بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٧

افغانستان ، هزینه تبلیغاتی یا واقع نگری ؟

سایت پیام آفتاب


عبدالشکور اخلاقی

با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا ، دو نامزد برتر آن کشور یعنی باراک اوباما و جان مک کین شعارهای تبلیغاتی خود را متوجه اوضاع افغانستان نموده اند. هر دو نامزد با اظهارات ظاهراً جدی سیاست های بوش را در مورد اوضاع افغانستان و روند مبارزه با تروریسم  مورد انتقاد قرار داده و در این مورد خواهان اقدام جدی تر و دقیق تری گردیده اند.

اوباما جوانترین نامزد ریاست جمهوری امریکا طی اظهاراتی به صراحت بیان داشته است  که ادارۀ جورج بوش با سوق دادن نیروهاى امریکایى به جنگ در عراق و افغانستان به القاعده و طالبان اجازه داد تا دوباره شکل بگیرند. وی در نامه ای که به روزنامه نیویورک تایمز ارسال داشته گفته است که : من در مورد افغانستان یک استراتیژی جدیدی را دنبال خواهم کرد و این کار را با ارسال دو تشکیل نظامی دیگر به این کشور آغاز خواهم نمود. اوباما در ادامه افزوده است که پایان دادن به جنگ افغانستان برای رسیدن به اهداف استراتژیک مان در منطقه از اهمیت به سزایی برخوردار است که این جنگ در افغانستان شروع خواهد شد و تا نابودی پناه گاه های القاعده و طالبان در پاکستان ادامه خواهد یافت. عراق جبهه اصلی مبارزه بر ضد تروریزم نبوده و نخواهد بود. اوباما در اخیر نامه خود می افزاید علت این که من هنوز هم مخالف ادامه جنگ در عراق می باشم کاملا ً به جاست. زیرا فشار بر نیروهای ما هنوز هم ادامه داشته و اوضاع افغانستان روز به روز وخیم تر می گردد . ما تا کنون 200 میلیارد دالر اضافه از آن چه که در مورد عراق پیش بینی کرده بودیم در عراق مصرف نموده ایم. بنا بر این، واضح است که جنگ در عراق و ادامه آن کاملا ًبه ضرر آمریکا خواهد بود. در بخش دیگری از موضع گیریها، آقای اوباما خواهان تمرکز نظامی آمریکا بر افغانستان گردیده و می گوید که وضعیت افغانستان، بیشتر از عراق، امنیت ملی آمریکا را تهدید می کند.

جاک مک کین نامزد دیگر حزب دموکرات در همین رابطه اظهار نموده است که به نظر من هر آن چه لازم است باید انجام داد. افغانستان نیاز به سرباز بیشتری دارد. جان مک کین، درباره سیاست های آینده اش در مورد پاکستان گفته است که باید این کشور جزئی از استراتیژی منطقه ای آمریکا و در صدر اولویت های سیاست خارجی دولت بعدی ما قرار گیرد. ما باید دولت مردان این کشور را قانع سازیم که اگرچه جنگ بر ضد تروریزم در راستای منافع آمریکا می باشد در راستای منافع این کشور نیز قرار دارد.

وی با انتقاد از شیوه اوباما در مورد اوضاع افغانستان و موضع پاکستان گفته است که من دست به هیاهو و سروصدا نمی زنم و مانند وی این کشور را مورد تهدید های پوچ و توخالی خود قرار نمی دهم. هر زمانی که به ریاست جمهوری برسم هرگز اجازه نخواهم داد که تروریستان از چنگم بگریزند و یا جایی را برای مخفی شدن خود پیدا کنند . من به شما اطمینان می دهم که اسامه را گرفتار نموده و به سزای اعمالش برسانم.

به هرصورت، هردو نامزد ریاست جمهوری امریکا در جریان موضع گیری ها و سخنرانی ها ی خود اوضاع افغانستان را در محراق برنامه های خود قرار داده اند و بر تقویت بنیه نظامی برای سرکوب تروریست ها تاکید ورزیده اند و از وضعیت موجود اظهار نارضایتی نشان داده اند . به معنی دیگر هم آقای اوباما و هم آقای مک کین وعده دادند که دیگر بار افغانستان را تنها نخواهند گذاشت و فراموش نخواهند کرد.

اینک این پرسش مطرح می گردد که آیا واقعاً چنین است؟ یعنی نامزدهای ریاست جمهوری همانطور که اعلام موضع نموده اند اوضاع افغانستان و مسأله مبارزه با تروریزم را در محراق سیاست های خارجی خود قرار خواهند داد ؟ آیا آنان موفق خواهند شد که عوامل و حامیان تروریزم را در منطقه تحت فشار بگذارند ؟ آیا مواضع اعلام شده آنان ، سیاست های تأیید شده و تثبیت شده حزب جمهوری خواه و عناصر تعیین کننده در سیاست خارجی آن کشور خصوصاً نسبت به افغانستان می باشد ؟ آیا جای این تردید وجود ندارد که ادعاهای یادشده نامزدهای ریاست جمهوری برخواسته از فضای انتخاباتی و ضرورت تبلیغات انتخاباتی باشد؟ و....

