بانک مقالات جهان اسلام

کشورهای اسلامی

نویسنده : محمد مصلحی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧

سایت قدس تی.وی                 19/04/85                 صفحه بین‌الملل

چین و رژیم صهیونیستی

 

پیشینه روابط چین و رژیم صهیونیستی به سال 1979 باز می گردد. در 22 فوریه همان سال هیأتی از مقامات بلند پایه نظامی اسراییل به قصد انجام مأموریتی، رهسپار چین شدند و راه را برای فروش تسلیحات به جمهوری خلق چین هموار نمودند. به این ترتیب روابط نظامی میان چـیـن و رژیم صـهـیـونـیـسـتـی شـکـل گـرفـت. مـی تـوان گـفـت آنچه تل آویو را بر آن داشت تا به پکن نزدیک شود، نفوذ بر دولت پکن جهت تضعیف مناسبات این کشور با اعراب بود. همچنین در آن زمان چین کمونیست در غوغای نظام دو قطبی و جنگ سرد، روابط حسنه ای با ایالات متحده نداشت و غرب نیز حاضر به فروش اسلحه به چین نبود، در چنین شرایطی رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت مناسبات خود را با این کشور توسعه دهد و دروازه های این کشور را به سوی صنایع دفاعی خویش باز کند.


در این میان مرگ «مائوتسه تونگ» و روی کارآمدن رهبر جدید باعث شد پکن آمادگی خویش را برای پذیرش سرمایه گذاری های خارجی اعلام کند و اسراییل نیز از فرصت های تجاری پیش آمده در این کشور استفاده کرد به ویژه آنکه تلاش تل آویو بر آن بود تا با بسط رابطه با چین ضمن دست یابی به بازارهای این کشور، یک مشتری دائم برای صنایع دفاعی خود پیدا کند. گزارش حاضر ضمن بررسی روابط نظامی چین و رژیم صهیونیستی، به مسائل فیمابین در روابط نظامی دو کشور اشارت دارد. انگیزه های رژیم اشغالگر قدس و چین در برقراری روابط با یکدیگر:

 

الف)اسراییل

 

امروزه رژیم صهیونیستی به دلائل مختلف تلاش دارد علیرغم مخالفت آمریکا، روابط خود را با چین در حوزه های مختلف توسعه دهد، که در ادامه به مهمترین این حوزه ها اشاره می شود: 

 

1-1) حوزه نظامی

 

در اواخر دهه هفتاد روابط رژیم صهیونیستی و چین وارد مرحله تازه ای شد. چنانچه ذکر گردید همزمان با دیدار مسئولان عالی رتبه نظامی اسراییل از چین، فروش تسلیحات نظامی رژیم صهیونیستی به این کشور نیز آغاز گردید. تمایل چین برای تجهیز به تکنولوژی نظامی پیشرفته غرب، فرصت مناسبی را در اختیار اسراییل قرار داد تا درب بازارهای داخلی چین را به روی صنایع دفاعی خود بگشاید، به خصوص آنکه در طول جنگ سرد چین از سوی دول غربی تحریم شده بود و توأمان نیاز به تجهیزات نظامی و مدرنیزه ساختن ارتش، این کشور را به سمت رژیم صهیونیستی کشاند. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی می کوشد از این طریق نفوذ خویش را در خاور دور گسترش داده تا به بازارهای این منطقه دسترسی داشته باشد.

2-1) یهودیان چین و امکان جذب آنها

 

از دیگر دلایل و انگیزه های مهم رژیم صهیوینستی برای همکاری با چین می توان به یهودیان چینی تبار اشاره نمود. این گروه از یهودیان در اوایل قرن 12 میلادی همزمان با حکومت سلسله «سونگ» به چین مهاجرت کردند. آنها در بدو ورود معبدی شبیه به معابد بودائیان برای خود ساخته که به دفعات آتش گرفت ولی دوباره به وسیله یهودیان بازسازی گردید. با به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان سیل مهاجرت یهودیان به سمت چین به ویژه شانگهای افزایش یافت. اقلیت منزوی یهودی در چین به عنوان قومی مهاجر، از امکانات مشابه دیگر اقوام چینی برخوردار نبودند و همواره مورد تعرض بوداییان قرار می گرفتند. بر این اساس رژیم صهیونیستی تلاش نمود تا با استفاده از این مسئله و دست آویز قراردادن آن جایگاه یهودیان را در جامعه چین بهبود بخشد و زمینه را برای مهاجرت آنها به سرزمینهای اشغالی فراهم کند(1). همچنین در همین راستا در اواسط سال 2002 با تلاش اسرائیل و جنبش لوباویچ، یک مرکز جامعه یهود در شانگهای چین گشایش یافت (2).

