بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٧

جهاد و دلارهای نفتی عربستان سعودی


راجر هاردی 
تحلیلگر مسایل امور خاورمیانه در بی بی سی

سایت بی.بی.سی فارسی


راجر هاردی، تحلیلگر مسایل امور خاورمیانه در بی بی سی، به منظور تحقیق در خصوص وهابی گری (برداشت سختگیرانه عربستان سعودی از اسلام) دو ماه را در عربستان سعودی گذراند.
در بخش اول از دو گزارش او، راجر هاردی نگاهی دارد به این موضوع که آیا وهابی گری و دلارهای نفتی عربستان سعودی به گسترش افراط گرایی کمک کرده است یا خیر. 


لورنس رایت، نویسنده کتابی درباره "القاعده" که برنده جایزه "پولیتزر" شده، می گوید: "جوهر وهابی گری اصالت است."

به گفته او : "آنها (وهابیها) بدنبال اصل هستند؛ و این همان چیزی است که باعث می شود آنها بسیار سختگیرانه عمل کنند."

با این وجود ترکی الفیصل، رئیس سابق اطلاعات عربستان، و سفیر سابق عربستان در لندن و واشنگتن این اظهارات را رد می کند.

او می گوید: از نقطه نظر ما چیزی به اسم وهابی گری وجود ندارد. اینها همه جعل است."

سعودیها هیچگاه اهمیتی به انگ "وهابیگری"، عنوانی با بار منفی که از نقطه نظر تاریخی از سوی منقدین آنها علیه شان استفاده می شده، نداده اند.

سعودیها بسیار به این اتهامات که آنها از سرمایه های نفتی برای تبدیل یک مذهب مبهم به یک قدرت جهانی، استفاده می کنند، حساس هستند.

اتهامات و ضد اتهامات

در طول دو ماه گذشته من با مقامات دولت سعودی و سازمانهای خیریه سعودی گفتگو کرده ام. آنها معتقدند که تبلیغات علیه آنها غیر منصفانه است.

شنیده ام که برخی از کارشناسان در نشستی در یک شهر کوچک در هلند، تلاش کرده اند که وهابیسم و سلفی گری را تعریف کنند.

همچنین شنیده ام که یک بازرس ارشد آمریکایی از سوء ظن قوی آمریکاییها نسبت به سازمانهای خیریه سعودی، و دردسرهای آنها از تحقیقات در خصوص موارد مالی (آنها) سخن به میان می آورد.

پتریک فیتزجرالد، یکی از دادستانهای ارشد آمریکا، به من گفت که چگونه او متقاعد شد که یک سازمان خیریه سعودی که مقر آن در شیکاگو بود، برای القاعده فعالیت می کرد.

مقامات آمریکایی این سازمان خیریه با نام "بنیاد خیرخواهی" را در سال 2002 بستند.

دو سال پس از آن یک سازمان خیریه دیگر سعودی با نام "الحرمین" تحت نظر قرار گرفت.

دولتهای آمریکا و عربستان سعودی متوجه شدند که 10 تا از شعبات این سازمان خیریه "تامین دهنده مالی فعالیتهای تروریستی" هستند.

اما بازرسان آمریکایی اغلب برای تبدیل شک و سوء ظنهای خود به مدرک با مشکلاتی مواجه بوده اند.

و این دلیلی است که باعث تقویت شک و تردیدهایی در بین مسلمانان سعودی و آمریکایی درباره ادعاهای مقامات آمریکایی می شود.

ادبیات تنفر

به نقش ادبیات وهابیگری در اشاعه شک و تردید و تنفر علیه بی دینان، که در مدارس سعودی تدریس می شود و به نقاط دیگر دنیا ارسال می شود، نگاهی کرده ام.

عادل جبیر، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن در گفتگویی که با وی داشتم تاکید کرد که اقداماتی برای انجام اصلاحات در نظام تدریسی مدارس و اضافه نمودن دروسی درخصوص ارزشهای چون شکیبایی، در حال انجام است.

حسن الملکی، متخصص امور تعلیم و تربیتی سعودی، (در خصوص این اقدامات) هنوز قانع نشده است.

او به من گفت: "آنها به دانش آموزان اینطور تعلیم می دهند که هر شخصی که با وهابیسم مخالفت کرد یا کافر است و یا از راه راست منحرف شده است و بنابر این باید توبه کند و یا کشته شود."

به گفته آقای الملکی این اظهارات حمله ای بر نیمی از جمعیت عربستان است؛ جایی که اقلیتهای شیعه و صوفی با وهابیگری حاکم در نوعی همزیستی توام با مشکلات، زندگی می کنند.

