بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧

  بازی پنهان ‌ ISI در منطقه

 

استیون کینزر
ترجمه: فیض‌الله توحیدی

 

دو ماهنامه <چشم‌انداز ایران> در آخرین شماره خود برگردان بخش‌هایی از کتاب جدید <استیون کینزر> با عنوان <براندازی> را منتشر کرده است. کینزر، خبرنگار بازنشسته نیویورک تایمز و نویسنده کتاب مشهور <همه مردان شاه>، در این بخش از کتاب با سرفصل <مگس‌ها روی چشم‌هایشان راه خواهند رفت> به نقش سازمان اطلا‌عاتی ارتش پاکستان‌ ISI در تحولا‌ت افغانستان، منطقه و حتی جهان می‌پردازد. آنچه در پی می‌آید بخش‌هایی از این گزارش جذاب است که به ریشه‌های نزدیکی ‌ ISI و ‌ CIA اشاره می‌کند. برای خواندن متن کامل آن شماره 50 <چشم‌انداز ایران> را تهیه کنید.


افغانستان نفت ندارد، معدن قیمتی هم ندارد، تنها کمی ‌زمین حاصلخیز دارد، ولی سرمایه‌ای دارد که همیشه خارجی‌ها را جذب کرده و آن موقعیت جغرافیایی‌اش است که به هندوستان، ایران، آسیای مرکزی و چین دسترسی دارد. ‌

افغانستان در جنگ‌های جهانی اول و دوم، طبق سنت استقلا‌لش، بی‌طرف بود. در سال‌های پس از جنگ رهبران آن سعی داشتند خود را از جنگ سرد دور نگه دارند و تا حد زیادی هم موفق شدند. افسران جوانی که در سال 1973 نظام پادشاهی را برانداختند، کمک‌های روسیه همسایه و ایالا‌ت متحده دور دست را قبول کرده بودند و بالا‌خره ائتلا‌ف چپی‌ها در اوایل سال 1979 آنها را سرنگون کرد. ‌

رژیم جدید علا‌وه بر هم‌پیمان شدن با اتحاد جماهیر شوروی تلا‌ش کرد اصلا‌حات اجتماعی گسترده‌ای را به جامعه تحمیل کند و این به خشم مردمی ‌منجر شد که روس‌ها را ضدمسلمان می‌دانستند. در استان هرات، اعتراض‌ها به شرکت زنان در دوره‌های سوادآموزی به یک شورش همه‌جانبه بدل شد؛ شبه‌نظامیان هر جا زن، مرد یا بچه روسی را می‌دیدند می‌کشتند و دولت به کمک شوروی با یک بمباران وحشیانه که به مرگ 20 هزار نفر منجر شد اداره شهر را در دست گرفت. ‌

در این میان با وقوع انقلا‌ب اسلا‌می‌ ایران، افغانستان بیش از گذشته برای آمریکا اهمیت پیدا کرد. شورشیان افغان در توانایی جنگیدن با نیروهای روس و حکومت‌های طرفدار آنها محدودیت داشتند. در همین شرایط سیا به کمک آنها آمد. عوامل سیا به کمک‌های پنهایی خود استدلا‌ل می‌کردند هر چه مبارزان را بیشتر تقویت کنند، روسیه بیشتر ضعیف خواهد شد. ‌

سیا در همان سال 1979 به فکر نخستین برنامه کمک به پارتیزان‌های افغان افتاد و این شروع چیزی بود که تا آن زمان بزرگ‌ترین و پرخرج‌ترین عملیات در طول تاریخ سیا به شمار می‌آمد. برخی آن را موفقیت بزرگی می‌دانند، اما برخی دیگر با در نظر گرفتن رویدادهای بعدی، آن را بیشتر فاجعه توصیف می‌کنند. ‌

مهم‌ترین اصل پیروزی یک مبارزه چریکی در یک کشور، دسترسی چریک‌ها به یک کشور همسایه به عنوان پناهگاه است و نقشه آسیای مرکزی نشان می‌دهد پاکستان بیش از هزار مایل با افغانستان مرز مشترک دارد، پس اگر سیا می‌خواست کمک‌های مخفیانه‌ای را برای شورشیان بفرستد باید قراردادی را با پاکستان امضا می‌کرد.

در پاکستان اما، دو سال پیش از آنکه آمریکایی‌ها به فکر نقشه بزرگشان بیفتند، ضیاءالحق با یک کودتای نظامی، ‌دولت دموکراتیک پاکستان را سرنگون کرده بود. او با اشتیاق تمام، خود را وقف دو هدف کرد: ساختن بمب اتمی ‌و تحمیل آنچه خود آن را <نظام راستین اسلا‌می> می‌خواند. بعدها، وقتی آمریکایی‌ها در حال تصمیم‌گیری برای پذیرفتن او به عنوان یک همکار بودند او به اعدام رئیس‌جمهوری برکنار شده، ذوالفقار علی بوتو، اقدام کرد. ‌

آمریکایی‌ها از ضیا خواستند با پایگاه قرار دادن کشورش برای شورشیان موافقت کند. او تنها تحت یک‌سری شرایط خاص حاضر به قبول این موضوع شد. ضیاء الحق گفت سیا نباید به طور مستقیم سلا‌ح در اختیار شورشیان افغان قرار دهد، بلکه باید تسلیحات را برای سازمان اطلا‌عات ارتش پاکستان ‌ )ISI( بفرستد تا آنها آن را به دست افغان‌ها برسانند. افزون بر این نباید هیچ آمریکایی وارد افغانستان می‌شد و یا هیچ‌گونه ارتباطی با فرماندهان پارتیزان‌ها برقرار می‌کرد. ‌ISI به انتخاب خود پول و سلا‌ح را در اختیار رهبران قرار می‌داد. پیمان در اواسط 1979 بسته شد. ‌

در پاییز یک رهبر کمونیست که حفیظ‌الله امین نام داشت و زمانی در دانشگاه کلمبیا درس می‌خواند قدرت را در کابل در دست گرفت. او در پایتخت با دیپلمات‌های آمریکایی ملا‌قات کرد و نگرانی رهبران مسکو را برانگیخت. ‌

در شب کریسمس، هزاران سرباز روسی از پل موقت روی آمودریا گذشتند و به افغانستان وارد شدند و بقیه در فرودگاه کابل به زمین نشستند. تانک‌ها صبح رسیدند. گروهی از فرماندهان ‌ KGB به قصر امین حمله کردند، او را کشتند و رهبر قدرتمند جدیدی را به جای او به قدرت نشاندند. افغانستان دیگر تنها به دست رژیم هواخواهان شوروی اداره نمی‌شد، بلکه تحت تصرف نظامیان شوروی بود. ‌

تنها دو روز طول کشید تا برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور جیمی‌کارتر، به یادداشتی جامع با عنوان <بازتاب‌های مداخله روسیه در افغانستان> برسد: <ادامه مقاومت در افغانستان ضروری است و این به معنای پول بیشتر و همچنین سلا‌ح‌های بیشتر و مشاوره تکنیکی بیشتر به شورشیان است. ما باید به پاکستان قوت قلب بدهیم و آنها را برای کمک به شورشیان تشویق کنیم و این امر مستلزم تجدیدنظر بر سیاست ما در مقابل پاکستان، تعهد بیشتر ما نسبت به آن کشور و کمک‌های تسلیحاتی بیشتر است.>

کارتر و همچنین رونالد ریگان- که در سال 1981 به جای او نشست- با این استراتژی موافقت کردند.




واژه کلیدی :پاکستان و واژه کلیدی :افغانستان