 

3-1) بازار مصرف چین

 

بازارهای پر مصرف چین با توجه به جمعیت و مساحت قابل توجه آن جاذبه های فراوانی برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. در حال حاضر علاوه بر خرید و فروش تسلیحات نظامی، بهبود و توسعه مزارع زراعتی نیز از دیگر برنامه های مشترک پکن – تل آویو تلقی می شود که در راستای طرح بسط مناسبات دوجانبه امکان پذیر گشته است (3).

 

4-1) استراتژی دور کردن چین از اعراب

 

اهمیت دیگر این روابط برای تل آویو مسأله رابطه اعراب و چین می باشد. رژیم صهیونیستی می کوشد تا با دور ساختن چین از اعراب، ایجاد هرگونه رابطه نزدیک را میان آنها محدودسازد. این در حالی است که اعراب حوزه نفوذ قابل توجهی در چین و سایر کشورهای خاور دور دارند. اندونزی، سنگاپور و مالزی به همراه چین از جمله کشورهای خاور دور می باشند که دولتهای عربی به بسط روابط دیپلماتیک با آنها متمایل هستند، می توان گفت جاذبه هایی همانند جمعیت زیاد و بازار مصرف انرژی، دول عربی را به سمت توسعه مناسبات با این کشورها راغب ساخته است.

 

وجود همین جاذبه ها برای رژیم صهیونیستی نیز باعث شده این رژیم حضور خود را در منطقه مذکور مستحکم سازد. به این سبب اسراییل در تقابل و رقابت با اعراب در صدد است هر چه بیشتر به چین نزدیک شده و دایره روابط خویش را با پکن گسترش دهد.

 

 5-1) استراتژی انزوای ایران

 

رژیم صهیونیستی همچنین در صدد است تا با پیگیری فروش تسلیحات غرب به چین همکاری خود را با پکن بهبود بخشد و تا حد ممکن آن کشور را از همکاری با ایران در راستای استراتژی به انزوا کشیدن جمهوری اسلامی ایران، باز دارد.

 

چین پس از کره شمالی و روسیه از جمله مهمترین شرکای نظامی – تجاری ایران در خلال دو دهه گذشته بوده است؛ تأمین نیازهای جمهوری اسلامی ایران به تجهیزات و دانش نظامی از جمله مواردی است که همواره با اعتراض رژیم صهیونیستی مواجه می شود و این رژیم می کوشد در پناه همکاری با چین به کیفیت این روابط تأثیر منفی بگذارد. اعضاء کمیته یهودیان آمریکا (AJC) که یک گروه و لابی طرفدار اسرائیل می باشد در ادعایی از « جیان کیچن » وزیر خارجه اسبق چین به خاطر فروش موشکهای بالستیک و تسلیحات غیر متعارف به برخی دولتها از جمله ایران انتقاد کردند.

 

«رابرتز ریفکیند» رئیس وقت این کمیته همچنین در دیدار با وزیر خارجه چین چنین ادعا کرد: «خطر بزرگ ایران است و این خطر با بدست آوردن تسلیحات غیر متعارف هسته ای، شیمیایی، بیولوژیکی بیشتر می شود.» این کمیته از چین در خواست کرد تا از نفوذ خود برای فشار به کره شمالی به عنوان شریک تسلیحاتی ایران استفاده کند و از دادن این تجهیزات توسط کره به ایران ممانعت بعمل آورد.