از دفاتر "انجمن جهانی جوانان مسلمان" (وامی) که بخشی از شبکه ای از سازمانهای اسلامی است دیدار کردم. این انجمن از سوی پادشاه سابق عربستان ملک فیصل در دهه های 60 و 70 میلادی، تاسیس شد.

شبکه ستیزه جویان

این سازمانها با ساختن مدارس و بنیان مساجد کمکهای انسانی به مسلمانان نیازمند می رسانند.

اما شواهدی وجود دارد که در طول زمان برخی از شعب این سازمانها در فعالیتهای شبکه ستیزه جویان، مشارکت کرده اند.

برنارد هیکل، پروفسور مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون، معتقد است که سعودیها روندی را آغاز کردند که اکنون کنترلی بر آن ندارند.

حمایت مالی سعودی از اسلام تندرو، در دهه 1980 و به هنگام کمک آمریکا و دیگران به فعالیت جهادیها علیه اشغالگران ارتش اتحاد شوروی در افغانستان، به بالاترین حد خود رسید.

جنگ افغانستان نقطه ای بود که القاعده از آن سر برآورد.

پروفسور هیکل می گوید: "جن از بطری بیرون آمد و سعودیها دیگر قادر به برگرداندن جن به بطری نشدند."

در سال 2002، تنها یک سال پس از حملات 11 سپتامبر، مقام های آمریکایی یک سازمان خیریه سعودی را که مقرش در شیکاگو بود تعطیل کردند.

سم رو، روزنامه نگاری که این خبر را برای روزنامه شیکاگو تریبیون گزارش کرد بخاطر می آورد که در آن زمان این حادثه "باعث خوشحالی شدید [مقام های آمریکایی] شد."

"جان اشکرافت دادستان کل وقت آمریکا، فورا با هواپیما به شیکاگو رفت و یک کنفرانس خبری برگزار کرد. آنها این حادثه را بعنوان یکی از اولین پیروزی های عمده در مبارزه با تروریسم در بوغ و کرنا کردند."

نام این موسسه خیریه بنیاد سخاوت (Benevolence Foundation) بود.

استتار القاعده

"بنیاد سخاوت" ده سال پیشتر توسط عادل بترجی، یک تاجر ثروتمند سعودی تاسیس شده بود.

اما او خیلی زود اداره این موسسه را به یکی از افراد معتمد خود، مردی اهل سوریه به نام انام آرناوت واگذار کرد.

این دو نفر اولین بار در دهه 80 میلادی در افغانستان، و زمانی که به مبارزان علیه اشغال شوروی کمک می کردند با هم آشنا شدند.

ظن و شک مقام های آمریکایی به این بنیاد خیریه در دهه 90 میلادی بیشتر شد، ولی تا بعد از 11 سپتامبر رسیدگی به پرونده این بنیاد ضرورتی جدی پیدا نکرد.

اما در آن زمان اقدامات پاتریک فیتزجرالد، یکی از دادستان های سرشناس آمریکا متوجه این پرونده شد.

در یک ساختمان فدرال در شیکاگو، آقای فیتزجرالد در گفتگویی به من گفت که چطور متقاعد شده که "بنیاد سخاوت" بعنوان استتاری برای فعالیتهای القاعده عمل می کند.

او می گوید در دفتر این بنیاد در بوسنی اسنادی پیدا شد که در آن یک جلسه تامین اعتبار القاعده، اعضاء آن و انتقال یک محموله اسلحه شرح داده شده است.

با این وجود پاتریک فیتزجرالد نمی توانست به صراحت اتهامات تروریستی را به این موسسه وارد کند.

ثروتمند و مورد احترام

آقای فیتزجرالد در آستانه دادگاه مسئولان بنیاد سخاوت، با آقای آرناوت که به اخاذی محکوم شده بود به یک توافق دست یافت.

متهم سوری که مدعی بود تنها به غیرنظامیان کمک می کند، بخاطر ارسال پوتین و یونیفورم نظامی به مبارزان مسلمان بوسنی گناهکار شناخته شد.

در بهترین حالت این حکم را می بایست یک پیروزی نه چندان مشخص برای مقام های آمریکایی قلمداد کرد.

آمریکایی ها این خیریه را تعطیل کردند اما نتوانستند ارتباط آن با القاعده را ثابت کنند.

اما در حالی که آقای آرناوت مدت محکومیت خود را در زندان سپری می کند، عادل بترجی، رئیس سابق او، در شهر جده عربستان سعودی مردی ثروتمند و مورد احترام است.

