بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٧

تنظیم دعوت اسلامی افغانستان

تنظیم دعوت اسلامی افغانستان(Afghanistan's Islamic MissionOrganization)


در سال 1384، به نام آقای عبدالرب رسول سیاف، در وزارت عدلیه افغانستان ثبت شده است. این تنظیم همان حزب « اتحاد اسلامی برای آزادی افغانستان» ، است که در دوران جهاد در پاکستان تأسیس شده بود. تنظیم دعوت اسلامی افغانستان ( اتحاد اسلامی سابق ) از مهمترین گروه های جهادی و یکی از شاخه های جنبش اخوان المسلمین در افغانستان به شمار می رود که رهبری آن در تحولات سه دهه ی اخیر افغانستان یکی از بازیگران شناخته شده، اما بسیار پیچیده بوده است. تنظیم دعوت اسلامی، چه در گذشته و چه در حال حاضر به ذات خود به عنوان یک تشکل سیاسی، از اعتبار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی چندانی برخوردار نمی باشد، بلکه این شخص آقای سیاف است که اهمیت دارد و باید طرز تفکر و عملکرد او در زمان های مختلف مورد توجه جدی قرار بگیرد.
آقای سیاف، از جمله ی کادر های پیشتاز جنبش اسلامی سنی متأثر از جنبش اخوان المسلمین مصر در افغانستان است؛ جنبشی که در دانشگاه کابل شکل گرفت و در دوران جهاد بر اساس گرایش های قومی بطور عمده به دو شاخه ی جمعیت اسلامی و حزب اسلامی تقسیم شد. سیاف بعد از رهایی از زندان و پیوستن به مجاهدین در پیشاور، با کمک مالی و تبلیغاتی عرب های وهابی، بویژه عربستان سعودی، کوشید که رهبری جنبش اسلامی سنی و جهاد را به دست آورد که تلاش های او منجر به تشکیل اتحاد اسلامی افغانستان شده و گروهی بر گروه های جهادی افزوده شد. بنیاد گرایی اسلامی، برقراری نظام خلافت و حکومت صد در صد اسلامی ، مخالفت شدید و خصومت با ظاهر شاه و گروه های طرفدار غرب و مخالفت با تشیع و مجاهدین شیعه در افغانستان، از ویژگی های آقای سیاف در دوران جهاد شناخته می شد. آقای استاد سیاف، در سال 1383 در یک چرخش180 درجه ای از اولین کسانی بود که برای ظاهر شاه یک مجلس دعوت شاهانه در پغمان ترتیب داد و دست او را بوسید. در رابطه با عملکرد آقای سیاف، حرف های زیادی وجود دارد که شاید حرف های آقای حکمتیار در باره ی او بیشتر از دیگران پذیرفتنی باشد، چرا که آنها یکدیگر را از نزدیک می شناسند، چنانچه آقای سیاف در همان مصاحبه ی پیش گفته اظهار داشت که : « انجنیر گلبدالدین حکمتیار برادر همرزم من است و من به جدیت ، فعالیت و پشتکار او اعتراف می نمایم » (1) .
آقای حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، در باره ی آقای رسول سیاف و گروه اتحاد اسلامی او چنین می نویسد : « غرض ارضای برادران عرب و جلب کمک های کشور های عربی اظهار می داشت که سلفی بوده و شیعه را کافر می شمارد و معتقد است که تا همه ی شیعیان سرکوب نشده اند حکومت اسلامی در افغانستان مستقر نخواهد شد و به همین خاطر پنج جنگ خونین را در کـابل بر علیه آنان براه انداخت. از سـوی دیگر، در کابینه ای شـرکت می کرد که هشت وزارت آن به اهل تشیع اختصاص یافته بود. رهبری اتحاد زمانی در پیشاور می گفت : در حکومتی که حتی یک عضو آن کمونیست باشد اشتراک ما حرام است، زیرا چنین حکومتی، حکومت غیر اسلامی می باشد. ولی در کابل وزرای او در کابینه ای شرکت می کردند که چندین وزیر آن از وزرای دوران نجیب و مشاورین او بودند » . (2)
به هر حال، اساسنامه و مرامنامه ی دعوت اسلامی افغانستان در بند های مختلف تدوین شده که ملاحظات مهمی در آنها  مشاهده می شود. قبل از همه با تعجب باید گفت که در اساسنامه و مرامنامه ی دعوت اسلامی که رهبری آن هنوز از اعتبار جهاد و مجاهدین بهره می برد، هیچ اشاره ای به جهاد و مبارزات مردم مسلمان افغانستان نشده است. شش بند از مرامنامه ی حزب تنظیم دعوت اسلامی به حمایت از دولت حاکم و همکاری با آن اختصاص یافته که چنین تأکیدی از سوی هیچ حزب دیگری صورت نگرفته و به نظر می رسد که این حزب اساساً برای حمایت از دولت آقای کرزی تشکیل شده باشد. در بخش سیاسی به نوع نظام سیاسی آرمانی این تشکل پرداخته نشده و چنانچه گفته شد تنها از دولت کنونی حمایت به عمل آمده که می توان گفت نظام سیاسی آرمانی دعوت اسلامی همین نظام حاکم کنونی می باشد. در حالی که آقای سیاف در دوران جهاد با اصل نظام جمهوری و دموکراسی مخالفت می کرد و از نظام خلافت سخن می گفت. در این مرامنامه به نقش اسلام در حاکمیت و نیز نقش شریعت اسلامی در نظام قضایی و تقنینی افغانستان توجه نشده است. در عرصه ی فرهنگی به یک سلسله مسائل کلی و اخلاقی پرداخته شده و از وضعیت نا هنجار فرهنگی، فکری، سیاسی، تربیتی و اخلاقی در کشور سخنی به میان نیامده و راهکاری برای مبارزه با وضعیت کنونی و تقویت فرهنگ اسلامی مطرح نگردیده است. در بخش اقتصادی هم روش اقتصادی این تنظیم، طرح نشده و روشن نیست که چه روش اقتصادی را با اسلام سازگاز می داند. یکی از مسائل بسیار مهمی که برای هر افغان مسلمان و آزاده مطرح می باشد مسأله ی حضور و سلطه ی نیرو های خارجی در افغانستان است که در صورت طولانی شدن حاکمیت ملی را مخدوش می سازد، ولی به این مسأله اکثر احزاب و از جمله حزب دعوت اسلامی توجهی نکرده اند. در پایان باید گفت که از مهمترین نواقص نوشتاری این مرامنامه و اساسنامه آن است که کلمات نا مأنوس عربی و واژه های غیر ضروری انگلیسی در آن ها به کار رفته است.


1- راه حق، نشریه ی حزب اسلامی افغانستان، 12جنوری 1981، ص 3.
2- میثاق ایثار، نشریه ی حزب اسلامی.




واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :احزاب