و پاکستان را در منطقه و افغانستان درست درک و تحلیل کند و ثانیاً نتوانست سلطه جویی قومی و قدرت طلبی شخصی و گروهی را که با ایدئولوژی اسلامی حزب در تضاد بود قربانی نهضت اسلامی نماید و به همین دلیل با تمام قدرت و توانایی که داشت شکست خورد و در قربانی ساختن جهاد و نهضت اسلامی مردم افغانستان، در کنار سایر گروه ها و احزابی به اصطلاح جهادی سهم گرفت.
با وجود اشتباهات سنگین و جبران نا پذیر حزب اسلامی، کارنامه های این حزب را در در دوران جهاد نمی توان نا دیده گرفت. حزب اسلامی در کنار مسائل نظامی و سیاسی به مسائل فکری و فرهنگی نیز توجه جدی داشت و افراد زیادی را در پاکستان و در کشورهای اروپایی در رشته های مختلف تربیت نمود و در صورتی که دولت را در دست می گرفت نیروی انسانی قابل توجهی در اختیار داشت. آقای حکمتیار رهبرحزب اسلامی، شخصاً به امور فرهنگی اهتمام داشت و تا آن زمان بیش از 33 رساله منتشر ساخته بود. حزب اسلامی نشریات متعددی را به زبان های مختلف منتشر می می کرد. نشریه ی شهادت، ارگان نشراتی حزب اسلامی که به زبان های فارسی و پشتو منتشر می شد در سال 1357 تأسیس گردیده بود. مجله ی شفق، به زبان های فارسی و پشتو در سال1360 در پیشاور، تأسیس شد، هجرت به زبان اردو، پیام زن مسلمان، آزادی، الصبح (در اروپا منتشر می شد)، مجله ی مجاهدین به زبان انگلیسی، مجله ی الموقف به زبان عربی، نشریه ی البدر در هلند، پیک آزادی، مجله ی وحدت به زبان ترکی در آلمان، مجله ی الجهاد به زبان عربی در پیشاور، مجله ی کلتور به زبان آلمانی در آلمان، مجله افغان مجاهد به زبان هلندی در هلند، نشریه ی راه حق در تهران، میثاق ایثار در تهران، قیام 24 حوت هرات در هرات و ... از سوی حزب اسلامی منتشر می شدند.
 حزب اسلامی، یکی از دو حزب قدرتمند جهادی از نظر نظامی بود که تقریباً در تمام ولایت های افغانستان پایگاه های نظامی داشت. تورن امان الله خان و انجنیر محمد آصف حکمت، در میدان - وردک، حاجی محمد مسلم یار و بشیر بغلانی در بغلان، سید جمال و مولوی دْر محمد جویا در تخار، مولوی خردمند، عبدالحی شیدا و استاد عبدالودود در بدخشان، سید هاشم وحدتیار در زابل، قوماندان عبدالکریم و پهلوان جمعه گل در هرات، محمد خالد فاروقی در پکتیکا، استاد زاهد ابراهیمی و فضل حق در ننگرهار، استاد فرید در کاپیسا، حاجی عسکر و حاجی سرکاتب در قندهار، انجنیر فیض محمد در پکتیا، مصطفی بدر در ولایت لوگر و ...  از فرماندهان و مسؤولان شناخته شده ی حزب اسلامی افغانستان بودند.




واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :احزاب