در این مورد با در نظر داشت امیدواری های بوجود آمده چند نکته را لازم به یادآوری می دانم:

در وهله نخست، باید پرسید آنچه اوباما و مک کین درباره اوضاع افغانستان و حکومت پاکستان ابراز داشته اند دیدگاه حز ب و تصمیم گیرندگان واقعی سیاست خارجی از جمله شرکت های بزرگ نفتی چون یونیکال می باشد یا موضع و دیدگاههای شخصی خود شان است ؟ اهمیت این موضوع در آنست که دیدگاههای مطرح شده اگر دیدگاه تصمیم گیرندگان اصلی سیاست خارجی امریکا و حزب جمهوری خواه باشد، این مسئله بایستی در سیاست های جاری دولت امریکا تبارز یابد. چرا این تبارز موکول به زمان پس از پیروزی یکی از نامزد های یاد شده گردد ؟ آیا در پیش گرفتن این شیوه به منزله فرصت سوزی و باز هم مجال دادن به عناصر خشونت گرا نخواهد بود ؟ از سوی دیگر چنانچه دیدگاههای طرح شده موضع شخص نامزد ها باشد این مسأله تا چه اندازه بر سیاست های خارجی امریکا در خصوص افغانستان می تواند اثر گذار باشد؟ آیا تجربه سیاسی امریکا چنین شواهدی را نشان می دهد که اصول سیاست خارجی آن به اثر طرح دیدگاههای یک نامزد و رئیس جمهور تغییر یافته باشد؟

دوم، این که گمان می رود که هر دو نامزد با طرح دیدگاههای یاد شده باز هم راه اشتباه آمیز را ترسیم می نمایند. زیرا که طبق ادعا های صورت گرفته هر دو نامزد موضوع مبارزه با تروریزم را بر محور عملیات و تفوق نظامی می نگرند. حال آنکه روند مبارزه با تروریزم و خشونت گرایی، یا به تعبیر بهتر فرونشاندن بحران جاری در منطقه و افغانستان نیازمند راه حل های اساسی ترو پردامنه تری می باشد. البته که فشار نظامی یکی از شیوه های اعمال محدودیت و مهار بحران بشمار می آید. از همین جاست که شک و گمانه های تردید آور درباره واقعی بودن دیدگاهها و مؤثر بودن آنها در رفع بحران جاری کشور پدیدار می گردد.

سوم، آنکه بسیاری از فعالان سیاسی و منتقدان سیاست در امریکا نسبت به اعلام مواضع نامزد های یاد شده، خصوصا سخنرانی های اوباما و سفرهای وی به خارج از امریکا، از جمله به افغانستان و کشور های منطقه انتقاد جدی دارند. آنان بر این باور اند که این سخنان هیجان انگیز و سفرهای دوره ای بخشی از برنامه تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری بوده بنا بر این، تعهدی را در مورد سیاست خارجی امریکا بدنبال نخواهد داشت. در این صورت تمام انتظاراتی که در مورد آینده سیاست خارجی امریکا بوجود آمده است فرو خواهد پاشید.

نکته آخر، این که مردم افغانستان و منطقه با توجه به تجارب و گذشته تلخی که بیاد دارند و نمی توان آن را نادیده انگاشت این سؤال را طرح می نمایند که آیا موضع گیریهای اخیر نامزد های ریاست جمهوری امریکا در مورد افغانستان بخشی از برنامه های تبلیغاتی برای انتخابات نخواهد بود؟ آیا تکیه بر اوضاع نگران کننده افغانستان به منزله هزینه نمودن برای داغ ساختن بازار رقابت ها نخواهد بود؟ چرا قبل از این که دیر شود سناتور های یاد شده بر دستگاه سیاست خارجی امریکا و تصمیم گیرندگان آن فشار وارد ننموده اند که نسبت به سیاست های شان در افغانستان شیوه جدی تر و قاطع تر و واقع بینانه در پیش گیرند؟ مگر مشابه ادعاهای یاد شده پس از حادثه یازده سپتامبر و در آغاز تهاجم نیروهای ائتلاف در افغانستان از سوی جورج بوش و تونی بلر صورت نگرفته بود ؟ اکنون کدام یک از آن وعده ها و نوید ها تحقق یافته است که نسبت به این وعده ها هم بتوان امیدوار بود؟ نتیجه آن که در میانه بر انگیخته شدن بعضی خوش بینی ها در داخل کشور و موجودیت گمانه های تردید آمیز نسبت به ادعاهای آقای اوباما و مک کین ، باید منتظر بود که آینده مهر تایید بر آن خواهد زد یا این که بار دیگر ثابت خواهد شد که سیاست مداران غربی همواره سرنوشت و وضعیت کشور های بحران زده را هزینه تبلیغات رقابت های انتخابات ی خود می نمایند.




واژه کلیدی :افغانستان و واژه کلیدی :امریکا