 

ب) چین

 

چین نیز برای همکاری با رژیم صهیونیستی دارای دلائل و انگیزه هائی است. این کشور با دارا بودن جمعیت و مساحت فراوان نیازهای گوناگونی از جمله در زمینه کشاورزی دارد، لذا مقرر شده اسراییل در زمینه کشاورزی با احداث مزارع نمونه، الگوهای مناسب کشاورزی و آبیاری خویش را در اختیار چین قرار دهد. از دیگر انگیزه های چین برای تحکیم روابط خود با رژیم صهیونیستی به مسأله تجهیز نظامی و مدرنیزه سازی ارتش چین باز می گردد. چنانچه در پیش آمد همکاری نظامی دو طرف از دهه هفتاد آغاز شد و این رابطه، جوهره روابط اقتصادی پکن – تل آویو گردید. بر این اساس چین مواد خام و کالاهای مورد نیاز اسراییل را در اختیار این کشور قرار می دهد و رژیم صهیونیستی نیز متقابلاً نیاز چین به تکنولوژی برتر نظامی را برآورده می سازد (4) .

 

مهمترین عاملی که چین را به سمت استفاده از تکنولوژی نظامی تل آویو سوق داد به دوران جنگ سرد و عدم فروش هر گونه سلاح به چین توسط دول غربی و آمریکا برمی گردد . لازم به ذکر است که با پایان یافتن جنگ سرد و رقابت دو ابرقدرت تا حدودی روابط میان چین و آمریکا و به تبع آن غرب رو به بهبودی رفت اما این امر منجر به برقراری همکاری نظامی میان آنها نگردید لذا چین ضمن آنکه سیاست خوداتکایی را در پیش گرفته است، می کوشد تا مناسبات خویش را با دیگر طرف ها توسعه دهد. در حال حاضر بیشترین حجم مبادله نظامی و خرید اسلحه چین، از روسیه انجام می گیرد و بیشتر تسلیحات نظامی این کشور، روسی است.

 

شاید بتوان گفت یکی از دلایل روی آوردن پکن به تل آویو این است که این رژیم ضمن در اختیار داشتن تکنولوژی و سلاحهای روسی و آشنایی به نحوه به کارگیری آنها، می تواند اطلاعات خود را در این زمینه به چین ارائه نماید. از سوی دیگر چین برای جبران نیاز تسلیحاتی خویش می بایست به کشورهای صاحب تکنولوژی نظامی روی آورد، این در حالی است که سلاح ها و تکنولوژی تسلیحاتی آمریکا نیز در اختیار رژیم صهیونیستی قرار دارد و با توجه به ممنوعیت ورود این سلاح ها از آمریکا به چین، پکن تسلیحات آمریکایی مورد نیاز خویش را از اسراییل وارد می سازد. به این ترتیب حجم تبادلات نظامی دو کشور گسترش یافت تا جایی که انواع گوناگونی از موشکهای هوا به هوا و دریا به دریا توسط رژیم صهیونیستی به چین فروخته شد. همچنین از دهه هفتاد تاکنون متخصصان نظامی رژیم صهیونیستی به آموزش نظامیان چین مشغول می باشند.

 

قراردادهای همکاری نظامی پکن – تل آویو

 

الف) پیشینه قراردادهای همکاری نظامی

 

همکاری نظامی چین و رژیم صهیونیستی از دهه هفتاد آغاز شد و طی دهه های بعدی گسترش یافت. حجم خرید و فروش نظامی این دو از آغاز دهه هفتاد تاکنون، به میلیاردها دلار رسیده است (5).

 

علاوه بر این در سال 1978 هنگامی که روابط چین – ویتنام تیره شد و برخوردهای نظامی بین طرفین به وقوع پیوست، رژیم صهیونیستی با اعزام تعداد زیادی سرباز و هواپیما به چین، استراتژی جنگی نوینی برای این کشور طرح ریزی نمود و سیستم های تسلیحاتی مورد نیاز را در اختیار چین قرار داد (6) .

 

جنبه عمده همکاری نظامی دو طرف، پس از سال 1992 تحقق پذیرفت، در این سال طی سفر یک هیأت بلند پایه از مقامات چینی به سرزمین های اشغالی، این رژیم طی پیمانی، هشت فروند هواپیمای روسی از نوع ایلوشین-76 که مجهز به دستگاههای رادار و هشدار دهنده می باشند به چین فروخت. همچنین تاکنون مقادیر زیادی تانک، موشک و سیستم های هشدار دهنده از طرف رژیم صهیونیستی به چین فروخته شده است، تا جایی که براساس آمار موجود حجم خرید نظامی چین از این رژیم در سال 2001 بیش از 2 میلیارد دلار بوده است. یکی از مهمترین معاهدات فروش تسلیحات نظامی اسراییل به چین معاهده ای است که در ژوئیه سال 2000 به امضای طرفین رسید. براساس این معاهده قرار بودکه رژیم صهیونیستی رادارهای هوایی هشدار دهنده موسوم به «فالکون» را در اختیار چین قرار دهد. ارزش این معاهده 250 میلیون دلار برآورد شد و چین به عنوان پیش پرداخت، 150 میلیون دلار به رژیم صهیونیستی پرداخت نمود (7).