آیا او آنطور که ادعا می کند در دهه 90 میلادی ارتباط خود را با بنیاد سخاوت قطع کرد؟ یا آنطور که بر اساس اسناد منتشر شده در دادگاه به نظر می رسد، او از راه دور کماکان این موسسه را هدایت می کرد؟

پس از تلاشهای متعدد برای شنیدن حرفهای او و روایت داستان از دید او، از طریق تلفن موبایل گفتگویی کوتاه با او داشتم اما آقای بترجی حاضر نشد مورد مصاحبه قرار بگیرد.

با این وجود موضوع روابط بنیادهای خیریه و عربستان سعودی از یادها نرفت.

خیریه

در سال 2004 مقام های آمریکایی و سعودی، در یک کنفرانس خبری مشترک در واشنگتن از تعطیلی پنج شعبه یک موسسه خیریه معتبر سعودی بنام الحرمین خبر دادند.

پس از آن هم 10 شعبه دیگر این موسسه در نقاط مختلف جهان، از اندونزی گرفته تا هلند، به اتهام "تامین اعتبار تروریست ها" تعطیل شدند.

الحرمین که در دهه 90 میلادی تاسیس شد، موسسه بزرگ و معتبر بود که روابط نزدیکی با دولت و خاندان حاکم عربستان سعودی داشت.

زمانی که این موسسه در اوج فعالیت خود قرار داشت، 50 شعبه آن در گوشه و کنار جهان مشغول فعالیت بودند.

بر اساس اسناد، این موسسه صدها مسجد ساخته بود، چندین یتیم خانه را اداره می کرد و در تجهیز چندین درمانگاه و بیمارستان نقش ایفاء کرده بود.

در چادری در ریاض، با مردی سعودی که شعبه این موسسه را در شهر اشلند ایالت اوره‌گون آمریکا برپا کرده بود دیدار کردم.

او اکنون از سوی مقامات آمریکایی تحت تعقیب است.

"شواهد غیرقابل انکار"

نشسته بر روی بالش و درحال نوشیدن چای، و در کنار دو وکیل آمریکایی خود، سلیمان البوثی منکر آن است که یک "تروریست جهانی تحت ماموریت" بوده است.

او به من گفت: "من هیچوقت اسامه بن لادن را ندیده ام."

"من هیچوقت به هیچکدام از این نقاط حساس، بوسنی، چچن، افغانستان، یا پاکستان نرفته ام."

او تاکید می کند که در عرصه تبلیغ غیر خشونت بار اسلام فعالیت داشته و یادآور می شود که هیچگاه شواهدی واقعی علیه الحرمین عرضه نشد.

اما برای بازرسانی همچون دنیس لورمل، که از افسران ارشد اف بی آی، اداره فدرال تحقیقات آمریکاست و بر روی این پرونده کار کرده است، شواهد ارتباط القاعده و الحرمین غیرقابل انکار بوده است.

هرچند متقاعد کردن مقام های سعودی به جدی گرفتن شواهد مورد ادعا مسئله ای دیگر بود.

آمریکا دو سال بطور ممتد بر روی سعودی ها فشار وارد کرد تا در نهایت 10 شعبه الحرمین تعطیل شد و مدیر این موسسه در ریاض از کار برکنار شد.

عادل جبیر، سفیر عربستان در آمریکا به من گفت که حکومت کشورش مسئول فعالیت های برون مرزی این موسسه خیریه نیست.

او اذعان کرد که یک کمیسیون نظارت بر فعالیت بنیادهای خیریه، که خود او در سال 2004 ایجاد آن را اعلام کرد، هنوز عملیاتی نشده است.

اما او تاکید کرد در سالهای اخیر، عربستان سعودی گامهای عمده ای برای قانونمند کردن فعالیت بنیادهای خیریه برداشته است.

مشخصه های وهابی‌گری

مطالعه این دو پرونده نشان می دهد که فرایند رسیدن به شواهد غیرقابل انکار از ظن و گمانهای موجود، تا چه اندازه دشوار بوده است.

اینکه در این دو پرونده و هیچکدام از پرونده های مربوط به بنیادهای خیریه مسلمانان در آمریکا، حتی در یک مورد هم اتهام اقدامات تروریستی اثبات نشده است، حقیقتی جالب توجه است.

اما واضح است که در مدت چندین دهه هم بنیادهای خیریه سعودی عملا بدون نظارت اداره شده اند.

آیا سعودی ها منابع مالی جهادگران مسلمان را تامین کرده اند؟ واضح است که آنها باید در این مورد جواب بدهند.

صدور وهابی‌گری، که با افزایش اقبال به نفت در دهه 70 میلادی آغاز شد، مشخصه های منحصر به فردی دارد که در نهایت به تقویت اسلام افراطی منجر شد.

اما پس از 11 سپتامبر، آنها چوب کارهای خود را خوردند.




واژه کلیدی :عربستان و واژه کلیدی :وهابیت و واژه کلیدی :سلفی‌گری