 

پس از گذشت چند ماه از انعقاد این قرارداد، اسراییل تحت فشار آمریکا به طور یکجانبه آن را لغو نمود که واکنش شدید دولت چین را به همراه داشت. چین پس از گذشت یک سال از لغو این قرارداد اعلام کرد که به دلیل لغو یک جانبه این معاهده از سوی تل آویو، 2 میلیارد دلار به این کشور خسارت وارد شده و بایستی اسراییل این خسارت را جبران نماید.

 

ب) دلایل لغو معاهده فالکون

 

فشارهای آمریکا بر اسراییل

 

مهم ترین عامل لغو معاهده فالکون فشارهای ایالات متحده بر اسراییل بود. واقعیت آن است که از بدو امر، ایالات متحده با واگذاری چنین سیستمی به چین مخالف بود، آمریکا دلیل اصلی مخالفت خود را، اختلافات چین با تایوان عنوان می کرد. ایالات متحده بر این باور است که در اختیار داشتن رادار هوایی فالکون توسط چین برای امنیت تایوان خطرناک خواهد بود و توازن قوا را در منطقه بر هم خواهد زد. لذا با اعمال فشار زیاد بر اسراییل از تل آویو خواست هرچه سریعتر این قرارداد را لغو کند. در همین راستا کنگره آمریکا اعلام داشت در صورت عدم لغو قرارداد مذکور، ایالات متحده لایحه بودجه کمک به رژیم صهیونیستی را تصویب نخواهد کرد. به محض آنکه رژیم صهیونیستی اعلام داشت معاهده فروش فالکون به چین منتفی می باشد، آمریکا ضمن ابراز خشنودی از این تصمیم، اعلام کرد این اقدام منجر به رضایت کنگره و تصویب بودجه ای جهت کمک به اسراییل خواهد شد (9).

 

نیاز اسراییل به حمایت آمریکا

 

در کنار علل خارجی مذکور می توان گفت عوامل داخلی نیز در لغو قرارداد فالکون سهیم بود و آن نیازی است که اسراییل به عنوان رژیمی «رانتیر» (تحصیلدار) به حمایت های مادی، نظامی و دیپلماتیک آمریکا دارد. همزمان با انعقاد قرارداد فروش فالکون به چین، آمریکا به شدت واکنش نشان داد و با اعلام این مطلب که بودجه کمک خویش به رژیم صهیونیستی را کاهش خواهد داد علناً مخالفت و نارضایتی خود را از این معاهده ابراز داشت. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی که در سایه اتحاد استراتژیک با آمریکا توانسته است نفوذ خود را در خاور دور تثبیت کند، چنانچه روابط چین و آمریکا رو به بحران می گذاشت، قدر مسلم با مشکل مواجه می شد. لذا همزمان با اعمال فشارهای ایالات متحده، رژیم صهیونیستی با توجه به هم سویی با منافع آمریکا به این فشار ها پاسخ گفت و قرارداد فروش فالکون به چین را لغو نمود که در حال حاضر به اختلاف برانگیزترین مسأله میان پکن و تل آویو تبدیل گشته است. از زمان فروپاشی شوروی، آمریکایی ها در مورد چین نگران بوده اند. این نگرانی از یک سو به نگرش آمریکا به چین در چارچوب منازعات جنگ سرد باز می گردد که پکن را دولتی در زمره اقمار شوروی می داند، از سوی دیگر پس از فروپاشی شوروی، چین به عنوان دولتی که سیاست خوداتکایی و صنعتی شدن را به شدت دنبال می کند، تصمیم گرفت تا به عنوان یک قطب صنعتی مطرح شود.

 

همچنین با اختلافات میان چین و تایوان، آمریکا ناخواسته وارد نزاع شده و از تایوان حمایت کرد؛ اما اسراییل روابط با چین را به دلایلی که در بالا ذکر شد بر تایوان ترجیح داد لیکن با مخالفت آمریکا، اسراییل به نفع رابطه با آمریکا، معاهده فروش فالکون را با چین لغو نمود، در نتیجه می توان گفت هر چند تل آویو به رابطه سیاسی و نظامی با چین نیازمند است اما ارزش نیازش به امریکا، تل آویو را وادار به لغو قرارداد فالکون نمود. با وجود این ،قرارداد اخیر فروش تسلیحات از سوی رژیم صهیونیستی به چین بیانگر این مسأله است که :

 

اولاً اسراییل سعی دارد تا شرکاء و متحدینی را در دیگر حوزه ها و مناطق داشته باشد.

 

ثانیاً دولتمردان اسراییلی بر آن هستند تا از اتکا خود به آمریکا بکاهند.

 

و ثالثاً تل آویو بر این باور است که چین ابرقدرت آینده است و همکاری با آن به نفع این رژیم تمام خواهد شد و آمریکا نیز در نهایت مجبور خواهد شد تا این همکاری را بپذیرد و خود نیز به توسعه روابط با پکن اقدام نماید و سیادت چین را بر حوزه پاسیفیک بپذیرد.

 

نتیجه گیری :

 

در حال حاضر چین تأمین کننده موشکهای کوتاه برد و میان برد کشورهای عربی می باشد و از نظر اعراب می تواند به عنوان حامی و تأمین کننده تسلیحات نظامی مورد نیاز آنها عمل نماید، این موضع عرب ها در حمایت پکن از قدرتهای نظامی عربی مثل مصر و سوریه مشهود است. چنانچه وزیر امور خارجه چین طی سفر به دمشق و دیدار با همتای سوری خویش، حمایت و جانبداری همه جانبه دولت متبوعش از مواضع سوریه در قبال رژیم صهیونیستی را عنوان داشت و ضمن محکوم نمودن اشغال اراضی فلسطینی توسط رژیم صهیونیسیتی خواستار برخورد با تروریسم گردید (11) .

 

همچنین وزیر امور خارجه چین در قاهره با احمدماهر همتای مصری خود دیدارکرد و با بررسی اوضاع خاورمیانه، وخیم شدن اوضاع منطقه را ناشی از اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیسیتی دانست، وی خواستار آن شد که همه جهانیان سیاست تروریستی اسراییل را محکوم کنند (12).

 براین اساس همکاری نظامی چین و رژیم صهیونیستی در بلندمدت منجر به بر هم خوردن موازنه نظامی در خاورمیانه خواهد شد اما در صورتی که پکن روابط خویش را با اعراب گسترش دهد این موازنه به ضرر رژیم صهیونیستی تغییر خواهد کرد. باید به خاطر داشت که اسرائیل در طول تاریخ کوتاه خود همواره بر آن بوده است تا با استفاده از همکاری با سایر کشورها حریم هایی را که از سوی واشنگتن برای آن ترسیم شده نقض کند، نمونه بارز این سیاست رژیم صهیونیستی را می توان در همکاری هسته ای اسراییل با چین در زمان «جان اف کندی» رئیس جمهور اسبق آمریکا عنوان کردکه هر دو طرف در آن زمان دست به آزمایش هسته ای زدند که مورد مخالفت کندی قرار گرفت.

 

منابع:  

 1.روابط چین و اسراییل، مؤسسه ندا (11/6/1999)

 2. آژانس یهود (14/05/2002)

 3. رادیو اسراییل (27/9/1380)

 4. مؤسسه ندا (5/2/1380)

 5. رادیو اسراییل (20/7/1380)

 6. مؤسسه ندا (5/2/1380)

 7. هاآرتض (7/9/1380)

 8. هاآرتض (22/7/2001)

 9. هاآرتض (22/12/2001)

 10. شبکه یک تلویزیون اسراییل (23/4/1380)

 11. جزوه درسی سیاست خارجی قدرت های بزرگ. دکتر صیری

 منبع:سایت رصد




واژه کلیدی :چین و واژه کلیدی :اسرائیل-1